توحید عملی | قسمت ۳ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

851 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسام گفته:
    مدت عضویت: 2231 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیز وسلام دوستان هم خانواده ای

    چقدر زیبا ارتباط خدا با تک تک مسائل زندگی رو بیان میکنید و چقدر لذت بردم .

    با شنیدن سخنان شما سالهای زیادی از زندگی خودم رو مرور کردم و چقدر من از این موضوع ضربه خوردم

    امروز متوجه میشم که نیت من و عمل من باعث این مشکلات بوده و یادم میاد همیشه خدا رو مقصر میدونستم که آخه چرا برای من؟؟؟

    امروز متوجه شدم همه چیز خودمم و کیفیت اتصالم به پروردگار کل کیهان و یادم میاد همیشه خدا رو مقصر میدونستم که آخه چرا برای من؟؟؟

    امروز از درستون یاد گرفتم که چقدر برای هدفگذاری ارزش قائل هستین که جای خلوتی رو انتخاب میکنید برای آرزوهاتون تا بهش خیلی عمیق فک کنین و اینکه خواسته هاتون رو واضح میکنید و باورهای مناسب با اون خواسته رو درست میکنین و طبیعیه که به 80 درصدشون هم میرسین .

    اما من انتخاب هدفم فقط با سرچ در گوگل برای داشتن یک عکس از آرزوم بوده و اینکه گاهی یه نگاهی به اون عکس بیندازم که یادم باشه این آرزوم بوده .

    معلومه استاد ،،، تفاوت نتایج شما با نتایج من از زمین تا آسمونه

    شما گفتین با رسیدن به آرزومون به پیشرفت جهان کمک میکنیم

     شما گفتین با رسیدن به آرزومون دستی از دستان خداوند میشیم که با رسیدن به آرزومون بقیه دیگران رو به آرزوشون میرسونیم.

    مثلا :

    وقتی من ماشین میخرم به هزاران نفر سود میرسونم (مکانیک خودرو– فروشنده خودرو– لوازم یدکی و……)

    استاد جون منم فک نمیکردم که بتونم چند تا ماشین داشته باشم .

    چند ماهی هست که بابت ناتوانی در خرید راحت وسایل خوراکی منزل و همین موارد مورد نیاز برای زنده بودن هر شخصی ، خیلی مستاصل شدم و بارها دست به دامن خدا شدم که خدایا چرا هر روز زندگی من در حال افت هستش ….. تا اینکه توی سایت به فایل توحید عملی 6 برخوردم و وقتی گوشش دادم و کامنت دوستان رو خوندم فهمیدم عیب از خودمه و نه از خدا . و مسیرم به سمت فایل های توحید در عمل هدایت شد .

    استاد جان داستانی که تعریف کردین زبان حال دل منه و من الان دقیقاً حس و حال اونروز شما رو دارم .

    و آرزو دارم که ماشین بخرم اما وقتی به باورهام مراجعه میکنم به من میگه که

    → تو که با حقوق کارمندی نمیتونی ، آخه میخوای از کجا بیاری ؟

    → تو که روی باورهات کار نکردی و جهان به تو پاسخ نمیده

    → ماشین خریدن به این سادگیا نیس 20 ماه باید تمام حقوقت رو جمع کنی تا بشه 140 میلیون تا بتونی بی کیفیت ترین ماشین دنیا رو بخری که پرایده که ما بهش میگیم ژیان امروزی .

    → تو که اگه یه نفر ماشین مجانی هم بهت بده از پس مخارج استهلاکش برنمی یای . چون در ماه داری کلی قسط بانک رو میپردازی.

    مدام فک میکنم یه فرد خیر ، ممکنه پول داشته باشه اینکار رو برام بکنه مثل پدر یا مادر یا برادر یا …. اما اصلا فک نمیکنم که خودم بتونم ماشین بخرم .

    →یا اینکه منتظربودم بهم ملکی پولی چیزی به ارث برسه تا من خوشبخت بشم وحالم خوب بشه اما باعمل کردن و گوش کردن به صحبتهای شما استاد خوبم متوجه شدم باید از همه دست بکشم تا خدا بشه همه چیزم

    چون میگم اونکه داره و من ندارم

    اونکه میتونه و من نمیتونم

    گاهی به خودم میگم که توی قرعه کشی برنده میشم شانسی و ماشین دار میشم

    و 10 تا راهکار و امید واهی که همه اینها دارن میگن تو لیاقت داشتن ماشین رو نداری . تو توانایی خریدش رو نداری .

    و نتیجه اینکه تمام افکارم داره میگه که کسی از بیرون باید یه کاری برا من انجام بده .

    اینقدر این باورها داغونه ………..

    شما راجع به اسکوتر و مقایسه قیمت اسکوتر با 206 صحبت کردین و اینکه ارزونترین موتور الان شما ، از آرزوی چند سال پیشتون که 206 بود الان قیمتی تره .

    و جالب تر از همه اینکه از سال 91 تا 96 چند ساله که با تغییر باورهاتون موفق شدین این اتفاق رو رقم بزنین . واقعا تحسینتون میکنم و صحبتهاتون رو دوس دارم .

    سوال شما توی وویس :

    چرا فک میکنم که من نمیتونم اونو داشته باشم .

    وقتی میگین بخدا همه چیز باوره من دیگه حرفی برای گفتن ندارم یعنی حرفی نمیمونه چون قبلا هم همین کار تدریس رو انجام میدادین اما نتایج تدریس الان شما با قبلا چرا اینقدر تفاوت زمین تا آسمون دارن .

    راجع به اشتیاق ، برای رسیدن به هدف خیلی مهم بود که گفتین که حتی تهدید شدین ولی دست برنداشتین و آتش عشقش اینقدر توی وجودتون زبانه میکشید که اصلا ترسی وجود نداشت . حتی به خاطر بحث توحید مسخره شدین .

    وجود تضاد ها مهم هستن.

    اینکه گفتین دوستانتون به شما گفتن تو که هی خدا خدا خدا میکنی

    پس نتایج مالیت کو .

    پس درآمدت کو .

    پس ماشینت کو .

    پس چرا خونه نداری .

    استاد من از همون اول که قوانین رو کمی شناختم توحید رو یکتاپرستی رو خیلی دوس داشتم . و

    خیلی منقلب بودم ،خیلی دنبال این بودم که حس یکتاپرستی رو به بقیه آشناهام بگم.

    لذت میبردم از گفتنش چون احساس میکردم دارم بزرگ میشم و اما شرک مخفی شده بود زیر این انسانیتم و اونم این بود که توی جاهای دیگه که کسی حسابت نمیکنه ولی وقتی اینجور حرفا رو میزنی مث اینکه دیگران یه جور دیگه روت حساب باز میکنن و خلاصه استاد کمبودهام رو در همه جوانب میخواستم با عرفان دروغین خودم بپوشونم و حس و حال الکی بخه خودم بدم و نجواها میگفت نه من رسالت دارم بگم که خدا هست اما در عمل دو زار خدا رو قبول نداشتم .

    (استاد منم وقتی با خدا از طریق شما آشنا شدم ،حس وحال غریبی داشتم !!منم خیلی دوست داشتم به دیگران بگم ،و این کارو هم کردم اما نه تنها سود نکردم بلکه اون دیگران ، اون یه ذره حس کاذب الکی رو هم از من گرفتن . !!!

    من جو گیر شدم ، ذوق کرده بودم از وجود یه همچین خدایی

    چن خودم هنوز خیییییییلی جای کار دارم و تکاملم رو طی نکرده بودم ، و روی خودم کار نکرده بودم!!!

    وقتی از خدا و قران میگفتم

    بهم میگفتن ؟

    پس چرا هیچی توی زندگیت عوض نشده!

    توحتی حالت خوب نیس و تا یه نفر بهت ایراد میگیره در رابطعه با خدا بهم میریزی .

    توکه هیچی نداری!! نه پول نه ماشین و…….

    توکه هنوز روی خودت کار نکردی از کجا میدونی جواب میده ودرس های استاد خوبه .

    آره خودنمایی کردن باعث میشد تمام انرژیم گرفته بشه و دست آخر یه پوز خند تحویلم میدادن .

    من خودم هنوز رابطم با خدا عالی نبود و ازش لذت نمیبردم ولی حرفش رو میخواستم انتقال بدم به همسرم به مادرم به دیگران .

    واین باعث شد تمرکزم روی دیگران باشه و از اون یه ذره ای هم که گاهی خالصانه ازش لذت میبردم کم کم جدا بشم /

    بعد فهمیدم که چرا شما میگین آقا نمیخوام به دیگران بگین که چی یاد گرفتین .

    می خواستم دیگران رو بزور بیارم توی این فضا که با من همراه باشن بخصوص همسرمو و دخترمو.

    استاد دقیقا این فایل رو انگار مخصوص من ساختین که یه کم بخودم بیام .

    خدا شاهده تمام صحبت های شما رو لمس کردم از نزدیک .

    اما استاد عزیزم من دیگه انگیزه ای ندارم برم خدا رو پیدا کنم و مثل شما به دیگران بگم . من فقط به خودم میخوام بگم و بفهمم که همه چیز خداست

    بقول شما همون پوله همون خداست که میاد توی زندگیت

    نه اینکه خدا بخواد یه کیسه پول بندازه از بیرون توی زندگیم

    همون کیسه پوله خداس

    همون فردی که عشق بهم میده خداس

    همون گلی که میبینم و لذت میبرم خداس

    همون بچه زیبا

    همون نامه ای که توی اداره برام امضا میکنن اون شخص خداس نه اینکه اون شخص خدا باشه و من اشتباهی مشرک بشم اون انرژی که باعث میشه کارم راه بیفته همون خود خود خود خداس که در قالب اتفاق خوب زندگیم رخ میده

    آه استاد عزیز چقدر لذت بردم و چقد کیف کردم از این جمله شما که گفتین ملا صدرا میگه خدا برات مادر میشه

    و پدر میشه

    و غذا میشه در سفره شامت

    برای تو رفیق میشه ثروت میشه سلامتی میشه و فرزند خوب میشه .

    و………

    من میدونم خدا لذت میشه موقع مسافرت

    من میدونم حقوق آخر برج میشه که وسایل بخرم و لذت ببرم تا سپاسگذار باشم.

    من میدونم خانمم میشه و بهم عشق و محبت میده تا سپاسگذار باشم

    من میدونم فرزندم میشه و با دیدنش تمام خستگیهام رو در میکنه که سپاسگذار باشم.

    ومن میدونم توی محیط کارم کارا رو ردیف میکنه که من سپاسگذار باشم .

    استاد جان شما گفتین اینقد ثروت بده که وقتی راجع به توحید صحبت میکنم تاثیرم هزاران برابر بشه اما من اینو نمیخوام ..من میخوام با ثروتمند شدن از زندگیم لذت زیادی ببرم و سپاسگذارتر باشم و میگم مردم خودشون خدا دارن برن پیداش کنن . چون من از این نصیحت کردن بد جور تودهنی خوردم .

    من فقط توی کسب و کارم و زندگی ، بندگی میکنم خدا خودش برکت و ثروت رو میاره و بقیه بنده ها هم خودشون میدونن چیکار کنن و سعی میکنم و دارم باورهایی می سازم تا کاملا سرمو از زندگی مردم بیارم بیرون و خودمو درست کنم .

    من تا چند ماه پیش میخواستم فقط به خاطر ثابت کردن حرفم به دوستان و همسرم و دیگران ثروتمند بشم و یه روزی بیام به همه بگم که مسیرشون اشتباهه و فقط مسیر استاد درسته و من درست میگفتم .

    اما همین جا به خدا میگم که اشتباه کردم من فقط میخوام عاشق تو بشم

    چون من وجود ارزشمندی دارم

    چون تو منو با لیاقت آفریدی و باید با بهترین که تویی کانکت بشم و بقیه هم خدا رو دارن برن پیداش کنن .

    خدا جون همینجا در محظر استاد و دوستان بهشتیم ازت میخوام اجازه بده من بهت توکل کنم

    اجازه بده من عاشقت بشم

    اجازه بده سر سوزن درکت کنم و دوست داشته باشم .

    اجازه بده تسلیم تو بشم

    اجازه بده که بفهمم که من نمیدونم و نمیفهمم و تو فقط میدونی

    نه به دلیل اینکه تو باید برای من چیزی رو بخوای یا نخوای . به دلیل اینکه همون تسلیم شدنه حس خود توهه که من دارم اون توکله احساس توهه که میاد توی وجودم و آروم میشم

    بدلیل اینکه اصلا هر کسی نمیتونه اینو درک کنه که توکل یعنی چی .

    یاد یه کامنت دوستان افتادم که میگفت آمده بودم در سایت که ثروتمند بشم اما تو عاشقم کردی و گفتی قرآن بخوان و مثل ابراهیم بت شکنی کن و اونوقت میبینی که تمام دنیا رو به پات میریزم تا بفهمی که پول چیزی نیس . هم برات پول میشم هم عشقت میشم هم جوانیت میشم هم شادیت میشم هم تفریحت میشم هم وو….. و

    راجع به یهودی ها گفتین اینا چه باوری دارن راجع به خدا و ثروت که اینقد ثروتمندن و من توی یه فایل دیگه از شما شنیدم که گفتین اینا هیچ چیزی رو نمیفروشن که بخان برن با پولش یه چیز دیگه بخرن و اینجاس که منو متوجه کردین فاصله فرکانسی من با یهودیا در رابطه با موضوع ثروت و خدا چقدره ……

    اینجاس که متوجه شدم چقدر در این رابطه مشرک شدم

    اصلا جوری دیگه شرک رو برای من توضیح داده بودن که من یک درصد هم احتمال نمیدادم من مشرکم در صورتی که الان میگم به به به کسی هس که بیشتر از من مشرک باشه و در جواب میگم عیبی نداره درست میشه باورام عوض میشه شرک هام به مرور کمرنگ میشه . این مسیری هست که خدا توشه و خودش درستش میکنه

    و دست آخر یه باور عالی دادین که سرمشق من شد برای ساخت باورهای زیر مجموعه بیشترکه گفتین به خدا همه باورها از یکتا پرستی داره شروع میشه اگه اینو درست کنیم خودبخود و براحتی همه چیز وارد زندگیتون میشه همونطور که وارد زندگی من شد .

    استاد خیلی ممنونم و

    چیزی ندارم بگم و کلمه ای برای سپاس پیدا نمیکنم که بگم از این بینهایت آگاهی که توی این فایل گذاشتین و شما سهم خودتونو انجام دادین و

    و فقط میتونم بگم سهم من اینه که برم مثل بچه آدم بشینم باور دربیارم و تنبلی نکنم . و گوش به نجواهای شیطان ندم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    کیانوش نسیم سبحان گفته:
    مدت عضویت: 3164 روز

    به نام خالق زیبائی ها

    سلام و درود خداوند بر استاد عزیزم سید حسین عباسمنش و تمام عزیزان در خانواره بزرگ عباسمنش

    سپاسگذار خداوندم که عمری داد تا دوباره مورد لطف فرستاده بر حقش استاد عزیزم قرار بگیرم

    این روز ها دوتا کانال هست تو تلگرامم که روی بی صدا نیست که یکیش کانال استاد عباسمنش هست و دیگری کانالی مربوط به اشعار حضرت مولانا و تا صدای پیام میاد یا بعد یه مدت که تلگرامم را باز میکنم و تیتر کانالها سبز رنگ هست ذوق میکنم که یه پیام یا یه خبر یا یه فایل از استادم نازنینم رسیده و وقتی امشب پیام فایل جدید اومد منتظر شدم تا فایل برسه و ببینم و دوباره نزدیکتر بشم به خداوند جان

    استاد وقتی صحبت های شما را گوش میدم و خودم را در قالب صحبتها مقایسه میکنم و نقاط ضعف و قوت خودم را پیدا میکنم سرشار از حس خواستن میشم

    تازگی ها بهم یاد دادین همه چیز یعنی خدا و خدا یعنی همه چیز

    میخوام یه داستانی بگم بهتون که بعد از اون فایل توحیدی ،اون فایل بهشتی،اون فایل خدایی (پاسخ در مورد بهترین باور در مورد خداوند) را فرستادین و کلا زندگی من دوباره متحول شد و به نظرخودم به مداری تازه و بالاتر رفتم

    برای ساختن نمونه اولیه اختراعم نیاز به نقدینگی داشتم و فقط اون لحظه از مادیات یه پراید مدل 83داشتم تصمیم گرفتم که بفروشم و خرج ساخت طرحم کنم رفتم تو ماشین و بادید جدیدم دستام را گذاشتم رو فرمون و قربون صدقه ماشینم رفتم و بهش گفتم خدایا ممنونم که ماشینم در بهترین زمان و مکان و با بهترین شرایط به فروش میرسه و سپاسگذاری کردم و حرکت کردم و یه چند تا کوچه و خیابون رفتم و به بلواری رسیدم صدای پیامی اومد، کنار بلوار پارک کردم و گوشیمو نگاه کردم دیدم یکی از دوستان هست که مبلغی طلبم داره و درخواست پول کرده از من، اون لحظه دیگه نگاهم مثل قبل نبود و این پیام را به چشم یه نشونه از طرف خداوند نگاه کردم و گفتم این خود مشتری ماشینه ،سریع رفتم سمت مغازه دوستم و جریان را بهش گفتم که میخوام ماشینمو بفروشم و …بهم گفت تا بعد از ظهر صبر کن من ماشین خانمم را فروختم چند وقت پیش و میخوام ماشین براش بخرم، ظهری میبرم بهش نشون میدم اگه مورد پسندش بود ازت میخرم ،بعد از ظهر شد و بهم خبر داد ماشینو میخرم ولی یه مقدارش نقد و یه مقدارش هم دوتا چک یکی اینور سال و اون یکی برج یک سال آینده و منم به خاطر لطفی که قبلا واسم انجام داده بود قبول کردم

    معامله انجام شد و چک و پول را گرفتم ولی نقدینگیم به حد نیازم نبود و من باید یکی از چکها را نقد میکردم

    به چند نفر درخواست کردم و شرایط را گفتم قبول نکردن یه دفعه یاد فایل و صحبتهای استاد در مورد خداوند افتادم ،و پاکت چکها را از جیبم درآوردم و چکهارا بوسیم و رو به چکها گفتم خدایا شکرت که این چکها در بهترین زمان و مکان و توسط بهترین دستت نقد میشن و من با قلبی سرشار از ایمان و باور به خداوند رفتم خونه و مطمئن بودم که بهم گفته میشه چکار کنم

    جاتون خالی نهار را با خانواده خوردم و با خانمم شروع کردم به صحبت و به خدای احد و صمد یه دفعه خانمم گفت فلانی مرد بسیار خیرمند و عابرومندی هست و نمیخوای به اون بگی دوباره گفتم جوابم را گرفتم خدایا شکرت و بعد از ظهر رفتم مغازه آشنامون که زرگری داره تو بازار و موضوع را بهش گفتم و قبول کرد و چک را گرفت و فرداش مبلغ چک را بدون یک ریال کمتر به حسابم واریز کرد

    این مطلب را گفتم که بگم واقعا وقتی یکتا پرستی و توحید را با تمام وجود خواسته باشی و خدا را تنها قدرت در وجود خودت و نزدیک حس کنی کار تمومه و فقط کافیه باور هاتو قویتر و بزرگتر کنی در مورد قدرت خداوند و تمام خواسته هاتو به دید خداوند بنگری و ازش درخواست کنی و بعد رها کنی و منتظر پاسخ و دریافت باشی در بهترین زمان و مکان بهت داده میشه و به قول استاد ،خودش همه کاری واست انجام میده ،خودش میشه درخواستت، خودش میشه پاسخت،و خودش میشه دریافتت

    در پناه خداوند قادر و توانا شاد و پر روزی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  3. -
    عباسعلی ملک گفته:
    مدت عضویت: 4182 روز

    به نام خدا

    سلام استاد

    کجایی! دلمون برات یه ذره شده.

    امروز داشتم یه آیه ای از قرآن رو میخوندم که یاد شما افتادم. دقیقا هم یادم بود که تو این فایل اون حرفی که یادم اومد رو گفته بودید.

    تو این فایل گفتید: وقتی از خدا و توحید حرفم میزدم دیگران بهم میگفتند تو که اینهمه از خدا حرف میزنی پس پولت کو؟

    استاد، با خوندن آیه زیر فهمیدم این موضع گیری انسانها درمورد انسانهای آگاه به قوانین، سابقه تاریخی داره.

    فَلَعَلَّکَ تَارِکٌ بَعْضَ مَا یُوحَىٰ إِلَیْکَ وَضَائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ أَن یَقُولُوا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَیْهِ کَنزٌ أَوْ جَاءَ مَعَهُ مَلَکٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِیرٌ وَاللَّـهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ ﴿هود: ١٢﴾

    ممکن است به سبب آنکه [دشمنان] می گویند: چرا گنجی بر او نازل نشده، یا فرشته ای همراهش نیامده؟ برخی از آنچه را به تو وحی می شود ترک کنی وسینه ات [از ابلاغ و اظهار آن] تنگ شود [به سبب موضع گیری های دشمنان از ابلاغ پیام حق خودداری مکن] تو فقط بیم دهنده ای و خدا بر هر چیز نگهبان است. (۱۲)

    استاد من بی صبرانه منتظر تولید سری های جدید از توحید عملی هستم

    عاشقتم، مواظب خودت باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  4. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 970 روز

    سلام

    من هم بخاطر داشتن چنین باورهای توحیدی ای که الان ساختم بسیار تمسخر و توهین و قضاوت و کلی حرفای نامناسب و کلی چیزای نامناسبی که بهم گفتن و چسبوندن داشتم،از طریق نزدیکترین افراد زندگیم حرف شنیدم که به خاطر همین باورها و حرفها خودتو بدبخت کردی کو رابطه کو پول کو زندگیت،ولی خدای من شاهده که این آرامش سلامتی حال خوب برای من یک دنیا ارزش داره و خدا شاهده که هیچ کمبودی حس نمیکنم اصن، به خداوندی خدا،حس میکنم تو بهشتم،به خداوندی خدا قبلا اینا نبوده با درست شدن باورهام اینا بوجود اومده و من حاضر نیستم با هیچی عوضشون کنم،و این سبک زندگیم و رشد شخصیت و باورهامو دوست دارم شاید برای خیلیا که فکرشون کوچیکه این حرفا این رشد این بلند پروازی ها دیوونگی باشه ولی من عاشق این دیوونگی ام عاشق این زندگیمم عاشق این طرز تفکر و باورهامم که ساختمشون و حالا دارم زندگیشون میکنم عاشق این تغییراتمم عاشق پیشرفتمم اصن مهم نیست که دیگران چی میگن این زندگی ای که هر لحظش در صلح و آرامشم در افکار مثبت و توحیدی و خوبم، در لحظه زندگی میکنم،بخداوندی خدا یک دنیا ارزش داره،مهم نیست دیگران خوشبختی رو تو چی میبینن تو پول تو شوهر داشتن تو بچه داشتن،درسته همه ی اینا خوبه ولی به شرطی که از سر عشق باشه اون رابطه، در آرامش و حال خوب باشه اون ثروت که لذت ببری با تمام وجود ،خودم میسازمش اون رابطه اون پول رو به تنهایی ،حتی اگر تنها شدم تو این مسیر طرد شدم قضاوت شدم و کلی حرفای دیگه اما من پای خودم و سبک زندگیم وایسادم و نمیزارم کسی مانع این سبک زندگیم بشه

    اونا باورشون اینه که باید زجر و سختی و بدبختی بکشی تا بتونی زندگی کنی یه چیزایی بدست بیاری

    اما من باورم این نیست با باورهای درست و عمل به الهامات و حرکت کردن و قدم برداشتن در مدار خواسته هام به راحتی بهشون میرسم باور دارم خودم،حتی اگر توهین و تهدید و تمسخر بشم تو این مسیر

    کاملا حرفاتونو میفهمم استاد من هم در چنین شرایطی هستم با توهین و تمسخر و تهدید مواجه شدم از طرف دیگران ،همه ی حرفاتونو تجربه کردم،اما من خودم آگاهانه با فکر خودم به این مسیر و سبک زندگی رسیدم و نمیزارم حرفای دیگران مانعم بشه و یکبار برای همیشه برای خودم زندگی میکنم و حرف دیگران برام اهمیتی نداره

    و منم دوست دارم یه رابطه ی عاشقانه بسازم و سفرهای خارجی و مهاجرت رو تجربه کنم به امید اون روز ادامه میدم و لذت میبرم و عشق میکنم همین الان بخدا زندگیم بهشتی و رویایی شده شاید دیگران درکش نکنن الان،ولی همین کافیه برام و ادامه میدهم با لذت و عشق و آسونی به رویاهام و آرزوهام میرسم به امید خدا که تنها اوست خدای یکتای من و باشد که من هم توحیدی تر شوم…

    سپاس از این فایل بینظیر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      کیان علیپور گفته:
      مدت عضویت: 1682 روز

      سلام خدمت دوست آگاه و هم مسیر و هم فرکانسی خانم افسانه.خیلی خوشحال شدم که پیام زیباتون رو خوندم و کلی انرژی مثبت گرفتم و حال من بهتر شد.چقدر خوشم اومد اونجا که گفتید در مقابل تمسخرها مقاومت کردید و راه درست خودتون رو رفتید.اتفاقا همین حال خوبتون نتیجه ی اون تلاش هاست.در مورد خواسته هاتون هم امیدوارم بزودی خداوند اگه مهاجرت به صلاح تون هست به جای عالی مهاجرت کنید و منم مشتاقانه منتظرم خبرهای موفقیت شما رو بخونم و بشنوم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        افسانه نوشادی گفته:
        مدت عضویت: 970 روز

        سلام

        خیلی ممنون از این کامنت خوب و انرژی مثبتی که برام نوشتید

        واقعا خوشحال شدم و برام انگیزه بخشه

        واقعا خیلی از تجربیاتی که استاد گفتند رو من خودم به عینه وقتی وارد این مسیر شدم تجربه کردم و میخوام این مسیر رو ادامه بدم تا به رویاهام برسم،واقعا الان که باورام بهتر شدن خیلی چیزا برام بی اهمیت شده و واقعا حرف دیگران زیاد تاثیری در من نداره چیزی که یه روزی آرزوم بود

        و واقعا خداوند همه چیز را میشود همه کس را به شرط ایمان به شرط پاکی دل…

        به امید خداوند عزیزم، می دونم اونی که به دلم انداخته این رویا رو خودشم راهش رو مسیرش رو برام هموار میکنه ،اگه می دونست نمی رسم و ظرفیت و لیاقتش رو ندارم به دلم نمینداخت

        واقعا خوشحالم که آدم های زیادی در این سایت دارن روی خودشون وباورهاشون کار میکنن برای اینکه بهتر زندگی کنند برای اینکه به رویاها و آرزوهاشون برسن

        من هم خوشحالم که در این سایت هستم و هم مسیر هستم با انسان های درست و شریفی چون شما که امید و انگیزه میدن به دیگران

        متشکرم از کامنت زیبا و انگیزه بخشی که برام نوشتید

        انشالله همگی در این سایت به اون خواسته ی قلبیشون برسن و سعادتمند در دنیا و آخرت باشن.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          کیان علیپور گفته:
          مدت عضویت: 1682 روز

          سلام بشما دوست عزیز و نوری خانم افسانه ی زیبا و مهربان.الان که حدودای ساعت نه و پنجاه دقیقه ی شب هست خاستم سایت رو نگاهی کنم که جوابی که واسم نوشتید رو خوندم .خیلی خوشحالم که با قدرت دارید ادامه میدید.ممنون که برای من وقت گذاشتید جواب خوب و زیبا و روحیه بخش نوشتید.از صمیم قلب دوس دارم که خبرهای موفقیت شما رو بشنوم و تو سایت بخونم.در پناه عشق و نور الهی باشین.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    سینا گفته:
    مدت عضویت: 3414 روز

    سلام ودرود خداوند براستاد بزرگوار و عزیز هر وقت که یه سوالی ذهنم رو درگیر میکنه سریع یه فایلی در همون زمینه از سایت شما دریافت میکنم داشتم درمورد این فکر میکردم که چرا همه مسائل من حل شده ولی مسئله مالی من حل نمیشه در حال دانلود کردن فایل هستم هنوز دانلود نشده که گوش بدم ولی وقتی متن زیر فایل رو خوندم دقیقا یکی از باورهای بیمارگونه ی من این بود من پزشک هستم بارها این باور در ذهنم اومده که حالا بیماری یک فردی رو درمان میکنم و اون فرد از خوشحالی یه پول هنگفتی یا یک ماشین به من هدیه میدهد همیشه ابن باور توی ذهنم بود تا اینکه امشب موضوع رو درک کردم واقعا استاد بزرگوار از شما سپاسگزارم که شما دستی از دستان خدا در روی زمین هستین ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      علی اصغر سیمابه گفته:
      مدت عضویت: 1620 روز

      سلام دوست عزیز

      منم توی این فایل فهمیدم که باورهای شرک آلود دارم این دقیقا باورهای شرک آلود که یکی دیگه بیاد به ما ماشین بده یه سر کار ببره ما باید از همون جایی که هستیم ببینیم چه کاری میتونیم انجام بدیم که با وضعیت فعلی ما هماهنگه مثل مثل شما که دکترین میتونین پیج بزنین اموزش بدین مشاوره بدین خیلیا میخوان ما باید در هر حوزه خودمون کار رو شروع کنیم نمیدونم چی شد بهتون پیام دادم ولی قلبم گفت همچین چیزی رو بنویسم شاید نشانه باشه برای تو خودم

      امیدوارم الهامات رو دریافت کرده باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    علیرضا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 3307 روز

    استاد عزیزم، دوستان و همراهان خانواده عباسمنش سلام شب و روز همه عزیزان بخیر.

    وقتی ساعت 23خبر فایل جدید را داخل کانال تلگرام دیدم که قراره به زودی روی سایت قرار بگیره گفتم اینقدر بیدار میمونم تا اول ببینمش بعد بخوابم.

    خداروشکر میکنم که به واسطه شما استاد گرانقدر پروردگارم را خیلی خیلی بهتر شناختم و فهمیدم که او برای من همه چیز میشودهمه چیز به شرط ایمان و پاکی دل.

    استاد عزیز این سال جدید برای تمام خانواده ی شما مطمئنا” سالی پر از ثروت و سلامتی و روابط عاشقانه و آرامش خواهد بود زیرا با وجود راهنمایی های شما و نزدیکی خداوند چیزی به غیر از عشق وجود نخواهد داشت.

    عاشق این جملتون که داخل اکثر محصولات میگید هستم

    که قسم میخورید به خدا که همه چیز باور است به خدا واقعاهمه چیز باور است.

    استاد دوستتون دارم و بیصبرانه منتظر دیدن بیشتر فایل های شما در تک تک نقاط ویلا و دیدنی های مناظر زیبای املاک و ثروت های شما هستم که باعث ایجاد انگیزه فراوان در من و دیگر عزیزان میشود.

    وقتی فایل مه گرفته شده ی شما رو در صبح بر روی دریاچه دیدم خداوند رو شکر کردم که چشم ما رو جوری پررنگ تر به نعمت هایش باز کرده و این موضوع هر لحظه و در هر جایی برای من نمود پیدا می کنه.

    در پایان بگم الان ساعت 1.22 شب است و دارم این متن مینویسم با عشق برای شما استاد عزیزم.

    موفق و پیروز و سلامت و جهانی باشی.?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  7. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1552 روز

    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تُطِیعُوا الَّذِینَ کَفَرُوا یَرُدُّوکُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ ﴿١4٩آل عمران﴾

    ای اهل ایمان! اگر از کافران فرمان برید، شما را به گذشتگانتان بازمی گردانند، در نتیجه زیانکار خواهید شد.

    بَلِ اللَّهُ مَوْلَاکُمْ ۖ وَهُوَ خَیْرُ النَّاصِرِینَ ﴿١5٠آل عمران﴾

    بلکه خدا یار و سرپرست شماست؛ و او بهترین یاری دهندگان است.

    ====================================

    پروژه ی توحید عملی,گام‌سوم:

    🟣دلیل رسیدن استاد به اهداف سالیانه شون:

    ◀️خواسته هایشان را واضح مشخص میکردند.

    ◀️باورهای مناسب برای رسیدن به آن خواسته ها را هم مشخص میکردند.

    🟣تمام خواسته ها،تمام آرزو ها،تمام رویاها،تمام اهداف دست یافتنی هستند و اصلا به این دلیل به ذهن شما خطور کرده که دست یافتنی بوده!🟣

    ◀️و شما با رسیدن به هر خواسته ای و هر آرزوتون،به پیشرفت جهان کمک میکنید،شما دستی از دستان خداوند می شوید که با رسیدن به آرزوتون بقیه رو هم به آرزوشون میرسونید.

    ◀️شما با هر خریدتون،به هزاران هزار نفر که در ساخت این محصول نقش داشتند،کمک می‌کنید که به خواسته هاشون برسند.

    🟣این رو همیشه به یاد داشته باش:

    🟣شما با رسیدن به آرزوهاتون،جهان رو جای بهتری برای زندگی میکنید،هم برای خودتون،هم برای دیگران.

    ◀️رسیدن به خواسته هاتون رو خیلی بزرگتر ببینید.

    ◀️با دیدن الگوهایی که به خواسته هاشون رسیده اند،سدهای ذهنی میشکنند.

    ◀️هرچیزی که فکر میکنیم نمیتونیم داشته باشیم،بخاطر محدودیت ذهن ماست.

    ◀️هرچقدر باورهاتون در مورد ثروت،ضعیف و نادرست باشه،باز هم میتونید تغییرش بدید و به آزادی مالی برسید.

    ◀️فقط در عرض چند سال،انسان می‌تونه به جایی برسه که از جایگاهی که فکر می‌کنه شاید کسی بهش ماشین هدیه بده،برسه به جایگاهی که خودش هرچی که میخواد داشته باشه،نامحدود فکر کنه و هرچی که دلش بخواد بتونه بخره.

    🟣به خدا همه چیز باوره!

    ◀️تغییر باورها،آرام آرام اتفاق می افتد.

    ◀️به هر میزان که باورها تغییر کند،نتایج می آید.

    ◀️باورها همیشه می‌تواند بهتر و بهتر شود.

    ◀️ما باید همیشه روی خودمون کار کنیم.

    ‏🟣IMP:همه بالاخره یک روزی می‌میرند،ولی چه عشقی بالاتر ازین؟!چه مرگی قشنگتر ازین که در راه عشق و رسالتت بمیری؟!بخاطر توحید! بخاطر یکتا پرستی!

    🟣کیست رستگار تر از کسی که نام خداوند را بر زبان ها بیاورد؟!

    🟣کیست رستگار تر از کسی که دل هارا به سمت خداوند هدایت کند؟!

    🟣کیست زیانکارتر از کسی که به خدا شرک بورزد؟!

    ◀️استاد با استفاده از قانون هر نتیجه ای رو گرفته بودند اما بخاطر باورهای محدود کننده هنوز به پول نرسیده بودند،درسته پول نبود اما تمام چیزهای خوب دنیا بود،انقدر زیاد که اصلا کمبود پول دیده نمیشد!بخاطر همین احساس استاد همیشه خوب بود،چون از عشق خداوند پُر بودند.

    ◀️اما مردم فقط این دنیا رو میبینند،مردم فقط نتایج مالی رو نتیجه میبینند،برای همین استاد به خداوند گفتند:من با تغییر باورهام به این همه نتیجه رسیدم،پس با تغییر باورهای مالیم،به ثروت هم میرسم،تو که رزاقی،تو که غنی ای،تو که رحمانی،تو که رحیمی،تو که وهابی،ایراد از منه!باورهای من در مورد پول ایراد داره!

    ◀️استاد از خداوند خواستن،به من انقدر ثروت بده که وقتی درمورد توصحبت میکنم،وقتی درموردتوحید صحبت میکنم،بقیه خیلی راحت تر بپذیرن.

    🟣و بهشون بگم:این خدا که سلامتی میده،این خدا که روابط عاشقانه میده،این خدا که خوشبختی میده،آرامش میده،همه چیز های خوب رو میده،ثروت هم میده!ثروت مادی هم میده!ثروت حساب بانکی!میده!میگید نمیده؟!اینم میده!همه چیز میده!

    ◀️بزرگترین انگیزه ی استاد برای موفقیت مالی این بوده که به افرادی که وقتی استاد درمورد توحید صحبت میکردن،با شک به ایشان نگاه می‌کردند و حتی تمسخرانه….بعضی ها هم که مستقیم میگفتن تو که داری میگی خدا،خدا،چی داری توی زندگیت که خدا خدا می‌کنی،بزرگترین انگیزه شون این بود که خداوند ثروت هم میشود!

    🟣به قول ملاصدرا:خداوند همه چیز می‌شود همه کس را،به شرط ایمان،به شرط پاکی دل …

    🟣توحید یعنی :دوری از شرک

    🟣توحید یعنی:تنها بر خداوند توکل کنیم.

    🟣توحید یعنی:ایده های فوق العاده فقط از طرف پروردگار میاد.

    🟣توحید یعنی:وقتی خدارو باور کنی و با اون عشق بازی میکنی،زندگیت خود به خود درست میشه.

    ◀️استاد با تغییر باورها،ثروت را ساختن،خدا عوض نشد،خدا همون خدا بود!مثل درست کردن ارتباط بین خدا و ثروت:مثل دعایی که میگن خدا بهت سلامتی بده،همونجور که خدا بهت سلامتی بده،خدا بهت ثروت بده!

    ◀️وقتی استاد از لحاظ مالی رشد کردن،افراد خیلی بیشتر،خداوند؛توحید؛توکل؛ایاک نعبدو ایاک نستعین؛اهدنا الصراط المستقیم؛صراط الذین انعمت علیهم رو باور کردند.

    🟣اینکه آرزو میکنی یک نفر آرزوهات رو بهت هدیه بده،این شرکه!

    ◀️چرا از خدا نمی‌خوای؟!

    ◀️چرا فکر نمیکنی خدا می‌تونه بهت بده؟!

    ◀️چرا درمورد پول شرک داری؟!

    ◀️چرا انقدر باورهات درمورد پول ایراد داره؟!

    🟣همون طور که درمورد سلامتی و ارتباطات شرک نداری،ثروت رو هم از خداوند بخواه تا به تو بده!

    🟣رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَهً وَفِی الْآخِرَهِ حَسَنَهً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ

    🟣همه چیز توحیده🟣

    🟣اگر ارتباط بین شما و یکتا پرستی و خداوند درست بشه:

    ◀️همه چیز خودش درست میشه.

    ◀️همه چیز رااااحت به دست میاد.

    🟣اگر باورهات رو درمورد ثروت درست کنی:

    ◀️همه چیز خیلی راحت تر،خیلی راحت تر ازون چیزی که فکر میکنی به دست میاری

    🟣بخاطر اینکه 🩵خدا🩵برات انجامش میده.

    🟣همه ی کارهارو 🩵خدا🩵 برات انجام میده.

    =====================================

    یادداشت شخصی:

    ١٢ بهمن ١4٠4

    ١٠:١٠ صبح

    ◀️نمی‌دونم چه جنسی از فرکانس پشت جملات استاد در فایل های توحید عملی هست که هربار بهش گوش میدم و مینویسم،به بی نهایت آرامش میرسم،طبق قانون اصلی جهان که تنها منبع آرامش خداونده،این حجم و این جنس از آرامش فقط می‌تونه بخاطر نوری باشه که در تک به تک کلمات استاد نهفته ست،نوری که هم جسمم و هم روحم همیشه بهش تشنه ست،هرچقدر بیشتر دریافتش میکنم،تشنه تر میشم.

    ◀️چند روز پیش با محجوبه صحبت میکردم،بهش گفتم اگر بهم یک حق انتخاب بدن که میتونی برگردی و یک روز از زندگی قبلیت رو تجربه کنی و بگن تو‌دوست داری برگردی کیش و بری کافه آلور و کنار مدیرعاملت تو جلسه بیزنسی بشینی؟!یا دوست داری یک شیفت عصر icu رو دوباره تجربه کنی؟!من جوابم قطعا شیفت عصر icu خواهد بود.

    ◀️گفتم احساس خوشبختی فقط توحیده،فقط و فقط،من دلم لک زده برای اون روح لطیفم،برای اون حجم از تجربه ی عشق خداوند ،برای اون هماهنگی با فرکانس منبع،اون موقع هیچ کس توی زندگیم نبود،هیچ وعده ای هم در کار نبود،هیچ الهامی،هیچ موفقیت خاصی،ولی من پر بودم از عشق خداوند،من دلم لک زده یک بار دیگه برم ته باغ بیمارستان و لا به لای درخت ها بشینم وباهاش حرف بزنم و اون میزان از تجلی حضورش رو احساس کنم.

    ◀️توی زندگی من هرنتیجه ای اومد بعد از عشق بازی با خدا بود،هر ایده ی گیم چنجری،هر آدم فوق العاده ای،هر تجربه ی بی نظیری که داشتم همه ش بعد از پیدا کردن خداوند و هماهنگی با اون وارد زندگیم شد،مرجع همه چیز خداونده،اگر خدا رو از من بگیرن،من هیچی ندارم توی زندگیم،نه ثروت،نه روابط،نه عزت ،نه هیچ چیز دیگه ای.

    ◀️امیدوارم خداوند یک بار دیگه درهای رحمتش رو بر من باز کنه و تاج بندگیش رو روی سرم بزاره و اجازه بده به اون حجم از هماهنگی که سال اول دانشجوییم داشتم برسم،این تموم چیزی که ازش می‌خوام ،این تموم سرمایه ی منه که ازش طلب دارم…مابقی چیز ها جزئیاته و خودش درست میشه…اینو صدها بارها توی زندگیم تجربه کردم،خودت رو با خدا هماهنگ کن،خدا تموم جهان رو به هماهنگی با تو درمیاره…

    «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»

    «رَبَّنَا إِنَّکَ جَامِعُ النَّاسِ لِیَوْمٍ لَا رَیْبَ فِیهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ»

    «رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلْإِیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا ۚ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ»

    «رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَىٰ رُسُلِکَ وَلَا تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ ۗ إِنَّکَ لَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      عاطفه نوری گفته:
      مدت عضویت: 2223 روز

      دوستت دارم سعیده عزیزم

      تحسین برای توحیدی بودنت

      تحسین برای وجودت

      تحسین برای روح پاکت

      تحسین برای اراده ت

      تحسین برای استمرارت

      تحسین برای پشتکارت

      تحسین برای ادامه دادنهاااات

      تحسین برای اینکه یک مادر توحیدی آگاه هستی

      تحسین برای اینکه بینظیری

      تحسین برای تمرکزت روی قرآن

      تحسین برای بودنت

      تحسین برای درک و فطرت پاک و آگاه بودنت

      تحسین برای تلاش‌هایی که میکنی

      تحسین برای سعی توحیدی ات برای درک قرآن

      تحسین ک مینویسی

      تحسین ک کمک میکنی به رشد جهان

      تحسین برای اینکه زیبایی عاقلی آگاهی پاکی صادقی توحیدی هستی و بینهایت تحسین دیگه که خدا داند و بَس…

      دوستت دارم و عاشقانه هزاران تحسین دیگه نِثار روح و شخصیت توحیدی زیبایت میکنم لایق ستایش و احترامی چون سعی و تلاشت برای توحید و یکتاپرستی ست…

      پس بیصبرانه منتظر خودِ خدا باش با دنیایی از هدیه های شگفت انگیز و عشق های بینهایت….

      الهی امین،

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    رامین امینی گفته:
    مدت عضویت: 1919 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و عرض ادب خدمت شما جناب استاد عباس منش عزیز دل 🙏🏻

    وقتی یک کسی مثل شما رو میبینم اول از همه خدا را شکر میکنم که من را به راه راست هدایت کرد و دوم بر این که من تمامی این صحبت های شما را با پوست و جون خونم لمسش کردم

    نقطه آغاز من از پایان یک عشقی که خودم در ذهنم پرورش داده بودم شروع شد نه کلاسی رفته بودم نه کتابی خونده بودم در مورد باورها هیچ هیچ هیچ! فقط میگفتم میخوام و میشه چند تا رابطه غلط قبلش تجربه کردم با تجربه کسب کرده خلاصه اون رابطه که خودم دوست داشتم شد در همه ابعاد طرف مقابل من ایده آل بود نه از نظر خودم از نظر همه آرزوی همچین شخصی برای زندگی مشترک داشتن ، البته یکم آدم نمیدونم بگم کمال گرا بگم مغرور نمیدونم اسم شخصیت من چی هستش! اما هیچ وقت به کم قانع تو هیچ چیزی نبودم هیچ وقت کاری نداشتم چی هست اون چیز فقط میخواستم حالا بعضی از اون چیزها رو بدست میاوردم و خواسته های بزرگتر را در مسیرش قرار میگرفتم اما یک جای کار گیر داشت همیشه لعنتی!!!

    سر شما رو درد نیارم اگر یکی بود منو درست راهنمایی میکرد میگفتتتت باباااا اون باور لعنتی عوض کن درست بشه دیگه آخه هی دور خودت میچرخی اصلا باور چی هستش! ای خدا وقتی یادش میوفتم بعضی وقتها دلم میخواد سرمو بکوبم تو دیوار!

    اما خوب من باید به یک رشد شخصی میرسیدم!!!

    کار خدا درسته کار ما درست نیست به خدا!

    هیچ کار خدا بدون حساب کتاب نیست!

    اون رابطه من که عاشق طرف خودم بودم در همه ابعاد تو یک شب تموم شد!

    و رامین امینی خورد شد شکست شکست شکست!

    به معنی واقعی آب شدم شاید ۱۰ کیلو وزن کم کردم موهام تو یک شب ریخت البته قبلش هم ریخته بودم برای استرس های کار و رابطه ام

    اما اون شب لعنتی دیگه به خدمت من درست و حسابی رسید!!!

    اما نقطه شروع من همون شب بود!!!

    همون شب پایان رابطه دوست داشتنی من!

    همون شب خورد شدن من!

    بدون این که کسی به من چیزی بگه یک کسی انگار از درونم به من میگفت رامین برو نماز بخون از خدا بخواه!!!

    منی که خدارو قبول داشتم عزداری امام حسین میکردم نذری میدادم مشروب میخوردم خلاصه یک آش مخصوص خودم با اعتقادات شخصی خودم بودم همون شب به صدای درونم گوش کردم به یکباره مشروب و گذاشتم کنار رفتم رو سجاده ایی که مادر عزیزم از کربلا برام آورده بود به قول خودش بعد ازدواجم میخواست بهم بده گفتم بده من مادر جان ! ازدواج چیه الان میخوام نماز بخونم الان بهش احتیاج دارم البته من ریخته بودم بهم مادر بنده خدای من هم متوجه شده بود به کسی چیزی نگفتم اما کارهام و چهره ام فریاد میزد نیاز به گفتن چیزی نبود!

    نماز خوندن من شروع شد یکسال کار نکردم مثل دیوانه ها شده بودم فقط راه میرفتم را ه میرفتم نماز اول وقت میرفتم مسجد میخوندم و بعد باز راه میرفتم و پیاده میرفتم دفتر دوستانم در حد یک سلام و چایی خوردن و بعد دوست دیگر این روند ادامه دار بود هر روز هفته مثل دیوانه ها یا با خودم حرف میزدم یا با خدا

    خدا نسیب دشمنام هم نکنه حالمو! خیلی سخت بود و من پوست انداختم یک شخص دیگه شده بودم به شدت قلبم از احساس خالی شده بود نه با کسی رفت آمد داشتم فقط در حد یک سلام علیک بود منی که دوست خیلی زیاد داشتم مهمونی زیاد میرفتم به یکباره همه دوستانم هر کسی دور و اطرافم بود گذاشتم کنار

    دلم میخواست من باشم و خدا

    فقط دلم میخواست بشینم رو سجاده ام با خدا حرف بزنم و بعد گریه کنم خالی بشم تا بهتر بشم سکته نکنم فقط بتونم رو پاهام تکیه کنم یک شب یادم نمیره خیلی حالم بد بود زمستون دو سال پیش بود بعد از نماز جماعت همه رفتن خوب کیلید دار مسجد محل ، من را از قدیم میشناخت و از این که شروع کرده بودم نماز جماعت خوندن حال کرده بود با این اخلاق من خلاصه میخواست در مسجد را ببند گفت: آقا رامین میری یا میمونی گفتم نه میمونم

    نمیخوام فعلا برم

    انگار خدا گفته بود همه بروند این تنها باشه با من کار داره!

    من ۲ رکعت نماز خوندم و تو سجده آخر ترکیدم از بغض و زدم زیره گریه گفتم تا حال منو خوب نکنی خدا بلند نمیشم از سجده

    شما منو به این دنیا آوردی شما این شخص رو سر راه من قرار دادی درسته من خواستم اما شما از همه چی با خبردبودین از هدفم و خواسته ام من حالم خوب نیست دارم نابود میشم اینجوری زندگی نمیشه حال منو شما باید خوب بکنی من جز شما نه کسی و میشناسم نه میخوام برم به کسی بگم حالم خوب نیست! تاحالمو خوب نکنی از سجده بلند نمیشم یا منو میکشی یا حالمو خوب میکنی تو همین حال و احوال بودم در سجده انگار یک چیزی از قلبم کنده شد به یک مرتبه انگار سبک شدم و بلند شدم از سجده و به یک مرتبه دنبال نگهبان مسجد گشتم (دقت به اینجای این حرفم داشته باشید وقتی حرفم با خدا تموم نشده بود اون حسی که میگم به یک مرتبه اتفاق افتاد! )

    تا بگم من دارم میرم در مسجد قفل کن ساعت تقریبا ۸ شب بود و بارانی دیگه ماشین نگرفتم حالم خوب بود میخواستم زیر بارون قدم بزنم تا برسم خونه فاصله خیلی زیاد نبود.

    فقط یک چیزی که برای خود هم خیلی خیلی عجیب بود اون کنده شدن و اون حس به یک طرف این که دست چپ من انگشت کوچیکم موقعه کفش پوشیدن متوجه شدم باد کرده!

    نه مسجد چیزی بود که بخواد نیش بزنه نه دردی داشت فقط باد کرده بود انگار زنبور نیش زده باشه!

    خم هم نمیشد من موندم این چی بود خودم هم متوجه نشدم! هر چی بود برای اون سجده بود!

    همه اینها را گفتم تا برسم به اینجای مطلبم

    من از خدای عزیزم خواستم من را راهنمایی بکند که چه جوری چیکار کنم که باز زندگیمو درست بسازم این بار خراب نشه!

    و کاملا با دست خدا من راهنمایی شدم به سمت سایت شما روزهای اول یک حالت دفاعی داشتم اما این همه تقریبا با گذشت ۶ ماه درست شد نشانه ها را دیدم و هر جا میرفتم حرفهای شما برای من تو دنیا پیش می آمد.

    من نه تمرینی حل کردم نه محصولاتی از شما خریدم فقط میگفتم خدا برام درست میکنه بله درست میکنه حتما هم درست میکنه اما چند تا فوت کوزه گری هم لازمه .

    هیچی راهی درست تر از این نیست حرف شما رو گوش کرد و اگر کسی گوش نکنه باخته خیلی سلیس و راحت صحبت میکنم ، آدم زرنگ اونی هستش که از تجربه دیگران استفاده بکنه نه این که خودش تجریه کنه بعضی وقتها هزینه تجربه کردن خیلی باید بها براش پرداخت بکنی! و من خودم به شخصه پیشنهاد نمیکنم چون بعضی وقتها این بها میشه عمر آدم! یک حرف میتونه بیست سال زندگی آدم را جلو بندازه چرا که نه! و کی بهتر از شما که با زبان تصویر به ما آموزش میدهید آن هم به این قشنگی و عاشقانه 🙏🏻

    من تو بهترین محله تهران به دنیا آمدم و زندگی کردم و تو بهترین مدارس درس خوندم و بهترین سفر ها هم داشتم و پولدار ترین دوستان هم داشته ام و دارم!

    اما آنها به شما راه پول در آوردن خودشان را یاد نمیدهند فقط قسمت پوز دادن را به شما نشان میدهند!

    چرا این حرف را میزنم دلیل داره دلیل این هست شما اگر زندگی شخصی خودتان را نشان میدهید جلوی لنز دوربین این هم بخشی از آموزش تصویری شما میباشد که من با جون دل میپذیرم من جنس پوز دادن را خوب بلدم خوبه خوب!!! میلیون ها بار دیدم!

    مرسی از خدا که من را با شما آشنا کرد و میلیاردها بار خدا را شاکر هستم بابت این نعمت که در زندگی من ایجاد کرد و در انتها از شما بسیار بسیار تشکر میکنم که اینقدر خالصانه و دوست داشتنی هستین و به ما درس زندگی کردن یاد میدهید، یکبار دیگر تکرار میکنم اگر کسی حرف شما رو گوش نده فقط این دنیا رو‌ نباخته اون دنیا هم باخته!

    شما درست میفرماید هیچ راهی بهتر از راه خدا نیست.

    با خدا باش پادشاهی کن ❤️❤️❤️

    چه فکر بکنی که میتونی

    چه فکر بکنی که نتونی

    در هر دو صورت حق با توئه .

    حالا بیبین میتونی یا نه!

    هر جا هستین شاد و سلامت باشید

    در کنار خانواده بسیار عزیزتان

    ارادتمند 🙏🏻❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
    • -
      سمیرا بیات گفته:
      مدت عضویت: 2088 روز

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام دوست عزیز اقای رامین .من هم یکی از کسانی هستم که به وسیله استاد حقیقت توحید را با توجه به مداری که درش هستم دریافت کردم و چه بسا مثل شما اشک ها ریختم روزهایی که در کفر و تاریکی بودم.

      اما داستان شما رو با تک تک جزئیاتی که نوشتید تجسم کردم چون در سالهای نوجوانی خودم هم بازیچه ای در دست دیگران بودم .بنابراین برای گفتار صادقانه شما بهتون تبریک میگم .قطعا این درخواست هدایت شما به خداوند.،شما رو به این سایت الهی هدایت کرده و با اجرای گفته های استاد حتما و بدون شک میتونیم در مسیر توحید و هدایت الهی قرار بگیریم مثل استاد عزیز البته ایشون از نظر من از اینی که هم جلوی دوربین میگن ، بسیار بسیار آدم پاک و لطیف و نزدیک به خداوند هستند .و من آرزو میکنم دقیقا اونی رو بشنوم که استاد در موردش حرف میزنه . امیدوارم خدا به هر دوی ما و همه ی بچه های سایت راه درست رو الهام کنه بهتون پیشنهاد میکنم فایل جدید استاد.توحید عملی قسمت جدیدش که دیشب روی سایت قرار گرفته رو ببیند در اونجا استاد به طرز شگفت انگیزی منو متوجه ی یکی از ایراداتم کرد که امروز رو کلا تو فکر اینم که چه کاری میتونم انجام بدم که دیگه ادامه ندم اون کار احمقانه رو و امیدوارم از طرف خداوند هدایت بشم به مسیر درست .

      برای شما هم در این روزها ماه رمضان طلب سلامتی و هدایت رو دارم .

      از خوندن کامنت شما بسیار لذت بردم امیدوارم نتایج بهتری از روند آموزش های استاد دریافت کنید و در سایت منعکس کنید.

      قطعا لایک استادبرازنده داستان حقیقی شماست.بهتون تبریک میگم من تا حالا در دیدگاهام لایکی دریافت نکردم و این برای من نشونه ای از اینه که باورهای درست رو هنوز پیدا نکردم .در پناه خدا باشید دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      حمید ریگی گفته:
      مدت عضویت: 2538 روز

      سلام رامین جان عزیز

      کامنت تو خوندم و خیلی احساسی شدم و چقد خوب گفتی به خدا چقدر من این قسمت رو دوست دارم که به زور از خدا خواستی که یا حالمو خوب کن و چه خوب که تایید کردین درستی مسیر رو با تجربه های خودتون و منم دوست دارم تایید کنم و بگم اره دقیقا همینه و جز این نیست 🌹🌹🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 762 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    توحید عملی قسمت 3

    سوره هود

    وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِیهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَرِیبٌ مُجِیبٌ ﴿61﴾

    و به سوى [قوم] ثمود برادرشان صالح را [فرستادیم] گفت اى قوم من خدا را بپرستید براى شما هیچ معبودى جز او نیست او شما را از زمین پدید آورد و در آن شما را استقرار داد پس از او آمرزش بخواهید آنگاه به درگاه او توبه کنید که پروردگارم نزدیک [و] اجابت‏ کننده است (61)

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم

    میخواهم همواره بنده ی تسلیم تو باشم

    فقط و فقط روی خدا حساب باز کنم و خودم خوب زندگی کنم و جهان را جای بهتری برای زندگی کردن کنم.

    خدایا شکرت من به هر خیری از جانب تو نازل شود فقیرترینم

    خدایا کمکم کن هر لحظه بهت محتاجم یک لحظه هم مرا به حال خودم وامگذار

    خدایا قدرت تویی

    فرمانروای کل کیهان تویی

    هر جوری باورت کنم به همان شکل وارد زندگی ام میشوی

    جانانم میخواهم از شرک و بی ایمانی نجاتم دهی

    و مرا به نور و روشنایی هدایت کنی

    خدایا شکرت میخواهم هر لحظه در تمام اموراتم فقط و فقط تو را با خودم همراه داشته باشم

    تو نزدیکی از رگ گردن نزدیک تر

    همواره در حال اجابت من هستی

    همواره به فرکانس های من پاسخ می‌دهی

    میخواهم بیشتر باورت کنم

    میخواهم توکلم فقط بر تو باشد

    میخواهم تسلیمت باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی ات

    خدایا شکرت میخواهم امیدم رابه رحمتت بیشتر کنی چون دهنده و رزاق و وهاب تویی

    وقتی تو صاحب کل جهانیان هستی به چه کسی جز تو رو بندازم

    خدایا شکرت مرا ببخش با شرک سالها زندگی کردم

    می‌خوام خودت منو پاک کنی

    درونم را تهی و خالی کنی از هر گونه شرک و بی ایمانی

    و خودم را ریختم و تخریب کردم از اون شخصیت ترسو و بی ایمانی

    و میخواهم از بنیه از پایه خودم را بسازم از نو با شخصیت توحیدی

    چون تو همه چیز میشوی همه کس را

    به شرط ایمان.

    به شرط پاکی دل

    به شرط شریک نشدن با ابلیس

    خدایا شکرت یادمه همین امروز چطور وقتی ازت خواستم بهم ایراداتم را نشان دهی

    چطور باهام حرف زدی و بر زبانم بر خودم جاری شدی

    امروز صبح مورد انتقاد همسرم قرار گرفتم

    ولی برعکس همیشه ناراحت نشدم

    چون می‌دونم من خالق زندگی خودم هستم

    چون میدونستم او یک معلم است که میخواهد درس مهمی بهم نشان دهد

    پذیرفتم و سکوت کردم

    بخاطر وجود همسرم تشکر و قدردانی از خداوند کردم که دستی از دستان خوب خداست در زندگی ام که خداوند داره از طریق این دستش جریان نعمت را به زندگی ام وارد میکند

    من شکر گذار خداوند و دستانش هستم

    ولی می‌دونم نباید وابسته باشم

    چون خداوند از بینهایت راه داره بهم نعمت و ثروت و فراوانی می‌رسونه

    تا ظهر فکر کردم و با خدا حرف زدم

    ذهنم به شدت مشغول شده بود

    حتی با سپاسگزاری هم از اون مشغله ذهنی خارج نشدم

    حتی کلاس آنلاین هم که داشتم نتونستم خوب تمرکز کنم

    چون از صبح تو تمرین ستاره قطبی ازش خواسته بودم تا ایراداتم را بهم نشون بده

    و باید با پیدا شدن ایراداتم خودمو بیشتر می‌شناختم

    دیگه از خودم خجالت می‌کشیدم که چند ساله دارم روی خودم کار میکنم و بخوام با انتقادات و حرفه‌ای دیگران بهم بریزم

    گفتم من دارم رو باورهام کار میکنم

    دارم آگاهانه سعی میکنم در مومنتوم مثبت حرکت کنم

    امروز نباید روزمو همینطوری با مشغله های ذهنی هدر بدم

    یعنی ببین دو دستی یقه خدا رو چسبیده بودم

    و مدام باهاش حرف میزدم تا از مدار خارج نشم

    چون باید پاسخ سوالم را می‌گرفتم

    که چرا باید انتقاد دیگران برام مهم باشه ؟

    چه درسی برام داشت این پیام؟

    چه آگاهی را خداوند قراره با این حرفهای همسرم امروز بهم بگه؟

    کلی سوال داشتم تا ایرادم را پیدا کنم!

    استاد اشک ها همینجوری داره میاد

    کلی کار انجام دادم

    آموزش های آنلاین رو گوش میدادم

    سرگرم ناهار طبق قانون سلامتی شدم

    جاتون خالی کباب گوشت و جگر درست کردم بسیار خوشمزه شد

    خودم کباب‌ها رو درست کردم

    ناهار خوردیم کنار همسر و فرزندانم

    قشنگ همسرم متوجه شد و ازم پرسید احساس میکنم حال روحی خوبی نداری؟

    گفتم آره فکرم مشغوله

    احساسم

    بالا پایین میشه

    باید جواب سوالم را بگیرم

    همین که شجاعت گفتن حال و احساسم رو داشتم کلی به خودم افتخار کردم

    کلی با خدا تو دفتر تمریناتم حرفها نوشته بودیم صبح

    ازش خواسته بودم مرا هدایت کند

    استاد سفره رو جمع کردم و ظرفها رو گذاشتم داخل ظرفشویی و دستم رو گرفتم زیر آب و با آب حرف زدم

    گفتم خدایا تو این آب روانی پاک و زلال

    از درونم آگاهی

    دارم خفه میشم به خودم ظلم میکنم

    وقتی اینجوری حال و احساسم بد میشه دارم بخودم ظلم میکنم که

    من باید تغییر کنم .در مسیر بهبود هستم

    باید ترمزهامو بهم نشون بدید بهم بگو ایراد کارم کجاست

    استاد بخداوندی خدا قسم خودش کلمات را بر زبانم جاری کرد و ناخودآگاه من داشتم جواب ها را بخودم می‌گفتم

    اصلا نمی‌دونم چطور شد

    بهم گفت تو هنوز دنبال تایید گرفتن از دیگران هستی

    بهم گفت هنوز حس نیاز به تایید طلبی داری

    هنوز داری شرک میورزی دوست داری از طرف همسرت تایید بشی

    دوست داری همیشه صد خودت رو بزاری

    بعد کلام شما استاد یادم آورد

    که بابا منم آدمم

    هیچ کس کامل نیست

    منم زندگی خودمو دارم

    منم ممکنه یه روزایی کم انرژی باشم

    منم ممکنه یه روزی در سال رو مود خودم نباشم

    چرا من باید انتظارات و خواسته های دیگران رو براورده کنم

    اگه اینطوریه که تمرکز روی خودت نیست

    فقط داری برای برآورده شدن خواسته های بقیه تمرکز می‌کنی و خودت را فراموش کردی

    یعنی استاد چنان آبی بر آتش درونم ریخته شد و اون شعله ها که زبانه می‌کشید خاموش و سرد شد بلطف خداوند

    که من یه چرت ده دقیقه ای زدم و بلند شدم به قهوه درست کردم و اومدم فایل سوم رو گوش دادم تا نصفه و شروع شد به نوشتن

    خدایا شکرت

    همینکه بهم گفته شد منو آرامم کرد

    و خیلی راحتر میتونم احساسم رو با عزیزانم به اشتراک بزارم

    راحت حرفم رو بگم

    بیشتر تمرکز بزارم روی بهبود شخصیت توحیدی ام

    بیشتر روی خدا حساب باز کنم

    توحیدی تر عمل کنم

    اجازه بدم دیگران هم زندگی کنند

    چرا میترسم از چی میترسم

    میترسم که اگه این آدم نباشه من از گرسنگی بمیرم

    اگه میگم تنها فرمانروای کل کیهان خداست

    پس دیگه چرا به خلق خدا وابسته باشم

    الله و اکبر

    یاد گرفتم خدا را در همه کارهام شریک کنم

    فقط و فقط از خدا بخواهم

    فقط روی خدا حساب باز کنم نه روی عقل پوچ خودم و دیگران

    باید این نیروی درونی ام را باور کنم که همه کاره خداست و همه جوره وقتی بهش اعتماد و توکل کنم هوامو داره

    خدایا شکرت

    همزمانی چهارتا چهار پشت سر هم دیدم روی فر گاز خدایا شکرت که مسیرم درسته

    من تسلیمم به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم

    خدایا شکرت همه چی تویی

    منو به راه راست هدایت فرما

    خدایا شکرت که هم خیر دنیا را میخواهم و هم خیر آخرت را

    خدایا شکرت که میخواهم از ادامه دهندگان راه ابراهیم باشم

    که ابراهیم موحد بود و مشرک نبود.تسلیم خدا بود و یکتا پرست تک و تنها در میان قوم گمراه

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از فضل توست از سخاوت مندی توست

    الله و اکبر

    صدای زیبا و دلنشین اذان مغرب

    الهی صد هزار مرتبه شکرررررررررت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    خدایا شکرت برای همزمانی فرستادن کامنتم در 18:18

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 46 رای:
  10. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2028 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَهَ قَلِیلًا ما تَشْکُرُونَ «78»

    و اوست که براى شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها آفرید، چه اندک سپاسگزارید.

    وَ هُوَ الَّذِی ذَرَأَکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ «79»

    و اوست که شما را در زمین آفرید و به سوى او محشور مى‌شوید.

    وَ هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ

    أَ فَلا تَعْقِلُونَ «80»سوره مؤمنون

    و اوست که زنده مى‌کند و مى‌میراند؛ و رفت و آمد شب و روز براى اوست، پس آیا نمى‌اندیشید؟

    ===================================

    الهی هزاران بار شکرت برای روز دیگری که زندگی بمن هدیه دادی

    خدا جانم هزاران بار شکرت برای فرصت جدید بندگیت و اعمال نیک و شایسته

    الهی هزاران بار شکرت برای همه ی نعمتهایی که به من و عزیزانم بخشیدی

    ای خدای رزاق و وهاب و مهربونم هرآنچه دارم از آن توست و از فضل و کرم و محبتت بمن رسیده

    الهی تنها تو رو می پرستم و تنها از تو یاری میخوام

    منو همواره در صراط مسقیم پیش ببر

    همون صراطی که زیباترینه بهترینه آسونترینه پر از نعمت و ثروت و خیر و برکت و سلامتی و آرامش و آسایش و همه ی چیزهای خوبه

    خدا جانم  من همیشه محتاج هدایت و کمکت هستم

    دستمو محکمتر تو دستت بگیر و مواظبم باش تا نلغزم

    الهی به امید تو

    ——————-

    سلام به استاد عزیزم و استاد مریم جان مهربونم و دوستای نازنینم

    الهی حالتون عالی، و با نوور و یاد خدا پر از آرامش و احساس خوب باشین

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این فایل توحیدی عالی و پر از آگاهی که قبلاً گوش بارها گوش داده بودم و امروز با چشم و گوش دل دیدم و شنیدم

    و از مریم جان زیبا رو و زیبا سیرت خیلی تشکر  و قدردانی میکنم برای حسن انتخابش در قرار دادن فایلها و همه تلاشهای محبت آمیز دیگرش

    الهی که خوب استفاده کنیم و عمل کنیم  و قطعاً نتیجه اش رو میبینیم

    استاد جانم خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هیچوقت مثل برگی در باد نبودم و دنبال بهبودی و رشد خودم و زندگیم بودم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که با آموزشهاتون همواره همراه و هم قدم بودم

    الهی صدهزار مرتبه شکر که خدا تو دوره جادویی هم جهت با جریان خداوند زندگی من و دوستانم رو جوری کن فیکون از نعمتها و معجزات زیباش کرده (و هر روز هم بیشترش می کنه) که  شکرش ورد زبونمون شده!

    صبح تا شب هزاران بار میگیم الهی شکرت

    الهی شکری که همراه با آگاهیه و از  قلبمون میاد

    خدا رو بینهایت شکر برای نعمت سپاسگزاری

    الهی که همواره سپاسگزار باشیم الهی که خداوند توفیق سپاسگزاری هرچه بیشتر به قلبمون بده، الهی هزاران بار آمین

    چه جالب که امروز توحید عملی قسمت 3 روی سایت اومده و استاد جان درمورد رؤیاهایت را باور داشته باش صحبت می کنه، و من امروز نشانه ی روزانه ام رؤیاهایی که رؤیا نیستند فصل 3 بود!!!

    همزمانی ای که همیشه هست و باز هم ممنونم از استاد شایسته جان برای حسن انتخابش که بترتیب فایلها رو میزاره و من معمولاً نشانه ی روزانه ام خیلی متناسب با فایلهای روی سایت میاد

    یا حرفهام و رفتارهام واتفاقاتی که در خلال روز برام پیش میاد دور و ور همینها میشه

    اینقدر اتفاقات خوب هر روز  برام می افته که باورم نمیشه مال همین امروز بوده انگار خیلی دورتر بنظرم میاد، از بس که تعدادشون زیاده خدا رو صدهزار مرتبه شکر..

    دیروز که داشتم حافظه ی گوشیمو خالی می کردم وویس استاد جانم خطاب به من توشون بود

    من هنوزم حد اقل چند روز یکبار بهش گوش میدم و حسم چندین برابر عالیتر میشه

    برای من مثل یک فایلی میمونه که استاد جانم مخصوص من گذاشته..

    امروز هم بعد از پیاده روی رفتم استخر

    همونطور که تو کامنتهای سابقم گفتم، روزهای زوج میرم تمرین دوچرخه سواری و روزهای فرد میرم آموزش شنا که من و یک دختر جوون افغانی خیلی خوش چهره با هم یک مربی زیبا و شاد و کار بلد و عالی داریم و ساعت رفتنمون هم یکیه

    اما مربیمون جلسه قبل گفته بود امروز بخاطر سال پدربزرگش نمیاد

    و همون پریروز به دوست همشاگردیم زهرا جون گفتم بهتره شماره تلفن همدیگه رو داشته باشیم اونم گفت درست میگین بهتره، و همون لحظه با گوشیش به شماره من که به تقاضای خودش بهش گفتم زنگ زد و شماره اش رو گوشیم افتاد

    دیشب هم بهش زنگ زدم جواب نداد و بلافاصله اس ام اس داد که من سرکارم پیام بدین، ایموجی قلب هم بغلش گذاشته بود

    من هم بهش اس ام اس دادم سلام شب شما بخیر برای هماهنگی استخر رفتنمون رنگ زده بودم

    و اون هم جواب داد فردا من ده و رب اونجام تا دوش بگیریم و مایو بپوشیم ده و نیم میشه بریم

    و خدا رو صدهزار مرتبه شکر که امروز بدون مربی رفتیم و کلی تمرین کردیم..

    توی خود استخر و بیرونش هم کلی اتفاقات خوب افتاد و خبرهای خوبی شنیدم

    اونجا که لباسامونو می پوشیدیم تو صحبتهای من همین زهرا جون  فهمیدم که ازدواج کرده اما خونه ی پدرشه و همسرش هم سوئده و اینکه همسرش خبر نداره که سر کار میره و اصلاً هم راضی نیست که خانومش سرکار بره

    بعد خانومهای دیگه ازش پرسیدن کجا کار می کنی گفت فست فود دُره، که البته من فکر کردم میگه دوره، و باز هم آدرسش رو هم پرسیدن که برن اونجا و زهرا جون هم گفت که اولای ورودی طالقانه و گفت مشتری خیلی زیاده من گفتم خدا زیادترش کنه گفت نه تورو خدا خانم سلیمی کار من خیلی بیشتر میشه گفتم با کمک خدا کارت هر روز روونتر راحتتر سریعتر آسونتر پیش میره  اونم چهره اش شکفته از حرفای من و ابته خودم هم شکفته و شادتر شدم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    بیرون هم که اومدم و تا حالا همه اش اتفاقات خوب افتاده که بعلت همزمانی با اذان مغرب به همین اندازه بسنده می کنم

    آخیییش اللهم آخیییش برای یک صلات دیگه

    عاشق همه تونم

    و از همه و از خدا بینهایت سپاسگزارم

    به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکانقلبهای فراوان فراوان فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 48 رای: