اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من هم هر زمان روی آدم ها حساب کردم ضربه خوردم بشدت از لحاظ روحی
این الگو برام تکرار میشد اما فکر میکردم دنیا دنیای نامردیه و گرگ توی جامعه زیاده و از این حرفای بی بند و بار.
البته برام سوال هم میشد که چرا این بلاها داره سرم میاد و و چرا بعضیا اینقدر کارشون خوب پیش میره؟رابطهشون با افراد خیلی خوبه ؟ افرادی که میخوان براشون پیدا میشه؟ایا منم میتونم جزوه اون دسته از آدما باشم؟بعد تصمیم میگرفتم مدتی با آدم ها ارتباط نداشته باشم و خب تهش افسردگی میومد سراغم
قبل از درک این قانون جهان و آشنا شدن با استاد توی این فکر بودم که خدایا تو چه شکلی هستی؟
چطوری هستی؟
باورها و افکارمو به خدا میگفتم، دوست داشتم بدونم واقعا چطوری میتونم خوشبخت زندگی کنم
از اینکه همچنین سوالاتی برام پیش میومد احساس میکردم که خدا یه موهبتی بهم داره، میخواد بهم خودشو نشون بده یا دوستم داره که این درس ها(به قول من چک هایی که بهم زد اونم خیلی زیاد)رو بهم داد ،
خلاصه مدتی گذشت و با سایت آشنا شدم
و بعد فهمیدم که بابا باید روی خودش حساب کنی
اون همه چیز توعه، تو باید از اون بخواهی بهت داده میشه فقدر باورش کن و روی هیچکس حساب نکن و هیچکس رو بزرگ نکن توی ذهنت.
که خدا شرک رو نمیپذیره
به قول استاد با خدا باش و پادشاهی کن
این جمله (با خدا باش و پادشاهی کن) رو خیلی زیاد شنیده بودم قبل از اینکه قوانین رو بشناسم
اون زمان هم هر جمله ای که حالا توی فضای مجازی بود و میخوندم و باورش میکردم بعدش چون باور کردم برام اتفاق میوفتاد و میگفتم این راست میگه:/
یاد اون دوران میوفتم اینقدر زود باور میکردم همه چیزو که نگو
اما الان قوانین رو درک کردم یک آرامش خواستیه
دیگه دودل نیستم، دیگه نگران نیستم ، نگرانی و ناراحتی مدتی میشه برام بی معنیه
خدایا شکرت که منو با مسیرت آشنا کردی و دستانت رو برای من فرستادی
به نام خدایی که اگر بهش ایمان بیارم ، هرآنچه که بخواهم رو به من میده.
سلام بر استاد عزیزم ، استادی که رسالتش توحیده ، استادی که نمونه بارزیه از ‘ با خدا باش و پادشاهی کن’
سلام به همه خانواده دوست داشتنی خودم در این سایت
‘شرک در دل مومن ، مانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه’
خداوند هر گناهی رو میبخشه ، جز شرک به خودش.
شرک یعنی روی دیگری حساب باز کردن
شرک یعنی دادن تاییدیه به دیگری
شرک و ایمان یه امر درونیه
هرموقع جز خدا روی دیگری حساب کردی ، از همون عامل ضربه میخوری.
این یه امر بدون اجتنابه.
قرار نیست ما دست بزاریم روی فرد خاصی ، راه خاصی تا بگیم شرک داریم یا نه.
چراغ چک بنزین ماشین برای من پیش آگهی بود از اینکه خب باید بری بنزین بزنی.
امروز که داشتم فایل توحید عملی قسمت 2 رو گوش میکردم ، چراغ چک بنزین ماشین زرد شد ، گفتم خب هنوز جا داره تا بخوام بنزین بزنم ، اما به صورت کاملا غیر منتظره ماشین خاموش شد ، استارت زدم ، نه فایده نداره.
اما سعی کردم آرامش خودمو حفظ کنم ، با خودم گفتم ، درسته تو همون اولا باید با این نشونه میرفتی پمپ بنزین ، اما ‘ الخیر فی ما وقع’
با اسنپ رفتم پمپ بنزین و چند لیتر بنزین رو اوردم و ریختم تو باک و بعدش رفتم باکو پر کردم.
و این شد تجربه ای برای من ، که اون موقع که چراغ زرد شد تو چند متری پمپ بنزین بودی ، اما توجه نکردی ، خدا داشت بهت آلارم میداد اما توجه نکردی ،
اما خداروشکر ، که تونستی آرامش خودتو حفظ کنی ، همون اول با گفتن ‘ هرچی اتفاق میفته خیری داخلشه’ نذاشتی نجواهای کشنده بیاد سراغت و تو ناخواسته ها رو جذب کنی.
خدارو صد هزار مرتبه شکر.
اول صب ، قبل از این ماجرا ، یه مسافری داشتم ، و به مقصد اون بنده خدا میشد از دو مسیر رفت.
اولش ایده اومد که از مسیر دوم برو ، بعد اروم اروم داشت ذهنم دست بکار میشد که ، چکاریه ، مسیر صاف و اصلی رو برو ، گفتم نه من میخوام تمرین کنم که کاری به کار تو نداشته باشم ، از مسیر دوم میرم ، و همینکه اینو گفتم ، مسافر هم تاییدش کرد و گفت از این مسیر هم میشه بری ، و توی برگشت گفتم بزار از اون سمت برم ببینم چه خبره ، خیرمو ببینم تا ذهنم منطقی بشه ، رفتم و دیدم ، بله ، دارن توی جاده کار میکنن و ترافیک درست شده.
خدارو هزار مرتبه شکرت.
چشم رنگی هم قشنگی خودشو داره.
یه دختر بچه 7 ، 8 ساله سوار شد که بره کلاس زبان ، بهش که توجه کردم ، دیدم ته چهره ای به صورت دختر خودم داره اما با چشای سبز.
خیلی دوست داشتم که چشای دخترم رنگی باشه ، همیشه هم میگفتم چشاش سبزه.
اما الان چشاش رنگ چشمای خودمه ، همونقدر قشنگ و دوست داشتنی.
خدایا شکرت بخاطر این نعمتت توی زندگیم.
صدق باحسنی بود این ماجرا برای من. ایشالا … .
خب بریم سراغ توحید عملی .
جز خدا ، حساب کردن روی دیگری آدمو میبره توی برزخ.
چطور؟
وقتی با خودت فکر میکنی اون شخص با توجه به نفوذی که داره ، با توجه به اسم و رسمی که داره ، برای تو کاری رو میکنه ، و روی خدا حساب نمیکنی ، دیگه دل خوش میکنی به اون ادم.خودت کاری نمیکنی..به الهامات و ایده هایی که میاد توجه نمیکنی. و نتیجه هم مشخصه قاعدتا.
ما اگر خودمونو بکشیمم ، قادر نیستیم توی زندگی دیگران اثر بزاریم ، دیگران هم قدرتی توی زندگی ما نداره. تا زمانی که ، ما بهش قدرت ندیم و تنها منبع قدرت رو خدا بدونیم.
روی آدما حساب باز نکن ، از آدما بخاطر محبتشون تشکر کن ، اما تاییدیه و تشکر اصلی رو از خدای اون آدما داشته باش.
همه آدما دستانی هستن از خداوند برای پیشبرد هدف های تو.خدا اونا رو میاره توی مسیرت.چه زمانی؟زمانی که فقط و فقط روی خدا حساب کنی.قدرت رو به خدا بدی.
وقتی روی هرچیزی به غیر از خداوند حساب میکنیم ، داریم شرک میورزیم.
قانون درخواست با شرک فرق داره.
قانون درخواست میگه ، تو موجودی اجتماعی هستی و افراد جامعه دستانی از دستان خداوند هستن که تو میتونی با توجه با احساست ، از اونها درخواست کنی ، اما روی اونها حساب نمیکنی..اگر اون فرد درخواست تو رو رد کرد ، بهم نمیریزی ، میگی خدا از یه دست دیگه ، از یه طریق دیگه ، به من کمک میکنه…اون آدم تنها مسیر رسیدن به خواسته من نیست..
شرک و ایمان یه موضوع قلبی و درونیه.
درخواست میکنی ، توکلت به کیه؟ امیدت به کیه؟ باید توکل و امیدت به خدا باشه و بس.
خداوند به اعماق سینه ها آگاهه..خودتو گول زدی ، خداتو که نمیتونی گول بزنی.
اگر تو روی خدا حساب باز کنی ، روی آدما حساب نمیکنی.
تو با افراد جامعه کار میکنی ، اما امیدت به خداونده.
زمانی میتونی بگی توکل داری ، زمانی میتونی بگی فقط روی خدا حساب میکنی که اگر درخواستی از کسی کردی و جواب رد شنیدی ، بهم نریزی ، احساس آرامشتو حفظ کنی و بگی خدا از یه طریق دیگه به من راهو نشون میده.
همه چیز باوره..همه چیز ایمانه..به اندازه ایمانت به خدا ، به اندازه هماهنگیت با خدا (روح) ، اجابت میشی…
کاری رو انجام بده که دوست داری ، کاری که میدونی درسته ، حرفی رو بزن که درسته ، برای دل دیگران ، برای خوشایند دیگران کاری رو انجام نده ، با انجام این کار مشرک نشو ، با یار جمع کردن ، شرکو به دلت راه نده.
فکر میکنی اگر توی کارت فلان حرفو بزنی که میدونی درسته ، افراد شاید خوششون نیاد و سمتت نیان ، داری شرک میورزی.
کی میخواد آدما رو سمت تو بیاره؟
کی میخواد مشتری بشه توی کسب و کارت؟
کی میخواد بشه عشق توی روابطت؟
آیا داری کاری رو انجام میدی برای رضایت اطرافیانت؟و میدونی با درونت جور نیست؟
این شرکه…
اصلی ترین رابطه ما با خداونده و پایه و محور تمام روابط ما از مسیر توحید و رابطه با خداوند میگذره.
اگر تو روی خدا حساب باز کنی ، اگر بهش توکل کنی ، اگر قدرتش ، اگر ثروتش ، اگر ربوبیتش ، اگر رزقش ، اگر رحتمش رو باور کنی ، موفقیت ها رو به سمتت هدایت میکنه.
عشق رو توی جهانت گسترش میده ، از ثروت بی نیازت میکنه ،
انّ الله غنی حمید (ثروت و سپاسگزاری، دادن تاییدیه به خداوند باهمن)
هرموقع ما باورمون رو نسبت به خدا از دست میدیم ، زمانی که از مسیر خارج میشیم ، وارد سیکل ناخواسته ها میشیم ، از همون جایی که بهش تکیه کردیم ، ضربه میخوریم.
اما تکیه و توکل به خدا ، اصل رسیدن به پادشاهیه..اصل رسیدن به خوشبختی و سعادته.
آیا فکر میکنی که برای موفقیتت دیگری باید پشتت باشه ؟ دیگری باید همراهت باشه؟
دیگری باید کمکت کنه؟ فکر میکنی اون آدم میتونه و قدرت داره جلوت وایسه؟ آیا فکر میکنی قوانین بی پایه جامعه ، که هرکدومش ده ها تبصره داره ، میتونه تورو به خواسته هات برسونه یا جلوتو بگیره؟
شرک همینه…
با خدا باش و پادشاهی کن ، بی خدا باش و هرچه خواهی کن.
هرموقع روی غیر خدا حساب کردی ، ضربه خوردی ، هرموقع روی خدا حساب کردی ، هرموقع فقط قدرت خدا رو باور کردی ، بهت داده شده.
مگه غیر اینه؟ فکر کن ، به اطرافت نگاه کن ، توی روابطتت ، توی کسب و کارت ، توی سلامتی خودت و عزیزانت ، توی رزقت .
فقط باید باورش کنی .
کاری رو انجام بده که دوست داری و میدونی درسته ، برای خودت انجامش بده ، مردم دوست داشتن یا نداشتن اهمیتی نداره (یه باگ مشخص شد با نوشتن این موضوع ، پس روش کار کن) این موضوع بی احترامی به مردم نیست ، احترام گذاشتن به خودته ، احترام گذاشتن به عقیده و باور درست توئه.
مسیر حرکتی جامعه رو رها کن ، کار خودتو طبق الهامات قلبیت انجام بده.
روی دیگران ، حتی روی خودت حساب نکن ، روی خدا حساب کن ، خدایی که تمام قوانین و قدرتها رو خلق کرده.
اگرما باورمون رو به خداوند تقویت کنیم ، اون خدا به راحتی کارها رو برای ما انجام میده.
راه حل ها رو به ما میگه ، خداوند قدرت بازکردن درها رو برای ما داره ، خداوند براحتی اتفاقات رو برای ما رقم میزنه ، خداوند براحتی افراد مناسب رو به سمت ما هدایت میکنه ، خداوند براحتی ، ما رو به سمت نعمت و ثروت و عشق و آرامش بیشتر هدایت میکنه.
خداوند رو اگر باور کنی و بهش عمل کنی ، قلبی ، اون قدرت تو رو از فرش به عرش میرسونه ، براحتی ، براحتی ، براحتی .
به اندازه ای دریافت میکنی که بتونی باورش کنی ، بهش توکل کنی ، قلبی بهش عمل کنی ،
به یاد بیار وقتی فقط روی خدا حساب کردی ، چقد راحت کارات انجام شد ، باورت بیشتر میشه.
به یاد بیار وقتی روی دیگران حساب کردی ، از همه طرف ضربه خوردی ، از نظر مالی ، عاطفی ، سلامتی ، اون موقع باورت بیشتر میشه برای اینکه روی هیچ کسی حساب نکنی.
میخوای ورق برگرده ، روی خدا حساب کن ، خدا رو باور کن ، فقط به خدا چشم امید داشته باش.
تمام قدرت ازآن خداونده ، تمام عزت از آن خداونده ، تمام نعمت ها ازآن خداونده ،
خدایی که با قدرتش میتونه هرکار غیر ممکنی رو (از نظر ذهن تو) ممکن کنه ،
این خدا سزاوار توکله ، این خدا سزاوار ستایشه ، این خدا عشق واقعیه ، این خدا قدرت اصلی جهانه.
خدایا ، تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم ، ما رو به راه راست ، راه کسانی که به اونها نعمت ، ثروت ، سلامتی ، عشق ، سعادت داده شده ، هدایت کن.
الان که به خواستههای بسیاری در زندگیات رسیدهای و میتوانی انتخابهای بیشتری داشته باشی، بالاترین عشق و علاقهات چیست؟
چه کاری است که قلبت را سرشار از اشتیاقی سوزان و ذهنت را خاموش و آرام می سازد؟!
چه کاری است که هنگام انجامش، آنقدر زمان فراموشت می شود که نه شب و روز را می فهمی و نه خستگی و گرسنگی؟!
و هر بار پاسخی جز این نداشتهام:
“میخواهم برای تمام عمر، “اشاعه توحید رسالت زندگیام باشد“. حتی اگر امروز یک نفرِ دیگر تصمیم بگیرد نگاه دیگری به خدا داشته باشد تا او را از نو بشناسد، من به هدفم رسیدهام!”
آره ، از خودت بپرس ، فرض کن همه اونچه که الان بخاطرش نگران میشی ، دودل میشی ، آرامشتو بخاطرش از دست میدی ، الان ، توی زندگیت داری و نیازی نیست دیگه نگرانش باشی.
(که اگر ما سعی کنیم از دیدگاه روح به همه چیز نگاه کنیم ، دیگه نیازی نیست به فرض و احتمال و تصور کردن داشتنش)
حالا بشین با خودت فکر کن ، الان دوست داری چطور زندگی کنی ؟
الان دوست داری چه کاری رو انجام بدی؟
آیا هنوزم با این دید که تا زمانی که کارم جا بیفته ، برم خودمو توی سختی قرار بدم ، برای چی؟برای چیزی که هرچی میدویی تهش هیچی نیست.داری میبینی که…چی شده؟
فکر میکنی از گشنگی میمیری؟
کار کردن خوبه ، اما فلسفه ای که توی ذهنت درموردش ساختی چیه؟
بهش فکر کن ، آیا فلسفه و باوری که درموردش داری ، با روحت هماهنگه ، اصلا با هدفت هماهنگه؟
هر طور که به زندگی و چالشهایش نگاه میکنم، یقینم بیشتر میشود که توحید عملی راهکاری برای همه چیز است!
لحظههای زیادی در زندگی پیش میآید که به شدت نگران و ترسان میشویم زیرا:
فردی که عاشق اش بودیم، دیگر نمیخواهد در این رابطه بماند.
کارمندی که سالها برایش وقت گذاشتیم تا از او فردی زبده بسازیم، حالا که حکم شریان اصلی کسب و کار ما را دارد، تصمیم به ترک کار گرفته یا فردی که قول انجام کاری را به ما داده بود، وعدهاش را فراموش کرده.
توحید عملی، در چنین لحظههایی خودش را نشان میدهد:
زیرا اگر یکتاپرست نباشی، در چنین لحظه ای، موجودیت یا عدم وجودت را وابسته به ماندن این فرد در رابطهات یا تصمیم آن کارمند به ادامه همکاری، یا وفا کردن آن فرد به وعدهاش می دانی. آنوقت چنین لحظههایی برایت کُشنده و خفه کننده (برزخ و جهنم واقعی)می شود.
زیرا شرک چیزی جز ترس و غم به همراه ندارد.
آره ، شرک و عدم توکل به خدا ، چیزی جز نگرانی ، ترس ، احساس حسرت ، احساس بی عرضگی ، احساس عجز ، ناراحتی ، بیماری ، روابط مخدوش ، کسب و کار بی رونق ، افسردگی و ناامیدی ، برات نداره.
اما وقتی یکتاپرستی اصل و اساس زندگیات باشد، آنوقت دلیل حضور هر نعمتی در زندگی ات، خواه یک فرد باشد، یا شغلی عالی، یا راهکاری برای مسئله ات و…، برکتی از جانب خداوند می دانی و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.
برای همین، نه تنها این لحظهها ذرهای نگران ات نمیکند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.
وقتی به هر دلیلی ، کسب و کارت ، بخاطر بهم ریختن اینترنت تا چند روز مختل میشه ، چه روندی رو پیش میگیری؟
آیا دائم غر میزنی ، آیا برای ورود مشتری به کسب و کارت ، رو اینترنت حساب کردی ، آیا برای فروش بیشتر ، قیمت دلار و طلا رو توی کارت دخالت میدی؟ (خداروشکر مدتهای زیادیه توی این وادی نیستم ، اصلا نمیدونم قیمت چنده، خداروهزار مرتبه شکرت)
توحید عملی یعنی، همچنان که در جامعه انسانی هستی و با دیگران در کسب و کار و… مراوده داری، خداوند را منشأ قدرت بدانی و هر فردی که گرهای از کارت میگشاید یا گرهی از کار فردی می گشایی،این را دستی از جانب خداوند بشماری و به خاطر بسپاری که خداوند همواره دستان زیادی برای یاری همگان دارد!
خداوند قادر است به شکل همراه، همکار یا مشاوری عالی، وارد زندگیات شود، به شکل مشتری، بازار و ایدهای ثروت آفرین، وارد کسب و کارت شود و جان دوبارهای به آن ببخشد، به شکل دارویی شفا بخش وارد بدنت می شود، اگر این قدرت را باور کنی.
بهش فکر کن ، خدا همون روزی که ازش قلبا خواستی و تسلیمش شدی ، اومد توی زندگیت ، شد پزشک جراحی برای رهایی تو از اون مسئله ، پزشکی که اصلا فکر نمیکردی گذرش به شهرت بخورت حتی.
خدا شد همون دستی که وقتی با آرامش کامل ازش خواستی ، هدایتت کرد به سمت راه درست ، نه راهی که بقیه میگفتن چرا بچتو نمیبری متخصص ، اخرش فلان میشه بمان میشه ، نه ، خدا شد دستی برای حل مسائلت.
وقتی رفتی دکتر و دکتر گفت فقط این شیر رو تهیه کن و به فرزندت بده ، فقط اینه که بهش میسازه ، و تو اولش کل شهرو گشتی و اصلا بعضی داروخونه ها اسمشم نمیدونستن ، اما وقتی از اون خدا خواستی هدایتت کنه ، خیلی راحت هدایتت کرد ، گفت شیرو عوض کن ، براحتی. خدارو صد هزار مرتبه شکر.
خداوند قادر است به هر شکلی که تو میخواهی و میتوانی آن را در ذهنت بسازی، وارد تجربه زندگیات بشود.
خدارو چطور باور کردی ؟
خدا به شکل باور تو ، به شکل ظرف وجودت ، خودشو توی زندگیت نشون میده ،
در مورد ثروت ، سلامتی ، روابطتت ، اینکه چطور روی هدفت تمرکز کنی ، سپردیش به خدا؟
خواستی اون هدایتت کنه؟یا داری زور میزنی که ببینی چه راهی مناسبه؟
زور نزن ، وا بده ، دلتو بده به دلش ، روی خودش حساب کن ، از خدات بخواه که هدایتت کنه ، اگه باورش کنی که قدرتش رو داره ، پس تجربش میکنی ، به چه شکلی ، به شکل ظرفی که با باورات ساختی.
پس چرا این قدرت را باور نکنیم؟! چرا روی آن حساب نکنیم و چرا به این قدرت وابسته نشویم؟!
چرا نگذاریم یکتا پرستی آنچنان همه ابعاد زندگیمان را آکنده سازد، که دیگر فضایی برای حساب باز کردن و وابسته شدن به غیر او، نماند.
وقتی توی همه چیز ، بتونی و سعی کنی که فقط و فقط خدا رو ببینی ، دیگه حالت بد نمیشه ، دیگه بهم نمیریزی ، حالت خوبه.
خدایا شکرت ، خدایا شکرت که میشه روت حساب کرد و تردید نداشت.
انّ الله علی کل شیء قدیر.
اینو باور کن ،
و توکل علی الله ، انّ الله بصیر بالعباد.
اینو باور کن ،
انّه هو التواب رحیم .
اینو باور کن ،
انّ الله غنی حمید.
اینو باور کن ،
انّ الله واسع علیم
اینو باور کن ،
انّک انت السمیع العلیم
اینو باور کن ،
انّک انت العزیز الحکیم ،
اینو باور کن ،
انّ الله مع الصابرین ،
اینو باور کن ،
انّا لله و انّا الیه راجعون ،
اینو باور کن ،
انّ الله غفور رحیم ،
اینو باور کن ،
انّ الله مع المتقین ،
اینو باور کن ،
انّ الله لذو فضل علی الناس ،
اینو باور کن ،
انّک انت الوهاب ،
اینو باور کن ،
انّ الدین عند الله الاسلام ،
اینو باور کن و بهش عمل کن ،
انّما یقول له کن فیکون ،
اینو باور کن ،
و نفختُ فیه من روحی ،
اینو باور کن ، تو جزئی از خدایی ، تو عزیزدل خدایی ، تو جانشین خدایی روی زمین ،
سخّر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض ،
اینو باور کن ،
اذا سئلک عبادی عنی فانّی غریب ،
اینو باور کن ،
اجیب الدعوه الدّاع اذا دعان ،
اینو باور کن ،
علی بذکر الله تطمئن القلوب ،
اینو باور کن ،
و هزاران وعده و قانون و اصل و اساس خداوند رو در قرآن باور کن ، قوانینی که به تو قدرت میده ، قوانینی که به تو عزت میده ، قوانینی که به تو ثروت میده ، قوانینی که تو رو به اصل خودت میرسونه.
خدارو سپاسگزارم که هر موقع توی دل مسیر توی این مدت که همراه با سایت عباسمنش هستم ، ناامیدی ، ترس ، نگرانی ، احساس بد ، شروع شد ، منو به سمت خودش هدایت کرد ، منو هدایت کرد به سمت فایلهای توحید عملی ، منو هدایت کرد به سمت قرآن ،
من باور دارم که هرموقع دلم میگیره ، قرآنو باز میکنم ، خدا از طریق یه آیه ، خیر و شر منو به من میگه ، دلمو مطمئن میکنه.
خدایا هزاران بار شکرت.
در پناه الله یکتا ، شاد باشید و متوکل بر قدرت برتر کیهان.
این آیه به این معناست که خداوند شرک به خود را نمیبخشد، اما گناهان پایینتر از شرک را برای هر کس که در مشیت باشد میبخشد. همچنین بیان میکند که هر کس به خداوند شرک بورزد، گناه بزرگی را مرتکب شده است.
چقدر من نیاز دارم به شنیدن بارها و بارهای توحید و اجرای توحید در عمل .اینکه خداوند رو باور کنم . اینکه قدرت خداوند رو باور کنم . من هم تجربه این رو دارم که پشتم هزاران بار توسط آدمها خالی شد . بارها و بارها دیدم که آدمها به محض متوجه ضعفی در من شدن من رو رها کردن .
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هرچه خواهی کن
من هم هزاران بار باید اینا رو به خودم بگم و برای خودم تکرار کن . باید با خودم تکرار کن که خداوند هست که هیچوقت من رو رها نکرده و نمی کنه و من فقط به اون نیاز دارم . اینکه من روی مردم نباید حسابی کنم . روی خودم هم نباید حساب ن کنم . روی خداوند خودم حساب کنم . اینکه روی قدرتهای نظامی و قدرت های سیاسی حساب نکنم ، روی خداوند حساب کنم . اینکه ایمان داشته باشم که خداوند میتونه به راحتی درها رو برای من باز کنه و به راحتی موقعیتها رو برای من ایجاد کنه و میتونه به راحتی من رو از فرش به عرش برسونه رو هزاران بار تکرار کنم . خدایی که بر قلب من آگاه هست . خدایی که میتونه تمام جنبههای زندگی من رو شکوفا کنه و من رو به اوج برسونه . اینکه من به اندازه ای دارم که خداوند رو در زندگیم باور کردم و اگر بیشتر باور کنم بیشتر خواهم داشت . خداوند هست که رزق رو وارد زندگی من میکنه . خداوندی که میتونه همه چیز رو تغییر بده و توکل کردن بر اون من رو به پادشاهی و ثروت در دنیا و آخرت می رسونه و باید این رو باور کنم و از خداوند و فقط از خداوند کمک بخوام و از خداوند بخوام که هدایتم کنه . فقط از خداوند بخوام که خیر و نیکی رو در دنیا و آخرت بهم عطا کنه . از خداوند بخوام که من رو به بهترین راه ها هدایت کنه و سعادت رو بهم عطا کنه . خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم . من رو به راه راست به راه نعمت هدایت کن .
اوست خداى خالق نوساز صورتگر [که] بهترین نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است [جمله] تسبیح او مى گویند و او عزیز حکیم است (24) سوره حشر
سلام و ادب و احترام به خدمت استاد عباسمنش عزیز خانم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسم
گوش کردن به فایلهای توحیدی مثل اکسیژن میمونه یعنی باید روتین روزانه مون باشه
توی هر دوره و مرحله ای از آموزشهای استاد که باشیم حتما در کنارش باید این فایلها رو هر روز گوش بدیم
چون این فایلها به اصل اساسی تاکید میکنن که همان توحیده، اصلی که عمل به اون باعث خوشبختی و بی توجهی به اون عامل بدبختی آدمها هست.
تصمیم گرفتم هر فایلی رو که گوش میدم بیام و درکم از اون فایل و تجربیاتم رو کامنت کنم تا برای خودم تکرار و مرور بشه چرا که انسان زود یادش میره و تذکر جزو لاینفک رشد و تعالی مستمر هست که باید جدی گرفته بشود.
استاد چه زیبا بیان کردند که توحید مهمترین نکته در رشد و پیشرفت انسان هست چرا که وقتی روی خدا حساب میکنی در حقیقت روی تنها قدرت حاکم بر جهان حساب باز میکنی ، کسی که قدرتش بی نهایت هست و این تکیه کردن و حساب کردن روی چنین قدرتی ، در ابتدا به آدم آرامش و امید میده و بعدش وقتی قلبت آرام شد، شجاعت در وجودت شروع به رشد میکنه
همه چیزهای خوب و خصلت ها و ویژگیهای خوب در بستر آرامش فرصت رشد و تعالی پیدا میکنن
این موضوع در قرآن بارها تکرار شده و خداوند نتیجه داشتن ایمان و توکل و امید به الله یکتا را
به درستى که آنان که گرویدند و آنان که یهود شدند و از دینى بدینى روندگان و ترسایان آنکه گروید به خدا و روز بازپسین و کرد کار شایسته پس نیست بیمى برایشان و نه ایشان اندوهناک شوند.
فقط باید به خداوند و روز قیامت ایمان بیاوریم و کار شایسته انجام بدیم
به درستى که آنان که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند فرود مى آید برایشان فرشتگان که نترسید و غمگین نشوید و شادمان شوید به بهشتى که بودید وعده مى شدید.
زندگیمون میشه بهشت و خوشبختی رو تجربه میکنیم.
به شخصه از وقتی سعی کردم توحید رو در عمل اجرا کنم و قدرت رو از آدمها بگیرم و اعتبارش رو به خدا بدم
زندگی ام به کل تغییر کرده
از اساس عوض شده
تونستم بعد از سالها تجربه غم و نگرانی و استرس و ناامیدی، حالا طعم شیرین آرامش حقیقی و دایمی رو بچشم.
من در طی حدود 20 سال از زندگی ام رو در شرک سپری کردم، چون امید زندگی ام به یک شخص بود فکر میکردم اگر این شخص در زندگی ام باشد من رشد خواهم کرد وگرنه بدبخت خواهم شد
گاهی تو تنهایی هام با خودم میگفتم که اگه اون فرد بمیره من بقیه زندگی ام رو چیکار باید بکنم و چطور به روند رشد و پیشرفتم ادامه بدهم
در طول اون سالها خودم رو پیشش حقیر میکردم
به زورگوییهایش تن میدام، وقتی باهاش بحثم میشد همیشه من کوتاه می اومدم و تقصیر رو به گردن میگرفتم با اینکه من مُحِق بودم و مقصر اون فرد بود ولی من از ترس از دست دادنش تقصیرات رو به گردن میگرفتم و نتیجه این رابطه مشرکانه چیزی نبود جز ترس و غم
همیشه در ترس و نگرانی به سر میبردم و حقارت و خرد شدن عزت نفسم هم نتیجه این وضعیت بود.
دیگه از این وضعیت تاریک خسته شده بودم و نمی تونستم این شرایط رو تحمل کنم، ولی نمیدونستم که چیکار کنم ، چون هر قدر توی این رابطه من تلاش میکردم مثل باتلاق بیشتر فرو میرفتم ،
شاید وضع ظاهری زندگی ام بهبود پیدا میکرد ولی وضع روحی و روانی ام داغون تر میشد .
تا اینکه من با مباحث توحید حقیقی آشنا شدم
و خصوصا مباحث و آموزشهای استاد عباسمنش بزرگوار
وقتی فایلهای مربوط به توحید و ایمان رو گوش میکردم به قدری برام جدید و جذاب بود که حد نداشت
منی که عمرم رو در خواندن ظاهری قرآن سپری کرده بودم
حس میکردم که اولین بار هست که قرآن و توحید رو دارم می شنوم
چنان این مطالب به قلب و روح من نشست و چنان کن فیکونی در درونم رخ داد که کلا من عوض شدم
حرفی که همسرم همیشه بهم میگه که ناصر تو عوض شدی و …. البته نه به عنوان تعریف و بلکه به عنوان تشر و کنایه.
خلاصه آگاهی های استاد عزیزم در خصوص توحید باعث شد که آرامش و امید و شجاعت در قلب و روحم وارد بشه و پس از گذشت مدتی ، اون رابطه مشرکانه از طرف اون فرد و بدون هیچ بحث و درگیری و به طور یکطرفه قطع بشود، البته اولش خیلی برام دردناک بود که چنین ارتباطی از بین رفته ولی سعی کردم طی چند روز برای خودم منطقی کنم که این اتفاق کاملا درست و بموقع رخ داده
وقتی ارتباطم قطع شد و چند هفته که گذشت من تازه متوجه شدم که چه فرد مشرکی بودم و در چه زندان خودساخته ای خودم رو اسیر کرده بودم و
از طرفی هم هر روز داشتم رهاتر و آزادتر میشدم.
این تجربه باعث شد که متوجه بشم که خداوند بود که اون فرد رو به زندگی من وارد کرده بود و از طریق اون فرد بهم کمک میکرد و اگر اون رفته، خداوند از بینهایت طریق هدایتش رو بهم میرسونه
و این رو عینا دارم تجربه میکنم.
حالا دیگه فقط و فقط به خداوند دل بستم و از خودش همه چی میخوام و مطمئن هستم که با عشق همه خواسته هامو برآورده میکنه
دارم آرامشی رو تجربه میکنم که سالهای سال دنبالش بودم ، آرامشی که نه به خاطر وجود فرد خاصی باشه یا وجود فلان امکانات و شرایط ویژه
بلکه این آرامش به خاطر حضور خداوند در قلب و روحم هست که در من به وجود آمده.
نتیجه عمل به توحید عملی این شده که از کسی نمی ترسم، از رفتن کسی از زندگی ام هم نمیترسم
سعی نمیکنم به کسی اعتبار و قدرت بدم با اینکه از همه تشکر میکنم ولی در قلبم میدانم که این انسانها و شرایط دستان الهی اند که در خدمت به من هستند.
سلام به همسفران نازنیم ، خداقوت بهتون برای این که ادامه دادید و میدهید
یارب به امید تو:
توحید یک مسیر هست و به رهروان این مسیر با نامهای متوکل، صابر و مومن شناخته میشوند و همه آنها یک ویژگی دارند آن هم تسلیم بودن هست یعنی باوردارند به قوانین رب به آگاهی که رب از مدت ها قبل در وجودمان به امانت گذاشته و حال با نشانههای مختلف آن را به یاد ما میآورد و باعث قوت قلب و آرامش و خیال راحت ما میشه باعث حال خوبمون و به طبع افزایش کیفیت زندگیها و روابطمان میشود.
مسیر مقابل توحید اسمش شرک هست وقتی داخلش هستی مشرک و کافر و…. هستی مهم ترین ویژگیت که مشترک هست با هم مسیرهات استرس و ترس و نگرانی در کل احساس بد هست و هرچقدر بیشتر تقلا میکنی بیشتر در چاه فرومیری، رب و زیبایی مسیر توحید نمیبینی اگرم ببینی باورش نمیکنی خلاصه که نسبت به رب و آگاهی و قدرتی که در اختیارت قرار داده کاملا غافلی.
رب انقدر وهاب هست که قدرت حق انتخاب بهت داده تا خودت مسیرت رو انتخاب کنی خودت اون جور که دوست داری از این صلاح قدرتمند در جهت ساخت زندگیت استفاده کنی بهت راحت سعادت و شقاوت نشان داده و میده حال تصمیم باتو هست که کدام مسیر و انتخاب کنی.
چوب یک باور رو خودم خیلی خوب خوردم اونم حساب کردن روی خودم بود، وقتی روی خودم حساب کردم به یک جا از زندگی که رسیدم گیرپاج کردم و بریدم روی قدرت و مهارتم در حال خوب حساب کردم و بهش افتخار میکردم و مدام میگفتم آره فلان موضوع پیش آمد همچین کردم همچون کردم من الم و بلم اما الان فهمیدم من بدون حمایت ربم بدون تکیهگاه و امید داشتن به آن هیچم.
خدایا شکرت برای این دریا برای این که امروز نوشتن این کامنت و درک بهتر قانون و حال خوبم رو روزیم کردی.
خدایا عملگرا تر بودن هم روزیم گردان که من به تو فقیرم.
در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سعادتمند و سالم در دنیا و آخرت باشید.
این فایل رو من چندین بار گوش کردم و اینبار و هم به عنوان درس سی و چهارم از تحول روز شمار گوش کردم و یادداشت کردم تمام صحبت های استاد رو
یاد آذر 402 افتادم که یهویی بخاطر عود بیماری اورژانسی بستری شدم و شبی که به بخش منتقل شدم دخترم که کلاس ششم بود از صبح تا شب تو خونه تنها بود ، خواهرهای خودم شهرستان بودند، پدر مادر هم تازه از دنیا رفته بودن و فقط خانواده همسر بودند و از اونجایی که نمیشد روشون هیچ حسابی باز کنیم ،لحظه ی بستری با اون فشار درد حس غمگینی هم داشتم که من معلوم نیست تاکی بیمارستان باشم و تکلیف دخترم و خودم که نیاز به مراقبت دارم چی میشه !
اون شب یهو یاد برادرزادم افتادم که تنها زندگی میکنه و همسرم باهاش تماس گرفت بنده خدا اومد بیمارستان و همسرم رفت خونه پیش دخترم ، فردا خیلی اتفاقی خواهرام متوجه شده بودند که من بستری شدم و سریع با پرواز یکی از خواهرام تا شب خودشو رسوند و روزها در بیمارستان پیش من بود و شب ها میرفت خونه پیش دخترم و شب همسرم تو بیمارستان مراقب من بود ، هفته ی بعد دوتا خواهر هام اومدند ، یکی شون خونه پیش دخترم بود و یکی از صبح تا شب پیش من بیمارستان ، و شب ها هم همسرم پیشم بود ، به همین منوال بیست روز منو تو بیمارستان خواهرام، ساپورت کردند تا مرخص شدم و خودم اصلا باورم نمیشد که خواهرام اینقدر مهربونند که خانوادشون رو رها کردند و به داد ما رسیدند و تا یکسال به همه میگفتم که خواهر های من همشون گل هستند خیلی بهم رسیدن ، اما چون توحید رو نمیدونستم هیچوقت فکر نکردم که اینا دستای خداوند هستند که به دادم رسیدند ، من واقعی باید از خدا تشکر کنم ، که نه من در بیمارستان تنها موندم و نه دخترم در منزل ، روزهای سختی بود گذشت و تو این یکسال و خورده ای هم که زحمت من به پای همسرم هست، از وقتی این فایل های توحید عملی رو گوش کردم همواره از خداوند بخاطر دستانش سپاسگزاری میکنم
برنامه ریزی خدا ، حرف نداره، زمانیکه حتی من به یادش نبودم اون برنامه من رو خوب چید ، درسته که چک روزگار رو خوردم اما هم بهم چک زد و هم هوامو داشت نزاشت زمین بخورم
عاشقتم خدایا …
یادمه هفت هشت سال پیش به واسطه یک دوره آموزشی کوانتمی خیلی به خدا نزدیک شده بودم، یادمه موقعی که توی نماز به ایاک نعبد و ایاک نستعین میرسیدم ، اشک تو چشمام حلقه میزد ، یک لذت عجیبی از این جمله میبردم ، و حالا که تو این سایت بهشتی هستم هرروز تکرار میکنم که تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
کمکم کن که افکارم، رفتارم و باورهام، توحیدی بشوند ، کمکم کن مسیرم درست و آسان باشه
خدایا تو تنها مالک و صاحب اختیار من هستی من را به راه راست هدایت کن تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه بر روی سنگسیاه در دل تاریکی شب پنهان است
من چندماه پیش همین فایل توحید عملی رو گوش دادم و اما امروز که مجددگوش دادم چیزهای رو شنیدم که نشنیده بودم قبلا
چون با هر بار کار کردن بر روی خودمون فرکانسمون بالا میره
وقتی ادم توکلش فقط بر روی خداوند باشه نیازی نداره که مردم پاشو ببوسن یا اونی ک پای افراد رو میبوسه توکل نداره بر خدا و فکر میکنه که اون ادم داره براش کاری انجام میدهد
روی ادم ها حساب نکنیم هیچ وقت اون ها اگر محبتی کردن دستی از دستان خداوند بوده
وقتی توی ذهنمون رو قدرت رو میدیم به غیر از خدا ینی شرک
اگر شمارو مجبور کردن فوش بدی فوش بده اگر جونت در خطره ما به کلام شما کاری نداریم به قلب شما کار داریم (کلام قران)
اگر توکلم به خدا باشه راحت درخواست میکنم اگر جواب نداد خدا از یک در دیگه بهم جواب میدهد
کسی که روی خدا حساب باز کنه،روی ادم ها حساب باز نمیکنه
اگر توکلمون به خدا باشه خدا راهایی رو برات باز میکنه و قلب هایی رو برات نرم میکنه که هیچ گاه هیچ فردی نمیتونه
وقتی از کسی انتظار داشته باشی یک تیکه از قدرتت رو از دست میدی
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این مسیر توحیدی
سپاسگزارم از مهربان پروردگارم که قوانین ثابتی برای بهتر زیستن آفرید
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
تمام قد ازتون سپاسگزارم ،
««توحید عملی، در لحظات سخت خودش را نشان میدهد:زیرا اگر یکتاپرست نباشی، در چنین لحظه ای، موجودیت یا عدم وجودت را وابسته به ماندن این فرد در رابطهات یا تصیم آن کارمند به ادامه همکاری، یا وفا کردن آن فرد به وعدهاش می دانی. آنوقت چنین لحظههایی برایت کُشنده و خفه کننده می شود.
زیرا شرک چیزی جز ترس و غم به همراه ندارد»»
این حس های ناخوشایند رو به کررات تو زندگیم تجربه کردم اما غافل از اینکه منشأش شرک بوده
خدایا سپاسگزارم که هدایتم کردی به این مسیر ، مهربان پروردگارم کمکم کن تا در این مسیر توحیدی ثابت قدم باشم ، تا هر لحظه توحیدی تراز لحظه قبل زندگی کنم.
حین گوش کردن این آگاهی ها یاد قرار دادی افتادم که میترسم رئیسم به جای قولی که بمن داده به برادر زادش بده ، یاد غمی که از دست دادن رابطم یااز دست دادن فرزندم بهم دست میده افتادم یاد بیکار شدن و نگران شدن از اینکه انقدر این کارو دوست دارم اگه از دستش بدم چی میشه افتادم ، دیدم تفاوت من با استادم اینکه اون تو این جور مواقع نگران که نمیشه هیچ بلکه داره از خوشحالی حرف میزنه که برکتی بزرگتر درحال ورود به زندگیشه…
یادم میاد که هرجا تونستم به سبک آگاهی های استاد فکر کنم و ذهنمو کنترل کنم بهترین نتایجو گرفتم و هرجا که ترسیدم و مشرک شدم ، نتایجی از همون جنس ترس ها نصیبم شده ، اما منه ماریا کم تکرار میکنم به همین خاطر کم یادم میاد
باید خودمو ببندم به این آگاهی های ناب و زندگی ساز ، تا تکرار زیاد باعث بشه ملکه ی ذهنم بشه
خدایا کمکم کن تنها ترا بپرستم و تنها از تو یاری بجویم ، خدایا منو تو این مسیر توحیدی ثابت قدم کن،تا همچنان که در جامعه ی انسانی هستم و با انسانها مراوده دارم ،خداوند رو سرمنشاء قدرت بدونم.
بازهم از شما استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی هارو به گوش ما میرسونید، دوستتون دارم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
به نام خدای مهربان
سلام به دوستان عزیز و استاد نازنین و همسرشون
قدم34 از فصل2 رو امروز برداشتم،
البته دوباره
ولی این دفعه فرق داشت
من هم هر زمان روی آدم ها حساب کردم ضربه خوردم بشدت از لحاظ روحی
این الگو برام تکرار میشد اما فکر میکردم دنیا دنیای نامردیه و گرگ توی جامعه زیاده و از این حرفای بی بند و بار.
البته برام سوال هم میشد که چرا این بلاها داره سرم میاد و و چرا بعضیا اینقدر کارشون خوب پیش میره؟رابطهشون با افراد خیلی خوبه ؟ افرادی که میخوان براشون پیدا میشه؟ایا منم میتونم جزوه اون دسته از آدما باشم؟بعد تصمیم میگرفتم مدتی با آدم ها ارتباط نداشته باشم و خب تهش افسردگی میومد سراغم
قبل از درک این قانون جهان و آشنا شدن با استاد توی این فکر بودم که خدایا تو چه شکلی هستی؟
چطوری هستی؟
باورها و افکارمو به خدا میگفتم، دوست داشتم بدونم واقعا چطوری میتونم خوشبخت زندگی کنم
از اینکه همچنین سوالاتی برام پیش میومد احساس میکردم که خدا یه موهبتی بهم داره، میخواد بهم خودشو نشون بده یا دوستم داره که این درس ها(به قول من چک هایی که بهم زد اونم خیلی زیاد)رو بهم داد ،
خلاصه مدتی گذشت و با سایت آشنا شدم
و بعد فهمیدم که بابا باید روی خودش حساب کنی
اون همه چیز توعه، تو باید از اون بخواهی بهت داده میشه فقدر باورش کن و روی هیچکس حساب نکن و هیچکس رو بزرگ نکن توی ذهنت.
که خدا شرک رو نمیپذیره
به قول استاد با خدا باش و پادشاهی کن
این جمله (با خدا باش و پادشاهی کن) رو خیلی زیاد شنیده بودم قبل از اینکه قوانین رو بشناسم
اون زمان هم هر جمله ای که حالا توی فضای مجازی بود و میخوندم و باورش میکردم بعدش چون باور کردم برام اتفاق میوفتاد و میگفتم این راست میگه:/
یاد اون دوران میوفتم اینقدر زود باور میکردم همه چیزو که نگو
اما الان قوانین رو درک کردم یک آرامش خواستیه
دیگه دودل نیستم، دیگه نگران نیستم ، نگرانی و ناراحتی مدتی میشه برام بی معنیه
خدایا شکرت که منو با مسیرت آشنا کردی و دستانت رو برای من فرستادی
منم سعی میکنم فقدر روی خدا حساب کنم
عاشقتونم
توحید عملی بخش 2
به نام خدایی که اگر بهش ایمان بیارم ، هرآنچه که بخواهم رو به من میده.
سلام بر استاد عزیزم ، استادی که رسالتش توحیده ، استادی که نمونه بارزیه از ‘ با خدا باش و پادشاهی کن’
سلام به همه خانواده دوست داشتنی خودم در این سایت
‘شرک در دل مومن ، مانند راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهانه’
خداوند هر گناهی رو میبخشه ، جز شرک به خودش.
شرک یعنی روی دیگری حساب باز کردن
شرک یعنی دادن تاییدیه به دیگری
شرک و ایمان یه امر درونیه
هرموقع جز خدا روی دیگری حساب کردی ، از همون عامل ضربه میخوری.
این یه امر بدون اجتنابه.
قرار نیست ما دست بزاریم روی فرد خاصی ، راه خاصی تا بگیم شرک داریم یا نه.
چراغ چک بنزین ماشین برای من پیش آگهی بود از اینکه خب باید بری بنزین بزنی.
امروز که داشتم فایل توحید عملی قسمت 2 رو گوش میکردم ، چراغ چک بنزین ماشین زرد شد ، گفتم خب هنوز جا داره تا بخوام بنزین بزنم ، اما به صورت کاملا غیر منتظره ماشین خاموش شد ، استارت زدم ، نه فایده نداره.
اما سعی کردم آرامش خودمو حفظ کنم ، با خودم گفتم ، درسته تو همون اولا باید با این نشونه میرفتی پمپ بنزین ، اما ‘ الخیر فی ما وقع’
با اسنپ رفتم پمپ بنزین و چند لیتر بنزین رو اوردم و ریختم تو باک و بعدش رفتم باکو پر کردم.
و این شد تجربه ای برای من ، که اون موقع که چراغ زرد شد تو چند متری پمپ بنزین بودی ، اما توجه نکردی ، خدا داشت بهت آلارم میداد اما توجه نکردی ،
اما خداروشکر ، که تونستی آرامش خودتو حفظ کنی ، همون اول با گفتن ‘ هرچی اتفاق میفته خیری داخلشه’ نذاشتی نجواهای کشنده بیاد سراغت و تو ناخواسته ها رو جذب کنی.
خدارو صد هزار مرتبه شکر.
اول صب ، قبل از این ماجرا ، یه مسافری داشتم ، و به مقصد اون بنده خدا میشد از دو مسیر رفت.
اولش ایده اومد که از مسیر دوم برو ، بعد اروم اروم داشت ذهنم دست بکار میشد که ، چکاریه ، مسیر صاف و اصلی رو برو ، گفتم نه من میخوام تمرین کنم که کاری به کار تو نداشته باشم ، از مسیر دوم میرم ، و همینکه اینو گفتم ، مسافر هم تاییدش کرد و گفت از این مسیر هم میشه بری ، و توی برگشت گفتم بزار از اون سمت برم ببینم چه خبره ، خیرمو ببینم تا ذهنم منطقی بشه ، رفتم و دیدم ، بله ، دارن توی جاده کار میکنن و ترافیک درست شده.
خدارو هزار مرتبه شکرت.
چشم رنگی هم قشنگی خودشو داره.
یه دختر بچه 7 ، 8 ساله سوار شد که بره کلاس زبان ، بهش که توجه کردم ، دیدم ته چهره ای به صورت دختر خودم داره اما با چشای سبز.
خیلی دوست داشتم که چشای دخترم رنگی باشه ، همیشه هم میگفتم چشاش سبزه.
اما الان چشاش رنگ چشمای خودمه ، همونقدر قشنگ و دوست داشتنی.
خدایا شکرت بخاطر این نعمتت توی زندگیم.
صدق باحسنی بود این ماجرا برای من. ایشالا … .
خب بریم سراغ توحید عملی .
جز خدا ، حساب کردن روی دیگری آدمو میبره توی برزخ.
چطور؟
وقتی با خودت فکر میکنی اون شخص با توجه به نفوذی که داره ، با توجه به اسم و رسمی که داره ، برای تو کاری رو میکنه ، و روی خدا حساب نمیکنی ، دیگه دل خوش میکنی به اون ادم.خودت کاری نمیکنی..به الهامات و ایده هایی که میاد توجه نمیکنی. و نتیجه هم مشخصه قاعدتا.
ما اگر خودمونو بکشیمم ، قادر نیستیم توی زندگی دیگران اثر بزاریم ، دیگران هم قدرتی توی زندگی ما نداره. تا زمانی که ، ما بهش قدرت ندیم و تنها منبع قدرت رو خدا بدونیم.
روی آدما حساب باز نکن ، از آدما بخاطر محبتشون تشکر کن ، اما تاییدیه و تشکر اصلی رو از خدای اون آدما داشته باش.
همه آدما دستانی هستن از خداوند برای پیشبرد هدف های تو.خدا اونا رو میاره توی مسیرت.چه زمانی؟زمانی که فقط و فقط روی خدا حساب کنی.قدرت رو به خدا بدی.
وقتی روی هرچیزی به غیر از خداوند حساب میکنیم ، داریم شرک میورزیم.
قانون درخواست با شرک فرق داره.
قانون درخواست میگه ، تو موجودی اجتماعی هستی و افراد جامعه دستانی از دستان خداوند هستن که تو میتونی با توجه با احساست ، از اونها درخواست کنی ، اما روی اونها حساب نمیکنی..اگر اون فرد درخواست تو رو رد کرد ، بهم نمیریزی ، میگی خدا از یه دست دیگه ، از یه طریق دیگه ، به من کمک میکنه…اون آدم تنها مسیر رسیدن به خواسته من نیست..
شرک و ایمان یه موضوع قلبی و درونیه.
درخواست میکنی ، توکلت به کیه؟ امیدت به کیه؟ باید توکل و امیدت به خدا باشه و بس.
خداوند به اعماق سینه ها آگاهه..خودتو گول زدی ، خداتو که نمیتونی گول بزنی.
اگر تو روی خدا حساب باز کنی ، روی آدما حساب نمیکنی.
تو با افراد جامعه کار میکنی ، اما امیدت به خداونده.
زمانی میتونی بگی توکل داری ، زمانی میتونی بگی فقط روی خدا حساب میکنی که اگر درخواستی از کسی کردی و جواب رد شنیدی ، بهم نریزی ، احساس آرامشتو حفظ کنی و بگی خدا از یه طریق دیگه به من راهو نشون میده.
همه چیز باوره..همه چیز ایمانه..به اندازه ایمانت به خدا ، به اندازه هماهنگیت با خدا (روح) ، اجابت میشی…
کاری رو انجام بده که دوست داری ، کاری که میدونی درسته ، حرفی رو بزن که درسته ، برای دل دیگران ، برای خوشایند دیگران کاری رو انجام نده ، با انجام این کار مشرک نشو ، با یار جمع کردن ، شرکو به دلت راه نده.
فکر میکنی اگر توی کارت فلان حرفو بزنی که میدونی درسته ، افراد شاید خوششون نیاد و سمتت نیان ، داری شرک میورزی.
کی میخواد آدما رو سمت تو بیاره؟
کی میخواد مشتری بشه توی کسب و کارت؟
کی میخواد بشه عشق توی روابطت؟
آیا داری کاری رو انجام میدی برای رضایت اطرافیانت؟و میدونی با درونت جور نیست؟
این شرکه…
اصلی ترین رابطه ما با خداونده و پایه و محور تمام روابط ما از مسیر توحید و رابطه با خداوند میگذره.
اگر تو روی خدا حساب باز کنی ، اگر بهش توکل کنی ، اگر قدرتش ، اگر ثروتش ، اگر ربوبیتش ، اگر رزقش ، اگر رحتمش رو باور کنی ، موفقیت ها رو به سمتت هدایت میکنه.
عشق رو توی جهانت گسترش میده ، از ثروت بی نیازت میکنه ،
انّ الله غنی حمید (ثروت و سپاسگزاری، دادن تاییدیه به خداوند باهمن)
هرموقع ما باورمون رو نسبت به خدا از دست میدیم ، زمانی که از مسیر خارج میشیم ، وارد سیکل ناخواسته ها میشیم ، از همون جایی که بهش تکیه کردیم ، ضربه میخوریم.
اما تکیه و توکل به خدا ، اصل رسیدن به پادشاهیه..اصل رسیدن به خوشبختی و سعادته.
آیا فکر میکنی که برای موفقیتت دیگری باید پشتت باشه ؟ دیگری باید همراهت باشه؟
دیگری باید کمکت کنه؟ فکر میکنی اون آدم میتونه و قدرت داره جلوت وایسه؟ آیا فکر میکنی قوانین بی پایه جامعه ، که هرکدومش ده ها تبصره داره ، میتونه تورو به خواسته هات برسونه یا جلوتو بگیره؟
شرک همینه…
با خدا باش و پادشاهی کن ، بی خدا باش و هرچه خواهی کن.
هرموقع روی غیر خدا حساب کردی ، ضربه خوردی ، هرموقع روی خدا حساب کردی ، هرموقع فقط قدرت خدا رو باور کردی ، بهت داده شده.
مگه غیر اینه؟ فکر کن ، به اطرافت نگاه کن ، توی روابطتت ، توی کسب و کارت ، توی سلامتی خودت و عزیزانت ، توی رزقت .
فقط باید باورش کنی .
کاری رو انجام بده که دوست داری و میدونی درسته ، برای خودت انجامش بده ، مردم دوست داشتن یا نداشتن اهمیتی نداره (یه باگ مشخص شد با نوشتن این موضوع ، پس روش کار کن) این موضوع بی احترامی به مردم نیست ، احترام گذاشتن به خودته ، احترام گذاشتن به عقیده و باور درست توئه.
مسیر حرکتی جامعه رو رها کن ، کار خودتو طبق الهامات قلبیت انجام بده.
روی دیگران ، حتی روی خودت حساب نکن ، روی خدا حساب کن ، خدایی که تمام قوانین و قدرتها رو خلق کرده.
اگرما باورمون رو به خداوند تقویت کنیم ، اون خدا به راحتی کارها رو برای ما انجام میده.
راه حل ها رو به ما میگه ، خداوند قدرت بازکردن درها رو برای ما داره ، خداوند براحتی اتفاقات رو برای ما رقم میزنه ، خداوند براحتی افراد مناسب رو به سمت ما هدایت میکنه ، خداوند براحتی ، ما رو به سمت نعمت و ثروت و عشق و آرامش بیشتر هدایت میکنه.
خداوند رو اگر باور کنی و بهش عمل کنی ، قلبی ، اون قدرت تو رو از فرش به عرش میرسونه ، براحتی ، براحتی ، براحتی .
به اندازه ای دریافت میکنی که بتونی باورش کنی ، بهش توکل کنی ، قلبی بهش عمل کنی ،
به یاد بیار وقتی فقط روی خدا حساب کردی ، چقد راحت کارات انجام شد ، باورت بیشتر میشه.
به یاد بیار وقتی روی دیگران حساب کردی ، از همه طرف ضربه خوردی ، از نظر مالی ، عاطفی ، سلامتی ، اون موقع باورت بیشتر میشه برای اینکه روی هیچ کسی حساب نکنی.
میخوای ورق برگرده ، روی خدا حساب کن ، خدا رو باور کن ، فقط به خدا چشم امید داشته باش.
تمام قدرت ازآن خداونده ، تمام عزت از آن خداونده ، تمام نعمت ها ازآن خداونده ،
خدایی که با قدرتش میتونه هرکار غیر ممکنی رو (از نظر ذهن تو) ممکن کنه ،
این خدا سزاوار توکله ، این خدا سزاوار ستایشه ، این خدا عشق واقعیه ، این خدا قدرت اصلی جهانه.
خدایا ، تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم ، ما رو به راه راست ، راه کسانی که به اونها نعمت ، ثروت ، سلامتی ، عشق ، سعادت داده شده ، هدایت کن.
الان که به خواستههای بسیاری در زندگیات رسیدهای و میتوانی انتخابهای بیشتری داشته باشی، بالاترین عشق و علاقهات چیست؟
چه کاری است که قلبت را سرشار از اشتیاقی سوزان و ذهنت را خاموش و آرام می سازد؟!
چه کاری است که هنگام انجامش، آنقدر زمان فراموشت می شود که نه شب و روز را می فهمی و نه خستگی و گرسنگی؟!
و هر بار پاسخی جز این نداشتهام:
“میخواهم برای تمام عمر، “اشاعه توحید رسالت زندگیام باشد“. حتی اگر امروز یک نفرِ دیگر تصمیم بگیرد نگاه دیگری به خدا داشته باشد تا او را از نو بشناسد، من به هدفم رسیدهام!”
آره ، از خودت بپرس ، فرض کن همه اونچه که الان بخاطرش نگران میشی ، دودل میشی ، آرامشتو بخاطرش از دست میدی ، الان ، توی زندگیت داری و نیازی نیست دیگه نگرانش باشی.
(که اگر ما سعی کنیم از دیدگاه روح به همه چیز نگاه کنیم ، دیگه نیازی نیست به فرض و احتمال و تصور کردن داشتنش)
حالا بشین با خودت فکر کن ، الان دوست داری چطور زندگی کنی ؟
الان دوست داری چه کاری رو انجام بدی؟
آیا هنوزم با این دید که تا زمانی که کارم جا بیفته ، برم خودمو توی سختی قرار بدم ، برای چی؟برای چیزی که هرچی میدویی تهش هیچی نیست.داری میبینی که…چی شده؟
فکر میکنی از گشنگی میمیری؟
کار کردن خوبه ، اما فلسفه ای که توی ذهنت درموردش ساختی چیه؟
بهش فکر کن ، آیا فلسفه و باوری که درموردش داری ، با روحت هماهنگه ، اصلا با هدفت هماهنگه؟
هر طور که به زندگی و چالشهایش نگاه میکنم، یقینم بیشتر میشود که توحید عملی راهکاری برای همه چیز است!
لحظههای زیادی در زندگی پیش میآید که به شدت نگران و ترسان میشویم زیرا:
فردی که عاشق اش بودیم، دیگر نمیخواهد در این رابطه بماند.
کارمندی که سالها برایش وقت گذاشتیم تا از او فردی زبده بسازیم، حالا که حکم شریان اصلی کسب و کار ما را دارد، تصمیم به ترک کار گرفته یا فردی که قول انجام کاری را به ما داده بود، وعدهاش را فراموش کرده.
توحید عملی، در چنین لحظههایی خودش را نشان میدهد:
زیرا اگر یکتاپرست نباشی، در چنین لحظه ای، موجودیت یا عدم وجودت را وابسته به ماندن این فرد در رابطهات یا تصمیم آن کارمند به ادامه همکاری، یا وفا کردن آن فرد به وعدهاش می دانی. آنوقت چنین لحظههایی برایت کُشنده و خفه کننده (برزخ و جهنم واقعی)می شود.
زیرا شرک چیزی جز ترس و غم به همراه ندارد.
آره ، شرک و عدم توکل به خدا ، چیزی جز نگرانی ، ترس ، احساس حسرت ، احساس بی عرضگی ، احساس عجز ، ناراحتی ، بیماری ، روابط مخدوش ، کسب و کار بی رونق ، افسردگی و ناامیدی ، برات نداره.
اما وقتی یکتاپرستی اصل و اساس زندگیات باشد، آنوقت دلیل حضور هر نعمتی در زندگی ات، خواه یک فرد باشد، یا شغلی عالی، یا راهکاری برای مسئله ات و…، برکتی از جانب خداوند می دانی و اگر زمانی به هر دلیلی، از زندگی ات برود، معنایش این است که برکتی دیگر از خداوند در حال ورود به زندگی ات است.
برای همین، نه تنها این لحظهها ذرهای نگران ات نمیکند، بلکه خوشحال و شگفت زده، منتظر ورود برکات خداوند به شکل های مختلف، خواهی ماند. این آرامش، ارمغان توحید عملی است.
وقتی به هر دلیلی ، کسب و کارت ، بخاطر بهم ریختن اینترنت تا چند روز مختل میشه ، چه روندی رو پیش میگیری؟
آیا دائم غر میزنی ، آیا برای ورود مشتری به کسب و کارت ، رو اینترنت حساب کردی ، آیا برای فروش بیشتر ، قیمت دلار و طلا رو توی کارت دخالت میدی؟ (خداروشکر مدتهای زیادیه توی این وادی نیستم ، اصلا نمیدونم قیمت چنده، خداروهزار مرتبه شکرت)
توحید عملی یعنی، همچنان که در جامعه انسانی هستی و با دیگران در کسب و کار و… مراوده داری، خداوند را منشأ قدرت بدانی و هر فردی که گرهای از کارت میگشاید یا گرهی از کار فردی می گشایی،این را دستی از جانب خداوند بشماری و به خاطر بسپاری که خداوند همواره دستان زیادی برای یاری همگان دارد!
خداوند قادر است به شکل همراه، همکار یا مشاوری عالی، وارد زندگیات شود، به شکل مشتری، بازار و ایدهای ثروت آفرین، وارد کسب و کارت شود و جان دوبارهای به آن ببخشد، به شکل دارویی شفا بخش وارد بدنت می شود، اگر این قدرت را باور کنی.
بهش فکر کن ، خدا همون روزی که ازش قلبا خواستی و تسلیمش شدی ، اومد توی زندگیت ، شد پزشک جراحی برای رهایی تو از اون مسئله ، پزشکی که اصلا فکر نمیکردی گذرش به شهرت بخورت حتی.
خدا شد همون دستی که وقتی با آرامش کامل ازش خواستی ، هدایتت کرد به سمت راه درست ، نه راهی که بقیه میگفتن چرا بچتو نمیبری متخصص ، اخرش فلان میشه بمان میشه ، نه ، خدا شد دستی برای حل مسائلت.
وقتی رفتی دکتر و دکتر گفت فقط این شیر رو تهیه کن و به فرزندت بده ، فقط اینه که بهش میسازه ، و تو اولش کل شهرو گشتی و اصلا بعضی داروخونه ها اسمشم نمیدونستن ، اما وقتی از اون خدا خواستی هدایتت کنه ، خیلی راحت هدایتت کرد ، گفت شیرو عوض کن ، براحتی. خدارو صد هزار مرتبه شکر.
خداوند قادر است به هر شکلی که تو میخواهی و میتوانی آن را در ذهنت بسازی، وارد تجربه زندگیات بشود.
خدارو چطور باور کردی ؟
خدا به شکل باور تو ، به شکل ظرف وجودت ، خودشو توی زندگیت نشون میده ،
در مورد ثروت ، سلامتی ، روابطتت ، اینکه چطور روی هدفت تمرکز کنی ، سپردیش به خدا؟
خواستی اون هدایتت کنه؟یا داری زور میزنی که ببینی چه راهی مناسبه؟
زور نزن ، وا بده ، دلتو بده به دلش ، روی خودش حساب کن ، از خدات بخواه که هدایتت کنه ، اگه باورش کنی که قدرتش رو داره ، پس تجربش میکنی ، به چه شکلی ، به شکل ظرفی که با باورات ساختی.
پس چرا این قدرت را باور نکنیم؟! چرا روی آن حساب نکنیم و چرا به این قدرت وابسته نشویم؟!
چرا نگذاریم یکتا پرستی آنچنان همه ابعاد زندگیمان را آکنده سازد، که دیگر فضایی برای حساب باز کردن و وابسته شدن به غیر او، نماند.
وقتی توی همه چیز ، بتونی و سعی کنی که فقط و فقط خدا رو ببینی ، دیگه حالت بد نمیشه ، دیگه بهم نمیریزی ، حالت خوبه.
خدایا شکرت ، خدایا شکرت که میشه روت حساب کرد و تردید نداشت.
انّ الله علی کل شیء قدیر.
اینو باور کن ،
و توکل علی الله ، انّ الله بصیر بالعباد.
اینو باور کن ،
انّه هو التواب رحیم .
اینو باور کن ،
انّ الله غنی حمید.
اینو باور کن ،
انّ الله واسع علیم
اینو باور کن ،
انّک انت السمیع العلیم
اینو باور کن ،
انّک انت العزیز الحکیم ،
اینو باور کن ،
انّ الله مع الصابرین ،
اینو باور کن ،
انّا لله و انّا الیه راجعون ،
اینو باور کن ،
انّ الله غفور رحیم ،
اینو باور کن ،
انّ الله مع المتقین ،
اینو باور کن ،
انّ الله لذو فضل علی الناس ،
اینو باور کن ،
انّک انت الوهاب ،
اینو باور کن ،
انّ الدین عند الله الاسلام ،
اینو باور کن و بهش عمل کن ،
انّما یقول له کن فیکون ،
اینو باور کن ،
و نفختُ فیه من روحی ،
اینو باور کن ، تو جزئی از خدایی ، تو عزیزدل خدایی ، تو جانشین خدایی روی زمین ،
سخّر لکم ما فی السماوات و ما فی الارض ،
اینو باور کن ،
اذا سئلک عبادی عنی فانّی غریب ،
اینو باور کن ،
اجیب الدعوه الدّاع اذا دعان ،
اینو باور کن ،
علی بذکر الله تطمئن القلوب ،
اینو باور کن ،
و هزاران وعده و قانون و اصل و اساس خداوند رو در قرآن باور کن ، قوانینی که به تو قدرت میده ، قوانینی که به تو عزت میده ، قوانینی که به تو ثروت میده ، قوانینی که تو رو به اصل خودت میرسونه.
خدارو سپاسگزارم که هر موقع توی دل مسیر توی این مدت که همراه با سایت عباسمنش هستم ، ناامیدی ، ترس ، نگرانی ، احساس بد ، شروع شد ، منو به سمت خودش هدایت کرد ، منو هدایت کرد به سمت فایلهای توحید عملی ، منو هدایت کرد به سمت قرآن ،
من باور دارم که هرموقع دلم میگیره ، قرآنو باز میکنم ، خدا از طریق یه آیه ، خیر و شر منو به من میگه ، دلمو مطمئن میکنه.
خدایا هزاران بار شکرت.
در پناه الله یکتا ، شاد باشید و متوکل بر قدرت برتر کیهان.
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
آیه 48 سوره نساء در مورد بخشش تمام گناهان توسط خداوند است. این آیه میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ
وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ ۚ
وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِیمًا».
این آیه به این معناست که خداوند شرک به خود را نمیبخشد، اما گناهان پایینتر از شرک را برای هر کس که در مشیت باشد میبخشد. همچنین بیان میکند که هر کس به خداوند شرک بورزد، گناه بزرگی را مرتکب شده است.
چقدر من نیاز دارم به شنیدن بارها و بارهای توحید و اجرای توحید در عمل .اینکه خداوند رو باور کنم . اینکه قدرت خداوند رو باور کنم . من هم تجربه این رو دارم که پشتم هزاران بار توسط آدمها خالی شد . بارها و بارها دیدم که آدمها به محض متوجه ضعفی در من شدن من رو رها کردن .
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هرچه خواهی کن
من هم هزاران بار باید اینا رو به خودم بگم و برای خودم تکرار کن . باید با خودم تکرار کن که خداوند هست که هیچوقت من رو رها نکرده و نمی کنه و من فقط به اون نیاز دارم . اینکه من روی مردم نباید حسابی کنم . روی خودم هم نباید حساب ن کنم . روی خداوند خودم حساب کنم . اینکه روی قدرتهای نظامی و قدرت های سیاسی حساب نکنم ، روی خداوند حساب کنم . اینکه ایمان داشته باشم که خداوند میتونه به راحتی درها رو برای من باز کنه و به راحتی موقعیتها رو برای من ایجاد کنه و میتونه به راحتی من رو از فرش به عرش برسونه رو هزاران بار تکرار کنم . خدایی که بر قلب من آگاه هست . خدایی که میتونه تمام جنبههای زندگی من رو شکوفا کنه و من رو به اوج برسونه . اینکه من به اندازه ای دارم که خداوند رو در زندگیم باور کردم و اگر بیشتر باور کنم بیشتر خواهم داشت . خداوند هست که رزق رو وارد زندگی من میکنه . خداوندی که میتونه همه چیز رو تغییر بده و توکل کردن بر اون من رو به پادشاهی و ثروت در دنیا و آخرت می رسونه و باید این رو باور کنم و از خداوند و فقط از خداوند کمک بخوام و از خداوند بخوام که هدایتم کنه . فقط از خداوند بخوام که خیر و نیکی رو در دنیا و آخرت بهم عطا کنه . از خداوند بخوام که من رو به بهترین راه ها هدایت کنه و سعادت رو بهم عطا کنه . خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم . من رو به راه راست به راه نعمت هدایت کن .
خدایا شکرت
به نام خدایی که واحد است و بی نیاز
گام سی و چهار از پروژه گام به گام
بحث زیبا و دلنشین توحید
هر کجا موفقیتی داشتی آن را از توحید بدان
و هر کجا شکست ومشکلی پیش آمد دنبال ردی. از شرک باش
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿22﴾
اوست خدایى که غیر از او معبودى نیست داننده غیب و آشکار است اوست رحمتگر مهربان (22)
هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿23﴾
اوست خدایى که جز او معبودى نیست همان فرمانرواى پاک سلامت[بخش و] مؤمن [به حقیقت حقه خود که] نگهبان عزیز جبار [و] متکبر [است] پاک است خدا از آنچه [با او] شریک مى گردانند (23)
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿24﴾
اوست خداى خالق نوساز صورتگر [که] بهترین نامها [و صفات] از آن اوست آنچه در آسمانها و زمین است [جمله] تسبیح او مى گویند و او عزیز حکیم است (24) سوره حشر
خدایا شکرت
سلام و ادب و احترام به خدمت استاد عباسمنش عزیز خانم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسم
گوش کردن به فایلهای توحیدی مثل اکسیژن میمونه یعنی باید روتین روزانه مون باشه
توی هر دوره و مرحله ای از آموزشهای استاد که باشیم حتما در کنارش باید این فایلها رو هر روز گوش بدیم
چون این فایلها به اصل اساسی تاکید میکنن که همان توحیده، اصلی که عمل به اون باعث خوشبختی و بی توجهی به اون عامل بدبختی آدمها هست.
تصمیم گرفتم هر فایلی رو که گوش میدم بیام و درکم از اون فایل و تجربیاتم رو کامنت کنم تا برای خودم تکرار و مرور بشه چرا که انسان زود یادش میره و تذکر جزو لاینفک رشد و تعالی مستمر هست که باید جدی گرفته بشود.
استاد چه زیبا بیان کردند که توحید مهمترین نکته در رشد و پیشرفت انسان هست چرا که وقتی روی خدا حساب میکنی در حقیقت روی تنها قدرت حاکم بر جهان حساب باز میکنی ، کسی که قدرتش بی نهایت هست و این تکیه کردن و حساب کردن روی چنین قدرتی ، در ابتدا به آدم آرامش و امید میده و بعدش وقتی قلبت آرام شد، شجاعت در وجودت شروع به رشد میکنه
همه چیزهای خوب و خصلت ها و ویژگیهای خوب در بستر آرامش فرصت رشد و تعالی پیدا میکنن
این موضوع در قرآن بارها تکرار شده و خداوند نتیجه داشتن ایمان و توکل و امید به الله یکتا را
عدم ترس و نگرانی و غم، و داشتن آرامش دانسته
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ. احقاف 13
به درستى که آنان که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند پس نیست بیمى برایشان و نه ایشان غمگین شوند.
کسانی که رب و تنها فرمانروای جهانیان رو الله یکتا بدونند و در این راه استمرار و استقامت و صبر داشته باشند نه ترسی و نه غمی خواهند داشت
حالا اگر خدا رو رب بدونیم یعنی در قبالش چیکار باید بکنیم:
قرآن بهمون جواب رو داده:
إِنَّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَٱلَّذِینَ هَادُواْ وَٱلصَّـٰبِـُٔونَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ مَنۡ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحٗا فَلَا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ.مائده69
به درستى که آنان که گرویدند و آنان که یهود شدند و از دینى بدینى روندگان و ترسایان آنکه گروید به خدا و روز بازپسین و کرد کار شایسته پس نیست بیمى برایشان و نه ایشان اندوهناک شوند.
فقط باید به خداوند و روز قیامت ایمان بیاوریم و کار شایسته انجام بدیم
و نتیجه این آرامش چی میشه؟
إِنَّ ٱلَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا ٱللَّهُ ثُمَّ ٱسۡتَقَٰمُواْ تَتَنَزَّلُ عَلَیۡهِمُ ٱلۡمَلَـٰٓئِکَهُ أَلَّا تَخَافُواْ وَلَا تَحۡزَنُواْ وَأَبۡشِرُواْ بِٱلۡجَنَّهِ ٱلَّتِی کُنتُمۡ تُوعَدُونَ.فصلت 30
به درستى که آنان که گفتند پروردگار ما خداست سپس ایستادگى کردند فرود مى آید برایشان فرشتگان که نترسید و غمگین نشوید و شادمان شوید به بهشتى که بودید وعده مى شدید.
زندگیمون میشه بهشت و خوشبختی رو تجربه میکنیم.
به شخصه از وقتی سعی کردم توحید رو در عمل اجرا کنم و قدرت رو از آدمها بگیرم و اعتبارش رو به خدا بدم
زندگی ام به کل تغییر کرده
از اساس عوض شده
تونستم بعد از سالها تجربه غم و نگرانی و استرس و ناامیدی، حالا طعم شیرین آرامش حقیقی و دایمی رو بچشم.
من در طی حدود 20 سال از زندگی ام رو در شرک سپری کردم، چون امید زندگی ام به یک شخص بود فکر میکردم اگر این شخص در زندگی ام باشد من رشد خواهم کرد وگرنه بدبخت خواهم شد
گاهی تو تنهایی هام با خودم میگفتم که اگه اون فرد بمیره من بقیه زندگی ام رو چیکار باید بکنم و چطور به روند رشد و پیشرفتم ادامه بدهم
در طول اون سالها خودم رو پیشش حقیر میکردم
به زورگوییهایش تن میدام، وقتی باهاش بحثم میشد همیشه من کوتاه می اومدم و تقصیر رو به گردن میگرفتم با اینکه من مُحِق بودم و مقصر اون فرد بود ولی من از ترس از دست دادنش تقصیرات رو به گردن میگرفتم و نتیجه این رابطه مشرکانه چیزی نبود جز ترس و غم
همیشه در ترس و نگرانی به سر میبردم و حقارت و خرد شدن عزت نفسم هم نتیجه این وضعیت بود.
دیگه از این وضعیت تاریک خسته شده بودم و نمی تونستم این شرایط رو تحمل کنم، ولی نمیدونستم که چیکار کنم ، چون هر قدر توی این رابطه من تلاش میکردم مثل باتلاق بیشتر فرو میرفتم ،
شاید وضع ظاهری زندگی ام بهبود پیدا میکرد ولی وضع روحی و روانی ام داغون تر میشد .
تا اینکه من با مباحث توحید حقیقی آشنا شدم
و خصوصا مباحث و آموزشهای استاد عباسمنش بزرگوار
وقتی فایلهای مربوط به توحید و ایمان رو گوش میکردم به قدری برام جدید و جذاب بود که حد نداشت
منی که عمرم رو در خواندن ظاهری قرآن سپری کرده بودم
حس میکردم که اولین بار هست که قرآن و توحید رو دارم می شنوم
چنان این مطالب به قلب و روح من نشست و چنان کن فیکونی در درونم رخ داد که کلا من عوض شدم
حرفی که همسرم همیشه بهم میگه که ناصر تو عوض شدی و …. البته نه به عنوان تعریف و بلکه به عنوان تشر و کنایه.
خلاصه آگاهی های استاد عزیزم در خصوص توحید باعث شد که آرامش و امید و شجاعت در قلب و روحم وارد بشه و پس از گذشت مدتی ، اون رابطه مشرکانه از طرف اون فرد و بدون هیچ بحث و درگیری و به طور یکطرفه قطع بشود، البته اولش خیلی برام دردناک بود که چنین ارتباطی از بین رفته ولی سعی کردم طی چند روز برای خودم منطقی کنم که این اتفاق کاملا درست و بموقع رخ داده
وقتی ارتباطم قطع شد و چند هفته که گذشت من تازه متوجه شدم که چه فرد مشرکی بودم و در چه زندان خودساخته ای خودم رو اسیر کرده بودم و
از طرفی هم هر روز داشتم رهاتر و آزادتر میشدم.
این تجربه باعث شد که متوجه بشم که خداوند بود که اون فرد رو به زندگی من وارد کرده بود و از طریق اون فرد بهم کمک میکرد و اگر اون رفته، خداوند از بینهایت طریق هدایتش رو بهم میرسونه
و این رو عینا دارم تجربه میکنم.
حالا دیگه فقط و فقط به خداوند دل بستم و از خودش همه چی میخوام و مطمئن هستم که با عشق همه خواسته هامو برآورده میکنه
دارم آرامشی رو تجربه میکنم که سالهای سال دنبالش بودم ، آرامشی که نه به خاطر وجود فرد خاصی باشه یا وجود فلان امکانات و شرایط ویژه
بلکه این آرامش به خاطر حضور خداوند در قلب و روحم هست که در من به وجود آمده.
نتیجه عمل به توحید عملی این شده که از کسی نمی ترسم، از رفتن کسی از زندگی ام هم نمیترسم
سعی نمیکنم به کسی اعتبار و قدرت بدم با اینکه از همه تشکر میکنم ولی در قلبم میدانم که این انسانها و شرایط دستان الهی اند که در خدمت به من هستند.
با سپاس از استاد عزیزم و دوستان گلم.
الا بذکرالله تطمئن القلوب.
24خرداد1404
یاحق
به نام آنکه همه گیتی از اوست
سلام به همسفران نازنیم ، خداقوت بهتون برای این که ادامه دادید و میدهید
یارب به امید تو:
توحید یک مسیر هست و به رهروان این مسیر با نامهای متوکل، صابر و مومن شناخته میشوند و همه آنها یک ویژگی دارند آن هم تسلیم بودن هست یعنی باوردارند به قوانین رب به آگاهی که رب از مدت ها قبل در وجودمان به امانت گذاشته و حال با نشانههای مختلف آن را به یاد ما میآورد و باعث قوت قلب و آرامش و خیال راحت ما میشه باعث حال خوبمون و به طبع افزایش کیفیت زندگیها و روابطمان میشود.
مسیر مقابل توحید اسمش شرک هست وقتی داخلش هستی مشرک و کافر و…. هستی مهم ترین ویژگیت که مشترک هست با هم مسیرهات استرس و ترس و نگرانی در کل احساس بد هست و هرچقدر بیشتر تقلا میکنی بیشتر در چاه فرومیری، رب و زیبایی مسیر توحید نمیبینی اگرم ببینی باورش نمیکنی خلاصه که نسبت به رب و آگاهی و قدرتی که در اختیارت قرار داده کاملا غافلی.
رب انقدر وهاب هست که قدرت حق انتخاب بهت داده تا خودت مسیرت رو انتخاب کنی خودت اون جور که دوست داری از این صلاح قدرتمند در جهت ساخت زندگیت استفاده کنی بهت راحت سعادت و شقاوت نشان داده و میده حال تصمیم باتو هست که کدام مسیر و انتخاب کنی.
چوب یک باور رو خودم خیلی خوب خوردم اونم حساب کردن روی خودم بود، وقتی روی خودم حساب کردم به یک جا از زندگی که رسیدم گیرپاج کردم و بریدم روی قدرت و مهارتم در حال خوب حساب کردم و بهش افتخار میکردم و مدام میگفتم آره فلان موضوع پیش آمد همچین کردم همچون کردم من الم و بلم اما الان فهمیدم من بدون حمایت ربم بدون تکیهگاه و امید داشتن به آن هیچم.
خدایا شکرت برای این دریا برای این که امروز نوشتن این کامنت و درک بهتر قانون و حال خوبم رو روزیم کردی.
خدایا عملگرا تر بودن هم روزیم گردان که من به تو فقیرم.
در پناه رب العالمین شاد و ثروتمند و سعادتمند و سالم در دنیا و آخرت باشید.
یاحق
سلام و احترام
روز سی و چهارم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس فراوان از استاد عزیزم
این فایل رو من چندین بار گوش کردم و اینبار و هم به عنوان درس سی و چهارم از تحول روز شمار گوش کردم و یادداشت کردم تمام صحبت های استاد رو
یاد آذر 402 افتادم که یهویی بخاطر عود بیماری اورژانسی بستری شدم و شبی که به بخش منتقل شدم دخترم که کلاس ششم بود از صبح تا شب تو خونه تنها بود ، خواهرهای خودم شهرستان بودند، پدر مادر هم تازه از دنیا رفته بودن و فقط خانواده همسر بودند و از اونجایی که نمیشد روشون هیچ حسابی باز کنیم ،لحظه ی بستری با اون فشار درد حس غمگینی هم داشتم که من معلوم نیست تاکی بیمارستان باشم و تکلیف دخترم و خودم که نیاز به مراقبت دارم چی میشه !
اون شب یهو یاد برادرزادم افتادم که تنها زندگی میکنه و همسرم باهاش تماس گرفت بنده خدا اومد بیمارستان و همسرم رفت خونه پیش دخترم ، فردا خیلی اتفاقی خواهرام متوجه شده بودند که من بستری شدم و سریع با پرواز یکی از خواهرام تا شب خودشو رسوند و روزها در بیمارستان پیش من بود و شب ها میرفت خونه پیش دخترم و شب همسرم تو بیمارستان مراقب من بود ، هفته ی بعد دوتا خواهر هام اومدند ، یکی شون خونه پیش دخترم بود و یکی از صبح تا شب پیش من بیمارستان ، و شب ها هم همسرم پیشم بود ، به همین منوال بیست روز منو تو بیمارستان خواهرام، ساپورت کردند تا مرخص شدم و خودم اصلا باورم نمیشد که خواهرام اینقدر مهربونند که خانوادشون رو رها کردند و به داد ما رسیدند و تا یکسال به همه میگفتم که خواهر های من همشون گل هستند خیلی بهم رسیدن ، اما چون توحید رو نمیدونستم هیچوقت فکر نکردم که اینا دستای خداوند هستند که به دادم رسیدند ، من واقعی باید از خدا تشکر کنم ، که نه من در بیمارستان تنها موندم و نه دخترم در منزل ، روزهای سختی بود گذشت و تو این یکسال و خورده ای هم که زحمت من به پای همسرم هست، از وقتی این فایل های توحید عملی رو گوش کردم همواره از خداوند بخاطر دستانش سپاسگزاری میکنم
برنامه ریزی خدا ، حرف نداره، زمانیکه حتی من به یادش نبودم اون برنامه من رو خوب چید ، درسته که چک روزگار رو خوردم اما هم بهم چک زد و هم هوامو داشت نزاشت زمین بخورم
عاشقتم خدایا …
یادمه هفت هشت سال پیش به واسطه یک دوره آموزشی کوانتمی خیلی به خدا نزدیک شده بودم، یادمه موقعی که توی نماز به ایاک نعبد و ایاک نستعین میرسیدم ، اشک تو چشمام حلقه میزد ، یک لذت عجیبی از این جمله میبردم ، و حالا که تو این سایت بهشتی هستم هرروز تکرار میکنم که تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخوام
کمکم کن که افکارم، رفتارم و باورهام، توحیدی بشوند ، کمکم کن مسیرم درست و آسان باشه
کمکم کن ندانسته شرک نورزم .
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد
به نام خداوندبخشنده ومهربان
سلام به استادی که خودم و خداوندراازنوبه من شناساند،وسلام به مریم جانم که وجودش شناخت خداوندجدیدرابرایم آسانترکرده است.
نمیدونم استادجان چرافایلهای قدیمی که درباره توحیدصحبت میکنیدبیشترمیشینه به گوش جانم….
سادگی وسرخوشی عجیبی توی این فایلهاست که منم سرمست میکنه وقتی ازتوحیدصحبت میکنید.
کاش میشدخدارودیدکاش میشدبیشتردرک کنم
خدای من کیستی که هرچه بیشتردرکت میکنم حریصترمیشم برای درک بیشتر….
کاش ذهن انسان روزی بتونه سیراب بشه ازدرک خدا…..
درپناه حق سربلندباشید
به نام خدای زیبایی ها؛
ردپای من در روز 34ام از روز شمار تحول زندگی
توحید عملی 2
خدایا تو تنها مالک و صاحب اختیار من هستی من را به راه راست هدایت کن تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
شرک در دل مومن مانند راه رفتن مورچه بر روی سنگسیاه در دل تاریکی شب پنهان است
من چندماه پیش همین فایل توحید عملی رو گوش دادم و اما امروز که مجددگوش دادم چیزهای رو شنیدم که نشنیده بودم قبلا
چون با هر بار کار کردن بر روی خودمون فرکانسمون بالا میره
وقتی ادم توکلش فقط بر روی خداوند باشه نیازی نداره که مردم پاشو ببوسن یا اونی ک پای افراد رو میبوسه توکل نداره بر خدا و فکر میکنه که اون ادم داره براش کاری انجام میدهد
روی ادم ها حساب نکنیم هیچ وقت اون ها اگر محبتی کردن دستی از دستان خداوند بوده
وقتی توی ذهنمون رو قدرت رو میدیم به غیر از خدا ینی شرک
اگر شمارو مجبور کردن فوش بدی فوش بده اگر جونت در خطره ما به کلام شما کاری نداریم به قلب شما کار داریم (کلام قران)
اگر توکلم به خدا باشه راحت درخواست میکنم اگر جواب نداد خدا از یک در دیگه بهم جواب میدهد
کسی که روی خدا حساب باز کنه،روی ادم ها حساب باز نمیکنه
اگر توکلمون به خدا باشه خدا راهایی رو برات باز میکنه و قلب هایی رو برات نرم میکنه که هیچ گاه هیچ فردی نمیتونه
وقتی از کسی انتظار داشته باشی یک تیکه از قدرتت رو از دست میدی
روی خودتم حساب باز نکن روی خدای خودت حساب باز کن
در پناه حق
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به این مسیر توحیدی
سپاسگزارم از مهربان پروردگارم که قوانین ثابتی برای بهتر زیستن آفرید
سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
تمام قد ازتون سپاسگزارم ،
««توحید عملی، در لحظات سخت خودش را نشان میدهد:زیرا اگر یکتاپرست نباشی، در چنین لحظه ای، موجودیت یا عدم وجودت را وابسته به ماندن این فرد در رابطهات یا تصیم آن کارمند به ادامه همکاری، یا وفا کردن آن فرد به وعدهاش می دانی. آنوقت چنین لحظههایی برایت کُشنده و خفه کننده می شود.
زیرا شرک چیزی جز ترس و غم به همراه ندارد»»
این حس های ناخوشایند رو به کررات تو زندگیم تجربه کردم اما غافل از اینکه منشأش شرک بوده
خدایا سپاسگزارم که هدایتم کردی به این مسیر ، مهربان پروردگارم کمکم کن تا در این مسیر توحیدی ثابت قدم باشم ، تا هر لحظه توحیدی تراز لحظه قبل زندگی کنم.
حین گوش کردن این آگاهی ها یاد قرار دادی افتادم که میترسم رئیسم به جای قولی که بمن داده به برادر زادش بده ، یاد غمی که از دست دادن رابطم یااز دست دادن فرزندم بهم دست میده افتادم یاد بیکار شدن و نگران شدن از اینکه انقدر این کارو دوست دارم اگه از دستش بدم چی میشه افتادم ، دیدم تفاوت من با استادم اینکه اون تو این جور مواقع نگران که نمیشه هیچ بلکه داره از خوشحالی حرف میزنه که برکتی بزرگتر درحال ورود به زندگیشه…
یادم میاد که هرجا تونستم به سبک آگاهی های استاد فکر کنم و ذهنمو کنترل کنم بهترین نتایجو گرفتم و هرجا که ترسیدم و مشرک شدم ، نتایجی از همون جنس ترس ها نصیبم شده ، اما منه ماریا کم تکرار میکنم به همین خاطر کم یادم میاد
باید خودمو ببندم به این آگاهی های ناب و زندگی ساز ، تا تکرار زیاد باعث بشه ملکه ی ذهنم بشه
خدایا کمکم کن تنها ترا بپرستم و تنها از تو یاری بجویم ، خدایا منو تو این مسیر توحیدی ثابت قدم کن،تا همچنان که در جامعه ی انسانی هستم و با انسانها مراوده دارم ،خداوند رو سرمنشاء قدرت بدونم.
بازهم از شما استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی هارو به گوش ما میرسونید، دوستتون دارم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.