توحید عملی | قسمت ۲


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس‌منش در این فایل، با استناد به تجربیات شخصی خود و همچنین الگوهای تکرارشونده در جامعه، مخفی‌ترین دام در مسیر موفقیت را به ما می‌شناساند. ایشان آن را شرک خفی و حساب کردن روی بندگان به‌جای خداوند می‌نامد.

به این معنا که هرگاه قدرت را به غیر از خدا بدهید، از همان نقطه ضربه می‌خورید. زیرا بت‌پرستی و شرک، پرستش سنگ و چوب نیست، بلکه به‌قول پیامبر، شرک مانند رد پای مورچه‌ای سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب، پنهان و بی‌صدا در قلب مؤمن نفوذ می‌کند.

هدف استاد عباس‌منش از تهیه سلسله فایل‌های توحید عملی، تغذیه احساس لیاقت درونی است به نحویکه به نقطه ای برسیم که تنها منبع قدرت، ثروت و اعتبار را خداوند بدانیم و با بریدن طمع از خلق، از تمام قدرت درونی ای بهره برداری کنیم که خداوند برای خلق زندگی به ما بخشیده است.

یکی از عمیق‌ترین مفاهیمی که در این فایل تشریح می‌شود، خطر بزرگ بت‌سازی از انسان‌ها و عواقب ویرانگر آن است. استاد عباس‌منش با تحلیل رفتارشناسی انسان‌ها توضیح می‌دهند که وقتی ما فردی را در ذهن‌مان بزرگ می‌کنیم و گمان می‌بریم که کلید حل مشکلات ما یا دروازه خوشبختی و ثروت ما در دست اوست، در واقع در حال سقوط هستیم.

این درس به ما می‌آموزد که تملق و چاپلوسی، و یا بالا بردن بیش‌ازحد دیگران، دو روی یک سکه هستند که روی دیگر آن دشمنی و نفرت است. افرادی که امروز با هیجان افراطی و عدم احساس لیاقت، کسی را می‌ستایند و برای کسب منافع مالی یا جایگاه، در برابر انسانی دیگر کرنش می‌کنند، همان کسانی هستند که فردا با کوچک‌ترین تضادی، به سرسخت‌ترین دشمنان تبدیل می‌شوند. قانون جهان این است: اگر روی دیوار پوسیده تأیید و حمایت دیگران تکیه کنید، زیر آوار همان دیوار خواهید ماند.

این بخش از آموزش، دقیقاً همان نقطه‌ای است که اهمیت فوق‌العاده دوره احساس لیاقت را نشان می‌دهد. کسی که روی دیگران حساب می‌کند، در اعماق وجودش خود را لایق دریافت مستقیم نعمت از خداوند نمی‌داند و برای همین به‌دنبال واسطه‌ها می‌گردد. درک عمیق این فایل در کنار آموزه‌های دوره احساس لیاقت، شما را از هرگونه باج دادن عاطفی و مالی به دیگران بی‌نیاز می‌کند.

در ادامه، استاد عباس‌منش به بررسی توهم قدرتِ ناشی از حمایت مردم می‌پردازند؛ مثل تکیه بر «هواداران» یا فالوورها، تکیه بر رئیس یا کارمند و هر عامل بیرونی غیر از خداوند.

به‌قول استاد عباس‌منش، «استراتژی یارکشی»، که از شرک مطلق می‌آید، نشان‌دهنده این است که فرد می‌خواهد ضعف درونی خود در ایمان به خدا را بپوشاند. اما جهان هستی با کسی تعارف ندارد؛ همان مردمی که امروز شما را بالا می‌برند، اگر تکیه‌گاه‌تان خدا نباشد، فردا شما را به زمین می‌زنند.

حقیقت این است که: اگر شما به خداوند وصل باشید و فقط روی او حساب کنید، او جهان را مسخر شما می‌کند و قلب‌ها را برایتان نرم می‌سازد، بدون اینکه نیاز باشد احساس خودارزشمندی خود را حراج کنید یا برای جلب رضایت دیگران، خودتان را فراموش کنید.

مسیر درست این است: برای رضایت خداوند و خودتان کار کنید، نه برای خوشایند مردم. به‌قول قرآن، دین خود را برای خدا خالص کنید؛ آنگاه پاداش شما هم از سمت خدا (که بی‌نهایت است) و هم از سمت خلق خدا سرازیر می‌شود.

نکته ظریف و بسیار کلیدی دیگری که استاد عباس‌منش بر آن تأکید می‌ورزند، تفاوت بین «درخواست کردن از دیگران» و «حساب کردن روی یک فرد خاص» است.

بسیاری از افراد ممکن است تصور کنند که توحید یعنی انزوا و عدم ارتباط با دیگران، اما استاد عباس‌منش در این فایل به‌روشنی این سوءتفاهم را برطرف می‌کنند. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و با دیگران دادوستد داریم، اما مرز باریک توحید و شرک در «قلب» ماست. شما می‌توانید از کسی درخواست کمک کنید، اما اگر آن فرد کمک نکرد و شما به‌هم ریختید، ناامید یا خشمگین شدید، یعنی روی او «حساب» کرده بودید.

درحالی‌که یک موحد واقعی، درخواست می‌کند، تلاش می‌کند، اما ایمان دارد که آن فرد فقط «یکی از دستان خداوند» است. اگر این در بسته شد، خداوند هزار در دیگر دارد. آرامش عمیق زمانی حاصل می‌شود که بدانید رزق شما، اعتبار شما و سلامتی شما در دست هیچ انسانی نیست.

برای اینکه بتوانید این مرز باریک را در عمل تشخیص دهید و شخصیت‌تان را به‌گونه‌ای بازسازی کنید که محتاج تأیید و حمایت دیگران نباشید، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است که مکمل اساسی این فایل محسوب می‌شود.

پیام اصلی و قدرتمند این آموزش این است: «با خدا باش و پادشاهی کن.» استاد، با مرور تجربیات تلخ و شیرین زندگی خودشان، این قانون را اثبات می‌کنند که هرگاه روی دوستان، شرکا و اطرافیان حساب باز کردند، پشت‌شان خالی شد و تنها ماندند؛ اما هرگاه با تمام وجود به نیروی برتر تکیه کردند که تنها قدرت جهان است، معجزات رخ داد.

این یک قانون ثابت است: خداوند هرگز شرک نمی‌پذیرد و به درخواست های شرک آلود شما جواب نمی دهد. اما به محض اینکه یک قدم به سمت توحید برمی دارید، هزاران قدم به سمت شما بر می دارد و درها را برایتان باز می کنید.


تمرین این قسمت:

لطفاً در بخش نظرات همین صفحه، با صداقت کامل بنویسید که در گذشته:

  • در چه مواردی روی آدم‌ها (دوست، فامیل، رئیس، شریک) حساب کردید و ضربه خوردید؟
  • در مقابل، کجاها فقط به خدا توکل کردید و کارتان به‌طرز معجزه‌آسایی درست شد؟

نوشتن این تجربیات، ردپایی از ایمان برای شما و درسی بزرگ برای سایر دوستان خواهد بود تا با خواندن کامنت‌های شما، الگوهای توحید و شرک را بهتر بشناسند و به سمت توحید عملی حرکت کنند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مهدی وثوق» در این صفحه: 1
  1. -
    مهدی وثوق گفته:
    مدت عضویت: 2141 روز

    در مدار سیوچهارم “تحول زندگی”فصل دوم

    ////////////////////

    سلام

    شنیدم همون اوایل صحبتاتون که گفتین به قول قران اگر شمارو مجبور کردن که به خدا فوووش بدید ،

    فوش بدید اگه جونتون در خطره !

    با اینکه بعدش گفتین :  خدا گفته : ما به کلام شما کار نداریم ما به قلب شما کار داریم …

    اما من این قسمت حرفتونو اولش نفهمیدم و رفتم گشتم و انشاا… خدا بیشتر هدایتم کنه …

    چقدر اونجایی که صداتو اوردین پایین و گفتین من خودم میدونم که وقتی دارم از یکی در خواست میکنم  واقعا توکلم به اونه یا توکلم به خدای اونه …

    من میفهمم ، ، بنابراین نمیخام با کلمات بازی کنم …

    میدونی حرفمو که منظورم خیلی موقعا چیز دیگه بوده دو سویه یا پارادوکس داشتم وقتی نتیجه بد شده سریع شاکی میشم و ربطش میدم به قضا و قدر الهی ! دیگه خدا نخواست … !!!

    از خدا میخام کمک کنه استناد قرانیش پیدا بشه ، بشینه تو همین متن برای حرکت در مسیر درست… بیشتر شدن ایمان و یقین و باور به الله بکاف … خدایا شکرت …

    پیرو این موضوع یه سری چیزا واضح میشه و

    خیلی از دروغ های مصلحتی که راهی شده واسه شرک ورزیدنم مشخص میشه …

    خیلی از افعال بد و ….

    خداایا ازت ممنونم که بهم رحم میکنی و از گناهام میگذری …

    چقدر سر خودمو گول مالوندم و با استناد به ایه لااکراه فی الدین حرام ها رو حلال کردم واسه خودم !

    خدایا رحم کن بهم من به خودم خیلی ظلم کردم … اگه لطف تو بر من نباشه خیلی ضررکردم…

    ربنا مشتاق هر محبتیم که در حقم داشته باشی….

    اصلا این دیالوگ موسی شده جزئی از زندگیم …

    خدایا بیش از ان رحمتی که داشتی در حق من هم داشته باش که تو وهاب و بی نیازو بنده نواز …

    این تقوی چیه که انقد بهش اشاره شده …

    خدایا ازت ممنونم که به فهم دقیقی ازش میرسونیم …

    خدایا شکرت …

    هدایتم کردی /////

    یه جورایی میشه گفت تقیه با تقوا یک مفهومو داره…

    تقوا که از ریشه تقی میاد تو قران بیشتر ترجمه هایی که دیدم ترس از خدا معنی کردن و تو دایره المعارف هم : ترس از خدا و اطاعت امر او، پرهیزکاری، پرهیز. معرفی شده اما بازم ترجمه و تعریفی که استاد عباس منش گفت بالانس تر میاد

    تقوی داشتن ینی کنترل ذهن در مقابل نجواها…

    حالا بریم بررسی تقیه همین مبحثی که باعث شد ادامه فایلو گوش ندم که ایا من اجازه دارم به خدا فووووش بدم ؟؟ ایا حرف استاد درسته ؟؟ اصلا همچین چیزی تو قران هست ؟؟؟

    دلم گفت پیش از هر چیز بگم خدایا شکرت با تمام وجود ازت سپاسگذارم برای دردسترس بودن منابع و اطلاعات … واقعا اینترنت نعمت و رحمت بزرگیه

    خدایا شکرت

    تقیه

    ۱ – ( مصدر ) پرهیز کردن خودداری کردن . ۲ – ( اسم ) پرهیزگاری خود داری . ۳ – خودداری از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردی که ضرر مالی یا جانی یا عرضی متوجه شخص باشد .

    ////

    عجبا بازم واسم حل نمیشه … ذهنم میگه این کار که نفاق و دو رویی و دروغ گفتنه !!!

    به نظرم تقیه ینی سخنی ر و بر خلاف آنچه در دل دارم بر زبون بیام خب اینکه نشانه نفاقه ؟؟!  بارها خودم خوندم، تو قران نوشته : منافقین وقتی پیش پیامبر بودن بهش میگفتن ما با شماییمو ایمان اوردیم وقتی به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند !

    مگه من نمیگم تنها یک قدرت ، یک فرمانروا ، یک صاحب اختیار یک رب برجهان تسلط داره پس این مبحث تقیه چیه دیگه ؟؟؟

    ماجرای یوسف که جام رو گذاشت تو کوله برادرش و زدن تهمت دزدی نوعی تقیه بوده ؟؟

    دیالوگ ابراهیم قبل از بت شکستنو نرفتن به جشن همراه مردم و عبارت “انی سقیم … من بیمارم….”

    و بعد خراب کاری بل فعله کبیرهم  تقیه بوده ؟؟؟

    سوراخ کردن کشتی نووو و صفرکیلومتر توسط خضر هم تقیه بوده ؟؟؟

    جواب واضح تو سرم میچرخه … اره مهدی جان اینا همه تقوی و افعال پسندید و موجبات تشویق و کف زدن خداوند میشه … اینکارا خشنودی خداوند که همون لعلک ترضی رو واسه خودت ایجاد میکنه …. اووووون که اصلا خدایه واسه خودشو بینیاز ازین صحبتا ( با تن صدای خودت تو جلسه

    دوم عزت نفس 😂😂😂 استادجان میمیک و فیزیکت واقعا دوست داشتنیه 😘😘 )

    حالا شوخی خنده کنار ،  بریم ایه هاشو پیدا کنم به امید هدایت و سعادت …

    //////

    یه نجوایی اومد گفت مهدی جانم این چیزا واست نونو اب نمیشه منظورش اینه برو دنبال یه کسب کاری و پول درار !

    جوابی که بهش گفته شد : افکار و فرکانس هامه که زندگیمو خلق میکنه …

    به زودی هدایت میشم و خدا از فضلش رحمتی عظیم بهم میبخشه تا ایمانم بیشتر بشه و بیشتر مشغول تحقیق … واقعا به مرحله ای رسیدم هرچی به لحاظ مالی قدرتند تر بشم به خدا نزدیکترم… اعتراف میکنم بعضی تضاد ها و بحران ها …. خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که هر محبتی رو به اشکال مختلف وارد زندگیم میکنی …

    /////////

    در سوره ال عمران ایه ۲۸ عبارت  الا ان تتقوا منهم تقاه دقیقا همین مبحثی رو اشاره میکنه که دنبالشم …

      لاٰ یَتَّخِذِ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اَللّٰهِ فِی شَیْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاهً وَ یُحَذِّرُکُمُ اَللّٰهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اَللّٰهِ اَلْمَصِیرُ (٢٨)

    ترجمه مکارم :افراد باایمان نباید به جاى مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطه اى با خدا ندارد(و پیوند او بکلّى از خدا گسسته مى شود)؛ مگر اینکه از آنها بپرهیزید(و به خاطر هدفهاى مهمترى تقیّه کنید). خداوند شما را از(نافرمانى) خود، بر حذر مى دارد؛ و بازگشت(شما) به سوى خداست. (28)

    ترجمه انصاریان:مؤمنان نباید کافران را به جاى اهل ایمان، سرپرست و دوست بگیرند؛ و هر کس چنین کند در هیچ پیوند و رابطه‌اى با خدا نیست، مگر آنکه بخواهید [ به سبب دفع خطرى که متوجه شماست ] از آنان تقیّه کنید؛ خدا شما را از [ عذاب ] خود بر حذر مى‌دارد، و بازگشت [ همه ] به سوى خداست.

    //////////////

    تو سوره غافر گویا درکشمش های فرعون و موسی هم همچین مبحثی گفته شده و گویا ماجرا اصحاب کهف هم تو همین حس و حال بوده :

      وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اَللّٰهُ وَ قَدْ جٰاءَکُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَ إِنْ یَکُ کٰاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صٰادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ اَلَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّٰابٌ (٢٨)

    ترجمه مکارم:و مرد مؤمنى از آل فرعون که ایمان خود را پنهان مى داشت گفت: «آیا مى خواهید مردى را بکشید بخاطر اینکه مى گوید: پروردگار من«اللََّه» است، در حالى که دلایل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، (لا اقل) بعضى از عذابهایى را که وعده مى دهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسى را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمى کند. (28)

    ترجمه انصاریان:و مرد مؤمنى از خاندان فرعون که ایمانش را پنهان مى‌داشت، گفت: آیا مردى را مى‌کشید که مى‌گوید: پروردگار من خدا است؟ و بى‌تردید از سوى پروردگارتان براى شما دلایل روشنى آورده است، و اگر دروغگو باشد دروغش به زیان خود اوست، و اگر راستگو باشد برخى از عذاب‌هایى که به شما وعده مى‌دهد به شما خواهد رسید؛ زیرا خدا کسى را که اسراف‌کار و بسیار دروغگوست، هدایت نمى‌کند.

    اینجا هم صحبت از تقیه به نوعی شده ینی به صورت خفی اشاره شده بهش که در دربار فرعون هم یکتا پرست بوده اما بخاطر حفظ بعضی مسائل ایمانشو رو نکرده و به مودت و همراهی فرعون ادامه میداده ….

    ///

    اقاااا سوره نحل ایه ۳۶ عین عین عین صحبتی شدو انقد سرش کشمکش داشتم گفته و به نظر این تحقیق به سر منزل مقصود نشست و میرم ادامه فایلو گوش دادن …

    مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَٰکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

    /////////////////////////////////////////////////////

    نکاتی که در ادامه فهمیدم :

    ۰. هیچ وقت نخوام و سعی نکنم چیزی (اعتقاد،باورها و…) رو به دیگران ثابت کنم و هیچ چیزی رو الکی از کسی قبول نکنم .

    ۱. تو بحث توحید و شرک از هیچ کس نمیشه ایرادی رو گرفت ، یک چیز کاملا شخص و درونیه …

    ۲. ما هیچ درسترسی به نوع باورها و فرکانس های شخصی بجز خودمون رو نداریم …

    ۳.موقع درخواست کردن چیزی خدایا ازت ممنونم که یادم میاری که به تو توکل و توجه کنم و درخواستمو طبق ایده که بهم شده عنوان کنم و حتی اگه پاسخ مناسب رو دریافت نکردم خدایا از ممنونم که یقین دارم از طریق دیگه ای فضل و رحمتت رو شامل حالم میکنی و نگران نیستم.

    ۴. خدایا ازت ممنونم که تو زندگیم با افراد مختلفی مراوده دارمو همیشه توجه و ارتباطم با تو واسم اولویته و رابطم با افراد ثروتمند و قدرتمند باعث شده که اعتبار همه این رفت و آمد ها رو به تو بدم و همیشه امیدوار و خوشحالم به فضل و رحمت بینهایتت از بی نهایت طریق به من میرسه …

    ۵. خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که همیشه تکیه ام فقط به توئه و از فضل و رحمت زیادت راه ها و موقعیت هایی رو واسم ایجاد میکنی ، قلب هایی رو واسم نرم میکنی و به مرحله ای میرسونیم که اگه کل دنیا دست به دست هم بدن نمیتونن همچین موقعیتی رو چه واسم بسازن یا چه ازم بخان بگیرن …

    ۶.خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که درک و عمل به موضوع توحید و شناسایی شرک واسم راحت و در اولویت هر چیزیه واسم…

    دلم خواست بگم من کارمند خدا هستم و برای اون کار میکنم . تا الان دنبال کارفرماهای بغیر رب العالمین بودم و همیشه خلف وعده و تاخیر در واریز حق الزحمه و با ذهن استدلالیم در حال کسب تجربه و مهارتی بودم که فردا روز بشه واسم اعتبارو از طریقش کسب درامد داشته باشم … اعتراف میکنم تا الان تو فکرم بود مهندس فلانی باعث میشه به موفقیت و ثروت برسم باید هرجور شده رابطمو باهاش حفظ کنم و خدا میدونه چه سواری ها و ضررهای مالییی سر تداوم این رابطه پرداخت کردم … واقعا الان به مرحله ای رسیدم که بریدم از همه … هرچی بیشتر تلاش کردم بیشتر به نوعی در مثال مشت و لگد خوردم

    دلم میگه مهدی تو این همه سال صب زود از خونه میزدی بیرون بوووق خر برمیگشتی

    چی شد ؟ چی بدست اوردی ؟

    بخدا هیچی و اگه فضل خدا نباشه از خاسرین هستم …

    دلم گفت و انجامش دادم و چند وقتیه مثل زمان کارگری و کارمندیم صب زود تا اخر شب دارم تو همین حوالی توحید تحقیق میکنم ، هر چند این روزا نجواها زیاده و یک هو این تغییر رویه دادن کلی توجه ها و باز ترس خروج از دایره امن حسمو بد میکنه اما از خدا ممنونم که باز فضل و رحمت بینهایتش رو حتی در باب مثال به شکل ارامبخش هایی قوی وارد زندگیم میکنه …

    نجوا هه باز میگه هاااا تو راست میگی و سرتو بکن تو برف !

    این بار جواب اینه

    ۲۴ سال طبق حرفا و عملکردی که پدران و جامعه واسم مشخص کرده زندگی کردم میخام حداقل شش ماه حتی اگه دیوانگی و ریسک هم باشه طبق حرفای سیدحسین عباسمنش زندگی کنم.من یه بار زندگی میکنم و ارزششو داره نهایتش …

    اینو مینویسم که یادم بمونه : مهدی اقای وثوق یادت باشه که چندین بار خواستی خودکشی کنیو خدا به اشکال مختلف به قول خودت چوب لای چرخ مردنتم گذاشت …

    استاد میدونی چجوری خوره فایلا و سبک کاریم چجوریه ؟

    به خودم گفتم :

    یا هرچی میگه رو باید باور کنی و انجام بدی یا باید بمیری و خودتو حلق اویز کنی .

    طناب هم خریدم.

    ///////

    /

    اشکم درامد.

    من که تا حالا تو عین وعده که چه عرض کنم فک کنم کنار شیطان تو جهنم زندگی میکردم بیخیال و

    بخندیم گویا خدا هم وعده هایی داده …

    برو بریم ادامه فایلو گوش دادن

    نکته دیگه

    اگه منه درخواست کننده میفهمم موقع درخواست کردن یا مراوده با هرکسی توجهم به اون طرفه یا خدای رب العالمین

    حالا چطور میتونم بیشتر این باورو تو وجودم رسوخ و نهادینه کنم که :

    این طرف نیست که اکسپت میکنه منو بلکه خدای منه که “شاید” از طریق این فرد یا “شاید” از طریق هزاران شکل دیگه جوابمو میده و نگران نیستم …

    میدونی مسئله من همین ” شایده” هست … ینی یقین و باور کامل ندارم که خدا پاسخ میدهد!

    خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که از فضلت رحمتی بزرگ بر من قرار میدی که هیچ وقت حتی اگه هوا هم بس ناجوان مردانه سرد بود دلم گرم بشه بهت که تو هستی و بکاف عبده …

    چقدر چقدر این لحظه این حالت واسم زیباستو چقدر دلم میخاد هی حرارتی بر این ایمان و دل گرمیم بهت اضافه بشه …

    دلم میخاد این چنتا ایه رو اینجا قرار بدم

    اعتراف میکنم هنوز به درک دقیقی ازش نرسیدم و امیددارم که فضل و رحمت خدا واسم بینهایته….

      وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اَللَّوّٰامَهِ (٢)قیامت

    ترجمه انصاریان:و به نفس سرزنش‌گر قسم مى‌خورم.

    فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا

    و گنهکاری و تقواپیشگی اش را به آن الهام کرد،(۸)

    شمس – 8

      بَلِ اَلْإِنْسٰانُ عَلىٰ نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ (١۴) قیامت

    ترجمه  مکارم: بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است، (14)

    ترجمه انصاریان:بلکه انسان خود به وضع خویش بیناست.

    سوره اسرا

      إِنَّ هٰذَا اَلْقُرْآنَ یَهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ اَلْمُؤْمِنِینَ اَلَّذِینَ یَعْمَلُونَ اَلصّٰالِحٰاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً کَبِیراً (٩)

    ترجمه ایت الله مکارم شیرازی:این قرآن، به راهى که استوارترین راه هاست، هدایت مى کند؛ و به مؤمنانى که اعمال صالح انجام مى دهند، بشارت مى دهد که براى آنها پاداش بزرگى است. (9)

    ترجمه انصاریان:بى‌تردید این قرآن به استوارترین آیین هدایت مى‌کند، و به مؤمنانى که کارهاى شایسته انجام مى‌دهند، مژده مى‌دهد که براى آنان پاداشى بزرگ است.

    ///////////////

    سوره نساء ایه ۶۸

    ” ﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ” (ﻭَ ﻟَﻬَﺪَﻳْﻨﺎﻫُﻢْ ﺻِﺮﺍﻃﺎً ﻣُﺴْﺘَﻘِﻴﻤﺎً).

    و دلم میخاد یک باردیگه به خودم و هرکس دیگه ای که این متن رو میخونه بگم باید بارها حداقل ایه ۲۱و ۲۲ سوره ابراهیم رو خوند …

    خدایا با تمام وجود ازت سپاسگذارم که در این راه هدایتم میکنی به راه راست و از فضلت رحمتی بزرگ در دنیا و اخرت نسیبمان میکنی

    ارادتمند

    مهدی وثوق

    الان از : مشهد/ایران

    +۱۵۷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: