توحید عملی | قسمت ۲


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس‌منش در این فایل، با استناد به تجربیات شخصی خود و همچنین الگوهای تکرارشونده در جامعه، مخفی‌ترین دام در مسیر موفقیت را به ما می‌شناساند. ایشان آن را شرک خفی و حساب کردن روی بندگان به‌جای خداوند می‌نامد.

به این معنا که هرگاه قدرت را به غیر از خدا بدهید، از همان نقطه ضربه می‌خورید. زیرا بت‌پرستی و شرک، پرستش سنگ و چوب نیست، بلکه به‌قول پیامبر، شرک مانند رد پای مورچه‌ای سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب، پنهان و بی‌صدا در قلب مؤمن نفوذ می‌کند.

هدف استاد عباس‌منش از تهیه سلسله فایل‌های توحید عملی، تغذیه احساس لیاقت درونی است به نحویکه به نقطه ای برسیم که تنها منبع قدرت، ثروت و اعتبار را خداوند بدانیم و با بریدن طمع از خلق، از تمام قدرت درونی ای بهره برداری کنیم که خداوند برای خلق زندگی به ما بخشیده است.

یکی از عمیق‌ترین مفاهیمی که در این فایل تشریح می‌شود، خطر بزرگ بت‌سازی از انسان‌ها و عواقب ویرانگر آن است. استاد عباس‌منش با تحلیل رفتارشناسی انسان‌ها توضیح می‌دهند که وقتی ما فردی را در ذهن‌مان بزرگ می‌کنیم و گمان می‌بریم که کلید حل مشکلات ما یا دروازه خوشبختی و ثروت ما در دست اوست، در واقع در حال سقوط هستیم.

این درس به ما می‌آموزد که تملق و چاپلوسی، و یا بالا بردن بیش‌ازحد دیگران، دو روی یک سکه هستند که روی دیگر آن دشمنی و نفرت است. افرادی که امروز با هیجان افراطی و عدم احساس لیاقت، کسی را می‌ستایند و برای کسب منافع مالی یا جایگاه، در برابر انسانی دیگر کرنش می‌کنند، همان کسانی هستند که فردا با کوچک‌ترین تضادی، به سرسخت‌ترین دشمنان تبدیل می‌شوند. قانون جهان این است: اگر روی دیوار پوسیده تأیید و حمایت دیگران تکیه کنید، زیر آوار همان دیوار خواهید ماند.

این بخش از آموزش، دقیقاً همان نقطه‌ای است که اهمیت فوق‌العاده دوره احساس لیاقت را نشان می‌دهد. کسی که روی دیگران حساب می‌کند، در اعماق وجودش خود را لایق دریافت مستقیم نعمت از خداوند نمی‌داند و برای همین به‌دنبال واسطه‌ها می‌گردد. درک عمیق این فایل در کنار آموزه‌های دوره احساس لیاقت، شما را از هرگونه باج دادن عاطفی و مالی به دیگران بی‌نیاز می‌کند.

در ادامه، استاد عباس‌منش به بررسی توهم قدرتِ ناشی از حمایت مردم می‌پردازند؛ مثل تکیه بر «هواداران» یا فالوورها، تکیه بر رئیس یا کارمند و هر عامل بیرونی غیر از خداوند.

به‌قول استاد عباس‌منش، «استراتژی یارکشی»، که از شرک مطلق می‌آید، نشان‌دهنده این است که فرد می‌خواهد ضعف درونی خود در ایمان به خدا را بپوشاند. اما جهان هستی با کسی تعارف ندارد؛ همان مردمی که امروز شما را بالا می‌برند، اگر تکیه‌گاه‌تان خدا نباشد، فردا شما را به زمین می‌زنند.

حقیقت این است که: اگر شما به خداوند وصل باشید و فقط روی او حساب کنید، او جهان را مسخر شما می‌کند و قلب‌ها را برایتان نرم می‌سازد، بدون اینکه نیاز باشد احساس خودارزشمندی خود را حراج کنید یا برای جلب رضایت دیگران، خودتان را فراموش کنید.

مسیر درست این است: برای رضایت خداوند و خودتان کار کنید، نه برای خوشایند مردم. به‌قول قرآن، دین خود را برای خدا خالص کنید؛ آنگاه پاداش شما هم از سمت خدا (که بی‌نهایت است) و هم از سمت خلق خدا سرازیر می‌شود.

نکته ظریف و بسیار کلیدی دیگری که استاد عباس‌منش بر آن تأکید می‌ورزند، تفاوت بین «درخواست کردن از دیگران» و «حساب کردن روی یک فرد خاص» است.

بسیاری از افراد ممکن است تصور کنند که توحید یعنی انزوا و عدم ارتباط با دیگران، اما استاد عباس‌منش در این فایل به‌روشنی این سوءتفاهم را برطرف می‌کنند. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و با دیگران دادوستد داریم، اما مرز باریک توحید و شرک در «قلب» ماست. شما می‌توانید از کسی درخواست کمک کنید، اما اگر آن فرد کمک نکرد و شما به‌هم ریختید، ناامید یا خشمگین شدید، یعنی روی او «حساب» کرده بودید.

درحالی‌که یک موحد واقعی، درخواست می‌کند، تلاش می‌کند، اما ایمان دارد که آن فرد فقط «یکی از دستان خداوند» است. اگر این در بسته شد، خداوند هزار در دیگر دارد. آرامش عمیق زمانی حاصل می‌شود که بدانید رزق شما، اعتبار شما و سلامتی شما در دست هیچ انسانی نیست.

برای اینکه بتوانید این مرز باریک را در عمل تشخیص دهید و شخصیت‌تان را به‌گونه‌ای بازسازی کنید که محتاج تأیید و حمایت دیگران نباشید، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است که مکمل اساسی این فایل محسوب می‌شود.

پیام اصلی و قدرتمند این آموزش این است: «با خدا باش و پادشاهی کن.» استاد، با مرور تجربیات تلخ و شیرین زندگی خودشان، این قانون را اثبات می‌کنند که هرگاه روی دوستان، شرکا و اطرافیان حساب باز کردند، پشت‌شان خالی شد و تنها ماندند؛ اما هرگاه با تمام وجود به نیروی برتر تکیه کردند که تنها قدرت جهان است، معجزات رخ داد.

این یک قانون ثابت است: خداوند هرگز شرک نمی‌پذیرد و به درخواست های شرک آلود شما جواب نمی دهد. اما به محض اینکه یک قدم به سمت توحید برمی دارید، هزاران قدم به سمت شما بر می دارد و درها را برایتان باز می کنید.


تمرین این قسمت:

لطفاً در بخش نظرات همین صفحه، با صداقت کامل بنویسید که در گذشته:

  • در چه مواردی روی آدم‌ها (دوست، فامیل، رئیس، شریک) حساب کردید و ضربه خوردید؟
  • در مقابل، کجاها فقط به خدا توکل کردید و کارتان به‌طرز معجزه‌آسایی درست شد؟

نوشتن این تجربیات، ردپایی از ایمان برای شما و درسی بزرگ برای سایر دوستان خواهد بود تا با خواندن کامنت‌های شما، الگوهای توحید و شرک را بهتر بشناسند و به سمت توحید عملی حرکت کنند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «امیر تهرانی» در این صفحه: 10
  1. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    بزرگترین سپاسگزاری ام همواره به خاطر این قانون است که

    تمام اتفاقات زندگی ام بدون استثنا نتیجه ی فرکانس هایم است.

    برای این قانون است که کنترل صد در صد زندگی ام در هر لحظه به وسیله ی کنترل

    ذهنم در دستان خودم است و نه هیچ عامل بیرونی.

    قدرتمند ترین فرمانروای جهان قدرت کنترل زندگی ام را به دست فرکانس هایم داده.

    و این بهترین خبری است که در هر لحظه میتوانی بشنوی.

    هرجا موفقیتی را دیدی‌، ردپای توحید را در آن بجو و هرجا شکستی را دیدی‌، رد پای شرک را در آن پیدا کن.

    تا به این وسیله اصل را از فرع تشخیص دهی و توحید را در عمل اجرا نمای و از شرک خفی دوری بجویی.

    اصل توحید است و هر چیزی غیر از ان فرع.

    برای هر چیزی ابتدا باید پایه ها یکتاپرستی را ساخت.

    یکتاپرستی دلیل حضور هر نعمتی در زندگی را تنها از طرف خدا میداند

    و هر نتیجه ی نادلخواه تنها از سوی فرکانس های خودم.

    یعنی هر خیری از جانب خداست و هر شری از جانب خودم.

    من در دنیای مجزای خودم با خدای خودم زندگی میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    ذات و اساس من همان انرژی است که خداست. من از جنس خداوند هستم .

    و بدون هیچ دلیلی ارزشمندم و لایق بهترینها.

    هرچیزی به غیر از بهترین معصیت است.

    و تمام اتفاقات زندگی ام بدون استثنا نتیجه ی فرکانسهایم است.

    و توحید عملی ، باور تنها به یک قدرت یعنی منطبق کردن رفتارهایم

    بر اساس همین باور .

    دلیل هر اتفاقی چه خوب چه بد در درونم است نه بیرون من .

    شیطان دائما عوامل بیرونی را نجوا میکند .

    برای‌مان منطقی می‌شود تا‌، بهبود وضعیت مالی‌مان را در گرو راضی نگه‌داشتنِ کارفرما‌، رئیس بانک‌، پیدا کردن پارتی و… ندانیم.

    برای‌مان منطقی می‌شود تا‌، رونق کسب و کارمان را در گرو اعتبار جمع کردن از این و آن ندانیم‌، به دنبال تکیه بر آدمها و حساب کردن روی آنها نباشیم یا نگران رفتن یا آمدن‌ها و قضاوت‌های آنها یا از دست دادن اعتبارمان نباشیم.

    خداوند به شخصه مرا هر بار تحت تاثیر قرار میدهد با هدایت هایش

    برنامه ریزی هایش. دوست دارم بنشینم و به این هدایت ها فکر کنم.

    هر چقدر این هدایت را مرور کنم ایمان بیشتر میشود و از این جنس اتفاقات نیز

    بیشتر تجربه میکنم.

    شروعش از جایی بود که فقط قدم اول را برداشتم و پای در مسیر نهادم.

    ان وقت ان نیرو هدایتم کرد و همه چیز را برایم فراهم کرد.

    در این سفرم همانطور که میدانستم و نوشته بودم بسیار توحیدی تر شدم.

    چند شرک مخفی را پیدا و انهارا با توحید جایگزین کردم و رفتارهایم تغییر

    کردند.

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    عاشق این روز هستم زیرا دارم توحید عملی را مرور میکنم.

    چیزی که عاشقش هستم و شدیدا احساس خوبی به من میدهد.

    نمیدانم چه بگویم و چگونه سپاسگزار این خداوند بی همتا باشم

    بابت تک تک نعمت هایی که به من داده از سلامتی از شادی از ثروت از روابط خوب

    از کارم از الهاماتم و….

    این خدایی که مرا به اینجا رسانده مرا به همه جا می رساند.

    کافیست به او اعتماد کنم اوست رب الرباب اوست دانای توانا.

    من بنده ای او هستم و تنها باید بندگی کنم.

    وقتی به من قدم بعدی الهام میشود و هدایت میشوم.

    کارمن بندگیست کارمن این است که گوش به فرمان او باشم و تنها بنده ی او.

    کار من خدایی نیست که بگویم وقتی رسیدم به اب چی میشود وقتی نوزادم را

    روی اب انداختم چه میشود و… این کار خداست من یاد گرفتم که

    بیشتر به خدا اعتماد کنم.

    تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا نتیجه فرکانس های خودم است.

    قدرت تنها از ان خدای من است و ان این قدرت را در دست باورهایم قرار داده.

    و در این مسیر نه تنها از من مشتاق تر است بلکه حمایتگر و هدایتگر من است.

    خدایی که دارم تنها سرمایه ی من است و در روزهایی که برای پولی ندارم

    بودچه ای برای تبلیغات ندارم کارمندی ندارم تنها روی او حساب میکنم و

    او همه چیز را مدیریت میکند. برایم مشتری می اورد برایم افرادی میاورد

    که عاشقانه به من کمک میکنند و دستی از خدا هستند برای من نعمت و ثروت

    از جاهایی که فکرش را نمیکردم به من می رساند.

    پس از انهمه شرک و بدبختی یکبار تصمیم گرفتم دیگر تحت هیچ شرایطی خدایم را

    توحید را به هیچ چیز نفروشم.وقتی میبینم خداوند توسط دستانش چطور به من عشق می

    ورزد دیگر هرگز نمیتوانم به او شرک بورزم هر چند تحت هر شرایطی

    دیگر تصمیم گرفتم که شرک نورزم حتی اگر تمام دستانش مرا ترک کنند.

    زیرا من این خدارا زمانیکه هیچ بودم به وسیله ی ایمان احساس کردم.

    با این تفاسیر می ایم زندگی ام را انطور که میخواهم میسازم

    انطورکه دلم میخواهد و ازادانه زندگی میکنم.

    تا وقتی که خداوند با من است هر کاری را میتوانم انجام دهم.

    هرچند شرک بسیار مخفی تر از ان است که فکرش را بکنیم و خودش را با یک اتفاق

    به ظاهر تلخ نشان میدهد و من سریعا انرا با توحید جایگزرین کردم.

    هر بار که این کار را کردم شرایط کاملا برگشت فردی که تصمیم به نابودی من

    گرفته بود با من مهربان میشود شرایطی که به ضرر من بود یک دفعه همه چیز به نفع

    من میشود و اکنون میدانم اینها از کجا اب میخورند.

    این خدا خدای عاشقان است. من هر روز برای این رابطه کار میکنم تا بیشتر با او

    هماهنگ بشوم و احساس خوب را تجربه کنم.

    توحید عملی واقعا راهکاری برای همه چیز است.

    میخواهم به جایی برسم که هیچ فضایی برای حساب کردن روی غیر از او نبینم.

    برای همین تصمیم گرفتم به جای امتحان شیوه های متعدد سعی کنم

    به شیوه ای نیرو پیش بروم . نتایج پیروی و بندگی این خداوند را کردن

    همین الان مشخص است و چند سال بعد خیلی بیشتر مشخس تر میشود.

    باشد نشانه ای برای قدم های اینده .

    که هیچ معبودی جز او نیست. وقتی همه چیز را خداوند میبینم دنیا جای دیگری

    میشود .

    این اتفاقی نیست که با اینکه به فال اعتقادی ندارم اما وقتی هر روز

    فال میگیرم نتایجش ان چیزیست که میخواهم و زندگی ام دارد به سمت

    انها حرکت میکند تا انها محقق شوند.

    سپاسگزارم خدایا بابت چشمی که میبیند گوشی که میشنود زبانی که لذیذ ترین

    طعم ها را احساس میکند عضلاتی که کار های بدنی را انجام میدهد قلبی

    که می تپد تنفس که در هر لحظه دارم مغزی که با نهایت دقت بدنم را کنترل میکند

    سیستم ایمنی بسیار قدرتمند که از بدنم با نهایت هوشمندی که میشود تصور کرد

    محافظت میکند و….

    دوست دارم در تنهایی خودم با خدای خودم همین حرف ها بزنم فقط.

    امروز که ماشینم مورد داشت یه جای که نمدونستم اصلا کجاست و اون تعمیرگاه هست

    یه حسی بهم گفتم بزن رو ترمز من هم بدون قضاوت سریع زدم رو ترمز دیدم

    همون مغازه ای هست که نیاز داشتم رفتم و به بهترین شکل در

    کمترین زمان با کمترین هزینه برایم درستش کرد.

    حتی برای بهبود قسمت های دیگر ماشین نیز هدایتم کرد.

    در حینی که منتظر درست شدن ماشین بودم پول برایم واریز کردند مشتری

    به کسب و کارم اوردده شد.

    حتی در باشگاه به من الهام میکرد که چه ست هایی هایی را تمرین کن

    بدون اینکه هیچ مربی داشته باشم و از نتیجه اش هم از زمانی که

    مربی داشتم هم راضی ترم.

    حتی وقتی به ایده ای نیاز داشتم مرا هدایت کرد

    به یه حسی به من گفت که زنگ بزن به فلانی بعد که زنگ زدم گفت یکم تعریف کن

    در حین تعریف ناگهان ایده ای که نیاز داشتم به من گفتم.

    الان نیز این خدا به من قدم های بعدی را الهام کرده و خدا خودش میداند

    نتیجه ی اینها چیست .

    خدا خودش میداند که بعد از پنج سال به چقدر از دستاوردها و خواستههایی که

    نوشتم میرسم. هر چند الان نیز احساس میکنم انهارا دارم.

    در پناه الله یکتا توحیدی باشید!

    فقط می توانم بگویم با خدا باش و پادشاهی کن

    بی خدا باش و هر چه خواهی کن.

    امیر تهرانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
  4. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    به نام اول و آخر.

    به نام خداوندی که این جهان هستی را برنامه نویسی کرد.

    ذات و اساس من همان انرژی است که خالق کل جهان هست و جز او نیست.

    ذات و اساس من همان انرژی یگانه ای است که کل جهان را مدیریت میکند.

    ذات من انرژی است که میخواهد و میشود.

    پس تمام اتفاقات زندگی ام بدون استثنا نتیجه ی فرکانس هایم است.

    همانطور که شرایط نادلخواه را خلق کردم میتوانم شرایط دلخواه را خلق کنم.

    آگاهی نداشتن از قوانین ثابت جهانی نیز تغییری در ذات من که یک خالق

    است به وجود نمی اورد. بیشترین قدرت من زمانی است که به انرژی منبع ام متصل هستم.

    و این بزرگترین و مهمترین کار زندگی من است.

    با این نگاه اهدافم را دوباره مرور میکنم.

    نگاهی به قلبم میاندازم.

    و سپس دوباره حرکت میکنم.

    عوامل بیرونی با وجود این باور که مانند علف های هرز هستند

    رنگ میبازند.

    این باور توحیدی اول از همه با خود ارامش میاورد و سپس عامل حرکت و عمل به دانسته ها.

    باید خیلی بیشتر فراوانی جهانش را باورکنم.

    وقتی که افرادی را میبینم که راحت درحال رسیدن به اهداف خود هستند.

    این پیام را از خداوند دریافت میکنم که میشود.

    و باید تغیری در درونم ایجاد کنم.

    برای همین، نه تنها این لحظه‌ها ذره‌ای نگران ات نمی‌کند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.

    آری توحید عملی نتیجه را تغییر میدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    تمام اتفاقات زندگی ام نتیجه فرکانس هاو باور هایم است.

    وقتی این اصل را کمی باور و انرا می پذیرم

    آگاهانه فرکانس هایم را کنترل میکنم.

    اگاهانه با فرکانس هایم تلاش می کنم خواسته هایم و شرایط دلخواهم را خلق کنم.

    مهمترین رابطه ام زندگی ارتباط با خداوند است و باید

    اگاهانه برای خالص تر شدن تلاش کنم.

    باید و حتما متعهدانه بر اجرای این سبک شخصی فارغ از شرایط بیرونی

    مصمم باشم. اری هر طور به چالش های زندگی چه گذشته و اینده

    نگاه می کنم یقینم بیشتر می شود که توحید عملی راهکاری برای

    همه چیز است.

    حضور هر برکتی در زندگی ام نعمتی است از جانب خداوند و

    اگر هر زمانی به هر دلیل از بین برود برکتی دیگر از خداوند

    وارد زندگی ام می شود.

    در این جهان تنها من هستم و خداوند . دیگرانی وجود ندارند

    دیگران تنها دستی از دستان خداوند هستند.

    پس تنها باید به این نیرو وابسته شد و روی ان حساب کرد

    و به الهاماتش عمل کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    کافی است لحظه ای به درون بازگردیم و به صدای درون گوش دهیم.

    تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا نتیجه ی فرکانس های خودم است.

    من مسئول تمام اتفاقات زندگی ام هستم.

    عوامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگی من ندارند.

    تغییرات تنها از درون هستند. مانند یک دانه در دل خاک که حتی یک اشعه نور هم نیست.

    شرک ها واقعا مخفی هستند و هر بار شرک هایی را درخود می یابم که تعجب می کنم

    که مگر اینها وجود داشته اند؟!

    تنها قدرت موجود در جهان هستی رب است .

    مهم ترین رابطه من همین رابطه ام با خداوند است.

    بدون شک خداوند تنها استاد برنامه ریزی اتفاقات است.

    به قول قران خداوند بر کار خویش چیره است ولی بیشتر مردم نمی دانند.

    و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    به شدت به آگاهی های سفرنامه نیاز دارم تا آن را تغذیه کنم.

    هیچ چیز مانند استقلال داشتن نیست.

    استقلال مالی زمانی مکانی و در یک کلام آزادی بالاترین اولویت زندگی ام است.

    تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا نتیجه ی فرکانس های من است.

    اگر اتفاقات تغییر کنند باید نگاهی به درونم بیندازم .

    باید ورودی هایم را به شدت کنکاش کنم و مراقب آنها باشم.

    نباید بگذارم شرایط سخت مرا از رسیدن به هدف اصلی ام متوقف سازد.

    مهم ترین کار زندگی ام هماهنگی است.

    هرجا موفقیتی را دیدی‌، ردپای توحید را در آن بجو و هرجا شکستی را دیدی‌، رد پای شرک را در آن پیدا کن.

    این جمله مانند یک اصل همواره چراغ راهم است.

    هیچ چیز به اندازه اجرای توحید لذت بخش نیست.

    همواره سعی ام بر این بوده است که رب را منبع تمام ثروت ها نعمت ها عشق ها ثروت ها ببینم.

    و بالاترین عشق و علاقه ام این است که شرایطی را بسازم تا اینکه بتوانم

    آزادانه روی کار مورد علاقه ام کار کنم و سپاسگزار باشم.

    حال محدودیت ها این عشق ها بسیار شعله ور ساخته اند.

    می خواهم یکتا پرستی اینقدرتمام وجودم را بگیرد که دیگر جایی برای حساب کردن روی غیر خدا نباشد.

    به به چه طبیعت زیبایی داره اینجا.

    واقعا شرک ها مخفی هستند و با واکنش هاش و نتیجه ها اون ها رو پیدا و با یکتاپرستی جایگزین کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 77 رای:
  8. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    درست است که همه چیز توحید است آنهم در عمل و برای پیشرفت حیاتی است.

    اما زمانی که پیشرفت می کنیم نیز نیاز است همراه با پیشرفت و بالاتر رفتن مدار

    توحید بیشتری را نیز به کار ببندیم.

    هر چقدر زندگی میکنم بیشتر میبینم بیشتر ایمان میارم که

    آگاه باش دلها تنها با یاد خدا آرام می گیرند.

    هر چیزی غیر از این را امتحان کردم آرامش نداشتم .

    یعنی به هیچ غیر از رب نمی توانم وابسته شوم.

    و ممکن است پیشرفت هایی رخ دهد که باید مواظب بود به آنها وابسته نشد.

    هر چقدر بیشتر زندگی میکنم بیشتر درک میکنم که اصل خداست اصل توحید است و هر چیزی غیر از آن فرع است.

    تمام اتفاقات ما نتیجه فرکانس های خودمان است.

    آری خدا همان انرژی ای است که قسمتی از او هستیم و تنها با اتصال به او می توانیم پیشرفت کنیم و زندگی کنم.

    همه چیز از درون شروع می شود همه چیز تنها از یک بذر نهفته از درون خاک شروع می شود.

    همیشه در زندگی مسئله هست و حالا مسئله ای برایم بوجود آمده که باید آنرا حل کنم و پیشرفت کنم.

    زیرا در هماهنگی ام اختلالی به وجود اورده که باید انرا رفع کنم.

    قطعا توحید عملی کلید این مسئله است اما به شکل دیگر.

    زیرا پا به تجربه جدیدتری نیز گذاشتم و این احساس در من به وجود امد

    که از شرکی مخفی پیام می دهد.

    آره واقعا شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه ی سیاه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاه است.

    و یاد گرفتم که هرگز ادعا نکنم بلکه سعی کنم تا بتوانم پیشرفت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    «تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه فرکانس‌های خودمان است»

    این نگاه یعنی پذیرفتن مسئولیت تمام زندگی.

    تا تغییری در باور هایم و فرکانس هایم به وجود نیاید منتظر نتیجه باشم.

    و تنها نیرویی که می توانم روی آن حساب کنم همین نیرو است.

    که بی انتهاست همیشه با من است و خیر و شرم را به من الهام می کند.

    توحید یعنی‌، کار کردن برای بهبود مهم‌ترین رابطه زندگی ات. یعنی هماهنگ کردن ذهنت با روح.

    توحید یعنی حساب کردن روی فرکانس‌هایت و تلاش برای خالص کردن‌شان. وقتی برای نزدیک شدن با این نیرو و یگانه‌شدن با او تلاش آگاهانه به خرج می‌دهی‌، به سمت بهترین‌ها هدایت می‌شوی‌،

    دستهای این نیرو برای رونق کسب و کارت می‌آید‌،

    عشق را در روابط‌‌ات جاری می‌کند‌،

    مردم را دورت جمع می‌کند و قلب‌هایی را برایت نرم می‌کند‌، تا به وضوح بدانی که: خداوند استاد برنامه ریزی هاست.

    به قول قرآن خداوند بر کار خویش چیره است اما بیشتر مردم نمی دانند.

    اما وقتی یکتاپرستی اصل و اساس زندگی‌ات باشد، آنوقت دلیل حضور هر نعمتی در زندگی ات، خواه یک فرد باشد، یا شغلی عالی، یا راهکاری برای مسئله ات و…، برکتی از جانب خداوند می دانی و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.

    برای همین، نه تنها این لحظه‌ها ذره‌ای نگران ات نمی‌کند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3489 روز

    قتی موجودیت فرکانسی خودمان را درک کنیم‌، یعنی بدانیم ذات ما‌، اصل و اساس ما‌ همان انر‌ژ‌‌ی‌ای است که آن را خدا نامیده‌ایم‌، آنوقت توحیدی‌تری جمله‌ای که خواهیم نوشت‌، این جمله است:

    «تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه فرکانس‌های خودمان است»

    آری وجود من است خداست ربم در من جاریست. روح من از خداوند است. به همین دلیل است که می توانم

    با او هماهنگ شده و اتفاقات زندگی ام را خلق کنم. من نیز مانند ربم خلق میکنم.

    پس من ارزش بالایی دارم. من رفیق رب هستم. او با من است در من است. به قول خودش

    ما از رگ گردن به تو نزدیکتر هستیم. تک باشه یک باشه. می بینید خداوند را در وجود من و نوشته هایم.

    این من هستم که دارم زندگی ام را خلق می کنم این من هستم که دارم زندگی ام را می سازم.

    من هستم که دارم سعی می کنم بندگی رب را بکنم و اوست که اربابی می کند.

    آنوقت می‌توانیم منطق این اصل را درک کنیم که:

    خدا‌، همان انر‌ژ‌‌ی‌ای که بخشی از او هستیم و رابطه‌ای نزدیک و دائمی با او داریم‌، برنامه‌ریزی شده و دقیق‌،‌ ما را‌ وارد جهانی کرده که‌، کارش واکنش به فرکانس‌های ماست.

    بله بله بله و بله. دقیقا همین را می توانم حس کنم.

    توحید یعنی حساب کردن روی فرکانس‌هایت و تلاش برای خالص کردن‌شان. وقتی برای نزدیک شدن با این نیرو و یگانه‌شدن با او تلاش آگاهانه به خرج می‌دهی‌، به سمت بهترین‌ها هدایت می‌شوی‌،

    دستهای این نیرو برای رونق کسب و کارت می‌آید‌،

    عشق را در روابط‌‌ات جاری می‌کند‌،

    مردم را دورت جمع می‌کند و قلب‌هایی را برایت نرم می‌کند‌، تا به وضوح بدانی که: خداوند استاد برنامه ریزی هاست.

    هرجا موفقیتی را دیدی‌، ردپای توحید را در آن بجو و هرجا شکستی را دیدی‌، رد پای شرک را در آن پیدا کن.

    تا به این وسیله اصل را از فرع تشخیص دهی و توحید را در عمل اجرا نمای و از شرک خفی دوری بجویی.

    توحید مربوط به یک مذهب نیست‌، توحید یک اصل است که اگر به آن تکیه نکنی‌، از درونت و از مهم‌ترین رابطه‌ی زندگی‌ات غافل میشوی. این غفلت منفذی است برای شیطان ذهنت‌، تا گمراهت کند.

    دقیقا همینطور است انگار بهتر می توانم باور کنم. انگار مدارم تغییر کرده.

    زیرا جنس نوشته هایم و احساسم به این فایل ها بهتر شده است.

    خداوندا از تو سپاسگزارم فقط بابت احساس خوبی که دارم.

    ” الان که به خواسته‌های بسیاری در زندگی‌ات رسیده‌ای و می‌توانی انتخاب‌های بیشتری داشته باشی، بالاترین عشق و علاقه‌ات چیست؟

    چه کاری است که قلبت را سرشار از اشتیاقی سوزان و ذهنت را خاموش و آرام می سازد؟!

    چه کاری است که هنگام انجامش، آنقدر زمان فراموشت می شود که نه شب و روز را می فهمی و نه خستگی و گرسنگی؟!

    وقتی خودم را تجسم میکنم که از لحاظ مالی هیچ دغدغه ای ندارم و گفتم خب حالا چکار می خواهم بکنم

    اولین چیزی که به ذهنم رسید کار الانم هست و حتی کار های دیگر هم بررسی کردم اما دیدم

    مثل سرآب می باشند و فقط در حد تفریحات هستند.

    توحید عملی یعنی، همچنان که در جامعه انسانی هستی و با دیگران در کسب و کار و… مراوده داری، خداوند را منشأ قدرت بدانی و هر فردی که گره‌ای از کارت می‌گشاید یا گرهی از کار فردی می گشایی،این را دستی از جانب خداوند بشماری و به خاطر بسپاری که خداوند همواره دستان زیادی برای یاری‌ همگان دارد!

    بله بله بله وبله همین است و جز این نیست. از وقتی که تصمیم گرفتم قدرت رب را در ذهنم بالاترین ببرم

    و تمام ادمها را پایین بیاروم و به چشم پستچی نگاه کنم بیشتر نگرانی و ترس هایم رنگ باخت.

    که البته توحید عملی نتیجه اش وقتی ثابت می شود که با عمل همراه شود.

    خداوند قادر است به شکل همراه، همکار یا مشاوری عالی، وارد زندگی‌ات شود، به شکل مشتری، بازار و ایده‌ای ثروت آفرین، وارد کسب و کارت شود و جان دوباره‌ای به آن ببخشد، به شکل دارویی شفا بخش وارد بدنت می شود، اگر این قدرت را باور کنی.

    چقدر این جملات نه اصول به من احساس خوبی می دهند.

    آره وقتی روی آدما حساب میکنی تغییر میکنن باهات. آره آره وقتی روی فردی حساب میکنی

    از همون فرد ضربه می خوری.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: