توحید عملی | قسمت ۱۱

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، از قانونی رمزگشایی می‌کند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.

دقیقاً زمانی که تصور می‌کنیم به اوج مهارت و تخصص رسیده‌ایم، در دام ذهنی «خودم می‌دانم» گرفتار می‌شویم که می‌توان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که:

زمانی که در کاری «تازه‌کار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشان‌تر و ایمن‌تری می‌گیریم، اما به‌محض اینکه احساس «حرفه‌ای بودن» می‌کنیم، چالش‌ها و شکست‌ها آغاز می‌شوند. به نظر شما چرا؟!

درس اصلی این است: احساسِ «خودم می‌دانم»، بزرگ‌ترین مانع در برابر جریان هدایت‌های خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بی‌نیاز می‌بینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشته‌مان تکیه می‌کنیم، ناخودآگاه دروازه‌های هدایت را می‌بندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصص‌مان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف می‌کنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمی‌دانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل می‌شویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان می‌گذارد.

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که استاد عباس‌منش با مثال‌هایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازی‌های کامپیوتری تشریح می‌کنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح می‌دهند که ذهن استدلال‌گر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمول‌های قدیمی حل کند. مثل برنامه‌نویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان می‌کند و شکست می‌خورد، اما لحظه‌ای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمی‌دارد و از نیروی برتر کمک می‌خواهد، ساده‌ترین و درست‌ترین راهکار به او الهام می‌شود. این همان نقطه‌ای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالی‌که بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسان‌ها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا می‌سپارند.

افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایت‌های او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.

آموزه‌های دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ به‌گونه‌ای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهم‌ترین موضوع در دریافت هدایت‌های خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق هم‌صحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.

خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرنده‌هایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیده‌ای انجام نمی‌شود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:

پذیرش اینکه «من نمی‌دانم و او می‌داند» و مهم‌تر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایت‌های خداوند»

آگاهی‌های این قسمت، منطق‌های محکمی به ما می‌دهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایت‌های او می‌شود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر می‌کنند به‌خاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شده‌اند. استاد عباس‌منش با ذکر منطق‌های توحیدی محکم به ما یادآور می‌شوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.

درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزه‌های دوره احساس لیاقت است که مکمل بی‌نظیری برای اجرای توحید در عمل است.

باور محدودکننده دیگری که استاد عباس‌منش در این فایل به‌عنوان مانعی مهم در دریافت هدایت‌های خداوند به آن اشاره می‌کنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت می‌کنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایت‌های الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخ‌های روغن‌کاری‌شده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.

اگر زندگی شما سخت پیش می‌رود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، می‌خواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود نداده‌اید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان می‌کند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج می‌کنید.


تمرین این قسمت:

به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهی‌های این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:

الف) در چه مواردی از زندگی‌تان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفه‌ای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آن‌قدر مغرور شدید که خود را بی‌نیاز از هدایت‌های خدا دیدید و سراغ ایده‌های خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابل‌انتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمان‌هایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمی‌دانید»، سپس به ایده‌هایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟

ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی می‌چرخد و کارها به‌خوبی پیش می‌رود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفه‌ای بودن، تشخیص می‌دهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟

فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث می‌شود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفه‌ای باشید.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مهشید» در این صفحه: 5
  1. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام به اساتید عزیزم

    سلام به دوستان خوبم

    استاد جان خیلی خیلی ممنونم که دوباره برامون فایل جدید آماده کردید… خیلی فایل سنگینی بود…

    حداقل برای من که خیلی سنگین بود…

    اگر بخوام آگاهی ها و نکات فایل رو یک به یک بنویسم خیلی کامنت مفصل و طولانی میشه؛ ولی الان میخوام به تبعیت از چند کامنت اخیرم، همزمانیهایی که این فایل برام داشته رو اینجا بنویسم که برام ثبت بشه و یادم بمونه.

    یکی از همزمانیهایش این بود که من دیروز برای فایل نشانه ام یک کامنت نوشتم، و درباره توحید نوشتم و نوشتم که حس میکنم که دلم میخواد فایل توحید عملی 9 رو دوباره گوش بدم…

    صبح که سایت را باز کردم و دیدم فایل جدید توحید عملی داریم، این رو یک نشونه برای خودم دونستم که شاید باید روی فایلهای توحیدی بیشتر تمرکز کنم.

    موضوع بعدی مثال رانندگی بود. چون مدتیه که خارج از ایران هستم، تصمیم گرفتم که گواهینامه اینجا رو بگیرم و با اینکه سالهاست که رانندگی میکنم و دست فرمونم هم خوبه، اما رانندگی در کشورهای دیگه و آشنا شدن به قوانین راهنمایی اون کشور، دوباره یه چالش جدیده برای من و به خودم قول دادم که از زیرش در نرم و ازش فرار نکنم. و برام جالب بود که موضوع صحبتتون رو با بحث رانندگی شروع کردین.

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    استاد، با این مثالتون، چقدر خشوع رو واضح و ملموس برامون توضیح دادین و بازش کردین. این صحبتاتون منو یاد فایل توحید عملی 10 انداخت که راجع به آیه 17 سوره انفال: وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ توضیح دادین که اتفاقا چند روز هست که مرتبا این آیه رو با خودم تکرار میکنم.

    استاد، من یادمه که اون اوایل که تازه با سایت و آموزشهای شما آشنا شده بودم، وقتی راجع به بحث هدایت شنیدم و چند بار، به خصوص توی امور روتین روزانه، امتحانش کردم و نتیجه داد، توی یه مقطعی دچار این نگرانی شدم که حالا که همه چیز هدایته و همه جوابها رو اون به من میگه، اگه یه دفعه جواب رو نگفت من چیکار کنم؟!

    تازه اون لحظه بود که متوجه شده بودم که اگه هدایت نباشه من از پس هیچ کاری برنمیام، ولی حالا نگران این شده بودم که اگه راهنماییم نکرد، من چیکار کنم؟!

    استاد اگه ممکنه لطفا بیشتر راجع این موضوع هم صحبت کنید که: چکار کنیم که در عین حال که خشوع داشته باشیم دربرابر خداوند، اعتماد به نفسمون رو هم برای انجام کارها حفظ کنیم؟ و هر دوی این ویژگی ها رو باهم داشته باشیم؟

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    خدایا من نمیدونم، تو میدونی… تو میدونی که چه چیزی باید گفته بشه. تو میدونی…

    من نمیفهمم، من نمیدونم تو به من بگو… تو برای من تصمیم بگیر… من چیکارم؟!… من ضغیف و ناتوانم، تو قدرتمندی…. تو انجام بده.

    همزمانی بعدی، 2 تا جمله بالا بودن: اولی، جمله شما توی فایل امروز بود، و دومی، جمله رزا جان توی فایل نشانه دیروزم بود که من این همزمانی واضح رو تایید میکنم و سعی میکنم که به مفهوم این جملات بیشتر دقت و تفکر کنم.

    کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    جهاد در راه خدا، بر شما مقرّر شد؛ در حالی که برایتان ناخوشایند است. چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید. (سوره بقره- آیه 216)

    فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ ۚ إِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    پس، برای خدا امثال قائل نشوید! خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید. (سوره نحل- آیه 74)

    وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ یَنْکِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَیْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ۗ ذَٰلِکَ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کَانَ مِنْکُمْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ۗ ذَٰلِکُمْ أَزْکَىٰ لَکُمْ وَأَطْهَرُ ۗ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عدّه خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد. این دستوری است که تنها افرادی از شما، که ایمان به خدا و روز قیامت دارند، از آن، پند می‌گیرند. این، برای رشد شما مؤثرتر، و برای شستن آلودگیها مفیدتر است؛ و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید. (سوره بقره- آیه 232)

    إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفَاحِشَهُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَهِ ۚ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ

    کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است؛ و خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید. (سوره نور- آیه 19)

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    این تواضع در مقابل خداوند رو همیشه داشته باش. توی هر موضوعی…. چجوری؟

    اینجوریکه توی هر کاری که میخوای انجام بدی به خودت بگو: خدایا من اگر تو هدایتم نکنی، هیچی نیستم. اگر راه رو بهم نشون ندی، من هیچکاری نمیتونم بکنم…

    من هیچکاری بلد نیستم. تو هستی که بلدی، تو هستی که علیمی، تو هستی که رزاقی.

    اگر رزق و نعمتی توی زندگی من هست، به خاطر حضور توئه، به خاطر رحمت توئه.

    این باید نگاه همیشگی ما باشه که:

    خدایا بهم بگو کی، چه کاری رو انجام بدم؟

    اینکه چقدر ما هدایتهای خداوند رو دریافت کنیم، برمیگرده به اینکه:

    1- چقدر باور کنیم که خداوند ما رو هدایت میکنه؟ چقدر باور کنیم که خداوند با ما صحبت میکنه؟ چقدر ما باور داشته باشیم که ما لیاقت همصحبتی با خداوند رو داریم؟ ما لیاقت دریافت پیامهای خداوند رو داریم؟

    چون این، خیـــــلی باور مهمیه… خیلی باور مهمیه.

    استاد از صحبتهای این قسمتتون من اینطور برداشت کردم که توی ذهن خیلی از ماها، شاید مرز بین تواضع دربرابر خداوند و بی لیاقتی، قاطی شده و جملاتی که ما استفاده میکنیم، نشون دهنده تواضع نیست؛ بلکه بیشتر نشون دهنده حس نالایق بودنه و تازه این رو یک ویژگی مثبت هم میدونیم.

    و همونجور که خودتون هم گفتین، با اینکه خدا همیشه داره با ما ارتباط برقرار میکنه، با این کارمون، ما میایم اون ارتباط با خدا رو قطع میکنیم.

    حتی الان که کامنت خودم رو دوباره خوندم، فکر میکنم همین موضوع، جواب سوالیه که اول کامنتم پرسیدم. یعنی اگر من احساس کنم که لایق دریافت الهامات و هدایتهای خداوند باشم، دیگه نباید نگران این بشم که خوب اگر هدایت نکرد چیکار کنم؟!

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    + و حتی اگر آدم توی مسیر اشتباه رفته باشه توی زندگیش، باید بیاد از خدا طلب بخشش کنه و باور کنه که خدا بخشیدتش و باور کنه که خداوند میخواهد که همه ما رو هدایت کنه و بر خودش واجب کرده هدایت بندگانش رو: (انا علینا للهدی…) و خداوند من رو هدایت میکنه. فارغ از اینکه ممکنه من چقدر مسیر رو اشتباه رفته باشم.

    استاد این جملات رو داشتم گوش میکردم، یه دفعه یه چیزی که نمیدونم دقیقا چی بود، مثل یه تصویر یا نمیدونم چی، به ذهنم اومد، که انگار مربوط به زمانی بوده که در ازل یا دنیای پیش از زندگی، منه بنده، دارم با خدا درباره قول و قرارهای آخرمون صحبت میکنیم که من بیام به زندگی….

    و قرار میشه که خدا یه سری کارها رو انجام بده، و من هم (منه نوعی به عنوان یک انسان) یه سری کارها رو انجام بدم…

    حالا خدا تمام اون کارهایی که گفته بود رو داره انجام میده (و کیست وفادارتر از خدا به عهد خویش)، و هدایتهاش رو در هر لحظه داره میفرسته،

    ولی انگار من یادم رفته که باید چیکار میکردم!

    اون کار خودش رو طبق قول و قرارمون داره درست انجام میده… این مائیم که، نمیدونم به چه دلیل، یادمون رفته اون قول و قرارها و اون سمتی رو که قرار بوده انجام بدیم!

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    + خدایا از تو طلب مغفرت میکنم… من رو به راه راست هدایت کن.

    و بعد باید بپذیریم که خدا قبول کرده این توبه رو. خدا غفور و رحیمه.

    فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿39﴾

    پس کسی که بعد از ستم کردنش توبه کند و اصلاح نماید، یقیناً خدا توبه اش را می پذیرد؛ زیرا خدا بسیار آمرزنده و مهربان است. (سوره مائده- آیه 39)

    و بعد باور کنم که بنابراین: من دریافت میکنم الهامات رو. من دریافت میکنم پیامهای خداوند رو، هدایتهای خداوند رو. و من لایقم که با خداوند صحبت کنم… من لایقم که خداوند من رو هدایت کنه.

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    2- موضوع دوم اینکه، بپذیره که خودش چیزی نمیدونه. بپذیره که درمقابل آگاهی که خداوند داره، که سمیع و علیمه، خداوندی که شنواست و خداوندی که داناست، بپذیریم که علم و آگاهی و نالج ما هیچی نیست.

    اونوقت آماده ایم برای دریافت پیامهای خداوند. چون اینجوری ظرفمون رو داریم خالی میکنیم.

    چون وقتی میگیم من بلدم و من حالیمه، یه جورایی داریم این پیام رو میدیم که: خدایا من به تو نیازی ندارمااااا، خودم بلدم!!!

    لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ ۖ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ۚ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

    در قبول دین، اکراهی نیست. راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست. (سوره بقره- آیه 256)

    هُنَالِکَ دَعَا زَکَرِیَّا رَبَّهُ ۖ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّهً طَیِّبَهً ۖ إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعَاءِ

    در آنجا بود که زکریا، پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‌ای به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوی» (سوره آل عمران- آیه 38)

    وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ ۚ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

    و هرگاه وسوسه‌ای از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر؛ که او شنونده و داناست. (سوره اعراف- آیه 200)

    فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

    این شما نبودید که آنها را کشتید؛ بلکه خداوند آنها را کشت! و این تو نبودی انداختی؛ بلکه خدا انداخت! و خدا می‌خواست مؤمنان را به این وسیله امتحان خوبی کند؛ خداوند شنوا و داناست. (سوره انفال- آیه 17)

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    استاد وقتی از تکبر صحبت کردید و مثالهای تکبر رو در قرآن گفتید و اینکه اولین مثال خدا در این موضوع از شیطان هست، واقعا ترسیدم. چون خیلی ساده و نزدیک احساسش کردم. و اینکه چقدر راحت میتونه برای هرکسی پیش بیاد و اصلا هم چیز عجیب غریب و پیچیده ای نیست و هر آن هم ممکنه دچارش شد.

    قَالَ یَا إِبْلِیسُ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ ۖ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعَالِینَ

    گفت: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد که بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم سجده کنی؟! آیا تکبّر کردی یا از برترینها بودی؟! (سوره ص- آیه 75)

    قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یَکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ

    گفت: از آن فرود آی! تو حقّ نداری در آن تکبّر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! (سوره اعراف- آیه 13)

    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ

    و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، از کافران شد. (سوره بقره- آیه 34)

    وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ

    با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو که خداوند هیچ متکبّر مغروری را دوست ندارد. (سوره لقمان- آیه 18)

    حالا راه حلش چیه:

    راهش اینه که توی هر زمینه ای ما باید بیایم اینو به خودمون گوشزد کنیم که:

    من بدون هدایت خداوند هیچی نیستم. خداونده که داره منو هدایت میکنه.

    إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ ﴿٢﴾

    مؤمنان، فقط کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان ترسان می شود، و هنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان می‌افزاید، و بر پروردگارشان توکل می کنند.

    الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ ﴿٣﴾

    هم آنان که نماز را برپا می دارند و ازآنچه به آنان روزی داده‌ایم، انفاق می کنند.

    أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا ۚ لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَهٌ وَرِزْقٌ کَرِیمٌ ﴿4﴾

    مؤمنان واقعی و حقیقی فقط آنانند، برای ایشان نزد پروردگارشان درجاتی بالا و آمرزش و رزق نیکو و فراوانی است. (سوره انفال- آیه 2-4)

    بنابراین هربار که میخوای هر کاری رو انجام بدی: رانندگی، غذا پختن، هرچی… بگو: خدایا خودت منو هدایت کن…

    ایاک نعبد و ایاک نستعین…

    دوست دارم اینو هم اینجا بنویسم:

    یادم نیست از کی، ولی از زمانی که یادم میاد هر وقت میخواستم پشت فرمون بشینم آیت الکرسی رو میخوندم. احتمالا شروعش از همون نگرانی و پناه بردن به خدا در اوایل رانندگیم بوده اما دیگه این عادت با من موند و دیگه ناخودگاه که ماشین رو روشن میکردم، شروع میکردم توی دلم آیت الکرسی رو میخوندم.

    حالا توی چند سال اخیر، خیلی پیش میومد که من با بسم الله رحمن رحیم شروع میکردم که آیت الکرسی رو بخونم، بعد از چند لحظه میدیدم که دارم سوره حمد رو میخونم. و نمیدونستم چرا اشتباه کردم!

    و هر دفعه فکر میکردم که از بس ما برای این و اون فاتحه میخونیم، ذهن من اشتباه کرده و دیگه تا بسم الله رحمن رحیم رو گفتم، اشتباهی سوره حمد اومده توی ذهنم! و بعدش میرفتم از اول آیت الکرسی رو میخوندم…

    این اون چیزی بود که اون موقع به ذهن من میومد.

    ولی از وقتی شما توی آموزشهاتون اینقدر درباره سوره حمد گفتین و اینکه این دعاییه که خدا از زبون ما گفته و خودش داره بهمون میگه که به خدا چی بگیم و چجوری ازش درخواست کنیم، خیلی یاد این خاطره میوفتم و الان دیگه فکر نمیکنم که اونا اشتباهی و اتفاقی بوده…

    دیگه الان هر وقت از خونه بیرون میرم، و حتی خیلی از روزها، صبح که از خواب بیدار میشم، همونجوری توی رختخواب، اول سوره حمد رو به فارسی میخونم، بعد پا میشم.

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    + هرچقدر که من در برابر خداوند بگم نمیدونم، بیشتر از الهامات خداوند دریافت میکنم…. قلبم بازتره… خداوند، هدایتها رو به من دقیقتر و واضحتر میگه و به همون نسبت من زندگی راحتتر و بهتری رو دارم.

    وقتی دستم رو توی خداوند میزارم وقتی روی شونه خداوند میشینم، اعتماد به نفسم میچسبه به سقف… این اعتماد به نفس از جا داره میاد؟

    از خشوع و از تواضع در مقابل خداوند، که میدونی داره هدایتت میکنه. میدونی که در زمان مناسب بهت میگه که چه مسیری رو بری. و این باعث میشه که خیلی خیلی اعتماد به نفس داشته باشی در مقابل غیر خداوند و خیلی سرت بالا باشه.

    + یعنی وقتی که شما بدونی که خداوند هدایتت میکنه،‌ احساس گیر کردن توی یه وضعیتی رو نداری…

    استاد این چند وقت، هربار که حس کردم توی یه شرایط اینچنینی هستم، کاری که یاد گرفتم که انجام بدم این بوده که فوری بگم: خدایا من تسلیمم… من نمیدونم… من به هر خیری از تو محتاج و فقیرم…

    و بعدش سعی کردم دیگه به اون موضوع فکر نکنم و خودم رو مشغول کار دیگه ای بکنم… کامنت خوندن، فیلم دیدن، فایل های سایت… یه کاری که ذهنم رو از اون موضوع برداره و درواقع اجازه بدم که خدا دست به کار بشه و همه چیزو رو به راه کنه.

    استاد این جمله رو یادم میمونه:

    خدایا اگر نباید این مسیر رو برم، بهم بگو… یه نشونه ای بهم بده. اگر هم باید برم، ایمانم رو قوی کن که برم. بعد کمی صبر کن، ببین حست چجوریه و چی میگه.

    حالا چی میشه که آدم به خدا بگه: بهم بگو؟؟

    موقعی که فکر نکنه که خودش میدونه. وقتی که فکر میکنی خودت میدونی، که دیگه نمیپرسی!

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    + من میخوام خیـــلی باهوش باشم:

    من میخوام دستم بزارم توی دست خدا و بگم فرمون دست تو باشه…

    خدایا من هیچی نمیدونم، تو همه چیو میدونی… تو منو هدایت کن.

    خدایا من بدون تو هیچی نیستم… خدایا هرچی دارم از آنِ توست.

    خدایا هر ایده ای که دارم رو تو داری بهم میدی.

    خدایا خودت منو هدایت کن خدایا خودت من رو به راه راست هدایت کن.

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم.

    آدم باهوش کسیه که بزاره کارها رو خدا انجام بده.

    آدم باهوش کسیه که اجازه بده خداوند کارها رو انجام بده.

    + به میزانی که ما ایمان داریم به خداوند، به میزانی که که میپذیریم که خداوند میتونه ما رو هدایت کنه، خداوند میتونه نعمتها و برکت رو وارد زندگیمون کنه. اگر من بهش اجازه بدم.

    اگر بندگان من درباره من از تو پرسیدن، بگو من نزدیکم. من اجابت میکنم درخواست هر درخواست کننده رو، به شرطی که اونم به من ایمان بیاره، اونم منو اجابت کنه…

    تو کار خودت رو درست انجام بده، خدا همیشه داره کار خودش رو درست انجام میده…

    استاد الان که دارم فایل دوباره گوش میدم، دیدم که شما دارید در مورد سوال من توضیح میدید.

    +++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

    استاد اون مثال امتحان هم یکی دیگه از همزمانیهای این فایل بود برای من.

    چند روز پیش نمیدونم مشغول چه کاری بودم، (شاید داشتم فایل گوش میدادم یا کامنت میخوندم)، بعد ناتمام موند.

    یه ذره داشت حسم به این سمت میرفت که ای بابا کاش تمومش کرده بودم و اینا. که به خودم گفتم نه، من نباید اینجوری فکر کنم. شاید اون چیزی که باید دریافت میکردم، توی همون بخشی بوده که دیدم و دیگه نیازی به بقیه اش نیست….

    استاد، خدا شاهده، بعدش دقیـــقا همین مثال اومد توی ذهنم و به خودم گفتم مثل اون شاگردهایی که فقط 2 فصل کتاب رو میخوندن، بعد دقیقا چند تا سوال مهم از همون فصلایی که خونده بودن میومد… شاید الانم برای من اینجوریه.

    (البته من قبلا اصلا این مدلی نبودم! من تا کل کتاب و جزوه و هرچی کپی از جزوه بقیه گرفته بودم رو نمیخوندم، آروم نمیشدم!!!)

    + ….ببین اگر توکل کنی، خدا بهت میگه دقیقا چه کاری انجام بدی…

    چقدر من این آیه رو دوست دارم و چقدر برام آرامش بخشه:

    وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ﴿٣﴾

    و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد، و کسی که بر خدا توکل کند، خدا برایش کافی است، خدا فرمان و خواسته اش را می رساند؛ یقیناً برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است. (سوره طلاق- آیه 3)

    وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّـحْ بِحَمْدِهِ ۚ وَکَفَىٰ بِهِ بِذُنُوبِ عِبَادِهِ خَبِیرًا ﴿5٨﴾

    و بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد توکل کن، و او را همراه با ستایش تسبیح گوی، و کافی است که او به گناهان بندگانش آگاه باشد. (سوره فرقان- آیه 58)

    فَبِمَا رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ

    به رحمت الهی، در برابر آنان نرم شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند. پس آنها را ببخش و برای آنها آمرزش بطلب! و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. (سوره آل عمران- آیه 159)

    لبَّیک اللّهمّ لبَّیک، لبَّیک لا شریک لک لبَّیک، إنّ الحمد و النّعمه لک و الملک، لا شریک لک لبَّیک.

    گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم، خدایا گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم، هیچ چیزی همتای تو نیست، گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم، فقط تو هستی که سزاوار ستایش و بزرگی هستی، تمام نعمت‌ها از جانب توست، همه چیز به تو تعلق دارد و تو بر همه چیز مسلط هستی، هیچ چیزی همتای تو نیست، گوش به‌فرمانم و به‌سوی تو می‌شتابم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  2. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام فاطمه جان

    امیدوارم که خوب باشی و کامنتم در بهترین زمان به دستت برسه

    فاطمه جان چند روز پیش یکی از فایلهای گفتگوی دوستان با استاد به عنوان نشانه من اومد که فکر میکنم که شما با استاد صحبت کردین (چون اسم اون خانم هم فاطمه بود و همسرشون رسول بود) و با اون صدای دوستداشتنی و هیجان زدتون از نتایج فوق العاده تون برای استاد گفتین.

    و حالا هم که به کامنت شما هدایت شدم، میخواستم هم به خاطر نتایج فوق العاده تون و کار کردن عالی روی خودتون بهتون تبریک بگم، و هم بگم چقدر از نحوه برخورد شما و همسرتون در مورد کیف لذت بردم…

    درس شما گوش دادن به هدایت های خداونده ، درس منم اینه که مسئولیت پذیرباشم.

    اینکه هیچکدومتون اون یکی رو سرزنش نکردین و احساستون رو خوب نگه داشتین و ازش به عنوان یه فرصت بیشتر برای گوش دادن به آگاهی های دوره ها استفاده کردین.

    خیلی لذت میبرم و تحسین میکنم وقتی کامنتهای زوجهایی مثل شما رو میخونم که هردو باهم در این مسیر همراه و همفرکانس هستن و همدیگه رو تشویق میکنن و رویکردشون توی مسائل زندگی مثل همه.

    و وقتی ماجرای رفتن از کوچه بن بست و عیدی دائی رو گفتین اشکمو دراوردین..

    به هر دوتون تبریک میگم برای داشتن همسری همراه و فوق العاده و براتون سلامتی و خوشی و حال خوب آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام به آقا اسداله زرگوشی عزیز

    آقا اسداله یکی دو روز بود که به دلم افتاده بود که برای یکی از کامنتهای شما پاسخی بنویسم اما هر کاری میکردم چیزی برای گفتن به ذهنم نمیومد.

    امروز من خیلی توی سایت بودم و همش داشتم کامنت میخوندم. چند تا از کامنتهای شما رو هم خوندم اما ظاهرا قسمت بود اینجا از شما تشکر کنم. چقدر توی کامنتاتون واضح و ساده توضیح میدین و چقدر خوب نکات رو خلاصه برداری میکنید و با ما به اشتراک میذارید.

    الان هم توی این کامنت، هم اون تجربه بارون و جاده رو، خیلی دلنشین تعریف کردین، هم نشانه هایی که توی تجربه دومی نوشته بودین رو خیلی خوب ذکر کردینو هم نکات صحبتهای استاد رو خیلی خوب دسته بندی کردین و با بولد کردن بخشهای مهم، توجه خواننده رو هم به اون بخشها بیشتر جلب میکنید.

    چقدر تمرین این فایل رو دقیق و خوب انجام دادید.

    من اینقدر از دیدن فایل جدید ذوق زده بودم که اصلا متوجه متن زیر فایل نشده بودم و حالا که اومدم کامنتهای دوستان رو بخونم دیدم که زیرش تمرین نوشته شده.

    یه نکته بامزه هم بگم:

    امروز داشتم یکی از کامنتهاتون میخوندم که یه لحظه توجهم به عکس پروفایلتون جلب شد. یه حسی بهم گفت روی عکس کلیلک کنم که بزرگ شده اش رو ببینم. بعد به خودم گفتم: نه… انگار این عکس رو قبلا دیدم..(نمیدونم شاید قبلا هم یکی از عکسهای پروفایلتون توی طبیعتی شبیه به این بوده).

    خلاصه، حالا که کامنتتون رو خوندم دیدم دقیقا نوشتین که عکس جدیده و این هم شد تجربه من از گوش ندادن به الهامم :)))

    در پناه خدا و در کنار خانواده قشنگتون شاد و تندرست باشید ان شا الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام زری جان

    امیدوارم که خوب باشی

    زری جان چقدر کامنتت و صحبتهات با خدا به دلم نشست…

    اینکه هر روز توی تمرین ستاره قطبیت اینجوری از خدا درخواست میکنی رو خیلی دوست داشتم:

    بلااستثنا در تمام روزها اولین و بزرگترین درخواستم این بوده که منو به خودش نزدیک تر کنه که حس حضورشو بهتر احساس کنم بهتر درکش کنم بهتر صداشو بشنوم و منو غرق کنه تو وجود خودش و تمرکزم فقط معطوف به خودش باشه.

    منم چند وقت بود که برای خدا مینوشتم که صدای خودت رو در وجودم بلندتر کن ولی امروز دیگه کامل از روی دست تو رونویسی کردم.

    و این جمله از کامنتت که: ما بدون روح خداییمون همون گِلِ بی ارزش هستیم، خیلی نکته قشنگی بود:

    من بدون تو همون گِل بی ارزشی هستم که بدون روح تو هیچی نبود…

    ولی این روح الهی تو بود که به من وجود بخشید و من شدم انسان، شدم اشرف مخلوقاتی که فرشته ها بهش سجده کردن.

    برات سلامتی و برکت و حال خوب از خداوند آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    سلام آقا مجتبی

    امیدوارم که خوب باشید

    آقا مجتبی خیلی اتفاقی به کامنت شما هدایت شدم و خیلی به دلم نشست و اینارو یه نشونه از طرف خداوند برای خودم دونستم:

    عجله نکن

    همه چیز در جای خودش و در زمان خودش درست میشه

    تو فقط رو خودت کار کن

    خودت رو بهبود بده، ضعفات رو شناسایی کن، بهبودشون بده

    خدا رو تو وجودت پیدا کن

    قلبت رو صاف کن تا هدایت ها رو بهتر متوجه بشی

    به خدا ایمان داشته باش: به هدایت هاش، به نشانه هاش، به دستانش.

    خودت رو فقیر بدون در برابر این عظمت و بزرگی

    وقتی خودمون رو خودمون حساب نکنیم، خیلی راحت همه چیز حل میشه و گره ها به راحتی باز میشه:

    باید پارو نزد وا داد باید دل را ب دریا داد

    خودش میبرتت هرجا دلش خواست

    به هرجا برد بدون ساحل همونجاست

    و چه کار خوبی کردید که برای خودتون توی سایت نشانه و ردپا گذاشتید. مطمئن باشید یه روزی در بهترین زمان به کامنت خودتون هدایت میشید، و از خوندنش شگفت زده میشید.

    براتون سلامتی و شادی و حال خوش از خدا آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: