توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1234 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 730 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    توحید عملی قسمت دوم

    سوره یونس

    وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ﴿107﴾

    و اگر خدا به تو زیانى برساند آن را برطرف‏کننده‏ اى جز او نیست و اگر براى تو خیرى بخواهد بخشش او را ردکننده‏ اى نیست آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد مى ‏رساند و او آمرزنده مهربان است (107)

    قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَکُمُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا یَهْتَدِی لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا وَمَا أَنَا عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ ﴿108)

    بگو اى مردم حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر که هدایت‏ یابد به سود خویش هدایت مى‏ یابد و هر که گمراه گردد به زیان خود گمراه مى ‏شود و من بر شما نگهبان نیستم (108)

    وَاتَّبِعْ مَا یُوحَى إِلَیْکَ وَاصْبِرْ حَتَّى یَحْکُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَیْرُ الْحَاکِمِینَ ﴿109﴾

    و از آنچه بر تو وحى مى ‏شود پیروى کن و شکیبا باش تا خدا [میان تو و آنان] داورى کند و او بهترین داوران است (109)

    خدایا شکرت سپاسگزارم هر آن چه دارم از آن توست از فضل و بخشش و مهربانی توست جانان من سپاسگزارم

    خدایا شکرت که به الهامات قلبی ام گوش دادم و امروز دومین فایل از توحیدعملی را با تمام وجودم گوش دادم و قلبی که به سوی خداوند باز شده

    خدا یا شکرررررررررت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و همواره در مسیر توحید ثابت قدم باشم

    خدایا شکرت برای کنترل ذهنم

    خدایا شکرت برای بندگی کردنم به درگاهت

    خدایا شکرت که تو را به زندگی ام دعوت کردم و از هر گونه و شرک و ناپاکی دارم خودم را پاکسازی میکنم

    خدایا شکرت که یاد گرفتم فقط روی تو حساب باز کنم و همواره در مدار تو باشم هم جهت با جریان خداوند باشم و لذت ببرم از زندگی ام

    خدایا شکرت من تسلیمم به هر خیری از جانب تو نازل شود فقیرترینم

    خدایا شکرت که قلبم را گشودی تا دریافت کننده خوبی از الهامات الهی ات باشم

    به اندازه ای که من تغییر کنم جهان من تغییر میکند

    خدایا شکرت که در مسیر درست الهی در مسیر بهبود شخصیتم هستم

    من همواره هدایت شده هستم

    خدایا شکرت که لطف تو شامل حالم شده

    همیشه در تمام مراحل زندگی تو همت کاره ام بودی و همه جوره هوامو داشتی

    منو از مسیر قبلی که گمراه بودم چند سال نجات دادی و دستم را گرفتی و الان راضی ام ازت

    ازم راضی باش تا همواره در بهترین مسیر نور و روشنایی آن ثابت قدم تر باشم

    خدایا شکرت من دورامو زدم و برگشتم باز بسوی تو

    اون ور بازار هیچ خبری نیست

    من تازه از اون ور بازار اومده ام رسیدم به اصل

    همه چی خداست

    سلامتی بخواهیم خود خداست

    ثروت بخواهیم خود خداست

    روابط عالی بخواهیم خود خداست

    معنویت و سعادت و خوشبختی و رستگاری بخواهیم خود خداست

    پس فقط و فقط چنگ به ریسمان الهی بزنیم و در مسیر توحید هماهنگ تر قدم برداریم

    بخدا لازم نیست کوه بکنم ومیدونم نیاز دارم تکاملم طی بشه تا بیشتر درکش کنم

    وقتی همه چی خودشه

    پس چرا بهترینها رو ازش نخواهیم

    چرا شادی و لذت و آرامش را ازش نخواهیم

    چرا رفتیم تو حاشیه

    وقتی همه چی خداست

    خدایا شکرت برای مسیر ی که طی کردم و

    هدایت شدم تا تو را پیدا کنم

    بینهایت سپاسگزارم از مسیر قبلی ام

    که دورامو زدم و هیچ خبری نبود تا رسیدن بخدا

    خدایا شکرت برای اشکی که با نوشتن این جملات از روح لطیفم سرازیر شده

    خدایا شکرت که تنها قدرت کل کیهان تو هستی

    آفریننده تمام جهانیان تو هستی

    هدایتگر تمام ذرات کیهان تو هستی

    دهنده یک بی منت تو هستی

    رزاق و وهاب و مهربان و سخاوتمند تو هستی

    هر چقدر هم که اشتباه کنم بازم آغوشت برویم باز است و منتظری تا من بهت باز گردم در هر لحظه

    خدایا شکرت کمکم کن تا درکم از توحید عملی بیشتر شود

    میخواهم با تمام وجودم باورت کنم که همه کاره تویی و بقیه هیییییچ

    خدایا شکرت که در مسیر درست الهی هستم

    همین الان ساعت روی فرش گاز همزمانی 23:23رو بهم نشون دادی

    من سرم تو گوشی بود و او بودی که بلندش کردی و چشمان خیسم رو به ساعت انداختی که بهم بگی بنده ی من حواسم بهت هست

    خدایا شکرت

    برای هر آنچه که دارم بینهایت سپاسگزارم

    خدایا شکرت که آگاه تویی

    عشق تویی

    شادی تویی

    آرامش تویی

    لذت تویی

    سلامتی تویی

    ثروت تویی

    روابط عالی تویی

    معنویت و سعادت و خوشبختی تویی

    روح تویی

    بالا تویی

    پایین تویی

    ظاهر و باطن تویی

    داننده غیب تویی

    زنده و بیدار تویی

    باقی تویی

    خدایا شکرت که روی نیازم فقط به توست

    تویی که بهم آرامش میدهی و همواره از هدایت شدگان هستم

    تویی که هر روز کیفیت زندگی ام را بهتر می‌کنی

    تویی که آدمهای خوب را سر مسیرم قرار میدهی

    تویی که بحسابم پول واریز می‌کنی

    تویی که از خزانه الهی ات بهم می‌بخشی

    تویی که از جایی که مد فکرشم نمیکنم بهم روزی میرسانی

    تویی که تا آخر شب هم که شده منو سورپرایز می‌کنی

    تویی که خواسته های مرا میدانی

    تویی که خودت هم خواسته میدهی و هم اجابت می‌کنی

    تویی که پاسخ تمام سوالات مرا میدانی

    تویی که در وجودم میدرخشی و مرا هدایت می‌کنی از بینهایت طریق تا ازت بخوام

    زیادم بخوام

    تو زیادتر از زیادی

    تو بینهایتی

    و این راه را بهم نشان دادی که ازت بینهایت بخواهم

    تو همواره اجابت می‌کنی دعای کسی را که تو را اجابت کند

    باور میکنم که تو از خودم بیشتر دوست داری که من در دنیا و آخرت رستگار شوم

    خدایا شکرت که معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن است

    خدایا شکرت که بهم یاد دادی که بنده ی موحد‌و یکتا پرستی باشم تا همه چی بهم بدید از راههای آسان و راحت و سریع و زیبا و لذت بخش با عزت و احترام

    خدا یا شکرررررررررت که مرا تکه ای ارزشمند از وجود پاک خودت کردی

    مرا انسان آفریدی اشرف مخلوقات

    خدایا شکرت که بهم گفتی من نزدیکم

    اگر باورم کنی رشد می‌کنی

    خدایا میخواهم باورت کنم با قلبم با تمام وجودم که از آن توست

    خودت مرا به خودت نزدیکم کن

    تو بگو تو میدانی

    ایمانم را قوی کن

    توکلم را بیشتر کن

    اعتمادم را به جریان هدایت الهی ات بیشتر کن

    امیدم را به رحمتت زیاد کن

    باورم را فقط و فقط به دستان قدرتمند خودت بیشتر کن

    که همه چی خودتی

    خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم از هر نعمتی شکر گذاری کنم و از قلبم تو را ببینم که حمایت و پشتیبانی تمام اموراتم هستی

    کریدیت همه خیر و برکت و فراوانی های زندگی ام را بتو بدهم و شکر نعمت را تا جایی که میتونم بجا بیاورم

    خدایا شکرت مرا ببخش تو که می‌دونی من انسانم ضعیف و فراموش کار ناتوانم در شکر تمام نعمت هایت

    کمکم کن تا جایی که سطلم هر لحظه بزرگتر بشه با تمام اعماق وجودم شکر نعمت را بجا آورم

    خدایا شکرت که شکر گذاری بزرگترین نعمت زندگی ام است که بهم داده شده

    خدایا شکرت برای معجزه سلامتی ام که در زنده نگه داشته تا در مسیر توحید قدم بگذارم و آگاهانه سعی میکنم در مسیر نور و روشنایی و توحید استمرار داشته باشم

    خدایا شکرت برای هر لحظه کن بیادتم و تو بینهایت بیادم هستی

    هرگز مرا فراموش نکرده ای

    خدایا شکرت من با هر سعی و تلاش ناچیز من برای ماندن در مسیر درست الهی تو بینهایت شکر گذار هستی و بهم پاداش میدهی

    خدایا شکرت که در همین لحظه که فرکانسم بالا می‌رود تو داری بهم پاداش میدهی

    خدایا شکرت برای روان شدن چرخ زندگی ام

    خدایا شکرت برای روی آوردن به تو و دل کندن از همه

    که همه تویی و همه چی از آن توست

    صاحب آسمانها و زمین و هر آنچه بین آنهاست تو هستی

    خدایا جز درگاه تو یکجا روی آورم

    که اینگونه با عشق آغوشت همواره باز است برویم

    و اگر جز این باشد من از کافران و مشرکانم

    کمکم کن یک لحظه هم مرا به حال خودم وامگذار

    من همواره تسلیممم هیچی نمیدووووونم بدون تو هیچی نیستم

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    حسل گفته:
    مدت عضویت: 2555 روز

    سلام به همه دوستای عزیز سایت. سلام به استاد و مریم عزیزم

    روز سی و چهارم

    ایمان راستین به خدا و توکل به خدای بزرگ

    وقتی صحبت موفقیت، جسارت، عشق، نعمت، لذت، زیبایی، ثروت به میون میاد، باید همیشه یاداور روزهایی از زندگیم باشم که چطور خداوند دستای منو گرفت و از امن ترین مسیرها به مقصد رسوند. موقعی که تو یه شهر دور دانشجو بودم، یادمه برای اولین بار میخواستم بلیط برگشت بخرم و تنهایی از خوابگاه زدم بیرون. تو دلم ترس داشتم چون اولین بار بود تو یه شهر غریب تنهایی دارم میرفتم جایی که اونم هیچوقت پامو نذاشته بودم ولی از بچگی یاد گرفته بودم که به خدا توکل کنم. هر وقت تنها بودم و نیاز به کمک داشتم، تو درونم همیشه به خدا پناه میبردم و چون یاد گرفته بودم که بعد توکل کردن باید با شجاعت بری، رفتم به سمت ترمینال. تو راه همش میگفتم خدایا خودت حفظم کن. کمکم کن. وقتی رسیدم تو وسط ترمینال یه دختر تنهایی بودم که کلی ادم با قیافه هایی متفاوت از من(چون حدود ۱۰۰۰ و خورده ای کیلومتر از شهرم دور بودم) دورم جم شده بودن و هی میگفتن خانوم کجا میخوای بری!! تو اون لحظه فقط میگفتم خدایا فقط تو. بعد یهو از بین اون جمعیت که حتی نمیدونستم باید به کدومشون اعتماد کنم، یه مردی اومد که یه قیافه مهربونی داشت و حسم بهش خوب بود. گفت که دخترم کجا میخوای بری و منم مقصدمو بهش گفتم. بعد سری منو برد نزدیک دفترش و حتی برای اینکه من ارامش داشته باشم داخل دفترش هم نبرد که یه وقت نترسم! و بهم شرایط و راننده ها رو توضیح داد و منم از همون مرده بلیط گرفتم. بعد اینکه حساب کردم بهم شمارشو داد و گفت حتما سیو کنم و خودشم شماره منو سیو کرد و گفت دیگه هیچوقت اینجا نیا و هر وقت خواستی برگردی شهرتون فقط زنگ بزنم و نیم ساعت قبل حرکت بیا که من بلیط رو بهت بدم و سری سوار بشی بری. اینجوری شد که من ۴ سال در کمال آرامش بلیط تهیه میکردم و برمیگشتم خونه. تمامی راننده هایی که داشتن بسیار چشم و دل پاک بودن و دلسوز و من خیلی با آرامش به شهرمون میرسیدم. تازه اون مرده اینقد مهربون بود که برای بقیه دوستام که بلیط میخواستن هم بهشون میگفتم و بقیه دوستامم خیالشون راحت بود. اینقد این پروسه برای من راحت بود که بعدا فهمیدم بعضی از دوستام به چه مشقتی بلیط تهیه میکردن و تازه چقد تو راه اذیت شده بودن. چون اون شهر واقعا دور بود و فقط یه روزای خاصی حرکت داشتن. یادمه یه بار تو راه راننده اونا رو پیاده کرده بوده و اینا از اون به بعد اینقد استرسش رو داشتن و حتی وقتی من میگفتم بیاین به این ادم بگین، فک میکردن اون ادم بدیه و من باهاش در ارتباط خاصی هستم، تا این حد!!! در صورتی که ایشون اینقد مرد شریف و مهربون و بی منتی بودن که حد نداشت. بقیه دوستای دیگه ای هم که از طریق من بلیط میگرفتن هم تایید میکردن. از اون موقع فهمیدم باید بیشتر به خدا توکل کنم و توکلم رو به خیلی چیزای دیگه گسترش بدم. من بیشترین شرکم راجب پول بود و مثل اکثر ادمای دیگه فک میکردم وقتی یکی کمکی بهم کرد دیگه بنده اونم و بی چون و چرا باید به حرفش عمل کنم! یا آدمای موفق رو مثل پلی میدونستم که اگه به یکیشون برخورد کردم باید بچسبم بهشون و هی ازشون بخوام برام کار پیدا کنن و… همیشه فک میکردم وقتی با دوستایی که خودشون به ثروت رسیدن، بگردم، میتونم منم یه ذره ثروت کسب کنم بخاطر اعتبارشون. بلکه جایی منو معرفی کنن و برم سرکار!! اینقد از این شرک ها داشتم که تو همشون هم به خار ترین حالت تحقیر میشدم. ولی بعدا فهمیدم باید به درونم و خدای خودم اعتماد کنم. وقتی دست از التماس کردن برداشتم خداوند درهایی از نعمت بهم نشون داد و من تو یه ارامش مالی بودم که هنوزم مزه شیرین اون روزا تو ذهمنم هست. یادمه اگه میدیدم اوضاع داره خراب میشه به خودم میگفتم، تو تلاشتو کردی و این نشونس که بری دنبال یه راه دیگه اونم خدا بهم نشون میده. و خیلی سری نشونه ها میومدن و من به راحتی میرفتم و باز خوب پول در میاوردم. یادمه اونموقع ها دوست داشتم حداقل هزینه خرید کتابای داخل سایت رو بتونم جور کنم که نه تنها اونا جور شد، تونستم خیلی از مایحتاجای خودم رو در کمال آزادی و آرامش بدست بیارم

    یا چقد رو پدر و مادرم حساب میکردم و به خاطر اینکه هیچوقت راضیم نمیکردن، باهاشون دعوا میکردم و همش پشت سرشون پیش این و اون غیبت میکردم!!! ولی الان که رو خودم کار کردم سعی میکنم همیش هر روز به خودم یاداوری کنم که من بنده خدا هستم و هر نیازی داشته باشم باید از خودش بخوام. بخوام تو این دنیا و اون دنیا موفق وشاد زندگی کنم باید از همین الانی که هستم شرو کنم.تمام خواسته های ریز و درشت رو از خدا بخواد و همیشه و همیشه سپاسگذار تمام چیزهای زندگیم از کوچک به بزرک باشم. و این راه رستگاریه. بخوام بی برو برگرد یه فرد بهشتی و بنده مخلص خدا باشم باید بتونم میزان ایمان و توکلم به خدا رو زیاد کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    علی بیگلویی گفته:
    مدت عضویت: 3301 روز

    با سلام خدمت همه دوستان و خانواده صمیمی استاد عباس منش نمیدونم از کجا شروع کنم همین الان که این مطالب رو مینویسم اشک هایم امان نمیده تا بتونم مطالب و تجربه هایی رو که داشتم بنویسم ولی از اینجا شروع میکنم که من سیزده سال در یکی از شرکتهای قوی و توانمند در ساخت و راه اندازی نیروگاه های کشور فعالیت دارم اگه نام من رو توی کل گروه بنویسید به عنوان علی سیزده معروف بودم به طوری که اتفاق های نادری برایم پیش میامد که در ذهن هیچکس نمی گنجید تا جایی که هر لحظه مدیر های شرکت از سپردن کار و مسولیت به من میترسیدند که شایدباز دچار حادثه با بد بیاری بشم حتی زمانی که من رو به ماموریت میفرستادند کار رو به نحو احسنت انجام میدادم ولی آخر کار یه برنامه ای پیش میامد و تمام زحمتهایی که کشیده بودم از بین میرفت و به چشم هم نمی آمد من از قبل از سن بلوغ چون در خانواده مذهبی بودم و پدرم هم نظامی بود دنیا رو و هدف ها رو توی نماز خواندن و روزه گرفتن و نماز جمعه رفتن به طور کل مثل عموم مردم رفتار کردن میدیدم من تا مهرماه 95 نماز و روزه ام قضا نمیشد ولی هر چی پدرم و خودم تلاش میکریم وضعیت مادی خوبی نداشتیم من متاهل بودم و هر چه تلاش میکردم ثمری نداشت پیش خودم گفتم که از دوران کودکی که من تا الان رشد کردم آزارم به کسی که نرسیده و تمام اعمال مذهبی رو هم که انجام میدم پس کجای کارم عیب داره که مثل دیگران در کارم و زندگیم موفق نمیشم کلا از زندگیم نا امید شده بودم و دیگر میلی به اعمال نماز و روزه مسایل مذهبی نداشتم و دلیل این همه بد بیاری و روزهای سخت رو نداشتم کلا در محیط خانواده و شرکت از چشم افتاده بودم دیگه از ثابت کردن توانایی های خودم در محیط کار و قسمت های مختلف شرکت خسته شده بودم تا اینکه چند ماهی دنبال دلیل این همه مصیبت میگشتم به طوری که توی آخرین ماموریتم در کنگان راننده خوابش برد و ماشین از جاده خارج شد و همه همکار ها به جز من آسیب جدی نخایی و شکستگی پیدا کردند و من با اون شرایط که از این حادثه جون سالم به در برده بودم گفتم که این زنده بودنم حتما دلیل خاصی داره ولی مدیرهای من همچین نظری نداشتند چون من رو عامل تمام حوادث شرکت میدونستند دلیلش هم افکار و وسواسی های ذهنی خودم بود تا اینکه در دی ماه 95 به صورت تصادفی با یکی از همکار های شرکتم درد ودل کردم اونم یکی از فایلهای رایگان استاد عزیزم رو با یک فایل چگونه فکر خدا رو بخونیم به من داد من زیاد اعتنا نکردم ولی فایل رو توی گوشی موبایلم و لب تاب ذخیره کردم وتا یکی دو ماهی بابت این مسایل با هم گفتگو میکردیم تا اینکه یه روز تصادفی پیگیر حرف های همکارم که به طور عمیقی در دلم نفوذ کرده بود شدم به طوری که آخر وقت اداری به خانمم زنگ زدم گفتم امشب بچه رو سرگرم کن که به من وحی شده تا این مطلب رو که چگونه فکر خدا رو بخونیم تا امشب تمام کنم حتی شام نخوردم یه حس عجیب و اشتیاقی داشتم که چیزی جلو دارم نبود خانمم که از حال و هوای من متعجب شده بود و تا به حال من رو اینجوری ندیده بود به طوری که در هنگام خواندن مطالب طوری اشک از چشمام سرازیر میشد و طوری عرق میکردم که از فرط هیجان به صورت سجده روی زمین افتاده بودم بعد از خوندن مطالب طوری گریه میکردم که خانمم ترسیده بود فکر میکرد من روانی شدم بعد از چند روز با استفاده از فایل های رایگان استاد عزیزم که در راه و و زمان استراحت یا حتی میتوانم بگویم در 24 ساعت شبانه روز فایل ها رو گوش میدادم به طوری که صدای هیچکس به جز استاد رو نمیشنیدم در عرض چند ماه چنان تغییری کردم هم از لحاظ در آمد و هم از لحاظ موقعیت کاری به طوری که الان در سن 38 سالگی یکی ازبهترین سوپر وایزر های توربین های گازی در کل ایران شدم به طوری که در عرض چند ماه رکورد دار بالاترین پیشنهاد در زمینه کاری و سود دهی در شرکت شدم ایده ها به طوری به ذهنم میرسید که توان نوشتن رو از من میگرفت خانمم یه جوری شوکه شده بود که این همه تغییر در شش ماه رو از معجزه بالاتر میدید به طوری که اونم شیفته حرف های استاد عزیزم شد که الان دو تایی با هم این راه و این زندگی دلچسب و زیبا رو با هم ادامه میدیم من طوری از همکارانم سبقت گرفتم که هنوز هم باورشون نمیشه که علی 13 چه اتفاقی برایش افتاده که همه شرکت پیگیر این موضوع شدند که چطور تمام آبگرید های نیروگاههای گازی رو بدون دردسر و تنش و با بهترین کیفیت ممکن به اتمام میرسونه در آمدم از ماهی دو میلیون و پانصد به نه میلیون در ماه رسیده احساس آرامش مطلقی که در درون خودم و زندگیم سرازیر شده به طوری که هر لحظه قوانین مطلق الهی رو تایید و شکر گذاری میکنم بابت این همه نعمت و زیبایی و افرادی که پیوسته در کنارم هستند و تمام لحظات زندگیم من غرق در شادی و نشاط است تمام کارهایم به نحوی جفت و جور میشه که خودم هم متعجب و شگفت زده میشم هر روز یه تغییر و یه رویداد تازه برام پیش میاد به حدی انرژی دارم که با بهترین ورزشکار ها هم توان مقابله دارم هر روز ورودی های ذهنم رو کنترل میکنم احساسم در بهترین ارتفاع ممکن… در حال اوج گیری اینقدر انرژی پیدا کردم که بعضی وقتها میترسم قلبم از کار بیفته و همه اینها رو مدیون استادی هستم که تمام وقت و زندگی رو وقف این کار کردند که دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن و کمک به دیگران در پیدا کردن مسیر خوشبختی و شادی و سپاس گذاری واقعی و توحید مطلق ودوری جستن از شرک به طوری که وقتی به گذشته خودم بر میگردم میبینم که در هر لحظه چقدر درگیر شرک و خود پرستی بودم خدایا بابت این هدایت بابت این رستگاری از تو سپاسگذارم استاد عزیزم ممنونم بابت این همه مطالب و تجربه های مفیدی که.به صورت رایگان در اختیار عموم قرار دادید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      طیبه مرادی گفته:
      مدت عضویت: 3227 روز

      سلام دوست عزیز

      نوشتن تجربیات و خوندن سرگذشت شما چه پندهایی دا ره که من به خودم یاد آوری میکنم ببین خدا با ماست ما او را فراموش میکنیم ….

      ببین او مشتاق تر ازهمه برای ما برای سعادت ما ست ما حتی یه قدم هم بر نمیداریم که وعده ها اشتیاقش را بیینیم برای هدایت و سعادت .

      عالیییییی بود چقدر خوب نوشتین و چقدر عالی که همسرتان هم کنارتا ن در این مسیر حرکت میکند …خدایا هزاران بار سپاسگزارم که مرا به دریایی از آگاهی ها و دوستان الهی و یکتا پرست وصل کردی .

      هرکجا هستید خانه دلتان با نور خدا همیشه روشن وروشن باد..

      شااد و خوشبخت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      اندیشه افشین گفته:
      مدت عضویت: 3175 روز

      سلام آقای بیگلویی عزیز ، احسنت بر شما و استادی که چنین ذهن شما را بیدار میکنه ، بعد از 291روز حضور تنها یک دیدگاه گذاشتید اونم عجب دیدگاهی ، آفرین ، لذت بردم ، ان شاءالله همواره موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    اسما نظریان گفته:
    مدت عضویت: 1324 روز

    استاد ارزشمندم سلام!

    استاد … نمیدونم واقعا چه کلمه ایی رو بیان کنم که وصف حالم باشه هیچ وقت این حال رو نداشتم استاد هیچ وقتتت واقعا… میدونین من 2 ساله دارم روی خودم کار میکنم و هیچ وقت مثل امروز و مثل این فایل منو متحول نکرده بود…

    واااای خدا… اصن نمیدونم چی بگم واقعا من الان استاد دقیقا جایی از زندگیم قرار دارم ک غیر از هدا انگار هیچ کس و ندارم… حدود 4 یا 6 روز پیش بود استاد با یکی از دوستانم که توی دوره های شما هم هست و با هم همفرکانسیم کلی صبت کردم کلی از این که ناامیدم از آدما از همه ناامیدم و واقعا حال خوبی نداشتم ! و این هم بگم هر موقع حالم بد بشه هیچ وقت کفر نمیگم یا نمیگم خدا فراموشم کرده ! نه٫ قطعا راه من درست نبوده یا روی کسی غیر از خدا حساب باز کردم که شده این…! استاد من حدود همون 6 روز پیش به خودم عهد دادم و تعهد محکمی بستم که دو روز فقط صبر کنم و غر نزنم .. گیر ندم و… باز روز دوم بیام همین کار کنم یعنی برای منی ک هی خارج میشدم از مسیر گفتم بیا تعهد و دو روز دو روز بزاریم که بشه کنترلش کرد…! و از خدا این دفعه خواستم که کمکم کنه و هیچ کسی دیگه حساب باز نکردم نگاهی ب دیت هیچ کس ننداختم

    بزارین یه فلش بک بریم به چند روز قبل از این 6 روزی ک گفتم !

    جدایی از پارتنرم… خیلی ها از ثروت گفتن ولی من روابطم میگم که همیشه پاشنه اشیل من بوده… من یع رابطه ب شدت عالی و قوی داشتم استاد اولاش

    یعنی حس میکردم بهتر از این ادم نیست … چون کار کرده بودم رو خودم و همچین رابطه عالی رو جذب کردم !

    این شخص تموم چیزایی ک میخواستم و داشت از خودش طرز فکرش خونوادع حتی اسم و … ولی رفته رفته بعد از گذشت 1 سال من متوجه این شدم که دارم دچار شرک میشم استاد ! نمیدونم چرا ولی همچین حسی داشتم ! و فهمیدم این اولش مشکل از عزت نفسم و بعدشم شخصیتم و بعد شرک!

    گفتم اگر من با خودم و خدا رابطه عالی داشتم این اتفاق نمیوفتاد

    بعد اینم بگم درسته من رو خودم کار میکردم ولی هنوز اونحوری ک باید روی فایل های شما تمرکزی نبودم… در حد خیلی کم چون من اولش با شخصی ک خودش تدریس میکرد راجب قانون آشنا شدم و بعد شما … و من هیچ وقت این آگاهی هایی رو راجب خدا نداشتم و هیچ وقت فکر نمیکردم همه چیز خداست ! و فکر میکردم در حد کمک فقط خدا هست یا موقع ناراحتی بعد استاد اتفاقی که افتاد

    من دقیقا روزی که این حس بهم دست داد! فایل توحید عملی 1 رو گوش میدادم و گفتم ««اسما یه زنگ خطر داره تو ذهنت صدا میده»»

    و ای دل غافل بلههه من متوجه شدم در رابطع با پارتنرم دچار شرک شدم و استاد اون شخص رو کلا گذاشتم کنار و اولش حس بدی داشتم که نه ول نکن بعد این همه کار کردن این بهترین رابطه بود فلان بود

    بعد انگار یه چیز دوباره حرف میزد ک میخوایی رو این حساب باز کنی؟ میخوایی از ایشون عشق گدایی کنی؟ میخوایی دستت حلو ایشون دراز کنی؟

    پس این همه من کار نیکنم میکنم رو خودم حرف اضافست؟

    بهد جالبه اتفاقی که میوفتاد این که رابطه من روز ب روز از هر جهت بی خس و بی عشق تر میشد روز ب روز من در رابطع با اون شخص دلسرد تر میشدم یا اون شخص کلا رفتارش عوض شده بود و انفاقا خوبی نمیوفتاد و خودم حس میکردم ی چیزی این وسط داره ریپ میزنه و من متوجه نمیشم

    و با قاطعیت تمام اونو گذاشتم کنار استاد گفتم این اشتباه من بایددددد اول این موضوع رو درسش کنم در خودم اول باید شخصیتم رو تغییر بدم و بیشتر ب خدا نزدیک شم و اگر کسی تو زندگی من اومد و عشقی بهم داد حالا ب عنوان پارتنر اونو خدا ندونم و بگم دیگ تموم خدا داده پس باید سجده کنم براش ( البته من در این حد نبودم و قبل از اون موضوع ک ببشتر شرک دچار شم ترک کردم) پس باید اول خدا رو بزرگ کنم و بگم هر عشقی هر روابطی هر آدمی اصن هر پولی میاد تو و فکرت درسش نمیکنی بلکه خدا داره برا ت میاره و الا تو هیچ قدرتی نداری در برابر خدا ! پس ب خودت و رابطه ات مغرور نشو ک من کردم من ب وجود آوردم نه!

    و این روزا اصلا با خدا با مفاهیم قرآن با ی چیزایی دارم رو به رو میشم استاد که اصلا بابت از دست دادن رابطم ناراحت نیستم و این برام حیلی رشد و پیشرفت شاید خیلی ها ناراحت بودن تو این تایم یا میگفتن رابطه ب این خوبی چرا …!؟

    ولی من گفتم حتی همون رابطه هم خداست

    هر بار رو هر کی غیر از خدا عمل کردی نتیجه میشه همین …

    و از خدا بابت این موضوع و حتی بابت شما تشکر میکنم

    و الان استاد ی جوری حالم تغییر کرده

    انگار نگران هیچی نیستم استاد

    نگران پول

    ثروت

    رابطه آدما

    ایندم

    شغلم

    هیچیییییییییییی

    بعد جالبه تو مسیر بودم و از خدا میخواستم آرومم کنه و ذهنم اروم کنه

    استاد نمیدوتم چی بگم

    من الان جوری ذهنن آرومه جوری در لحظه هستم ک میخوام گریه کنم از این بابت استاد هیچ وقت فکرش نمیکردم انقد ذهنم آروم باشه استاد هیچ وقت

    واقعا ب خودم افتخار نیکنم ک اولش ب خدا اعتماد کرد بعدم ب خودم

    استاد مهربونم عاشقتم و بابت این فایل که نمیشع گفت

    این دوره عالی واقعا ک هزار درصد ارزش داره تشکر میکنم

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 739 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    روزشمارتحول زندگی من جلسه 34

    چقدر فایل هایی که در رابطه با توحید گفته شده رو من دوست دارم و چقدر احساس خوبی به من میاه وقتی هر بار این مباحث تکرار میشه که یادم باشه فقط قدرت رو به خداوند بدم‌ و انسان هایی که وارد زندگیم میشن‌رو دستی از دستان بینهایت خداوند بدونم و روی هیچکس حتی خودم هم حساب نکنم و فقط روی خداوند حساب کنم.

    از کجا بگم از اونجایی که قدرت رو دادم‌ به خداوند و گفتم میخوام مهاجرت کنم و اون من رو هدایت کرد و به راحتی مهاجرت کردم.

    از اونجایی بگم که تحدید شدم توسط یکی از نزدیکان که میخواد آبروی من‌ رو ببره و گفتم هر کاری که از دستت بر میاد بکن خداوند پشت منه و فرداش ازم معذرت خواهی کرد.

    از اونجایی بگم که خواستم کسب و کارم رو جمع کنم و بیام تهران گفتم خدایا کمکم و هدایتم کن و دستان بینهایتش رو فرستاد برام و کل اجناس مغازه رو توی یک روز فروختم.

    از اونجایی بگم که خواستم مواد رو ترک کنم و هیچکس نبود هیچکس هیچکس نبود و از خدا کمک خواستم و کمکم کرد و هدایتم کرد و آرامش رو در قلبم ایجاد کرد و به راحتی تونستم مواد رو کنار بزارم.

    از اونجایی بگم که وقتی رفتم خدمت کل فک و فامیل گفتن ما آشنا داریم میندازیمت توی شهر خودت و وقتی دیدم نتونستن کاری بکنن و کشیدن کنار گفتم خدایا تو خودت برام شرایط رو فراهم کن هرجا ام افتادم مهم نیست و افتادم توی یکی از بهترین پادگان های شهر خودم.

    از اونجایی بگم که میخواستم کسب و کار خودم رو راه بندازم و فقط ایده داشتم و با توکل به خدا از کارم استفا دادم و جوری برام چید که با همون مبلغ پولی که داشتم تونستم مغازه بگیرم و جنسوهم بیارم و یک سال کار کنم.

    از اونجایی بگم که جواز پوشاک نداشتم و یکی از نزدیکان رفته بود زیرآب من رو زده بود و گفته بود که من بدون جواز دارم کار میکنم و من توکل کردم به خدا و بدون اینکه برم اونجا صاحب ملکم خودش رفت و برام کارهارو انجام داد و هیچکس نیومد که مغازه من رو ببنده.

    از کجا بگم

    من انسان توحیدی کاملی نیستم و نخواهم بود چون پیامبرشم نبوده اما تمام سعیم رو میکنم که توحیدی عمل کنم که روی حرف کسی حساب نکنم

    و قدرت رو فقط و به خداوند بدم و فقط روی خداوند حساب باز کنم.

    به این فایل نیاز داشتم توی شرایطی ام که باید توحیدی عمل کنم و میکنم.

    عاشقتونم

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    سپیده رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1424 روز

    روز سی و‌چهارم از سفرنامه من؛

    با خدا باش پادشاهی کن

    بی خدا باش هرچه خواهی کن

    سال اول مهاجرتمون بود (تقریبا پنج سال پیش) که کلی دنبال کار گشتیم ولی جایی رو پیدا نکردیم و قبولمون نمیکردن چون زبان بلد نبودیم و ماهم کم‌کم نگران خرج و مخارج و اجاره خونه شده بودیم…

    تو سالن ورزشی مجتمعی که زندگی میکردیم با چند نفر دوست شده بودیم، و یه روز که حرف کار و پول شد بهمون گفتن ما پولمونو سرمایه گزاری کردیم تو یه شرکت کانادایی و هر ماه سودشو میگیریمو خرج میکنیم، خیلی عالیه و اصلا نیازی به سرکار رفتن هم نیست دیگه…

    و از اونجایی که ما داشتیم میدیدیم که چقدر ریخت و‌پاش هر روزشون زیاده و همش گردش و تفریح و بهترین لباسهای برند و … بدون هیچ بررسی و تحقیق اضافی وسوسه شدیمو هرچی سرمایه خودمون داشتیم گذاشتیم هیییییچ، از دخترعمم تو ایران هم قرض کردم و بهش گفتم ماهانه سودشو بهت میدم…

    فکر میکنم بتونین حدس بزنین که چی بود و چی شد؟!؟

    ما به جای توکل به خدا و پرس و‌جوی بیشتر برای پیدا کردن کار مناسب ،به غیر خدا اعتماد کردیم و دارو ندارمونو دادیم و به یک ماه نرسیده شرکت و سایت و همه چیز رفت رو هوا ( یک ترفند پونزی دیگه که ما فریبشو خوردیم) …

    فکرشو کنید تو یک کشور غریب، کل سرمایت بره رو هوا هیچ، مقروض هم شده باشی…

    منو همسرم دیگه خواب و خوراک نداشتیم، از فرداش دوباره شروع کردیم گشتن دنبال کار ولی این بار با توکل کامل به خودش و خواستن نشانه ها و هدایتش، و چه قشنگ تو دومین روز هدایتمون کرد به رستورانی که از قضا نیروی کارشون رفته بود و یه نیرو جدید میخواستن و منو پذیرفتن، و گفت از فردا بیا شروع کن…

    یک هفته بعدش به همون رییسم گفتم که همسرم هم بیکاره میشه از دوستاتون بپرسین اگه کسی نیرو‌میخواد بیاد براش کار کنه، و همون روز جویا شد و گفت زنگ بزن بیاد حرف بزنه ببینیم چی میشه…

    همسرم هم تونست اون کارو بگیره و شاید باورتون نشه که اصلا نمیدونم چجوری تو کمتر از دوماه تونستیم با حقوق کارگری ناچیز قرض دخترعممو بدیم، خورد و‌خوراک و هزینه های زندگی خودمون هم اکی بود و حتی تونستیم کمی پس انداز کنیم و زندگیمون افتاد رو غلطک معمولش، فقط و فقط با توکل و ایمان و درخواست از خدا و بس…

    و الان بعد از گذشت پنج سال، به لطف خدای مهربونم من بیزینس آنلاین خودمو دارم و همسرم هم مدیر انبار همون فروشگاه شده، و شرایط زندگیمون خیلی عالی شده و خورد و‌خوراک و گردش و تفریح و لباسهای برندو مسافرت هم سر جاشه خداروشکر، چون تکاملمون رو طی کردیم و یاد گرفتیم غیر خدا از هیچ کس یاری نخوایم، خودش اگه صلاح بدونه دستانش رو برای کمک میفرسته…

    ایاک نعبدو و ایاک نستعین …

    (تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم معبود بی همتای من)

    در پناه الله یکتا و بی همتا شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند باشین…

    یا حق…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  7. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2045 روز

    سلام و درود به استاد عزیز و خانم شایسته محترم و دوستان هم فرکانسی.

    ایَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    خدایا تنها تورو میپرستم، تنها به تو تکیه میکنم و فقط روی تو حساب میکنم، از تو کمک میخوام ،از تو توقع دارم

    هرچیزیو که بخوام اول از تو میخوام.

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ

    غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّین

    خدایا مارو به راه راست هدایت کن به راه کسایی که بهشون نعمت دادی، سلامتی و ثروث و فراوانی دادی، نه راه کسایی که بهشون غضب کردس و گمراه شدن.

    خدایا همیشه در هر لحظه هدایتم کن به مسیر درست ، هرجا که اشتباهی کردم گیج شدم از مسیر خارج شدم خودت منو برگردون.

    قبل از هرچیزی بگم واقعا عاشق کامنت نوشتنم چون توی این حین انگار دارم با خدا حرف میزنم و اونم داره باهام حرف میزنه خیلی حالمو خوب میکنه بهم ایده میده یه سری چیزا رو بهم یادآوری میکنه و تمرین بسیار عالی هستش برای تکرار چیزایی که یاد میگیریم.

    درک من و نکات این فایل:

    «شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است»

    این یعنی ما ادما خیلی وقتا داریم شرک میورزسم درصورتی که اصلا متوجهش نیستیم و قطعا همیشه توی این مسیر اشتباهاتی رو انجام میدیم ذاتا انسان خطا کار و فراموش کاره پس این اشتباهات برای همه هستند چه کم چه زیاد در نتیجه هیچکدوم بی عیب و ایراد نیستیم. اما کاری که باید انجام بدیم اینکه سعی کنیم، تلاش کنیم توحید واقعی رو توی زندگی مون اجرا کنیم.

    مدام به خودمون یادآوری کنیم که مسیرمونو گم نکنیم.

    وقتی آدم یاد بگیره به خداوند توکل کنه و روی غیر از خدا حساب نکنه شرک کمتری میورزه و آسیب کمتری میبینه.

    وقتی ادما خداوندی که منبع خیر،قدرت، رزق، برکت، علم و … رو فراموش میکنند و آدم هایی که سمت های شغلی بالا یا پولدار و ثروتمند رو توی چشم خودشون بزرگ میکنن حتماااا متضرر خواهند شد.

    یاد بگیرید روی آدم ها حساب نکنید،بابتمحبت و معرفتشون تشکر کنید ازشون اما اون موهبت رو دستی از طرف خداوند به سمت توست که از طریق اون شخص داره بهت محبت میکنه و در حقیقت باید سپاسگزار خداوند باشیم نه آدما.

    « وقتی روی فردی حساب میکنید اون فرد کاملا تغییر خواهد کرد» دقیقا من اینو بار ها و بار ها به چشمم دیدم.

    وقتی روی هرچیزی غیر از خداوند حساب میکنید دارید شرک میورزید.وقتی که احساس میکنم کس دیگه ای غیر از خداوند میتونه مشکلمو حل کنه دارم شرک میورزم.

    همین اول بگم خودتو گول نزن و با کلامات بازی نکن.

    درخواست کردن از کسی با حساب باز کردن روی اون طرف خیلی فرق داره و حواست باشه که این موضوع خیلی درونی خودت خبر داری و خدای خودت پس خودتو گول نزن.

    خداوند با کلامت کاری نداره اون ندای قلبیتو میشنوه.

    یعنی این خود ما هستیم که کاملا میفهمیم وقتی از کسی درخواستی داریم فقط درخواست داریم و توکلمون به خداست یا روی اون آدم حساب باز کردیم.

    اگر درخواست کردید و فکر میکنید که فقط اون آدمه که میتونه مشکلتونو حل کنه که دارید شرک میورزید اما اگر توکلتون به خداست و درخواست کردید و جواب رد شنیدید، امیدتونو از دست نمیدید ،تشکر میکنید و با خودتون میگید که این اون دستی نبود که خدا بوسیله اون بخواد مشکلمو حل کنه و ایده میاد هدایت میشد به نفر بعدی و اگر بازم جواب رد بود بازم همین روند رو تکرار میکنید و باور دارید که خدا مشکلتونو حل خواهد کرد و هیچ اشکالی نداره این نشد از دست کس دیگه ای باید بگیرمش.

    ما توی زندگی مون با آدما کار میکنیم و تعامل داریم این کاملا طبیعیه اما مهمه که فقط روی خداوند حساب کنیم حتی وقتی داریم از کسی درخواست میکنیم توکلمون باید به خدا باشهو پروردگار و رب جهانیان رو بپرستیم.

    کسی که روی خدا حساب کنه روی آدما حساب نمیکنه.

    وقتی به خداوند توکل داشته باشید جواب رد بگیرید بهم نمیریزید، ناامید نمیشید و به خودتون میگید این دست خداوند نبود و خدا با دست دیگه ای خواسته مو به من میده چون من روی خدا حساب کردم نه آدما پس باور دارم 100٪ خداوند اون خواسته رو به من میده.

    هروقت دیدید یکی داره یار جمع میکنه مثلا هواداران تیم فلان یا طرفدارای فلان خوانندهو… اونی که داره ازین هوادار و طرفدار استفاده میکنه داره تکیه میکنه به اون ادما.فکر میکنن به وسیله اون هوادار ها میتونن جایگاهشونو حفظ کنن اما:

    «در تمام موارد که شما روی فرد یا گروهی( هرچیزی به غیر از خداوند) حساب میکنید از همون، ضربه خواهید خورد»

    مثلا هر تیمی هوادارای خودشو داره این طبیعیه اما اینکه با تکیه بر اونا بخوای به هدف خاصی برسی اصلا شیوه خوبی نیست و تو از همون سمت ضرر میکنی دقیقا.

    وقتی توکلت به خدا باشه:

    در هایی رو برات باز میکنه، موقعیت ها و فرصت هایی رو برات میسازه، پیروزی هایی رو برات بوجود میاره… که هسچ آدمی روی زمین نمیتونه برات انجامش بده.

    خوش شانس بودن سا بدشانس بود عامل انجام شدن یا نشدن کارای ما نیست،افکار و باور های ما هستن که اتفاقات و رقم میزنند.

    وقتی به خداوند تکیه میکنی، همه چیز بر وفق مرادت پیش میره،بد شانسی نمیاری و خداوند تورو از فرش به عرش میبره.

    اما اگر تکیه تو از خداوند برداری و روی کس یا چیز دیگه ای بذاری دقیقا از همون ضربه میخوری.

    با خدا باش و پادشاهی کن، بی خدا باش و هرچه خواهی کن.

    همیشه به خودتون یاداوری کنید که اگر روی غیر خدا حساب کنید متضرر میشید و آسیب میبیند.

    روی خانواده پدر مادر رییس فلا کار خونه قدرت های نظامی ، سیاسی ، حتیییی روی خودتووون حساب نکنید،

    روی سر منشا قدرت حساب کنید.

    باور و ایمانتونو به خداوند تقویت کنید تا در های موفقیت به روتون باز بشه و موقعیت ها براتون ایجاد میشه ، رزق وارد زندگی تون میشه.

    به خداوند به قدرتش باور قلب داشته باشید ادا در نیارید فیلم بازی نکنید خودتونو گول نزنید.

    باور کنید وقتی که شما به خداوند باور قلبی داشته باشید در تمام زمینه های زندگی تون ، به اندازه ای که باورش دارید به شما پاسخ خواهد داد.

    َبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً

    وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً

    وَقِنَا عَذَابَ النَّار

    پروردگارا، به ما در دنیا نیکی عطا کن

    و در آخرت نیز نیکی عطا فرما

    و ما را از عذاب آتش (دوزخ) نگاه دار.

    نمیدونم چی بگم الان ، از آگاهی های این فایل مو به تنم سیخ شد یه حالت لرز گرفتم متعجبم

    واقعا ماها کوریم چیزی که نیاز داریم بغل دستمونه و ما سال ها به دنبالشیم و التماس اینو اون میکنیم.

    چقدر آدم یعنی من فراموشکارم که اینجوری اصل خودمو فراموش کردم و با یاد آوریش لرز به تنم میوفته!!!!

    خدایا یک چیز مهم همینجا ازت میخوام ،

    ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم

    خدایا هدایتم کن ، کمکم کن بتونم ازین آگاهی ها توی زندگی روزمره ام استفاده کنم،کمکم کن تبدیلشون کنم به عادت پله پله قدم به قدم هرجوری که خودت میدونی درست تره چون من هیچی نمیدونم اصلا خنگم فراموشکارم من ناتوانم من نیازمند به توام من فقیر به تو هستم.

    خدایا من تسلیم تو هستم.

    خدایا از صمیم قلبم برای این آگاهی ها، اینکه هدایتم میکنی به مسیر درست و پر از نعمت و فراوانی این که شرایط رو برام فراهم میکنی که بتونم روی خودم کار کنم و تمرین کنم، اینکه لذت میبرم از احساس نزدیک بودن به تو واقعاااا ازت سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    فخرالسادات حسنی عطار گفته:
    مدت عضویت: 1333 روز

    سلام یادمه توی زندگی مشترک خیلی روی شوهرسابقم حساب میکردم وفکرمیکردم فقط اون میتونه خرج ومخارج زندگی من وبچه هام رو بده عزت نفس نداشتم میترسیدم وهمش میگفتم اگه اون خرج زندگیمون رو نده من با یه بچه کوچیک چجوری میتونم برم سرکار،به شدت بهش وابسته بودم نه از نظر عاطفی بلکه از نظر گذروندن زندگی،تا اینکه یه روز به خودم اومدم دیدم من با بچه شش ماهه وپسرم ول کرد ورفت وما حتی نمیدونستیم کجاست زنده هست یا اتفاقی براش افتاده حتی گوشیشم خاموش کرده بود روزای خیلی بدی بود مستاجربودیم پول پیش خونمون بابت اجاره هایی که هرماه نداده بودیم رفت ومن موندم ودوتا بچه واسباب اثاثیه خونم صابخونه هم بعدازگذشت یکسال گفت سریعا خونه رو خالی کنیم منم چندوقتی مهلت گرفتم وبا بچه هام رفتم خونه مادرم که اونم اجاره ای بود صابخونه مادرم هم وقتی قضیه ماروفهمید گفت خونه رو به مادرم اجاره داده وباید زودتر دنبال خونه باشم توکلم به خدا بود مونده بودم چیکار کنم از خدا خواستم کمکم کنه وبه طور معجزه اسایی پول جورشد وتونستم خونه ای نزدیک مادرم اجاره کنم صابخونم مرد خیلی خوبی بود همه جوره باهام راه اومد والانم سه ساله اونجا ساکنم اگه به خدا اعتماد کنیم همه کارواسمون میکنه بعضی وقتا از مسیر خارج میشیم ولی باید سریع برگردیم وفقط از خودش بخوایم که کارها رو ردیف کنه خدایاشکرت که تورو دارم خدایاشکرت که هرلحظه درقلبمی ومنوهدایت حمایت وحفاظت میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 1963 روز

    بنام خدای مهربان وهابم

    سلام ب همگی عزیزانم

    روز23

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    این فایل نشانه ی امروز من بود

    و قبلا بارها گوشش داده بودم

    توحید، یکتاپرستی، رب

    چیزی ک تو قرآن بارها وبارها بهش اشاره شده چون اصله چون اساس

    چون مهم ترین فاکتور این انرژی قدرتمند هست ک کیهان و کل هستی و خلق کرده

    اینکه فقط روی خدا حساب کنم

    فقط از خدا و عظمتش بترسم خشیت داشته باشم

    فقط دلم ب این رب یکتا گرم باشه و

    فقط ب خودش امید داشته باشم

    اونم بهم پاداش میده

    منو اسان میکنه برای آسانی ها

    از فضل و رحمت بی انتهاش بهم میبخشه

    و همیشه بهم وعده ی فزونی و ثروت و مغفرت میده

    واین شیطانه ک وعده ی فقر و کمبود و بدبختی میده

    تو سوره ی انفال چنتا آیه هست ک قدرت ایمان و باور ب این نیرو رو نشون میده

    میگه 20مرد جنگی باایمان درمقابل 200مرد جنگی بی ایمان قدرت داره

    من سری اول این آیه رو تو کتاب رویاها یا چگونه فکر خداروبخونیم دیدم

    و اصلن شوکه شدم باورم نمیشد گفتم حتما اشتباه چاپیه

    چرا؟ چون وقتی اومدم قرآن و نگاه کردم دیدم نوشته 100نفر با ایمان رو 200نفر بی ایمان قدرت داره

    و دیگه گفتم حتما استاد اشتباه کرده

    دیروز و پریروز ک داشتم سوره انفال و میخوندم همون آیه رودیدم

    و ب عبارتی درمدار دریافت و درک بهتری قرار گرفته بودم خداروشکر و باور کردم و قلبم باز شد از قدرت و عظمت الله

    و متوجه شدم اونجا ک گفته اگه ضعف داشته باشید تو ایمان وباور خداوند

    100نفر رو200نفر جواب میده

    ولی اگه ایمان داشته باشید 100نفر رو1000نفر قدرت داره و پیروزه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت آگاهی هایی ک دریافت کردم

    امروز روز فوق العاده عالی بود برای من و خداروشکر در عمل تونستم از آگاهیام استفاده کنم و عالی نتیجه بگیرم خداروشکر

    امروز صبح خواهرم ساعت6ونیم یک پیام دریافت کرد اک فردا صبح ساعت 11صبح باید تهران باشی برای گزینش استخدامی

    و همه رو ب تکاپو انداخت ک باید برم تهران باید بلیط بگیرم و ب منم گفت همرام بیا (در اصل دومین مسافرت کاملا رایگان من ک آرزوم بود خخخخ)

    خلاصه داداشم رفت واسه بلیط قطار گفتن اصلا بلیط نیست

    و بلیط اتوبوس هم نگرفت اومد خونه

    من قبلادرخواستم و داده بودم و فرکانسشو فرستاده بودم ک با قطار میرم مسافرت خخخخ

    خلاصه ما باید امروز ساعت 4حرکت میکردیم ک7تهران باشیم

    تا ساعت 3خبری نشد از بلیط قطار

    خواهرم سپرده بود ک یکی از آشناهامون برامون بلیط کنسلی گیر بیاره ک همون شخص زنگ زد گفت شرمنده ام نتونستم بلیط گیر بیارم بهتره بلیط اتوبوس بگیری

    خواهرم دیگه مجبور شد زنگ زد برا بلیط اتوبوس ک گفتن اتوبوس پر شده خخخخ

    ولی جا ی نفر و داریم اونم 9شب حرکته 7صب میرسیم

    خواهرم گفت هرطور شده جا دوتامون و بکنید و کلی خواهش کرد

    من گفتم خدایا من از خودت میخوام ک برامون بلیط قطار جور کنی

    تویی ک داری کارها رو انجام میدی

    همه چی دست توعه

    هراتفاقی بیفته خیره شاید اصن بهتر باشه ک آجیم تنها بره و کلا دیگه رهاش کردم

    ساعت 12ونیم بود 1بود

    و من دیگه هنسفری و گذاشتم تو گوشم و فایل نشانه ی دیروزم و داشتم گوش میدادم ک خوابم گرفت تا ساعت 3

    و اون آشنامون تماس گرفت گفت 2تا بلیط کنسلی پیدا کردم براتون برو راه آهن تحویلش بگیر

    گفتم خدایا شکرت ک داری همه چی و مدیریت میکنی

    خلاصه در زمان مناسب هدایت شدیم ب بلیط وقطار و باورم قوی تر شد ک خدا هیچ وقت دیر نمیکنه الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بعد ک اومدیم تو کوپه 4نفره دوتا دیدیم ک دوتا اقا همسفرمون هستن

    خواهرم خیلی تلاش کرد ک جاب جا بشیم ولی کسی قبول نکرد

    من اولش ی کم معذب بودم

    بعد با خودم گفتم اینا هم بنده ی خدان

    مگه ن ک همه چی تحت سیطره ی خداونده و برگی بدون اذنش از درخت نمی افته

    و اینکه خداوند محافظ و نگهبان منه.

    خواهرم گفت زکیه بیا نوبتی بخوابیم وقتی ک اونا رفته بودن بیرون

    ک من خندیدم کلی ناراحت شد گفت کی میخوایی بزرگ بشی دوتا مرررد اینجاست

    نباید ب چشماتم اعتماد کنی تو این دوره

    الان اون بنده های خدا رو تخت بالایی خوابن و منم ک ساعت 8و نیم 9خوابیدم تازه بیدار شدم و, دیدم خواهرم هم خوابیده خخخخخ

    بلند شدم رفتم سرویس اونم تنها بدون هیچ ترسی خداروشکر و اومدم ک کامنت روز 23رو بنویسم

    و فایل گفتگو با دوستان و هم چندبار گوش دادم اونجا ک آقا وحید تولید کننده پوشاک از مسیرش گفت خییلی قلبم روشن شد وایمانم قوی تر ب ادامه مسیرم

    الهی صدهزار بارشکرت

    من ایمان دارم اتفاقات خوب تو راهه

    و دارم وارد مرحله ی جدیدی از زندگیم میشم خییلی امیدوارم

    و ایمان دارم خداوند مث همیشه هدایتم میکنه و تنهام نمیزاره

    تازه یکی از همسفرامون کلی گیلاس خوشمزه و ی زردآلوی خوشمزه بهم داد گفت هر کاری داشتی ب خودم بگین

    منم مث داداش شما راحت باشید منم مث شما لر هستم

    و اون یکی عربه اگه اذیت کرد کافیه بهم بگید گفتم خدایا تویی قدرتمند

    هیچ کس نمیتونه ب من آسیب بزنه قدرتش وندارع چون تویی حافظ و نگهبان من وازش تشکر کردم

    الهی شکرت بخاطر خواب راحتم و سکوت زیبای شب خیبلی دوسشدارم کلی از مسبر عکس وفیلم گرفتم

    الهی شکرت بابت این همه زیبایی و نعمت وفراوانی

    کوههای بسیار عظیم و باشکوه رنگارنگ

    صخره های بزرگ

    پل ها ی قشنگ

    رودخانه های جاری پربرکت

    شهرهایی ک تو راه میبینم چراغ های روشنشون نوید زندگی و جاری بودن حیات وانرژی هست

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    دیشب هدایت شدم ب کامنت قبلیم ک تو قطار نوشتم و کلی حسم عالی شد

    و امروز باز هدایت شدم ب این مسیر

    و سوت زیبای قطار ک میشنوم میگم زکیه قطار و جاده و مسافرت داره صدات میزنه

    ریل قطار بهمون نزدیکه وقتی رد میشه تو خونه حسش میکنیم وصداشو میشنویم

    و این نشون میده ب هرآنچه توجه کنی ب زندگیت دعوتش میکنی

    ابن نشون میده قانون داره جواب میده

    فرکانس وافکارم دارن زندگیم رو خلق میکنن اتفاقات و رقم میزنن

    پس من میتونم با ارسال فرکانس دلخواهم ب هرررر آنچه میخوام برسم

    خدااا خیببلی مشتاقه تا منو ب خواسته م برسونه وعاشق منه ومنم عاشقشمممم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت اوس کریم

    فردا روز فوق العاده ایی در پیش دارم

    مث امروز پراز خیر وبرکته برام

    خدایا اگه هدایتم نکنی من هیچم

    من هیییچم بی تو

    من بهت فقیرم و محتاج

    من ب هرخیری ازسمت شمافقیرم

    خداجونم تنها تورا بندگی میکنم

    و تنها از خودتم یاری میخوام

    منو ب راه راست هدایت کن

    راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی

    ن کسانی ک براونها غضب کردی

    خدایا ازت بی نهایت ممنونم بابت هدایتم ب ابن مسیر زیبای رویاییی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    عاشقتممممم

    زکیه لرستانی

    1382

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2750 روز

    به نام خدایی که از رگ‌گردن بهمون نزدیکتره….

    سلام به استاده جان و مریم جانم و تمام بچه های این سایت توحیدی

    همزمانی این فایل به اتفاقی که امروز من تجربه کردم برابری میکنه و دقیقا دست گزاشته روی توحید من

    که ببینه چقدر من توحید دارم

    و جقدر دارم روی خودم کار میکنم

    همین دیروز بود که تماسی به من شد

    یه پروژه ای بهم پیشنهاد شد که فوق العاده عالی هست و سود خیلی خیلی خوبی میتونم بدست بیارم…

    من با اون خانم دیروز هماهنگ کردم که تشریف بیارید سالنم تا باهم راجب این موضوع حضوری حرف بزنیم

    ایشون پشت تلفن و توی چت بهم گفتن

    هزینه ای که مد نظر شما هست چقدره به ما بگین

    منم گفتم بفرمایید حضوری باهم راجبش حرف میزنیم…..

    نشستم با خدای خودم حرف زدم و گفتم پروردگارا

    من لیاقتم خیلی بالاتر از چیزی هست که توی ذهنم هست و انسان ارزشمندی هستم

    من بی نهایت دختر شایسته ای برای دریافت نعمت هایت از راه های بسیار راحت و آسان هستم…

    به خدا گفتم

    خداوندا من میدونم که تو خیلی بزرگی و از بی نهایت دست میتونی به من بدی فقط این دستت نیست

    پس من جسارت و ایمانمو نشون میدم

    چون یاد گرفتم فقط گفتن و تکرار جملات تاکیدی نیست که فرکانس و مدار منو افزایش میده

    باید در عمل پیاده کرد

    من یاد گرفتم که لیاقتمو ارزشمو توی عمل نشون بدم حتی اگر میخواد کسی قبول نکنه

    و بگه مثلا زیاد میگیری یا هر چی‌..

    اما جهان من خدای من داره منو میبینه

    اعمال منو میبینه

    منی که دارم روزانه بارها و بارها فریاد میزنم که من انسان لایقی هستم

    پس قراره کی این لیاقت و نشون بدم

    چه زمانی این لیاقت و نشون بدم

    تصمیم گرفتم با جرئت و جسارت و ایمانی راسخ خودمو به خدای خودم نشون بدم

    و ارزش کارمو

    ارزش خودمو حداقل برای خودم ثابت کنم

    این شد که مبلغی که درونم میگفت و به خانم گفتم

    و همون موقع هزاران بار به خدا گفتم که فقط این دستت نیست

    از هزاران دست دیگه تو میتونی به من رزق و برکت و نعمت برسونی

    من ثروت و نعمت و برکت و از تو میخوام نه این خانم

    این خانم میتونه دستی باشه

    میتونه هم یکی دیگه باشه

    من ناراحت نمیشم

    من امیدوارم که تو از راه های دیگه به من میرسونه

    اما خوشحالم از اینکه لیاقتمو به جهان نشون دادم

    و ایمانم و دز عمل ثابت کردم

    با اینکه ذهنم میگفت شاید این مبلغی که میگی قبول نکنه اما قلبم میگفت من لیاقتشو دارم

    من شایسته این سرمایه گذاری روی خودم هستم

    چون ارزش من خیلی بالاس…

    از خودم راضی هستم که قدرت ندادم به اون خانم حتی اگر چنانچه یه درصد هم کنسل کنه

    بازم میگم خداوند از بی نهایت دستش میتونه به من برسونه

    اگه اینو فرستاده پس نشونه میتونه باشه برای دست های بعدی پروردگارم…

    عاشقتم استادم عااااشقتم که با جونو دل از توحید اینچوزی حرف میزنی

    خدای من شکرت برای وجودتون

    برای این آگاهی و برای این احساس لیاقت

    و ظرف وجودی که هر روز داره بزرگتر و بزرگتر میشه…

    من انتخاب می‌کنم ظرفم چقدر باشه

    پس‌من تصمیم میگیرم چه ظرفی برای خودم انتخاب کنم و خداوند هم به تصمیم من احترام میزاره و میگه هر جقدر تو بگی من بهت میدم

    بگی اندازه کاسه اندازه کاسه میدم

    بگی اندازه اقیانوس اندازه اقیانوس میدم

    پس‌من باید لیاقتمو ببرم بالا تا ظرفیتم بزرگ بشه..

    شکر شکر شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      علیرضا گفته:
      مدت عضویت: 2864 روز

      بنام خداوند مهربان و بخشنده

      سلام به دوست عزیزم، خانم کردی

      چقدر لذت بردم از اینکه توحید را در عمل نشان دادی و به خدا تکیه کردی و او را وکیل خودت قرار دادی. ترس نداشتی و این باور توحیدی و فراوانی که داشتی، اینکه گفتی: «من آن مبلغی که لیاقتش را دارم اعلام می‌کنم، اگر قبول کند خوشحال می‌شوم و آن را دستی از پروردگارم می‌دانم، و اگر قبول نکند، خداوند بی‌نهایت دست دارد.»

      اگر بتوانیم در عمل و رفتارمان اینگونه باشیم، خداوند همه چیز را به ما می‌دهد. فقط کافی است خدا را کافی بدانیم، چون وقتی دیگران را کافی می‌پنداریم (الی الله)، می‌بینیم چقدر ضربه می‌خوریم، چون دستمان در دست خدا نبوده است.

      امیدوارم هر کجا که هستی، روی دوش خداوند به جلو حرکت کنی و به هر آنچه می‌خواهی برسی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: