توحید عملی | قسمت ۲


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس‌منش در این فایل، با استناد به تجربیات شخصی خود و همچنین الگوهای تکرارشونده در جامعه، مخفی‌ترین دام در مسیر موفقیت را به ما می‌شناساند. ایشان آن را شرک خفی و حساب کردن روی بندگان به‌جای خداوند می‌نامد.

به این معنا که هرگاه قدرت را به غیر از خدا بدهید، از همان نقطه ضربه می‌خورید. زیرا بت‌پرستی و شرک، پرستش سنگ و چوب نیست، بلکه به‌قول پیامبر، شرک مانند رد پای مورچه‌ای سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب، پنهان و بی‌صدا در قلب مؤمن نفوذ می‌کند.

هدف استاد عباس‌منش از تهیه سلسله فایل‌های توحید عملی، تغذیه احساس لیاقت درونی است به نحویکه به نقطه ای برسیم که تنها منبع قدرت، ثروت و اعتبار را خداوند بدانیم و با بریدن طمع از خلق، از تمام قدرت درونی ای بهره برداری کنیم که خداوند برای خلق زندگی به ما بخشیده است.

یکی از عمیق‌ترین مفاهیمی که در این فایل تشریح می‌شود، خطر بزرگ بت‌سازی از انسان‌ها و عواقب ویرانگر آن است. استاد عباس‌منش با تحلیل رفتارشناسی انسان‌ها توضیح می‌دهند که وقتی ما فردی را در ذهن‌مان بزرگ می‌کنیم و گمان می‌بریم که کلید حل مشکلات ما یا دروازه خوشبختی و ثروت ما در دست اوست، در واقع در حال سقوط هستیم.

این درس به ما می‌آموزد که تملق و چاپلوسی، و یا بالا بردن بیش‌ازحد دیگران، دو روی یک سکه هستند که روی دیگر آن دشمنی و نفرت است. افرادی که امروز با هیجان افراطی و عدم احساس لیاقت، کسی را می‌ستایند و برای کسب منافع مالی یا جایگاه، در برابر انسانی دیگر کرنش می‌کنند، همان کسانی هستند که فردا با کوچک‌ترین تضادی، به سرسخت‌ترین دشمنان تبدیل می‌شوند. قانون جهان این است: اگر روی دیوار پوسیده تأیید و حمایت دیگران تکیه کنید، زیر آوار همان دیوار خواهید ماند.

این بخش از آموزش، دقیقاً همان نقطه‌ای است که اهمیت فوق‌العاده دوره احساس لیاقت را نشان می‌دهد. کسی که روی دیگران حساب می‌کند، در اعماق وجودش خود را لایق دریافت مستقیم نعمت از خداوند نمی‌داند و برای همین به‌دنبال واسطه‌ها می‌گردد. درک عمیق این فایل در کنار آموزه‌های دوره احساس لیاقت، شما را از هرگونه باج دادن عاطفی و مالی به دیگران بی‌نیاز می‌کند.

در ادامه، استاد عباس‌منش به بررسی توهم قدرتِ ناشی از حمایت مردم می‌پردازند؛ مثل تکیه بر «هواداران» یا فالوورها، تکیه بر رئیس یا کارمند و هر عامل بیرونی غیر از خداوند.

به‌قول استاد عباس‌منش، «استراتژی یارکشی»، که از شرک مطلق می‌آید، نشان‌دهنده این است که فرد می‌خواهد ضعف درونی خود در ایمان به خدا را بپوشاند. اما جهان هستی با کسی تعارف ندارد؛ همان مردمی که امروز شما را بالا می‌برند، اگر تکیه‌گاه‌تان خدا نباشد، فردا شما را به زمین می‌زنند.

حقیقت این است که: اگر شما به خداوند وصل باشید و فقط روی او حساب کنید، او جهان را مسخر شما می‌کند و قلب‌ها را برایتان نرم می‌سازد، بدون اینکه نیاز باشد احساس خودارزشمندی خود را حراج کنید یا برای جلب رضایت دیگران، خودتان را فراموش کنید.

مسیر درست این است: برای رضایت خداوند و خودتان کار کنید، نه برای خوشایند مردم. به‌قول قرآن، دین خود را برای خدا خالص کنید؛ آنگاه پاداش شما هم از سمت خدا (که بی‌نهایت است) و هم از سمت خلق خدا سرازیر می‌شود.

نکته ظریف و بسیار کلیدی دیگری که استاد عباس‌منش بر آن تأکید می‌ورزند، تفاوت بین «درخواست کردن از دیگران» و «حساب کردن روی یک فرد خاص» است.

بسیاری از افراد ممکن است تصور کنند که توحید یعنی انزوا و عدم ارتباط با دیگران، اما استاد عباس‌منش در این فایل به‌روشنی این سوءتفاهم را برطرف می‌کنند. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و با دیگران دادوستد داریم، اما مرز باریک توحید و شرک در «قلب» ماست. شما می‌توانید از کسی درخواست کمک کنید، اما اگر آن فرد کمک نکرد و شما به‌هم ریختید، ناامید یا خشمگین شدید، یعنی روی او «حساب» کرده بودید.

درحالی‌که یک موحد واقعی، درخواست می‌کند، تلاش می‌کند، اما ایمان دارد که آن فرد فقط «یکی از دستان خداوند» است. اگر این در بسته شد، خداوند هزار در دیگر دارد. آرامش عمیق زمانی حاصل می‌شود که بدانید رزق شما، اعتبار شما و سلامتی شما در دست هیچ انسانی نیست.

برای اینکه بتوانید این مرز باریک را در عمل تشخیص دهید و شخصیت‌تان را به‌گونه‌ای بازسازی کنید که محتاج تأیید و حمایت دیگران نباشید، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است که مکمل اساسی این فایل محسوب می‌شود.

پیام اصلی و قدرتمند این آموزش این است: «با خدا باش و پادشاهی کن.» استاد، با مرور تجربیات تلخ و شیرین زندگی خودشان، این قانون را اثبات می‌کنند که هرگاه روی دوستان، شرکا و اطرافیان حساب باز کردند، پشت‌شان خالی شد و تنها ماندند؛ اما هرگاه با تمام وجود به نیروی برتر تکیه کردند که تنها قدرت جهان است، معجزات رخ داد.

این یک قانون ثابت است: خداوند هرگز شرک نمی‌پذیرد و به درخواست های شرک آلود شما جواب نمی دهد. اما به محض اینکه یک قدم به سمت توحید برمی دارید، هزاران قدم به سمت شما بر می دارد و درها را برایتان باز می کنید.


تمرین این قسمت:

لطفاً در بخش نظرات همین صفحه، با صداقت کامل بنویسید که در گذشته:

  • در چه مواردی روی آدم‌ها (دوست، فامیل، رئیس، شریک) حساب کردید و ضربه خوردید؟
  • در مقابل، کجاها فقط به خدا توکل کردید و کارتان به‌طرز معجزه‌آسایی درست شد؟

نوشتن این تجربیات، ردپایی از ایمان برای شما و درسی بزرگ برای سایر دوستان خواهد بود تا با خواندن کامنت‌های شما، الگوهای توحید و شرک را بهتر بشناسند و به سمت توحید عملی حرکت کنند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Mojtaba Hasani» در این صفحه: 1
  1. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 873 روز

    توحید عملی بخش 2

    به نام خدایی که اگر بهش ایمان بیارم ، هرآنچه که بخواهم رو به من میده.

    سلام بر استاد عزیزم ، استادی که رسالتش توحیده ، استادی که نمونه بارزیه از ‘ با خدا باش و پادشاهی کن’

    سلام به همه خانواده دوست داشتنی خودم در این سایت

    ‘شرک در دل مومن ، مانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه’

    خداوند هر گناهی رو میبخشه ، جز شرک به خودش.

    شرک یعنی روی دیگری حساب باز کردن

    شرک یعنی دادن تاییدیه به دیگری

    شرک و ایمان یه امر درونیه

    هرموقع جز خدا روی دیگری حساب کردی ، از همون عامل ضربه میخوری.

    این یه امر بدون اجتنابه.

    قرار نیست ما دست بزاریم روی فرد خاصی ، راه خاصی تا بگیم شرک داریم یا نه.

    چراغ چک بنزین ماشین برای من پیش آگهی بود از اینکه خب باید بری بنزین بزنی.

    امروز که داشتم فایل توحید عملی قسمت 2 رو گوش میکردم ، چراغ چک بنزین ماشین زرد شد ، گفتم خب هنوز جا داره تا بخوام بنزین بزنم ، اما به صورت کاملا غیر منتظره ماشین خاموش شد ، استارت زدم ، نه فایده نداره.

    اما سعی کردم آرامش خودمو حفظ کنم ، با خودم گفتم ، درسته تو همون اولا باید با این نشونه میرفتی پمپ بنزین ، اما ‘ الخیر فی ما وقع’

    با اسنپ رفتم پمپ بنزین و چند لیتر بنزین رو اوردم و ریختم تو باک و بعدش رفتم باکو پر کردم.

    و این شد تجربه ای برای من ، که اون موقع که چراغ زرد شد تو چند متری پمپ بنزین بودی ، اما توجه نکردی ، خدا داشت بهت آلارم میداد اما توجه نکردی ،

    اما خداروشکر ، که تونستی آرامش خودتو حفظ کنی ، همون اول با گفتن ‘ هرچی اتفاق میفته خیری داخلشه’ نذاشتی نجواهای کشنده بیاد سراغت و تو ناخواسته ها رو جذب کنی.

    خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    اول صب ، قبل از این ماجرا ، یه مسافری داشتم ، و به مقصد اون بنده خدا میشد از دو مسیر رفت.

    اولش ایده اومد که از مسیر دوم برو ، بعد اروم اروم داشت ذهنم دست بکار میشد که ، چکاریه ، مسیر صاف و اصلی رو برو ، گفتم نه من میخوام تمرین کنم که کاری به کار تو نداشته باشم ، از مسیر دوم میرم ، و همینکه اینو گفتم ، مسافر هم تاییدش کرد و گفت از این مسیر هم میشه بری ، و توی برگشت گفتم بزار از اون سمت برم ببینم چه خبره ، خیرمو ببینم تا ذهنم منطقی بشه ، رفتم و دیدم ، بله ، دارن توی جاده کار میکنن و ترافیک درست شده.

    خدارو هزار مرتبه شکرت.

    چشم رنگی هم قشنگی خودشو داره.

    یه دختر بچه 7 ، 8 ساله سوار شد که بره کلاس زبان ، بهش که توجه کردم ، دیدم ته چهره ای به صورت دختر خودم داره اما با چشای سبز.

    خیلی دوست داشتم که چشای دخترم رنگی باشه ، همیشه هم میگفتم چشاش سبزه.

    اما الان چشاش رنگ چشمای خودمه ، همونقدر قشنگ و دوست داشتنی.

    خدایا شکرت بخاطر این نعمتت توی زندگیم.

    صدق باحسنی بود این ماجرا برای من. ایشالا … .

    خب بریم سراغ توحید عملی .

    جز خدا ، حساب کردن روی دیگری آدمو میبره توی برزخ.

    چطور؟

    وقتی با خودت فکر میکنی اون شخص با توجه به نفوذی که داره ، با توجه به اسم و رسمی که داره ، برای تو کاری رو میکنه ، و روی خدا حساب نمیکنی ، دیگه دل خوش میکنی به اون ادم.خودت کاری نمیکنی..به الهامات و ایده هایی که میاد توجه نمیکنی. و نتیجه هم مشخصه قاعدتا.

    ما اگر خودمونو بکشیمم ، قادر نیستیم توی زندگی دیگران اثر بزاریم ، دیگران هم قدرتی توی زندگی ما نداره. تا زمانی که ، ما بهش قدرت ندیم و تنها منبع قدرت رو خدا بدونیم.

    روی آدما حساب باز نکن ، از آدما بخاطر محبتشون تشکر کن ، اما تاییدیه و تشکر اصلی رو از خدای اون آدما داشته باش.

    همه آدما دستانی هستن از خداوند برای پیشبرد هدف های تو.خدا اونا رو میاره توی مسیرت.چه زمانی؟زمانی که فقط و فقط روی خدا حساب کنی.قدرت رو به خدا بدی.

    وقتی روی هرچیزی به غیر از خداوند حساب میکنیم ، داریم شرک میورزیم.

    قانون درخواست با شرک فرق داره.

    قانون درخواست میگه ، تو موجودی اجتماعی هستی و افراد جامعه دستانی از دستان خداوند هستن که تو میتونی با توجه با احساست ، از اونها درخواست کنی ، اما روی اونها حساب نمیکنی..اگر اون فرد درخواست تو رو رد کرد ، بهم نمیریزی ، میگی خدا از یه دست دیگه ، از یه طریق دیگه ، به من کمک میکنه…اون آدم تنها مسیر رسیدن به خواسته من نیست..

    شرک و ایمان یه موضوع قلبی و درونیه.

    درخواست میکنی ، توکلت به کیه؟ امیدت به کیه؟ باید توکل و امیدت به خدا باشه و بس.

    خداوند به اعماق سینه ها آگاهه..خودتو گول زدی ، خداتو که نمیتونی گول بزنی.

    اگر تو روی خدا حساب باز کنی ، روی آدما حساب نمیکنی.

    تو با افراد جامعه کار میکنی ، اما امیدت به خداونده.

    زمانی میتونی بگی توکل داری ، زمانی میتونی بگی فقط روی خدا حساب میکنی که اگر درخواستی از کسی کردی و جواب رد شنیدی ، بهم نریزی ، احساس آرامشتو حفظ کنی و بگی خدا از یه طریق دیگه به من راهو نشون میده.

    همه چیز باوره..همه چیز ایمانه..به اندازه ایمانت به خدا ، به اندازه هماهنگیت با خدا (روح) ، اجابت میشی…

    کاری رو انجام بده که دوست داری ، کاری که میدونی درسته ، حرفی رو بزن که درسته ، برای دل دیگران ، برای خوشایند دیگران کاری رو انجام نده ، با انجام این کار مشرک نشو ، با یار جمع کردن ، شرکو به دلت راه نده.

    فکر میکنی اگر توی کارت فلان حرفو بزنی که میدونی درسته ، افراد شاید خوششون نیاد و سمتت نیان ، داری شرک میورزی.

    کی میخواد آدما رو سمت تو بیاره؟

    کی میخواد مشتری بشه توی کسب و کارت؟

    کی میخواد بشه عشق توی روابطت؟

    آیا داری کاری رو انجام میدی برای رضایت اطرافیانت؟و میدونی با درونت جور نیست؟

    این شرکه…

    اصلی ترین رابطه ما با خداونده و پایه و محور تمام روابط ما از مسیر توحید و رابطه با خداوند میگذره.

    اگر تو روی خدا حساب باز کنی ، اگر بهش توکل کنی ، اگر قدرتش ، اگر ثروتش ، اگر ربوبیتش ، اگر رزقش ، اگر رحتمش رو باور کنی ، موفقیت ها رو به سمتت هدایت میکنه.

    عشق رو توی جهانت گسترش میده ، از ثروت بی نیازت میکنه ،

    انّ الله غنی حمید (ثروت و سپاسگزاری، دادن تاییدیه به خداوند باهمن)

    هرموقع ما باورمون رو نسبت به خدا از دست میدیم ، زمانی که از مسیر خارج میشیم ، وارد سیکل ناخواسته ها میشیم ، از همون جایی که بهش تکیه کردیم ، ضربه میخوریم.

    اما تکیه و توکل به خدا ، اصل رسیدن به پادشاهیه..اصل رسیدن به خوشبختی و سعادته.

    آیا فکر میکنی که برای موفقیتت دیگری باید پشتت باشه ؟ دیگری باید همراهت باشه؟

    دیگری باید کمکت کنه؟ فکر میکنی اون آدم میتونه و قدرت داره جلوت وایسه؟ آیا فکر میکنی قوانین بی پایه جامعه ، که هرکدومش ده ها تبصره داره ، میتونه تورو به خواسته هات برسونه یا جلوتو بگیره؟

    شرک همینه…

    با خدا باش و پادشاهی کن ، بی خدا باش و هرچه خواهی کن.

    هرموقع روی غیر خدا حساب کردی ، ضربه خوردی ، هرموقع روی خدا حساب کردی ، هرموقع فقط قدرت خدا رو باور کردی ، بهت داده شده.

    مگه غیر اینه؟ فکر کن ، به اطرافت نگاه کن ، توی روابطتت ، توی کسب و کارت ، توی سلامتی خودت و عزیزانت ، توی رزقت .

    فقط باید باورش کنی .

    کاری رو انجام بده که دوست داری و میدونی درسته ، برای خودت انجامش بده ، مردم دوست داشتن یا نداشتن اهمیتی نداره (یه باگ مشخص شد با نوشتن این موضوع ، پس روش کار کن) این موضوع بی احترامی به مردم نیست ، احترام گذاشتن به خودته ، احترام گذاشتن به عقیده و باور درست توئه.

    مسیر حرکتی جامعه رو رها کن ، کار خودتو طبق الهامات قلبیت انجام بده.

    روی دیگران ، حتی روی خودت حساب نکن ، روی خدا حساب کن ، خدایی که تمام قوانین و قدرتها رو خلق کرده.

    اگرما باورمون رو به خداوند تقویت کنیم ، اون خدا به راحتی کارها رو برای ما انجام میده.

    راه حل ها رو به ما میگه ، خداوند قدرت بازکردن درها رو برای ما داره ، خداوند براحتی اتفاقات رو برای ما رقم میزنه ، خداوند براحتی افراد مناسب رو به سمت ما هدایت میکنه ، خداوند براحتی ، ما رو به سمت نعمت و ثروت و عشق و آرامش بیشتر هدایت میکنه.

    خداوند رو اگر باور کنی و بهش عمل کنی ، قلبی ، اون قدرت تو رو از فرش به عرش میرسونه ، براحتی ، براحتی ، براحتی .

    به اندازه ای دریافت میکنی که بتونی باورش کنی ، بهش توکل کنی ، قلبی بهش عمل کنی ،

    به یاد بیار وقتی فقط روی خدا حساب کردی ، چقد راحت کارات انجام شد ، باورت بیشتر میشه.

    به یاد بیار وقتی روی دیگران حساب کردی ، از همه طرف ضربه خوردی ، از نظر مالی ، عاطفی ، سلامتی ، اون موقع باورت بیشتر میشه برای اینکه روی هیچ کسی حساب نکنی.

    میخوای ورق برگرده ، روی خدا حساب کن ، خدا رو باور کن ، فقط به خدا چشم امید داشته باش.

    تمام قدرت ازآن خداونده ، تمام عزت از آن خداونده ، تمام نعمت ها ازآن خداونده ،

    خدایی که با قدرتش میتونه هرکار غیر ممکنی رو (از نظر ذهن تو) ممکن کنه ،

    این خدا سزاوار توکله ، این خدا سزاوار ستایشه ، این خدا عشق واقعیه ، این خدا قدرت اصلی جهانه.

    خدایا ، تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم ، ما رو به راه راست ، راه کسانی که به اونها نعمت ، ثروت ، سلامتی ، عشق ، سعادت داده شده ، هدایت کن.

    الان که به خواسته‌های بسیاری در زندگی‌ات رسیده‌ای و می‌توانی انتخاب‌های بیشتری داشته باشی، بالاترین عشق و علاقه‌ات چیست؟

    چه کاری است که قلبت را سرشار از اشتیاقی سوزان و ذهنت را خاموش و آرام می سازد؟!

    چه کاری است که هنگام انجامش، آنقدر زمان فراموشت می شود که نه شب و روز را می فهمی و نه خستگی و گرسنگی؟!

    و هر بار پاسخی جز این نداشته‌ام:

    “می‌خواهم برای تمام عمر، “اشاعه توحید رسالت زندگی‌ام باشد“. حتی اگر امروز یک نفرِ دیگر تصمیم بگیرد نگاه دیگری به خدا داشته باشد تا او را از نو بشناسد، من به هدفم رسیده‌ام!”

    آره ، از خودت بپرس ، فرض کن همه اونچه که الان بخاطرش نگران میشی ، دودل میشی ، آرامشتو بخاطرش از دست میدی ، الان ، توی زندگیت داری و نیازی نیست دیگه نگرانش باشی.

    (که اگر ما سعی کنیم از دیدگاه روح به همه چیز نگاه کنیم ، دیگه نیازی نیست به فرض و احتمال و تصور کردن داشتنش)

    حالا بشین با خودت فکر کن ، الان دوست داری چطور زندگی کنی ؟

    الان دوست داری چه کاری رو انجام بدی؟

    آیا هنوزم با این دید که تا زمانی که کارم جا بیفته ، برم خودمو توی سختی قرار بدم ، برای چی؟برای چیزی که هرچی میدویی تهش هیچی نیست.داری میبینی که…چی شده؟

    فکر میکنی از گشنگی میمیری؟

    کار کردن خوبه ، اما فلسفه ای که توی ذهنت درموردش ساختی چیه؟

    بهش فکر کن ، آیا فلسفه و باوری که درموردش داری ، با روحت هماهنگه ، اصلا با هدفت هماهنگه؟

    هر طور که به زندگی و چالش‌هایش نگاه می‌کنم، یقینم بیشتر می‌شود که توحید عملی راهکاری برای همه چیز است!

    لحظه‌های زیادی در زندگی پیش می‌آید که به شدت نگران و ترسان می‌شویم زیرا:

    فردی که عاشق اش بودیم، دیگر نمی‌خواهد در این رابطه بماند.

    کارمندی که سالها برایش وقت گذاشتیم تا از او فردی زبده بسازیم، حالا که حکم شریان اصلی کسب و کار ما را دارد، تصمیم به ترک کار گرفته یا فردی که قول انجام کاری را به ما داده بود، وعده‌اش را فراموش کرده.

    توحید عملی، در چنین لحظه‌هایی خودش را نشان می‌دهد:

    زیرا اگر یکتاپرست نباشی، در چنین لحظه ای، موجودیت یا عدم وجودت را وابسته به ماندن این فرد در رابطه‌ات یا تصمیم آن کارمند به ادامه همکاری، یا وفا کردن آن فرد به وعده‌اش می دانی. آنوقت چنین لحظه‌هایی برایت کُشنده و خفه کننده (برزخ و جهنم واقعی)می شود.

    زیرا شرک چیزی جز ترس و غم به همراه ندارد.

    آره ، شرک و عدم توکل به خدا ، چیزی جز نگرانی ، ترس ، احساس حسرت ، احساس بی عرضگی ، احساس عجز ، ناراحتی ، بیماری ، روابط مخدوش ، کسب و کار بی رونق ، افسردگی و ناامیدی ، برات نداره.

    اما وقتی یکتاپرستی اصل و اساس زندگی‌ات باشد، آنوقت دلیل حضور هر نعمتی در زندگی ات، خواه یک فرد باشد، یا شغلی عالی، یا راهکاری برای مسئله ات و…، برکتی از جانب خداوند می دانی و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.

    برای همین، نه تنها این لحظه‌ها ذره‌ای نگران ات نمی‌کند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.

    وقتی به هر دلیلی ، کسب و کارت ، بخاطر بهم ریختن اینترنت تا چند روز مختل میشه ، چه روندی رو پیش میگیری؟

    آیا دائم غر میزنی ، آیا برای ورود مشتری به کسب و کارت ، رو اینترنت حساب کردی ، آیا برای فروش بیشتر ، قیمت دلار و طلا رو توی کارت دخالت میدی؟ (خداروشکر مدتهای زیادیه توی این وادی نیستم ، اصلا نمیدونم قیمت چنده، خداروهزار مرتبه شکرت)

    توحید عملی یعنی، همچنان که در جامعه انسانی هستی و با دیگران در کسب و کار و… مراوده داری، خداوند را منشأ قدرت بدانی و هر فردی که گره‌ای از کارت می‌گشاید یا گرهی از کار فردی می گشایی،این را دستی از جانب خداوند بشماری و به خاطر بسپاری که خداوند همواره دستان زیادی برای یاری‌ همگان دارد!

    خداوند قادر است به شکل همراه، همکار یا مشاوری عالی، وارد زندگی‌ات شود، به شکل مشتری، بازار و ایده‌ای ثروت آفرین، وارد کسب و کارت شود و جان دوباره‌ای به آن ببخشد، به شکل دارویی شفا بخش وارد بدنت می شود، اگر این قدرت را باور کنی.

    بهش فکر کن ، خدا همون روزی که ازش قلبا خواستی و تسلیمش شدی ، اومد توی زندگیت ، شد پزشک جراحی برای رهایی تو از اون مسئله ، پزشکی که اصلا فکر نمیکردی گذرش به شهرت بخورت حتی.

    خدا شد همون دستی که وقتی با آرامش کامل ازش خواستی ، هدایتت کرد به سمت راه درست ، نه راهی که بقیه میگفتن چرا بچتو نمیبری متخصص ، اخرش فلان میشه بمان میشه ، نه ، خدا شد دستی برای حل مسائلت.

    وقتی رفتی دکتر و دکتر گفت فقط این شیر رو تهیه کن و به فرزندت بده ، فقط اینه که بهش میسازه ، و تو اولش کل شهرو گشتی و اصلا بعضی داروخونه ها اسمشم نمیدونستن ، اما وقتی از اون خدا خواستی هدایتت کنه ، خیلی راحت هدایتت کرد ، گفت شیرو عوض کن ، براحتی. خدارو صد هزار مرتبه شکر.

    خداوند قادر است به هر شکلی که تو می‌خواهی و می‌توانی آن را در ذهنت بسازی، وارد تجربه زندگی‌ات بشود.

    خدارو چطور باور کردی ؟

    خدا به شکل باور تو ، به شکل ظرف وجودت ، خودشو توی زندگیت نشون میده ،

    در مورد ثروت ، سلامتی ، روابطتت ، اینکه چطور روی هدفت تمرکز کنی ، سپردیش به خدا؟

    خواستی اون هدایتت کنه؟یا داری زور میزنی که ببینی چه راهی مناسبه؟

    زور نزن ، وا بده ، دلتو بده به دلش ، روی خودش حساب کن ، از خدات بخواه که هدایتت کنه ، اگه باورش کنی که قدرتش رو داره ، پس تجربش میکنی ، به چه شکلی ، به شکل ظرفی که با باورات ساختی.

    پس چرا این قدرت را باور نکنیم؟! چرا روی آن حساب نکنیم و چرا به این قدرت وابسته نشویم؟!

    چرا نگذاریم یکتا پرستی آنچنان همه ابعاد زندگی‌مان را آکنده سازد، که دیگر فضایی برای حساب باز کردن و وابسته شدن به غیر او، نماند.

    وقتی توی همه چیز ، بتونی و سعی کنی که فقط و فقط خدا رو ببینی ، دیگه حالت بد نمیشه ، دیگه بهم نمیریزی ، حالت خوبه.

    خدایا شکرت ، خدایا شکرت که میشه روت حساب کرد و تردید نداشت.

    انّ الله علی کل شیء قدیر.

    اینو باور کن ،

    و توکل علی الله ، انّ الله بصیر بالعباد.

    اینو باور کن ،

    انّه هو التواب رحیم .

    اینو باور کن ،

    انّ الله غنی حمید.

    اینو باور کن ،

    انّ الله واسع علیم

    اینو باور کن ،

    انّک انت السمیع العلیم

    اینو باور کن ،

    انّک انت العزیز الحکیم ،

    اینو باور کن ،

    انّ الله مع الصابرین ،

    اینو باور کن ،

    انّا لله و انّا الیه راجعون ،

    اینو باور کن ،

    انّ الله غفور رحیم ،

    اینو باور کن ،

    انّ الله مع المتقین ،

    اینو باور کن ،

    انّ الله لذو فضل علی الناس ،

    اینو باور کن ،

    انّک انت الوهاب ،

    اینو باور کن ،

    انّ الدین عند الله الاسلام ،

    اینو باور کن و بهش عمل کن ،

    انّما یقول له کن فیکون ،

    اینو باور کن ،

    و نفختُ فیه من روحی ،

    اینو باور کن ، تو جزئی از خدایی ، تو عزیزدل خدایی ، تو جانشین خدایی روی زمین ،

    سخّر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض ،

    اینو باور کن ،

    اذا سئلک عبادی عنی فانّی غریب ،

    اینو باور کن ،

    اجیب الدعوه الدّاع اذا دعان ،

    اینو باور کن ،

    علی بذکر الله تطمئن القلوب ،

    اینو باور کن ،

    و هزاران وعده و قانون و اصل و اساس خداوند رو در قرآن باور کن ، قوانینی که به تو قدرت میده ، قوانینی که به تو عزت میده ، قوانینی که به تو ثروت میده ، قوانینی که تو رو به اصل خودت میرسونه.

    خدارو سپاسگزارم که هر موقع توی دل مسیر توی این مدت که همراه با سایت عباسمنش هستم ، ناامیدی ، ترس ، نگرانی ، احساس بد ، شروع شد ، منو به سمت خودش هدایت کرد ، منو هدایت کرد به سمت فایلهای توحید عملی ، منو هدایت کرد به سمت قرآن ،

    من باور دارم که هرموقع دلم میگیره ، قرآنو باز میکنم ، خدا از طریق یه آیه ، خیر و شر منو به من میگه ، دلمو مطمئن میکنه.

    خدایا هزاران بار شکرت.

    در پناه الله یکتا ، شاد باشید و متوکل بر قدرت برتر کیهان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: