توحید عملی | قسمت ۴


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت از مجموعه فایل‌های توحید عملی استاد عباس‌منش، منطق‌های محکمی از توحید است برای رهایی از زندان نظر دیگران درباره خودمان یا تأیید شدن توسط آنها. استاد عباس‌منش در این قسمت، اصول اساسی زیر را به ما گوشزد می‌کند:

  • رابطه بین شرک و مهم بودن نظر مردم در زندگی
  • رابطه بین توحید و بی‌اهمیت بودن حرف و نظر مردم
  • رابطه بین توحید عملی و جسارتی که این توسط باورهای توحیدی تغذیه می‌شود

استاد عباس‌منش در این فایل، با نگاه صریح و توحیدی، ریشه بسیاری از رنج‌ها، ناکامی‌ها و توقف‌های ما را در یک کلمه خلاصه می‌کند: «شرک خفی» که در لباس «نگرانی از قضاوت مردم» یا تلاش برای راضی نگه‌داشتن آنها ظاهر می‌شود. این آموزش به ما یادآوری می‌کند که تلاش برای راضی نگه‌داشتن دیگران، نه‌تنها یک نبرد از پیش باخته است، بلکه بزرگ‌ترین مانع برای تجربه لذت و آرامش در زندگی است. پیام اصلی این است که:

شما هرگز نمی‌توانید همه را راضی کنید؛ حتی اگر کامل‌ترین انسان روی زمین باشید، باز هم عده‌ای مخالف، منتقد یا دشمن خواهید داشت. بنابراین، عاقلانه‌ترین استراتژی برای در آرامش زیستن، تغییر دادن خود برای راضی نگه‌داشتن دیگران نیست، بلکه زندگی به سبک شخصی ای است که اساس آن باورهای توحیدی است.

درک عمیق این مفاهیم نیازمند زیربنای محکمی از احساس لیاقت داشتن است و به همین دلیل، استفاده از دوره احساس لیاقت در کنار آموزه‌های این فایل، شاه‌کلیدی است که جرأت «خودت بودن» و بی‌تفاوتی نسبت به نظرات دیگران را به شما هدیه می‌دهد. جالب است اینجاست که به اندازه‌ای که احساس لیاقت شما در این نقطه ترمیم می‌شود، همان دیگرانی که منتقد شما بوده‌اند، این بخش از وجود شما را تحسین می‌کنند.

یکی از عمیق‌ترین درس‌های این فایل، آموزش «هنر بی‌توجهی» یا قانون «اعراض» است. استاد عباس‌منش با تشریح دقیق مکانیزم جهان هستی توضیح می‌دهند که توجه شما، خوراک و انرژیِ اتفاقات است. وقتی به تهمت‌ها، غیبت‌ها و بدگویی‌های دیگران واکنش نشان می‌دهید، در واقع به آنها اعلام می‌کنید که «شما مهم هستید» و با این کار، قدرت را از خودتان گرفته و به آنها تقدیم می‌کنید و این یعنی شرک.

راهکار عملی و توحیدی استاد عباس منش در مواجهه با قضاوت ها یا تهمت های دیگران این است که: آنها را مطلقاً نادیده بگیرید و به‌قول قرآن، از آنها اعراض کنید.

مثال‌های واقعی از دنیای سیاست و چهره‌های مشهور که با وجود سنگین‌ترین هجمه‌های رسانه‌ای و تهمت‌های اخلاقی، همچنان مسیر توحیدی خود را با قدرت ادامه می‌دهند، گواهی بر این حقیقت است که حرف مردم هیچ قدرتی ندارد مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود خود به آن قدرت دهید.

این درس به ما می‌آموزد که تمرکز لیزری بر روی اهداف و بستن پرونده «دیگران» در ذهن، تنها راه رستگاری و پیشرفت است. اگر می‌خواهید در تمام جنبه‌های زندگی، از روابط عاطفی گرفته تا استقلال مالی، به این سطح از نفوذناپذیری و اجرای توحید در عمل در این مواقع برسید، دوره احساس لیاقت مکملی ضروری است که به شما ساختن باورهای مرجع توحیدی را یاد می‌دهد.

باورهای مرجع توحیدی کمک می‌کند تا شخصیت خود را چنان مستحکم بسازید که هیچ حرف و نقدی نتواند کوچک‌ترین ترکی در باورهایتان یا تغییری در مسیر یکتای مورد علاقه‌تان ایجاد کند.

بخش دیگری از این فایل به مفهوم «توحید عملی» و «یکتاپرستی در قرن حاضر» می‌پردازد.

استاد عباس‌منش با استناد به داستان‌های پیامبران و تجربیات شخصی خود در مسیر مهاجرت و موفقیت، پرده از این راز برمی‌دارند که ترس از مردم، عین شرک است. وقتی نگرانید که فلان فامیل چه می‌گوید، یا اگر فلان لباس را بپوشید یا فلان شغل را انتخاب کنید یا فلان مسیر را بروید، جامعه چه فکری درباره شما می‌کند و چقدر مورد تایید واقع می شوید، عملاً به جای خداوند، قدرت را به بندگان او می‌دهید و برده نظرات آنها هستید. آزادی واقعی زمانی آغاز می‌شود که بپذیرید «خدا برای بنده‌اش کافی‌ست».

آگاهی‌های این فایل اصولی توحیدی در دست شما می گذارد. سپس شما را به چالش می‌کشد تا نقاب‌های اجتماعی را کنار بگذارید و دیگر برای همرنگ شدن با جماعت، اصول خود را زیر پا نگذارید. جسارت واقعی این است که اگر در زندگی‌تان تغییری ایجاد نمی‌کنید، به شما «بر بخورد» و برای ایجاد تغییرات شخصیتی، جهادی اکبر به راه بیاندازید. انسانی که باور دارد تنها منبع رزق، عزت و قدرت خداوند است، نه برای خوشایند مردم کاری می کند و نه از ترس طرد شدن، خود را سانسور می‌کند. او مسیر درست را می‌رود، حتی اگر تمام دنیا مخالفش باشند.


تمرین این قسمت:

اکنون نوبت شماست که این آگاهی‌ها را از سطح اطلاعات به سطح عمل و اجرا بیاورید. نوشتن، قدرتمندترین ابزار برای تثبیت تعهد است. از شما می‌خواهیم با شجاعت و صداقت، در بخش نظرات همین فایل، تمرین زیر را انجام دهید تا هم ردپایی ماندگار از تغییر خود بر جای بگذارید و هم به هزاران نفر دیگر جرأت تغییر بدهید:

۱. شناسایی ترمزهای ذهنی: صادقانه بنویسید که در حال حاضر، کدام تصمیم، رفتار یا سبک پوشش و زندگی شما صرفاً به‌خاطر «ترس از قضاوت دیگران» است؟ در چه مواردی خودتان را سانسور کرده‌اید تا دیگران را راضی نگه دارید؟ (نوشتن این موارد، اولین گام برای شکستن بتِ مردم‌پرستی است).

۲. اعلام برائت از شرک: بنویسید که از همین لحظه تصمیم گرفته‌اید کدام‌یک از این رفتارها را تغییر دهید؟ مشخصاً تعهد دهید که در برخورد با حرف‌های منفی، تهمت‌ها یا انتقادهای دیگران، از استراتژی «بی‌توجهی مطلق» استفاده خواهید کرد و تمرکزتان را فقط و فقط روی اهداف خودتان خواهید گذاشت.

۳. تعریف هدف مستقل: یک هدف یا خواسته شخصی را که تا امروز به‌خاطر حرف مردم یا ترس از شکست به تعویق انداخته بودید مشخص کنید و بنویسید که چگونه با توکل بر تنها قدرت جهان (الله)، قدم اول را برای آن برمی‌دارید.

یادآوری مهم: پاسخ‌های شما در بخش نظرات، سندی است بر آغاز دوران جدید زندگی‌تان؛ دورانی که در آن شما بازیگر نقش اول زندگی خود هستید، نه تماشاچیِ نگرانِ سکوها. آن‌هم بازیگری به معنای واقعی کلمه توحیدی.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 


برای مشاهده‌ی سایر قسمت‌های «توحید عملی» کلیک کنید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

554 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حسین حاجی چرمهینی» در این صفحه: 5
  1. -
    حسین حاجی چرمهینی گفته:
    مدت عضویت: 4244 روز

    دوستان عزیز .. دلم میخواست یموضوع خیلی مهم رو باهاتون باشتراک بزارم. موضوع در زمینه ی اعمال ما و باورهای ماست که بصورت بما قدمت ایدیهم هست .. و میخوام شما خدارو توذهنتون بیارین و ایمان داشته باشید واز این تله ی شیطان رها بشید ..

    یمواقعی روی باورهای خودم و تمرین ها کار میکردم .. و احساس خوب اتفاقات خوب رو بوجود میاره .. همیشه نشانه های کوچک هم بودش همراه تغییرهام .. اما چون باورهام در ابدای تغییرشون بود و من انتظار نتایج بزرگ رو داشتم .. یمقدار ناامید میشدم و دست میکشیدم.

    همیشه ابتدای کار ممکنه یکم سخت باشه به چند دلیل ..

    مثلا شما انتظار اتفاقات مالی رو دارین .. باورهاتون درموردش خیلی مخرب بوده و تازه شروع به اصلاحش میکنید.. به این علت که توی ذهنتون ترمزهای زیادی هست .. و سیستم فرکانسی هم به شکلیه که شما زندگی حال حاضرتون نتیجه ی باورهای قبلتون هستش و همگی بصورت بما قدمت ایدیهم هست .. پس ممکنه یه مدتی طول بکشه تا واقعا نتایج تمرینهاتون روی مساله ی مالی بارور بشه .. وقتی بارور میشه که خب قاعدتا ایمانتون هم بیشتر میشه..

    اما قبلش بیاین فکر کنیم باورهای خودتون رو سعی میکنین اصلاح کنین ..تمرین میکنین.. تجسم میکنین .. سپاسگزاری میکنین .. و به فراوانی ها دقت میکنین وهرتمرینی موجب ثروتمند شدن هست رو انجام میدین..اما ازونجا که ترمزها زیاد بوده و باورپذیری سخت تر بوده ممکنه نتایج بزرگ یکماه ، دوماه یا شاید سه ماه طول بکشه سراغتون بیاد ..

    چون شما دارین با فرکانس مناسب به جهان این رو اعلام میکنین اما اینجور نیستش که درابتدای کار سریعا دریافت کنین.. یفاصله ای وجود داره .. باتوجه به عمق باورهاتون و ترمزها و شدت تمرین ها و تمرکزتون.

    خب این مدت چه اتفاقاتی میافته؟ یسری از نتایج رو میبینین که از باورهای قبلی شما براتون بوجود اومده و الان دارین درکش میکنین .. و احتمالا نتایج خوبی نیستن چون با فرکانس فقزر ویا کمبود برای خودتون بصورت بما قدمت ایدیهم فرستادین در گذشته و الان دارین درو میکنین نتایج اون باورهارو..

    خب اینجا یه حس بدی به شمشا میگه .. پس کو اون نتایج.. تو هرچی هم سعی میکنی که فایده نداره .. ببین نتایج امروزتو.. و بعد تو ناامید میشی ..

    توی این تله ی شیطان میافتی و به قوانین شک میکنی .. ویا بدتر از اون میگی برای دیگران جواب میده برای من نمیده ! و بعد برمیگردی و تمرینها رو ول میکنی.. و بنابراین میشه همون که استاد میگفتن که توقران هست : ان سعیکم لشتی ! همانا سعی شما پراکنده هست!

    خب چون شیطان تا اینجا برتو حکومت کرده یسری نجواهای بد دیگه هم میاد.. مثلا بهت استرس میده و میگه کو اون نتایج مالی که انتظارشو داشتی ..و تورو وابسته میکنه به نتایج .. و تورو میترسونه .. و ازونجا که وابسته شدن به چیزی و ترس و استرس نرسیدن بهش اونو ازت دور میکنه طبق قوانین بنابراین کیش و مات میشی.

    تازه خیلی عواقب دیگه داره که نمیگم تا تمرکزمون زیاد روی مسائل منفی نباشه.. حالا راه حل رو بهتون میگم.که یعالمه استاد هم تکرارش کرده ..

    وقتی شروع به تغییر باورهات میگیری باید قبول کنی که ممکنه طول بکشه یکم و تعهدت رو هرگز فراموش نکنی تا به نتیجه برسی .. و البته همیشه راهو باید ادامه بدی حتی بعد اینکه بهشون رسیدی.

    دوم اینکه خداوند و جهان هستی یسری نشونه ها ی واضح و انکار نشدنی رو بهتون میده .. که قطعا میبینیشون.. برات مثل معجزه هستن .. اما کوچکن .. خب تو باید با تمام وجود اون نشونه ها رو به پای تغییر باورهات بزاری .. تاییدشون کنی .. یادداشتشون کنی .. بخاطرشون سپاسگزاری کنی .. تحسینشون کنی و بابت هرکدوم که هرروز داره برات اتفاق میافته یعالمه تکرار و تایید انجام بدی ..

    تایید کردن نشونه ها باورهات رو قوی تر میکنه و بنابراین خیلی زود به نتایج و خواسته هات میرسی چون باورپذیری اینکه بهشون میرسی با تایید نشونه ها بیشتر میشه برات.

    سوم اینکه باید خواسته هات رو یبار بنویسی .. تصورشون کنی که بهشون رسیدی و ازشون داری لذت میبری اما خودت رو رها کنی ازشون .. بگو رسیدن به این خواسته ها منطقی هستش ..و به من داده میشه ..و نباید خودتو بهشون وابسته کنی و همش بگی پس کی میرسم.. چک دارم .. فلان مسافرتو الان باید برم .. قول دادم به فلانی باید زودتر نتیجه بیاد و .. اینها همش مصادیق وابسته شدن به نتیجه هستش برات.

    حالا باید چیکار کنی؟ باید نتایجو رها کنی .. اون ارامشو تو قلبت پیدا کنی .. ایمان داشته باشی که بوقتش ودقیقا به وقتش به خواسته هات میرسی ..نه یک دقیقه زودتر و نه یک دقیقه دیرتر و حتما بهت داده میشه.. و اینقدر کیف کنی از روند تغییرت و احساست رو هرلحظه خوب کنی بخاطر اینکه داری تو مسیر رسیدن به خواسته هات قدم برمیداری (که نشنه اش احساس خوبته) که راحت باشی ..

    دوست من از مسیر لذت ببر.. خداروشکر کن که بعد اینهمه سال به این مسیر هدایت شدی .. و ایمان داشته باش که خدا خوابش نمیبره و بهت داده میشه خواسته هات .. و اگر ایمان داشته باشی که بهت میده .. احساست خوب میشه .. و فرکانست هم مثبت میشه و بعد به خواسته هات هم میرسی .. اینقدر اسون که خنده ات میگیره..

    اما تاکید میکنم..اینقدر باید ایمان داشته باشی که احساست توپ باشه .. مثل قرعه کشی های خونگی هستش که دقیقا میدونی فلان ماه پول ماله تو هستش.. چقدر خیالت راحته که اون پوله بموقع تو حسابته؟ باید همونقدر هم خیالت راحت باشه که خداوند همه ی خواسته هات رو بهت میده .. دقیقا به موقعش .. وقتی ایمانت رو اثبات کردی .. و پاداش ایمانت رو میگیری دوست خوبم..این وعده ی خداونده.

    و بخدا هیچ کسی قول محکمتری از خدا تو کل هستی بهت نداده و نخواهد داد ..

    پس تایید کن نشونه های کوچک رو تابرات بزرگ تر بشن ..

    ز اتفاقات کوچک کیف کن و لذت ببر.. اینقدر که کل صورتتو لبخند بپوشونه ..

    ایمان داشته باش که خدا بهت خواسته هات رو میده .. خیلی بیشتر از اونچه تصور کنی و خیلی ساده تر از اونچه فکرشو بکنی ..اما به شرط ایمان ..

    اینقدر اینکارو بکن تا احساست خوب بشه .. یادت باشه که معیارش اینه که احساست خوب شده باشه و ته دلت راحت و مطمعن باشه و توکلت به خدا باشه..

    تمرین کن .. تایید کن ..سپاسگزارباش و بنویس .. نشونه ها رو بنویس وفریادشون بزن ..وبامسیرت عشق کن.

    همین الان جایی که هستم بارونی شروع به باریدن گرفت که تابحال توزندگیم ندیده بودم..

    من اینو ینششونه ی بزرگ میبینم .. و میگم به خاطر باور من بوده .. و خدا و جهان هستی برای من این بارون رو فرستادن .. ودرحقیقت من با جهان هستی و فرکانس خدا هماهنگ شدم و الان حسم عالیه..

    خدارو شکر میکنم.

    بی اندازه .. بیشتر نمینویسم .. میخوام برم زیر بارون و خیس بشم… :) …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
  2. -
    حسین حاجی چرمهینی گفته:
    مدت عضویت: 4244 روز

    سلام.باورتون نمیشه اگه بهتون بگم باور توحیدی و همین یک فایلی که استاد گذاشتن چه معنایی داره.

    میخوام اتفاقی که برام توی سالهای اخیر افتاده رو براتون توضیح بدم.. شاید یکم سخت باشه گفتنش برام ..میخوام بیانش کنم تا بدونین هرجمله ی استاد درباره ی توحید .. ارزش یک الماس بزرگ رو داره .. شاید بنظر ساده بیاد ولی وقتی لمسش کنین متوجهش میشین.

    من سال 92 بسته ی روانشناسی ثروت استاد رو خریداری کردم.. واقعا از ابتدا ایمان داشتم که راهی که استاد میگن همون راه حقیقیه وکلا من تقریبا روی حرفای استاد هیچ مقاومتی نداشتم و با تسلیم شدن واقعی شروع کردم تا طبق حرف استاد بهترین نتیجه رو بگیرم. و اونموقع دراوایل استاد توصیه ای و تمرینی داشتن برای اینکه با ادمای موفق مصاحبه کنید تا موفقیت هاشون رو ببینین و الگو بگیرید..

    من اینکارو با یک نفر انجام دادم .. وقت ملاقات گرفتم .. رفتم نشستم .. و صحبت کردم .. ولابلای صحبت اون فرد موفق من اون فرد رو خیلی پیش خودم بزرگ کردم و خودم رو خیلی کوچک ..بعد از خودم گفتم .. و کارم..کمی توضیح دادم .. اونجا اون شخص به من انواع پیشنهادات مبنی بر اینکه بیا تا من برات کارای مختلف انجام بدم و وعده های خیلی بزرگ رو بمن داد .. و من وقتی ازون جلسه خارج شدم همش پیگیری میکردم که اون فرد برام کاری انجام بده .. خواستم دستمو تو دست اون بزارم تا موفق بشم .. ثروتند بشم ..و ازون خواستم تو دلم که منو موفق کنه .. نه از خدا ..

    اون فرد هرروز وعده های بزرگتری بمن داد .. اگه بخوام کمی ریزتر بگگم که براتون ملموس بشه .. ازم خواست که توی فروش یک معدن بزرگ کمک کنم و سهمی داشته باشم ..من به هر دری زدم تا اون معدن رو بفروشم .. وواقعا دیوانه وار به هرکسی میشناختم زنگ میزدم .. از هرچقدر اعتبار و ابرو داشتم مایه میزاشتم تا این معدن رو بفروشم تا یشبه پولدار بشم..و ازون روزها یادم میاد که پیش خودم برداشت کردم و تکرار کردم که حتما منظور استاد هم ازین که مصاحبه کنید این بوده که چنین فرصت هایی پیش بیاد و کسی کمکون کنه و ثروتمند بشید..

    و همینطور ته دلم هم نمیخواستم تکامل ثروتمند شدن رو طی کنم تا ثروتمند بشم بخاطر همین روی اون فرد حساب باز کردم و هرکاری کردم..اون اتفاق نیافتاد و من خیلی خیلی ناامید شدم ..تمام ابرو و اعتبارم هم پیش عزیزترین اشنایان و دوستانم رفت .. بعد از مسیر دورتر افتادم .. چون همچنان میخواستم کسی دست منو بگیره تا ثروتمند بشم ..اونم بنده های خدا ..ادمها ..

    یک طرح فراوری برای معدن مس نوشتم و اینبار به هرکسی زنگ زدم .. کسی که صاحب معدن باشه .. طرح منو بگیره و منو ثروتمند کنه .. به هرکسی توی ایران معدن مس داشته باشه زنگ زدم .. رفتم ..حرف زدم .. همه وعده هایی میدادن .. روشون حساب میکردم وبعد از مدتی به شکل واقعا عجیبی منو ترک میکردن و دور میانداختن.

    حتی به تمام شرکت های مس در دنیا ایمیل زدم..

    باز هم اتفاقی نیافتاد ..

    دوسال و نیم از اون مصاحبه از مسیر دور افتادم .. دورتر و دورتر ..جالبه بدونید من ازون به بعد دیگه سی دی های بسته ی روانشناسی ثروت رو گوش نمیدادم .. دیگه سراغ فایل ها و سایت نمیرفتم .. بخاطر اینکه دیگه در اون فرکانس نبودم !

    همه بخاطر این بود که من روی اون فرد یا افراد ثروتمند یا قدرتمند دیگه حساب باز کردم که منو ثروتمند کنن .. بدون اینکه مسیرش رو برم .. و خودمو لایق بدونم .. خودمو بزرگ ببینم..

    دوسال و نیم من در عین اینکه خیال میکردم دارم روش قانون افرینش رو میرم داشتم ناامیدتر میشدم .. و همش به خدا شرک میورزیدم.. بجای اینکه روی خدا حساب کنم .. که دستمو بگیره .. خواستم ادمای دیگه اینکارو برام بکنن.. بخاطر همین همش زمین خوردم.. با صورت زمین خوردم .. همش نامید شدم .. از خودم .. از زندگی ..

    حتی باتمام وجود سعی کردم با یکی از نزدیکترین دوستانم بیزنسی راه بیاندازم ..ولی چون اونجا هم روی اون حساب کرده بودم که منو ثروتمند کنه .. هرچند هر چه کار بود رو یکسال تست کردیم اما هیچوقت نتونستیم کاری رو بیشتر از یک هفته ادامه بدیم.

    حالا باید بدونید که من زمینه ی چنین سیستمی رو قبلا هم داشتم و احساس لیاقت نمیکردم که ثروتمند بشم ..وخودم طی کنم مسیر تکاملش رو .. و همینطور روی قرعه کشی ها همیشه حساب باز میکردم و.. در اصل فکر میکنم بهمین خاطر هم با اون شخص مصاحبه ام اتفاق افتاد ..

    بعد از مدتها که دست کشیدم از تلاش .. باز بخاطر اینکه خواسته هایی داشتم .. وبقول استاد بخاطر اینکه سازوکار جهان اینجوریه که شما رو وادار میکنه خواسته داشته باشین .. باز خواستم که همه چی رو از نو شروع کنم..

    اینبار یاد جمله ای از استاد افتادم که میگفت باید مسئولیت تمام کارهات رو خودت بعهده بگیری و روی هیچکسی حساب نکنی ..ازونجا سعی کردم مستقل تر بشم وهربار که ندایی میومد که برم و مسئولیت رو به کسی بدم و بخوام اون من رو موفق و ثروتمند کنه .. جلوی اون رو میگرفتم .. تقریبا شش ماه اینجوری پیش رفتم.. وقتی خودت روی پای خودت وایمیستی بیشتر متوجه میشی که فقط خداست که داره بهت کمک میکنه ..

    کم کم و خیلی با سرعت کم خداوند این دید رو به م داد و روشنم کرد که دلیل شکست هام چی بوده .. یاد فایل استاد افتادم که ازوقتی خاطرم هست بصورت رایگان توی سایت بوده و هست : “فقط روی خدا حساب باز کن” رفتم و بارها و بارها گوشش کردم..

    خیلی وقتها گریه میکردم .. بخاطر تجربه هایی که داشتم ..و خداروشکر میکردم که زمین خوردم و این روند طولانی نشد ..

    دیگه سعی کردم روی هیچکسی حساب نکنم جز خدا و مسیرم رو خودم باز کنم به کمک خود خدا ..

    دوباره تمرینها رو انجام دادم و صبر کردم ..

    به سایت استاد سرزدم .. که متوجه شدم از ایران رفتن ..

    وخیلی اتفاقا افتاده و من متوجهش نشدم.. حتی اگه به سایت سرزده بودم چندبار بدون هیچ حسی بود ..

    بخدا تاریکترین احساسات وقتیه که شما به خدا پشت کردین وشرک میورزین ..

    اون فایل و همه ی فایل های توحیدی استاد رو هرروز و هر موقعیتی گوش بدین ..

    خداروشکر الان خیلی متفاوت بوده برام نتایج .. وهرروز بهتر از قبل میشه .. و من هم دارم تکاملم رو طی میکنم .. مسیرم رو میرم و با تمام وجود سعی میکنم فقط روی خدا حساب باز کنم.

    واقعا تمام فایل های استاد و حرفهاشون ازونجا که پر از رایحه ی توحید هستش باارزش هستن و الهی ..

    خدارو هزاران بار سپگاسگزارم..

    خوشحالم که کنار همه ی شما دوستان عزیز هستم..وبراتون هرروز بهترین ها رو از خدا میخوام و همه تون رو با تمام وجود تحسین میکنم.. شما بینظیرید :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  3. -
    حسین حاجی چرمهینی گفته:
    مدت عضویت: 4244 روز

    سلام.خیلی جالبه که بدونین وقتی با اموزه های استاد کار میکنیم چه اتفاقی میافته..

    ما با تقواتر میشیم.. ما کلا یک اصول درونی پیدا میکنیم که خودبخود مارو بهترین انسانها میکنه..

    اگه بخوای با کسی دشمنی بورزی .. دقت میکنی خاطرت میاد که داری فقط دشمنی رو به زندگی خودت دعوت میکنی

    بخوای حسرت داشته های دیگرانو بخوری میبینی که نمیتونی .. چون داری خودتو ازنعمت دورمیکنی و باور فراوانی رو فراموش کردی .. میفهمی که باید تحسینشون کنی ..

    باید هرروز نعمت هایی که خدا بهت داده رو شکر کنی ..

    باید فراوانی رو تو جهان ببینی و تایید کنی و تحسین کنی ..

    اگه ماشینی فوق العاده ای تو خیابون دیدی باید تحسینش کنی و براش ارزوی موفقیت و ثروت بیشتر بکنی

    باید هرکسی رو که نیازمند بخششت هستش رو تماما ببخشی..

    باید خودتو دوست داشته باشی .. خودتو ببخشی ..

    باید برای خودت ارزش قایل بشی .. نمیتونی خودتو سرزنش کنی .. بخاطر شکست هات ویا کمبود هات ..فقط حق داری عاشق خودت باشی و نقاط قوت خودتو ببینی

    نمیتونی الکی امیدوار باشی برای قرعه کشی ها .. چون به این معنیه که خودتو لایق نمیدونی که از راه طبیعی به ثروت برسی

    اگه مسافرت های عالی ارزوته ودیدی که دیگران میرن .. بجای حسرت خوردن باید خودتو تو اون مسافرت ها ببینی

    نباید هرگز غر بزنی .. نق بزنی ..

    نباید هرگز به نقاط ضعف ادم های دیگه توجه کنی چه برسه دربارش بخوای حرف بزنی یا فرضا غیبت کنی

    اگه دیگران به ثروت رسیدن یا موفقیت حق نداری ناامید بشی یا اونها رو خاص بدونی .. بجاش باید همون رو برای خودت هم بخوای ..وهمه رو ممکن و شدنی بدونی

    بجای داشتن ارزوهای دوردست ..همه ی خواسته هات رو باید بنویسی و ایمان داشته باشی که بهشون میرسی

    نمیتونی روی هیچکسی حساب باز کنی .. چون نتیجه اش ناامیدی هستش .. فقط حق داری روی خدا حساب باز کنی

    از تهدید هیچ کسی نباید بترسی .. اون شرکه ..

    هیچ کسی رو بت حق نداری بکنی بواسطه موفقیت یا قدرت یا جایگاهی که داره ..این شرکه

    روی وعده های هیچ کسی حساب نمیکنی .. پس ناامید نمیشی ..هرگز

    توی هر اتفاقی دنبال زاویه ای میگردی که احساست رو خوب کنه

    خودت رو تنها وابسته به یک ایده .. یک شخص .. یک فرد برای ازدواج ویا عاشق شدن ویا یک اتفاق خاص برای خوشحال شدن نمیکنی .. بطور کلی حق وابستگی به هیچکس و هیچ چیز رو بجز خدا نداری ..

    حتی وقتی الان حالت خوبه باید بشینی و خودت رو توی اینده های بهتر تصور و تجسم کنی و بنویسی

    اگه بخوای چیزی رو بدون اجازه برداری .. حتما تو ذهنت میاد که کسی که اعتقاد داره خودش میتونه بهترینها رو داشته باشه اینکارو نمیکنه

    حتی حق نداری غذای بیکیفیت بخوری .. خودتو دراولویت چندم قرار بدی .. برای مهمون یا … بیشتر از خودت ارزش قائل بشی .. بری بیرون و ساندویچ 3 هزارتومانی بخوری ..توی خونه وقتی تنهایی به خودت نرسی و اصلاح نکنی ..وقتی خودتی برای خودت از امکاناتت استفاده نکنی .. باید خودتو باارزش بدونی ..

    از هیچکسی حق نداری توقع داشته باشی

    به اخبار بد ویا هر حرف منفی حق نداری گوش بدی و تایید کنی و ناامیدی رو گسترده کنی

    خوداگاه باید دنبال فیلم های خوب .. خبرهای خوب اتفاقات خوب بگردی که تورو خوشحال میکنن

    دیگه حق نداری مثل برده ها حرف بزنی .. برده ی دولت .. که زندگیت دست دولته ..برده ی تورم . که زندگیت دست تورمه ..برده ی تحریم که زندگیت تحت تاثیر تحریمه ویا هرنوع قدرتی که روزندگیت سایه انداخته و تو نمیتونی تغییرش بدی و این خودش اوج ناامیدیه..دیگه حق نداری اینجوری باشی .. باید بلند فریاد بزنی کنترل تمام زندگی من دست خودمه و هیچ عامل بیرونی روی زندگی من تاثیر نداره .. پس هرگز ناامید نمیشی

    باید عمیقا خودتو بابت هراشتباه یا گناهی ببخشی وبدونی که خدا هم تورو میبخشه .. پس با هیچ احساس گناهی حق نداری زندگی کنی ..که این خودش ازادی و احساس ارامشه

    اگه بخشش میکنی از روی سخاوت هستش .. و نه حق داری چشمت دنبال بخششت باشه و نه مغرور میشی .. میبخشی چون باید ایمان داشته باشی بخودت کمک کردی با بخششت

    باید ایمان داشته باشی که هرمشکلی خداسرراهت میزاره برای خوشبخت شدنته و راه حلشم برات روشن میکنه .. پس از هیچ مشکلی نباید بترسی پس انسان شجاعی خواهی بود

    همیشه لبخند میزنی ..

    عهد میبندی که با هرکسی حرف میزنی فقط درباره ی خوبیها حرف بزنی

    دروغ نمیگی که خودت رو توجیه کنی .. بلکه باایمان حرکت میکنی

    وقتی اموزشهای استاد رو دنبال میکنی .. دیگه خودبخود حق نداری که توی رابطه ای که دوستش نداری سالها خودتو گیر بیاندازی .. دوستانی داشته باشی که باعث ضعف تو میشن .. شغلی رو داشته باشی که دوستش نداری ..فقط بخاطر اینکه فکر کنی دوستای خوبی وجود ندارن ..رابطه های بهتری برای تو وجود نداره ، ویا شغلی رو که دوست داری نمیتونی داشته باشی ..و دیگه لازم نیست بترسی ..یا ناامید باشی .. یا نگران باشی ..

    خودت اگاهانه رابطه های بد رو حذف میکنی .. دوستای بدتو حذف میکنی و جاشون رو خالی میزاری و باایمان به اینکه خدا جای اونها رو با ادمهای بهتر .. دوستان بهتر و روابط بهتر پر میکنه زندگیتو پر از خواسته هات میکنی .. نه اینکه همش بسوزی و بسازی و ناامید باشی..

    دیگه لازم نیست حرص چیزی رو بزنی که نداری .. بلکه اونو برای خودت خلقش میکنی ..رابطه ی خوب رو .. همسر خوب رو .. شغل خوب رو ..با قدرت همه چیز رو برای خودت خلق میکنی ..و همونطور که باید زندگی میکنی .. نه اینکه خودتو با شرایط وفق بدی ..

    بجای اینکه منتطر تضمین باشی و همیشه درجابزنی و فقط ارزوی داشتن رویاهات رو داشته باشی .. قدم اول رو بااایمان برمیداری ..چون میدونی قدمهای بعدی بهت گفته میشه ..

    هدفت رو از بین تمامی هدفهای شاید بی اهمیت ترت پیدا میکنی .. هرروز براش قدمی برمیداری .. عمل میکنی بجای اینکه منفعل باشی و همش بگی .. خب بعدش چی ..خب بعدش چی ..نه .. حرکت میکنی و میسازیش .. با ایمان.. و خلقش میکنی ..

    دیگه ترس بر تو حکومت نمیکنه .. در عین اینکه میترسی عمل میکنی .. ترس های واهی ت رو دور میریزی ..اگه لازمه برای رسیدن به اهدافت هجرت میکنی .. اگه لازمه به شهر دیگه ای میری .. به کشور دیگه ای میری ..شغلتو عوض میکنی ..و ریسک میکنی .. اگه تو راه رسیدن به هدفت به سختی خوردی .. تنها شدی .. همچنان با امید ادامه میدی و دست نمیکشی ..

    جوری زندگی میکنی که به خودت افتخار کنی .. هر لحظه زندگیت ..

    و آزاد باشی .. از همه چیز ..

    خدایی من این شخصیت رو دوست دارم ..این شخصیت پر از اعتماد به نفس .. زندگی ، سعادت و ثروت و شادی در هر لحظه ی زندگیه..

    اینا درونی بوجود میاد و جزئی از شخصیت تو میشه وقتی تمرین میکنی و مداوم روی باورهات کار میکنی .. تمرین های هوشمندانه ای که استاد با تمام وجود از زندگی شون مایه گذاشتن و ساختنشون رو انجام میدی ..

    میخوام بگم .. شخصیت تو اینجوری میشه .. این حد از تغییرات دردرون تو بوجود میاد .. تو یک آدم با بی اندازه خصوصیت و ویژگی فوق العاده میشی که همیشه آرزوی تو بوده و اینها یجور دردرونت شکل میگیره و خودبخود زندگیتو شکل میده ..

    واقعا حرف نداره استاد.. همه ی این نتایج و شگفتی ها واقعا حاصل بخشی از زندگی استاده و میراث ایشون ..

    من از همون روز اول با تمام وجود احساس کردم .. این همون راهیه که من تمام عمر دنبالش میگشتم .. راهی که همه ی صفات خوب .. همه ی سوالهای بی جواب .. همه ی خوبیها رو داخلش داره ..

    دوستان اینها فقط یک بخش کوچک از اموزه های استاد هستن..

    بنظر من یک دوره رو تهیه کنید ..و توش استاد بشید .. اینقدر کار کنید که اونجا استاد بشید و بعد برید سراغ دوره های بعدی ..

    و به هرچیزی که میخواین توزندگی برسین..

    خداوند منتظر شماست ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 83 رای:
  4. -
    حسین حاجی چرمهینی گفته:
    مدت عضویت: 4244 روز

    سلام.احسان به والدین زیباترین نوع عشق رو به شما یاد میده .. جلب رضایت والدین موجب دعای خیر اونها میشه ..که درگروی برخورد خوب شما با اونها .. دوست داشتنشون و خوبی کردن به اونهاست ..

    شما دراصل دارین به خودتون عشق میورزین .. با خوبی کردن درخق پدرومادرتون دارین از محبت های اونها سپاسگزاری میکنین .. و این شما رو توی احساس بینظیر سپاسگزاری قرار میده و باعث میشه شما به خیلی از خواسته هاتون برسین ..و درهای برکت و رحمت به روی شما باز بشه ..معمولا احسان و خوبی که شما درحق والدینتون میکنین .. یک ویژگی دیگه هم داره .. اونهم اینه که سعی میکنین بیتوقع انجامش بدین .. ووقتی توقعی هم ندارین و خوبی میکنین و عقیده دارین که خوبی شما موجب رضایت اونها میشه و اونها با دعای خیرشون به شما برکت میرسونن در اصل این اتفاق رو برای خودتون با خوبی کردن درحق اونها بوجود میارین..

    شما هرچقدر سعی کنین به دیگران خوبی کنین دراصل دارین همه ی اون خوبی ها رو به زندگی خودتون دعوت میکنین وهمینطور خوبی ها و خیر و خواسته های دیگه تون رو .. چون احساس خوبی پیدا میکنین با احسان به اونها پس اتفاقات خوب هم براتون میافته.

    والا بخودی خود هرگز هیچکسی نمیتونه تو سرنوشت شما دخالت کنه و این قدرت رو نداره .. بقول استاد مگه مادرهایی نیستن که سالهازجه میزنن که پسر معتادشون ترک کنه و خوب بشه ..ولی مگه تاوقتی خود اون فرد نخواد میتونه ترک کنه اعتیادش رو؟ هرگز..

    مادرهایی که سالها دعا میکنن که پسرشون دیگه دزدی نکنه . مگه امکان داره اگه خودش نخواد این اتفاق بیافته؟

    پس بدونین که اولا اگه اعتقاد داشته باشی که دعای خیر پدرومادر توزندگیت موثره پس موثره .. و حتما باید رضایتشون روجلب کنی ..

    و ثانیا دراصل شما بااحسان به والدین همونجور که همیشه توصیه هاش رو شنیدین خودبخود دارین درهای خوبی ها و نعمت ها رو بروی خودتون باز میکنین..

    پس اری همه چیز دست خودتونه .. دعای خیر پدرومادر هم میتونه روی موفقیت شما تاثیر بزاره .. به همون اندازه که خودتون باورکردین که تاثیر میزاره ..

    پس اون هم دست خودتونه .. مثل همه ی زندگی تون .. هرچیزی که تجربه میکنین در تک تک ثانیه های زندگی تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    حسین حاجی چرمهینی گفته:
    مدت عضویت: 4244 روز

    سلام.دوست عزیزم.من هم لحظه ی اولی که این جمله استاد رو شنیدم توی فایل همین فکر رو کردم.

    بعد مجددا فکر کردم.. و پیش خودم گفتم که اگه من توی فرکانس مناسبش باشم بهم گفته میشه .. چه از طرف استاد ویا هرشکل دیگه ای ..

    این استاد نیستش که میتونه به ما ایده بده که ما ثروتمند بشیم.ایشون هم یک بنده ی خدا هستن .. و فقط باید از خود خدا این خواسته ها رو داشته باشیم..

    از خدا بخوایم که از منابع ثروتش مارو بهره مند کنه ..هرچند دسترسی همه ی ما به اون منابع یکسانه ..و ما فقط باید باورهای خودمون رو متعهدانه تغییر بدیم و همه چیز رو از خود خدا بخوایم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: