توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 27

1138 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    انسیه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 2333 روز

    سلام، بشخصه خیلی کیف میکنم فایل های توحیدیتون رو میخونم و گوش میکنم و دوست دارم بارها وبارها بخونم و گوش کنم تا به عمق وجودم بره، واقعا خوشحالم که یکی پیدا شد که این آگاهی رو به ما بده با زبان خیلی ساده و ملموس در زندگی ما (نه به زبان فلسفی یا گفتارهای کلی که بعضی از مذهبیون فقط با گفتن چند تا حدیث بدون واگویی مصادیق شرک در زندگی ما بیان کردن و میکنن!). من از زمان آشنا شدنم با استاد عباسمنش و سایتشون حسم به خدا خیلی بهترشده و محبتشو بیشتر درک میکنم.

    در جایی خوندم که خود خداوند فرموده بهترین بندگان من کسانی هستند که شوق و محبت من رادر دل بندگانم زیاد کند. و استاد عباسمنش برای من اینکارو کرد و الان شوقم به خدا زیادتر شده. خدایا واقعا ممنونم.

    جناب عباسمنش خداوند شما را هر چه بیشتر و بیشتر در اشاعه فرهنگ توحیدی در جهان موفق بدارد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    احمد دل گرم گفته:
    مدت عضویت: 3382 روز

    سلام و درود فراوان خدمت همه اعضای خانواده ام (گروه تحقیقاتی عباسمنش)

    قضیه برمیگره به حدود سال ۱۳۹۴اون موقع ۲۰ساله بودم و با یه گروهی از افراد آشنا شدم که به من گفتند:

    “مــــــــــــــــــــی شــــــــــــــــــود” و من کــــمــــــکــــــم قبول کردم که

    مـــــــــــــــــــی شـــــود(میشود موفق شد—به هدف رسید_ زندگی آدم دست خود آدمه و قبول

    کردم مٍٍثال افراد موفق رو که زندگی انسان جلوه ای از درون اونه و ….)و خودم رو در سخنرانی های انگیزشی غرق

    کردم(ویدیوهای استاد جزء اونا نبود به غیر از دوتا فایل صوتی که خلاصه ی دوره ی قانون آفرینش بود) و من

    کــــــــم کـــــــم هدایت شدم به سمت گروه تحقیقاتی عباسمنش.(اومدم تو مدارش)

    قبل از آشنایی با استاد:

    فکر میکردم به هیچ عنوان من انسان مشرکی نیستم و در ذهن من مشرک به کسی اطلاق میشد که درخواست

    خودش رو از کسی غیر از خود خدا بخواد(در قالب دعا) یعنی اگه من به اصطلاح به دست و پای کسی می افتادم

    که به من کمک کنه حالا به هر طریقی و در هر موقعیتی …!!!! در ذهنم اصلا گناه شرک آلودی رو انجام نداده بودم

    اما پس از آشنایی با استاد و آشنایی با نگاه استاد به قرآن(در ذهنم به قرآن و درستی اون اعتقاد داشتم) متوجه

    شدم در وجود من هم شرک وجود دارد و باید روی ایمانم به رب بیشتر کار کنم

    الان خدا رو یجور دیگه میبسنم

    یه احساس دیکه ای نسبت بهش دارم

    انگار قبلا میترسیدم به این فکرکنم که خدا با منه اما الان از این که اون کنارمه لذت میبرم

    انگار تمام مسائل پیش روت جواب داره

    انگار

    و انگار

    و انگار . . .

    الان شکر خدا آرامشم از قبل خیلی بهتر شده . نمیخوام بگم همیشه ی همیشه آرومم اما آرامشم به مراتب از گذشته بیشتر شده و داره بیشتر میشه.

    ممنونم بخاطر فایل های عالی ای که برای هدایت ما میزارید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    Bahary گفته:
    مدت عضویت: 2517 روز

    سلام استاد و بانوی موحدم٫

    مطمینم هرکس که اینجاست به طریقی با شرک و توحید به خدا در زندگیش آشنایی داره و تجربه اش کرده ٫

    من هم تجربه کردم ولی شاید اون موقع نمیدونستم قضیه اینجوریه٫

    فقط میدونستم هرجا که به مشکلی گیر میکردم هرجا نزدیک بود ابروم بره وقتی از خدا خواستم کمکم کنه دستمو گرفت به جای اینکه مچمو بگیره٫قشنگ با حسش آشنام چه شبهایی که از بی کسی و نامردی انسانها از عشق و دوستی دروغیشون به آغوش خودش پناه بردم و باهاش حرف زدم و همیشه آخر جاده های تاریکی و نامردی و بی کسی فقط خودش بود و منتظرم بود ولی من ٫من هم بااون آدمهای نامرد فرقی نداشتم منم باز یادم میرفت که فقط خدا پیشم بود و باز گول میخوردم جای دیگه ای دنبال عشق و دوستی میگشتم٫من هم پست تر از اونها بودم٫

    دگ واقعا رسیده بودم ته ته خط دگ واقعا هچکس مهم نبود برام جز خودش بهش ثابت کردم و روی قولم موندم تا اینکه روشنایی دیدم یه راه جدید یه در جدید باز شد به روم که فقط بوی خودش میداد همه جا حرف از اون بود همه چی عوض شد انگار تازه متولد شدم و یه زندگی جدید بهم داده شد یه فرصت جدید به بهترین صورت ممکن٫

    هرروز در تمام لحظاتم شکرگزار تمام نعمت هایی هستم که بهم داده‌

    هرروز عشق انسان ها بهم زیادتر میشه در حالی که من کاری انجام ندادم هچ درخواستی نکردم ازشون من فقط دنبال عشق خودش بودم دنبال کشف خودش بودم نزدیکی به خودش بودم و هستم هرچه من میخام بهش نزدیک بشم اون مشتاق تر از من بسمت من با سرعت نور میاد٫هرچه من میخام بیشتر باهاش باشم اون بیشتر از من بامنه حای جاهایی که من یادم میره میبینم اون پیشمه و من حواسم نیست بهش در همه چیز بیشتر از من مشتاق تر در عشق ثروت دوستی آرامش همه چی همه چی٫٫٫٫٫٫٫٫

    این فایلهای توحیدی یه چیز دگن جنسشون فرق میکنه حس و حالت فرق میکنه٫

    فایلهای دگ هم رنگ خدا توش هست ولی اینجا یه رنگ دگست آسمون این فایلها

    آبی تره٫٫٫٫٫٫٫٫

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    نوشین السادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2324 روز

    تعهد من برای نوشتن نکات مهم و خلاصه سفرنامه

    سی و چهارمین روز این سفر پر برکت

    خدایا شکرت با تمام وجودم عاشقتم و دلم میخواد هرروز و هر لحظه این عشق بیشتر و زیباتر در وجودم پر بکشید٫

    منم وقتی به گذشته ها و روزهای تلخم گذری میزنم میبینم دقیقا لحظات و روزهایی بودن که روی غیر خدا حساب کردم، من قبل از افتادن توی این مسیر و درک توحید به معنای واقعی و عمل کردن به اون، یه روزی به یه جایی رسیدم که روی هم خط کشیدم و فقط روی خدا حساب کردم، دیدم که زمانهایی که دچار اون همه گرفتاری بودم به ظاهر خدا رو زبانن صدا می زدم اما در عمل دنبال بنده هاش میدویم، وای بر این همه جهالت و خدا رو هزار مرتبه شکرگزارم که دستمو گرفت و به بهترین راه هدایتم کرده و هم چنان داره خداروشکر هدایتم میکنه،و ان شاءالله تا آخرین روز نفس کشیدنم روی این کره ی خاکی بازهم هدایتم میکنه،چون محتاج به خدای خودم هستم،همه ی ما محتاج به خداییم و بی نیاز از بنده هاش هستیم،فقط کافی باور کنیم٫ و بعد از اینکه از همه تقریبا دست کشیدم میگم همه چون میدونم ناخالصی تو وجودم بوده و حتی شاید هنوز هم باشه و خودم آگاه نباشم، آنچنان هدایتم کرد که بعد بااین گروه آشنا شدم و به لطف خودش از طریق صحبت های استاد عباس منش به من معنای توحید واقعی رو فهماند و میدونم نیاز دارم بیشتر بدونم و بشنوم که بتونم هربار خالص تر بشم و بهتر درکش بکنم، از وقتی توحید حقیقی رو دارم درک میکنم هی هرروز به خودم میگم فقط خدا، اول خدا، آخر خدا، اصلا هیچ چیزی رو بدون خدا نمیخوام و میدونم و یاد آوری می کنم به خودم که اگه از فلان جا نشد از طریق فلان کس نشد حتما از طروق دیگه ای کار من رو به بهترین شکل درست می کنه، به جای رسیدم که حتی در خواست کردن از دیگران برام سخت شده باوجود اینکه میدونم همه برای هم وسیله هستیم،اما بازم میگم بزار خدا خودش راهنماییم کنه، اگه هم برم و نشه اول میگم چه درسی برام داشت؟ نشد مهم نیست خدا خودش حلش میکنه، اون بی نهایت راه بلده،صاحب اختیار این عالمه،قدرت مطلق جهان هستیه،و بعد میگم شاید دارم توی این مسیر بااین نه شنیدن ها علاوه بر چیزهایی که گفتم دارم رشد میکنم و دوران تکاملم روی طی میکنم، و دست در دستان خداوند با ایمان و اقتدار پیش نی روم٫

    خدایااااا شکرررت

    عاشقتتتتتمممممممم??

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زهرا طرفدار گفته:
    مدت عضویت: 2248 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم

    من اعتراف میکنم که خیلی شرک ها داشتم ولی خدای بزرگم آقای عباس منش عزیزم رو سرراهم قرار داد و با فایل های ایشون و راهنمایی های ناب ایشون الان یکتا پرست واقعی شدم که هر چیزی میخوام از خود خود خدا بخوام با ایمان و باور های واقعی

    از خدای سپاسگزارم که مرا در این مسیر نورانی قرار داد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    محمد جلالی افخم گفته:
    مدت عضویت: 2335 روز

    سلام به همه دوستان خوبم ،استاد و خانم شایسته عزیز

    توحید در عمل واقعا خیلی باید توجه کنیم بهش جوری که بتونیم شرک مخفی در وجودمون رو تشخیص بدیم و ازش جلو گیری کنیم و این تشخیص دادنش که مهم چرا که پیامبر اسلام فرمود “شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه ای سیاه در دل تاریکی شب بر روی سنگی نهان است “و نکته خوبی که تو این فایل برام داشت این بود که تو اون لحظه های مراوده با افراد تو ذهنم چی میگذره باید اون فرکانس رو از الان به بعد توحیدیش کنم

    در پناه خداوند یکتا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3313 روز

    «تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه فرکانس‌های خودمان است»

    این نگاه یعنی پذیرفتن مسئولیت تمام زندگی.

    تا تغییری در باور هایم و فرکانس هایم به وجود نیاید منتظر نتیجه باشم.

    و تنها نیرویی که می توانم روی آن حساب کنم همین نیرو است.

    که بی انتهاست همیشه با من است و خیر و شرم را به من الهام می کند.

    توحید یعنی‌، کار کردن برای بهبود مهم‌ترین رابطه زندگی ات. یعنی هماهنگ کردن ذهنت با روح.

    توحید یعنی حساب کردن روی فرکانس‌هایت و تلاش برای خالص کردن‌شان. وقتی برای نزدیک شدن با این نیرو و یگانه‌شدن با او تلاش آگاهانه به خرج می‌دهی‌، به سمت بهترین‌ها هدایت می‌شوی‌،

    دستهای این نیرو برای رونق کسب و کارت می‌آید‌،

    عشق را در روابط‌‌ات جاری می‌کند‌،

    مردم را دورت جمع می‌کند و قلب‌هایی را برایت نرم می‌کند‌، تا به وضوح بدانی که: خداوند استاد برنامه ریزی هاست.

    به قول قرآن خداوند بر کار خویش چیره است اما بیشتر مردم نمی دانند.

    اما وقتی یکتاپرستی اصل و اساس زندگی‌ات باشد، آنوقت دلیل حضور هر نعمتی در زندگی ات، خواه یک فرد باشد، یا شغلی عالی، یا راهکاری برای مسئله ات و…، برکتی از جانب خداوند می دانی و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.

    برای همین، نه تنها این لحظه‌ها ذره‌ای نگران ات نمی‌کند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    New.freeman گفته:
    مدت عضویت: 2375 روز

    سلام

    ای بزرگوار من چقدر از حساب روی دیگران زیان دیدم باورتان نمیشود و مرا فهماندی که دلیلش چه بوده و هم از دیگران میترسیدم یا فکر میکردم روزی من دست ایشان است و هم حسرت روزهای رفته ام را میخورم و هم خوشحالم که بلاخره داستان اینهمه بدبختی و مشکل را فهمیدم و از خدای خوبم میخواهم مرا به راه رضای خودش و یکتا پرستی هدایت کند و دستان کوچک مرا در دستان گرم و پر محبت خودش تا پایان عمرم نگاه دارد ،آمین یا رب العالمین

    در پناه خدا شاد و سلامت باشید?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3313 روز

    قتی موجودیت فرکانسی خودمان را درک کنیم‌، یعنی بدانیم ذات ما‌، اصل و اساس ما‌ همان انر‌ژ‌‌ی‌ای است که آن را خدا نامیده‌ایم‌، آنوقت توحیدی‌تری جمله‌ای که خواهیم نوشت‌، این جمله است:

    «تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء نتیجه فرکانس‌های خودمان است»

    آری وجود من است خداست ربم در من جاریست. روح من از خداوند است. به همین دلیل است که می توانم

    با او هماهنگ شده و اتفاقات زندگی ام را خلق کنم. من نیز مانند ربم خلق میکنم.

    پس من ارزش بالایی دارم. من رفیق رب هستم. او با من است در من است. به قول خودش

    ما از رگ گردن به تو نزدیکتر هستیم. تک باشه یک باشه. می بینید خداوند را در وجود من و نوشته هایم.

    این من هستم که دارم زندگی ام را خلق می کنم این من هستم که دارم زندگی ام را می سازم.

    من هستم که دارم سعی می کنم بندگی رب را بکنم و اوست که اربابی می کند.

    آنوقت می‌توانیم منطق این اصل را درک کنیم که:

    خدا‌، همان انر‌ژ‌‌ی‌ای که بخشی از او هستیم و رابطه‌ای نزدیک و دائمی با او داریم‌، برنامه‌ریزی شده و دقیق‌،‌ ما را‌ وارد جهانی کرده که‌، کارش واکنش به فرکانس‌های ماست.

    بله بله بله و بله. دقیقا همین را می توانم حس کنم.

    توحید یعنی حساب کردن روی فرکانس‌هایت و تلاش برای خالص کردن‌شان. وقتی برای نزدیک شدن با این نیرو و یگانه‌شدن با او تلاش آگاهانه به خرج می‌دهی‌، به سمت بهترین‌ها هدایت می‌شوی‌،

    دستهای این نیرو برای رونق کسب و کارت می‌آید‌،

    عشق را در روابط‌‌ات جاری می‌کند‌،

    مردم را دورت جمع می‌کند و قلب‌هایی را برایت نرم می‌کند‌، تا به وضوح بدانی که: خداوند استاد برنامه ریزی هاست.

    هرجا موفقیتی را دیدی‌، ردپای توحید را در آن بجو و هرجا شکستی را دیدی‌، رد پای شرک را در آن پیدا کن.

    تا به این وسیله اصل را از فرع تشخیص دهی و توحید را در عمل اجرا نمای و از شرک خفی دوری بجویی.

    توحید مربوط به یک مذهب نیست‌، توحید یک اصل است که اگر به آن تکیه نکنی‌، از درونت و از مهم‌ترین رابطه‌ی زندگی‌ات غافل میشوی. این غفلت منفذی است برای شیطان ذهنت‌، تا گمراهت کند.

    دقیقا همینطور است انگار بهتر می توانم باور کنم. انگار مدارم تغییر کرده.

    زیرا جنس نوشته هایم و احساسم به این فایل ها بهتر شده است.

    خداوندا از تو سپاسگزارم فقط بابت احساس خوبی که دارم.

    ” الان که به خواسته‌های بسیاری در زندگی‌ات رسیده‌ای و می‌توانی انتخاب‌های بیشتری داشته باشی، بالاترین عشق و علاقه‌ات چیست؟

    چه کاری است که قلبت را سرشار از اشتیاقی سوزان و ذهنت را خاموش و آرام می سازد؟!

    چه کاری است که هنگام انجامش، آنقدر زمان فراموشت می شود که نه شب و روز را می فهمی و نه خستگی و گرسنگی؟!

    وقتی خودم را تجسم میکنم که از لحاظ مالی هیچ دغدغه ای ندارم و گفتم خب حالا چکار می خواهم بکنم

    اولین چیزی که به ذهنم رسید کار الانم هست و حتی کار های دیگر هم بررسی کردم اما دیدم

    مثل سرآب می باشند و فقط در حد تفریحات هستند.

    توحید عملی یعنی، همچنان که در جامعه انسانی هستی و با دیگران در کسب و کار و… مراوده داری، خداوند را منشأ قدرت بدانی و هر فردی که گره‌ای از کارت می‌گشاید یا گرهی از کار فردی می گشایی،این را دستی از جانب خداوند بشماری و به خاطر بسپاری که خداوند همواره دستان زیادی برای یاری‌ همگان دارد!

    بله بله بله وبله همین است و جز این نیست. از وقتی که تصمیم گرفتم قدرت رب را در ذهنم بالاترین ببرم

    و تمام ادمها را پایین بیاروم و به چشم پستچی نگاه کنم بیشتر نگرانی و ترس هایم رنگ باخت.

    که البته توحید عملی نتیجه اش وقتی ثابت می شود که با عمل همراه شود.

    خداوند قادر است به شکل همراه، همکار یا مشاوری عالی، وارد زندگی‌ات شود، به شکل مشتری، بازار و ایده‌ای ثروت آفرین، وارد کسب و کارت شود و جان دوباره‌ای به آن ببخشد، به شکل دارویی شفا بخش وارد بدنت می شود، اگر این قدرت را باور کنی.

    چقدر این جملات نه اصول به من احساس خوبی می دهند.

    آره وقتی روی آدما حساب میکنی تغییر میکنن باهات. آره آره وقتی روی فردی حساب میکنی

    از همون فرد ضربه می خوری.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: