توحید عملی | قسمت 5 - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1245 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد فتحی گفته:
    مدت عضویت: 4115 روز

    سلاممم

    سلامی به گرمی گرمای وجودت زیر برف زمستون

    حالم خیلی خوبه

    حال دلم، حال ذهنم، حال روحم

    چند وقتیه مخصوصا بعد از بهترین هدیه ای که برای تولدم به خودم دادم، “سفر” اونم تنهایی به دل کوه جنگل خیلی بهتر شدم خیلی احساس قدرت بیشتری میکنم.

    و به راستی بزرگترین بزرگترین نعمتی که خداوند به انسان اعطا کرده، ” توانایی کنترل ذهن ” و قطعا سخته بله میدونم ولی یاد این حرف میافتم، که تو باید برای رسیدن به هر چیزی بهاشو بپردازی. گاهی با زمانت، پولت، مهاجرت، …

    اولش سخته شایدم همیشه اولین قدم سخت باشه اما مهم میدونی چیه؟!

    مهم حرکت کردن. حرکت کن و ایمان داشته باش حرکت کن و بدون خدای مهربان مثل ماشینی که توی شب حرکت میکنه وقتی نور میزنی فقط 100 متره جلوتو میبینی و اون 100 متره همون ایده ها الهام هاییه که بهت گفته میشه و تو باید ایمان داشته باشی که حرکت کنی مهم نیست وضعیتت الان چیه فقط حرکت کن ولی تا آخرش برو، نا امید نباش به خودت جایزه بده، هر روز با صدای بلند توانایی هاتو بگو هر روز با صدای بلند سپاس گزاری کن هر روز برو جلوی آییینه و به چیزی که میبینی عشق بورز هر جور که هستی خودتو دوست داشته باش تویی که باید به خودت اهمیت بدی تویی که باید به خودت انگیزه بدی منتظر بیرون از خودت اصلا نباش منتظر کسی نباش دولت، خانواده، دوست اصلا اصلا. فقط و فقط خودت.

    و روی تنها کسی که باید حساب کنی “خداستتتتتتت ” خداست خدایی که زمین و آسمان ها را در 6 شبانه روز به زیبایی هر چه تمام تر خلق کرده آسمونو با نور ماه و ستاره ها و کهکشون ها چراغونی کرد خدای که آب شیرین و شور را به راحتی توی اقیانوس ها از هم جدا کرد خدایی که این قدرت را بهت داده که زندگی کنی و فرصت عالی برای خلق تمام خواسته های با ارزشت جایی که به خلق کمک بیشتری میکنی. جایی هستی که خالق 100% تمام اتفاقات و شرایط در لحظه به لحظه ی زندگیتی. توی دنیایی زندگی میکنی که خداش، قوانین ثابتی را بنا نهاده

    که تو با دانستن آن ها سپس باور کردن و بعد عمل کردن و در آخر نتیجه دیدن. و تو این فرصت را داری و اگر اینجایی بدون یک روزی شایدم روزها از خدات خواستی گریه کنان وقتی اشکای نازنینت قل میخوره میاد روی گونه هات

    وقتی که وجودت سرشار از عشق و هماهنگی با خرد لایتناهی میشه وقتی که این احساس عالی ، اُو اُو میخوای چیزی بگی ولی نمیتونی گریه مقدست از روی شوق نمیذاره چیزی بگی …، همون موقع خواستی که هدایتت کنه و تو هدایت شدی به جایی که استادش میتونه بهترین الگوت باشه توی هر چیزی توی تمام جنبه های زندگی فقط بپذیر مثل وحی منزل و ایمان بیار و حرکت کن و وقتی حرکت کردی خدا 100 متر دومم نشونت میده و انقدر حرکت، حرکت میکنی میبینی که صبح شده و نور خورشید همه جا همه جا را فرا گرفته. …

    و ایمانی که عمل نیاره حرف مفته دوست من

    همون خدایی که تو رو آفریده و تورو اشرف مخلوقات بر زمین خارق العاده اش نهاده همون انرژژژژژژژی که زمین و زمان باد و دریا را مسخر تو کرده. کی میرسی به همه ی این قدرتا ؟

    آره، وقتی که بتونی با خدای خودت با وجود مقدست هماهنگ بشی وقتی که بتونی فاصله ی ذهن و روحت را کم و کم کنی تا اینکه یکی بشی باهاش.

    چی بگم دیگه؟! چی دارم بگم؟

    یگ نگاه به خودم و توانایی های بینظیرم میکنم میبینم من اون محمد حتی یک سال پیشم نیستم حتی همین یک هفته پیشم نیستم حتی تا خود صبح!! حتی لحظه ی قبل!! آره آره همینه، این تغییریه که خودم میخواستم اونم از بهترین کس. (خدا حال هیچ قومی را تغییر نمیده مگر خودشون بخوان)

    شکرت شکرت شکرت خداجون

    سپاس گزارم سپاس گزارم سپاس گزارم بابت همه چیز هر چه دارمو ندارم هر چه میبینمو نمبینم شکرتت …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1148 روز

      سلام آقای فتحی عزیز

      با خواندن کامنت توحیدی تون قلبم لرزید

      خدایا هزاران هزار بار شکرت در این جمع و در این مدار هستم

      خدایا شکرت امروز به واسطه شناختت به اندازه ی ظرف وجودم،همون قدری که تا الان شناختمت به همان اندازه هم دارم تجربه و زندگی میکنم آرامش رو خدایا هزاران مرتبه شکرت

      من هر روز مشتاقانه در پی کشف و لذت فهمیدن و درک نشانه هایت از خیر و خوبی و نعمت و فراوانی در زندگی ام هستم .من عاشق بازی پیدا کردن نشانه هایت در هر لحظه از زندگیم هستم

      خدایا شکرت شکرت شکرت که همیشه بدون هیچ نیاز به کسی ،بی واسطه میتونم بهت وصل بشم و راز دل بگویم ای قدرتمند ترین و مهربان ترین یگانه صاحب اختیار من و تمام جهانیان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    رحیم خان گفته:
    مدت عضویت: 3763 روز

    سلام بربرادر عزیزم ؛ عباس عزیز

    سلام برادر عزیزم ، خدای عزیزم راسپاسگزارم که من به تمام سخنان شما 100%ایمان آوردم

    برادر عزیزم ؛ خواستم به شما بگویم که من درمدت این چند سالی که باشما بودم زندگیم تغییر کرد والان که دارم این جملات رامینویسم ازشدت خوشحالی دارم بال درمی آورم

    برادر عزیزم سید جان ؛ سراسر زندگیم پراز نورخداوند شده است وچقدر دوست دارم که به همه فریاد بزنم که پیوسته دراین مسیر باشید وباتمام قدرت ؛ باتمام قدرتتان باور بسازید وپیوسته باکلامتان آن باوررابگویید. اینقدربگویید تا آن باور رادرزندگیتان ببینید. خداجون دوسم میاد (دوسم میاد: یک رفیقی داشتیم که برای اولین بار بانامزدش روبرو میشود ونامزدش بااوقرار ملاقات به تنهایی میگذارد ووقتی این دوست من نامزدش رامیبیند ؛ دست پاچه میشود ومیخواهد به اوبگوید ; خوشم ازت آمد ودوستت دارم میگه ؛ خوشم اومد دوسم میاد ؟؟؟

    بعد نامزدش میگه مگر نگفتم تنها بیا ، اول بسم الله خراب میکنی ؟ حالا که از اون لحظه گذشته ؛ برای تداعی وخنده بهش میگیم دوسم میاد)

    حال حکایت من است. مدتی است که همش باخودم میگویم:” باور : خدای عزیزم مرادوست دارد وهرلحظه درحال هدایت من است ودرهای رحمت ونعمت رابه روی من میگشاید ”

    باورکن سید عزیز ازشدت خوشحالی که برایم اتفاق می افتد میگویم خداجون ؛ عزیزم ، دوسم میاد ????????

    چند هفته است که میخواهم تصمیم گیری بکنم بعضی مواقع نجواها می آیند 100% تصمیم نمیگیرم. اما امروز صبح خدای عزیزم ؛ آن معبودم ؛ آن کسی که تمام کنج ها وخزائن جهان پیش اوست ؛ قشنگ هدایتم کرد

    گوشیم راباز کردم دستم راروی فایل موسیقی زدم. دیدم سید عزیز ؛ شروع به صحبت درباره ی تصمیم گیری کرد واون صحبتها که درباره ی دوستی که به آلمان رفته بود. اصلا من این فایل نداشتم واصلا دانلودش نکردم. به محض شروع فقط ازخدای عزیزم بینهایت سپاسگزاری کردم

    باتمام وجود تان گوش بدهید به سخنان این سید عزیز

    باتمام قدرتتان درهرموضوعی وهرخواسته وهدفی که دارید باتمام قدرتتان ؛ باور بسازید. باور بسازید از جایی به شماکمک میشود که به فکرتان نمی آید

    خدایا ؛ عزیزم ؛ خوشم اومد ودوسم میاد ???

    خداوند خیر وسعادت این جهان وآن جهان رانصیبتان نماید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    محدثه سادات موسوی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 880 روز

    سلام سلام

    با نام و یاد خدا شروع میکنم .

    من فقط شروع میکنم و بقیشو میسپارم بخودش.

    من امشب الان ساعت 3:22 دقیقع نیمه شب در تاریخ 404/7/27

    موفق شدم دومین قدم بزرگ زندگیمو وردارم.

    با توکل بخداوندی که در گذشته دستمو گرفت و دلهارا برام ارام کرد

    امشب بت شکنی کردم و یک قدم توحیدی ورداشتم.

    من ویدیو رقصمو در اینستاگرام و یتیوب گذاشتم.

    رفتم تو دل ترسهام

    حرف مردم .

    ناراحتی والدین.

    اینکه رقصیدن تو کشور ایران جرمه برای من.

    خانوادع بشدت مذهبی.

    و ترس از کامنت و قضاوت مردم.

    نجواهای شیطان.

    من پا روی همش گذاشتم و رفتم تو دلش.

    همه این ترسها شرکه و توهمه .

    من با خداوندم و یک کار توحیدی انجام دادم.

    خدایا شکرت خدایاشکرت

    خودمو بتو میسپارم .

    همه کاره خداست . مردم چکاره هستن.

    خدا برام همه کار انجام میده خداوند از هزاران طریق بهم ثروت میده.

    من فقط بنده خداوندم.

    الان این پیامو مینویسم و رقصمو گذاشتم.

    فردا اقوام و خانوادم میفهمن و من کنترل ذهن انجام میدم و به چیزهای مثبت فکر میکنم.

    مثلا میگن چفدر زیبا رقصیدی.

    چ لباس قشنگی.

    افکاریو به ذهنم راه میدم که حالمو خوب کنه و بهم امید بدع.

    این پیامو نوشتم که چندوقت بعد یادم باشه چکار توحیدی انجام دادم.

    خانواده همسرم و خانواده پدریم بشدت بشدت مذهبی هستن و ممکنه طرد بشم یا هرچی.

    فقط خداوند برام مهمه .

    خداوند دلهارو ارام میکنه.

    خداوند بامنه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    شادى سماع گفته:
    مدت عضویت: 2822 روز

    تا حالا به این فکر کردى که فکر کردن به قورمه سبزى از خوردنش خوشمزه تره و یا فکر کردن به یه ارزو از وقتى که بهش رسیدى شیرین تره مثله روزاى امتحان که به روزه اخره امتحان فک میکنى که اگه برسه واااى خدا چه ها بکنم اما وقتى میرسى حست به اون خاصى نیست؟!؟!پس چرا از همین الان که دارى به ارزوت فکر میکنى حال نکنى ????ازین اول حال کن و برو و براى رسیدن بهش هول نزن و عجله نکن از مسیر تکامل رسیدن به خواستت لذت ببر که خودش نصفه لذت رسیدن به ارزو رو داره ????????با تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1148 روز

      سلام شادی عزیزم

      چقدر کامنتت زیباست و واقعا که همینطوره

      فکر کردن به ارزوهامون، طوری که همین انگار داریم تجربش میکنیم واقعا لذتبخشه

      بابت یادآوری این نکته ی طلایی بسیار سپاسگزارم ازت

      فکر کردن به قرمه سبزی ، از خوردنش هم خوشمزه تره

      فکر کردن به زندگی رویایی ،واقعا لذت‌بخش خدا

      انگار همین الان میتونم داشته باشم تمام هر آنچه که میخواهم را

      خداوند میدهد

      به شرط ایمان، صبر و امید به قدرتمندترین نیروی و رب جهانیان

      می‌خوام همین الان به بزرگترین آرزوهام فکر کنم ، تصور کنم و لذت ببرم و خداوند رو بابتشون سپاسگزاری کنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    فاطمه صیادی گفته:
    مدت عضویت: 4174 روز

    به یگانه خالق جهان و جهانیان.

    به نام رب العالمین. کسی که تمام قدرتها از آن اوست و لاغییییر.

    سلام استاد عزیزمم. سلام خانم شایسته ی مهربون و دوستان عزیزممم.

    من نسترن هستم

    از دیروز تا حالا حسی به من می گفت توحید عملی ۶ رو گوش بده و بعد متعاقب اون هدایت شدم به چه کسی مالک توست و در نهایت به این فایل توحید عملی ۵.

    طبق هدایت ها و الهاماتی که داشتم باید روی ایمان و احساس لیاقت به صورتی اساسی و بنیادی کار می کردم که دقیقا دارم پله به پله هدایت می شم.

    نمی دونم از کجا بگم با اینکه دوست داشتم بعدها مفصل تر درباره ی خودم بگم اما حسم می گه بیام الآن اینجا بعضی حرفارو بزنم.

    چند شب پیش خواب می دیدم که یه مغازه دار پول منو برداشته و برای پس گرفتنش وقتی درخواست می کنم منو مسخره می کنه و من حس قربانی بودن بهم دست می ده و در نهایت گریه می کنم و برمی گردم و بعد توی راه برگشت اون مغازه دار فردی رو می فرسته که پولی رو بهم بده تا زیر دین نباشه اما من با همون حس دستشو پس می زنم و می گم حتما دارن گولم می زنن. صبح با خودم می گفتم یعنی چی این خواب؟! چه تعبیری داره؟! تا اینکه شب اومدم کامنتای فایل ۴ عزت نفس رو بخونم که دستم رفته بود رو فایل ۲ عزت و دیدم همه دارن درباره قربانی بودن حرف می زنن. و این در حالی بود که من این فایل رو جا انداخته بودم تا فایلای دیگه رو دنبال کنم و حس می کردم زیاد برام واجب نیست. اما اون خواب دقیقا به من فهموند که تو که می خوای اساسی کار کنی، پس چیزی رو جا ننداز و از ترسهات فرارررر نکن باهاشون روبرو شو و پا بذار تو دلشون…که خدا می دونه همون فایل چقدر برای من به صدا دراومد توی ذهنم که فلان جا تو خودت رو قربانی نشون دادی. پشت سرت حرف زدن و تو اونطور که باید از خودت دفاع نکردی. حتی دیگه فکر نمی کنم بخوام از قبل برای دفاع آماده باشم می گم خدایا من به تو تکیه می کنم، تو در موقعیت درست، واکنش درست رو در من به وجود بیار، می گم خدا حرف هم می شه، نیازی نیست تلاش منم و خدا می دونه کجاها با یه جمله چیزی رو گفتم که جواب کامممملی بوده که اگه خودم می خواستم جواب بدم چقدر باید تلاش می کردم منظورمو برسونم. خدا حرف هم می شود.‌.

    درسته خیلی تغییر کردم و خیلی عالی شدم و حتی خودم رو هم نمی شناسم اما این مسیری هست که همیشه باید آگاهانه توش قدم بذاریم و جلو بریم.

    و اما این فایل های توحید دقیقا داره اون ترس های اصلی که ازشون فرار می کردم رو برام بولد می کنه و می گه باید از اینا شروع کنی، باید از این نقطه آغاز کنی و تا پا روی این ترس ها نذاری اون تحول عظیم رو حس نمی کنی.

    بخدا هر بار روی ترسام پا گذاشتم، هر بار من بودم و خدای خودم کارام از جایی که فکرشو نمی کردم جلو رفته.

    من کمترین میزان تبلیغ رو برا کارام انجام دادم و حتی الان تنها تبلیغ من اینه که : محصولی که درست می کنم رو برا وضعیتم توی واتس می ذارم. نه اینستا دارم نه کانال تلگرام (که خب تکاملم که طی بشه یه روز باید پیج کارمو بزنم که فقط عکس کارامو بذارم یا سایت درست کنم، می ذارم هدایت بشم) اما اینو می خوام بگم که هر بار میام تبلیغ کنم می گم نسترن خداییش اگه یه عالمه هم تبلیغ کنی اما طرفت مشتری نباشه چه فایده، بذار خدا خودش مشتری رو سمتت بیاره. یه روز یه مغازه دار یه عالمه منت گذاشت که ما ازتون پول نمی گیریم و کارای شما رو می ذاریم مغازمون. همون روز همه رو گرفتم و برگشتم خونه، گفتم منت یعنی ذلت و همون روز شخصی با من تماس گرفت که ما دوست داریم با شما همکاری کنیم و محصولاتتونو بذاریم برا فروش تو مغازمون و توکل یعنی عزت .. و همون مغازه ی قبلی الان با شرایط خیلی بهتر داره باهام همکاری می کنه اونم فقط گذاشتم هدایت بشم. همین.

    بارها اطرافیان برام تبلیغ کردن، دوستایی که همشهریم نبودن . دیگه برام روشنه که نباید به بیرون کار داشته باشم.

    بارها شده میام برنامه می ریزم که برم پیش فلانی ها و محصولمو که ایده ی خوبی هست نشون بدم اما یادم به تمام فروش هایی میفته که هدایتی بودن یا دیگران برام تبلیغ کردن، آروم می شم و می گم بذار خدا خودش بهترین راه رو نشون بده چون به قول استاد هر مسیر سخت مسیر نادرسته و جالب اینجا بود که همین یه جمله رو من برا شغل و درامدم استفاده کردم و برا خیلی کارای دیگه، خیلی راحت جواب گرفتم اما برای خواسته هایی که موانع اصلی رو از بین نبردم و سختتت درگیرشون شدم یادم رفت… . (تکامل می خواست تا درک کنم برا لحظه به لحظه ی زندگی این قانون باید عمل کنه ، برای هر خواسته).

    من بخشش می کنم از وردیم و خدا از جایی که فکرشو نمی کنم مشتری دست به نغد می فرسته.

    می پرم هوا و می گم خدایا دمت گرم و لایک با دستام براش می فرستم و همون لحظه یه نفر تو واتس لایک پشت لایک برام می فرسته و من قشنگگ می فهمم که خدا داره با زبان نشانه ها با من حرف می زنه.

    خدا داره راه اصلی رو که توحید هست نشونم می ده و من با عشق دارم جلو می رم.

    گاهی تا ذهنم میاد مقاومت کنه می گم من که توکل کردم، تو هم ساکت باش که دیگه سپردم رفت. تمام شد و قشنننگ جواب ناب بعدی .

    همیشه از خدا می خواستم عاقبتم رو خیر قرار بده و همیشه به خدا می گفتم به راه راست هدایتم کن و کم کم به این سایت هدایت شدم که سر فرصت از جریان آشناییم با سایت می گم.

    اما از دیشب تا حالا جنس حرفای توحیدی برام واضح تر شدن چون حس می کنم مدار من تغییر کرده. من به صورت هدایتی قدم رو ترسا و تردیدام می ذارم وهدایتی جلو می رم، حتی برای اینکه یه محصول رو به چه شکلی بزنم و البته که روانشناسی ثروت هم خیلی مؤثر بود در درک قوانین و کاربرد اون توی تمام موارد و البته که ما هنوز اول راهیم و این یک مسیر بی انتهاست. بی انتها در زیبایی. بی انتها در شادی. بی انتها در درک و دوستی با خدا و من فکر می کنم این فایلای توحیدی رو روزانه باید آگاهاااانه گوش بدیم ، گوش بدیم و درک کنیم تا به باور و سپس به رفتارمون تبدیل بشه.

    استاد عزیزم، خانم شایسته ی مهربان که خیلی چیزارو ازتون یاد گرفتم و دوستااان گل و مهربونم که با جواب هاتون تو عقل کل اوایل آشناییم با سایت چقددددر کمکم کردین تا قوانین رو بفهمم، اول از خدا و بعد از شما سپاسگزارررررم و دوستتون دارم و براتون بهترین هارو آرزو می کنم..

    با عشق تقدیم به شما🙏💞💞:

    از وقتی خدای ساختگی ام را به دست باد سپردم، آزاد شدم از بندهایی که مرا به دلتنگی ها، به غم و اندوه ها، به اشک ها زنجیر می کردند. از وقتی تو را شناختم جهان جهای بهتری برای زیستن شد. نگاهم رنگ عشق گرفت. رنگی از هزاران رنگ. از وقتی خودم را شناختم هم رقص سماع در جمع مولوی ها شدم. چرخیدم و چرخیدم و رقصیدم و خندیدم.

    از وقتی کتابت را در دستانم گذاشتی و گفتی بخوان، تمام کتابهایی که تابحال خوانده بودم رنگ باختند . از وقتی فهمیدم همه ی ما انسانها با هم برابریم و برادر، دشمنی ها از وجودم رخت بر بست . نمی دانم شاید منی دیگر درونم هویدا شد و خود قبلی ام را در کوچه پس کوچه های جهل و نادانی جا گذاشته ام. از وقتی فهمیدم هر روز زیبایی های زیادی را به من می چشانی، از وقتی فهمیدم هیچ نمی دانم، حریص تر شدم . فردایم را فراتر از امروز و اکنونم می خواهم. پر بار، سرشار، پر مهر.

    از وقتی فهمیدم تو به قدر باور من گسترده می شوی و به قدر فهم من کوچک، فهمیدم تو همه چیز می شوی به شرط باور، به شرط ایمان.

    از وقتی فهمیدم می توان بی بهانه خندید، از وقتی فهمیدم برای عشق زاده شدم دیگر خنده هایم را پنهان نکردم، دیگر در دادن عشق خساست به خرج ندادم. می دانم هنوز برای بهتر شدن از حالا تا لحظه ی مرگم فرصت هست و می دانم تو هر که بخواهد را هدایت می کنی، به مسیرهای زیباتر،به جاده های سرسبزی که سوت زنان و لی لی کنان از آن می گذرم و همین وعده ات آرامشی است که قرین لحظه هایم شده است.

    مهربانم، به من فهمی عطا کن که همواره بر تو یقین داشته باشم. ایمانی به من ببخش که همواره دلم با آن همراه باشد و یقین راستینی که همواره تو را بخوانم و همواره از تو یاری بجویم.

    همواره مؤمن به الله یکتا سلامت وسعادتمند در دنیا و آخرت باشیم🙏🙏🙏

    یا رب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      مریم درویشی گفته:
      مدت عضویت: 3147 روز

      سلااااااااااااااااااام

      مدتی بود فکر میکردم فقط دیدگاهایی که لایک میخورن دیدگاهای خوبی هستن

      اومدم یه بار استثنا قائل شدم و دیدگاه تو رو خوندم

      میتونم بگم هیچچ فرقی با دیدگاهای لایک شده نداشت

      واقعا بهتتت تبریک میگم

      بیشتر کار کنیم بیشتر نتیجه میگیزیم

      اون قسمتی که در مورد قربانی شدن گفتی ، واقعاااا ازت ممنونم

      خدایااا شکرت

      واقعا همه دیدگاهاا خوبن نه فقط ستاره دارا نه اونایی که لایک میخورن

      این دوستان این کامنت ها همشون نعمتن

      خدایا هدایتم کن تا هیچ چیزی را جز دستت تو نبینم

      👸😍⚘😎❤♥️🤗🥰🥳🤡👻💋💝

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فاطمه صیادی گفته:
        مدت عضویت: 4174 روز

        به نام حق و حقیقت‌

        سلام دوست عزیزم‌ مرسی از اینکه برام کامنت کذاشتین. مرسی از مطالعه ی کامنت. حتماااا و حقیقتا جز هدایت الله چیز دیگه ای نبوده. شما در زمان درست به کامنت من هدایت شدین

        عزیزم کامنتای من، بخصوص کامنتایی که حسم منو وادار به نوشتن می کنه، از نظر خودم همون موقع لایک خوردن. این از همون کامنتایی بود که من خودم لایکو بهش‌ دادم. هر چند اگه، اون مهر سبز هم باشه خوشحال تر و سپاسگزارترم، اما مهم جلو رفتن و اجازه دادن به جریانه تا تو رو با خودش به زیباترین خیرها و نیکوترین عاقبت ها ببره. دقیقاااا‌. ما باید اجازه بدیم تا خداوند به زیبایی مارو هدایت کنه، چون اونه که از بالا و از هر جهت داره مارو می بینه و به احوال امور آگاهه، ما فقط چند قدم اولو می بینیم و برای همینه که باید توکل کنیم و به قوانینش ایمان صد در صد داشته باشیم، چیزی که این روزا دارم بهش عمیقا فکر می کنم. ۹۹ درصدهم نه، ۱۰۰ در ۱۰۰.

        برات بهترینارو آرزو دارم . در پناه حق همواره مؤمن به الله، سالم و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی دوستم.

        یا رب

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          مریم درویشی گفته:
          مدت عضویت: 3147 روز

          سلاممم فاطمه عزیزمم

          میخواستم باز دوباره ازت تشکر کنم

          کامنتی که گذاشتی واقعا درسهایی بهم یاد اوری کرد که فقط بهشون میخوام فکر کنم فقط

          حس ایمان و شوری درم به وجود امد

          ممنونم بخاطر وجود خدای قدرتمند بزرگم که ما رو بی مزد هدایت میکنه

          فاطمه جان برات بهترینا رو میخوام

          همینطور با قدرت تمام با طی کردن تکامل به حرکتت ادامه بده.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نداء عرب گفته:
      مدت عضویت: 2583 روز

      سلام نسترن عزیز

      ممنونم که دیدگاهت بسیار نکات تامل برانگیزی داشت و اینجا با ما به اشتراک گذاشتی

      خصوصا اونجاییکه ایمانت رو با عمل نشون دادی و لوازمت رو با عزت آغشته کردی و همراهت بردی و خدا با یه مشتری خوب بهت پاداشت رو داد 🤗

      واقعا همینه خدا برامون خریدار میفرسته از بی نهایت راهی که داره

      خوب و موفق باشی 🙏🏻🍀

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مهران گفته:
    مدت عضویت: 1048 روز

    سلام به مرد بزرگ، استاد عباس منش.

    سلام به کسی که خدارو بمن شناخت.

    این اولین باریه که من دارم اظهار نظر میکنم اصلا فکرشو نمیکردم بتونم با این مدت کمی که شروع کردم بتونم تجربمو در میون بذارم ولی اتفاقی که برام افتاد انقدر برام قشنگ و جالب بود که ناخودآگاه به اینجا کشونده شدم تا نظرمو بگم .

    امروز داشتم یه معامله ی انجام میدادم ولی به طور غیر منتظره این معامله انجام نشد بعد از پایان اون جلسه من ناراحت بودم ولی میدونستم نباید بهش فکر کنم ولی حداقل نیاز به نیم ساعت زمان داشتم تا بتونم خودمو برگردونم به حالت عادی ،تواین نیم ساعت نجواهای ذهنمو داشتم کنترل میکردم ومن در دلم میگفتم من بخدا ایمان دارم من اون آدمی قبلی نیستم و این آیه ی قران اومد تو ذهنم که میگه وقتی به انسان خیری میرسونیم سپاسگزار میشه و وقتی بهش سختی میرسه ناراحت میشه و روی گردان میشه .در این لحظه بخودم گفتم من عوض شدم من خدا ایمان آوردم من به خدا باور دارم که بهتر از اینو برام رقم میزنه ،همون لحظه که اینو گفتم و به این حرف مصمم شدم به طرز باور نکردنی گوشیم زنگ خورد و طرفی که ناراضی بود بهم گفت که آمادست معامله رو انجام بده .حالا من چه حالی داشتم؟ میخواستم زار بزنم از خوشحالی ،خوشحالیم نه بخاطر انجام شدن معامله ،بخاطر اینکه چقدر زود جواب داد!!!دیگه بقیه ی احساسمو خودتون میفهمید و میدونید .

    به قول استاد قابل احترامم استاد بزرگ و عزیزم که میگه استعداد مهم نیست استعداد مهم نیست استعداد مهم نیست ،توکل مهمه

    فقط خواستم این مطلبو در میون بذارم و تجربمو از توکل به الله بگم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 2219 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    که هر چه دارم از اوست.

    سلام بر استاد عباسمنش،خانم شایسته و دوستان عزیزم

    فقط یک قدرت در جهان وجود دارد و اون قدرت خداست تنها رب جهان هستی و نیستی

    هر وقت دیدی تو ذهنت قدرت را میدی به غیر خدا،بدون که داری از مسیر خارج میشی

    هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی تو نداره،وقتی تو به خدا وصلی تو به قدرت بی نهایتی که کل این جهان را خلق کرده و اداره میکنه وصلی،بابا بزرگ فکر کن

    خدا به اندازه ای که باور و ایمان داری بهش کارها را انجام میده

    ما هر چی داریم از خدا داریم،نه از مردم،از خدای مردم

    خداست که نعمت میده،سلامتی میده،پول میده،ثروت میده

    استاد عادت دارید با این کلمات گران بهاء اشک ما در بیارید،خصوصا اگه کلام، کلام خدا و خداشناسی باشه،چقدر باید نشست و فکر کرد و اشک ریخت به خاطر روزهایی که خدا را ندیدم،به خاطر روزهایی که از دیگران تو ذهنم بُت ساختم،به خاطر روزهایی که شرک ورزیدم و دستهای بی نهایتش را ندیدم و حساب نکردم روی اون قدرتی که باید حساب میکردم و روی مردم حساب کردم و با سر خوردم زمین

    روزهایی که دلم گرفته بود،حالم خوب نبود،دنبال حال خوب تو پول و دیگران بودم ،نه منبع حال خوب یکی دیگه اس ،منشاء پول و ثروت یکی دیگه اس

    چه روزهایی که در نادانی و غفلت بسر بردم و شریک قائل شدم برای خدا ،دنبال انسانها و کله گنده ها،قدرت ها بودم برای خوشبختی، برای پیشرفت ،بابا اونی که الان تو را میخواد ببره بالا فردا از همون بالا میندازدت پایین،پسر خوب

    این فایل های توحیدی بسیار زیباست منکه دانلودشون میکنم تا دوباره و دوباره نگاهشون کنم ،شاید این فایل را به صورت صوتی صدبار شنیدم و چندان تاثیری روی من نداشته ولی این دفعه فرق داشت،خدا وکیلی فرق داشت، فرق داشت که اشکم دراومد،فرق داشت که چشاما بسته بود و دستما گذاشته بودم روی سرمو داشتم فقط فکر میکردم به لحظه هایی که مشرک بودم،به لحظه هایی که خودما خوار و کوچیک کرده بودم در مقابل مردم،واقعا ارزش من همون قدر خِفَت بود نه ارزش من خدایی بودن بود ولی خودم قدر خودما نمیدونستم

    شرک عامل بدبختی ماست

    تمام بدبختی ما اینه که حرف مردم مهمه برامون،نه تعریف ها باید برات مهم باشه و نه تمسخر ها

    رزق و روزی ما را خدا میده نه آدم هایی که رشوند حساب کردیم،هر کسی روی بنده خدا حساب کرد نابود شد

    نه کاری داشته باشید مردم چی میگن،چی میخوان،از چی خوششون میاد،کار درست را انجام بدید و برای دل خودتون زندگی کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    نونا خواجه حسنی گفته:
    مدت عضویت: 2109 روز

    سلام و درود به استاد عزیز و دوستان سایت.

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم، خدایا تنها به تو تکیه میکنم و تنها از تو میخواهم ، خدایا فقط از تو توقع میکنم و از دیگران بی توقع ترینم.

    پروردگارا، خالق و فرمانروای جهان هستی ، از صمیم قلبم برای آگاهی های این فایل و ازینکه هدایت هدایت شدم به این آگاهی ها ازت سپاسگزارم.

    قبل از انجام تمرین میخوام از اتفاقی که امروز افتاد صحبت کنم یک کار اداری رو باید انجام میدادم امروز که شرک ورزیدم و یک آدمی رو توی ذهنم گنده کردم و دنبال یک آشنا میگشتم که کارمو انجام بده واسم و به همین منوال پیش رفتم و کارم انجام نشد که نشد و شرکت ما یک ضرر 300 میلیونی رو متوجه شد اون حین فقط سعی کردم کنترل ذهن انجام بدم و خودمو سرزنش نکنم و به خودم دری وری نگم و بتونم ازین تجربه چیزی یاد بگیرم و درس بگیرم برای آینده و اون موقع چیزی از شرک هنوزم متوجه نبودم عصر که شد توی دفتر سپاسگزاریم نوشتم بابت این تضاد سپاسگزارم خدایا هرچیزیکه از تو به من برسه خیره و امشب که این فایل رو گوش دادم دقیقا اتفاقای صبح و حرفایی که زده بودم میومد جلوی چشمم و تازه ایراد کارو فهمیدم اینکه استاد ثانیه های اخر فایلشون گفتن هر خیری بهتون میرسه از خداونده و هر شری که بهتون میرسه بخاطر خودتونه. البته که داستان من شر نبود من با دید یک تضاد دیدمش که باید ازش درس بگیرم و باید بتونم خودمو ببخشم و براس خودم ارزش قائل باشم اما ازینکه خداوند با من حرف زد بازم منو راهنمایی کرد که درسمو بهتر بگیرم واقعا ازش سپاسگزارم.

    از تموم اون آدمایی که وسیله بودن برای این درس گرفتن من واقعا سپاسگزارم خدایا شکرت که همواره منو هدایت میکنی به مسیر درست و یک جاهایی ترمز دستی منو میکشی ازت سپاسگزارم.

    تمرین این قسمت:

    الف)

    1. زمانی که پدرم به من توی شرکتش کار داد و کمکم کرد بهم دل و جرات میداد که بتونم کار کنم من خیلی روش حساب میکردم و امتیازشو به پدرم داده بودم خیلی بهش وابسته شده بودم هرچیزی میگفت تو باید میگفتم چشم چون میخواستم مثلا راضی نگهش دارم ومحبتشو جبران کنم اما رفتار اون رفته رفته بدتر میشد در صورتی که تا قبلش پدرم همیشه به من احترام میذاشت و منو دوست داشت اما بعد از اون مدت واقعا رفتارش با من عوض شده بود، حرف هرکسی رو قبول میکرد به جز من و ما چند تا دعوای بدجور باهم داشتیم و من اصلا باورممم نمیشد که بابام چنین رفتاری باهام داشته باشه و الان دلیلشو فهمیدم که دلیلش خودم بودم نه پدرم.

    2.حدودا یکی دو ماه پیش بود که روی رفتای مامانم حساس شده بودم دوست داشتم بیشتر بهم توجه کنه، بهم زنگ بزنه، با من حرف بزنه ، بهم اهمیت بده و وابسته شده بودم و هی خودمو مقایسه میکردم و دقیقا هر روز مامانم بهم بی توجه تر میشد اصلااا اهمیتی بهم نمیداد اگر بهش کل روزو زنگ نمیزدم بهم زنگ نمیزد و کل روزو با خواهرم و خاله م وقت میگذروند و من خیلی خیلی حالم بدتر میشد توی دو هفته و چک اصلی رو که خوردم انگار به خودم اومدم هرکسیو که بهش وابسته بودمو گذاشتم کنار و جواب تلفن هیچ کسیو نمیدادم و وارد سایت شدم و تعهد دادم که روی خودم کار کنم ازون روز 34 روز میگذره و خداروشکر هنوزم توی این مسیرثابت قدمم.

    3.زمانی که اولین رابطه مو شروع کردم (با همسرم) بشدت بهش وابسته شده بودم و من فکر میکردم فقط با اون میتونم مثلا اون عشق رو تجربه کنم و فقط و فقط تمرکزم روی اون بود و کلا زندگی مو ول کرده بودم و چسبیده بودم به اون و سه سال هررررر روز من از رفتارای این آدم ضربه میخوردم سه سال هر روز هر ساعتش من استرس داشتم و نگران نبودم و کلاااا نابود شده بودم یعنی هرکس قیافه مو میدید میفهمید .

    ب)

    1. دقیقا توی همون رابطه با همسرم وقتی که تصمیم گرفتم تغییر کنم ازون رابطه سکی بیرون اومدم و واقعا به خداوند توکل کردم ، تکیه کردم و سعی کردم روی خودم کار کنم و بعد از سه چهار ماه همسرم برگشت منتهی نه با اون شرایط افتضاح بلکه همه چیز گل و بلبل شد و همه چیز مطابق خواسته من پیش میرفت.

    2.توی مسابقات برنامه نویسی آمریکا که شرکت کردم با وجود تمام تلاش هایی که میکردم برای پروژه م اما واقعا توکلم به خداوند بود و هر لحظه باهاش صحبت میکردم ازش ایده میخواستم و همه چیز در بهترین حالت خودش پیش رفت و من تونستم توی اون مسابقه که اولین مسابقه بین المللیمم بود مدال طلا رو بگیرم هنوز وقتی یاد اون روزا میوفتم اشک توی چشمم جمع میشه از اون همه حال خوب و پر تلاش بودنم منقلب میشم.

    3.همین یک هفته وپیش که میخواستیم بریم سفر و پول نداشتیم و بقیه اصرا میکردن که بیاین بریم از طرفی شیش میلیون توی حسابم بود و میگفتم خوب بریم چیکار و از طرفی هم دوست داشتم برم اخری توی ذهنم میگفتم خدایا خودت درستش کن پول برسون توکل میکنم به خودت و به همسرمم گفتم بریم میریم میچرخیم خرید نمیکنیم و بریم فقط بگردیم و راه افتادیم و دیگه دلم قرص شده بود توی جاده بودیم یک ساعت رفته بودیم که پیامک واریزی از بانک اومد و مبلغ بالایی اومد به حسابم که 10 روز منتظرش بودم و نمیومد و اینقدر خوشحال بودم که تا وقتی رسیدیم من رقصیدمو وخندیدمو شاد بودم و خوشحالیم ازین بابت بود که توکل کردم بهش و خودش واسم درستش کرد و من اینقدر سپاسگزاری کردم که روز بعد دو تا واریز با مبلغ های بالا به حساب همسرم اومد که دیگه واقعا از خوشحالی رو هوا بودم و دل خوش رفتیم سفرمونو گشتیم خرید کردیم و خوشگذروندیم و من همش بابت این هدایت شدن سپاسگزار خداوند بودمو هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    سعید حسن پور گفته:
    مدت عضویت: 3045 روز

    سلام به استاد عزیز خوش تیپ

    همیشه از اینکه بدون درنظر گرفتن قضاوت دیگران تیپ میزنی خیلی لذت میبرم و دارم تمیرین میکنم که توی لحظه حال زندگی کنم و نظرات دیگران برام مهم نباشه این خیلی حس خوبیه و احساس آزادی میده بهم که تا حالا تجریش نکردم

    خدای من همیشه اطرافیانم،پول تو جیبم،خانوادم،دوستانم،صاحب کارم،مشتریانم و….بودند یعنی هروقت یکی از این خدا بهم جواب منفی میداد من به شدت بهم میریختم و تا امید میشدم یا هروقت پولم تموم میشد حالم خیلی بد میشد و این یعنی شرک …

    دلم میخواد از حال الآنم بگم این دومین کامنت من روی این فایل هستش چون وقتی این صحبت های استاد رو می‌شنوم واقعا منقلب میشم و اونقدری که این صحبت ها روی من تاثیر داره تمرینات دیگه نداره….

    هرچه بیشتر گوش میدم این فایلو احساس میکنم آرامشم بیشتر میشه احساس میکنم به خدا نزدیکتر میشم احساس قدرت میکنم البته نجواها در گوشم داره زمزمه می‌کنه ولی صدایی تو دلم میگه اشکال ندارن ادامه بده این نجواها قطع میشه ادامه بده ادامه بده ..

    احساسم عالیییییییییییییه???????

    گره هایی باز میشه به دست خدا که من سالها هم بشینم و بهش فکر کنم نمیتونم راهی پیدا کنم واسش…

    اگه توکل کنیم بهش قلبهایی رو نرم می‌کنه که هیچ قدرتی قادر به انجامش نیست من امروز نمونه این حرفرو لمس کردم ،کسی که مدتی بود ازش پول میخواستم و هیچ رقمه راضی نمی شد پرداخت بکنه امروز خودش زنگ زد و گفت پرداخت میکنم خدایا ازت سپاسگزارم نه بخاطر اینکه بدهیمو پرداخت کردی بخاطر اینکه اینقدر بهم نزدیکی واقعا نمی‌دونم چی بگم …

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم

    دوست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  10. -
    حبیب ابراهیم زاده گفته:
    مدت عضویت: 3358 روز

    سلام استاد عباسمنش و همه دوستان

    وقتتون بخیر و شادی

    استاد واقعا لذت بردم، عالی بود.

    استاد تو جلسه ۳ قانون آفرینش گفتید که ” تو تله چطور و چجور نیفتید!” این یه جمله طلائیه. وقتی این باور رو با باورهای توحیدی مثل” هیچ برگی بی اذن خدا رو زمین نمی افته”، تلفیق بشه میفهمم که من چقدر راه رو اشتباه رفتم.

    تله چطوری و چجوری ریشه مشکلات منه، که همون شرکه که باعث و بانی مشکلات و پسرفت من شده. میخوام کارم حل بشه اول میگم خدا، ولی نجواها یه مدت کوتاه بعدش میان و خیلی مرموز میگن،” خب، چطوری؟ از چه راهی؟حالا یه زنگ بزن به فلانی ببین اون میتونه کارت رو حل کنه، اون پول داره ، گردنش هم کلفته.تاکی باید صبر کرد! تا خدا میاد دست بکار بشه تو سهم و حرکتت رو انجام بده.”

    میخواستم مشکل مالی من حل بشه، میگم خدایا میسپارم به خودت، وقتی پول به دستم میرسه میگم ،”دیگه خوب خدایا ازت ممنونم بقیه شو خودم میدونم، خرجش میکنم.” بعد میگم چرا پولم برکت نداره!

    زمانی که به فایل های توحیدی استاد گوش میدم فرکانسم میره بالا حالم خیلی خوب میشه ولی بعدش همون نجواها خیلی زیرکانه سر یه موضوع کوچیک میبردم تو نداشته ها و ناخواسته ها‌ و حال و احساس بد شروع میشه.

    از خدا سپاسگزارم که استاد با صحبتهاشون با فایل هاشون سعی میکنن احساس خوب در ما ایجاد کنن و میدونم احساس خوب واقعی رو خودشون بیشتر حس میکنن. و باز از خدا سپاسگزارم بابت سایت و شما دوستان

    در پناه ایزد منان شاد ، ثروتمند و سالم باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: