توحید عملی | قسمت ۳
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
موضوع این قسمت: چرا بهجای آدمها، از خداوند ثروت نمیخواهی؟!
در این قسمت از توحید عملی، استاد عباسمنش دست روی یکی از بنیادینترین جنبههای توحید میگذارد. جنبهای که توحید عملی بهراحتی به آن غنا میبخشد، اما میتوان گفت اکثریت آدمها در جایی غیر از توحید به دنبال تجربه آن میگردند. این قسمت اختصاص دارد به: ارتباط مستقیم میان توحید عملی و ثروت
استاد عباسمنش در این فایل، دلیل اصلی تفاوت نتایج پایدار افراد، خصوصاً در زمینه موفقیت مالی و ارتباط آن با توحید را شرح میدهد. اینکه چرا یک فرد با وجود ایمان قلبی و معنویت بالا، لنگِ اجارهخانه است، اما دیگری با همان خدا، ثروت و نعمتی بیپایان را تجربه میکند.
جان کلام این فایل، شناسایی و حذف «شرکهای مخفی» در ذهن ما نسبت به پول است. استاد در این فایل با واکاوی مسیر تکاملی خود، به ما میآموزد که تمام آرزوها و رؤیاهای شما، پیش از آنکه به ذهنتان خطور کند، توسط خداوند اجابت شده و کاملاً دستیافتنی است.
همین که آرزویی در دل شما شکل میگیرد، دلیلی بر توانایی شما برای رسیدن به آن است. اما نکته کلیدی اینجاست: ما زمانی به این خواستهها میرسیم که ترمزهای ذهنی و باورهای محدودکننده را برداریم. درک عمیق این مفاهیم، نیازمند یک بازنگری اساسی در «احساس ارزشمندی» ما درباره تجربه پول، ثروت و در یک کلام، نعمت است؛ به همین دلیل، اکیداً توصیه میشود برای درک بهتر این فایل و پیادهسازی عملی آن، همزمان از آموزههای بینظیر دوره احساس لیاقت بهره ببرید. چرا که ریشه تقریباً تمام محدودیتهایی که در مورد ثروت داریم، به عدم احساس لیاقت برای دریافت نعمتهای خداوند بازمیگردد و ترکیب این آگاهیها با دوره احساس لیاقت، سرعت رشد مالی شما را صدچندان میکند.
یکی از عمیقترین درسهای این فایل، تغییر زاویه دید نسبت به منبع ثروت است. بسیاری از ما، حتی اگر نمازخوان و موحد باشیم، در ناخودآگاهمان برای رسیدن به پول، چشمانتظار «دستانِ دیگران» هستیم، نه «دستِ خداوند». استاد با مثالی از گذشته خود، این مفهوم را به زیبایی باز میکنند: زمانی که ما تصور میکنیم برای ثروتمند شدن یا داشتن یک ماشین خوب، باید یک «ناجی»، یک «پدر پولدار» یا یک «فرد خیر» پیدا شود تا به ما هدیهای بدهد، ما دقیقاً در دام شرک گرفتار شدهایم.
این طرز فکر یعنی ما قدرت را از خدا گرفته و به آدمها دادهایم؛ یعنی باور نداریم که خودمان، با اتصال به منبع لایزال الهی، توانایی خلق هر نعمتی را داریم. درس بزرگ این است: تکیه بر هر چیزی غیر از خدا برای رسیدن به ثروت، شرک است و نتیجه شرک، فقر و وابستگی است.
اما لحظهای که میپذیرید همان خدایی که سلامتی میدهد و عشق میبخشد، همان نیرو نیز «پول و ثروت» میدهد و برای رزق دادن به شما، نیاز به هیچ واسطهای ندارد، جریان نعمت در زندگی شما شروع به روان شدن میکند.
باورهای توحیدی شما باید در تمام ابعاد زندگی پرورش پیدا کند و تقویت شود. نمیشود خدا را در شفا دادن بیماری قدرتمند دید، اما در پر کردن حساب بانکی ناتوان!
وقتی باور کنید که خداوند برای شما کافیست و اوست که «وهاب» و «رزاق» است، از انتظار کشیدن برای کمک دیگران رها میشوید و به چنان استقلال مالی و شخصیتی میرسید که حتی کوچکترین داشتههای امروزتان، از بزرگترین آرزوهای روزهایی که توحید را در این جنبه نمیشناختید، بسیار ارزشمندتر خواهند بود.
مبحث مهم دیگر، انگیزه مقدس برای ثروتمند شدن است. بسیاری از افراد معنوی تصور میکنند که فقر فضیلت است یا دنیا ارزش ندارد. اما استاد عباسمنش با طرح دیدگاهی انقلابی، بیان میکنند که ثروتمند شدن، معنویترین کار دنیاست. چرا؟
زیرا ثروت شما، گواهی است بر حقانیت خدایی که میپرستید. اگر دم از خدای مهربان و قدرتمند میزنیم اما در فقر و بدبختی زندگی میکنیم، در واقع داریم تبلیغ ضدخدا میکنیم. ثروت و مکنت شما، باعث میشود کلامتان در مورد خداوند نفوذ پیدا کند. وقتی شما بهواسطه باورهای توحیدی، غرق در نعمت میشوید، دیگران نیز آن خدای غنی را باور میکنند. پس انگیزه ما برای کسب ثروت، نباید صرفاً رفاه شخصی باشد، بلکه باید اثبات قدرت خداوند و گسترش توحید در جهان باشد.
یادمان باشد که خدا همهچیز میشود همهکس را، به شرط ایمان. او برای شما پول میشود، خانه میشود، اعتبار میشود و آرامش. تنها راه رسیدن به این جایگاه، کار کردن روی باورهاست. نتایج بزرگ با «جان کندن» و «رنج کشیدن» بهدست نمیآید، بلکه با تغییر باورها درباره احساس لیاقت داشتن در مورد ثروت و نعمت حاصل میشود. همان باورهایی که دوره احساس لیاقت آنها را با جزئیات در ذهن شما پرورش میدهد و دسترسی شما به نعمتها را به اندازه دسترسی خداوند باز میکند؛ زیرا شما را با خداوند، بهعنوان منبع تمام نعمتها، همفرکانس میکند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، پاشنه آشیل بسیاری از ما در این مسیر، این است که خودمان را لایق ثروت بیحساب خداوند نمیدانیم؛ اینجاست که معجزه دوره احساس لیاقت رخ میدهد و با ترمیم احساس خودارزشمندی درونی شما، ظرف وجودتان را برای دریافت نعمتها آماده میکند. استفاده از این دوره در کنار آموزههای توحیدی این فایل، فرمول نهایی موفقیت است.
تمرین این قسمت:
اکنون نوبت شماست تا با انجام یک تمرین سرنوشتساز، ردپایی ماندگار از خود در این مسیر به جا بگذارید. صادقانه با خود خلوت کنید و ببینید در کدام جنبههای مالی زندگیتان، هنوز چشم امیدتان به «غیر از خدا» است؟
کجاها منتظرید که وام جور شود، فلانی قرضش را پس بدهد، ارثی برسد یا شانسی در خانه شما را بزند تا مشکلتان حل شود؟ این نقاط، همان پاشنههای آشیل شرکآلود شما هستند.
در بخش نظرات همین صفحه برای ما و خودتان بنویسید که:
۱. چه باور محدودکننده و شرکآلودی در مورد پول در ذهن دارید که فکر میکنید مانع ورود ثروت به زندگیتان شده است؟
۲. تعهد دهید که از امروز، چه نگاه و باور توحیدی جدیدی را جایگزین آن خواهید کرد تا قدرت رزقرسانی را فقط و فقط به خداوند بدهید؟
نوشتن این تعهد در بخش نظرات، نهتنها ایمان شما را صیقل میدهد، بلکه الگویی برای هزاران نفر دیگر خواهد شد تا آنها نیز مسیر یکتاپرستی را پیدا کنند.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۳85MB22 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۳21MB22 دقیقه













یه صبح بسیار قشنگ دیگه و امید به اتفاقات لذت بخش مالی سلامتی احساس لیاقت تفریح و معنویت
دوستتون دارم
سلام
خیلی دوست داشتم
راجع به اینکه یه ثروتمند مثل استاد چقدر میتونه جهان رو زیباتر بکنه
راجع به اینکه یه ثروتمند میتونه دست خداوند بشه برای ارتباط بندههای خدا با خداوند
و صحبتهای از این دست
خداوند میگه بیا راجع به موضوع امروز صحبت کن
من امروز فایل توحید عملی 3 رو میدیدم
و توی این فایل استاد گفته بود که من فکر میکردم که خودم نمیتونم پول بسازم و 206 قرمز بخرم ولی میتونم باور بسازم که یکی از شاگردهای من به من هدیه پژو 206 قرمز رنگ میده
بعد استاد گفتن که از وقتی که من باورشو درست کردم که چرا خودم از خداوند ثروت نخوام و پول نگیرم و…
از وقتی باورشو درست کردم که رابطه خداوند با ثروت چیه ؟؟؟؟
درهایی از نعمت و پول وارد زندگیم شد
حالا
من اومدم توی دفتر خودم نوشتم که رابطه خداوند با پول چیه؟؟؟
و از خداوند کمک خواستم
و شروع کردم به نوشتن
اولیش اینه که
خداوند به من گفت
1 تو طاقت درک عظمت خداوند رو نداری – داستان موسی-
2 از اونجایی که خودش گفته ایمان بیار من آسونت میکنم
3 خداوند فقط میتونه از طریق اشیا یا الهام یا آدمای دیگه یا اتفاقات با من صحبت کنه
4 یکی از چیزهایی که به وسیله اون خدا درخواستهای منو میده پوله
5 تنها تنها عامل آبادانی و گسترش جهان پوله
6 تنها راه رسیدن به خدا از طریق پوله
7 اگه اماما تونستن این همه بنده اسیر رو آزاد کنند یا این همه گرسنه رو سیر کنند ،،این باور بوده که ارتباط بندهها رو با خداوند اوکی کنند و فقط به وسیله پول بوده
8 من باور کردم اگه خداوند کافیه خودش جواب تمام سوالات رو بهم میگه
9 هدف اماما و پیامبران اشاعه خداپرستی بوده و این کار رو با پول انجام میدادند
10 خدا به وسیله پول روابط رو درست میکنه
11 خدا به وسیله پول علم رو گسترش میده
12 خدا به وسیله پول سلامتی رو بیشتر میکنه
13 خدا به وسیله پول احساس لیاقت و عزت نفس رو بیشتر میکنه
14 خدا به وسیله پول درخواستهای بندهها رو بهشون میده
15 خدا به وسیله پول جهان رو زیباتر میکنه و گسترش میده
16 خدا به وسیله پول آموزش صفات خودشو مثل بندگی به بندهها تعمیم میده که شناخته بشه
17 خدا به وسیله پول معنویت و ارتباط با خودش و گسترش میده
18 خدا به وسیله پول شادی و امید رو بیشتر میکنه
19 خدا به وسیله پول کسب و کارها رو گسترش میده
20 خدا به وسیله پول قدرت آدما رو زیاد میکنه
21 خدا به وسیله پول آزادیهای مالی زمانی مکانی میده
22 خدا به وسیله پول شجاعت آدما را زیاد میکنه
23 خدا به وسیله پول شرک آدما رو از بین میبره
نتیجه
نتیجه اینکه پول
پول معنویترین وسیله ارتباط با خداوند از اونجایی که مغز من ناتوانه از درک مستقیم عظمت خداوند خدا برای اینکه من و آسون کنه و خودشو به من بشناسونه پول رو آورده
در واقع پول مهمترین ابزار شناخت خداست برای انجام کارهایی که خدا میخواد انجام بشه که مهمترینش دادن درخواستهای آدما هست و اینکه خداوند جایگاهش شناخته بشه
و یه مورد دیگه که الان یادم اومد
اینه که
اگه خداوند به تمام موجودات گفته به من سجده کنند
اگه خداوند گفته من جانشینش هستم
نمیتونه من رو جوری آفریده باشه که وابسته به پول باشم
پول باید تحت اختیار من باشه نه من تحت اختیار پول
میشه گفت پول در درون تک تک سلولهای من جریان داره همه چی در تک تک سلولهای من جریان داره من با عشقی که به پول میدم اونو میتونم راحت وارد زندگیم کنم
پس میتونم اینجوری نتیجه بگیرم که پول پیش خدا نیست که بخوام ازش بگیرم
پول پیش مردم نیست که ازشون بخوام بیشتر درخواست کنم
پول توی تک تک سلولهای بدن منه که با عشقی که به جهان هستی ارسال میکنم میتونم به راحتی اونو از هزاران طریق وارد زندگیم کنم
مثلاً
یکی از دوستا میگفتش که توی نیشابور یکی از فامیلامون یه قطعه زمین 50 هکتاری حدوداً خریده که بعد از مدتی حالا 6 ماه 7 ماه یا یک سال متوجه شده که خاک این زمین کشاورزی رو میتونه به عنوان دارو یا سرشور گیاهی یا داروی پوست بدن استفاده کنه و چقدر اونجا اومدن ازش این خاک رو دارن میخرند
و این میشه که به طرف میگن دست به خاک زده طلا شده
مثال دوم
اگه اشتباه نکنم یه خانومی توی امریکا میاد یه سگی رو که مریض بوده پناه میده و ازش مراقبت میکنه و نگهداری میکنه تا حالش خوب بشه و بعد از مدتی که نگهداری ازش میکنه
اون خانم وضعیت مالی متوسطی داشته
به یه شکلهایی وقتی برای مداوا به پزشک مراجعه میکنه متوجه میشه که این سگ نژاد به خصوصی داره
بعد از مدتی تحقیق کارشناسا متوجه میشن که این سگ نژادش منقرض شده و کلی رسانهها کلی آدما میان و ثروت رو این سگ وارد زندگی این زن میکنه به یه شکلی
و اون خانم خیلی معروف میشه
چرا راه دور برم
دوست خودمون علی و الهام توی همین سایت
توی نتایجشون نوشتن ما دوره 12 قدم رو که تموم کردیم ا یه ثروتمند آشنا شدیم که اون به لحاظ اینکه من میخواستم آموزش زبان بهش بدم
اون ثروتمنده بهشون گفته که این پولای فقیرانه چیه که شما در میارین
بیاین یه پیج دارم که فرصت ندارم برم سراغش این پیجو بگردونین فعلاً ماهی 400 میلیون پول بهتون میده کافیه برای اینکه کارتون راه بیفته
علی و الهام که میگفتند ما پول خرید بستنی برای بچهمون رو توی کرونا نداشتیم چون علی ظاهراً توی هواپیمایی بیکار شده بود
به این ثروتمنده برخورد کردند اون این پیشنهاد رو بهشون داده بود و رفته بودند سراغ پیج اون آقای ثروتمند ،،،،، یه کار خیلی ساده با چند تا عکس گرفتن و توی پیج گذاشتن مشتریهای اون مرد ثروتمند رو سفارش میدادند
چقدر راحت وقتی باورهای ما عوض میشه ثروت به راحتی وارد زندگی ما میشه
پس نتیجه اینکه
از اونجایی که خداوند من رو مثل خودش غنی آفریده چون یه ثروتمند نمیتونه یه چیز ناقص به وجود بیاره و کارهاشو کامل انجام میده
از اونجایی که خداوند غنیه و ثروتمنده
منم غنی آفریده و پول توی تک تک سلولهای بدن من هست که با عشقی که من بهش میدم یعنی به پول میدم پول به راحتی وارد زندگی من میشه
در واقع
میخوام باور استاد رو تو این جلسه که یاد گرفتم برای خودم بگم
باور اینه که
به اندازهای که من “” لاجرم “”رو باور کردم پول به همون اندازه وارد زندگی من میشه
دوباره استاد گفتن
اول من لاجرم رو باور کردم
بعد لاجرم باعث شد پول وارد زندگی من بشه از هزاران طریق
عاشقتم
سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیز وسلام دوستان هم خانواده ای
چقدر زیبا ارتباط خدا با تک تک مسائل زندگی رو بیان میکنید و چقدر لذت بردم .
با شنیدن سخنان شما سالهای زیادی از زندگی خودم رو مرور کردم و چقدر من از این موضوع ضربه خوردم
امروز متوجه میشم که نیت من و عمل من باعث این مشکلات بوده و یادم میاد همیشه خدا رو مقصر میدونستم که آخه چرا برای من؟؟؟
امروز متوجه شدم همه چیز خودمم و کیفیت اتصالم به پروردگار کل کیهان و یادم میاد همیشه خدا رو مقصر میدونستم که آخه چرا برای من؟؟؟
امروز از درستون یاد گرفتم که چقدر برای هدفگذاری ارزش قائل هستین که جای خلوتی رو انتخاب میکنید برای آرزوهاتون تا بهش خیلی عمیق فک کنین و اینکه خواسته هاتون رو واضح میکنید و باورهای مناسب با اون خواسته رو درست میکنین و طبیعیه که به 80 درصدشون هم میرسین .
اما من انتخاب هدفم فقط با سرچ در گوگل برای داشتن یک عکس از آرزوم بوده و اینکه گاهی یه نگاهی به اون عکس بیندازم که یادم باشه این آرزوم بوده .
معلومه استاد ،،، تفاوت نتایج شما با نتایج من از زمین تا آسمونه
شما گفتین با رسیدن به آرزومون به پیشرفت جهان کمک میکنیم
شما گفتین با رسیدن به آرزومون دستی از دستان خداوند میشیم که با رسیدن به آرزومون بقیه دیگران رو به آرزوشون میرسونیم.
مثلا :
وقتی من ماشین میخرم به هزاران نفر سود میرسونم (مکانیک خودرو– فروشنده خودرو– لوازم یدکی و……)
استاد جون منم فک نمیکردم که بتونم چند تا ماشین داشته باشم .
چند ماهی هست که بابت ناتوانی در خرید راحت وسایل خوراکی منزل و همین موارد مورد نیاز برای زنده بودن هر شخصی ، خیلی مستاصل شدم و بارها دست به دامن خدا شدم که خدایا چرا هر روز زندگی من در حال افت هستش ….. تا اینکه توی سایت به فایل توحید عملی 6 برخوردم و وقتی گوشش دادم و کامنت دوستان رو خوندم فهمیدم عیب از خودمه و نه از خدا . و مسیرم به سمت فایل های توحید در عمل هدایت شد .
استاد جان داستانی که تعریف کردین زبان حال دل منه و من الان دقیقاً حس و حال اونروز شما رو دارم .
و آرزو دارم که ماشین بخرم اما وقتی به باورهام مراجعه میکنم به من میگه که
→ تو که با حقوق کارمندی نمیتونی ، آخه میخوای از کجا بیاری ؟
→ تو که روی باورهات کار نکردی و جهان به تو پاسخ نمیده
→ ماشین خریدن به این سادگیا نیس 20 ماه باید تمام حقوقت رو جمع کنی تا بشه 140 میلیون تا بتونی بی کیفیت ترین ماشین دنیا رو بخری که پرایده که ما بهش میگیم ژیان امروزی .
→ تو که اگه یه نفر ماشین مجانی هم بهت بده از پس مخارج استهلاکش برنمی یای . چون در ماه داری کلی قسط بانک رو میپردازی.
مدام فک میکنم یه فرد خیر ، ممکنه پول داشته باشه اینکار رو برام بکنه مثل پدر یا مادر یا برادر یا …. اما اصلا فک نمیکنم که خودم بتونم ماشین بخرم .
→یا اینکه منتظربودم بهم ملکی پولی چیزی به ارث برسه تا من خوشبخت بشم وحالم خوب بشه اما باعمل کردن و گوش کردن به صحبتهای شما استاد خوبم متوجه شدم باید از همه دست بکشم تا خدا بشه همه چیزم
چون میگم اونکه داره و من ندارم
اونکه میتونه و من نمیتونم
گاهی به خودم میگم که توی قرعه کشی برنده میشم شانسی و ماشین دار میشم
و 10 تا راهکار و امید واهی که همه اینها دارن میگن تو لیاقت داشتن ماشین رو نداری . تو توانایی خریدش رو نداری .
و نتیجه اینکه تمام افکارم داره میگه که کسی از بیرون باید یه کاری برا من انجام بده .
اینقدر این باورها داغونه ………..
شما راجع به اسکوتر و مقایسه قیمت اسکوتر با 206 صحبت کردین و اینکه ارزونترین موتور الان شما ، از آرزوی چند سال پیشتون که 206 بود الان قیمتی تره .
و جالب تر از همه اینکه از سال 91 تا 96 چند ساله که با تغییر باورهاتون موفق شدین این اتفاق رو رقم بزنین . واقعا تحسینتون میکنم و صحبتهاتون رو دوس دارم .
سوال شما توی وویس :
چرا فک میکنم که من نمیتونم اونو داشته باشم .
وقتی میگین بخدا همه چیز باوره من دیگه حرفی برای گفتن ندارم یعنی حرفی نمیمونه چون قبلا هم همین کار تدریس رو انجام میدادین اما نتایج تدریس الان شما با قبلا چرا اینقدر تفاوت زمین تا آسمون دارن .
راجع به اشتیاق ، برای رسیدن به هدف خیلی مهم بود که گفتین که حتی تهدید شدین ولی دست برنداشتین و آتش عشقش اینقدر توی وجودتون زبانه میکشید که اصلا ترسی وجود نداشت . حتی به خاطر بحث توحید مسخره شدین .
وجود تضاد ها مهم هستن.
اینکه گفتین دوستانتون به شما گفتن تو که هی خدا خدا خدا میکنی
پس نتایج مالیت کو .
پس درآمدت کو .
پس ماشینت کو .
پس چرا خونه نداری .
استاد من از همون اول که قوانین رو کمی شناختم توحید رو یکتاپرستی رو خیلی دوس داشتم . و
خیلی منقلب بودم ،خیلی دنبال این بودم که حس یکتاپرستی رو به بقیه آشناهام بگم.
لذت میبردم از گفتنش چون احساس میکردم دارم بزرگ میشم و اما شرک مخفی شده بود زیر این انسانیتم و اونم این بود که توی جاهای دیگه که کسی حسابت نمیکنه ولی وقتی اینجور حرفا رو میزنی مث اینکه دیگران یه جور دیگه روت حساب باز میکنن و خلاصه استاد کمبودهام رو در همه جوانب میخواستم با عرفان دروغین خودم بپوشونم و حس و حال الکی بخه خودم بدم و نجواها میگفت نه من رسالت دارم بگم که خدا هست اما در عمل دو زار خدا رو قبول نداشتم .
(استاد منم وقتی با خدا از طریق شما آشنا شدم ،حس وحال غریبی داشتم !!منم خیلی دوست داشتم به دیگران بگم ،و این کارو هم کردم اما نه تنها سود نکردم بلکه اون دیگران ، اون یه ذره حس کاذب الکی رو هم از من گرفتن . !!!
من جو گیر شدم ، ذوق کرده بودم از وجود یه همچین خدایی
چن خودم هنوز خیییییییلی جای کار دارم و تکاملم رو طی نکرده بودم ، و روی خودم کار نکرده بودم!!!
وقتی از خدا و قران میگفتم
بهم میگفتن ؟
پس چرا هیچی توی زندگیت عوض نشده!
توحتی حالت خوب نیس و تا یه نفر بهت ایراد میگیره در رابطعه با خدا بهم میریزی .
توکه هیچی نداری!! نه پول نه ماشین و…….
توکه هنوز روی خودت کار نکردی از کجا میدونی جواب میده ودرس های استاد خوبه .
آره خودنمایی کردن باعث میشد تمام انرژیم گرفته بشه و دست آخر یه پوز خند تحویلم میدادن .
من خودم هنوز رابطم با خدا عالی نبود و ازش لذت نمیبردم ولی حرفش رو میخواستم انتقال بدم به همسرم به مادرم به دیگران .
واین باعث شد تمرکزم روی دیگران باشه و از اون یه ذره ای هم که گاهی خالصانه ازش لذت میبردم کم کم جدا بشم /
بعد فهمیدم که چرا شما میگین آقا نمیخوام به دیگران بگین که چی یاد گرفتین .
می خواستم دیگران رو بزور بیارم توی این فضا که با من همراه باشن بخصوص همسرمو و دخترمو.
استاد دقیقا این فایل رو انگار مخصوص من ساختین که یه کم بخودم بیام .
خدا شاهده تمام صحبت های شما رو لمس کردم از نزدیک .
اما استاد عزیزم من دیگه انگیزه ای ندارم برم خدا رو پیدا کنم و مثل شما به دیگران بگم . من فقط به خودم میخوام بگم و بفهمم که همه چیز خداست
بقول شما همون پوله همون خداست که میاد توی زندگیت
نه اینکه خدا بخواد یه کیسه پول بندازه از بیرون توی زندگیم
همون کیسه پوله خداس
همون فردی که عشق بهم میده خداس
همون گلی که میبینم و لذت میبرم خداس
همون بچه زیبا
همون نامه ای که توی اداره برام امضا میکنن اون شخص خداس نه اینکه اون شخص خدا باشه و من اشتباهی مشرک بشم اون انرژی که باعث میشه کارم راه بیفته همون خود خود خود خداس که در قالب اتفاق خوب زندگیم رخ میده
آه استاد عزیز چقدر لذت بردم و چقد کیف کردم از این جمله شما که گفتین ملا صدرا میگه خدا برات مادر میشه
و پدر میشه
و غذا میشه در سفره شامت
برای تو رفیق میشه ثروت میشه سلامتی میشه و فرزند خوب میشه .
و………
من میدونم خدا لذت میشه موقع مسافرت
من میدونم حقوق آخر برج میشه که وسایل بخرم و لذت ببرم تا سپاسگذار باشم.
من میدونم خانمم میشه و بهم عشق و محبت میده تا سپاسگذار باشم
من میدونم فرزندم میشه و با دیدنش تمام خستگیهام رو در میکنه که سپاسگذار باشم.
ومن میدونم توی محیط کارم کارا رو ردیف میکنه که من سپاسگذار باشم .
استاد جان شما گفتین اینقد ثروت بده که وقتی راجع به توحید صحبت میکنم تاثیرم هزاران برابر بشه اما من اینو نمیخوام ..من میخوام با ثروتمند شدن از زندگیم لذت زیادی ببرم و سپاسگذارتر باشم و میگم مردم خودشون خدا دارن برن پیداش کنن . چون من از این نصیحت کردن بد جور تودهنی خوردم .
من فقط توی کسب و کارم و زندگی ، بندگی میکنم خدا خودش برکت و ثروت رو میاره و بقیه بنده ها هم خودشون میدونن چیکار کنن و سعی میکنم و دارم باورهایی می سازم تا کاملا سرمو از زندگی مردم بیارم بیرون و خودمو درست کنم .
من تا چند ماه پیش میخواستم فقط به خاطر ثابت کردن حرفم به دوستان و همسرم و دیگران ثروتمند بشم و یه روزی بیام به همه بگم که مسیرشون اشتباهه و فقط مسیر استاد درسته و من درست میگفتم .
اما همین جا به خدا میگم که اشتباه کردم من فقط میخوام عاشق تو بشم
چون من وجود ارزشمندی دارم
چون تو منو با لیاقت آفریدی و باید با بهترین که تویی کانکت بشم و بقیه هم خدا رو دارن برن پیداش کنن .
خدا جون همینجا در محظر استاد و دوستان بهشتیم ازت میخوام اجازه بده من بهت توکل کنم
اجازه بده من عاشقت بشم
اجازه بده سر سوزن درکت کنم و دوست داشته باشم .
اجازه بده تسلیم تو بشم
اجازه بده که بفهمم که من نمیدونم و نمیفهمم و تو فقط میدونی
نه به دلیل اینکه تو باید برای من چیزی رو بخوای یا نخوای . به دلیل اینکه همون تسلیم شدنه حس خود توهه که من دارم اون توکله احساس توهه که میاد توی وجودم و آروم میشم
بدلیل اینکه اصلا هر کسی نمیتونه اینو درک کنه که توکل یعنی چی .
یاد یه کامنت دوستان افتادم که میگفت آمده بودم در سایت که ثروتمند بشم اما تو عاشقم کردی و گفتی قرآن بخوان و مثل ابراهیم بت شکنی کن و اونوقت میبینی که تمام دنیا رو به پات میریزم تا بفهمی که پول چیزی نیس . هم برات پول میشم هم عشقت میشم هم جوانیت میشم هم شادیت میشم هم تفریحت میشم هم وو….. و
راجع به یهودی ها گفتین اینا چه باوری دارن راجع به خدا و ثروت که اینقد ثروتمندن و من توی یه فایل دیگه از شما شنیدم که گفتین اینا هیچ چیزی رو نمیفروشن که بخان برن با پولش یه چیز دیگه بخرن و اینجاس که منو متوجه کردین فاصله فرکانسی من با یهودیا در رابطه با موضوع ثروت و خدا چقدره ……
اینجاس که متوجه شدم چقدر در این رابطه مشرک شدم
اصلا جوری دیگه شرک رو برای من توضیح داده بودن که من یک درصد هم احتمال نمیدادم من مشرکم در صورتی که الان میگم به به به کسی هس که بیشتر از من مشرک باشه و در جواب میگم عیبی نداره درست میشه باورام عوض میشه شرک هام به مرور کمرنگ میشه . این مسیری هست که خدا توشه و خودش درستش میکنه
و دست آخر یه باور عالی دادین که سرمشق من شد برای ساخت باورهای زیر مجموعه بیشترکه گفتین به خدا همه باورها از یکتا پرستی داره شروع میشه اگه اینو درست کنیم خودبخود و براحتی همه چیز وارد زندگیتون میشه همونطور که وارد زندگی من شد .
استاد خیلی ممنونم و
چیزی ندارم بگم و کلمه ای برای سپاس پیدا نمیکنم که بگم از این بینهایت آگاهی که توی این فایل گذاشتین و شما سهم خودتونو انجام دادین و
و فقط میتونم بگم سهم من اینه که برم مثل بچه آدم بشینم باور دربیارم و تنبلی نکنم . و گوش به نجواهای شیطان ندم .