توحید عملی | قسمت ۲


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس‌منش در این فایل، با استناد به تجربیات شخصی خود و همچنین الگوهای تکرارشونده در جامعه، مخفی‌ترین دام در مسیر موفقیت را به ما می‌شناساند. ایشان آن را شرک خفی و حساب کردن روی بندگان به‌جای خداوند می‌نامد.

به این معنا که هرگاه قدرت را به غیر از خدا بدهید، از همان نقطه ضربه می‌خورید. زیرا بت‌پرستی و شرک، پرستش سنگ و چوب نیست، بلکه به‌قول پیامبر، شرک مانند رد پای مورچه‌ای سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب، پنهان و بی‌صدا در قلب مؤمن نفوذ می‌کند.

هدف استاد عباس‌منش از تهیه سلسله فایل‌های توحید عملی، تغذیه احساس لیاقت درونی است به نحویکه به نقطه ای برسیم که تنها منبع قدرت، ثروت و اعتبار را خداوند بدانیم و با بریدن طمع از خلق، از تمام قدرت درونی ای بهره برداری کنیم که خداوند برای خلق زندگی به ما بخشیده است.

یکی از عمیق‌ترین مفاهیمی که در این فایل تشریح می‌شود، خطر بزرگ بت‌سازی از انسان‌ها و عواقب ویرانگر آن است. استاد عباس‌منش با تحلیل رفتارشناسی انسان‌ها توضیح می‌دهند که وقتی ما فردی را در ذهن‌مان بزرگ می‌کنیم و گمان می‌بریم که کلید حل مشکلات ما یا دروازه خوشبختی و ثروت ما در دست اوست، در واقع در حال سقوط هستیم.

این درس به ما می‌آموزد که تملق و چاپلوسی، و یا بالا بردن بیش‌ازحد دیگران، دو روی یک سکه هستند که روی دیگر آن دشمنی و نفرت است. افرادی که امروز با هیجان افراطی و عدم احساس لیاقت، کسی را می‌ستایند و برای کسب منافع مالی یا جایگاه، در برابر انسانی دیگر کرنش می‌کنند، همان کسانی هستند که فردا با کوچک‌ترین تضادی، به سرسخت‌ترین دشمنان تبدیل می‌شوند. قانون جهان این است: اگر روی دیوار پوسیده تأیید و حمایت دیگران تکیه کنید، زیر آوار همان دیوار خواهید ماند.

این بخش از آموزش، دقیقاً همان نقطه‌ای است که اهمیت فوق‌العاده دوره احساس لیاقت را نشان می‌دهد. کسی که روی دیگران حساب می‌کند، در اعماق وجودش خود را لایق دریافت مستقیم نعمت از خداوند نمی‌داند و برای همین به‌دنبال واسطه‌ها می‌گردد. درک عمیق این فایل در کنار آموزه‌های دوره احساس لیاقت، شما را از هرگونه باج دادن عاطفی و مالی به دیگران بی‌نیاز می‌کند.

در ادامه، استاد عباس‌منش به بررسی توهم قدرتِ ناشی از حمایت مردم می‌پردازند؛ مثل تکیه بر «هواداران» یا فالوورها، تکیه بر رئیس یا کارمند و هر عامل بیرونی غیر از خداوند.

به‌قول استاد عباس‌منش، «استراتژی یارکشی»، که از شرک مطلق می‌آید، نشان‌دهنده این است که فرد می‌خواهد ضعف درونی خود در ایمان به خدا را بپوشاند. اما جهان هستی با کسی تعارف ندارد؛ همان مردمی که امروز شما را بالا می‌برند، اگر تکیه‌گاه‌تان خدا نباشد، فردا شما را به زمین می‌زنند.

حقیقت این است که: اگر شما به خداوند وصل باشید و فقط روی او حساب کنید، او جهان را مسخر شما می‌کند و قلب‌ها را برایتان نرم می‌سازد، بدون اینکه نیاز باشد احساس خودارزشمندی خود را حراج کنید یا برای جلب رضایت دیگران، خودتان را فراموش کنید.

مسیر درست این است: برای رضایت خداوند و خودتان کار کنید، نه برای خوشایند مردم. به‌قول قرآن، دین خود را برای خدا خالص کنید؛ آنگاه پاداش شما هم از سمت خدا (که بی‌نهایت است) و هم از سمت خلق خدا سرازیر می‌شود.

نکته ظریف و بسیار کلیدی دیگری که استاد عباس‌منش بر آن تأکید می‌ورزند، تفاوت بین «درخواست کردن از دیگران» و «حساب کردن روی یک فرد خاص» است.

بسیاری از افراد ممکن است تصور کنند که توحید یعنی انزوا و عدم ارتباط با دیگران، اما استاد عباس‌منش در این فایل به‌روشنی این سوءتفاهم را برطرف می‌کنند. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و با دیگران دادوستد داریم، اما مرز باریک توحید و شرک در «قلب» ماست. شما می‌توانید از کسی درخواست کمک کنید، اما اگر آن فرد کمک نکرد و شما به‌هم ریختید، ناامید یا خشمگین شدید، یعنی روی او «حساب» کرده بودید.

درحالی‌که یک موحد واقعی، درخواست می‌کند، تلاش می‌کند، اما ایمان دارد که آن فرد فقط «یکی از دستان خداوند» است. اگر این در بسته شد، خداوند هزار در دیگر دارد. آرامش عمیق زمانی حاصل می‌شود که بدانید رزق شما، اعتبار شما و سلامتی شما در دست هیچ انسانی نیست.

برای اینکه بتوانید این مرز باریک را در عمل تشخیص دهید و شخصیت‌تان را به‌گونه‌ای بازسازی کنید که محتاج تأیید و حمایت دیگران نباشید، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است که مکمل اساسی این فایل محسوب می‌شود.

پیام اصلی و قدرتمند این آموزش این است: «با خدا باش و پادشاهی کن.» استاد، با مرور تجربیات تلخ و شیرین زندگی خودشان، این قانون را اثبات می‌کنند که هرگاه روی دوستان، شرکا و اطرافیان حساب باز کردند، پشت‌شان خالی شد و تنها ماندند؛ اما هرگاه با تمام وجود به نیروی برتر تکیه کردند که تنها قدرت جهان است، معجزات رخ داد.

این یک قانون ثابت است: خداوند هرگز شرک نمی‌پذیرد و به درخواست های شرک آلود شما جواب نمی دهد. اما به محض اینکه یک قدم به سمت توحید برمی دارید، هزاران قدم به سمت شما بر می دارد و درها را برایتان باز می کنید.


تمرین این قسمت:

لطفاً در بخش نظرات همین صفحه، با صداقت کامل بنویسید که در گذشته:

  • در چه مواردی روی آدم‌ها (دوست، فامیل، رئیس، شریک) حساب کردید و ضربه خوردید؟
  • در مقابل، کجاها فقط به خدا توکل کردید و کارتان به‌طرز معجزه‌آسایی درست شد؟

نوشتن این تجربیات، ردپایی از ایمان برای شما و درسی بزرگ برای سایر دوستان خواهد بود تا با خواندن کامنت‌های شما، الگوهای توحید و شرک را بهتر بشناسند و به سمت توحید عملی حرکت کنند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نونا خواجه حسنی» در این صفحه: 2
  1. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2044 روز

    سلام مجدد

    منم خیلی دوستم رد پایی از خودم و ضرر هایی که از حساب کردن روی آدم ها دیدم ، به جا بذارم:

    درکل یک توضیح بدم که خانواده ما میزان ارزشمندی آدمارو بر اساس موقعیت شعلی ،مدرک تحصیلی بالا، پول و ثروت میشناسن و به این ادم ها احترام خیلی زیادی میذارن و خب منم با دیدگاهای خانواده ام بزرگ شدم و آدمارو این شکلی توی چشممون بزرگ میکنیم

    عامل اصلی این شرک در ظاهر میگما یعنی نمیخوام تقصیر اون بندازم چون فرکانس خودم بوده اما خاله من بود ایشون به واسطه شغلش با افراد سطح بالا شهرمون ارتباط کاری داره و هر روز که یک روسای ادره جات مختلف پزشک ها و مدیران شرکت های مطرح شهر خلاصه خیلیا بعد باورتون نمیشه که 6-7 ساله که نه تنها به من بلکه به کل اعضای خانواده قول کار و وام و …میده و ماها اینقدر امیدوار میشدیم من که هر دفعه که بحثش میشد دیگه تا یک هفته زندگی مو ول میکردم میچسبیدم بهش و مدام میپرسیدم چیشد چیشد و جالبیش اینجاست که هیچ کدوم ازین تلاش های خالم و پیگیری های هم من و هم بقیه توی این همه سال کوچکترین نتیجه ای نداشت .داشتم فکر میکردم که من حدود چند ماهه که درس گرفتم ولی بقیه هنوزم بهش امید دارن اما دلیل درس گرفتنم این بود که فکر میکردم این ادما برای خالم بلوف میزنن و نمیخوان کار انجام بدن اما الان کاملا دلیل اصلیشو درک کردم و سپاسگزارم از خداوند بابت این هدایت بزرگ.

    مورد بعد شراکتم با برادرشوهرم بود، خیلی دوست داشتم به درامد بیشتر برسم اما بابام که مدیرمم هست توی شرکت اجازه نمیداد خودم تنهایی کار کنم و اصرار داشت که محیط شرکتا خوب نیست وقتی برادرشوهرم پیشنهاد داد گفتم اوکیه اگر اون باشه بابامم دیگه گیر نمیده چند وقت که گذشت کلا امیدم شده بود برادرشوهم و فقط روی اون حساب میکردم احساس میکردم اون باشه خیلی بهتر و راحتتر میتونم کار کنم و خیلی هم بهش اعتماد داشتم اما هرچی میگذشت رفتارای ایشون با من نامحترمانه تر میشد و دست میذاشت دقیقا روی چیزایی که میدونست من روشون حساسم و منم چون پیشرفت و فقط با ایشون میدیدم تحمل میکردم که در آخر یکجا ترکیدم چون بد زیرابمو زده بود و من اصلا باورم نمیشد (دقیقا اونجایی که استاد گفتن همین که روی ادما حساب کنی رفتارشون عوض میشه دقیقا مثال برادرشوهر من بود) و من چنان ضربه ای از ایشون و حرفاش خوردم که تا ماه ها به خودم نمیومدم و کلی درس ازش گرفتم و خداروشکر بعدش به مسیر بهتری هدایت شدم.

    من روی پدرم که شرکت داشت خیلی حساب کرده بودم چون من اونجا داشتم کار میکردم و کار یاد میگرفتم و هی میترسیدم منو اخراج کنه و این باعث میشد کل خانواده ام مامانم بابام و خواهرم ازین موضوع سو استفاده کنن و من هیچ اعتراضی نمیتونستم بکنم از ترس و چقدر اذیت شدم این دوسال اما از وقتی که خودمو بیشتر دوست دارم به توانایی هام بیشتر اعتماد دارم واقعا دیگه این ترس رو ندارم

    پدرم از زمان مجردیم بهم ماهیانه میداد که مبلغ زیادی هم نبود و بعد ازدواجمم بهم میداد منم چقدر خوشحال بودم اما از یه جاهایی به بعد ازش به عنوان یک اسلحه استفاده میکردم که من به خواسته هاشون نه نگم و من نمیتونستم ازین مبلغ چندرغاز بگذرم باورم نمیشه و همیشه تهدید میشدم که مثلا اگر نیای دیگه فلان مبلغه هم کنسله میشه ها . و من با شروع دوره رایگان پروژه خانه تکانی ذهن با قاطعیت گفتم دیگه نمیخوام تعجب کرده بودن و اصرار میکردن اما من دیگه نمیخواستم چون دقیقا 22 روز که تعهد دادم مسئولیت زندگیمو بپذیرم.

    با همسرم میخواستیم یه کاری راه بندازیم و با خودمون گفتیم بابای من با تجربه تره بلده و اصلا بدون حرف بابام قدم برنمیداشتیم اصلا به خودمون به خدای خودمون اعتماد نکردیم و گفتیم فقط اونه که میتونه کمکمون کنه حدود دو سه ماه دنبال مغازه و برند و هرچی بودیم یک شب قبل اینکه مغازه ذو قولنامه کنیم گفت بدرد شما نمیخوره و جوری توی دلمونو خالی کرد که انگار یه سطل آب ریختن رومون( دقیقا از سمت همون کسی که روش حساب کردیم متضرر شدیم ) خیلی احساسات بدی رو تجربه کردیم.

    اما یک مورد مثبت هم هستش که واقعا با توکل انجامش دادیم اول ایده اش اومد که یک ماشین بخریم و توی یک شرکتی بذاریم که کار کنه شوهرم با دوستش صحبت کرده بود گفته بود تو ماشینو بخر بیا من میذارمش سرکار ، ما ماشین خودمونو گذاشتیم برای فروش و اینبار اصلا با پدرم چیزی نگفتیم و اصلا کسی خبردار نشد ماشینمون ظرف دو سه روز فروش رفت و ازون طرفم یکی دو تا ماشین تمیز برای خرید پیدا کردیم و به راحتی خریدیمش و پولشو جور کردیم بعد خرید ماشین اون دوست شوهرم که قول داده بود دیگه جواب سر بالا میداد و داشت ردمون میکرد شوهرم که نا امید شده بود و داشت از افکار منفیش صحبت میکرد، یهو بهش گفتم ببین تا اینجای کار همه چیز عالی پیشرفت توی یک هفته یک ماشین فروختیم یکی خریدم و اینقدر راحت پیش رفت که کوچکترین کمکی از کسی نخواستیم این یعنی اینکه این کار میشه و من واقعا امیدوارم یکی دو روز بعد شوهرم گفت رفتم به فلانی گفتم اون گفته اوکی ماشینتو بیار من میذارمش یه جای خوب اصلا باورتون نمیشه توی این راه چه آدمای خوبی سر راه ما قرار گرفتن چقدر به ما کمک کردن و ماشین ما بدون راننده بود و تقریبا هیچ جا ماشین بدون راننده قبول نمیکردن و کار ما غیر ممکن بود اما شد و من قبل این آموزه ها هم همیشه به شوهرم میگم که کار مارو اون درست کرد اگر اخرین مرحله اشم مثلا خودمون میخواستیم انجام بدیدم امکان نداشت این کار بشه و من واقعا باور دارم چون کاری که خدا واست انجام بده مسیرش پر از امیدواریه، پر از آدمای خوبه، پر از ایده های خوبه و این دست هایی که سر راهمون بود و به ما کمک کردن که بشه همشون دست خداوند بود.

    خدایا ازت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2044 روز

    سلام و درود به استاد عزیز و خانم شایسته محترم و دوستان هم فرکانسی.

    ایَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    خدایا تنها تورو میپرستم، تنها به تو تکیه میکنم و فقط روی تو حساب میکنم، از تو کمک میخوام ،از تو توقع دارم

    هرچیزیو که بخوام اول از تو میخوام.

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّین

    خدایا مارو به راه راست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی، سلامتی و ثروث و فراوانی دادی، نه راه کسایی که بهشون غضب کردس و گمراه شدن.

    خدایا همیشه در هر لحظه هدایتم کن به مسیر درست ، هرجا که اشتباهی کردم گیج شدم از مسیر خارج شدم خودت منو برگردون.

    قبل از هرچیزی بگم واقعا عاشق کامنت نوشتنم چون توی این حین انگار دارم با خدا حرف میزنم و اونم داره باهام حرف میزنه خیلی حالمو خوب میکنه بهم ایده میده یه سری چیزا رو بهم یادآوری میکنه و تمرین بسیار عالی هستش برای تکرار چیزایی که یاد میگیریم.

    درک من و نکات این فایل:

    «شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است»

    این یعنی ما ادما خیلی وقتا داریم شرک میورزسم درصورتی که اصلا متوجهش نیستیم و قطعا همیشه توی این مسیر اشتباهاتی رو انجام میدیم ذاتا انسان خطا کار و فراموش کاره پس این اشتباهات برای همه هستند چه کم چه زیاد در نتیجه هیچکدوم بی عیب و ایراد نیستیم. اما کاری که باید انجام بدیم اینکه سعی کنیم، تلاش کنیم توحید واقعی رو توی زندگی مون اجرا کنیم.

    مدام به خودمون یادآوری کنیم که مسیرمونو گم نکنیم.

    وقتی آدم یاد بگیره به خداوند توکل کنه و روی غیر از خدا حساب نکنه شرک کمتری میورزه و آسیب کمتری میبینه.

    وقتی ادما خداوندی که منبع خیر،قدرت، رزق، برکت، علم و … رو فراموش میکنند و آدم هایی که سمت های شغلی بالا یا پولدار و ثروتمند رو توی چشم خودشون بزرگ میکنن حتماااا متضرر خواهند شد.

    یاد بگیرید روی آدم ها حساب نکنید،بابتمحبت و معرفتشون تشکر کنید ازشون اما اون موهبت رو دستی از طرف خداوند به سمت توست که از طریق اون شخص داره بهت محبت میکنه و در حقیقت باید سپاسگزار خداوند باشیم نه آدما.

    « وقتی روی فردی حساب میکنید اون فرد کاملا تغییر خواهد کرد» دقیقا من اینو بار ها و بار ها به چشمم دیدم.

    وقتی روی هرچیزی غیر از خداوند حساب میکنید دارید شرک میورزید.وقتی که احساس میکنم کس دیگه ای غیر از خداوند میتونه مشکلمو حل کنه دارم شرک میورزم.

    همین اول بگم خودتو گول نزن و با کلامات بازی نکن.

    درخواست کردن از کسی با حساب باز کردن روی اون طرف خیلی فرق داره و حواست باشه که این موضوع خیلی درونی خودت خبر داری و خدای خودت پس خودتو گول نزن.

    خداوند با کلامت کاری نداره اون ندای قلبیتو میشنوه.

    یعنی این خود ما هستیم که کاملا میفهمیم وقتی از کسی درخواستی داریم فقط درخواست داریم و توکلمون به خداست یا روی اون آدم حساب باز کردیم.

    اگر درخواست کردید و فکر میکنید که فقط اون آدمه که میتونه مشکلتونو حل کنه که دارید شرک میورزید اما اگر توکلتون به خداست و درخواست کردید و جواب رد شنیدید، امیدتونو از دست نمیدید ،تشکر میکنید و با خودتون میگید که این اون دستی نبود که خدا بوسیله اون بخواد مشکلمو حل کنه و ایده میاد هدایت میشد به نفر بعدی و اگر بازم جواب رد بود بازم همین روند رو تکرار میکنید و باور دارید که خدا مشکلتونو حل خواهد کرد و هیچ اشکالی نداره این نشد از دست کس دیگه ای باید بگیرمش.

    ما توی زندگی مون با آدما کار میکنیم و تعامل داریم این کاملا طبیعیه اما مهمه که فقط روی خداوند حساب کنیم حتی وقتی داریم از کسی درخواست میکنیم توکلمون باید به خدا باشهو پروردگار و رب جهانیان رو بپرستیم.

    کسی که روی خدا حساب کنه روی آدما حساب نمیکنه.

    وقتی به خداوند توکل داشته باشید جواب رد بگیرید بهم نمیریزید، ناامید نمیشید و به خودتون میگید این دست خداوند نبود و خدا با دست دیگه ای خواسته مو به من میده چون من روی خدا حساب کردم نه آدما پس باور دارم 100٪ خداوند اون خواسته رو به من میده.

    هروقت دیدید یکی داره یار جمع میکنه مثلا هواداران تیم فلان یا طرفدارای فلان خوانندهو… اونی که داره ازین هوادار و طرفدار استفاده میکنه داره تکیه میکنه به اون ادما.فکر میکنن به وسیله اون هوادار ها میتونن جایگاهشونو حفظ کنن اما:

    «در تمام موارد که شما روی فرد یا گروهی( هرچیزی به غیر از خداوند) حساب میکنید از همون، ضربه خواهید خورد»

    مثلا هر تیمی هوادارای خودشو داره این طبیعیه اما اینکه با تکیه بر اونا بخوای به هدف خاصی برسی اصلا شیوه خوبی نیست و تو از همون سمت ضرر میکنی دقیقا.

    وقتی توکلت به خدا باشه:

    در هایی رو برات باز میکنه، موقعیت ها و فرصت هایی رو برات میسازه، پیروزی هایی رو برات بوجود میاره… که هسچ آدمی روی زمین نمیتونه برات انجامش بده.

    خوش شانس بودن سا بدشانس بود عامل انجام شدن یا نشدن کارای ما نیست،افکار و باور های ما هستن که اتفاقات و رقم میزنند.

    وقتی به خداوند تکیه میکنی، همه چیز بر وفق مرادت پیش میره،بد شانسی نمیاری و خداوند تورو از فرش به عرش میبره.

    اما اگر تکیه تو از خداوند برداری و روی کس یا چیز دیگه ای بذاری دقیقا از همون ضربه میخوری.

    با خدا باش و پادشاهی کن، بی خدا باش و هرچه خواهی کن.

    همیشه به خودتون یاداوری کنید که اگر روی غیر خدا حساب کنید متضرر میشید و آسیب میبیند.

    روی خانواده پدر مادر رییس فلا کار خونه قدرت های نظامی ، سیاسی ، حتیییی روی خودتووون حساب نکنید،

    روی سر منشا قدرت حساب کنید.

    باور و ایمانتونو به خداوند تقویت کنید تا در های موفقیت به روتون باز بشه و موقعیت ها براتون ایجاد میشه ، رزق وارد زندگی تون میشه.

    به خداوند به قدرتش باور قلب داشته باشید ادا در نیارید فیلم بازی نکنید خودتونو گول نزنید.

    باور کنید وقتی که شما به خداوند باور قلبی داشته باشید در تمام زمینه های زندگی تون ، به اندازه ای که باورش دارید به شما پاسخ خواهد داد.

    َبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً

    وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً

    وَقِنَا عَذَابَ النَّار

    پروردگارا، به ما در دنیا نیکی عطا کن

    و در آخرت نیز نیکی عطا فرما

    و ما را از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار.

    نمیدونم چی بگم الان ، از آگاهی های این فایل مو به تنم سیخ شد یه حالت لرز گرفتم متعجبم

    واقعا ماها کوریم چیزی که نیاز داریم بغل دستمونه و ما سال ها به دنبالشیم و التماس اینو اون میکنیم.

    چقدر آدم یعنی من فراموشکارم که اینجوری اصل خودمو فراموش کردم و با یاد آوریش لرز به تنم میوفته!!!!

    خدایا یک چیز مهم همینجا ازت میخوام ،

    ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم

    خدایا هدایتم کن ، کمکم کن بتونم ازین آگاهی ها توی زندگی روزمره ام استفاده کنم،کمکم کن تبدیلشون کنم به عادت پله پله قدم به قدم هرجوری که خودت میدونی درست تره چون من هیچی نمیدونم اصلا خنگم فراموشکارم من ناتوانم من نیازمند به توام من فقیر به تو هستم.

    خدایا من تسلیم تو هستم.

    خدایا از صمیم قلبم برای این آگاهی ها، اینکه هدایتم میکنی به مسیر درست و پر از نعمت و فراوانی این که شرایط رو برام فراهم میکنی که بتونم روی خودم کار کنم و تمرین کنم، اینکه لذت میبرم از احساس نزدیک بودن به تو واقعاااا ازت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: