توحید عملی | قسمت ۲ - صفحه 76 (به ترتیب امتیاز)

1138 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    درخشان گفته:
    مدت عضویت: 3392 روز

    یه سلام بلند به همگی..?????

    خوشحالم‌ و ذوق زده در این سفر ..محشره ..?

    سعی میکنم جا نمونم ،بدو بدو دارم دنبالتون میام..???

    امشب?? ماه کامل هستش و یه ستاره میبینم از پنجره اتاقم که داره برق میزنه،

    حس کردم بیام و جملاتی که از سفر ۳۴ام خیلی برام تاثیر گذار بود ،براتون بگم.

    جملاتی که جرقه می خورد در ذهنم، که آررره آره خودشه همینه.. و منم یادداشت میکردم و پر و بال میدادم بهش.. و احساسم می‌رفت اون بالا ها اونجا که پر از خنده های از ته قلبه اونجاها که در لحظه بودنه و..

    ⁦⁩ما اتفاقاتی رو تجربه میکنیم که منشأ اونها باورهای خودمونه..

    توحیدی ترین جمله اینه که ما خالق اتفاقات زندگیمون هستیم..

    خلق اتفاق زندگی ..چه‌جوری ؟ با در لحظه بودن ،دیدن زیبایی ها ، سپاس گزاری از خدای یکتا.

    اینطوری در هر لحظه فرکانس می‌فرستیم .. اما اینا باید تشدید بشه تا نتیجه بیاد ..وقتی تشدید بشه میشه باور .. و اینجاست که

    ⁦⁩ تا تغییری در باور ها رخ نده نتایج بیرونی هم تغییری نمیکنه..

    پس من خالق اتفاقات زندگیم هستم، باید نشونه ها رو دنبال کنم .. تا هربار هدایت بشم..

    من خالق زندگیم هستم ،چون خداوند غیر از این نخواسته!

    خدایم شکل می‌گیرد ،به شکل سلامتی، ثروت، رابطه ی عاشقانه ، اما من باید باورش کنم تنها روی او حساب کنم و تمام جهان رو نیرویی بدانم که از سمت او مرا یاری میکند .. عشق از اوست ..

    ⁦⁩تنها منبع رزق در جهان خداست.

    ما لایق در خواست از او هستیم، و باید از او بخواهیم ،مه خودش اینطور از ما خواسته است ، ادعونی استجب لکم، بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را .. او اجابت گر خواست های ماست .. با رسیدن ما به خواسته ها ، ما هر بار تجلی گره قدرت خالق مهربانمان هستیم.

    (ضمن اینکه همین جا من ترمزی داشتم که ؛ من نباید خدا رو برای رسیدن به خواسته هام بخوام .. نمی‌دونم این کجای مغزم بود! اما حس بد و دور شدن از خواسته هام رو برام ایجاد میکرد..همه اش تو ذهنم میاد که؛ نه این درست نیستش که من برای رسیدن به خواسته هام روی باورای توحیدی کارکنم.. مثبت من می‌خوام ازدواج کنم و حالا برای رسیدن به این خواسته است که من می‌خوام با خدا هماهنگ بشم!?? ) ?

    ⁦⁩ پس فاصله ی من با خواسته ام که تجربه ی عشق و

    و سلامتی و ثروت هست به اندازه فاصله من با خداست.

    خداوند خودش قوانینی رو گذاشته تا ما به راحتی به خواسته مون برسیم و موضوع اینه که ما به اندازه ای که یکتا پرست بشیم ،تمام تجربه های که در قلبمان تخیل میکنیم به وقوع میپیونده ..و به راحتی خواسته مون وارد زندگی مون میشه.‌

    به میزانی که حواسمون به خدا باشه می تونیم راحت تر رهنمون رو‌کنترل کنیم، ذهنمون هم که کنترل بشه راحت تر صدای الهامات پروردگار رو می شنویم.

    ???

    در آخ. هم اینو بیشتر لمس کردم که وقتی خدا رو منبع عشق میدونم ,نوع مواجه م با آدما عوض میشه.. و اینکه می‌دونم من باید عشق رو بسازم و روی آدما حساب نکنم برای عشقشون به خودم .. اگر عشقی هم باشد از جانب پروردگارم است.

    خدارو سپاس.

    ????

    ممنون از همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    طبیعت سلامتی بخش است گفته:
    مدت عضویت: 2763 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم منم واقعا از ته دلم می‌خوام خداوند منو هدایت کنه به مسیر مستقیم و توحیدی ومن را از هرچه شرک درونم هست خلاص کنه و من را توحیدی کنه کمکم کنه همیشه موحد به خودش باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    نوشین السادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2323 روز

    تعهد من برای نوشتن نکات مهم و خلاصه سفرنامه

    سی و چهارمین روز این سفر پر برکت

    خدایا شکرت با تمام وجودم عاشقتم و دلم میخواد هرروز و هر لحظه این عشق بیشتر و زیباتر در وجودم پر بکشید٫

    منم وقتی به گذشته ها و روزهای تلخم گذری میزنم میبینم دقیقا لحظات و روزهایی بودن که روی غیر خدا حساب کردم، من قبل از افتادن توی این مسیر و درک توحید به معنای واقعی و عمل کردن به اون، یه روزی به یه جایی رسیدم که روی هم خط کشیدم و فقط روی خدا حساب کردم، دیدم که زمانهایی که دچار اون همه گرفتاری بودم به ظاهر خدا رو زبانن صدا می زدم اما در عمل دنبال بنده هاش میدویم، وای بر این همه جهالت و خدا رو هزار مرتبه شکرگزارم که دستمو گرفت و به بهترین راه هدایتم کرده و هم چنان داره خداروشکر هدایتم میکنه،و ان شاءالله تا آخرین روز نفس کشیدنم روی این کره ی خاکی بازهم هدایتم میکنه،چون محتاج به خدای خودم هستم،همه ی ما محتاج به خداییم و بی نیاز از بنده هاش هستیم،فقط کافی باور کنیم٫ و بعد از اینکه از همه تقریبا دست کشیدم میگم همه چون میدونم ناخالصی تو وجودم بوده و حتی شاید هنوز هم باشه و خودم آگاه نباشم، آنچنان هدایتم کرد که بعد بااین گروه آشنا شدم و به لطف خودش از طریق صحبت های استاد عباس منش به من معنای توحید واقعی رو فهماند و میدونم نیاز دارم بیشتر بدونم و بشنوم که بتونم هربار خالص تر بشم و بهتر درکش بکنم، از وقتی توحید حقیقی رو دارم درک میکنم هی هرروز به خودم میگم فقط خدا، اول خدا، آخر خدا، اصلا هیچ چیزی رو بدون خدا نمیخوام و میدونم و یاد آوری می کنم به خودم که اگه از فلان جا نشد از طریق فلان کس نشد حتما از طروق دیگه ای کار من رو به بهترین شکل درست می کنه، به جای رسیدم که حتی در خواست کردن از دیگران برام سخت شده باوجود اینکه میدونم همه برای هم وسیله هستیم،اما بازم میگم بزار خدا خودش راهنماییم کنه، اگه هم برم و نشه اول میگم چه درسی برام داشت؟ نشد مهم نیست خدا خودش حلش میکنه، اون بی نهایت راه بلده،صاحب اختیار این عالمه،قدرت مطلق جهان هستیه،و بعد میگم شاید دارم توی این مسیر بااین نه شنیدن ها علاوه بر چیزهایی که گفتم دارم رشد میکنم و دوران تکاملم روی طی میکنم، و دست در دستان خداوند با ایمان و اقتدار پیش نی روم٫

    خدایااااا شکرررت

    عاشقتتتتتمممممممم??

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    لیدا گفته:
    مدت عضویت: 2374 روز

    استاد عزیز و دوستان و خانواده گرامی توحید عملی

    هر لحظه و دقیقه و هر روز که به توحید فکر می کنم دلم سرشار از شادی میشه.

    حس می کنم با اینکه هنوز مفهوم وجود خدا برام گنگه ولی مهم نیست. چون همه چی براساس حس تعریف خوبی داره. با دلیل اثلا نمی تونم خدا چیه ولی وای مگه عشق و مهربانی رو میشه انکار کرد؟

    من الان قدم هفتم جلسه پنجم رو دارم می گذرونم‌ . بحث هدایت و توحید منو به اینجا آورد. ولی نمی تونم توصیف کنم چقدر آروم شدم. انگار آب روی آتش…تمام ترس و غم و نگرانی و استرس روزمره زندگی ام تبدیل شده به شوق، شکر، الهام و هدایت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    علیرضا جلیل پور گفته:
    مدت عضویت: 1935 روز

    روز34سفرنامه.واقعا توحید درکش کنیم بهش برسیم فکرنمیکنم آرامشی باشه بالاتر از توحید.من خودم تو ی مجموعه لوازم آرایشی به واسطه ی خانم آشنا شدم و شروع کردم به کار کردن ماه های اول ی مقدار رشد کردم تو اون کار اما بعد دیدگاهم توی ذهنم اون خانم رو بزرگ کردم تو تجسمم این بود که چجوری از اون تشکر کنم اون شده قهرمان زندگیم اون شده فرشته نجات من و عامل موفقیت رو اون میدونستم اما بعد از ی مدتی من دیگه اونجا رشد نمیکردم همش درجا میزدم و همکارهای که وارد اون مجموعه میشدن بعد از من خیلی از من سریع تر از من رشد میکردن ومن همچنان درجا میزدم من بعد از مدت ها با استاد آشنا شدم و راجبه شرک توحید اطلاعات بدست آوردم وقتی که اون خانم از ذهنم خط زدم و خدای اون فرد گذاشتم توی ذهنم بخدا قسم چنین رشدی کردم که خودم باورم نمیشه و از اینجا فهمیدم که قوانین به درستی کار میکنه و پر قدرت دارم روی خودم کار میکنم هرروز نسبت به قبل داره بهتر بهتر میشه خداروشکر واقعا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    Ferial گفته:
    مدت عضویت: 1448 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون

    خدایا سپاسگزارم ک سی و چهارمین رد پای سفرنامم رو می نویسم.

    چند تا جمله ی عالی در رد پای مریم عزیز خوندم ک واقعا حس و حال خوبی بهم داد..

    این ک فاصله ی ما با خواسته هامون به اندازه ی فاصله ای هست ک ما با خدای خودمون داریم…

    هر چقدر این فاصله کمتر باشه ما راحتر به خواسته هامون می رسیم…هر چقدر به خدا و فراوانی هاش ایمان داشته باشیم خواسته هامون قابل باورتر خواهد بود…چون به این نیروی عظیم و قوانینی ک در این جهان برقرار کرده یقین و ایمان داریم…

    اره واقعا منم هر جایی که رد پای موفقیت ها رو دنبال می کنم می بینم به خداوند و حس خوب و رفتارهای توحید گونه میرسم و برعکس در شکست هام رد پای شرک رو می بینم…شرکی ک واقعا قبلا نمیدونستم شرک هستش…شرکی ک واقعا باعث از بین رفتن احساس خوبم می شه..چون به کسی جز خداوند امید بستم..

    از وقتی ک از این نوع شرک اطلاع پیدا کردم…سعی کردم امیدم رو از آدمها قطع کنم و فقط فک می کنم ک این آدمها دستان خداوند هستن و از خداوند سپاسگزارم ک این آدم ها رو در مسیر زندگیم قرار میده

    و حتی به خاطر کارهایی ک برای بقیه می کنم سعی می کنم به خودم غره نشم…چون مطمئنا من هم دستی از طرف خداوند بودم و اگر من هم نبودم خداوند کارش رو به خوبی راه می انداخت..

    الان مطمئنم مهمترین و زیباترین و بهترین رابطه من خداوند هستش و بعد از اون رابطه با خودم هستش ک وجودی از خداوند هستم و با ارسال فرکانس هام میتونم دنیای خودم رو خلق کنم…

    شرک مساوی فرکانس منفی و احساس خلا

    خدایا منو به سمت و سوی ایمان و یقین به سوی خودت و توحید واقعی هدایت کن…

    خدایا کمکم کن امیدم فقط به تو باشه و هر لحظه هر چیز و اتفاقی رو به تو رها کنیم…

    خدایا در ساختن باورهام هدایتم کن.

    خدی عزیز تو برای من کافی هستی

    خدایا منو به سمت توحید عملی و حال خوب و باور به خودت هدایت کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زهراهنرمند گفته:
    مدت عضویت: 1748 روز

    به نام خدای یکتا وبی همتا

    روز ۳۴ روزشمارتحول

    توحیدعملی

    چه اسم قشنگی داره این فایل! معنیش چیه؟! یعنی بتونی توحید رو در دقایق زندگیت پیاده کنی .به این صورت که اعتبار هرچیزی رو به خدای خودت بدی نه به عوامل بیرونی .البته که در قران اومده هر خیری به تو برسه از طرف خداس و اگه شر برسه از خودته ، در واقع از فرکانسته .پس نتیجه میگیریم خدا با خیر کاملا موافقه ،همچنین کمکممون میکنه در این راه پر برکت .

    هرچی بیشتر در مسیر قدم برمیدارم ، لزوم این نگاه توحیدی رو بیشتر درک میکنم .وقتی میخوام کارم جایی انجام بشه ، فقط باید به الله توکل کنم و از اون بخوام اگه ادما اون کارو برام انجام دادن ازشون تشکرمیکنم واگه انجام نشد باید دیدگاهمو رو حالت مثبت تنظیم کنم و بگم الخیرفی ماوقع .در کل نگاهم به خداوند باشه ونه به دست بندگانش..اگه اون کارم اونجا انجام نشد ناراحت نشم و مطمئن باشم خدا از دست دیگه ای قراره کار منو راه بندازه فقط باید بتونم در حس خوب بمونم و در فرکانس سپاسگزاری؛ در این صورت زودتر به خواسته میرسم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محمدرضا رئیس آبادی گفته:
    مدت عضویت: 2157 روز

    با خدا باش پادشاهی کن ، بی خدا باش هرچه خواهی کُن.

    سلام .

    وقت همگی بخیر.

    یه کامنت دیگر این بار برای فایلِ؛

    ✨توحید عملی | قسمت 2؛ 📎فایلِ روزِ سی و چهارمِ روز شمارِ تحولِ زندگی من.

    اگر ما این مثال رُ درک بکنیم و روز به روز دقت کنیم تا ریشه های شِرک را از وجودمان بخشکانیم چه ها که نمی توانیم خلق کنیم.

    و آن مثال این است که؛

    شرک در دلِ مومن مثلِ راه رفتن مورچه ی سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است.

    با وجود این مثال و این جمله ” تمام اتفاقات زندگی ما نتیجه ی باور های خودمان است “من دیگر حرفی برای گفتن در مورد این جلسه ندارم و می روم برای عمل به این آگاهی ها.

    واقعا که گفته ی انیشتین ” مثال زدن یکی از راه های آموزش دادن نیست، بلکه تنها راهِ آموزش دادن است” را مثل صحبتها و آگاهی ها و تجارب استاد باید با آب طلا نوشت.

    خدا نگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    فاطمه اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1376 روز

    سلام امروز می خوام یه نمونه از همین روی دیگران بگم دقیقاً کلاس یازدهم بودم و یک معلم زیست شناسی داشتیم که خیلی اذیت می کرد و ما قرار شد که یک جلسه مدرسه با اولیا تشکیل بده و در مورد معلم صحبت کنن.

    بعد من به عنوان نماینده از تو کلاس اومدم از بچه ها امضا گرفتم که حرف هایی که معلم میگفت و توهین هایی که می کرد و بیان کردم بد من خیلی روی این امضا حساب کردم و گفتم که قطعاً با همین امضا قطعاً قطعا معلم عوض میشه قشنگ با اعتماد کامل صحبت کردم بعد هیچ کدام از اولیا حتی یک نفرشان حتی یک نفرشان نگفتند که مثلاً معلم این چنین اخلاقی داره و هیچ کس نگفت ولی فقط پدر مادر من گفتند آخرش فقط منو کشیدن توی اون جمع اولیا مربیان و گفتند که تو مشکل تو بگو فقط تو مشکل داری منم گفتم که اینطور شرایطی و … اونا قبول نکردن و گفتن که اونا بچه بودن و امضا کردن ولی هیچکی زیر بار نرفت در حالی که واقعیت بود ولی من واقعاً روی بچه ها حساب کرده بودم گفتم که بچه ها قطعاً حرف بزنم حتماً حتماً معلم عوض میشه و واقعا اینجوری نشد و نشون داده شد که نباید روی غیرخدا حساب باز کنم و من حساب باز کردم و خیلی راحت شدم سپر برای بقیه و آخرشم ترم اول تموم بشه و مجبور شدم دیگه با من فضاش نتونستم تحمل کنم و انصراف دادم و از مدرسه خارج شدم رفتم مدرسه دیگه بود الان تو این شرایط که قرار گرفتم ولی پول برام مهمه روی و با تلاش میکنم که روی هیچ کس جز خدا حساب باز نکنم خدا خودش میرسونه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    وحید گفته:
    مدت عضویت: 1075 روز

    استاد عزیزم سلام

    واقعا آخر این فایل آتش زد به وجودم و مست وجود او شدم

    ایاک نعبد و ایاک نستعین….ودیگر هیچ….

    تنها وتنها تورا میپرستم وتنهاوتنها از تو یاری میجویم

    درک فقط همین آیه نجاتبخش ما آدمهاست تا قیام قیامت

    به اندازه ای که ما باورش کنیم و بهش توکل کنیم به همون اندازه خوان نعمتش رو برای ما گسترده میکنه در تمام ابعاد زندگیمون

    خودم رو میگم که واقعا چقدر در طول روزمرگیهایی که گرفتارشیم او رو ازیاد میبریم و چقدر بخاطر غفلتهایی که دارم شرک میورزم

    با تمام وجودم با تک تک سلول هام در محضرش ازش میخوام که هدایتم کنه و لحظه ای حتی به اندازه ی یک دم و بازدم من رو بحال خودم واگذار نکنه

    فقط باید دست به دست او این مسیر رو بریم و در این راه داشتن راهنمایی مثل استاد عزیز چراغ این راهه

    استاد عزیزم در حال حاضر دارم سلسله فایلهای ذهنیت قدرتمند کننده و محدود کننده رو که زحمتش رو میکشید میبینم ولی نمیدونم چرا احساس میکنم تو این فایلهای جدید کمی نقش توحید کمرنگ تر شده و بیشتر نقش خودمون وتاثیر خودمون تو این فایلها پررنگتر شده نسبت به فایلهای قدیمی تر شما

    نمیدونم شاید هنوز در فرکانسش نیستم که پیام این دوره های جدید رو درک کنم

    امیدوارم به صراط مستقیم هدایت بشم ، مسیری که مشمول نعمتهای او بشم و نه راهی که جزو گمراهان قرار بگیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: