توحید عملی | قسمت ۴


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت از مجموعه فایل‌های توحید عملی استاد عباس‌منش، منطق‌های محکمی از توحید است برای رهایی از زندان نظر دیگران درباره خودمان یا تأیید شدن توسط آنها. استاد عباس‌منش در این قسمت، اصول اساسی زیر را به ما گوشزد می‌کند:

  • رابطه بین شرک و مهم بودن نظر مردم در زندگی
  • رابطه بین توحید و بی‌اهمیت بودن حرف و نظر مردم
  • رابطه بین توحید عملی و جسارتی که این توسط باورهای توحیدی تغذیه می‌شود

استاد عباس‌منش در این فایل، با نگاه صریح و توحیدی، ریشه بسیاری از رنج‌ها، ناکامی‌ها و توقف‌های ما را در یک کلمه خلاصه می‌کند: «شرک خفی» که در لباس «نگرانی از قضاوت مردم» یا تلاش برای راضی نگه‌داشتن آنها ظاهر می‌شود. این آموزش به ما یادآوری می‌کند که تلاش برای راضی نگه‌داشتن دیگران، نه‌تنها یک نبرد از پیش باخته است، بلکه بزرگ‌ترین مانع برای تجربه لذت و آرامش در زندگی است. پیام اصلی این است که:

شما هرگز نمی‌توانید همه را راضی کنید؛ حتی اگر کامل‌ترین انسان روی زمین باشید، باز هم عده‌ای مخالف، منتقد یا دشمن خواهید داشت. بنابراین، عاقلانه‌ترین استراتژی برای در آرامش زیستن، تغییر دادن خود برای راضی نگه‌داشتن دیگران نیست، بلکه زندگی به سبک شخصی ای است که اساس آن باورهای توحیدی است.

درک عمیق این مفاهیم نیازمند زیربنای محکمی از احساس لیاقت داشتن است و به همین دلیل، استفاده از دوره احساس لیاقت در کنار آموزه‌های این فایل، شاه‌کلیدی است که جرأت «خودت بودن» و بی‌تفاوتی نسبت به نظرات دیگران را به شما هدیه می‌دهد. جالب است اینجاست که به اندازه‌ای که احساس لیاقت شما در این نقطه ترمیم می‌شود، همان دیگرانی که منتقد شما بوده‌اند، این بخش از وجود شما را تحسین می‌کنند.

یکی از عمیق‌ترین درس‌های این فایل، آموزش «هنر بی‌توجهی» یا قانون «اعراض» است. استاد عباس‌منش با تشریح دقیق مکانیزم جهان هستی توضیح می‌دهند که توجه شما، خوراک و انرژیِ اتفاقات است. وقتی به تهمت‌ها، غیبت‌ها و بدگویی‌های دیگران واکنش نشان می‌دهید، در واقع به آنها اعلام می‌کنید که «شما مهم هستید» و با این کار، قدرت را از خودتان گرفته و به آنها تقدیم می‌کنید و این یعنی شرک.

راهکار عملی و توحیدی استاد عباس منش در مواجهه با قضاوت ها یا تهمت های دیگران این است که: آنها را مطلقاً نادیده بگیرید و به‌قول قرآن، از آنها اعراض کنید.

مثال‌های واقعی از دنیای سیاست و چهره‌های مشهور که با وجود سنگین‌ترین هجمه‌های رسانه‌ای و تهمت‌های اخلاقی، همچنان مسیر توحیدی خود را با قدرت ادامه می‌دهند، گواهی بر این حقیقت است که حرف مردم هیچ قدرتی ندارد مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود خود به آن قدرت دهید.

این درس به ما می‌آموزد که تمرکز لیزری بر روی اهداف و بستن پرونده «دیگران» در ذهن، تنها راه رستگاری و پیشرفت است. اگر می‌خواهید در تمام جنبه‌های زندگی، از روابط عاطفی گرفته تا استقلال مالی، به این سطح از نفوذناپذیری و اجرای توحید در عمل در این مواقع برسید، دوره احساس لیاقت مکملی ضروری است که به شما ساختن باورهای مرجع توحیدی را یاد می‌دهد.

باورهای مرجع توحیدی کمک می‌کند تا شخصیت خود را چنان مستحکم بسازید که هیچ حرف و نقدی نتواند کوچک‌ترین ترکی در باورهایتان یا تغییری در مسیر یکتای مورد علاقه‌تان ایجاد کند.

بخش دیگری از این فایل به مفهوم «توحید عملی» و «یکتاپرستی در قرن حاضر» می‌پردازد.

استاد عباس‌منش با استناد به داستان‌های پیامبران و تجربیات شخصی خود در مسیر مهاجرت و موفقیت، پرده از این راز برمی‌دارند که ترس از مردم، عین شرک است. وقتی نگرانید که فلان فامیل چه می‌گوید، یا اگر فلان لباس را بپوشید یا فلان شغل را انتخاب کنید یا فلان مسیر را بروید، جامعه چه فکری درباره شما می‌کند و چقدر مورد تایید واقع می شوید، عملاً به جای خداوند، قدرت را به بندگان او می‌دهید و برده نظرات آنها هستید. آزادی واقعی زمانی آغاز می‌شود که بپذیرید «خدا برای بنده‌اش کافی‌ست».

آگاهی‌های این فایل اصولی توحیدی در دست شما می گذارد. سپس شما را به چالش می‌کشد تا نقاب‌های اجتماعی را کنار بگذارید و دیگر برای همرنگ شدن با جماعت، اصول خود را زیر پا نگذارید. جسارت واقعی این است که اگر در زندگی‌تان تغییری ایجاد نمی‌کنید، به شما «بر بخورد» و برای ایجاد تغییرات شخصیتی، جهادی اکبر به راه بیاندازید. انسانی که باور دارد تنها منبع رزق، عزت و قدرت خداوند است، نه برای خوشایند مردم کاری می کند و نه از ترس طرد شدن، خود را سانسور می‌کند. او مسیر درست را می‌رود، حتی اگر تمام دنیا مخالفش باشند.


تمرین این قسمت:

اکنون نوبت شماست که این آگاهی‌ها را از سطح اطلاعات به سطح عمل و اجرا بیاورید. نوشتن، قدرتمندترین ابزار برای تثبیت تعهد است. از شما می‌خواهیم با شجاعت و صداقت، در بخش نظرات همین فایل، تمرین زیر را انجام دهید تا هم ردپایی ماندگار از تغییر خود بر جای بگذارید و هم به هزاران نفر دیگر جرأت تغییر بدهید:

۱. شناسایی ترمزهای ذهنی: صادقانه بنویسید که در حال حاضر، کدام تصمیم، رفتار یا سبک پوشش و زندگی شما صرفاً به‌خاطر «ترس از قضاوت دیگران» است؟ در چه مواردی خودتان را سانسور کرده‌اید تا دیگران را راضی نگه دارید؟ (نوشتن این موارد، اولین گام برای شکستن بتِ مردم‌پرستی است).

۲. اعلام برائت از شرک: بنویسید که از همین لحظه تصمیم گرفته‌اید کدام‌یک از این رفتارها را تغییر دهید؟ مشخصاً تعهد دهید که در برخورد با حرف‌های منفی، تهمت‌ها یا انتقادهای دیگران، از استراتژی «بی‌توجهی مطلق» استفاده خواهید کرد و تمرکزتان را فقط و فقط روی اهداف خودتان خواهید گذاشت.

۳. تعریف هدف مستقل: یک هدف یا خواسته شخصی را که تا امروز به‌خاطر حرف مردم یا ترس از شکست به تعویق انداخته بودید مشخص کنید و بنویسید که چگونه با توکل بر تنها قدرت جهان (الله)، قدم اول را برای آن برمی‌دارید.

یادآوری مهم: پاسخ‌های شما در بخش نظرات، سندی است بر آغاز دوران جدید زندگی‌تان؛ دورانی که در آن شما بازیگر نقش اول زندگی خود هستید، نه تماشاچیِ نگرانِ سکوها. آن‌هم بازیگری به معنای واقعی کلمه توحیدی.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 


برای مشاهده‌ی سایر قسمت‌های «توحید عملی» کلیک کنید.

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

554 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه گندمکار» در این صفحه: 1
  1. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2145 روز

    چند روزی بود احساس خلأ میکردم، می‌دونستم باید با معبودم خلوت کنم تا پر بشم اما عقب مینداختمش، در کنارش یه مدتی بود توی رابطم به مشکل برخورده بودم و کلی از انرژی و تمرکزم و گرفته بود. از اون شخص رفتار هایی رو میدیدم که تا حالا ندیده بودم و ناراحت میشدم اونم منی که یادم نمیاد اخرین بار کی از دست کسی ناراحت شدم، ازش توقع محبت داشتم فکر میکردم به من توجه نمیکنه و توی رابطمون آرامش نبود…

    همین یک ساعت پیش دیگه خسته شدم از این نشتی انرژی و گفتم فاطمه وقتشه پاشو با خدا خلوت کن. من یه نعمت بزرگی که خالقم بهم داده اینه که هر وقت مینویسم به طرز معجزه آسایی بهم الهام میشه هم مشکلم ریشه یابی میشه و درکم از قوانین بالاتر میره هم راه حل بهم گفته میشه و هم ایمانم بیشتر.

    بعد از چند روزی که نجوای ذهنم نمیذاشت با ربم خلوت کنم رفتم و نوشتم و نوشتم و اشک ریختم، چیزهایی به من گفته شد که نمیدونستم شرمنده خدا باشم یا ممنونش باشم که به من این آگاهی هارو داره میده..

    باهام حرف زد بهم گفت فاطمه عزیزم، کسی که عاشقشم و حواسم هر لحظه بهشه دچار شرک شدی، تو از وجودت روی برگردوندی و اسیر شدی..تو احساست رو وابسته به کس دیگه ای کردی و تو اجازه خلق زندگیتو بهش دادی…تو قدرت و از خودت و از پروردگارت که سرچشمه قدرت هاست گرفتی و دادی به کسی که ناتوانه…تو خودت بین روابط خوب و عشق و آزادی و روابط مهیج و پر از بحث انتخاب کردی و تو تو تو تو خودت انتخاب کردی..من عزت نفس و از خودم گرفته بودم و محتاج توجه کس دیگه ای بودم که باعث میشد بیشتر محبتاش رو ازم بگیره..استارت این اتفاق هم با پریودی من افتاد..همه میگن آقایون دوران پریودی خانوم ها محتاج توجه میشن، حساس میشن بهشون توجه کنین و من این و باور کردم وقتی پریود میشدم چشام کاملا به اون بود که کم و زیاد به من نگه و فقط و فقط توجه کنه بهم. میخواستم خلأهامو با اون پر کنم و همیشه اون چیزی که می‌خواستم نمیشد و نجوای ذهنم شروع میکرد به حرف زدن تا احساسم و بد کنه..اما امروز وایمیسم جلوی تمام این حرفایی که توی جامعه ما راجب خانوما میگن و اونا بصورت پیشفرض بی عزت بنفس بار میارن زنان رو.مثلا من دیروز بعد مدت ها یه لحظه اینستا نصب کردم و بخاطر مداری که توش بودم رفتم توی یکی از پیج ها که راجب روابط عاطفی توصیه کرده بود(جالبیش اینه همیشه یدم میومد از این پیج ها و بنظرم چرت و پرت خالص بود اما دیشب برام جذاب شده بود) و توی پستاش گفته بود آقایون خانم ها نیاز به توجه دارن آقایون خانوما نیاز دارن بشنون احساستونو آقایون از ظاهر خانم ها تعریف کنید خانم ها نیاز دارن خانوما کارای مردونه نکنین آقایون براشون جذاب نیست و کلی حرف دیگه که گند میزد به عزت زن…من وایمیسم با تمام قدرت جلوی این حرف من یک زنم که وقتی پریود میشم نیاز ندارم به توجه کسی من فقط نیاز دارم به توجه پروردگارم، من یه زنم که نیاز ندارم کسی بهم توجه کنه من خلأهای وجودم رو با معبودم پر میکنم…من یک انسانم من آزادم من از روح معبودم زاده شدم چرا باید خودم رو اسیر توجه کس دیگه ای کنم،؟؟؟

    توی ذهنم این مدت همش مقایسه میکردم این شخص و با کسی که قبلا باش تو رابطه بودم و فکر میکردم مشکل از این شخصه اما من هیچوقت نگاهم به توجه فرد قبلی نبود و عزت نفسم بالا بود و اون همیشه دریای محبتش رو به پای من میریخت…حتی برای همین شخص هم من عزت نفس بالایی داشتم و تا زمانی که توقع توجه و محبت و چارتا دوست دارم ازش نداشتم بی دریغ بهم عشق میورزید و با بهترین لحن و احترام با من صحبت میکرد…خدای من اون عشق و محبت ها تو بودی نه این آدما.من به تو روی می آوردم و تو از اونور عشقتو نشون میدادی و من از تو روی برگردوندم و تو محبتت رو ازم گرفتی…الله اکبر ❤️

    ممنونتم

    ممنونتم که هر لحظه داری بهم آگاهی جدید و عمیق تر میدی ممنونم که توی سن ۲۰ سالگی دارم چیزهایی رو میفهمم که خیلی از ۷۰ساله هاشم نفهمیدن.. چطور میتونم ازت تشکر کنم❤️میدونم که من و میبخشی میدونم تو بخشنده ای و مهربان❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: