توحید عملی | قسمت ۱۱
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، از قانونی رمزگشایی میکند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.
دقیقاً زمانی که تصور میکنیم به اوج مهارت و تخصص رسیدهایم، در دام ذهنی «خودم میدانم» گرفتار میشویم که میتوان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشتهایم که:
زمانی که در کاری «تازهکار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشانتر و ایمنتری میگیریم، اما بهمحض اینکه احساس «حرفهای بودن» میکنیم، چالشها و شکستها آغاز میشوند. به نظر شما چرا؟!
درس اصلی این است: احساسِ «خودم میدانم»، بزرگترین مانع در برابر جریان هدایتهای خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بینیاز میبینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشتهمان تکیه میکنیم، ناخودآگاه دروازههای هدایت را میبندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصصمان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف میکنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمیدانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل میشویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان میگذارد.
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که استاد عباسمنش با مثالهایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازیهای کامپیوتری تشریح میکنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح میدهند که ذهن استدلالگر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمولهای قدیمی حل کند. مثل برنامهنویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان میکند و شکست میخورد، اما لحظهای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمیدارد و از نیروی برتر کمک میخواهد، سادهترین و درستترین راهکار به او الهام میشود. این همان نقطهای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور میکنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالیکه بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسانها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا میسپارند.
افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایتهای او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.
آموزههای دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ بهگونهای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهمترین موضوع در دریافت هدایتهای خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق همصحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.
خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرندههایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیدهای انجام نمیشود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:
پذیرش اینکه «من نمیدانم و او میداند» و مهمتر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایتهای خداوند»
آگاهیهای این قسمت، منطقهای محکمی به ما میدهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایتهای او میشود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر میکنند بهخاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شدهاند. استاد عباسمنش با ذکر منطقهای توحیدی محکم به ما یادآور میشوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.
درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزههای دوره احساس لیاقت است که مکمل بینظیری برای اجرای توحید در عمل است.
باور محدودکننده دیگری که استاد عباسمنش در این فایل بهعنوان مانعی مهم در دریافت هدایتهای خداوند به آن اشاره میکنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمیشود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت میکنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایتهای الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخهای روغنکاریشده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.
اگر زندگی شما سخت پیش میرود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، میخواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود ندادهاید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان میکند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج میکنید.
تمرین این قسمت:
به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهیهای این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:
الف) در چه مواردی از زندگیتان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفهای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آنقدر مغرور شدید که خود را بینیاز از هدایتهای خدا دیدید و سراغ ایدههای خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابلانتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمانهایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمیدانید»، سپس به ایدههایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟
ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی میچرخد و کارها بهخوبی پیش میرود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفهای بودن، تشخیص میدهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟
فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث میشود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفهای باشید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۱632MB67 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۱64MB67 دقیقه






به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
توحید عملی قسمت 11
سوره نحل
یَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ ﴿50﴾
از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست مى ترسند و آنچه را مامورند انجام مى دهند (50)
وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ ﴿51﴾
و خدا فرمود دو معبود براى خود مگیرید جز این نیست که او خدایى یگانه است پس تنها از من بترسید (51)
وَلَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّینُ وَاصِبًا أَفَغَیْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ ﴿52﴾
و آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و آیین پایدار [نیز] از آن اوست پس آیا از غیر خدا پروا دارید (52)
وَمَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْأَرُونَ ﴿53﴾
و هر نعمتى که دارید از خداست سپس چون آسیبى به شما رسد به سوى او روى مى آورید [و مى نالید] (53)
ثُمَّ إِذَا کَشَفَ الضُّرَّ عَنْکُمْ إِذَا فَرِیقٌ مِنْکُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ ﴿54﴾
و چون آن آسیب را از شما برطرف کرد آنگاه گروهى از شما به پروردگارشان شرک مى ورزند (54)
خدایا شکرت
هر آنچه دارم از آن توست
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و همواره در مدار بندگی کردن تو باشم همواره خاشع و فروتن و متواضع باشم
و همواره احساس عجز کنم و با قلبی باز و ذهنی آرام بگم من هیچی نمیدووووونم
من تسلیمم بدون تو هیچی نیستم
به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم
خدایا شکرت
چقدر قشنگ سپردن به خدا
خدایا همواره منو در مدار تسلیم شدن به خودت قرارم بده
تو آگاهی تو دانایی تو توانایی تو رزاقی تو وهابی
تو کریمی تو رحیمی
تو قادر مطلق هستی .
تو علمت بر تمام عالم محیط است
تو منبع اصلی تمام نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی
تو حکیمی
تو شفا دهنده ای
تو علیمی
تو حلیمی
تو صبوری
تو شکوری
تو مهربانترین مهربانان هستی
تو بخشنده بیحساب هستی
تو دهنده بی منت هستی
تو قریبی نزدیکی
از رگ گردن نزدیک تر
تو اجابت کننده ای
تو همواره پاسخگو هستی
تو مسیر مستقیم هستی
تو منبع نور هستی
تو اصل و اساس کیهان هستی
تو بنیان گذار هستی
تو فرمانروای کل کیهان هستی
تو آفرینند تمام مخلوقات هستی
تو صاحب و مالک اصلی هستی
تو شفاعت کننده دلهای پاک هستی
تو هدایت گر همه هستی
تو هدایت را بر خودت واجب کرده ای
تو عشق بی قید و شرط هستی
تو پاک و منزهی
تو ظاهر و باطنی
تو آشکار و نهانی
تو نظام آفرینشی
تو مدیر و مدبری
تو مالک آسمان ها و زمین و هر آنچه بین آنهاست هستی
تو صادقی
تو عادلی
تو رب العالمینی
تو فتاحی
تو غفوری
تو آرام کننده دلهایی
تو نرم کننده دلهایی
تو همونی هستی که وقتی من خودم را بیمار میکنم مرا شفا میدهی
تو همونی که هر لحظه هر کجا کار گیر کرده خودت باز کننده گره بودی کار گشا بودی
تو همونی که در ظلمات مرا نجات دادی به نور الهی ات هدایتم کردی
تو همونی که برنامه ریزی میکنی وقتی اعتمادم را میبینی تسلیم شدن و سپردن قلبی را میبینی جوری میچینی که همه انگشت به دهن میمونن میگم اگه به عقل من بود که غیر ممکن بود و همون لحظه اول ناامید میشدم
ولی تو هرگز امید امیدواران را از رحمت خودت محروم نمیکنی
تو همونی که وقتی بهت گفتم روابطم را از نو بساز دیگه بهتر از این نمیشد
دقیق و صحیح زیبا و عالی و عزتمندانه درستش کردی که الان ساعت ها با عزیز دلم میشینیم و در مورد قانون جهان حرف میزنیم و خسته نمیشم و پر انرژی تر میشیم و میگم هذا من فضل ربی
خدایا شکرت
تو همونی که بهم یاد دادی تمرکزم را روی بهبود شخصیتم بزارم بهم گفتی توحید عملی داشته باش و لبیک گفتم بهت
وقتی امروز یه عزیزی به چالش خورده بود و میخواست من دیگران را نصیحت و ارشاد کنم
با ایمان و توکل به خدا
عبور کردم و خودم را لایق داشتن آرامش میدونستم و رها کردم
گفتم من کی باشم که کسی رو نصیحت و ارشاد کنم
همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم
هر کسی هر جایی که هست دقیقا جای درستشه
چرا پا بزارم تو کفش خداوند
من خودم هیچی نمیدووووونم
توجهم را معطوف به زیبایی ها میکنم تا انرژی برای تضاد دیگران که اصلا حرف هم را نمیفهمیم کنم
و چقدر این دیدگاه حال و احساس منو خوب کرد
چقدر با همین یه ذره سعی و تلاشم که فقط لطف خداوند بود من پاداش الهی دریافت کردم
محبت عزیزانم
خنده های عزیزان
عشق بی قید و شرط
شکر گذاری
دریافت نعمت و برکت الهی
اینا اگه فضل خداوند نیست پس چیه
وقتی من آرامش درونی دارم
سرم تو کار خودمه
برای خودم ارزش قائل هستم
به دیگران کاری ندارم
همین فندقی پیشرفت هایم نتایج بزرگترین برام به ارمغان می آورد که من فقط اشک بریزم و بگم خدایا تو بودی سنگ انداختی
ما رمیت اذ رمیت لاکن الله رمی
الله و اکبر
وقتی امروز پسرم از مسابقات برگشت و خبر خوش بردنش رو شنیدم خوشحال شدم
و گفتم این فضل خدای منه
و حتی پسرم رو در آغوش گرفتم و گفتم نعمت خدا را بیاد بیار که غرور نگیریم
مثله لقمان حکیم که فرزندش را آموخت
و پسرم گفت مادر جان من چند مسابقه قبلی غرور گرفتم و چوبش هم خوردم
و الان فقط اعتبارش را بخدا میدهم و میزارم ندا کارمو انجام بده و حتی از دیشب چندبار قرآن باز میکرد و میخوند و من فقط بابت این نعمت و هدیه خداوند تشکر و سپاس گذاری میکردم
خدایا شکرت
تو همونی که میزاری رو زبونم که برای هر کاری بگم من بلد نیستم و دوست دارم بخدا اعتماد کنم و باور کنم که خدا مدیریت میکند تمام اموراتم را و رها و آزاد و لذت ببرم و بشینم روی دوش خداوند تا آسان شوم بر آسانی ها
خدایا شکرت تو همونی که هر کجا درسم رو نگرفتم چکی زدی تا بفهمم کجای کارم ایراد داره
تو همونی که وقتی پولم را خودمحورانه از روی وابستگی و شرک هدر دادم
گوشیمو پیچوندی و گفتی من خواستم بهت بفهمونم که وابسته به هیچ چیزی نباش چون به هر دلیلی ممکنه از بین بره
فقط وابسته به من باش که منبع نور و روشنایی و خوشبختی و نعمت و ثروت و فراوانی هستم
از من بخواه
تو همونی هستی که بهم گفتی دوست دارم تعقل کنی و بیندیشی قبل از انجام هر کاری
دلیلش را بفهمی از روی شرک و بی ایمانی هست یا از روی توحید بعد عمل کنی با هدایت خداوند
خدایا شکرت تو همونی هستی که بارها و بارها منو از خطرها نجات دادی و الان از هدایت شدگان راه الهی ات هستم فقط لطف توست من تسلیمم
خدایا شکرت تو همونی که برام پدر و مادر و همسر و فرزند و همه چی میشوی همه کس را
به قدر ایمان
به قدر طهارت روح
به قدر پاکی دل
به قدر شریک نشدن با ابلیس
به قدر توکل و امید و اعتماد
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت تمام کارهایم را مدیریت کن تا بنده ی متواضع و فروتن و تسلیمت باشم
ثابت قدم باشم در مسیر توحید
اللهم لبیک لا شریک لک لبیک
استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم
اشکها ریختم از گوش دادن دوباره این فایل بینظییییر توحیدی
و قرآن خواندن سوره نحل که در تمام آیات فقط داره توحید را فریاد میزنه
و آرامشی که کل وجودم را در بر گرفته
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
خدایا شکرت که خودم را از هر گونه دانسته های قبلی با عقل پوچ خودم ساخته بودم پاک پاک کردم تهی و خالی خالی شدم
و جا و مکان زیبایی را آب و جارو و برق انداختم و صیقلی دادم برای ورود نور به درونم
تا آسان شوم بر آسانی ها و لذت ببرم از بندگی ام در مقابل خداوند و بگم من نمیدووووونم باباااا تو میدونی تو بگو تو مسیر توحید را برایم هموار کن
من ازااااد و رهااااا شدم بلطف خداوند
تسلیم شدم و اعتماد کردم به جریان هدایت الهی
و خودم را با تمام وجودم هم جهت کردم با جریان خداوند
خدایا شکرت
آخیییییش اللهم آخیییییش
راحت شدم
دارم نفس میکشم
روحم به پرواز در اومده
روحم آزاد شده و داره نفس میکشه
من حق داشتن یک زندگی زیبا و عالی و بینظییییر توحیدی را دارم
من برگزیده خدا هستم
من اشرف مخلوقات خدا هستم
من لایق دریافت الهامات و نعمتهای الهی هستم
من همواره هدایت شده هستم
من ارزشمندم بی قید و شرط همینجوری که هستم ارزشمندم
خدایا شکرت که با خودم در صلح هستم
خودم را دوست دارم با تمام وجودم چون پاره ای از وجود پاک خداوند هستم
من لایتناهی هستم
من لیاقت بندگی خداوند و تسلیم بودن نیکوکاری و از صالحان خدا باشم را دارم
چون دستم را به دستان قدرتمند خدا دادم و تسلیممم و فروتن در مقابلش.
من شایسته خوب زندگی کردن و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن را دارم
من برگزیده خدا هستم خلیفه خدا
من خالق زندگی خودم هستم
این قدرت خداست که در من قرار داده تا با افکارو باورها و فرکانس های خودم اتفاقات خوب را خلق میکنم به شرط ایمان و خودباوری و اعتماد و باور بخدا که همه کاره است و همه جوره هوامو داره خودمو سپردم بهش
تا قلب و ذهنم را هماهنگ کند و توحید را در وجودم برقرار کند اتصالمون وصله به حول و قوه الهی
خدایا شکرت که در مسیر تکامل به سمت توحید عملی هستم وجب به وجب نگاهم بتوست قدرت فقط تویی
من تسلیمم هرآنچه دارم از آن توست
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم
به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم
سلام عزیزان جان
روز195
توحید عملی
استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم
که الهامات قلبیتون گوش میدین و هر وقت لازم باشه یک فایل بینظییییر توحیدی آماده میکنی
استاد بازهم سپاس فراوان بابت تهیه این فایل
سپاس از خواهرت که دقیقاً برای ما هم این فایل مثمر ثمر واقع شده است.
خدایا شکرت
سوره نمل
أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَا تَذَکَّرُونَ ﴿62﴾
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه وقتی درمانده ای او را بخواند اجابت می کند و آسیب و گرفتاریش را دفع می نماید، و شما را جانشینان [دیگران در روی] زمین قرار می دهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] اندکی متذکّر و هوشیار می شوند. (62)
أَمَّنْ یَهْدِیکُمْ فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَنْ یُرْسِلُ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ أَإِلَهٌ مَعَ اللَّهِ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿63﴾
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه شما را در تاریکی های خشکی و دریا [به وسیله ستارگان و دیگر نشانه ها] راهنمایی می کند؟! و کیست که پیشاپیش [باران] رحمتش بادها را مژده رسان می فرستد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟!] خدا برتر است از آنچه برای او شریک قرار می دهند. (63)
خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم
خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم
خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی
خدایا شکرت من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم
خدایا شکرت که همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم
خدا یا شکرررررررررت
استاد عزیزم دقیقا امروز از صبح که با شور و اشتیاق و سپاسگزاری بیدارشدم
از خداوند بعد از تمرینات ستاره قطبی و شکر گذاری ها
درخواست ریز به ریز هدایت هایش را داشتم
اومدم اول به سایت سرزدم دیدم صفحه برام باز نمیشه
گفتم خیریتی داره حتما
رها کردم و رفتم آشپزخونه و احساسم خوب بود به همه چی به آرامشم به اسایشم به صلح درونی با خودم
به آسان شدنم بر آسانی ها
به زیبایی های دنیا به آواز پرنده ها به نسیم خنک صبح که صورتم را نوازش کرد
به نور خورشید که روی درختها تابیده بود
به همه احساس خوبی داشتم بلطف خداوند
پرسیدم امروز ناهار طبق قانون سلامتی چی درست کنیم
که کباب رو بهم الهام کرد
منم بدون مقاومت پذیرفتم
چون قول و تعهد روزانه دارم میدم در مسیر درست الهی استمرار دارم تا لایق دریافت الهامات الهی شوم
یه سری نجواها هم بود ولی من صدای قلبم را به وضوح شنیدم و لبیک گفتم
بعد که گوشت را از فریزر خارج کردم گذاشتم یخش باز شه
بهم گفت دراین فاصله بر پارکینگ پیاده روی روی تردمیل
با تمام وجودم و آرامش درونی ام به این الهام هم لبیک گفتم و حرکت کردیم با هم دست در دست هم قلب یکی شده بود ذهن کاملا آرام گرفته بود
فایل بینظییییر توحیدی سپاسگزاری دوره هم جهت با جریان خداوند را باز کردم و شروع کردم به پیاده روی و گوش دادن به فایل بینظییییر
استاد انگار اولین بار بود بعد از گذشت چند روز و چندین بار گوش دادن تازه دارم کلام شما را میشنوم
اشک همین جوری سرازیر بود و تک تک جملات در قلبم حک میشد و روحم لطافت عالیییی به خودش گرفته بود و من اصلا یه حال و هوای دیگه ای داشتم
و بعد از اون فایل مراقبه را گوش دادم و آرامش الهی در وجودم برقرار شد ه بود
کلی با هم عشق بازی کردیم
اومدم بالا رفتم حمام و کلی زیر دوش آب لذت بردم و شکر گذاری کردم
یعنی به اون احساس خوب زمانی که شما بندر عباس بودین را تجربه میکردم
و وقتی امروز طبق هدایت خداوند و در مدار درست قرار گرفته بودم
قدرت تجسم ذهنی ام هم چند روزه که بهتر شده
وقتی صبح چند لحظه با چشمای بسته یک خواسته را تجسم کردم
اصلا گل از گلم شکفته شد
چنان حس خوبی در اون لحظه داشتم که فقط عطر خدا را وجود پاک خداوند را احساس میکردم که همواره این نیروی خیر حاکم بر جهان در وجودم هست
و مرا در معرض هدایت هایش قرار داده
و استاد لحظه پایانی را وقتی تجسم کردم
همون لحظه اعتبارش را بخدا میدادم در تجسماتم و چقدر اون لحظه ناب الهی در وجودم انقلابی بپا کرد و خوشحال و مسرور شدم و یاد گرفتم با تمرین و تکرار که کاری با چطورش نداشته باشم و این لطف خداست که در هر لحظه داره هدایتم میکند به راه درست به کنترل ذهن و آرامش داشتن
خدا یا شکرررررررررت
استاد بعد از حمام که انگار تازه متولد شده بود م
رفتم سراغ غذا و گفتم طبق هدایت تو پیش رفتم پس خودت هم به غذای عالی و خوشمزه برام درست کن من نمیدونم من حالیم نیست خودت همه کاره ام باش من تسلیمم
استاد تا من سیخهای کباب را حاضر کردم
پسرم خودش رفت زغالها را آماده کرده بود
ساعت نزدیک به 2بود که ناهار خوشمزه و بینظییییر ما حاضر شد و واقعا این غذا طعم خدا را میداد . الله و اکبر
ایاک نعبد و ایاک نستعین
خواهرم قبل ظهر تماس گرفت و گفت که یکی از اقوام برحمت خدا رفته مراسم بعد از ظهر هست
گفتم روحش شاد رفته بهشت پیش خدا بهترین جا
و قطع کردم و مشغول کارهایم شدم و همچنان آرامشم برقرار بود
تا بعد از غذا گفتم خدایا اگه قراره برم نشانه ای بده
اگه هم نباید برم نشانشو بهم بده
پیام دادم همسرم گفت که ناهار نمیام
گفتم برا مراسم میای
گفت آره بمون تا با هم بریم
آخه خانوادش میخواستن زودتر برن
و مادر همسرم گفت اگه میخوای با ما بیا
منم گفتم نه همسرم گفته بمون با هم بریم
اون بنده خدا ها رفتن روستا
منم موندم بینم همسرم میاد
و آرام و رها بودم چون قلبم انگار راضی به رفتن به مکان ناخواسته نبود و منم رها کرده بودم بلطف خداوند
همسرم زنگ زد گفت واجبه حالا بریم
وقتی متوجه تضادی در پشت تلفن شدم
گفتم نشونه واضح خداست که من این مراسم رو نرم
و به همسرم پیام دادم که نه واجب نیست و من نمیرم
ایشون هم اسرار نکرد و من با خیال راحت اومدم نشستم روی مبل و کامنت همین فایل رو نوشتم تقریبا اخرای کامنتم بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی برگشتم به صفحه سایت دیدم کامنتم پاک شده
همون لحظه گفتم الخیر فی ما وقع
به بچه ها پیشنهاد رفتن به پارک را دادم و اونا هم قبول کردن و سه تایی باهم رفتیم پارک
و با پسر و دخترم کلی لذت بردیم
و همونجا از خدا تشکر کردم که قدم به قدم منو هدایت میکند
الان که همه فامیل درگیر ناراحتی هستند
من در پارک شاهد خنده و شادی مردم بودم و از انرژی پاک بچه ها و مردمی که با چهرههای شاد زیرانداز و خوراکی هاشون رو به پارک آورده بودند و در کنار عزیزان شأن لذت میبردند
ما هم کلی لذت بردیم و رفتیم سوار چرخ و فلک شدیم و کلی خندیدیم و
بعدش رفتیم پیاده روی توی پارک
آقا یه پدر پایه بقول پسرم
من گفتم چه ایده ای داده
عرشیا جان پسرم گفت نه بابا پایه ای هست
دوتا دختر داشت که گذاشته بودشون روی درختهای توت داخل پارک درخت ها کوتاه بودن ولی پر حجم و قوی بودن و پر از توت های خوشرنگ و خوشمزه که دخترها را گذاشته بودتا توت بخورن
یه لحظه ما آرشیداجانم رو ندیدیم
وقتی متوجه شدیم دیدیم از اون آقا درخواست کرده تا اونم بزاره روی یکی از درختها که بتونه توت بخوره
آقا ما این صحنه رو که دیدیم قله قاه خندیدیم
بخدا الآنم که یاد میوفته خنده شدید میگیرم
بعد مارو صدا زد من اینجام بیاید پیش توت زیاد داره
یعنی من فقط داشتم میخندیدم به این بابای پایه که تو اون جمعیت دخترها رو گذاشته بود برای توت خوردن و چه کیفی میکردن
یکیشون گفت بابا درخت من دیگه توت نداره بیا بزارم روی یه درخت دیگه خخخخخخخ
صورت شون به پهنا رنگ توت گرفته بود
آرشیدا که لباسش سفید بود کاملا رنگی شده بود و کلی شادی و خنده و لذت بردیم و پیاده روی برگشتیم خونه و کلی بهمون خوش گذشت بلطف خداوند
و فقط اعتبار این شادی و آزادی و رهایی رو بخدای یکتا میدهم
من تسلیمم هیچی نمیدووووونم
هیچی حالیم نیست
خدایا شکرت همه چی
توحید
و توحید و توحید ه بخدا
خدا یا شکرررررررررت که همه کاره ام تویی و همه جوره هوامو داری بوووووس خداجونم قربونت برم من
خدایا شکرت برای امروزم که پر از خیر و برکت و فراوانی و شادی و آرامش و آسایش و لذت و حال خوب بود
خدایا شکرت
استاد چقدر حس شیرینی داره وقتی از درون آرام باشی و کارها را بخدا بسپاری
بخدا که خداوند فقط شادی و آرامش و آسایش و لذت و آسانی و سادگی و راحتی و زیبایی است
خدایا شکرت
تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان
خدایا شکرت میخواهم هر روز بیشتر و بیشتر به الهامات گوش جان فرا دهم و روی دوش تو بنیشنم و تو جاده سرسبز جنگلی سوت بزنم و شادی کنم و لذت ببرم از فراوانی هایت
خدایا شکرت
کمکم کن تا هر لحظه همواره بنده ی تسلیم و متواضع و فروتن و خاشع تو باشم
تا لاجرم نعمتها و ثروتهاو فراوانی های جهان هستی به زندگی ام روانه شوند.
خدا یا شکرررررررررت میخواهم هر لحظه با تمام وجودم تسلیم تو باشم
تو همواره خیر مطلق هستی
تو همواره قادر مطلق هستی
تو همواره عشق مطلق هستی
تو همواره بخشندگی و مهربانی هستی
تو همواره شادی و آرامش و آسانی هستی
مرا یک لحظه هم به حال خودم وامگذار
خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تا همواره در مسیر درست الهی ثابت قدم تر و متعهد تر بایستم و لذت ببرم از زندگی که تو با عشق کاملت بهم بخشیدی و مرا تکه ای از وجود پاک خودت خلق کردی
خدایا شکرت
در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم