توحید عملی | قسمت ۱۱

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، از قانونی رمزگشایی می‌کند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.

دقیقاً زمانی که تصور می‌کنیم به اوج مهارت و تخصص رسیده‌ایم، در دام ذهنی «خودم می‌دانم» گرفتار می‌شویم که می‌توان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که:

زمانی که در کاری «تازه‌کار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشان‌تر و ایمن‌تری می‌گیریم، اما به‌محض اینکه احساس «حرفه‌ای بودن» می‌کنیم، چالش‌ها و شکست‌ها آغاز می‌شوند. به نظر شما چرا؟!

درس اصلی این است: احساسِ «خودم می‌دانم»، بزرگ‌ترین مانع در برابر جریان هدایت‌های خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بی‌نیاز می‌بینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشته‌مان تکیه می‌کنیم، ناخودآگاه دروازه‌های هدایت را می‌بندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصص‌مان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف می‌کنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمی‌دانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل می‌شویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان می‌گذارد.

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که استاد عباس‌منش با مثال‌هایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازی‌های کامپیوتری تشریح می‌کنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح می‌دهند که ذهن استدلال‌گر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمول‌های قدیمی حل کند. مثل برنامه‌نویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان می‌کند و شکست می‌خورد، اما لحظه‌ای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمی‌دارد و از نیروی برتر کمک می‌خواهد، ساده‌ترین و درست‌ترین راهکار به او الهام می‌شود. این همان نقطه‌ای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالی‌که بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسان‌ها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا می‌سپارند.

افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایت‌های او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.

آموزه‌های دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ به‌گونه‌ای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهم‌ترین موضوع در دریافت هدایت‌های خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق هم‌صحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.

خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرنده‌هایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیده‌ای انجام نمی‌شود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:

پذیرش اینکه «من نمی‌دانم و او می‌داند» و مهم‌تر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایت‌های خداوند»

آگاهی‌های این قسمت، منطق‌های محکمی به ما می‌دهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایت‌های او می‌شود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر می‌کنند به‌خاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شده‌اند. استاد عباس‌منش با ذکر منطق‌های توحیدی محکم به ما یادآور می‌شوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.

درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزه‌های دوره احساس لیاقت است که مکمل بی‌نظیری برای اجرای توحید در عمل است.

باور محدودکننده دیگری که استاد عباس‌منش در این فایل به‌عنوان مانعی مهم در دریافت هدایت‌های خداوند به آن اشاره می‌کنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت می‌کنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایت‌های الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخ‌های روغن‌کاری‌شده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.

اگر زندگی شما سخت پیش می‌رود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، می‌خواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود نداده‌اید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان می‌کند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج می‌کنید.


تمرین این قسمت:

به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهی‌های این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:

الف) در چه مواردی از زندگی‌تان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفه‌ای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آن‌قدر مغرور شدید که خود را بی‌نیاز از هدایت‌های خدا دیدید و سراغ ایده‌های خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابل‌انتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمان‌هایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمی‌دانید»، سپس به ایده‌هایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟

ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی می‌چرخد و کارها به‌خوبی پیش می‌رود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفه‌ای بودن، تشخیص می‌دهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟

فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث می‌شود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفه‌ای باشید.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مریم رنجبر» در این صفحه: 2
  1. -
    مریم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام استاد عزیزم

    نمی‌دونم از دیروز که این فایل و گوش کردم انگار یک اتفاق درمن رخ داده تمام حرفهاتون تو ذهنم می‌چرخه

    یک جوری شدم انگار چیزی بزرگی دروجودم شکست وخورد شد

    وهمش دارم گریه میکنم العان داشتم تمرین ستاره قطبیم رو می‌نوشتم ولی اشکها امانم نمی‌دن

    استاد این چه فایلی بود تمام ستونم درهم ریخت

    انگار تازه چشمهایم باز شد انگار تازه خدارو فهمیدم

    انگار فاصله ام باخدا خیلی کمتر شد ..

    به شکل زیبایی درکش برام راحتر شده ..

    هرچی بهش فکرمی‌کنم میبینم به هرجای زندگیم میرسم هدایت کرده منو

    من برای کار همسرم که به مسأله ای برخورد وکارش به پاسگاه وداداسرا رسید …

    باگوش کردن فایل توحیدی شما قبل این فایل .یک آرامش بسیار خوبی خدا بهم داد

    خدا بهم وعده ی امید وشادی داد …

    وخداخودش شاهد که یک جوری کار همسرم رو درست کرد که هربار بهش فکرمی‌کنم ایمانم بیشتر میشه

    جوری این کار انجام شد بدون هیچ کارت شناسایی همسرم رو آزاد رو کردن ..

    من چه کاری کردم جز توکل بر خودش جز اینکه خودش بهم وعده ی امید داد و بهم احساسی ازارامش و اطمینان داد که برو حل میشه وخیالت راحت باشه ..

    قدرتی بالاتر از آرامش درونی من رو حفظ می‌کرد باتمام وجودم داشتم حسش میکردم …

    یابرای زمینی که خواهرای همسرم بهش دادن

    قشنگ من دستهای خدارو دیدم که چطور شرایط رو برای ما قشنگ‌جورکرد تا ما مجبور نشیم مغازمون رو خراب کنیم که در ورودی برای باغمون داشته باشیم …

    همیشه همسرم وقتی داره غرمیزنه بهش میگم

    رضا کارهای مارو خدا انجام داده قشنگ‌تودستهای خدا هستیم و داره ازمون محافظت می‌کنه

    کی می‌تونست اینقدر دقیق به موقع کارهایی رو برامون انجام بده که اصلا امیدی به انجامش نبود ..

    ویا وقتی که خدا من رو ازیک‌مسیری که داشتم میرفتم و کاملا اشتباه بود و داشتم آگاهانه خودم رو تودردسر می‌انداختم وفقط خودش می‌دونه چی بود .ونجاتم داد …

    ویا وقتی که دوره ی دوازده قدم رو میخواستم بخرم اصلا من تلاشی نکردم پولشو خودش جور کرد این قدمهارو راحت خریدم …

    چطور میتونم رو خودم حساب کنم ..

    چقدر میتونم جاهل باشم منی که جز خیروبرکت ازبچگی تابه العان ازخدا ندیدم .

    چطور مغرور شدم وفکرکردم کسی هستم ….

    این فایل منو درخودم شکست هرآنچه ارمن بود ریخت …

    واقعا احساس میکنم تازه به دنیا آمدم

    احساس میکنم تازه خدا رو فهمیدم ..

    خیلی حال خوبی دارم خدایا شکرت …

    استاد شما دستان خداهستی برای من …

    یه روزی بود غصه می‌خوردم وقتی به نعمتهای کشور نگاه میکردم .می‌دیدم توچه‌کشوری دارم زندگی میکنم که ارزش داشته هاش رو نمی‌دونیم بلد نیستم ازنعمتی که خدابهمون داده استفاده کنیم .

    و فکرمیکردم دارم تواین کشور حروم‌میشم وپیش خودم‌مدام میگفتم آخه چرا باید تواین کشور بااین‌همه محدودیت زندگی کنم .

    ویا وقتی کتابهای موفقیت رو می‌خوندم

    کتاب راندا برن وخیلیهای دیگه که العان خاطرم نیست …

    قشنگ حس میکردم که یک چیزی که اصله همه ی این حرفهاست کمه ..

    ومدام باخودم میگفتم کاش یه کتاب بهتر پیدا کنم که بهتر توضیح بده اون چیزی رو که می‌خوام …

    وتوذهنم فقط نویسنده های به نام خارجی بودن …

    وهمش به خدا میگفتم خدایا منو به یه کتابی آدمی هدایت کن

    حرفشو بفهمم فن بیانش خوب باشه صداش وحرفهاش قابل درک باشه

    ومن مگه میدونستم یه همچین انسانی به نام استاد عباسمنش وجود داره ….

    واین انسان بزرگ وشر یف وخدایی که دستان خداوند هست .

    یک ایرانی هست ازهمبن کشور به زبان فارسی

    داره حرفهایی میزنه که من سالهاست به دنبالش بودم

    تا یک سری چیزها رو بفهمم.

    وخداچقدر دقیق واسان هدایتم کرد …

    اینقدر استاد واضح روشن وبافن بیان خوب صحبت می‌کنه دقیقا همونی که از خداخواستم ….

    این اسمش هدایت نیست پس چیه ؟

    این اسمش دستان خدا نیست پس چیه ؟

    چطور میتونم روی کله ی پوکم حساب کنم…..

    خدایا من هیچم دربرابر تو ….

    تمام این حرفها ازخداست برای من برای همه ی ما که دراین مسیر هستیم ……

    به خودم میگم همیشه مریم ازاین بهتر نمیشد هدایت بشی ….

    به این آگاهی وعشقی که خدا داره بهم میده واگه عمل نکنم به اینها حتما جزوه پشیمانها و گمراهان میشم …..

    چقدر خوبه یادگرفتم ازخدا بهتر بخوام ….

    همین جمله ها که هرروز میگم خدایا می‌خوام ترو بفهمم ترودرک‌کنم بهم بگو چطور.

    میشه این فایل میشه این آگاهی که اولش با رانندگی ماشین شروع میشه

    باخودم میگم این چه ربطی به توحید داره ‌

    ووقتی قشنگ‌ گوش کردم تاانتها میبینم …

    من هیچی ازخدا نفهمیدم …

    چقدر نادان بودم که رو خودم حساب کردم ….

    خدابازبان ساده داره بهم میگه ….

    که من نزدیکم بهت بخوان مرا تااجابت کن تورا …..

    که من نزدیکم ….

    تازه میفهمم چرا توقران هیچ وقت نمیگه پیامبرها سواد خواندن داشتن یانه ..

    چون اگه ازخدا بخوابم میشه

    اگه باورش کنم که بهم میگه چطور بخونم بهم میگه چون مهم نیست چقدر مدرک دانشگاهی دارم

    مهم اون درک وایمانی هست که به خدا دارم .

    چقدر باور دارم که خدا می‌تونه جواب سوال امتحانی بهم بگه چقدر؟

    توی امتحان گواهینامه چه شهری چه آیین نامه

    خداخودش شاهده خودش بهم گفت به قلبم الهام کرد توامتحان شهری رو دوتا موضوع کارکن همینا ازت پرسیده میشه ..

    و همینطور شد خدایا چطور میتونم این هارو فراموش کنم وفکرکنم خودم کردم ….

    توامتحان آیین نامه هم همینطور .‌.

    من بارها و بارها ازخدا کمکم خواستم هرجا که باورم بهش بیشتر بود کمکمش رو قشنگ واضح دیدم هرجاهم که فراموشش کردم اون عشق ورحمتش رو ندید گرفتم چون فکرکردم خودم این یکیو بلدم

    برام نشد خراب شد زندگی سخت شد اذیت شدم غصه خوردم سرش غرزدم …

    من هیچی نیستم

    درمقابل اینهمه فضل و کرم ورحمتش

    چطور تمام این سالها اینو درک نکردم ….

    ولی انگار این فایل یه زندگی دوباره بهم هدیه داد

    به خدا انگار تازه به دنیا آمدم وقراره خیلی اتفاقات خوب رو تجربه کنم …

    چون همین العان دوباره حسی بهم گفت اماده ای قراره کلی سوپرابز بشی شاد بشی این تازه اولشه …

    استاد به خدا گریه امانم نمیده ..

    ازت ممنونم استاد ..

    فقط میتونم بگم دست خدا همیشه همراهت باشه خدا همیشه پشت و پناهت باشه ..

    شما وجودت برام پراز خیرو‌رحمته خدا این خیررو هزاران برابر به زندگیتون برگردونه …..

    استاد دوستت دارم

    خدایا ای مهربانترین مهربانان تنها ترو میپرستم تنها تورا

    وتنها ازتو یاری میجوییم ای مهربانترین مهربانان

    ازت می‌خوام ودوست دارم هدایتم کنی به مسیر درست راه راست

    راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان وغضب شده گان ….

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    مریم رنجبر گفته:
    مدت عضویت: 1314 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان ….

    سلام خدمت استاد عزیزودوست داشتنی وخانم شایسته ی نازنین و دوستان عزیز سایت عباسمنش ..

    بعد از مدتها استاد عزیزم وبسیار زیبا ودوست داشتنی ام رو دیدم چقدر .زیاد دلم براتون تنگ شده بود .

    این چندوقت هربارکه آمدم سایت گفتم ببینم اول استاد فایل جدید گذاشته یانه …

    چقدرازدیدنتون خوشحال شدم ..

    به شدت وخیلی قلبی دوستتون دارم …..

    خوب دوست دارم از تجربه ی خودم بگم در مورد اون وقتهایی که به خدا توکل نکردم خواستم خودم کارها رو انجام بدم .چون به قول استاد که اون موقع که غرور منوروگرفت واحساس کردم خودم بلدم خودم می‌دونم خودم انجام میدم و……

    البته که وقتی به اینجا ها میرسم فراموش میکنم این فراموشی اسم غرور هست ….غروری که باعث میشه یه پس کله ای محکم ازخدا بخورم ک اینم ازلطف خداوند که سریع من و هدایت می‌کنه وبهم میگه .ازمسیر درست برم الهی شکرت……

    ازاون جایی که مرتب دارم ورزش میکنم وکلا تمرین کردن باوزنه توورزش بدنسازی اینطوریه که به مرور میتونی وزنه های سنگینتر بلند کنی .

    وخیلی به خودم افتخار میکنم که ازلحاظ بدنی به این حد از قدرت توان استقامت وتناسب بدنی خوب وسلامتی وسبک‌جدیدی از زندگی رسیدم خوشحال وسپاسگزار خداوند هستم ……

    اما من این موضوع رو قشنگ با تمام وجودم درحین تمریناتم لمس کردم …..

    اون موقع که تازه میخواستم شروع کنم بلد نبودم حرکات رو می ترسیدم ازوزنه های سنگین خیلی ازخدا کمک میخواستم هدایت میخواستم …

    اما یک مدت که گذشت مدت طولانی .چون ازلحاظ بدنی به حدخوبی ارقدرت رسیدم به راحتی می‌تونستم وزنه هارو بلند کنم …..

    جوری که اکثر اوقات یکی از دوستانم بهم می‌گفت

    چطور میتونی اینقدر خوب و راحت وزنه هارو بلند کنی و راحت تمرین کنی چرا من نمیتونم ….

    مگه چیزی مصرف میکنی مکمل میخوری …

    میگفتم نه فقط غذا میخورم …

    وحس میکردم حالا شاید حرفمو باورنکنه چرا چون سابقه آمدنش به باشگاه بیشتر ازمن بود ولی نه به اندازه ی من …نه تغییری نداشت اصلا…..

    وشاید همین موضوعات به مرور باعث شد فراموش کنم که ازخداکمک بخوام وازش بخوام مثل قبل کنارم باشه هدایتم‌کنه بهم بگه چطور چقدر وزنه بزنم آسیب نبینم اصلا این وزنه بااین وزن رو بزنم یانه …

    تا اینکه یه روز درحین تمرین دچاراسیب شدم

    سریه تمرین خیلی ساده ووزنه ی نه چندان سنگین …

    گذشت و گذشت شاید چندین ماه ….

    تا اینکه به مربیم پیام دادم گفتم توبرات یه همچین مشکلی پیش می آمد چیکار میکردی ..

    گفت اگه اینطوریه که تومیگی وشرایطتت دردی که تواون قسمت عضله داری، بری پیش یه دکتر بهتره ……

    آمدم گفتم خدایا خودت کمکم کن حالم بهتر بشه

    من العان مدتهاست نزدیکه دوساله خداروشکر هیچ مشکلی ندارم پیش دکترنرفتم ..

    خودت کمکم کن .وخداهدایتم کرد به چندتا حرکت ساده وکششی …

    که شاید باورتون نشه دردی که داشتم واقعا خیلی بهتر شد خیلی اصلا همین العان که فایل العانو گوش میکردم قشنگ این موضوع دوباره برام مرور شد ودستمو گذاشتم روی قسمتی که درد بود ودیدم اصلا هیچ مشکلی ندارم وخندیدم وگفتم خدایا شکرت …..

    اما اتفاق بهتر این بود که بعدازاین‌موضوع هربار رفتم وزنه ای بلند کنم تمرین کنم گفتم خدایا کمکم کن

    بهم بگو العان زاویه دستم چطور باشه برام بهتره

    العان وزنه ای که میتونم بزنم کدومه

    وخیلی راحتر وسالمتر دارم وزنه ای سنگین ترمیزنم

    خودم بعضی اوقات می‌مونم وقشنگ این موضوع رو توتمریناتم درک کردم

    هربارکه گفتم خدایا کمکم کن من می‌خوام بهتر تمرین کنم با درک اون عضله واقعا خداکمکم کرده …

    ومن هرروز توتمرین ستاره قطبیم می‌نویسم واز خدا می‌خوام خدایا امروز کمکم کن بهم بگو چطور ترو بهتر بفهمم چطور حرفتو الهاماتتو درک کنم

    خدایا هدایتم کن به مسیر درست راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان وغضب شدگان ..

    خدایا تنها ترومیپرستم و تنها ازتو یاری میجویم ….

    چقدر من این ویژگی استادم رو‌تحسبن میکنم بینهایت بینهایت …که توی هرکاری ازخداهدایت میخواد چقدر این کارخوبه چه عادت زیبایی هست خدایا شکرت ومنم می‌خوام می‌خوام

    چون این موضوع توکل کردن توی روزنه های زندگی من بسیار باریک وریز هستن …

    ومن قشنگ درک کردم

    تغییرات من همین ریز روزنه ها هستن همین ساقه های ریز درهم‌تنیده ی افکارم هستن که شده عادت برام …

    تغییرات ی که من باتمام وجودم ازخداوند خواستم تا درمن شکل بگیره به صورت بنیادی واساسی ..

    همینه همین موضوع توکل توی هرکاری همین خشوع داشتن دربرابر رب ..

    که توهمه چیزی ومن هیچ توهمه علمی واگاهیی ومن هیچ …

    خدایا ازت می‌خوام حالا که تواین مسیر الهی داری هدایتم میکنی بازهم ازت می‌خوام خاشعانه تا بازهم هدایتم کنی تاتوی تمام کارهام توکلم به توباشه این یادم باشه هرلحضه وهرروز….حتی اگر مسأله ای رو می‌دونم اما بزارم توهدایتم کنی تا بهترشو انجام بدم …..

    استاد حرف خوبی زدی که گفتی باید ذهنمون رو تربیت کنیم واین که چقدر دوست دارم یادم بمونه هرروز سرهر کاری حتی ساده

    بیام اون پترنهای قبلی که سرانجام اون کارداشتمو بزارم کنار بگم خدایا من نمی‌دونم توبگو بهم بگو چطور العان بهتر انجامش بدم ….

    ومیدونم این فایل رو باید العان گوش میکردم

    چون باید یادم باشه من هیچی نیستم

    هیچی

    وتنهاخداست که می‌دونه وبلده وباید فقط ازخودش بخوام تا هدایتم کنه توهرکاری روی خودش حساب کنم نه کله پوک خودم ….

    ازدرست کردن غذا گرفته تانحوه ی ظرف شستن جلوی سینگ ظرفشویی

    تامرتب کردن خونه تمیز کردنش

    تا روابطی که دارم با بچهام با همسرم تاتوی ورزشم حین تمرین هام

    حتی موقع رفتن به جایی وخرید کردن حتی موقع خواب …

    واقعا زبان من قاصرهست ازاینهمه خیر ولطف واگاهی وهدایتی که خداتوهرلحظه داره برام انجام میده و تک تک ماها …

    هرلحضه داره بهم امید میده بشارت میده خدایا شکرت خدایا ازت سپاسگزارم …

    من تو مساعل ورزشیم خیلی وقتها ازخدا سوالی پرسیدم وخداهدایتم کرده به یه سایتی کتابی ویاحتی به خودم به قلبم گفته چیکار کنم ….

    من تواین تمریناتم متوجه شدم یه الگوی حرکتی اشتباه دارم ..

    ازخداخواستم بهم بگه اینو چطور اصلاح کنم وخدا بهم گفت به قلبم گفت که باید شبها موقع خواب نحوه بی خوابیدنم رو اصلاح کنم تا نتیجه بگیرم ..

    به همین راحتی ومن دارم انجام میدم ..

    من العان مدتهاست که دارم این کارو میکنم .ولی بهش توجه نکرده بودم ولی العان چقدر باشنیدن این فایل دوباره برام تکرار شد قلبم آرام شد

    ومن این احساس خاشع بودن متواضع بودن رو فقط در مقابل خداوند دوست دارم …

    و می‌خوام ازش که همیشه تازنده هستم درمسیر هدایتش توراه راست باشم …

    الهی شکرت ..

    این فایل امروز نعمت امروز من برکت وثروت امروز من رزق بغیرالحساب من ازخدا هست

    وازش بینهایت سپاسگزارم که بهترین دوست وحامی وهمه کس من هست ….

    استاد بینهایت ازشما سپاسگزارم …

    و با عشق میگم دوستتون دارم

    در پناه خداوند یکتا باشید ……..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: