توحید عملی | قسمت ۱۱
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، از قانونی رمزگشایی میکند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.
دقیقاً زمانی که تصور میکنیم به اوج مهارت و تخصص رسیدهایم، در دام ذهنی «خودم میدانم» گرفتار میشویم که میتوان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشتهایم که:
زمانی که در کاری «تازهکار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشانتر و ایمنتری میگیریم، اما بهمحض اینکه احساس «حرفهای بودن» میکنیم، چالشها و شکستها آغاز میشوند. به نظر شما چرا؟!
درس اصلی این است: احساسِ «خودم میدانم»، بزرگترین مانع در برابر جریان هدایتهای خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بینیاز میبینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشتهمان تکیه میکنیم، ناخودآگاه دروازههای هدایت را میبندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصصمان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف میکنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمیدانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل میشویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان میگذارد.
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که استاد عباسمنش با مثالهایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازیهای کامپیوتری تشریح میکنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح میدهند که ذهن استدلالگر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمولهای قدیمی حل کند. مثل برنامهنویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان میکند و شکست میخورد، اما لحظهای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمیدارد و از نیروی برتر کمک میخواهد، سادهترین و درستترین راهکار به او الهام میشود. این همان نقطهای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور میکنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالیکه بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسانها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا میسپارند.
افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایتهای او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.
آموزههای دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ بهگونهای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهمترین موضوع در دریافت هدایتهای خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق همصحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.
خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرندههایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیدهای انجام نمیشود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:
پذیرش اینکه «من نمیدانم و او میداند» و مهمتر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایتهای خداوند»
آگاهیهای این قسمت، منطقهای محکمی به ما میدهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایتهای او میشود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر میکنند بهخاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شدهاند. استاد عباسمنش با ذکر منطقهای توحیدی محکم به ما یادآور میشوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.
درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزههای دوره احساس لیاقت است که مکمل بینظیری برای اجرای توحید در عمل است.
باور محدودکننده دیگری که استاد عباسمنش در این فایل بهعنوان مانعی مهم در دریافت هدایتهای خداوند به آن اشاره میکنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت میکنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایتهای الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخهای روغنکاریشده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.
اگر زندگی شما سخت پیش میرود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، میخواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود ندادهاید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان میکند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج میکنید.
تمرین این قسمت:
به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهیهای این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:
الف) در چه مواردی از زندگیتان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفهای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدید که خود را بینیاز از هدایتهای خدا دیدید و سراغ ایدههای خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابلانتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمانهایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمیدانید»، سپس به ایدههایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟
ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی میچرخد و کارها بهخوبی پیش میرود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفهای بودن، تشخیص میدهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟
فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث میشود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفهای باشید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۱632MB67 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۱64MB67 دقیقه






به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
درود بر شما استاد عباسمنش عزیز
این که چیزی رو قبلا بلد نبودیم الان یادمیگیرم و با احتیاط و توجه زیاد ازش استفاده میکنیم یا به کار میگیریمش ، در هر زمینه ای، نشون میده اون ابتدای کار چقدر تمرکز داریم روش و ادعایی نداریم و داریم از انجام دادنش لذت میبریم حتی اگه خیلی بلد نباشیم چون اول راه هستیم وبه خودمون سخت نمیگریم ولی وقتی یکم که میگذره و مسلط میشیم به شرایط و به اون چیزی که یاد گرفتیم دیگه دقت قبلو نداریم و بی ملاحظه تر رفتار میکنیم ، این چیزیه که واسه همه مون اتفاق افتاده، مثال رانندگی که زدید کاملا درسته و منطبقه با این موضوع ، و ما کاری که میتونیم بکنیم اینه که به خودمون غره نشیم مثل روز اول اگه بتونیم اگه نه با احتیاط تر رفتار کنیم در هر شرایطی هستیم متواضع باشیم و اعتبار نحوه یادگیری چیزی رو به خودمون ندیم بلکه خدا هست که توانایی درک اون مطلب یا اون کار یا اون دستگاه رو به ما داده نه اینکه خودمون به تنهایی کاری کرده باشیم ، همیشه باید از خداوند طلب کمک کنیم که مارو یاری بده و در هرکاری کمک مون کنه ، خدایی که جهان رو داره مدیریت میکنه توانایی هرکاری رو داره
برای درک این موضوع اول باید باور کنیم که خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه ما لایق هدایت خداوند هستیم و انقدر ارزشمند هستیم که خدا به ما میگه چه کار کنیم ودوم اینکه بپذیریمکه چیزی نمیدونیم و اجازه بدیمخدا هدایتمون کنه ، ما در مقابل خداوند آگاهی نداریم
همین امروز من رفتم بازار میخواستم بعدش برم دفتر دوستم تماس گرفتم و گفت خودم نیستم ولی بچه ها هستنکارتو راه میندازن اولش گفتم نه موقعی میام دفترت که خودت باشی این درصورتی بود که کالایی میخواستم بخرم از دوستم و دوست داشتم که اون موقع بخرمش ، خلاصه تو مسیر برگشت به خونه حواسم نبود و اتوبوس اشتباهی سوار شدم که از قضا همون مقصد اون اتوبوس چند متر با دفتر دوستمفاصله داشت و وقتی این اتفاق افتاد گفتماین یه نشونست و خدا داره بهم میگه برو دفتر دوستت و چیزی که دوست داریو بخر و من هم که متوجه شده بودم قبول کردم و اجازه دادم مسیری که خدا داره بهم نشون میده برم
این مثالی بود که همین امروز افتاد و تازه تازه بود، بارها تو این چندسال اخیر از این اتفاقات افتاده که دارم هر دفعه بهتر درک میکنم که خدا چطور داره با من حرف میزنه ، اوایل شروع درک این مطالب نمیتونستم تشخیص بدم خدا کی داره با من حرف میزنه ولی الان دارم بهتر میشم و بهتر درکمیکنم خدا چطور داره هدایتم میکنه
این هم مستلزم رعایت اون دو باوری بود که شما اشاره کردید: یعنی لایق دونستن خود که خدا داره با من حرف میزنه و آگاهی نداشتن از هیچ چیزی
هر چقدر بتونیم این دوباور رو تقویت کنیم وبگیم که چیزی نمیدونیم بهتر الهامات رو دریافت میکنیم
سعی میکنمدرمورد هرچیزی از خداوند طلب هدایت کنم ، درسته بعضی موقع ها یادم میره بهش بگم ولی اون موقع که یادم میفته حتما ازش درخواست میکنم و سعی میکنم روی مغز خودم حساب نکنم
اگه اینو بپذیریمکه در مقابل ابدیت خداوند چیزی نیستیم خدا توسط دستانش شرایط رو برای دریافت نعمت ها برامون برآورده میکنه
اگه اجازه بدیم خداوند کارهارو انجام بده زندگی خیلی روون تر میشه
بسیار سپاسگزارم استاد عزیز خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون