توحید عملی | قسمت ۳


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


موضوع این قسمت: چرا به‌جای آدم‌ها، از خداوند ثروت نمی‌خواهی؟!

در این قسمت از توحید عملی، استاد عباس‌منش دست روی یکی از بنیادین‌ترین جنبه‌های توحید می‌گذارد. جنبه‌ای که توحید عملی به‌راحتی به آن غنا می‌بخشد، اما می‌توان گفت اکثریت آدم‌ها در جایی غیر از توحید به دنبال تجربه آن می‌گردند. این قسمت اختصاص دارد به: ارتباط مستقیم میان توحید عملی و ثروت

استاد عباس‌منش در این فایل، دلیل اصلی تفاوت نتایج پایدار افراد، خصوصاً در زمینه موفقیت مالی و ارتباط آن با توحید را شرح می‌دهد. اینکه چرا یک فرد با وجود ایمان قلبی و معنویت بالا، لنگِ اجاره‌خانه است، اما دیگری با همان خدا، ثروت و نعمتی بی‌پایان را تجربه می‌کند.

جان کلام این فایل، شناسایی و حذف «شرک‌های مخفی» در ذهن ما نسبت به پول است. استاد در این فایل با واکاوی مسیر تکاملی خود، به ما می‌آموزد که تمام آرزوها و رؤیاهای شما، پیش از آنکه به ذهن‌تان خطور کند، توسط خداوند اجابت شده و کاملاً دست‌یافتنی است.

همین که آرزویی در دل شما شکل می‌گیرد، دلیلی بر توانایی شما برای رسیدن به آن است. اما نکته کلیدی اینجاست: ما زمانی به این خواسته‌ها می‌رسیم که ترمزهای ذهنی و باورهای محدودکننده را برداریم. درک عمیق این مفاهیم، نیازمند یک بازنگری اساسی در «احساس ارزشمندی» ما درباره تجربه پول، ثروت و در یک کلام، نعمت است؛ به همین دلیل، اکیداً توصیه می‌شود برای درک بهتر این فایل و پیاده‌سازی عملی آن، هم‌زمان از آموزه‌های بی‌نظیر دوره احساس لیاقت بهره ببرید. چرا که ریشه تقریباً تمام محدودیت‌هایی که در مورد ثروت داریم، به عدم احساس لیاقت برای دریافت نعمت‌های خداوند بازمی‌گردد و ترکیب این آگاهی‌ها با دوره احساس لیاقت، سرعت رشد مالی شما را صدچندان می‌کند.

یکی از عمیق‌ترین درس‌های این فایل، تغییر زاویه دید نسبت به منبع ثروت است. بسیاری از ما، حتی اگر نمازخوان و موحد باشیم، در ناخودآگاه‌مان برای رسیدن به پول، چشم‌انتظار «دستانِ دیگران» هستیم، نه «دستِ خداوند». استاد با مثالی از گذشته خود، این مفهوم را به زیبایی باز می‌کنند: زمانی که ما تصور می‌کنیم برای ثروتمند شدن یا داشتن یک ماشین خوب، باید یک «ناجی»، یک «پدر پول‌دار» یا یک «فرد خیر» پیدا شود تا به ما هدیه‌ای بدهد، ما دقیقاً در دام شرک گرفتار شده‌ایم.

این طرز فکر یعنی ما قدرت را از خدا گرفته و به آدم‌ها داده‌ایم؛ یعنی باور نداریم که خودمان، با اتصال به منبع لایزال الهی، توانایی خلق هر نعمتی را داریم. درس بزرگ این است: تکیه بر هر چیزی غیر از خدا برای رسیدن به ثروت، شرک است و نتیجه شرک، فقر و وابستگی است.

اما لحظه‌ای که می‌پذیرید همان خدایی که سلامتی می‌دهد و عشق می‌بخشد، همان نیرو نیز «پول و ثروت» می‌دهد و برای رزق دادن به شما، نیاز به هیچ واسطه‌ای ندارد، جریان نعمت در زندگی شما شروع به روان شدن می‌کند.

باورهای توحیدی شما باید در تمام ابعاد زندگی پرورش پیدا کند و تقویت شود. نمی‌شود خدا را در شفا دادن بیماری قدرتمند دید، اما در پر کردن حساب بانکی ناتوان!

وقتی باور کنید که خداوند برای شما کافی‌ست و اوست که «وهاب» و «رزاق» است، از انتظار کشیدن برای کمک دیگران رها می‌شوید و به چنان استقلال مالی و شخصیتی می‌رسید که حتی کوچک‌ترین داشته‌های امروزتان، از بزرگ‌ترین آرزوهای روزهایی که توحید را در این جنبه نمی‌شناختید، بسیار ارزشمندتر خواهند بود.

مبحث مهم دیگر، انگیزه مقدس برای ثروتمند شدن است. بسیاری از افراد معنوی تصور می‌کنند که فقر فضیلت است یا دنیا ارزش ندارد. اما استاد عباس‌منش با طرح دیدگاهی انقلابی، بیان می‌کنند که ثروتمند شدن، معنوی‌ترین کار دنیاست. چرا؟

زیرا ثروت شما، گواهی است بر حقانیت خدایی که می‌پرستید. اگر دم از خدای مهربان و قدرتمند می‌زنیم اما در فقر و بدبختی زندگی می‌کنیم، در واقع داریم تبلیغ ضدخدا می‌کنیم. ثروت و مکنت شما، باعث می‌شود کلام‌تان در مورد خداوند نفوذ پیدا کند. وقتی شما به‌واسطه باورهای توحیدی، غرق در نعمت می‌شوید، دیگران نیز آن خدای غنی را باور می‌کنند. پس انگیزه ما برای کسب ثروت، نباید صرفاً رفاه شخصی باشد، بلکه باید اثبات قدرت خداوند و گسترش توحید در جهان باشد.

یادمان باشد که خدا همه‌چیز می‌شود همه‌کس را، به شرط ایمان. او برای شما پول می‌شود، خانه می‌شود، اعتبار می‌شود و آرامش. تنها راه رسیدن به این جایگاه، کار کردن روی باورهاست. نتایج بزرگ با «جان کندن» و «رنج کشیدن» به‌دست نمی‌آید، بلکه با تغییر باورها درباره احساس لیاقت‌ داشتن در مورد ثروت و نعمت حاصل می‌شود. همان باورهایی که دوره احساس لیاقت آنها را با جزئیات در ذهن شما پرورش می‌دهد و دسترسی شما به نعمت‌ها را به اندازه دسترسی خداوند باز می‌کند؛ زیرا شما را با خداوند، به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها، هم‌فرکانس می‌کند.

همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، پاشنه آشیل بسیاری از ما در این مسیر، این است که خودمان را لایق ثروت بی‌حساب خداوند نمی‌دانیم؛ اینجاست که معجزه دوره احساس لیاقت رخ می‌دهد و با ترمیم احساس خودارزشمندی درونی شما، ظرف وجودتان را برای دریافت نعمتها آماده می‌کند. استفاده از این دوره در کنار آموزه‌های توحیدی این فایل، فرمول نهایی موفقیت است.


تمرین این قسمت:

اکنون نوبت شماست تا با انجام یک تمرین سرنوشت‌ساز، ردپایی ماندگار از خود در این مسیر به جا بگذارید. صادقانه با خود خلوت کنید و ببینید در کدام جنبه‌های مالی زندگی‌تان، هنوز چشم امیدتان به «غیر از خدا» است؟

کجاها منتظرید که وام جور شود، فلانی قرضش را پس بدهد، ارثی برسد یا شانسی در خانه شما را بزند تا مشکلتان حل شود؟ این نقاط، همان پاشنه‌های آشیل شرک‌آلود شما هستند.

در بخش نظرات همین صفحه برای ما و خودتان بنویسید که:

۱. چه باور محدودکننده و شرک‌آلودی در مورد پول در ذهن دارید که فکر می‌کنید مانع ورود ثروت به زندگی‌تان شده است؟

۲. تعهد دهید که از امروز، چه نگاه و باور توحیدی جدیدی را جایگزین آن خواهید کرد تا قدرت رزق‌رسانی را فقط و فقط به خداوند بدهید؟

نوشتن این تعهد در بخش نظرات، نه‌تنها ایمان شما را صیقل می‌دهد، بلکه الگویی برای هزاران نفر دیگر خواهد شد تا آنها نیز مسیر یکتاپرستی را پیدا کنند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

851 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «Mojtaba Hasani» در این صفحه: 1
  1. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 905 روز

    توحید عملی بخش 3

    به نام خدایی که هم رفیقته و هم اربابت.

    خدایی که میگه دوستی با من ، تو رو از ترس و غم رهایی میده.

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیزدلم ،

    همه خانواده عزیز و دوست داشتنیم در این سایت توحیدی.

    قبل از شروع به نوشتن ، اینبار گفتم میخوام برم یجایی بشینم ، آروم ، جایی که برات آرامش داره ، اول ذهنم گفت الان گرمه فلانه ، گفتم من فقط میخوام با تو لج کنم ، اصلا تو بگی آب بخور الان تشنته ، اگر تشنمم باشه ، نمیخورم..

    خلاصه الان جایی نشستم که توی طبیعت ، تو هوای آزاد ، حس میکنی کولر روشنه…

    خدایا شکرت….

    هدفگذاری.

    با درک قانون ، با باور درست ، برای یکسالت ، یکماهت ، برای یه فصل ، هدف گذاری کن.

    برو یجا ، مثه همینجایی که الان نشستی ، و احساستو خوب میکنه ، بشین ، و شروع کن به نوشتن ، هدف هاتو از روزانه ، هفتگی ، ماهانه ، فصلی ، سالانه ، بلند مدت ، بنویس.

    و تعهد بده که روی خودت کار کنی ، باورای مناسب و هم جهت با خواسته و هدفتو بسازی ، کارایی که باید برای رسیدن به هدفت انجام بشه رو انجام بدی ، کارایی که نباید انجام بدی رو انجام ندی.

    هر موقعیتی ، هر هدفی که داری ، یه شخصیت داره ، یه سری رفتار ها ، حرفا ، اصلا طرز لباس پوشیدن ، راه رفتن ، برخورد با خودت و دیگران ، عادت های رفتاری و اخلاقی ، یک سری حدود و مرز ، داره ، سعی کن اینا رو پیدا کنی و بنویسی ، از چه طریق ؟

    از طریق دیدن افراد موفق ، توی اون حوزه و توی حوزه های دیگه.

    سعی کن خودت رو اون آدم مناسبه کنی ، تا دریافتش کنی.

    بقولی :

    بجای اینکه سعی کنی پروانه ها رو به سمت خودت جذب کنی و دنبالشون بدویی ، سعی کن یه باغ زیبا درست کنی ، اون موقع پروانه ها خودشون به سمتت جذب میشن.

    شخصیتت رو زیبا کن ، جهانت رو زیبا کن ، تا زیبایی ببینی.

    توی هدف گذاری ، موقع نوشتن اهداف و خواسته ها ، سعی کن با نگاه و باوری بنویسی که رسیدی بهش ، با باوری که خدا حمایتت میکنه ، با باور امکان پذیری به خواسته ها ، نعمت هایی که دریافت کردی رو با خودت مرور کن ، تا راحت تر بتونی بنویسی و از خدا هدایت و اجابت بخوای ، با این باور که من از خدا میخوام ، برای رسیدن به این اهداف ، فقط روی قدرت خدا حساب میکنم ، و اگر بتونم اینطور عمل کنم ، لاجرم خدا منو اجابت میکنه.

    با نوشتن مثالهایی از رسیدن به خواسته های حتی کوچیکت ، باور امکان پذیری رسیدن به خواسته ها رو در خودت ایجاد کن.

    فرمول موفقیت و رسیدن به خواسته ها :

    1-خواسته ها و اهدافت رو با جزئیات و دقیق مشخص کن.

    2-باور های مناسب و هم جهت با اون خواسته رو در خودت ایجاد کن.

    3-اقدامات لازم رو انجام بده و کارایی رو که نباید انجام بدی و وقت و انرژی و هزینت رو هدر میده انجام نده.

    4-احساس خوبت ، امیدت ، توکلت ، صبر ، ایمانت رو حفظ کن ، و باور داشته باش که این احساس خوب ، نتیجه ای جز اتفاقات خوب نداره.

    تمام آرزوها ، تمام اهداف ، تمام خواسته ها ، تمام رویاها دست یافتنیه ، اصلا به دلیل به ذهن شما رسیده که دست یافتنی بوده.

    من با رسیدن به هر خواسته ام ، به پیشرفت جهان کمک میکنم.

    من دستی از دستان خدا میشم که با رسیدن به آرزوهام و خواسته هام ، دیگران به خواسته هاشون میرسن ، و برعکس.

    من با رسیدن به خواسته هام جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن میکنم ، هم برای خودم و هم برای دیگران.

    خواسته ها و داشته ها محدود نیست ، میشه از هرچیزی هرچقدر که بخوایم داشته باشیم.

    ذهن میگه نمیشه و ممکن نیست ، اما روح به فراوانی باور داره و همه چیز رو نامحدود میبینه که هست و امکان پذیره.

    قانون و اصل جهان هستی :

    هیچ خواسته و رویایی در شما متولد نمیشود ، مگر اینکه توان و قابلیت تحقق آن از قبل در شما ایجاد شده باشد.

    از دیدگاه روح (خداوند) بهش نگاه کن.

    اینکه برای رسیدن به یه خواسته ، به یه هدف ، دیگران رو دخیل بدونیم و فکر کنیم خداوند از طریق اون فرد این کارو برای من میکنه ، اون ثروت رو به من میده ، این شرکه.

    این بستن دست های خداوند برای اجابت خواسته هاته.

    این نادیده گرفتن قدرت خلق درونیته ،

    این باور به عدم احساس لیاقته ، که تو نمیتونی و اون میتونه ،

    همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم.

    این باور و دیدگاه ، اینو نقض میکنه.

    و چرا واقعا؟

    چرا ما همچین ، چرا منم ، همینطور فکر میکنم بعضی اوقات؟

    فکر میکنم که خب من توی این مسیری که میرم ، یه مسئله ای رو از یکی حل میکنم ، و اون به من بخاطر پاداش اینقدر پول میده.

    میگه خب من میخواستم این زمینمو بفروشم و خرج کنم برای فلانجا ، الان تو مشکل منو حل کردی ، دمت گرم ، هزینه فروش این زمین برای تو و اینم چِکش…برو حال کن…و منم تعارف میکنم که نه بابا من کاری نکردم ، وظیفه بوده و این گفتگوهای ذهنی مخرب.

    گفتگوهایی که به ظاهر قشنگه ، به ظاهر خوب و خداپسند و انسان دوستانه اس ، اما ریشه هاش معیوبه.

    اینکه فکر کنی پیش خودت ، که من به جایی میرسم که فلان کارو برای فلانی میکنم و براش جبران میکنم .جبران چی؟

    مگه نمیگی که افراد ، شرایط ، اتفاقات ، همه و همه دستانی از دستان خداوند هستند برای اینکه به تو کمک کنن؟

    مگه نمیگی ، همه ما به یک اندازه به خداوند و نعمت هاش دسترسی داریم.

    مگه نمیگی ، نه تو تاثیری در زندگی دیگران داری و نه دیگران در زندگی تو.

    شرک یعنی اینکه من کاری رو برای دیگران انجام میدم ، یا دیگران کاری رو برای من.

    پس نقش خدا این وسط چیه؟

    خودت رو از خدا جدا میدونی ؟ میخوای کار خدا رو انجام بدی؟

    نه اینطور نیست.

    تو روی خدا حساب باز کن ، تو از اون کمک بخواه ، تو جهان خودت رو زیبا کن ، تو از دید روح به مسایل و دنیا نگاه کن ، تو خودت رو وارد مدار نعمت و زیبایی کن ، دیگرانی که توی مدار تو باشن ، از ویژگی های خداگونه ای که تو در درونت ساختی ، بهره میبرن ،

    تو با رسیدن به خواسته ها و اهدافت ، جهان رو جای بهتری میکنی برای زندگی کردن.

    تو با رسیدن به خواسته هات ، دستی از دستان خداوند میشی برای اینکه دیگران به خواسته هاشون برسن.

    و این رابطه برعکس و متقابله. به چه شرطی؟ به شرطی که تو بخوای.به شرطی که اونا خودشون بخوان.

    تو قدرتی در تغییر زندگی و تاثیرگذاری روی زندگی دیگران نداری ، و برعکس.

    هرچقدر هم که باورها در مورد ثروت ، سلامتی ، روابط ، عشق ، شادی ، افراد بد و نامناسب باشه ، اگر بخوایم و شروع کنیم به ساختن باورهای مناسب در هر زمینه ای ، با خوندن تجربه های دیگران (کامنتها) ، باور کردنشون ، تایید کردنشون ، صدق بالحسنی شدن ، میشه به جایی رسید که همه این اهداف و خواسته ها محقق بشه.

    به جایی که به قول قرآن ، آسان بشی برای آسانی ها.

    خدایا شکرت…

    همه چیز باوره.

    زمانی که روی باورات کار کنی و تقویتشون کنی ، باورهای مناسب رو بسازی :

    ثروت و نعمت از همون کاری که الان داری ، وارد زندگیت میشه.

    سلامتی از همین مسیری که داری میری ، وارد بدنت میشه.

    عشق و احترام از همین جایی که هستی ، بهت داده میشه.

    مشتری های مناسب و با کیفیت ، از همین مکانی که هستی به سمت کسب و کارت هدایت میشن.

    مهارت و دانش و اطلاعات دقیق بیشتر ، از همین کتابا و منابعی که الان در اختیارت هست ، بهت نشون داده میشه و میخونی و درکشون میکنی.

    خدایا شکرت.

    باورات که درست بشه ، نیاز به فعالیت جسمی زیاد نیست.

    تغییر باورها ، یه روند تکاملیه ، و هیچ محدودیتی برای ساختن باور جدید و قوی تر نیست.

    همونطور که این محدودیت برای سلیمان نبی نبوده ، خدا همون خداست ، تغییر که نکرده.

    قوانین خداوند هم همون قوانینه ،

    برای تغییر باورها ، برای بهبود باورها ، باید همیشه روی خودت کار کنی ، ساخت باورها نیاز داره به کار کردن دائمی روی خودت ، روی ذهنت .

    ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار.

    یکی از روش ها برای سپاسگزاری از خداوند ، لذت بردن و استفاده کردن از تمام نعمت های خداونده.

    استاد میگن که :

    من توی کلاسهام هم در مورد توحید صحبت میکردم و با وجود تهدید ها ، ترسی نداشتم ، خسته نمیشدم ، انگیزه و انرژی فوق العاده داشتم برای صحبت کردن در مورد توحید و خداوند. و میگفتم من با این کار آخرت خودم رو میسازم.دنیا که اهمیتی نداره.

    به آرامش ، عشق ، سلامتی ، روابط عالی رسیده بودم ، اما از نظر مالی چیزی نداشتم.

    این موضوع خداوند ، قوانینش ، سیستمی بودن خداوند رو خیلی قشنگ نشون میده.

    خدا نمیاد بگه خب ، عباسمنش رسالتش رو فهمیده ، با من رابطه خوبی داره ، منو فهمیده ، در مورد من داره حرف میزنه و توحید رو گسترش میده.خب یه پول قلمبه ای بهش بدیم تا لذتشو ببره.

    نه ، ظرف استاد ، بقول خودشون ، جایی برای دریافت ثروت خداوند نداشته ، آخرت رو میخواسته ، خداوند هم بهش آرامش ، روابط عالی ، عشق رو داده ، آخرتش هم با این روند تضمین بوده.

    اگر استاد این تضاد مالی رو بهش بر نمیخورد ، بهش توجه ای نمیکرد و سرسری از کنارش رد میشد و به فکر نمیفتاد ، آیا الان هم همچنان در مورد توحید صحبت میکرد؟

    و اینقدر پیشرفت توی کارش ، توی موقعیت مکانیش ، آزادی زمانی و مکانیش ، اتفاق میفتاد؟

    اون موقع منی که خداوند هدایتم کرده به سمت این آگاهی ها ، چقدر میتونستم حرف های استاد رو باور کنم؟ تا کی این روند ادامه دار بود؟

    ذهنم میومد میگفت تویی که اومدی توی این سایت برای موفقیت مالی و ثروت و موفقیت بیشتر، این آقا اگر لالایی بلد بود ، خودش خوابش میبرد.

    اما الان نه ، دستش بسته اس ، میخواد چی بگه ؟

    الان فقط من میمونم و تصمیمم برای ادامه و حرکت.

    الگو میخوام؟

    استاد رو میبینم ، کامنتها رو میخونم ، نتایج دوستان از آموزه های استاد رو میخونم ، برای خودم باور سازی میکنم که اگر این فرد تونسته ، چرا من نتونم؟ اون چه باورایی داشته؟چه باورایی ساخته؟چطور عمل کرده؟

    ما به این دلیل به تضاد برمیخوریم ، تا در اون زمینه رشد کنیم.

    تضاد ها میان تا مارو رشد بدن.

    خداوند از طریق تضادها ، به ما میگه قدم بعدی چیه.(البته یکی از راه های حرف زدن با ما اینه)

    بقول اون دوستمون که تو کامنت قسمت های قبلی نوشته بود :

    آمده بودم تا میلیاردر شوم ، تو قرآن را در دستانم قرار دادی و گفتی بخوان ، راز تمام سعادت دنیا و آخرت در این کتاب نهفته است.

    بقول اون دوستمون ، شاید 95 درصد از دوستان ، که میان توی این سایت ، اولش با تضاد موفقیت مالی ، سلامتی ، ثروت ، روابط نامناسب و خراب ، افسردگی ، عزت نفس پایین و نابود ، وارد این سایت میشن.

    اینکه استاد میگه ، من بیشتر انگیزم برای ثروتمند شدن ، این بود که به جهان اطرافم بگم که اون خدایی که :

    عشق میشه و میاد توی زندگیت.

    سلامتی میشه توی بدنت.

    آرامش میشه توی وجودت.

    اگر درست باورش کنیم ، اگر با باور درست ازش بخوایم ،

    ثروت و نعمت مادی هم میشه و وارد زندگیت میشه.

    همه میگفتن تو که خدا ،خدا میکنی ، کو نتیجه ، کو پول ، کو لباس نو ، کو کفش نو ، کو ماشین جدید ، کو خونه خودت ، کو هدیه ای که برای عزیزانت خریدی ، الان چقد پول داری ، و هزاران حرفی که فقط روی پول میچرخه…

    اینا برای منم ، اتفاق افتاده…اینا تضاد هایی بوده که خداوند از این طریق به من گفته ، و گفته اینم درست کن ، بخواه ، ظرفش رو ایجاد کن ، احساس لیاقتش رو بساز ، باورای محدودت رو با باورای قوی و مناسب جایگزین کن ، در مسیر رسیدن بهش با باور درست حرکت کن.

    در مسیرش ، اون سمت خودش رو انجام داده ، شرایط اولیه رو ایجاد کرده ، نشونه هاش رو فرستاده ، اما چه زمانی بیشتر میشه؟ زمانی که من بیشتر باور کنم ، بیشتر ایمان بیارم.

    خداوند نور آسمان ها و زمینه.خودش میگه توی قرآن.علم فیزیک هم طبق نظریه شکاف ، به این موضوع رسیده که نور (فوتون های نوری) با توجه به دید ناظر ، واکنش نشون میده.

    خدا ، خودش رو طبق باور من ، طبق زاویه دید من ، با من هماهنگ میکنه.

    وقتی خدا رو باور کنیم ، و با خدا عشق بازی کنیم ، تنها رابطه مهم و اصل رو رابطه با خدایی بدونیم که همه ارتباطات ما بر پایه این رابطه ذاتی شکل میگیره ، همه چیز خود به خود درست میشه.

    وقتی باورات تغییر کنه ، نتایج تغییر میکنه ، خدا و قوانینش ثابته ، تو باید تغییر کنی.

    برای دریافت بیشتر ، با دیدن نشونه ، دائم با خودت حرف بزن ، در موردش بنویس ، گفتگو های ذهنیت رو روی اونها شکل بده ، سپاسگزاری کن خدا رو ، تا وعده خدا رو ببینی که میگه :

    شکرگزاری کنید تا شما رو بیفزایم.تا ظرف وجودتون رو گسترش بدم.

    خدایا شکرت ، خدایا شکرت که همیشه ما رو هدایت میکنی و هدایت بندگانت رو بر خودت واجب کردی.

    وقتی شخصیت شما به معنای واقعی کلمه توحیدی می شود، آنوقت به مسیری هدایت می شوی که نتیجه اش تجربه سعادت در دنیا و آخرت است و به قول قرآن، «لعلک ترضی» را به معنای واقعی کلمه تجربه می کنی.

    شخصیت توحیدی به معنای باور به اینکه:

    تنها یک قدرت، یک نیرو در جهان است ،

    و رابطه من با این نیرو همیشگی است ،( و نحنُ اقربُ الیه من حبل الورید )

    و این نیرو هدایت مرا بر خود واجب کرده است ، (انّ علینا للهدی )

    و قدرت خلق زندگی ام را در دست باورها و فرکانس های خودم قرار داده شده است ،

    (بما کسبت ایدیهم ، بما کانو یعملون ، بما قدمت ایدیهم ، بما کسبت رهینه)

    و هیچ عاملی بیرون از من، توانایی ضرر و زیان زدن یا سود رساندن به من را ندارد ،

    (و من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها )

    و راه سعادت دنیا و آخرت من، حساب کردن روی  این نیرو است ،

    (ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار ، اولئک لهم نصیبُ مما کسبوا والله سریع الحساب )

    و میزان تجربه ی من از نعمت های بی انتهای جهان، به میزان باورهای توحیدی من است ،

    و توانایی من درباره دریافت الهامات و تشخیصِ هدایت های این نیرو، به اندازه ی ایمان، توکل و سرسپردگی ام در برابر این نیرو است،

    و اعتبار تمام دستاوردهایم، عمل به هدایت های این نیرو است.

    وقتی توحید با این مفاهیم در وجودت ساخته بشود، دیگر نمی توانی ثروت را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی سلامتی را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی عشق را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی آرامش را از خداوند جدا بدانی

    .

    .

    .

    این اتفاقات مرا به فکر فرو برد که:

    چرا نباید ثروت را نیز از همان خدایی بخواهم که چنین عشقی به من بخشیده؟

    اصلا چرا ثروت را چیزی جدا از او می دانم؟

    پس جهادی اکبر برای تغییر آن باورهای بیمارگونه و شرک آلود به راه انداختم. از خدا خواستم آنقدر به من ثروت ببخشد تا وقتی درباره توحید صحبت می کنم:

    آنقدر در فرکانس کلامم یقین و اطمینان جاری باشد که حریف هر نگاه شکاکانه ای نسبت به نقش توحید عملی در میزان تجربه خوشبختی آدمها با هر دین و مذهبی باشد. تا آنجا که بتوانم با قدرت بگویم این خدا که خوشبختی، سلامتی و رابطه عاشقانه می دهد، ثروت هم می بخشد.  تنها همین خدا برایت کافی است که وعده داده:

    «من نزدیکم و اجابت می کنم درخواست هر اجابت کننده ای را به شرط آنکه او هم مرا اجابت نماید. به شرط آنکه تنها مرا بپرستد و تنها از من یاری بجوید و تنها مرا کافی بداند.

    اگر رابطه بین تو و یکتاپرستی درست شود، همه نعمت ها خود به خود وارد زندگی ات می شود همانگونه که وارد زندگی من شد.

    این خدا را باور کن تا هم خوب زندگی نمایی و هم کمک کنی تا جهان جای بهتری برای زندگی دیگران باشد.

    خدایا ، ما تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو میخوایم ، ما رو به راه راست ، راه کسانی که به اونها نعمت داده ای هدایت کن ،

    پروردگارا ، من به خودم ظلم کردم ، من به هرآنچه خیر باشه و از سوی تو فقیر و نیازمندم.

    در پناه الله یکتا ، شاد و ثروتمند و متنعم از نعمت های خداوند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: