توحید عملی | قسمت 5
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
استاد عباسمنش در این قسمت از مجموعه فایلهای توحید عملی، مهمترین عامل برای تجربه خوشبختی و موفقیت پایدار در زندگی بشر را با ما در میان میگذارند: اصلی که میگوید: وقتی روی غیر خدا حساب میکنی، از مسیر خوشبختی دور میشوی. اصلی که خطرات و خرابکاریهای شرک خفی را برای ما آشکار میکند و ما را از برحذر میدارد.
استاد تأکید میکنند که دلیل موفقیتها و پیشرفتهای زندگی ایشان، ریشه در همین باورهای توحیدی داشته و هر کجا که مانعی در مسیر رشد وجود داشته، ناشی از باورهای شرکآلود بوده است.
آگاهیهای این فایل بر این مبنا استوار است که باید تمام قدرت و فرمانروایی را تنها در دستان پروردگار دید و هرگونه اتکا به غیر او را مصداق شرک دانست. شرک، آنچنانکه در کلام پیامبر (ص) نیز به آن اشاره شده، مانند «راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگی سیاه در دل تاریکی شب» پنهان است؛ یعنی آنقدر ظریف که بهسادگی متوجه حضور آن در عمق ذهن و باورها و رفتارهای خود نمیشویم.
یکی از متداولترین و مخربترین انواع شرک خفی، «قدرت دادن به مردم و دیگران» است. انسان بهجای تکیه بر خداوند، خود را نیازمند تأیید، رضایت یا ترحم مخلوق میبیند و همین امر، او را از مسیر خوشبختی دور میکند. ایشان با اشاره به یک مصداق اجتماعی، به زیبایی نشان میدهند که تلاش برای جلب رضایت عموم، چگونه فرد را مجبور میسازد که همواره برای اثبات ارزشهای خود به دیگران دستوپا بزند و مدام به دیگران باج دهد تا کمی مورد تایید آنها بماند.
این همان نقطهای است که انسان عروسک خیمهشببازی خواستهها و انتظارات دیگران میشود و قدرتی را که تنها از آنِ خداوند است، به دیگرانی واگذار میکند که خود دستانی از خداوند برای انجام کارها هستند. اینجا همان نقطهای است که فرد از صلح درونی با خودش خارج میشود و احساس لیاقت او هر روز رو به افول میرود. در نتیجه ارتباطش با منبع نعمت و ثروت و اعتبار، هر روز کمتر و کمتر میشود. در نتیجه هدف زندگیاش بهجای راضی کردن خود و هماهنگی با خداوند، رضایت مردم میشود. اینجا دقیقاً نقطه شروع بدبختیهاست، زیرا توحید عملی در این مورد یعنی:
«نه تعریفهای مردم باید برایت مهم باشد و نه تمسخر و توهینهایشان»؛ تو تکهای از خداوند هستی و این نیرو روزی دادن به تو را بر عهده گرفته است.
درک عمق مفهوم «رَبّ» و «الله»، یکی دیگر از آموزههای کلیدی است که در این فایل مورد بررسی قرار میگیرد. استاد عباسمنش با طرح این سؤال که چرا در قرآن کریم، کلمه «رَبّ» تقریباً هرگز با الف و لام (الرّب) نیامده، حقیقت ناب توحید را روشن میسازند.
«الله» میتواند هزاران مورد باشد؛ از خدای باران و جنگ تا بتها و حتی افراد و مقاماتی که ما آنها را منبع قدرت میدانیم. قرآن با آوردن «الله»، آن یگانۀ مورد نظر را تعریف میکند. اما «رَبّ» بهمعنای «پروردگار، فرمانروا، تدبیرکننده و صاحب اختیار»، در جهان تنها یکی است؛ بنابراین نیازی به تعریف ندارد. ما تنها یک «رَبّ» در کائنات داریم که همه قدرت، رزق، سلامتی و ثروت از آنِ اوست و تمام دعاها و توکل ما باید معطوف به او باشد.
توکل فقط به «رَبّ»، تنها فرمانروای کائنات، شالودۀ تمام آموزههای استاد عباس منش است. ایشان یادآور میشوند که هر خیری در زندگی ما از سوی خداوند است و هر شری، نتیجۀ عملکرد خودمان، زیرا خداوند منبع مطلق خیر است.
قانون «صعود یا نزول در مسیر خواسته» از منظر توحید عملی یعنی همان کلام خداوند که میگوید:
«کیست که خدا بخواهد او را بالا ببرد و مردم بتوانند او را پایین بکشند؟ و برعکس، کیست که خدا بخواهد او را پایین بکشد و مردم بتوانند او را بالا ببرند؟»
این اصل به ما یادآوری میکند که هیچ شخص، دولت، مقام یا قدرتی در جهان، هیچ تأثیری بر سرنوشت، روزی و اعتبار ما ندارد و این باور باید تبدیل به اعتقاد قلبی ما شود و در رفتارها و تصمیمات ما بروز پیدا کند.
هرگاه در ذهنمان، برای امور زندگی خود روی کمک یا تأیید کسی بهجز خدا حساب کنیم، کارمان تمام است و از مسیر الهی خارج شدهایم. این بینیازی درونی به مردم، هرگز بهمعنای بیاحترامی نیست، بلکه به این معناست که اعتبار هر لطفی را در ذهنمان به خداوند واگذار کنیم، حتی اگر از طریق دستان یک انسان انجام شده باشد.
برای حرکت سریعتر و عمیقتر در این مسیر توحیدی که هم به ما رضایت میدهد، هم ما را به خواستههایمان میرساند و هم در این مسیر از حساب کردن روی دیگران بینیاز میکند، آموزه های دوره احساس لیاقت استاد عباسمنش یک ضرورت است.
استفاده همزمان از دوره احساس لیاقت با این مباحث توحیدی، نهتنها ذهن شما را با باورهای مرجع توحیدی در این باره از نو برنامهریزی میکند، بلکه بهطور عملی به شما کمک میکند تا احساس ارزشمندی درونی خود را تنها به رابطه همیشگی خود با ربّ که تنها قدرت جهان است گره بزنید، از وابستگی به تأیید دیگران رها شوید، از حساب کردن روی دیگران بینیاز شوید و کنترل مسیر خوشبختی خود را با توکل به منبع تمام قدرتها بهدست بگیرید.
تمرین این قسمت:
برای تثبیت باورهای توحیدی در ناخودآگاه، از شما دعوت میکنیم تا به تجربیات شخصی خود رجوع کنید. لحظهای مکث کنید و به این پرسشها پاسخ دهید:
در طول زندگی خود، چند بار بر روی کمک، وعده، یا اعتبار یک شخص (همسر، رئیس، دوست یا هر قدرت زمینی دیگر) حساب کردید و او شما را ناامید و ضربه خورده رها کرد؟
در مقابل، چند بار در شرایطی که هیچکس جز خداوند را نداشتید، از اعماق قلب به او تکیه کردید، سپس از جایی که فکرش را هم نمیکردید، از دل غیب، کمک دریافت کردید و درها برایتان باز شد؟
لطفاً پاسخهای خود را در بخش نظرات همین فایل به اشتراک بگذارید.
وقتی پاسخهای توحیدی خود را به وضوح بر روی کاغذ میآورید و با دیگران به اشتراک میگذارید، نه تنها آگاهی درونی خود را چندین برابر عمق میدهید، بلکه یک گنجینۀ ارزشمند از تجربیات زندگی برای هزاران خوانندۀ دیگر به یادگار میگذارید تا آنان نیز از مسیر توحیدی شما الهام بگیرند.
این مسیر، مسیر توکل عاشقانه به ربّ است همان صراط مستقیم که پر از نعمت و برکت است. اگر تنها بر او تکیه کنید، خواهید دید که فوجفوج انسانها عاشقانه به سمت شما سرازیر میشوند، درها یکی پس از دیگری به روی شما باز می شوند. زیرا خداوند همه کار را برای تو انجام میدهد و تو را به هر آنچه طلب کنی، میرساند.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت 51170MB41 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت 540MB41 دقیقه














بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی.
یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ ۚ إِنَّ الَّذِینَ
تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا
لَهُ ۖ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ۚ
ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ (73) سوره حج
ای مردم! [برای شما و معبودانتان] مَثَلی زده شده است؛ پس به آن گوش فرا دهید، یقیناً کسانی که
به جای خدا می پرستید، هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند اگر چه برای آفریدن آن گرد آیند و اگر مگس، چیزی را از آنان برباید، نمی توانند آن را از او بازگیرند، هم پرستش کنندگان و هم معبودان ناتوانند.
===================================
سلام به استاد ارجمندم توحیدی ترین استاد دنیا
سلام به مریم بانو جان شایسته ترین استادیارِ استادم
و سلام به دوستان عزیزم
روزگارتون خرم و پر از نور و عشق رب العالمین باشه
توحید عملی 5
خدا رو میلیاردها بار برای این رزق زیبا و پر از آگاهی که با چشم و گوش دل و جان نیوش کردم و بینهایت ازاستاد جانم بینهایت سپاسگزارم
مریم بانو جانم از شما هم بینهایت ممنونم برای این فایلها و ترتیب قرار دادنشون
استاد عزیزم این بار که صحبتهاتونو گوش دادم خییلی خییلی بهتر درکش کردم
فهمیدم که من باید خییلی مراقب باشم خیال نکنم که تو جایگاه خوبی قرار گرفتم از نظر قدرت ندادن به عوامل بیرونی
خییلی مراقب باشم فریب شیطان ذهنم رو نخورم
این گفته ی زیبای پیامبر ما :
شرک در دل مؤمن مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب پنهان است
اگه خوب درباره اش تفکر کنیم خیلی سنگینه
شرک گاهی وقتها تو موضوعات و جاهای خیلی ریز و ظریفی تو ذهنمون میاد که خودمون اصلاً احتمال نمیدیم اسیرش بشیم
الهی که رب العالمین جان جانانم همه ما رو از شر هر نوع شرکی در پناه خودش حفظ کنه
رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً ۚ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
پروردگارا! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان
فرمودی منحرف مکن، و از سوی خود رحمتی برما ببخش؛ براستی که تو خود بسیار بخشنده ای.
خدا رو صدهزاران بار شکر برای صلاتم تو این فایل ویژه ی توحیدی
استاد جانم عاشقتونم
خدا رو صدهزاران بار شکر برای امروزم که پر از اتفاقات زیبا و دلخواه و دل انگیز بوده تا حالا
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
الهی که همگی دست در دست خدا راضی و آگاه و پر روزی باشیم
سلام و صد سلام به دخترکم
دختر توحیدی و نازنینم
ماشاءالله ماشاءالله
هزاران احسنت و آفرین بر شما باد!!
نسیم جان داری با سرعت نووور پرواز می کنی
همین امروز صبح بود که به کامنتت روی فایل دیگه پاسخ دادم
توی هر دو کامنتت خلاصه و چکیده ی عالی صحبتهای استاد جانمون رو مرتب بیان کردی!
بعضی از اونها رو دوباره اینجا میزارم که رد پا باشه برامون:
توی زندگیم به هرچی که رسیدم
به خاطر باورهای توحیدی بوده که
داشتم
و به هرچی که نرسیدم به خاطر باورهای شرک آلودی بوده
که داشتم
حواسم باشه بازم بسپرم به خدا و ایمان داشته باشم که میشود
حواسم باشه روزی دهنده ی من خداست، نه کار فعلی و کارفرمای فعلی
حواسم باشه تو رابطه به طرف وابسته نشم، و فکر نکنم حالا هرجوری هست باید این رابطه رو حفظ کنم وگرنه خب تنها میشم… این میشه شرک، این ینی ایمان ندارم که خداوند از بی نهایت طریق چیزی که من میخوام برام مهیا میکنه
حتی اگر خیییلی خوب و خوشحال و راضی ام تو رابطه فکر نکنم اون طرف منبع خوشبختی و خوشحالی منه، منبع خداست و من باید حواسم به این نکته باشه و در عین اینکه از دستان خدا سپاسگزاری میکنم، ولی قدرت رو فقط به خدا بدم،
یادم باشه که هرکدوم از این نعمتها یا دستان خدا هم اگر برن و نباشن، خود اون منبع هست و نعمت دیگری، دست دیگری از دستان خدا میاد
هر خیری که به من میرسه از خداست
و هر شری که به من میرسه از خودمه
چون خدا منبع خیره
منبع شر نداریم، اگه نتونستی خیر دریافت کنی، نبودِ خیر میشه شر
هر چی که ما داریم از خداست
تو وصل شو به خدا، خدا رو به عنوان تنها منبع قدرت باور کن… خدا همه چی بهت میده
کیست که اگر خدا بخواد کسی رو بیاره بالا، بتونه بیارتش پایین
وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ
————————-
خدا همیشه داره هدایت میکنه و میگه إنّ عَلینا لَلهُدی
اما هرکس به اندازه ی ظرف خودش دسترسی داره
خود پیامبر هم سالهای سال سالی یکماه میرفت غار حرا و رو خودش کار میکرد تا ظرفش بزرگ شد و آمادگی دریافت وحی و رسالت رو دریافت کرد
بعد دوباره قرآن هم کم کم و بنا به طی تکامل پیامبر بهش نازل میشد
باید عجله نکنیم و مستمر رو خودمون کار کنیم تا ظرفمون بزرگتر بشه و به هدایت ها و الهامات بیشتری دسترسی داشته باشیم
دریافت کنیم، و بفهمیم
هرکدوم ما هم یه موسی هستیم
اولش باید صبوری کنیم و بیشتر رو خودمون کار کنیم
و پیشرفت کنیم
و خداوند به اندازه ای که که ما رشد میکنیم الهامات رو بیشتر و واضحتر میکنه برامون
و بعد مهمه که عمل کنیم به این هدایت ها
حتی اگه ظاهرش خیلی منطقی به نظر نمیاد
کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی
باور به اینکه این یه الهام و هدایته
حتی اگه ظاهرش خیلی منطقی به نظر نمیاد
کلید برای عمل کردن به ایده های الهامی
باور به اینکه این یه الهام و هدایته
چقدر این مثالی که استاد میزنه قشنگ و قابل درکه
انگار خدا مثل یه هلیکوپتر از اون بالا داره مسیر جلوی ما رو میبینه و بر اساس اون ما رو هدایت میکنه که ازینجا برو ازونجا نرو
شاید مسیری که بهمون گفته میشه بریم، اولش، ظاهرش، به نظر مسیر سخت و ناهموار و اشتباهی باشه، و این یکی مسیر به نظر راهِ درست بیاد، ولی ما جلوترش رو نمیبینیم، که مثلا اون به پرتگاه میخوره.. یا یه همچین چیزی
———————‐———————-‐———-
باز هم ازت ممنونم نسیم جانم
عاشقتم و به خدای مهربون میسپارمت