توحید عملی | قسمت ۳


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


موضوع این قسمت: چرا به‌جای آدم‌ها، از خداوند ثروت نمی‌خواهی؟!

در این قسمت از توحید عملی، استاد عباس‌منش دست روی یکی از بنیادین‌ترین جنبه‌های توحید می‌گذارد. جنبه‌ای که توحید عملی به‌راحتی به آن غنا می‌بخشد، اما می‌توان گفت اکثریت آدم‌ها در جایی غیر از توحید به دنبال تجربه آن می‌گردند. این قسمت اختصاص دارد به: ارتباط مستقیم میان توحید عملی و ثروت

استاد عباس‌منش در این فایل، دلیل اصلی تفاوت نتایج پایدار افراد، خصوصاً در زمینه موفقیت مالی و ارتباط آن با توحید را شرح می‌دهد. اینکه چرا یک فرد با وجود ایمان قلبی و معنویت بالا، لنگِ اجاره‌خانه است، اما دیگری با همان خدا، ثروت و نعمتی بی‌پایان را تجربه می‌کند.

جان کلام این فایل، شناسایی و حذف «شرک‌های مخفی» در ذهن ما نسبت به پول است. استاد در این فایل با واکاوی مسیر تکاملی خود، به ما می‌آموزد که تمام آرزوها و رؤیاهای شما، پیش از آنکه به ذهن‌تان خطور کند، توسط خداوند اجابت شده و کاملاً دست‌یافتنی است.

همین که آرزویی در دل شما شکل می‌گیرد، دلیلی بر توانایی شما برای رسیدن به آن است. اما نکته کلیدی اینجاست: ما زمانی به این خواسته‌ها می‌رسیم که ترمزهای ذهنی و باورهای محدودکننده را برداریم. درک عمیق این مفاهیم، نیازمند یک بازنگری اساسی در «احساس ارزشمندی» ما درباره تجربه پول، ثروت و در یک کلام، نعمت است؛ به همین دلیل، اکیداً توصیه می‌شود برای درک بهتر این فایل و پیاده‌سازی عملی آن، هم‌زمان از آموزه‌های بی‌نظیر دوره احساس لیاقت بهره ببرید. چرا که ریشه تقریباً تمام محدودیت‌هایی که در مورد ثروت داریم، به عدم احساس لیاقت برای دریافت نعمت‌های خداوند بازمی‌گردد و ترکیب این آگاهی‌ها با دوره احساس لیاقت، سرعت رشد مالی شما را صدچندان می‌کند.

یکی از عمیق‌ترین درس‌های این فایل، تغییر زاویه دید نسبت به منبع ثروت است. بسیاری از ما، حتی اگر نمازخوان و موحد باشیم، در ناخودآگاه‌مان برای رسیدن به پول، چشم‌انتظار «دستانِ دیگران» هستیم، نه «دستِ خداوند». استاد با مثالی از گذشته خود، این مفهوم را به زیبایی باز می‌کنند: زمانی که ما تصور می‌کنیم برای ثروتمند شدن یا داشتن یک ماشین خوب، باید یک «ناجی»، یک «پدر پول‌دار» یا یک «فرد خیر» پیدا شود تا به ما هدیه‌ای بدهد، ما دقیقاً در دام شرک گرفتار شده‌ایم.

این طرز فکر یعنی ما قدرت را از خدا گرفته و به آدم‌ها داده‌ایم؛ یعنی باور نداریم که خودمان، با اتصال به منبع لایزال الهی، توانایی خلق هر نعمتی را داریم. درس بزرگ این است: تکیه بر هر چیزی غیر از خدا برای رسیدن به ثروت، شرک است و نتیجه شرک، فقر و وابستگی است.

اما لحظه‌ای که می‌پذیرید همان خدایی که سلامتی می‌دهد و عشق می‌بخشد، همان نیرو نیز «پول و ثروت» می‌دهد و برای رزق دادن به شما، نیاز به هیچ واسطه‌ای ندارد، جریان نعمت در زندگی شما شروع به روان شدن می‌کند.

باورهای توحیدی شما باید در تمام ابعاد زندگی پرورش پیدا کند و تقویت شود. نمی‌شود خدا را در شفا دادن بیماری قدرتمند دید، اما در پر کردن حساب بانکی ناتوان!

وقتی باور کنید که خداوند برای شما کافی‌ست و اوست که «وهاب» و «رزاق» است، از انتظار کشیدن برای کمک دیگران رها می‌شوید و به چنان استقلال مالی و شخصیتی می‌رسید که حتی کوچک‌ترین داشته‌های امروزتان، از بزرگ‌ترین آرزوهای روزهایی که توحید را در این جنبه نمی‌شناختید، بسیار ارزشمندتر خواهند بود.

مبحث مهم دیگر، انگیزه مقدس برای ثروتمند شدن است. بسیاری از افراد معنوی تصور می‌کنند که فقر فضیلت است یا دنیا ارزش ندارد. اما استاد عباس‌منش با طرح دیدگاهی انقلابی، بیان می‌کنند که ثروتمند شدن، معنوی‌ترین کار دنیاست. چرا؟

زیرا ثروت شما، گواهی است بر حقانیت خدایی که می‌پرستید. اگر دم از خدای مهربان و قدرتمند می‌زنیم اما در فقر و بدبختی زندگی می‌کنیم، در واقع داریم تبلیغ ضدخدا می‌کنیم. ثروت و مکنت شما، باعث می‌شود کلام‌تان در مورد خداوند نفوذ پیدا کند. وقتی شما به‌واسطه باورهای توحیدی، غرق در نعمت می‌شوید، دیگران نیز آن خدای غنی را باور می‌کنند. پس انگیزه ما برای کسب ثروت، نباید صرفاً رفاه شخصی باشد، بلکه باید اثبات قدرت خداوند و گسترش توحید در جهان باشد.

یادمان باشد که خدا همه‌چیز می‌شود همه‌کس را، به شرط ایمان. او برای شما پول می‌شود، خانه می‌شود، اعتبار می‌شود و آرامش. تنها راه رسیدن به این جایگاه، کار کردن روی باورهاست. نتایج بزرگ با «جان کندن» و «رنج کشیدن» به‌دست نمی‌آید، بلکه با تغییر باورها درباره احساس لیاقت‌ داشتن در مورد ثروت و نعمت حاصل می‌شود. همان باورهایی که دوره احساس لیاقت آنها را با جزئیات در ذهن شما پرورش می‌دهد و دسترسی شما به نعمت‌ها را به اندازه دسترسی خداوند باز می‌کند؛ زیرا شما را با خداوند، به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها، هم‌فرکانس می‌کند.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، پاشنه آشیل بسیاری از ما در این مسیر، این است که خودمان را لایق ثروت بی‌حساب خداوند نمی‌دانیم؛ اینجاست که معجزه دوره احساس لیاقت رخ می‌دهد و با ترمیم احساس خودارزشمندی درونی شما، ظرف وجودتان را برای دریافت نعمتها آماده می‌کند. استفاده از این دوره در کنار آموزه‌های توحیدی این فایل، فرمول نهایی موفقیت است.


تمرین این قسمت:

اکنون نوبت شماست تا با انجام یک تمرین سرنوشت‌ساز، ردپایی ماندگار از خود در این مسیر به جا بگذارید. صادقانه با خود خلوت کنید و ببینید در کدام جنبه‌های مالی زندگی‌تان، هنوز چشم امیدتان به «غیر از خدا» است؟

کجاها منتظرید که وام جور شود، فلانی قرضش را پس بدهد، ارثی برسد یا شانسی در خانه شما را بزند تا مشکلتان حل شود؟ این نقاط، همان پاشنه‌های آشیل شرک‌آلود شما هستند.

در بخش نظرات همین صفحه برای ما و خودتان بنویسید که:

۱. چه باور محدودکننده و شرک‌آلودی در مورد پول در ذهن دارید که فکر می‌کنید مانع ورود ثروت به زندگی‌تان شده است؟

۲. تعهد دهید که از امروز، چه نگاه و باور توحیدی جدیدی را جایگزین آن خواهید کرد تا قدرت رزق‌رسانی را فقط و فقط به خداوند بدهید؟

نوشتن این تعهد در بخش نظرات، نه‌تنها ایمان شما را صیقل می‌دهد، بلکه الگویی برای هزاران نفر دیگر خواهد شد تا آنها نیز مسیر یکتاپرستی را پیدا کنند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

851 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «آزی» در این صفحه: 3
  1. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3312 روز

    این مدتی که در این سایت مطالبش را دنبال می کنم و تمرین می کنم و دوره راهنمای عملی به رویا ها را گوش می دادم قبلش به خودم گفتم این 6 ماه به قول استاد کار کن اگر به آرزوهایت نرسیدی حالا راه های دیگر هست . گذشت و تمام شد به همه آرزوهایم نرسیدم . اما می خواهم ادامه دهم باورهایم فکر کردنم عوض شدند و دوباره و دوباره ادامه می دهم چون احساسم خوب است . چون می دانم هدفم فقط داشتن و رسیدن به آرزو ثروت خانه ماشین و همسر نیست چون در تمامی اینها دنبال خدا هستم دنبال نهایت هدفم نهایت آرامشم سلامتی ام و نهایت احساسم . اگر به حتی ثروت برسم او نباشد چه فایده هر چند فکر می کنم مگر بدون اومگر می شود مگر این که فقط پول بخواهم آن هم مسیرهای غیر طبیعی مثل کلاهبرداری و غیره ..اما من ثروتی می خواهم که لذت و آرامش داشته باشد ثروتی که افزون شود زیبایی آرامش را در آن ببینم . نمی دانم چطور خیلی ها ادعا می کنند مثلا فلان دانشمند به خدا اعتقاد ندارد مثلا من هاوکینگ را شنیده بودم کتاب تئوری همه چیز را که خواندم در مورد زندگیش هم هیچ کنجکاو نبودم هر چند مطالب علمی بود اما همش دنبال فکر کردن قوانین خدا وپی بردن به انها بود . چطور می تواند کسی که چنین افکاری دارد به خدا باور نداشته باشد انیشتین هم همین طور . مگر می شود کسی به همه موفقیت ها آرامش و هماهنگی برسد بی خدا باشد . مثل سریال های تلویزیونی یک دانشمند بسیار منطقی که اصلا می گوید خدا نیست و بسیار عاقل و باهوش و علمی نشان داده می شود . اینها همه اش فیلم است . اگر خدا در زندگی من نباشد رابطه عاطفی هم نیست از چه کسی طلب محبت کنم یک انسان یک مرد چقدر نیرو توان یا احساس دارد که ببخشد وقتی با خودم هماهنگ نباشم از کجا انرژی می گیرد . اصلا چرا باید ببخشد مگر این که خودش هم چیزی بخواهد از من طلب کند من که به منبع وصل نباشم مگر چیزی برای بخشش دارم . اصلا کسی یا چیزی یا ثروتی می تواند برای همیشه مرا سیراب کند گویی ان هم باشد از محدودیتها خسته می شوم . فهمیدم نهایت خواسته و آرزویم هر چند خیلی عظیم به دنبالش حضور خداوند را می خواهم پس همین الان هم می توانم او را داشته باشم . اگر این نهایت آرامش و لذت برکت و فراوانی است آری همین رابطه همین را می خواهم بقیه مسائل اهداف آرزوها و خواسته ها خودشان درست می شوند . من فقط از او می خواهم . دیگر بر نمی گردم به کجا برگردم به هپروت به تنهایی به ترس به هیچ به احساس به جایی که نیست چطور برگردم؟ می خواهم در این جاده آرام و آرام قدم بردارم و زیبایی را ببینم خدا را بشناسم و خودش هدایت می کند همه کارها را همیشه خودش می کند .من فقط انتخاب های خوب می کنم .او خودش مرا هدایت می کند و پرورش می دهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3312 روز

    می خواهم این عبارات تاکیدی را در روز مرتب تکرار کنم:

    هر روز و از هر جهت ثروتمند تر می شوم.

    هر روز و از هر جهت احساسم بهتر و بهتر می شود.

    سال پیش دوست پسری داشتم جالب بود امروز بهم پیام داده بود باهاش تمام کرده بودم چون بهم بی توجه بود . برایم وقت نمی گذاشت و من همچنان به این رابطه نادرست ادامه می دادم تا یک روز تصمصیم گرفتم تنها بمانم اصلا چه می شود و تمام کردم چه حس بهتری را تجربه کردم . بعد با این قوانین اشنا شدم و آن قدر به وضوح رسیدم که می دانم چه چیزهایی می خواهم از رفتارش می خواهم با کسی ازدواج کنم که هر روز بهم زنگ بزند با هم مرتب حرف بزنیم در تماس باشیم جزو اولویت های مهم زندگیش باشم خواسته هایم را انجام دهد مصمم باشد به خواستگاری ام بیاید سریع تصمیم بگیرد و ثروتمند باشد رابطه اش با خدا خوب باشد هماهننگ باشیم و ظاهرش همان باشد که می خواهم . به خیلی وضوح ها رسیدم . شاید به نظر بقیه خیلی ایده ال باشد و بگویند اصلا چنین کسی وجود ندارد!! خیر. خیلی بیشتر از قبل مطمئنم وجود دارد و نه یکی هزار ها تا میلیو نها نفر می تواند باشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3312 روز

    من دوست دارم تنوع را و این که چیزهای جدید بگیرم . حتی این که زود به زود خانه عوض کنم و در مورد نگه داشتن قبلی ها بیشتر دوست دارم انها را ببخشم. لااقل برای لباس ها و چیزهایی که دارم مرتب این کار را می کنم البته در حد اعتدال . چون فکر می کنم این زمانی متعلق به من است و حالا باید مال کسی دیگر باشد چرا که هم تازگی را دوست دارم هم فکر می کنم با این کار چیزهای نو بیشتر به دست می آورم و مهم تر از همه دوست دارم وابسته به وسیله ای نباشم و بدانم همه چیز در نهایت با ید گذاشته شوند .

    دوست دارم خانه ام نسبتا خالی باشد مبلمان ساده و طرح های ساده را دوست دارم . مثلا کابینت های ما در خانه مادرم پر ظرف است و باز که می شود نمی شود به راحتی چیزی دراورد . دوست ندارم کمد ها یا خانه ام پر وسیله باشد دوست دارم نیمه خالی باشد هر وقت هم نیاز شد نو کنم و اتفاقا نو کردن و بیرون گذاشتن یا بخشیدن وسایل را خیلی دوست دارم . چون بهم ین حس را می دهد که دیگر مال من نیست حالا مال شخص دیگری می شود و من خوشحالم که بهترش را می خرم . در عین حال همیشه می خرم. حتی دوست دارم کمد ها یم نیمه خالی باشد تا مرتب و منظم باشند و فضای راحتی داشته باشم . چون فکر می کنم نگه داشتن همه چیز حس وابستگی ایجاد می کند و دلم نمی خواهد مدت طولانی چیزی را داشته باشم دلم می خواهد عوضش کنم و به شخص دیگری برسد . حتی خانه یا ملک دوست دارم اگر بزرگتر و بهترش را می گیرم قبلی مال شخص دیگری شود . فعلا که این سبک شخصی را دوست دارم حالا شاید ثروتمند شدم نوع دیگری بخواهم . اما در ذهنم همیشه مرتب بودن و نیمه خالی بودن مهم است فکر می کنم کسانی که انبارها شلوغ خانه شلوغ نامرتب دارند و همه چیز را از 30 یا 20 سال پیش نگه می داند افکار فقیرانه دارند فکر می کنم باید رها کرد تا جایگزین شود .در هر حال از این ایده هم متاثر شدم . که هر چه ثروتمند تر شوم می توان بیشتر هم داشت مثلا به جای یک خانه دو خانه یا چند ماشین می توان داشت و در عین حال هر وقت خواست انها را تعویض کرد. من خیلی دوست دارم در کنار خانه آپارتمانی ویلا هم شمال تهران داشته باشم تا هر وقت خواستم به طبیعت آنجا بروم . دوست دارم بعد از ماشین معمولی شاسی بلند داشته باشم و بعد مدل بالاتر مثل مازراتی و پررشه . اتفاقا خوب است که وقتی مدل ماشین بالا باشد یک مدل معمولی و اسپرت هم کنارش باشد . در مورد خانه هم همین طور زمانی ادم فکر می کند یکی کافی است بعد شاید ظرفیتش بالا برود 3 تا در یک زمان و اگر چهارمی را داشته باشد بخواهد یکی را بفروشد . من این را دوست دارم اما در عین حال دوست دارم خانه ام مرتب و تمیز باشد و همان چیدمان نیمه خالی و لوکس و نوساز را هم داشته باشد و بعد مدتی مثلا چند سال اسباب کشی کنم و تنوع داشته باشم و جاهای متنوع زندگی کنم .زمانش هم شد مهاجرت کنم کشور کانادا و امریکا را دوست دارم برادرم کانادا است و دوست دارم زمانی بروم که به فرکانسش رسیده باشم وبرای زندگی بهتر آرام تر و موفقیت بیشتر بروم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: