توحید عملی | قسمت ۳ - صفحه 57


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

851 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1599 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    توحید 3

    خداراشکر که در مدار شنیدن این صحبت‌ها و آگاهی ها هستیم.

    اگر با نگاه توحیدی به همه چیز نگاه کنیم و تمرین کنیم در زندگی خودمان اجرا کنیم تا لذت ببریم از زندگی.

    جهان همیشه به باورهای ما پاسخ میده، وقتی در مسیر درست حرکت می کنیم و خواسته‌هایی داریم ، به راحتی به آنها می رسیم ، هروقت خواسته‌ ای در قلب ما شکل می‌گیرد، یعنی جهان آماده است ما را به آن برساند اما بشرط توحید ، بشرط ایمان ، به شرط باور به جریان هدایت. پس باید باورهای مناسب را بسازیم.

    و دور بریزیم آنچه را که از گذشته‌ به ما گفتن و خودمان باور های کمک کننده بسازیم، باورهای که احساس آرامش، امید ، ایمان ، و شور واشتیاق در ما ایجاد کنه .

    و هرگونه فکر، شنیده ها یی را که در ما احساس بد، احساس عجله کردن، ناامیدی، استرس، وحشت و ترس ایجاد می کنه باید دور بریزیم .

    در این صورت ، ما لایق داشتن بهترین زندگی، بهترین خانه ، ماشین و امکانات هستیم.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    Mojtaba Hasani گفته:
    مدت عضویت: 905 روز

    توحید عملی بخش 3

    به نام خدایی که هم رفیقته و هم اربابت.

    خدایی که میگه دوستی با من ، تو رو از ترس و غم رهایی میده.

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش عزیزدلم ،

    همه خانواده عزیز و دوست داشتنیم در این سایت توحیدی.

    قبل از شروع به نوشتن ، اینبار گفتم میخوام برم یجایی بشینم ، آروم ، جایی که برات آرامش داره ، اول ذهنم گفت الان گرمه فلانه ، گفتم من فقط میخوام با تو لج کنم ، اصلا تو بگی آب بخور الان تشنته ، اگر تشنمم باشه ، نمیخورم..

    خلاصه الان جایی نشستم که توی طبیعت ، تو هوای آزاد ، حس میکنی کولر روشنه…

    خدایا شکرت….

    هدفگذاری.

    با درک قانون ، با باور درست ، برای یکسالت ، یکماهت ، برای یه فصل ، هدف گذاری کن.

    برو یجا ، مثه همینجایی که الان نشستی ، و احساستو خوب میکنه ، بشین ، و شروع کن به نوشتن ، هدف هاتو از روزانه ، هفتگی ، ماهانه ، فصلی ، سالانه ، بلند مدت ، بنویس.

    و تعهد بده که روی خودت کار کنی ، باورای مناسب و هم جهت با خواسته و هدفتو بسازی ، کارایی که باید برای رسیدن به هدفت انجام بشه رو انجام بدی ، کارایی که نباید انجام بدی رو انجام ندی.

    هر موقعیتی ، هر هدفی که داری ، یه شخصیت داره ، یه سری رفتار ها ، حرفا ، اصلا طرز لباس پوشیدن ، راه رفتن ، برخورد با خودت و دیگران ، عادت های رفتاری و اخلاقی ، یک سری حدود و مرز ، داره ، سعی کن اینا رو پیدا کنی و بنویسی ، از چه طریق ؟

    از طریق دیدن افراد موفق ، توی اون حوزه و توی حوزه های دیگه.

    سعی کن خودت رو اون آدم مناسبه کنی ، تا دریافتش کنی.

    بقولی :

    بجای اینکه سعی کنی پروانه ها رو به سمت خودت جذب کنی و دنبالشون بدویی ، سعی کن یه باغ زیبا درست کنی ، اون موقع پروانه ها خودشون به سمتت جذب میشن.

    شخصیتت رو زیبا کن ، جهانت رو زیبا کن ، تا زیبایی ببینی.

    توی هدف گذاری ، موقع نوشتن اهداف و خواسته ها ، سعی کن با نگاه و باوری بنویسی که رسیدی بهش ، با باوری که خدا حمایتت میکنه ، با باور امکان پذیری به خواسته ها ، نعمت هایی که دریافت کردی رو با خودت مرور کن ، تا راحت تر بتونی بنویسی و از خدا هدایت و اجابت بخوای ، با این باور که من از خدا میخوام ، برای رسیدن به این اهداف ، فقط روی قدرت خدا حساب میکنم ، و اگر بتونم اینطور عمل کنم ، لاجرم خدا منو اجابت میکنه.

    با نوشتن مثالهایی از رسیدن به خواسته های حتی کوچیکت ، باور امکان پذیری رسیدن به خواسته ها رو در خودت ایجاد کن.

    فرمول موفقیت و رسیدن به خواسته ها :

    1-خواسته ها و اهدافت رو با جزئیات و دقیق مشخص کن.

    2-باور های مناسب و هم جهت با اون خواسته رو در خودت ایجاد کن.

    3-اقدامات لازم رو انجام بده و کارایی رو که نباید انجام بدی و وقت و انرژی و هزینت رو هدر میده انجام نده.

    4-احساس خوبت ، امیدت ، توکلت ، صبر ، ایمانت رو حفظ کن ، و باور داشته باش که این احساس خوب ، نتیجه ای جز اتفاقات خوب نداره.

    تمام آرزوها ، تمام اهداف ، تمام خواسته ها ، تمام رویاها دست یافتنیه ، اصلا به دلیل به ذهن شما رسیده که دست یافتنی بوده.

    من با رسیدن به هر خواسته ام ، به پیشرفت جهان کمک میکنم.

    من دستی از دستان خدا میشم که با رسیدن به آرزوهام و خواسته هام ، دیگران به خواسته هاشون میرسن ، و برعکس.

    من با رسیدن به خواسته هام جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن میکنم ، هم برای خودم و هم برای دیگران.

    خواسته ها و داشته ها محدود نیست ، میشه از هرچیزی هرچقدر که بخوایم داشته باشیم.

    ذهن میگه نمیشه و ممکن نیست ، اما روح به فراوانی باور داره و همه چیز رو نامحدود میبینه که هست و امکان پذیره.

    قانون و اصل جهان هستی :

    هیچ خواسته و رویایی در شما متولد نمیشود ، مگر اینکه توان و قابلیت تحقق آن از قبل در شما ایجاد شده باشد.

    از دیدگاه روح (خداوند) بهش نگاه کن.

    اینکه برای رسیدن به یه خواسته ، به یه هدف ، دیگران رو دخیل بدونیم و فکر کنیم خداوند از طریق اون فرد این کارو برای من میکنه ، اون ثروت رو به من میده ، این شرکه.

    این بستن دست های خداوند برای اجابت خواسته هاته.

    این نادیده گرفتن قدرت خلق درونیته ،

    این باور به عدم احساس لیاقته ، که تو نمیتونی و اون میتونه ،

    همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم.

    این باور و دیدگاه ، اینو نقض میکنه.

    و چرا واقعا؟

    چرا ما همچین ، چرا منم ، همینطور فکر میکنم بعضی اوقات؟

    فکر میکنم که خب من توی این مسیری که میرم ، یه مسئله ای رو از یکی حل میکنم ، و اون به من بخاطر پاداش اینقدر پول میده.

    میگه خب من میخواستم این زمینمو بفروشم و خرج کنم برای فلانجا ، الان تو مشکل منو حل کردی ، دمت گرم ، هزینه فروش این زمین برای تو و اینم چِکش…برو حال کن…و منم تعارف میکنم که نه بابا من کاری نکردم ، وظیفه بوده و این گفتگوهای ذهنی مخرب.

    گفتگوهایی که به ظاهر قشنگه ، به ظاهر خوب و خداپسند و انسان دوستانه اس ، اما ریشه هاش معیوبه.

    اینکه فکر کنی پیش خودت ، که من به جایی میرسم که فلان کارو برای فلانی میکنم و براش جبران میکنم .جبران چی؟

    مگه نمیگی که افراد ، شرایط ، اتفاقات ، همه و همه دستانی از دستان خداوند هستند برای اینکه به تو کمک کنن؟

    مگه نمیگی ، همه ما به یک اندازه به خداوند و نعمت هاش دسترسی داریم.

    مگه نمیگی ، نه تو تاثیری در زندگی دیگران داری و نه دیگران در زندگی تو.

    شرک یعنی اینکه من کاری رو برای دیگران انجام میدم ، یا دیگران کاری رو برای من.

    پس نقش خدا این وسط چیه؟

    خودت رو از خدا جدا میدونی ؟ میخوای کار خدا رو انجام بدی؟

    نه اینطور نیست.

    تو روی خدا حساب باز کن ، تو از اون کمک بخواه ، تو جهان خودت رو زیبا کن ، تو از دید روح به مسایل و دنیا نگاه کن ، تو خودت رو وارد مدار نعمت و زیبایی کن ، دیگرانی که توی مدار تو باشن ، از ویژگی های خداگونه ای که تو در درونت ساختی ، بهره میبرن ،

    تو با رسیدن به خواسته ها و اهدافت ، جهان رو جای بهتری میکنی برای زندگی کردن.

    تو با رسیدن به خواسته هات ، دستی از دستان خداوند میشی برای اینکه دیگران به خواسته هاشون برسن.

    و این رابطه برعکس و متقابله. به چه شرطی؟ به شرطی که تو بخوای.به شرطی که اونا خودشون بخوان.

    تو قدرتی در تغییر زندگی و تاثیرگذاری روی زندگی دیگران نداری ، و برعکس.

    هرچقدر هم که باورها در مورد ثروت ، سلامتی ، روابط ، عشق ، شادی ، افراد بد و نامناسب باشه ، اگر بخوایم و شروع کنیم به ساختن باورهای مناسب در هر زمینه ای ، با خوندن تجربه های دیگران (کامنتها) ، باور کردنشون ، تایید کردنشون ، صدق بالحسنی شدن ، میشه به جایی رسید که همه این اهداف و خواسته ها محقق بشه.

    به جایی که به قول قرآن ، آسان بشی برای آسانی ها.

    خدایا شکرت…

    همه چیز باوره.

    زمانی که روی باورات کار کنی و تقویتشون کنی ، باورهای مناسب رو بسازی :

    ثروت و نعمت از همون کاری که الان داری ، وارد زندگیت میشه.

    سلامتی از همین مسیری که داری میری ، وارد بدنت میشه.

    عشق و احترام از همین جایی که هستی ، بهت داده میشه.

    مشتری های مناسب و با کیفیت ، از همین مکانی که هستی به سمت کسب و کارت هدایت میشن.

    مهارت و دانش و اطلاعات دقیق بیشتر ، از همین کتابا و منابعی که الان در اختیارت هست ، بهت نشون داده میشه و میخونی و درکشون میکنی.

    خدایا شکرت.

    باورات که درست بشه ، نیاز به فعالیت جسمی زیاد نیست.

    تغییر باورها ، یه روند تکاملیه ، و هیچ محدودیتی برای ساختن باور جدید و قوی تر نیست.

    همونطور که این محدودیت برای سلیمان نبی نبوده ، خدا همون خداست ، تغییر که نکرده.

    قوانین خداوند هم همون قوانینه ،

    برای تغییر باورها ، برای بهبود باورها ، باید همیشه روی خودت کار کنی ، ساخت باورها نیاز داره به کار کردن دائمی روی خودت ، روی ذهنت .

    ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار.

    یکی از روش ها برای سپاسگزاری از خداوند ، لذت بردن و استفاده کردن از تمام نعمت های خداونده.

    استاد میگن که :

    من توی کلاسهام هم در مورد توحید صحبت میکردم و با وجود تهدید ها ، ترسی نداشتم ، خسته نمیشدم ، انگیزه و انرژی فوق العاده داشتم برای صحبت کردن در مورد توحید و خداوند. و میگفتم من با این کار آخرت خودم رو میسازم.دنیا که اهمیتی نداره.

    به آرامش ، عشق ، سلامتی ، روابط عالی رسیده بودم ، اما از نظر مالی چیزی نداشتم.

    این موضوع خداوند ، قوانینش ، سیستمی بودن خداوند رو خیلی قشنگ نشون میده.

    خدا نمیاد بگه خب ، عباسمنش رسالتش رو فهمیده ، با من رابطه خوبی داره ، منو فهمیده ، در مورد من داره حرف میزنه و توحید رو گسترش میده.خب یه پول قلمبه ای بهش بدیم تا لذتشو ببره.

    نه ، ظرف استاد ، بقول خودشون ، جایی برای دریافت ثروت خداوند نداشته ، آخرت رو میخواسته ، خداوند هم بهش آرامش ، روابط عالی ، عشق رو داده ، آخرتش هم با این روند تضمین بوده.

    اگر استاد این تضاد مالی رو بهش بر نمیخورد ، بهش توجه ای نمیکرد و سرسری از کنارش رد میشد و به فکر نمیفتاد ، آیا الان هم همچنان در مورد توحید صحبت میکرد؟

    و اینقدر پیشرفت توی کارش ، توی موقعیت مکانیش ، آزادی زمانی و مکانیش ، اتفاق میفتاد؟

    اون موقع منی که خداوند هدایتم کرده به سمت این آگاهی ها ، چقدر میتونستم حرف های استاد رو باور کنم؟ تا کی این روند ادامه دار بود؟

    ذهنم میومد میگفت تویی که اومدی توی این سایت برای موفقیت مالی و ثروت و موفقیت بیشتر، این آقا اگر لالایی بلد بود ، خودش خوابش میبرد.

    اما الان نه ، دستش بسته اس ، میخواد چی بگه ؟

    الان فقط من میمونم و تصمیمم برای ادامه و حرکت.

    الگو میخوام؟

    استاد رو میبینم ، کامنتها رو میخونم ، نتایج دوستان از آموزه های استاد رو میخونم ، برای خودم باور سازی میکنم که اگر این فرد تونسته ، چرا من نتونم؟ اون چه باورایی داشته؟چه باورایی ساخته؟چطور عمل کرده؟

    ما به این دلیل به تضاد برمیخوریم ، تا در اون زمینه رشد کنیم.

    تضاد ها میان تا مارو رشد بدن.

    خداوند از طریق تضادها ، به ما میگه قدم بعدی چیه.(البته یکی از راه های حرف زدن با ما اینه)

    بقول اون دوستمون که تو کامنت قسمت های قبلی نوشته بود :

    آمده بودم تا میلیاردر شوم ، تو قرآن را در دستانم قرار دادی و گفتی بخوان ، راز تمام سعادت دنیا و آخرت در این کتاب نهفته است.

    بقول اون دوستمون ، شاید 95 درصد از دوستان ، که میان توی این سایت ، اولش با تضاد موفقیت مالی ، سلامتی ، ثروت ، روابط نامناسب و خراب ، افسردگی ، عزت نفس پایین و نابود ، وارد این سایت میشن.

    اینکه استاد میگه ، من بیشتر انگیزم برای ثروتمند شدن ، این بود که به جهان اطرافم بگم که اون خدایی که :

    عشق میشه و میاد توی زندگیت.

    سلامتی میشه توی بدنت.

    آرامش میشه توی وجودت.

    اگر درست باورش کنیم ، اگر با باور درست ازش بخوایم ،

    ثروت و نعمت مادی هم میشه و وارد زندگیت میشه.

    همه میگفتن تو که خدا ،خدا میکنی ، کو نتیجه ، کو پول ، کو لباس نو ، کو کفش نو ، کو ماشین جدید ، کو خونه خودت ، کو هدیه ای که برای عزیزانت خریدی ، الان چقد پول داری ، و هزاران حرفی که فقط روی پول میچرخه…

    اینا برای منم ، اتفاق افتاده…اینا تضاد هایی بوده که خداوند از این طریق به من گفته ، و گفته اینم درست کن ، بخواه ، ظرفش رو ایجاد کن ، احساس لیاقتش رو بساز ، باورای محدودت رو با باورای قوی و مناسب جایگزین کن ، در مسیر رسیدن بهش با باور درست حرکت کن.

    در مسیرش ، اون سمت خودش رو انجام داده ، شرایط اولیه رو ایجاد کرده ، نشونه هاش رو فرستاده ، اما چه زمانی بیشتر میشه؟ زمانی که من بیشتر باور کنم ، بیشتر ایمان بیارم.

    خداوند نور آسمان ها و زمینه.خودش میگه توی قرآن.علم فیزیک هم طبق نظریه شکاف ، به این موضوع رسیده که نور (فوتون های نوری) با توجه به دید ناظر ، واکنش نشون میده.

    خدا ، خودش رو طبق باور من ، طبق زاویه دید من ، با من هماهنگ میکنه.

    وقتی خدا رو باور کنیم ، و با خدا عشق بازی کنیم ، تنها رابطه مهم و اصل رو رابطه با خدایی بدونیم که همه ارتباطات ما بر پایه این رابطه ذاتی شکل میگیره ، همه چیز خود به خود درست میشه.

    وقتی باورات تغییر کنه ، نتایج تغییر میکنه ، خدا و قوانینش ثابته ، تو باید تغییر کنی.

    برای دریافت بیشتر ، با دیدن نشونه ، دائم با خودت حرف بزن ، در موردش بنویس ، گفتگو های ذهنیت رو روی اونها شکل بده ، سپاسگزاری کن خدا رو ، تا وعده خدا رو ببینی که میگه :

    شکرگزاری کنید تا شما رو بیفزایم.تا ظرف وجودتون رو گسترش بدم.

    خدایا شکرت ، خدایا شکرت که همیشه ما رو هدایت میکنی و هدایت بندگانت رو بر خودت واجب کردی.

    وقتی شخصیت شما به معنای واقعی کلمه توحیدی می شود، آنوقت به مسیری هدایت می شوی که نتیجه اش تجربه سعادت در دنیا و آخرت است و به قول قرآن، «لعلک ترضی» را به معنای واقعی کلمه تجربه می کنی.

    شخصیت توحیدی به معنای باور به اینکه:

    تنها یک قدرت، یک نیرو در جهان است ،

    و رابطه من با این نیرو همیشگی است ،( و نحنُ اقربُ الیه من حبل الورید )

    و این نیرو هدایت مرا بر خود واجب کرده است ، (انّ علینا للهدی )

    و قدرت خلق زندگی ام را در دست باورها و فرکانس های خودم قرار داده شده است ،

    (بما کسبت ایدیهم ، بما کانو یعملون ، بما قدمت ایدیهم ، بما کسبت رهینه)

    و هیچ عاملی بیرون از من، توانایی ضرر و زیان زدن یا سود رساندن به من را ندارد ،

    (و من عمل صالحاً فلنفسه و من اساء فعلیها )

    و راه سعادت دنیا و آخرت من، حساب کردن روی  این نیرو است ،

    (ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النار ، اولئک لهم نصیبُ مما کسبوا والله سریع الحساب )

    و میزان تجربه ی من از نعمت های بی انتهای جهان، به میزان باورهای توحیدی من است ،

    و توانایی من درباره دریافت الهامات و تشخیصِ هدایت های این نیرو، به اندازه ی ایمان، توکل و سرسپردگی ام در برابر این نیرو است،

    و اعتبار تمام دستاوردهایم، عمل به هدایت های این نیرو است.

    وقتی توحید با این مفاهیم در وجودت ساخته بشود، دیگر نمی توانی ثروت را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی سلامتی را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی عشق را از خداوند جدا بدانی

    نمی توانی آرامش را از خداوند جدا بدانی

    .

    .

    .

    این اتفاقات مرا به فکر فرو برد که:

    چرا نباید ثروت را نیز از همان خدایی بخواهم که چنین عشقی به من بخشیده؟

    اصلا چرا ثروت را چیزی جدا از او می دانم؟

    پس جهادی اکبر برای تغییر آن باورهای بیمارگونه و شرک آلود به راه انداختم. از خدا خواستم آنقدر به من ثروت ببخشد تا وقتی درباره توحید صحبت می کنم:

    آنقدر در فرکانس کلامم یقین و اطمینان جاری باشد که حریف هر نگاه شکاکانه ای نسبت به نقش توحید عملی در میزان تجربه خوشبختی آدمها با هر دین و مذهبی باشد. تا آنجا که بتوانم با قدرت بگویم این خدا که خوشبختی، سلامتی و رابطه عاشقانه می دهد، ثروت هم می بخشد.  تنها همین خدا برایت کافی است که وعده داده:

    «من نزدیکم و اجابت می کنم درخواست هر اجابت کننده ای را به شرط آنکه او هم مرا اجابت نماید. به شرط آنکه تنها مرا بپرستد و تنها از من یاری بجوید و تنها مرا کافی بداند.

    اگر رابطه بین تو و یکتاپرستی درست شود، همه نعمت ها خود به خود وارد زندگی ات می شود همانگونه که وارد زندگی من شد.

    این خدا را باور کن تا هم خوب زندگی نمایی و هم کمک کنی تا جهان جای بهتری برای زندگی دیگران باشد.

    خدایا ، ما تنها تو رو میپرستیم و تنها از تو میخوایم ، ما رو به راه راست ، راه کسانی که به اونها نعمت داده ای هدایت کن ،

    پروردگارا ، من به خودم ظلم کردم ، من به هرآنچه خیر باشه و از سوی تو فقیر و نیازمندم.

    در پناه الله یکتا ، شاد و ثروتمند و متنعم از نعمت های خداوند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1582 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    یَا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ﴿١﴾

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    ای جامه برخود پوشیده! (1)

    قُمْ فَأَنْذِرْ ﴿٢﴾

    برخیز و بیم ده، (2)

    وَرَبَّکَ فَکَبِّرْ ﴿٣﴾

    و پروردگارت را بزرگ دار، (3)

    وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ ﴿۴﴾

    و جامه ات را پاک کن، (4)

    وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ﴿۵﴾

    و از پلیدی دور شو (5)

    وَلَا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ ﴿۶﴾

    و [بخششت]در حالی که [آن را] بزرگ و فراوان بینی، منت مگذار، (6)

    وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ ﴿٧﴾

    و برای پروردگارت شکیبایی ورز. (7)

    فَإِذَا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ ﴿٨﴾

    پس زمانی که در صور دمیده شود، (8)

    فَذَٰلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ ﴿٩﴾

    آن روز، روز بسیار سختی است، (9)

    عَلَى الْکَافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ ﴿١٠﴾

    بر کافران آسان نیست، (10)

    ذَرْنِی وَمَنْ خَلَقْتُ وَحِیدًا ﴿١١﴾

    مرا با کسی که او را به تنهایی آفریدم واگذار، (11)

    وَجَعَلْتُ لَهُ مَالًا مَمْدُودًا ﴿١٢﴾

    و برایش ثروت گسترده و فراوان قرار دادم، (12)

    وَبَنِینَ شُهُودًا ﴿١٣﴾

    و فرزندانی که نزدش حاضرند (13)

    وَمَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیدًا ﴿١۴﴾

    و نعمت ها [ی مادی و وسایل زندگی] را به طور کامل برای او فراهم آوردم، (14)

    ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ ﴿١۵﴾

    باز هم طمع دارد که بیفزایم. (15)

    کَلَّا ۖ إِنَّهُ کَانَ لِآیَاتِنَا عَنِیدًا ﴿١۶﴾

    این چنین نیست؛ زیرا او همواره به آیات ما دشمنی می ورزد…

    ……………………………………………….

    بنام تنها خالق هستی..

    خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم..

    خدایا مرا براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن..

    الحمدالله رب العالمین…

    ….

    سلام و درود دوباره به بهشت همیشه جاویدانم.

    بهشتیکه معنای توحید و یکتاپرستی را به من اموخت

    بهشتیکه نام خدا و نور الهی را در درونم پس از سالها تاریکی برای من نمایان ساخت…

    ……

    سلام درود به استاد جواهر نشانم…

    سلام و درود به توحید یکتاپرستی..از امروز و تا فرداهای دیگه.تا نفسهایم….تو را در وجودم میسازم…و میخام همیشه در گوشه به گوشه زندگیم همراهم باشی!!!.

    سلام و درود به مسیر بی انتهاییم !!مسیری که جز روی خوشبختی و سعادتمندی در دنیا و اخرتم نیست…

    خدایا خدایادتنها تورا می پرستم و فقط از نور تو یاری می جوییم..

    ….

    استاد عزیزم من سالها نورم در درونم خاک میخورد..هیچی نداشتم .هیچی نداشتم!!!!به این منظورم ..

    به هیچی دلخوشی نداشتم!!ارزوهام اگه قابل دسترس برام میشد..ولی نور الهی درونش نبود..معنای زندگی برام یچیز پوچ و بی هدف بود…

    مدام رسیدن به خاستهام از درون کم رنگ میشد..هیچ تازگی نداشت…

    هیچ عشقی رو نداست..

    هیچ انعطافی نداشت..

    فقط گذر زندگی در دل تاریکها بود..

    فقط گذر زندگی در دل تاریکها بود..

    فقط گذر زندگی در دل تاریکها بود..

    به پوچی رسیده بودم…اینقدر شرک دوبرمو گرفته بود…که نمیزاشت نور رو ببینم..یادم از اون ایه ایی از قرآن اومد..که میگفت اینقدر لایه به لایهای تاریکی روی هم انباشته هم که شفافیت نداره اون نور رو بببینی…

    منظور اعماق دریا هست….

    اعماق دریایی که فقط تاریکهاست….اره برای منم همینجور بود…هیچ نوری نبود.هیچ بنیه ایی از رشد درختم نبود..

    درختیکه بدون ریشه ستبری…سر از خاک دراورده اومده بالا..بعد یه مدت بدون استحکام با یه طوفانی فرو میریزه…

    دقیقا ریشه درونی منم همین اسکیل رو داشت.هیچی نداشت.هیچ ریشه ایی نداشت.خودش:بودو.خوش بودو.خودش…

    و با یه ریشه ضعیف بدون عزت نفس..

    تا اینکه طوفانهای زندگیم لِه و لوردش کرد…دیدم توان بلند شدن رو ندارم.فقط آسیب میبینم..

    اسیبی که از درون حسش میکردم.

    یه مثالی میزنن..

    که صورتشو با یه سیلی قرمز نگهداشته..دقیقا منم همینجور بودم..

    صورتم شفاف و زیبا بود..ولی از درون هزاران سوال رو از زندگیم داشتم..

    زندگی که بی هدف مثل چرخه فلک دور خودش میپیچید…

    تا اینکه یه شب “یه سیلی قوی خوردم و بیدارم کرد..و من با تمام وجودم اون سیلی رو با روی خوشبختیم دیدم….

    میگفتم همین جای درستشه…

    و بعد از چند روزی هدایت اومد….و من در بهشت خودم “نقل و انتقال پیدا کردم..

    و امروز با تمام وجودم از خداوند سپاسگزارم!!!

    که توحید و یکتاپرستی را به من نشان داد!!!

    تا طعم خوشبختی رو با تمام وجودم بچشم..

    آخه چه طعم و خوشبختی مثل توحید میمونه!!!

    آخه چه طعم خوشبختی مثل یاد خدا میمونه..!!!

    آخه چه طعم و خوشبختی در مسیر راه درست میمونه!!!

    هیچی!!!!!!جز یکتاپرستی و احیاس خوب نیست..

    یکتاپرستی که 206 مشرک درون استاد رو به یه اسکوتر قیمت بالای اصل آمریکایی تبدیل کرد..

    یکتاپرستی که بیش از خاستهاش..به استاد داد..

    یکتاپرستی که جز احساس خوب.جز سلامتی..رابطه عالی…ازادی زمانی و مکانی و مالی….چیز دیگه ایی نبود..

    مگه ما از دنیا چی میخاییم…سعادتمندی و خوش بختی در تمامی جنبه های زندگی!!!

    نمیدونم چجور عمق توحید رو چطوری وصف کنم..

    فردی میتونه اونو وصف کنه..که اونو توی جابجای زندگیش لمسش کنه..

    لمسی که دیده بشه..

    لمسی که دو تا چشمانت به واقعیت ببینششش…

    من تماممم وجودمو در راه یکتاپرستی قرار میدهم ..من تمام وجودمو در مسیر خودشناسی و خداشناسی قرار میدم.

    چون میدونم یکتاپرستی حرف اول کلمه هست..و حرف آخر جمع بندی صحبتهام…

    خداوند را سپاسگزارم که عمق یکتاپرستی را به من نشان داد…تا هر لحظه بر زبانم بیاورم…

    تا هر لحظه بشنومش..

    و میدونم همه چیز بهمین یدونه صحبت ختم میشود..

    یکتاپرستی..

    یکتاپرستی..

    یکتاپرستی..

    خدای زیباییم خداوند مهربانم با تمام وجودم تو را ستایش میکنم.

    با تمام وجودم تو را مینگرم…

    با تمام وجودم توراحمد و تسبیح میکنم.

    .خدایا یاریم کن که همیشه در مسیرت باشم و صلات گویت باشم!!!

    چون بدون تو زندگیم رنگی ندارد…

    چون بدون تو زندگیم حال خوشی ندارد..

    خودت گفتی..هیچ رنگی مثل رنگ خدایی نیست!!

    خودت گفتی من وهابم….

    خودت گفتی من امرزنده و مهربانم..

    فقط مرا بپرست !!! فقط مرا بپرست!!!

    خدایا جز تو چه کسی رو بپرستم!!!

    جز تو چه روی خوش از زندگی رو ببینم..

    خدایا همه چیزم تویی همه وجودم توییی..

    خدایا بهم گفتی..بگو من ثروت میخام…اینقدر میخام که فقط بگم خدا!!!!

    خدایا مرا یاری کن که همیشه عشق تو توی تمام لایه های زندگیم.حس کنم!!!

    خدایا یاریم کن که همیشه در مسیرت باشم..

    خدایا یاریم کن که بگم هر انچه که دارم از ان تویت.میخام اینو با تمام وجودم بچشم.و هر لحظه سپاسگزارت باشم..

    خدایا یاریم کن که تور توی تمام صحنه های زندگیم ببینمت…

    خدایا با تمام وجودم میپرستمت و از تو یاری می جوییم..

    خدایا تمام قدرتم تویی ..تمام داشتهایم تویی.تمام بودنم تویی..

    خدایا همه چیزم توییی.امید راهم تویی..

    خدایا تو را میخاهم دریابم..

    خدایا میخام با تمام سلولهای بدنم درکت کنم!.

    خدایا تو رزقی برای من.

    تو لبخند یه انسانی برای من

    تو غذای خوشمزه ایی تو دل شرایط:طوفانیم

    خدایا تو همه چیزم شدی..

    من تورو همین روزها تو دل طوفان زندگیم پیدات کردم.

    بهم گفتی !!!

    نرگس ما هم میبینیم و هم میشنوییم پس نگران نباش!!

    بهم گفتی بخند روی خوب رو روی زندگیت و همین طوفان باز کن.تا به ارامش برسد

    بهم گفتی توی این قفس. نعمتهاتو بببین..

    من با همین نگرش تو را با تمام وجودم حس کردم که لحظه به لحظه کنارمی

    خدایا خدایا خدایا دوستتتدارم…خدایا سپاسگزارم ازت بابت همه بزرگیت..

    خدایا با اعماق وجودم تشنه تو شدم.تشنه ایی که هر چی میچشمت!تشنه تر میشم..

    تشنه ایی که عطش زیاد داره در برابر گرمات…

    اره …توصیف تو مثل شرجی تابستونه..که هر چقدر بسمتتت میام تشنه تر میشم و بیشتر نیازت دارم..

    خدایا منم تو همون حال هوای شرجی گرمای درونم هستم!

    خدایا با تمام وجودم میپرستمت..

    با تمام وجودم ازت یاری میخام.

    هیچ وقت هیچ وقت ،”روح القدوسی که شب بهم الهام کردی”، و بر من خاندی” از من….!مران!!!!

    فقط میخام با تو باشم…با تو باشم و این خوشبختی یکتاپرستی و توحید رو با تمام وجودم بچشم..

    خدایا خدایا این بهشتم را هر لحظه با من هماهنگ کن.که فقط صلات تو گویم.

    صلاتی که شبانه روزمو به یغما برده…

    با تمام وجودم ..میگم..

    ایاک نعبد و ایاک نستعین.

    و باور دارم که جز تو هیچکسی را نپرستم!.

    خدایا تا زنده ام نام تو آغاز کننده و نام تو پایان هر کاری از زندگیم هست..

    الحمدالله رب العالمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    حدیث سادات حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1106 روز

    فایل 97 روزشمار تحول زندگی من

    به نام خدای وهاب

    این جمله رو زیاد تو کامنتام تکرار کردم که : توی هر فایل یه جمله ای هست که خیلی یهو احساس من رو برمی‌انگیزه. انگار اون جمله رو که میشنوم چیزی که باید دریافت میکردم رو دریافت کردم. و اون جمله تو این فایل این بود : اگر رویایی در سر دارید، به این معناست که می‌شود، که می‌توانید به آن برسید. چون اگر قرار بر نرسیدن بود، همچین رویایی به ذهن شما هم خطور نمی‌کرد، چه برسد به اینکه در قلبتان ریشه پیدا کند! چقدر این جمله نور رو تو وجودم روشن کرد. بازم فهمیدم که انسان فقط به امیده که زنده‌ست. ادامه‌ی فایل رو که گوش دادم یه حس غم عجیبی اومد سراغم. انگار که با شرک ورزیدنم چقدر به خودم ظلم کردم!!! چقدر خدا رحمانه، بزرگه، رحیمه، وهابه و چقدر من ندیدم!!! چقدر چشمم دنبال این و اون بوده فارغ از اینکه منبع اصلی کلا جای دیگه ایه. یه حسی درونم می‌گفت : داری راه رو اشتباه میری حدیث خانم! اونی که باید بهش تکیه کنی خداست، نه هیچکس دیگه. نه هوش خودت، نه فلان آدم، نه فلان قدرت، نه فلان قانون، نه نه نه!!! اون خداست…

    چقدر من کوچکم و تو بزرگی خدا…

    چقدر من نعمت های تو رو ندیدم و تو بیشتر بهم عطا کردی…

    چقدر دلم میخواد یه تصمیم اساسی بگیرم برای تغییر همه چیز در زندگیم. برای تغییر نگاهم، برای تغییر دیدگاهم، که منجر بشه به تغییر احساسم و من بلند شم… بلند شم یه کاری انجام بدم. به قول استاد : یه جهاد اکبر…

    خدایا شکرت

    ممنونم که بهم فرصت میدی این آگاهی ها رو بشنوم

    ممنونم که من رو به خودم یادآوری می‌کنی

    ممنونم بابت همه چیز

    چقدر با پوست و گوشت و استخونم حس کردم که محدودیت فقط تو ذهن ماست. همه چیز افکاره، همه چیز کنترل ذهنه، همه چیز باوره…

    خدایا شکرت

    چقدر محتاجم به هرچیزی که از جانب تو به من میرسه

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مينا ماجدي گفته:
    مدت عضویت: 1276 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جان

    امروز سومین جلسه از توحید عملی رو گوش دادم

    جالبه از وقتی هدایت شدم فایل های توحیدی رو گوش بدم و خودم توحیدی تر بشم یه حس ناامیدی و غم شدیدی باهام عجین شده!

    امروز صبح با حس بد و نجواهای شیطان بیدار شدم

    حالم‌خوب نبود فایل جلسه سوم توحید عملی رو ویس دانلود کردم و ظهر بعد ناهار فایل رو گذاشتم تو گوشم حسم موقع فایل بهتر بود اما خوابم برد بیدار شدم بازم ناامید بودم و قشنگ متوجه میشدم شیطان سوار شده به ذهنم و با اینکه میدونستم !! نمیدونم چرا نمیتونستم مهارش کنم!!

    یه حس مقایسه شیطانی

    یه حس عقب موندن از قافله…

    یه حس تنهایی..

    یه حس بی ارزش بودن ..

    تازه خیلی جالبه احساس هایی داشت بهم القا میشد که تا حالا باورش نداشتم! مثل اینکه هیچ کس منو نمیبینه صدامو نمیشنوه!!

    وقتی شیطان نفوذ میکنه اولش شاید کم باشه ولی هر لحظه که بیشتر به صداش گوش میدی نجواهاش بزرگ تر و خانمان سوز تر میشه!!

    یکم کارهای شغلی مو انجام دادم و افتادم به جون اشپزخونه بعد کل خونه رو جارو برقی کردم و گفتم باید دوش بگیرم

    یه حسی بهم گفت زیر دوش تمام انرژی های منفی رو با آب بده به زمین و سبک بیا بیرون

    پابرهنه برای اولین بار ، زیر دوش رفتم و تصور کردم یک نور سفید از سرم همراه آب وارد بدنم میشه و تمام منفی ها رو میشوره و از کف پام که روز زمین حمام هست به زمین منتقل میکنه و من سبک و آروم و پاک میشم…

    حس متفاوت و خوبی بود

    سبک تر شدم

    از حمام اومدم بیرون و دوباره فایل توحیدی جلسه سوم رو گوش کردم

    این دفع حالم بهتر و امیدوارم تر بودم…

    انگار داشتم متوجه میشدم استاد چی داره میگه تو این فایل

    و اونجایی که استاد گفت رسالتم اشاعه توحید هست یه حس درونی بهم گفت توام میتونی..

    چون منم آموزش میدم ..

    و چند روزیه از خدا میخوام مسیر رسیدن به همه خواسته های مالی مو برام باز کنه

    چی از این بهتر که چیزی رو آموزش بدی که خودت حالت باهاش خوبه و بهش ایمان داری!!

    البته الان زوده اول باید خودم آموزش ببینم و انجام بدم و نتیجه بگیرم و بعد ترویجش کنم تا با ایمان بیشتری باشه

    به خدا گفتم ابزار باور کردن صحبت های یعنی ثروت دنیا رو بهم بده

    و قبل اون نشونهذای بهم بده تا متوجه بشم این الهام مسیر درسته یا نه …

    من آموزگار توحید عملی بشم یا نه …

    منتظر هدایت خداوند هستم

    طبق فایل لیلای عزیز دارم پیش میرم

    هم فایل های توحیدی رو گوش میدم هم کامنت ها رو میخونم هم کامنت میذارم هم مطالب مهم جلسات رو یادداشت میکنم

    ضمنا دارم روی باور های ثروتساز کار میکنم …

    الان که ساعت از 12 شب گذشته شکر خدا حالم خیلی خوبه

    افکار شرک آلود رفته و من خودمو به خدا نزدیک میبینم

    میخوام فردا صبح زود بیدار بشم ساعت 6 تا با تمرکز بیشتر فایل های توحیدی رو گوش بدم

    راستی مدت هاس یه حسی بهم میگه قرآن دست بگیر …خدا هدایتت میکنه

    و باید این کارو انجام میدم

    دوستون دارم

    به امید خدا انشالله بتونم روزی استاد و مریم جان رو در پرادایس از نزدیک ببینم

    امین

    خدایا مرسی که هوامو داری خودت هدایتم کن بهت نزدیک تر بشم و درک کنم مامای واقعی توحید عملی رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    ربابه قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2525 روز

    سلام استاد حال دلتون عالی

    سلام مریم قشنگم

    و سلام به همه ی دوستان گرامی

    استاد از دیشب که فایل جدید رابطه خداوند و ثروت اومد روی سایت مدام فایل های مربوط به ثروت رو گوش کردم

    تا یک ساعت پیش که رسیدم به این فایل ارزشمند

    قلبم رو اینقدر زیر و رو کرده که نمیتونم از گوش کردنش دل بکنم

    شما فوق العاده ای استاد شما بی نظیری شما مردعملی

    استاد منم این حس عدم لیاقت که خودم میتونم ب خواسته هام برسم رو دارم

    درسته نسبت به سال 97 که تازه با قانون آشنا شدم خیلی خیلی رشد کردم ولی گفتم تا به درآمد میلیاردی نرسیدم نمیام از موفقیت مالی بگم

    اما واقعا این باور عدم لیاقت رو دارم جوری که حتی نمیتونم خواسته های بزرگی رو توی ذهنم بیارم

    این باور عدم لیاقت در من هست جوری که برای فروش اینترنتی هم کانال خودم زیاد فروش نداشت ولی همکار فروش گرفته بودم و 135 نفر برای من اجناس من رو میفروختن و من بهشون پورسانت میدادم اما وقتی متوجه شدم که ته دلم نیتم اینه که بابا منکه خودم عرضه فروش ندارم بذار بقیه برا من بفروشن من ی پولی هم بهشون میدم و اونها هم به درآمد میرسند

    استاد در کمال ادب با همه اون دوستان خداحافظی کردم و گفتم که دیگه همکاری ندارم باهاشون و کانال همکاری رو حذف کردم

    گفتم اگر من پول می‌خوام باید مسئولیتش رو بپذیرم و خودم پول بسازم

    شکرخداوند فروش حضوری دارم اینترنتی هم گهگاهی وقتی با حس خوب کار میکنم

    الان که این فایل ارزشمند رو دیدم قلبم زیر و رو شده چقدر این صحبت ها خالصه چقدر ایمان در اون هست

    عاشقتونم استاد

    شکر خداوند رو که من رو در این مدار قرار داد

    خدایا سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    حنان دریس گفته:
    مدت عضویت: 1022 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز

    چققققدر بعد از دیدن این فایل حالم خیییلی خیییلی خوبه یاد گذشتم افتادم که چقققدر بیشتر با خدا بودم و با اینکه اوضاع زندگیم خوب نبود در قید و بند هیچ چیزی نبودم و همیشه حالم با خدا خوب بود راز و نیاز میکردم شکر گذاری میکردم و همیشه در ذهنم با خدا در حال عشق بازی بودم خدا برام رفیق همیشه در دسترس بود و هر لحظه و هر جا اونو میدیدم در گیاهان حشرات انسانها در ستارگان در آسمان و هرآنچه در زمین هست و من حس خوشبختی داشتم و حس میکردم عزیز کرده ی خدام از بس که دوستم داره اما از یه زمانی به بعد کم کم یه چیزایی کمرنگ شد و من از خدای خوبم فاصله گرفتم و هراز چند گاهی حس میکردم خدا داره صدام میکنه و لحظاتی رو به سمتش برمیگشتم اما بازم درگیر زندگی شده بودم و زندگی رو خیلی جدی گرفته بودم فکر میکردم همه چیزو خودم باید درست کنم در صورتی که تا قبل از اون خدا بود که همه کارارو برام انجام میداد

    امروز بعد از دیدن این فایل یادم اومد که همیشه خدا همه کاررو کرده بازم اونه که همه کارارو انجام میده من چرا نگران باشم من فقط باید با عشق زندگی کنم وقتی به بچه هام نگاه میکنم انگار تمام دنیا رو دارم ناخداگاه اشک از چشمام سرازیر شد به زندگیم یه نگاهی کردم و دیدم که همه چیز خیلی عالیه و از ته دل خدایا شکرت گفتم

    چقدر حس میکنم که حرف برای گفتن دارم ولی نمیدونم چطور این همه حرف رو بنویسم فقط خداروشکر میکنم که این سایت رو هم خدا سر راهم قرار دادتا چشمام یه بار دیگه باز بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      خوشبخت آزاد گفته:
      مدت عضویت: 2202 روز

      سلام حنان عزیز

      چقدر حس شمارو درک کردم

      چقدر حالم با حال شما یکیه

      اینکه گفتید عاشقانه با خدابودید

      و بعد کمرنگ شد

      و اینکه گفتید چقدر حرف برای گفتن دارید

      باور کن که همین حالا از شوق و ذوق دیدن شما میخواد اشک از چشمام جاری بشه

      انقدر که این عشق

      منو متحول کرده منو غنی کرده……

      به امید روزی که بیشتر باهم باشیم

      بیشتر هم فرکانس باشیم

      و بیشتر کنارهم باشیم

      به قول استدد که میگن دلم تنگ شده براتون منم دلم برای شمایی که هرگز ندیدم

      ولی همفرکانس هستیم تنگ شد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    کبری صباحی گفته:
    مدت عضویت: 1366 روز

    خدایا هرآنچه که دارم ازآن توست وتو مالک وصاحب اختیار من هستی.

    باسلام به استاد عزیزم.

    استاد جان این فایل برای من یه نشونه بود که من به خواسته ام نزدیکتر شدم دقیقا منم یکی از خواسته هام 206 قرمز هست واتفاقا همیشه هم میگفتم مدل 96 باشه.. چون هربار باشوهرم بحث داریم که شوهرم میگه واست فعلا یه پراید میخرم تا کامل قلق ماشین دستت بیاد ومن میگم 206 اونم حداقل مدل 96.97..استاد جان من با این فایل باگ های خودمو پیدا کردم منم دقیقا همین فکرو دارم که چیزای کوچیک کوچیک ومیتونم خودم با پول خودم بخرم اما پول یه ماشین و که من ندارم هی هربار هم میام به خودم میگم من باید باورامو درمورد ثروت تغییر بدم ومن به هیچ احدی رو نمیدازم وحساب نمیکنم رو کسی به جز خدا.. اما بازم کم میارم وباورهای شرک آلودم به باورهای توحیدیم میچربه.. که بابا تو تاکی باید کار کنی پول جمع کنی واسه ماشین که هرروز قیمتا داره بالاتر میره وبا خودم میگم ماشینو شوهرم باید برام بخره واینجوری خودمو گول میزنم که من حسابم رو خدا هست ولی خب شوهرمم هم یکی از دستان خدا هست ومن هرچه تقلا میکنم از خواسته م دارم دورتر میشم مثلا همه کارا عالی پیش میره اما چندقدمی خواسته م که میرسم همه چی قفل میکنه واز یه حدی دیگه جلو تر نمیره که من به خواسته م برسم.. از پریروز تالا هم که این فایل و بارها وبارها گوش کردم ته دلم یه زره قرص میشه که بابا استاد راست میگه تویی که الان خداروشکر مدتهاست سالمی واز سلامتی برخورداری.. میتونی ثروت رو هم مثل سلامتی بدست بیاری اما از اون طرف هم ذهن نجوا گر لنگ ولگد میکنه که بابا تو کجا و206 کجا.. تو هرچقدرم کار کنی با این درآمد تو که به 206 نمیرسی حالا حالاها نمیدونم چیکار کنم.. خیلی هم دارم رو باورهای ثروتم کار میکنم خداروشکر تو این دوسه ماهه خداروشکر راضیم از کارومشتریم اما به خواسته های بزرگم که فکر میکنم خودم خیلی دوراز خواسته م میبینم.. ویه هدایت دیگه که از خدا خاستم گفتم خدا تو بهم بگو من چیکار کنم که باورهام به ثروت بهتر بشه وشما توی مقاله همین فایل نوشته بود جلسه 9و10 دوره دستیابی خیلی باورهای فوق العاده ای داره واینم نشونه ی امروز من هست خداروشکر میکنم که دوره ی دستیابی رو خریداری کردم وامروز دوباره میرم جلسه 9و10 وخیلی دقیق گوش میدم..

    بینهایت ازتون سپاسگزارم دوستتون دارم.

    درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    abolfazl گفته:
    مدت عضویت: 930 روز

    بنام خداوند وهاب و هدایتگرم

    من شروع کردم به دیدن فایل ها ک از قبل سئو کرده بودم و الان دارم مجدد میبینم و البته کامت بنویسم.

    این داستان استاد ک مربوط به 206 هست منو یاد خودم انداخت. من چند وقتی هست ک همش دنبال یکی گوشی خوبم خواستم مشخص کردم و گفتم من میخوام برند اپل 16پرو رو داشته باشم حالا اون کجاست من کجام منی ک آه در بساط ندارم ینی در اون حد ندارم و مثلا استاد هم فکر نمیکردم ک یکی باید برام بخره میگفتم من باید پول در بیارم ک خودم بخرم اصلا به کسی دیگه فکر نمیکردم چون ک افرادی ک تو زندگیم هستن و دوستی ندارم و با اونایی هم ک تو ارتباطات هستم عملا به کسی هدیه ندادن ینی تا دادن ندادن من همیشه اینا تو ذهنم بود. یکبار اینو با استادم(کسی ک باهاش کار میکنم) گفتم گفتم من فلان گوشی رو میخوام پولش رو ندارم گفت یه کسی بهت هدیه میده حتما تو نباید اونو بخری. این حرف مثل این حرف استاد بود ک ما ک ندارم بقیه دارن ما نمیتونیم بخریم بقیه واسمون بخرن بود.

    این یک رد پا واسه یی خودم..

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 786 روز

    به نام خدای مهربان

    صدونودودومین تعهد

    همه چیز باوره باید همیشه روی باورهامون کار کنیم

    تمام رویاها خواسته ها و اهداف دست یافتنی هستن و به این دلیل به ذهن ما خطور کردن که دست یافتنی هستن و ما با رسیدن به هر خواسته و ارزومون به پیشرفت جهان به گسترش جهان کمک میکنیم ما دستی از دستان خداوند میشیم که با رسیدن به خواسته هامون و ارزوهامون بقیه رو به ارزوشون میرسونیم

    خیلی بزرگ تر ببینیم رسیدن به خواسته هامونو

    جهان رو جای بهتری میکنیم هم برای خودمون و هم برای دیگران با رسیدن به خواسته هامون

    هر چقدرم باورهامون ضعیف باشه و اشتباه باشه در مورد ثروت میتونه تغییر کنه و عوض بشه

    خدا برای ما همه چیز و همه کس میشه به شرط ایمان

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: