توحید عملی | قسمت 5


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس‌منش در این قسمت از مجموعه فایلهای توحید عملی، مهم‌ترین عامل برای تجربه خوشبختی و موفقیت پایدار در زندگی بشر را با ما در میان می‌گذارند: اصلی که می‌گوید: وقتی روی غیر خدا حساب می‌کنی، از مسیر خوشبختی دور می‌شوی. اصلی که خطرات و خرابکاری‌های شرک خفی را برای ما آشکار می‌کند و ما را از برحذر می‌دارد.

استاد تأکید می‌کنند که دلیل موفقیت‌ها و پیشرفت‌های زندگی ایشان، ریشه در همین باورهای توحیدی داشته و هر کجا که مانعی در مسیر رشد وجود داشته، ناشی از باورهای شرک‌آلود بوده است.

آگاهی‌های این فایل بر این مبنا استوار است که باید تمام قدرت و فرمانروایی را تنها در دستان پروردگار دید و هرگونه اتکا به غیر او را مصداق شرک دانست. شرک، آن‌چنان‌که در کلام پیامبر (ص) نیز به آن اشاره شده، مانند «راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب» پنهان است؛ یعنی آن‌قدر ظریف که به‌سادگی متوجه حضور آن در عمق ذهن و باورها و رفتارهای خود نمی‌شویم.

یکی از متداول‌ترین و مخرب‌ترین انواع شرک خفی، «قدرت دادن به مردم و دیگران» است. انسان به‌جای تکیه بر خداوند، خود را نیازمند تأیید، رضایت یا ترحم مخلوق می‌بیند و همین امر، او را از مسیر خوشبختی دور می‌کند. ایشان با اشاره به یک مصداق اجتماعی، به زیبایی نشان می‌دهند که تلاش برای جلب رضایت عموم، چگونه فرد را مجبور می‌سازد که همواره برای اثبات ارزشهای خود به دیگران دست‌وپا بزند و مدام به دیگران باج دهد تا کمی مورد تایید آنها بماند.

این همان نقطه‌ای است که انسان عروسک خیمه‌شب‌بازی خواسته‌ها و انتظارات دیگران می‌شود و قدرتی را که تنها از آنِ خداوند است، به دیگرانی واگذار می‌کند که خود دستانی از خداوند برای انجام کارها هستند. اینجا همان نقطه‌ای است که فرد از صلح درونی با خودش خارج می‌شود و احساس لیاقت او هر روز رو به افول می‌رود. در نتیجه ارتباطش با منبع نعمت و ثروت و اعتبار، هر روز کمتر و کمتر می‌شود. در نتیجه هدف زندگی‌اش به‌جای راضی کردن خود و هماهنگی با خداوند، رضایت مردم می‌شود. اینجا دقیقاً نقطه شروع بدبختی‌هاست، زیرا توحید عملی در این مورد یعنی:

«نه تعریف‌های مردم باید برایت مهم باشد و نه تمسخر و توهین‌هایشان»؛ تو تکه‌ای از خداوند هستی و این نیرو روزی دادن به تو را بر عهده گرفته است.

درک عمق مفهوم «رَبّ» و «الله»، یکی دیگر از آموزه‌های کلیدی است که در این فایل مورد بررسی قرار می‌گیرد. استاد عباس‌منش با طرح این سؤال که چرا در قرآن کریم، کلمه «رَبّ» تقریباً هرگز با الف و لام (الرّب) نیامده، حقیقت ناب توحید را روشن می‌سازند.

«الله» می‌تواند هزاران مورد باشد؛ از خدای باران و جنگ تا بت‌ها و حتی افراد و مقاماتی که ما آنها را منبع قدرت می‌دانیم. قرآن با آوردن «الله»، آن یگانۀ مورد نظر را تعریف می‌کند. اما «رَبّ» به‌معنای «پروردگار، فرمانروا، تدبیرکننده و صاحب اختیار»، در جهان تنها یکی است؛ بنابراین نیازی به تعریف ندارد. ما تنها یک «رَبّ» در کائنات داریم که همه قدرت، رزق، سلامتی و ثروت از آنِ اوست و تمام دعاها و توکل ما باید معطوف به او باشد.

توکل فقط به «رَبّ»، تنها فرمانروای کائنات، شالودۀ تمام آموزه‌های استاد عباس منش است. ایشان یادآور می‌شوند که هر خیری در زندگی ما از سوی خداوند است و هر شری، نتیجۀ عملکرد خودمان، زیرا خداوند منبع مطلق خیر است.

قانون «صعود یا نزول در مسیر خواسته» از منظر توحید عملی یعنی همان کلام خداوند که می‌گوید:

«کیست که خدا بخواهد او را بالا ببرد و مردم بتوانند او را پایین بکشند؟ و برعکس، کیست که خدا بخواهد او را پایین بکشد و مردم بتوانند او را بالا ببرند؟»

این اصل به ما یادآوری می‌کند که هیچ شخص، دولت، مقام یا قدرتی در جهان، هیچ تأثیری بر سرنوشت، روزی و اعتبار ما ندارد و این باور باید تبدیل به اعتقاد قلبی ما شود و در رفتارها و تصمیمات ما بروز پیدا کند.

هرگاه در ذهن‌مان، برای امور زندگی خود روی کمک یا تأیید کسی به‌جز خدا حساب کنیم، کارمان تمام است و از مسیر الهی خارج شده‌ایم. این بی‌نیازی درونی به مردم، هرگز به‌معنای بی‌احترامی نیست، بلکه به این معناست که اعتبار هر لطفی را در ذهن‌مان به خداوند واگذار کنیم، حتی اگر از طریق دستان یک انسان انجام شده باشد.

برای حرکت سریع‌تر و عمیق‌تر در این مسیر توحیدی که هم به ما رضایت می‌دهد، هم ما را به خواسته‌هایمان می‌رساند و هم در این مسیر از حساب کردن روی دیگران بی‌نیاز می‌کند، آموزه های دوره احساس لیاقت استاد عباس‌منش یک ضرورت است.

استفاده هم‌زمان از دوره احساس لیاقت با این مباحث توحیدی، نه‌تنها ذهن شما را با باورهای مرجع توحیدی در این باره از نو برنامه‌ریزی می‌کند، بلکه به‌طور عملی به شما کمک می‌کند تا احساس ارزشمندی درونی خود را تنها به رابطه همیشگی خود با ربّ که تنها قدرت جهان است گره بزنید، از وابستگی به تأیید دیگران رها شوید، از حساب کردن روی دیگران بی‌نیاز شوید و کنترل مسیر خوشبختی خود را با توکل به منبع تمام قدرت‌ها به‌دست بگیرید.


تمرین این قسمت:

برای تثبیت باورهای توحیدی در ناخودآگاه، از شما دعوت می‌کنیم تا به تجربیات شخصی خود رجوع کنید. لحظه‌ای مکث کنید و به این پرسش‌ها پاسخ دهید:

در طول زندگی خود، چند بار بر روی کمک، وعده، یا اعتبار یک شخص (همسر، رئیس، دوست یا هر قدرت زمینی دیگر) حساب کردید و او شما را ناامید و ضربه خورده رها کرد؟

در مقابل، چند بار در شرایطی که هیچ‌کس جز خداوند را نداشتید، از اعماق قلب به او تکیه کردید، سپس از جایی که فکرش را هم نمی‌کردید، از دل غیب، کمک دریافت کردید و درها برایتان باز شد؟

لطفاً پاسخ‌های خود را در بخش نظرات همین فایل به اشتراک بگذارید. 

وقتی پاسخ‌های توحیدی خود را به وضوح بر روی کاغذ می‌آورید و با دیگران به اشتراک می‌گذارید، نه تنها آگاهی درونی خود را چندین برابر عمق می‌دهید، بلکه یک گنجینۀ ارزشمند از تجربیات زندگی برای هزاران خوانندۀ دیگر به یادگار می‌گذارید تا آنان نیز از مسیر توحیدی شما الهام بگیرند. 

این مسیر، مسیر توکل عاشقانه به ربّ است همان صراط مستقیم که پر از نعمت و برکت است. اگر تنها بر او تکیه کنید، خواهید دید که فوج‌فوج انسان‌ها عاشقانه به سمت شما سرازیر می‌شوند، درها یکی پس از دیگری به روی شما باز می شوند. زیرا خداوند همه کار را برای تو انجام می‌دهد و تو را به هر آنچه طلب کنی، می‌رساند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1245 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد» در این صفحه: 1
  1. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 2778 روز

    سلام استاد،

    این فایل من رو آنقدر به وجد آورد که بعد از 4 سال آشنایی با شما تصمیم گرفتم اولین کامنت رو بذارم رو سایت. با خودم عهد بسته بودم تا زمانی که به نتایج بزرگ نرسیدم اینجا چیزی ننویسم و کامنت نذارم. اما متوجه شدم تو این مدت به پیشرفت های فوق العاده ای رسیدم و ما انسان ها چقدر ناسپاسیم و چه زود خیر و رحمت خدای یکتا رو فراموش میکنیم و اگه مشکلی واسمون پیش بیاد که اونم دلیلش خود ما بودیم سریع تقصیر رو میندازیم گردن خدا.

    بذارید از داستان خودم واستون بگم، از شرک و توحید، از شک و یقین.

    4 سال قبل توسط دوتا از دوستانم با شما آشنا شدم (سال 1393)، 20 سال داشتم و شخصی مذهبی بودم. اون موقع سایت اینجوری نبود و خیلی فعال نبودین، خیلی کم ویدیو از خودتون میذاشتین (به صورت رایگان منظورم هست). فکر میکنم خیلی از اشخاصی که اینجا هستند هم مثل من به دلیل موفقیت مالی وارد این فضا شدند. من هم با کلی تردید نسبت به حرف هاتون به خودم میگفتم: بابا این خودش این حرف ها رو میزنه که پول در بیاره.

    زمان گذشت و کم کم علاقه مند تر شدم به مباحث. نتایج کم کم تو زندگیم ظاهر شد. با یکی از دوستام تصمیم گرفتیم که تعدادی از محصولات سایت رو به صورت گروهی بخریم. این کار رو انجام دادیم و یاز هم نتایج کم کم تغییر کرد. 4 سال گذشت و با وجود اینکه بیش از هزاااار بار صبحت های شما و محصولات شما رو گوش داده بودم و استفاده کرده بودم. احساس میکردم دارم درجا میزنم و هیچ پیشرفتی حاصل نمیشه. در عوض خیلی از دوستان دیگه من که اصلا تو این فضا نبودند تو این مدت بسیار ثرتمند شده بودند هرچند نه دید مثبتی به زندگی داشتند و نه پول.

    واقعا به فکر فرو رفته بودم و به همه چیز شک کرده بودم. با همون دوستم که باهم محصولات رو به صورت مشترک خریده بودیم، صحبت کردیم و به این نتیجه رسیدم دلیل این درجا زدن و عدم نتیجه گرفتن شرک و عدم ایمان و خدای بخشنده ست. به دوستم گفتم ما از همون اول مسیر رو اشتباه رفتیم، چون واقعا به بخشندگی خدا ایمان نداشتیم و به قانون باور نداشتیم به خودمون گفتیم پس ما گروهی محصول رو میخریم تا اگه نتیجه نگرفتیم هزینه کمتری رو پرداخت کرده باشیم.

    بله این اولین قدم بود.

    قدم دوم این بود که بجای اینکه ایمان و توکل ما روی خدایی باشه که ما رو خلق کرده وابسته به صحبت های استاد شده بودیم، یه حرف میزد حسمون خوب میشد، دو هفته فایل نمی ذاشت باز میشدیم مثل قبل. ینی قدرت رو از خدا و خودمون و درونمون گرفته بودیم و داده بودیم به استاد.

    پس تصمیم قاطعی گرفتیم، به دوستم گفتم همه محصولات رو از رو لپ تاپ هامون پاک میکنیم. موفقیت با گوش دادن حاصل نمیشه بلکه با عمل کردن به دست میاد. و اگر ایمان داریم دوباره این محصولات رو با پرداخت هزینه کامل به صورت شخصی (هر کس برای خودش) میخریم.

    از اون زمان اکانت جدیدی ساختم تو سایت، شروع کردم به عمل به حرف هاتون، فقط از فایل های رایگان استفاده کردم تو این مدت و البته چنتا از کتاب های سایت رو خریدم.

    از لحاظ رفتاری دگرگون شدم، سبک تر شدم، از جنبه سلامتی خدارو صدها هزار بار شکرگذارم که در بهترین حالت هستم. میخوام خلاصه بهتون بگم که تو همه جنبه های زندگیم پیشرفت کردم. البته هنوز به دنبال تغییرات ملموس مالی هستم.

    اما متوجه شدم ریشه همه خوشبختی ها ایمان و توحید و یکتا پرستی و توکل به الله ست. و ریشه همه شکست ها تردید و دو دلی و شرک و عدم اطمینان به خداست.

    به یاد داستان یونس پیامبر در قرآن می‌افتم که وقتی تو شکم نهنگ گیر میکنه نمیگه خدایا چیکار کردی باهام؟ من که پیامبر بودم! من که بنده خوبی بودم!

    بلکه میگه خدایا تو منزهی و من از جمله ستمگران بودم و به خودم ظلم کردم. با وجود اینکه پیامبر هست اما میدونه که هیچ چیزی اتفاقی نیست و دلیل این وضعیت خودش بوده پس از خدا کمک میخواد و اون رو از بدی ها مبرا میدونه و به همین دلیل بود که از شکم نهنگ نجات پیدا میکنه.

    ازش یاد گرفتم که هر خیری به ما میرسه از خداست و هر شری به ما میرسه از خودمون. همون حرف استاد که دقیقا همون حرف قرآن هست.

    واسه همه تون از خدای خیر و خوبی ها، همه پاکی ها و زیبایی ها و ثروت ها رو درخواست میکنم، مخصوصا استاد عزیزم سید حسین عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: