توحید عملی | قسمت ۲
این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
استاد عباسمنش در این فایل، با استناد به تجربیات شخصی خود و همچنین الگوهای تکرارشونده در جامعه، مخفیترین دام در مسیر موفقیت را به ما میشناساند. ایشان آن را شرک خفی و حساب کردن روی بندگان بهجای خداوند مینامد.
به این معنا که هرگاه قدرت را به غیر از خدا بدهید، از همان نقطه ضربه میخورید. زیرا بتپرستی و شرک، پرستش سنگ و چوب نیست، بلکه بهقول پیامبر، شرک مانند رد پای مورچهای سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب، پنهان و بیصدا در قلب مؤمن نفوذ میکند.
هدف استاد عباسمنش از تهیه سلسله فایلهای توحید عملی، تغذیه احساس لیاقت درونی است به نحویکه به نقطه ای برسیم که تنها منبع قدرت، ثروت و اعتبار را خداوند بدانیم و با بریدن طمع از خلق، از تمام قدرت درونی ای بهره برداری کنیم که خداوند برای خلق زندگی به ما بخشیده است.
یکی از عمیقترین مفاهیمی که در این فایل تشریح میشود، خطر بزرگ بتسازی از انسانها و عواقب ویرانگر آن است. استاد عباسمنش با تحلیل رفتارشناسی انسانها توضیح میدهند که وقتی ما فردی را در ذهنمان بزرگ میکنیم و گمان میبریم که کلید حل مشکلات ما یا دروازه خوشبختی و ثروت ما در دست اوست، در واقع در حال سقوط هستیم.
این درس به ما میآموزد که تملق و چاپلوسی، و یا بالا بردن بیشازحد دیگران، دو روی یک سکه هستند که روی دیگر آن دشمنی و نفرت است. افرادی که امروز با هیجان افراطی و عدم احساس لیاقت، کسی را میستایند و برای کسب منافع مالی یا جایگاه، در برابر انسانی دیگر کرنش میکنند، همان کسانی هستند که فردا با کوچکترین تضادی، به سرسختترین دشمنان تبدیل میشوند. قانون جهان این است: اگر روی دیوار پوسیده تأیید و حمایت دیگران تکیه کنید، زیر آوار همان دیوار خواهید ماند.
این بخش از آموزش، دقیقاً همان نقطهای است که اهمیت فوقالعاده دوره احساس لیاقت را نشان میدهد. کسی که روی دیگران حساب میکند، در اعماق وجودش خود را لایق دریافت مستقیم نعمت از خداوند نمیداند و برای همین بهدنبال واسطهها میگردد. درک عمیق این فایل در کنار آموزههای دوره احساس لیاقت، شما را از هرگونه باج دادن عاطفی و مالی به دیگران بینیاز میکند.
در ادامه، استاد عباسمنش به بررسی توهم قدرتِ ناشی از حمایت مردم میپردازند؛ مثل تکیه بر «هواداران» یا فالوورها، تکیه بر رئیس یا کارمند و هر عامل بیرونی غیر از خداوند.
بهقول استاد عباسمنش، «استراتژی یارکشی»، که از شرک مطلق میآید، نشاندهنده این است که فرد میخواهد ضعف درونی خود در ایمان به خدا را بپوشاند. اما جهان هستی با کسی تعارف ندارد؛ همان مردمی که امروز شما را بالا میبرند، اگر تکیهگاهتان خدا نباشد، فردا شما را به زمین میزنند.
حقیقت این است که: اگر شما به خداوند وصل باشید و فقط روی او حساب کنید، او جهان را مسخر شما میکند و قلبها را برایتان نرم میسازد، بدون اینکه نیاز باشد احساس خودارزشمندی خود را حراج کنید یا برای جلب رضایت دیگران، خودتان را فراموش کنید.
مسیر درست این است: برای رضایت خداوند و خودتان کار کنید، نه برای خوشایند مردم. بهقول قرآن، دین خود را برای خدا خالص کنید؛ آنگاه پاداش شما هم از سمت خدا (که بینهایت است) و هم از سمت خلق خدا سرازیر میشود.
نکته ظریف و بسیار کلیدی دیگری که استاد عباسمنش بر آن تأکید میورزند، تفاوت بین «درخواست کردن از دیگران» و «حساب کردن روی یک فرد خاص» است.
بسیاری از افراد ممکن است تصور کنند که توحید یعنی انزوا و عدم ارتباط با دیگران، اما استاد عباسمنش در این فایل بهروشنی این سوءتفاهم را برطرف میکنند. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و با دیگران دادوستد داریم، اما مرز باریک توحید و شرک در «قلب» ماست. شما میتوانید از کسی درخواست کمک کنید، اما اگر آن فرد کمک نکرد و شما بههم ریختید، ناامید یا خشمگین شدید، یعنی روی او «حساب» کرده بودید.
درحالیکه یک موحد واقعی، درخواست میکند، تلاش میکند، اما ایمان دارد که آن فرد فقط «یکی از دستان خداوند» است. اگر این در بسته شد، خداوند هزار در دیگر دارد. آرامش عمیق زمانی حاصل میشود که بدانید رزق شما، اعتبار شما و سلامتی شما در دست هیچ انسانی نیست.
برای اینکه بتوانید این مرز باریک را در عمل تشخیص دهید و شخصیتتان را بهگونهای بازسازی کنید که محتاج تأیید و حمایت دیگران نباشید، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، یک ضرورت اجتنابناپذیر است که مکمل اساسی این فایل محسوب میشود.
پیام اصلی و قدرتمند این آموزش این است: «با خدا باش و پادشاهی کن.» استاد، با مرور تجربیات تلخ و شیرین زندگی خودشان، این قانون را اثبات میکنند که هرگاه روی دوستان، شرکا و اطرافیان حساب باز کردند، پشتشان خالی شد و تنها ماندند؛ اما هرگاه با تمام وجود به نیروی برتر تکیه کردند که تنها قدرت جهان است، معجزات رخ داد.
این یک قانون ثابت است: خداوند هرگز شرک نمیپذیرد و به درخواست های شرک آلود شما جواب نمی دهد. اما به محض اینکه یک قدم به سمت توحید برمی دارید، هزاران قدم به سمت شما بر می دارد و درها را برایتان باز می کنید.
تمرین این قسمت:
لطفاً در بخش نظرات همین صفحه، با صداقت کامل بنویسید که در گذشته:
- در چه مواردی روی آدمها (دوست، فامیل، رئیس، شریک) حساب کردید و ضربه خوردید؟
- در مقابل، کجاها فقط به خدا توکل کردید و کارتان بهطرز معجزهآسایی درست شد؟
نوشتن این تجربیات، ردپایی از ایمان برای شما و درسی بزرگ برای سایر دوستان خواهد بود تا با خواندن کامنتهای شما، الگوهای توحید و شرک را بهتر بشناسند و به سمت توحید عملی حرکت کنند.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۲308MB24 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۲23MB24 دقیقه













سلام به استاد عباسمنش عزیز و تمام دوستان هم فرکانسی ام.
نمیدونم امشب برای چندمین بار بود که این فایل رو در مدت یکسالی که گذشت گوش دادم. اما جنس این حرفها این بار برای من متفاوت تر از قبل بود. انگاری هر موقع تضادها به سراغم میان بیشتر حس میکنم که کدهای توحیدی نوشته شده توی ناخوداگاهم نیاز داره تا دوباره بررسی بشه. گاهی تضاده و در پی اون اتفاقاتی که توی دوروبرت رخ میده این الارم رو میده که کدهای مغزت رو دوباره بررسی کن. اینکه استاد زیربنای همه ی حرفها و اموزه هاش ختم میشه به یک اصل که اون اصل توحیده. یعنی ایمان داشتن به یک ربّ. گاهی فکر میکنم همه چیز رو درست کدنویسی کردم. درست عین یه برنامه نویس که برنامه اش رو توسعه میده. اما وسط اجرا یهو باگ های برنامه خودشون رو نشون میدن. گاهی ممکنه ساعت ها طول بکشه تا باگ های برنامه رو پیدا کنه. مشابه این سخن پیامبر که میگه شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه. بنظرم گاهی که نه میشه گفت در ۹۹ درصد مواقع باگ های برنامه های نوشته شده توی مغز ما به خاطر شرکیه که توی وجودمون پنهانه. هر چی بیشتر قوانین رو درک میکنم هر چقدر بیشتر رفتار های خودم و مردم رو میبینم بیشتر متوجه میشم که همه اش از شرک از قدرت دادن به هر چیزی غیر خدا نشأت میگیره. اینکه میگن برو دنبال یک شغل دولتی که بیمه داشته باشی که مزایای بازنشستگی داشته باشی که یک حقوق ثابت داشته باشی که خیالت راحت باشه و غصه ی چیزیو نخوری. اینکه یک نفر کنارت باشه تا تنها نباشی و ازت محافظت کنه. اینکه طرز فکر یا بهتره بگم کدهای ذهن خیلی از کسانی که حداقل من دیدم از همین الگوریتم ها تبعیت میکنه. ذهن کارش اینه که عین یک ماشین این کدها رو اجرا بگیره. این کدها که شاهکله ی اصلیش حساب کردن روی قدرتها و ادم هایی غیر از رب هست، خروجی جز درد و رنج نداره. ذهن یک ماشینه که کارش همینه که اینا رو اجرا بگیره. این منم که بهش اجازه میدم تا کجا برنامه ها رو اجرا بگیره. کنترل ذهن همینه که بتونی جلوی اجرای کدهای شرک الودی که ذهنت خط به خط داره اجرا میکنه رو بگیری. و کدهای توحیدی رو جایگزینش کنی. اما تکامل داره. یک دفعه و یک شبه و یک ماه نمیتونی اون همه کد نوشته شده رو تغییر بدی.
این فایل اسمش توحید در عمله. یعنی در عمل بتونی همه چیز رو فقط و فقط به رب بسپاری. اینکه استاد میگن حتی به خودتم تکیه نکن چه برسه به پدر و مادر و خواهر و برادر و… . به خودم میگم فرض کن به تمام هر انچه که خواستی از ثروت، تحصیلات، رابطه عالی، ارامش و … رسیدی. ایا اون موقع دیگه خیالت راحته که توی این دنیا به خودت متکی هستی؟ ایا دیگه خیالت راحته که همه چی داری و کوه هم نمیتونه تو رو تکون بده؟ فکر میکنی یه نیرویی که برتره و بالای همه ی قدرتهاست اگه همه ی اینها رو به یکدفعه ازت بگیره و فقط خودت باشی و خودت حالا چی؟ فرض کن به همچین جایگاهی رسیدی. الان میخواهی چیکار کنی؟ ایا اینقدر ایمان داری که میتونی هر انچه که میخوای رو به قول استاد از زیر صفر یا صفر کلوین خلق کنی؟ ایا رب الارباب رو باور داری که همه چی بهت میده بدون اینکه بخوای روی قول و قدرت بنده هاش حساب کنی؟؟ میتونی ارامش داشته باشی؟ میتونی مثل استاد که گفت اگر من خدایی داشتم ک تونستم با قوانینش به هر انچه خواستم توی ایران برسم. پس میرم امریکا همه چی رو از اول میسازم. این خیلی جسارت میخواد خیلی ایمان میخواد خیلی باور میخواد. اینکه روی هیچکس و هیچ چیز حساب نکنی حتی خودت و دارایی هات و هوشت و مدرکت و …. .
هر چی هست اون منبع قدرت بهت داده.
این فایل رو که گوش دادم یاد داستان ابراهیم افتادم که هاجر و پسرش اسماعیل رو توی بیابون رها میکنه و میره دنبال رسالتش. ابراهیم یک طرف ماجراست که اونقدر باور داره که تنها خداونده ک محافظ بنده هاشه. پس نگران نیست. ایا همین الانش کسی هست که مثل ابراهیم انقدر باور داشته باشه؟
و اما یک طرف ماجرا زنی هست به اسم هاجر که اونقدر تونست ذهنش رو کنترل کنه ک اونقدر ایمان داشت که اونقدر در مدار درست قرار داشت که مردم فرشتگانی شدند از طرف خداوند که اومدن و در کنارش بودن. هاجر هم نمونه ای است از یک انسان با ایمان قوی.
یا در داستان موسی، که موسی به خداوند میگه من به هر خیری که از تو بهم برسه فقیرم اون موقع تسلیم میشه اون موقع تکیه اش رو از نجواها یا کدهای شرک الود و نقشه های ذهنش برمیداره و همه چی رو میسپاره به رب الارباب. و تازه اونجاست که سیستم خداوند به خاطر فرکانس موسی، اون رو نجات میده.
یا در زمانیکه موسی و پیروانش از دست فرعون فرار میکنند، به یک باره دریا شکاف برمیداره و اونا نجات پیدا میکنند.
اینجاست که خداوند با این وقایع میخواد به پیامبر اثبات کنه که نترس که توکل کن به من که اگه صد هزار نفر هم از تو حمایت کنن که اگر ثروت کل جهان رو هم داشته باشی اما تکیه ات به من نباشه همه چی رو از دست میدی، چون این یک قانونه که روی هر چی غیر من حساب کنی همون چیز قدرت پیدا میکنه تو رو نابود کنه. اما من تنها نیروی خیر هستم که اگه روی من حساب کنی از جایی که حتی فکرشم نمیکنی به جاهایی میرسونمت که خودتم باورت نمیشه. اینو خودش گفته:👇👇
وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ( طلاق ۳)
و او را از جایی که گمان ندارد روزی میدهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند؛ خداوند فرمان خود را به انجام میرساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.
خدا خودش در همین ایه قول داده که من فقط برای تو کافی هستم و نیازی به هیچ چیز دیگه ای نداری. به شرطی که فقط به من تکیه کنی، اما اگه به هر چی غیر من تکیه کردی دیگه از حمایت من خبری نیست. چون تو توی فرکانسی هستی که چشمت به دست همون نیروییه که تو بهش قدرت دادی. و من هیچ موقع زیر قولم نمیزنم ( ان الله لا یخلف المیعاد). این یعنی قوانین و کدهای سیستم من ( مشیت من، سنت من) ثابته و هیچ موقع تغییر نمیکنه. اما برنامه نویسی حرفه ای تره که بتونه باگ های شرک الود رو پیدا کنه و کدهای توحیدی رو جایگزینش کنه.
قُلْ أَرَأَیْتُمْ شُرَکَاءَکُمُ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونِی مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمَاوَاتِ أَمْ آتَیْنَاهُمْ کِتَابًا فَهُمْ عَلَىٰ بَیِّنَتٍ مِنْهُ ۚ بَلْ إِنْ یَعِدُ الظَّالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا إِلَّا غُرُورًا ( فاطر ۴۰)
بگو: «این معبودانی را که جز خدا میخوانید به من نشان دهید چه چیزی از زمین را آفریدهاند، یا اینکه شرکتی در (آفرینش و مالکیّت) آسمانها دارند؟! یا به آنان کتابی (آسمانی) دادهایم و دلیلی از آن برای (شرک) خود دارند؟!» نه هیچ یک از اینها نیست، ظالمان فقط وعدههای دروغین به یکدیگر میدهند! ( فاطر ۴۰)
خداوند در این ایه میفرماید این افراد، این قدرتها این دارایی ها و … که داری روشون حساب میکنی در افرینش این جهان چه نقشی دارن؟ میتونن شب و روز رو از پی هم بیارن؟ اونا هیچ قدرتی ندارن. پس مواظب باش که داری توی وجودت به کی و چی قدرت میدی؟؟
صحبت های این فایل با اینکه بارها بهش گوش داده بودم اما امشب حرفها و درک متفاوتی برای من داشت، قطعا مدتها بعد درک متفاوت تری خواهم داشت. این ها رو چیزی در درون قلبم که ازش خواستم هدایتم کنه گفت و من هم نوشتم تا ردپایی برای خودم باشه تا توحید رو بهتر درک کنم. این مسیر همیشگی است.
خداوندا ایاک نعبد و ایاک نستعین، اهدنا الصراط المستقیم
در پناه الله.
استاد عزیز سپاسگزار خداوند هستم که به مسیر توحیدی شما هدایتم کرد و سپاسگزار شما هستم که این بستر رو فراهم کردین.
God bless you