اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این نوشته را در حالی مینویسم ازتو برای تو که نسیم خنکی بر روی صورت و تنم می نشیند.نسیمی که از جانب تو بشارتی است برای اهل معرفت و حکمت و من چقدر خوشبختم که توشه ای از این معرفت را اکنون دستگیر خود کرده ام.
خدای خوبم خالق مهربانم
سلام
من محسنم بنده ای که معترف است به کوتاهی کردن در شکر و پرستشت
بنده ای که توانایی شاکر بودنت را به حد کافی ندارد.
و میدانم که میدانی هیچ وقت قرار نیست بتوانم شکر تمام نعمت هایت را به جای اورم و مطمینم که تو بر این مورد هم خورده ای بر ما بندگانت نمیگیری و از ما به کرم خودت در حد وسعمان قبول میکنی
اکنون در میانه ی راه 37 سالگی کوتاه زمانیس که به حبل تو چنگ زدم و بی نیازم از غیر تو
نمیگویم نیاز مالی ندارم. غنی هستم.اتفاقا نیازمندم به خیلی چیزهای مادی اما
به قول امام حسین علیه السلام آن کس که تورا دارد چه ندارد و آن کس که تورو ندارد چه دارد؟
دنیا و مادیاتش و اهلش رو بدون تو میخام چیکار خدایا
همش خودتی
یاد گرفتم چند وقته به کسی رو نزنم.شرکمو کمتر کنم فقط از تو بخام…شاید تو جوابمو میدی و من دریافت کنندم هنوز قوی نیست. اما همین ارتعاش گاهی دور گاهی نزدیک تو منو زیر و رو میکنه.
خدایا تمام خوبی هاتو از اول زندگیم تا الان به یاد میارم.چطور قدردانت باشم؟؟
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت عباس منش
دیشب که میخواستم برم سر کار نجوا خیلی زیاد داشتم شیطان بهم میگفت تو نمیتونی و به آقای برزگر بگو من به دلیل اینکه پاهام درد میاد دیگه نمیتونم باهاتون همکاری کنم
رفتم سر کار ساعت ششونیم بود حدود یک ساعت و نیم آتیش داشتم میگرفتم از بس نجوا داشتم
یهو وقتی که رفتم تو به خودم گفتم مصطفی فقط سکوت کن و در رابطه با چیزهایی که تو کلت داره میاد چیزی نگو
دیدم آقای برزگر صاحب کارم شروع کرد باهام صحبت کردن اوووه خدای من انگار خدا داشت باهام صحبت میکرد اصلا اخلاق آقای برزگر دیشب مثل قبل باهام نبود
صحبت کردیم باهم دیگه و من آروم شدم و نجواها همه پریدن
آقای برزگر باهام خیلی حرف زد و گفت دیروز که پنج شنبه بود نرفتی گلذار برای مداحی و من گفتم از سشنبه که مجلس داشتم دیگه مجلس نداشتم تا به الان
آقای برزگر در مورد مغازه کبابی که داشتم سوال میپرسید و من جوابش میدادم
پریشب به آقای برزگر گفتم من چند سال پیش که مغازه کبابی داشتم عید غدیر بود و نمیخواستم برم مغازه و یهو یه الهامی بهم شد که مصطفی همین الان برو در مغازت رو باز کن و من ساعت دوازده ظهر رفتم مغازه و خداوند پشت سر هم مشتری میفرستاد و سفارش میگرفتم
دیشب یهو یه اتفاقی افتاد سر کار و من اومدم از اتفاق تلخی که برام چند سال پیش افتاده بود در مغازه و مشتری کباب برده بود و پولشو بهم نداده بود صحبت کنم که خداوند بهم گفت ساکت و من هیچی نگفتم از ناخواستها
دارم این چند روزی که سر کار میرم به خودم نگاه میکنم میبینم من چقدر تغیر کردم و بهتر از قبل شدم
دیشب به آقای برزگر گفتم وسیلهاتو چند خریدی و گفت همش باهم سیصدوخوردهای
و من به خودم میگم اگه باز هم مثل هفت سال پیش عاشق شغلم باشم حتما دوباره رستوران میزنم
من هفت سال پیش عاشق شغلم بودم ولی بخواطر باورهای محدودی کن در مورد ثروت داشتم مغازم پا نگرفت و من یه جورایی دل زده شدم
متاسفانه بخواطر وزن سنگینم پاهام سر کار خیلی اذیتم میکنه و من باز هم صبر میکنم تا به یک حدی از پول برسم و قانون سلامتی رو شروع کنم
من اونقدر میخواستم مغازه ام برام بمونه که خودم تنهایی رفتم تهران اموزشگاه ملی و آموزش دیدم انواع کبابها ولی بخواطر ناشی بودن و نداشتن باورهای درست مغازه ام پا نگرفت و من دلزده شدم و در سال 1400وقتی که میخواستم مغازم رو جمع کنم لباس کارم رو در مغازم آتیش زدم و برچسبهای رو شیشه رو کندم اوووه خدای من …
فقط مشکلی که دارم وزن سنگینم هست همین وگرنه بابت شغلم مشکلی ندارم
امروز صبح که اومدم بعد از خواب شکرگذاریهام رو بکنم تو شکرگذاری عسل آقا کودک درونم اونقدر باهام عشق میکردم و حرف میزد خدای درون که الان که دارم کامنت مینویسم حالم به شدت خوبه
دیشب پدرم هم اومد در کبابی و بوغم زد و رفت خیلی خوشحال شدم خیلی
دیشب میخواستم به آقای برزگر بگم اگه میشه تخته کاری رو به من بده و من کار رو شروع کنم تا عادت کنم که گفتم فعلا وقتش نیست
خدایا کمکم کن بتونم ادامه بدم و باز هم رستوران بزنم
خدایا تو بودی که به درخواستهای من پاسخ دادی
خدایا تو هستی که داری بهم روزی میدی
خدایا تو هستی که داری کمکم میکنی
خدایا پس کمکم کن من غیر تو کسی ندارم
خدایا تو همه چیز میشوی همه کس را
به شرط ایمان به شرط پاکی دل
خودت کمکم کن بتونم ایمانم رو حفظ کنم
خدایا من به کمک تو نیاز دارم پس کمکم کن
خدایا به تو پناه میبرم از شر شیطان رانده شده
خدایا من سخت به تو محتاجم
خدایا من فقیر و خسته به درگاه آمدم رحمی
خدایا خدایا خدایا به عذت جلالت قسم منو به راه راست هدایت کن
خدایا کمکم کن بتونم هر روز کامنت بنویسم
خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
یادمه وقتی که رفته بودم نانوایی کار کنم چیزی در درونم میگفت تو مال این کار نیستی و تو باید خودتو آماده کنی برای کار کبابی و من چقدر خوشحال بودم و تجسم میکردم و امروز بعد از چهار سال دوباره برگشتم به شغل خودم
من همیشه میگفتم دیگه نمیتونم کار کبابی رو ادامه بدم بخواطر وزن سنگینم و اتفاقاتی که در طی این سالها برام افتاده بود و به جورایی اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم ولی خداوند کمکم کرد که با استاد عباس منش ادامه دادم و امسال برگشتم سر کار خودم
یادمه اون سالها عموم دوره قانون آفرینش و ثروت استاد عباس منش رو به صورت حرام به من داد و گفت فقط گوش بده مصطفی و اون میخواست به من اینجور کمک کنه و من گوش میکردم و اینها باعث شد من دیگه نتونم ادامه بدم و اون سالها من درگیر مسئله طلاق همسر دومم بودم و داغون بودم و نمیتونستم که اون فایلهای رو هم گوش نکنم و من سایت استاد عباس منش هم پیدا کرده بودم و به جورایی نمیخواستم بهای محصولات رو بدم اونزمون قانون آفرینش تو سایت نبود و من پول هم نداشتم که بهای محصولات رو بدم و فقط گوش میکردم و نتیجه ای نمی گرفتم و نمیتونستم هم دل بکنم از فایلها که عموم منو با یه اقایی آشنا کرد احمد خانی و اون یکی از بچهای عباس منشی بود و از بچهای انجمن و به من گفت فایلها رو پاک کن و دیگه هم گوش نکن و من پاک کردم و اون بنده خدا ششصد تونن از من پول گرفت که کمکم کنه تغیر کنم و من نتونستم باهاش ادامه بدم و همیشه میگفتم من فقط میخوام با استاد عباس منش ادامه بدم و تغییر کنم و ارزوم بود به روز پولدار بشم که بتونم از سایت محصولات رو بخرم و اونقدر ناشی بودم که نمیرفتم سراغ فایلهای رایگان تا از اونجا شروع کنم ولی همیشه شور و شوق ادامه دادن با شما رو داشتم استاد
وقتی که اینها رو به یاد میارم انگیزه ام بیشتر میشه برای ادامه دادن با شما استاد و من امروز که دارم این کامنت رو مینویسم مثل چهار پنج سال پیش انگیزه و شوروشوق ندارم برای گوش دادن به فایلها و عمل کردن بهشون نمیدونم چرا ولی اون روزها رو که به یاد میارم انگیزه ام بیشتر میشه من شبهای از شوروشوق به فایلهاگوش دادن تو خیابونا با موتور میرفتم دور میزدم و فایل گوش میکردم و اون فایلی که استاد در مورد ملاصدرا صحبت میکردند خیلی دوست داشتم اونو گوش میکردم و فقط اشک می ریختم فایل فقط روی خدا حساب باز کن گوش میدادم و انگیزه میگرفتم و این فایلهای رایگان از کانال های تلگرامی پیدا میکردم و گوش میدادم خلاصه من اینا رو کنار گذاشتم و اغتشاشت شروع شد و من دنباله رو کانال های اخبار شدم و دیدم گوش راستم باهام صحبت میکنه به صدایی و گوش چپم داره باهام صحبت میکنه صدایی که مثل خودم هست نمیدونم چطور شد که اینجور شدم فقط میدونم که من تو خونه خودم سخنرانی میکردم و افتاده بودم تو توهم و میگفتم که من عاشق کبابی نیستم درصورتی که من عاشق شغلم بودم و میگفتم من میخوام مثل استاد عباس منش سخنران انگیزشی بشم و سخنرانی میکردم و پشتی اقای خامنه ای میکردم و صدایی که مثل خودم بود در لابلای سخنرانیهام بهم میگفت من با تو هستم
آره اینجورها شد که من مغازه کبابیم رو جمع کردم وگرنه من عاشق شغلم بودم و اون صداها هنوز هم به گوشم میرسه و من نمیدونم چی هست و چی میخوان از من
همون عمویی که من مغازه کبابی داشتم باهام در ارتباط بود پریشب عروسی پسرش تالار بوده و من رو دعوت نکرد ببین مصطفی تو اونزمون ثروت داشتی و الان که ثروت اونزمون نداری دیگه کسی تحویلت نمیگیره ببین چقدر فقر بده به خودت بیا پسر به خودت بیا به خودت بیا یه خورده برو سر کار و آقا شود باز هم برای خودت رو باورهات کار کن و آقا شود دوباره برای خودت میدونم شرایط سختی داری ولی اونقدرام سخت نیست که نتونی تغیر کن
و خدا را شکر میکنم که کم کم دارم دوباره خودم رو پیدا میکنم مغزم کم کم داره جون میگیره
جاتون خالی دیشب هم آقای برزگر یک سیخ بازو گذاشت رو منتقل و باهم خوردیم من این هدیه ای میبینم از جانب خداوند چون خیلی گرسنه ام بود و خدا بهم غذا داد
خدایا سپاسگذارم ازت سپاسگذارم که به درخواست من پاسخ دادی
امیدوارم رد پای خوبی از خودم به جا گذاشته باشم
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی آرامش حال خوب اتفاقات خوب و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
متوجه میشم ک شما چقدر زحمت کشیدی و روی خودت کار کردی. من یکسال و نیم هست ک با سایت آشنا شدم و بخاطر تجربیات قبلی و باورهایی مناسبی ک داشتم خیلی زود با اصل قانون ارتباط بر قرار کردم و درک کردم. اما تغییرات برای من خیلی پایدار نبود و خیلی ب دنبال علت میگشتم و کم کم ذهن من داشت منو گمراه میکرد. ک دیشب صادقانه از خدا خواستم ک اشکال کار رو ب من نشون بده ک امروز این فایل رو گوش کردم. خیلی احساس خوبی دارم و امیدوارم ک نتایج رو خیلی زود با انجام تمرینات و آموزه های شما ببینم و در همین سایت نیز ب اطلاع همه دوستان برسانم. تا انگیزه و باورهای دیگران هم تقویت بشود.
خدایا شکرت به خاطر وجود استاد عباس منش هر بار که این فایل رو میبینم برمیگردم به حالت خوب و عالی،ادم میفهمه که قدرت دادن به کسی دیگه چه قدر به ضررش هست
این رو من تو این چند ماه تجربه کردم خیلی دارم روی خودم کار میکنم تو ذهنم و قلبم اول خدا باشه تا حدی پیشرفت کردم.سپاسگزارم از شما استاد عباس منش و خانم شایسته 🌹🌹🌹🌹
سلام به تمام دوستان عزیزم و همراهان محترم و اساتید خوبم عشقم و دوستداشتنیییی دوستون دارم .
خداروشکر که فرصت نوشتن ۷۰امین برگ سفرمو دارم و تا اینجا محکم متعهد بودم و ادامه دادم و هروز یک نشونه بوده برای من هروز برای من اگاهی اندازه یک عمر بوده خدایا شکرت خدایا ممنونم سپاس گذارم که در این فرکانس و مدار هستم 💚💚💚💚💚💚
همینجور که استاد همیشه در بحص های توحیدی میگن منم حیلی زود فهمیدم که روی هیچکس نباید حساب کرد چون ضربه خوردم ولی نمیدونستم روی کی ولی از یجایی گفتم فقد روی خودم حساب میکنم ولی حس تنهایی خوره بود به جونم نمیدونستم کی باهامه نمیدونستم اثن مننننن از وجودش هستم من نمیتونم جدا شم همش تو ذهن منه از اونم نمیدونستم تا اینکه الان فهمیدم توحید یعنی چی و واقعا بقول استاد تنها جایی که من کلمه توحید رو قبل از استاد شنیدم پنج اصول دین بود فکر کنم توحید نبوت امامت و نمیدونم اصلا نمیدونستم یعنی چه …..
خداروشکر که با استاد اشنا شدم تنها نستم خدا باهامه حس میکنم درون خودم حی میکنم توی اینه نگا میکنم میبینممممممم خدارو میبینم نگاهم به چیزای زیبا میوفته میبنم با جفت چشای خودم میبینم حس خوبی که مصله رنگ میریزه تو قلبم رو حس میکنممم میدونم از چه منبعی هسته و من برای این خداروشکر میکنم برای این شکر گذارم چند روزی هست که حساب بانکیم وسیع میشه هروز داراییام زیاد میشه اصلا وقت نمیکنم شکر گذاری کنم یادم میره از بس که شکر گذارم حاله خوبو اگاهی و ارامشی که دارم هستم یادم میاد من اینارو هم دارم از وقتی به خدا ایمان اوردم اینهمه چیزه دیگه هم اومده بغض تو گلوم میوفته حس نمیکنم که توی جهانی هستم که جسم داره حس میکنم خداوند را درونم میبینممممم .
خداروشکر خدارو صد هزاااااار مرتبه شکر که اینجام ممنونم استاد ❤️
این فایل بالای ۳ بار هم گوش دادم و نوشتم ولی هربار جمله هایی میشنوم و حس میکنم که انگار باره اوله و میدونم هروز دارم یک مدار عوض میکنم و خیلی خوبه و شکر گذارم برای همه چیز ولی برام یک یاداوری بزرگ بود من روی کسی حساب نمیکنم ولی از برخی ادما حساب میبرم و بهشون قدرت میدم که روم تاثیر دارن و وقتی میبفهمم دارم این کارو میکنم بیشتر میترسم ولی سریعا همین الان اقدام میکنم براش که به ایمان برسم که من ازادم و خداوند منو ازاد افریده و هیچکس روی من تاثیری نداره و میدونم که بخاطر باور های اشتباهمه ولی درستش میکنم چون نمیخوام به غیره خدا فکر کنم نمیخوام دستی دستی زندگیمو خراب کنم چون الان میدونم و باور دارم که فرکانس های من اتفاقات و تجربیاتمو میسازه پس درستش میکنم 👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻
انشالله که همگی در پرتوی وحی الهی باشیم عاقبت بخیر در دنیا و اخرت ❤️🌹
دوستان بنده هنوز یک ماه هم نشده که عضو سایت شدم و اولین کامنت خودم رو دارم مینویسم
من امروز صبح داشتم پیرامون قدرت خدا و اینکه خدا منبع همه خوبی هاست فکر میکردم که ناخودآگاه یه درخت اومد تو ذهنم و هی این موضوع منبع با درخت مخلوط میشد تو ذهنم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که اگر ما منبع خوبی های خداوند رو به ریشه درخت تشبیه کنیم و ریشه ای که قدرت و ثروت و سلامتی و شادی و عشق و محبت و رزق و مهربانی و آرامش و بی نهایت خوبی باشد و شاخه های آن درخت که بینهایت شاخه هست و طبیعتا آن شاخه ها پر از میوه هستن ما میتونیم به این نتیجه برسیم که اگر در هر لحظه شادی یا مهربانی یا ثروت یا سلامتی یا آرامش و… به ما میرسد از طرق مختلف . باید بفهمیم که این از میوه های آن درخت است و ما در هر لحظه باید سپاس گزار آن ریشه یا منبع باشیم که این میوه ها رو به ما داده نه اون شاخه . به نظرم با این دیدگاه ما دیگر دچار شرک و وابستگی نمیشیم. خوب با این تفسیر ما دیگران رو بت نمیکنیم که مثلا فلانی این کار رو برا ما انجام داده. چون ما میدونیم که ما یه میوه از اون درخت رو چیدیم که ریشه اش به منبع خوبی ها یعنی خدا وصله. از طرفی وابسته نمیشیم به آدم ها چون اگر ما بچسبیم به اون شاخه و فکر کنیم اون شاخه به ما میوه میده خوب معلومه که هیچی نمیاد تو دست ما و ما عملا دست خالی برمیگردیم چون اون شاخه به یه ریشه وصله و تا ریشه نخواهد اون شاخه هیچ کاری برا تو نمیتونه بکنه.
به نظر خودم واقعا دیدگاه قشنگیه که مثل درخت و اون ریشه و میوه بیاد تو ذهنمون که اولا در هر موضوعی خدا رو منبع خیر ببینیم و دوم اینکه وابسته به آدم ها نشیم و مدام سپاس خدا رو به جا بیاوریم برای اون میوه های خوشمزه اش .
امیدوارم خوب دیدگاهی باشه. بازم تکرار میکنم این اولین کامنت من در سایت استاد عباسمنش هست و انشالا که برای اولین خوب بوده باشه و میدونم که این اول راهه.
خوشحالم که اولین کامنت شما رو خواندم و لذت بردم از مثال جالبتون از تشبیه درخت و ربط دادنش به مفهوم توحیدی
بله واقعا جالبه وقتی ما میوه ها رو میچینیم یعنی وقتی کسی خدمتی به ما میکنه هدیه ای به ما میده، کار ما رو راه میندازه، ما نباید نگاه به دست اون آدم کنیم ،از اون آدم که برامون کار انجام داده تشکر کنیم ولی تشکر اصلی و اعتبار این کمک و یاری رو بدیم به ریشه های اون درخت که خداونده، که قدرت تنها دست اونه ، حاکم و فرمانروایی که دیده نمیشه ولی همیشه و همهجا هست و بوده و خواهد بود تا ابد
واقعا مثال جالب و بجایی بود
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید دوست عزیز
خوشحالم و خرسند که دیدگاه من که اعتبارش از خداست مورد توجه شما قرار گرفته و خوشتون اومده
خیلی خوشحالم که به این خانواده توحیدی پیوستی ورودتان مبارک.
دوست عزیز به نظر من اگه هممون فقط نگاه توحیدی رو درست کنیم و توحید رو بچسبیم بقیه مسائل در سایه توحید خود به خود حل میشه . به قول استاد توحید همه چیزه .
سپاسگزارم از پاسخ نابتون و از خدا میخواهم که زندگیتون توحیدی
بازم میگم که خیلی خوشحال شدم از کامنتت و حال دلم شاد شده و لذت بردم .
سلام به استادآگاهی ومعلم توحیدی من، میخواستم سال 1403رابه کل خانواده استادعباسمنش عزیزتبریک بگم. همینجوری این فایل اومد،چه ازاین بهترکه فایل توحیدی راخدابه من نشان داد.بنده بعدازصرف سحری خیلی هوای مشهدعالی بود،وهست کنار پنجره نشسته بودم باصدای دلنشین مرغ سحرخیلی احساسم خوب شد.باهرآوازمرغ سحرکه شکروسپاسگزاری خدارابه جامی آورد!منم باعشق هم اون پرنده راتشویق میکردم وهم باگفتن جانم عزیزم به پرنده ،شکرخدارابجامی آوردم حسم عالی بودامیدوارم شماهم ازاین احساسات عالی لبریزباشید. الان یک پیام تبریک ازطرف دخترخواهرم ،ویابهتربگویم دخترخودم که دردوران نوزادی باشیردادن من جون گرفت به نام فاطمه زهرارحمتی که واقعاباتمام وجودم دوستش دارم وآرزوی سلامتیشودارم رادریافت کردم وسالروز،زمینی شدنم رابه من تبریک گفت:اشک شوق روی گونه هایم سرازیرشدوازاعماق درونم برای همه دعای خیرکردم. ولحظه ی سال تحویل درآغوش عزیزدلم لبخندزیبایم رابه خداهدیه کردم. دراین لحظه ی بارانی یک دعای مخصوص برای اساتیدعزیزم دارم!خدایااین رسولان راکه باتک تکسلولیهایشان سفارشات تورابی هیچ چشم داشتی به ماتقدیم میکنندوبه صورت هدیه تمام تجاربشان رابه روزرسانی کرده تحویل ماداده اند. فقط ازاجدادتااولادخاتمشان زندهاورفته گانشان رااجرعنایت بفرما دوستتان دارم وآرزوی خوشبختی وسلامتی،وثروتمندی برای همه دارم.دعای این تقدیم همه بادسال نومبارک. استادقول شرف میدم که نتایج عالییم رابه خدمت شمابرسانم مادی ومعنوی طی یکسال باشما ودوسال قبل آشنایی باشماباقانون جذب زندگی کردم50٪تغییرکرده ام بی نطیراست. که حتی خانم داداشم ازمن بزرگترکاربه جایی رسیده پیشانی مرامیبوسد خدایاشکرت استادسپاسگزارم ازشماومریم جان درپناه الله یکتاشادوموفق باشید. بهترین علم وآگاهی رابرخودم وهمه ی عزیزان واساتیدمحترم دارم. زنده باداستاد
خدا جونم کمکم کن بتونم آگاهی و دانش مفید کسب کنم تا هر چه بیشتر و بیشتر خدایی شوم.
انشاالله
بعضی مواقع با توکل به خدا و سپردن کارها به خدا همه چی عالی و عالی اتفاق می افته و وقتی همه چی تموم میشه و دیگران تعریف میکنن ، من می گم خودم این کار رو انجام دادم مثلاً خیلی فکر کردم تا خودم به این نتیجه رسیدم ، ولی کار با دستان خدا به بهترین شکل اتفاق افتاده و ( من ) من در کار نبوده ، این اتفاق برای خودم رخ داد و به جای اینکه بگم خدارا شکر و خدا کمک کرد که همه چی عالی پیش رفت ،. با کمی غرور گفتم خودم فکر کردم و این واکنش عالی رو نشون دادم ، تا این حرف رو زدم از درون کسی بهم الهام کرد مگه از خدا نخواستی همه چی درست بشه و چرا الان منم منم می کنی ، واقعا از ته دلم از برخوردی که داشتم پشیمون شدم و استغفار کردم انشاالله خدا از اشتباهم بگذرد و در را تکامل و درست اندیشیدن مرا یاری رساند ،
الهی آمین یا رب العالمین
شکر گزار خداوندم برای بهترین و زیباترین زندگی و دستان خدا که مرا کمک می کند ، الهی شکر
السلامو علیکم خدمت تمامی این خانواده صمیمی و خصوصاً استاد گرامی…
واقعاً استاد این حرف مردم یکی از بزرگ ترین تر مز های ذهن ماست در حالی که حرف مردم ویا کار مردم
به زندگی ما هیچ ربطی نداره
من خودم در هر عرصه که هدف می ذارم به این ترمز
بر میخورم و حالا شروع کردم به این که این سد بزرگ رو بشکنم و تو هر جمعیتی که خواستم هر کاری رو که خواستم انجام بدم و به خودم بگم که من به مردم کاری ندارم بزار هرچی که میخوان بگن من واسه خودم زنده گی میکنم من فقط اوامر خدای خودم رو اجرا میکنم و از قوانینش پیروی میکنم و تمام و به مردم هم هیچ ربطی نداره ….
به نام وهاب رب العالمین
این نوشته را در حالی مینویسم ازتو برای تو که نسیم خنکی بر روی صورت و تنم می نشیند.نسیمی که از جانب تو بشارتی است برای اهل معرفت و حکمت و من چقدر خوشبختم که توشه ای از این معرفت را اکنون دستگیر خود کرده ام.
خدای خوبم خالق مهربانم
سلام
من محسنم بنده ای که معترف است به کوتاهی کردن در شکر و پرستشت
بنده ای که توانایی شاکر بودنت را به حد کافی ندارد.
و میدانم که میدانی هیچ وقت قرار نیست بتوانم شکر تمام نعمت هایت را به جای اورم و مطمینم که تو بر این مورد هم خورده ای بر ما بندگانت نمیگیری و از ما به کرم خودت در حد وسعمان قبول میکنی
اکنون در میانه ی راه 37 سالگی کوتاه زمانیس که به حبل تو چنگ زدم و بی نیازم از غیر تو
نمیگویم نیاز مالی ندارم. غنی هستم.اتفاقا نیازمندم به خیلی چیزهای مادی اما
به قول امام حسین علیه السلام آن کس که تورا دارد چه ندارد و آن کس که تورو ندارد چه دارد؟
دنیا و مادیاتش و اهلش رو بدون تو میخام چیکار خدایا
همش خودتی
یاد گرفتم چند وقته به کسی رو نزنم.شرکمو کمتر کنم فقط از تو بخام…شاید تو جوابمو میدی و من دریافت کنندم هنوز قوی نیست. اما همین ارتعاش گاهی دور گاهی نزدیک تو منو زیر و رو میکنه.
خدایا تمام خوبی هاتو از اول زندگیم تا الان به یاد میارم.چطور قدردانت باشم؟؟
صداتو میشنوم وقتی تنهام میگی بدو بیا بغلم…سر روی شونت میزام
به خودت قسم
از وقتی به خودت رو آوردم چرخ زندگیم خیلی داره بهتر میچرخه
و قرار منو با بالاترین کیفیت به همه چیز برسونی
قرار منو خیلی عزیز کنی
قرار منو به آزادی مالی مکانی زمانی برسونی
قرار من تا جایی که میتونم به یادت باشم و ازتو یاری بخام و تنها تورو بپرستم
خدایا هزاران مرتبه شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره
به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه
به نام خدای رزاقم
سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم
سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت عباس منش
دیشب که میخواستم برم سر کار نجوا خیلی زیاد داشتم شیطان بهم میگفت تو نمیتونی و به آقای برزگر بگو من به دلیل اینکه پاهام درد میاد دیگه نمیتونم باهاتون همکاری کنم
رفتم سر کار ساعت ششونیم بود حدود یک ساعت و نیم آتیش داشتم میگرفتم از بس نجوا داشتم
یهو وقتی که رفتم تو به خودم گفتم مصطفی فقط سکوت کن و در رابطه با چیزهایی که تو کلت داره میاد چیزی نگو
دیدم آقای برزگر صاحب کارم شروع کرد باهام صحبت کردن اوووه خدای من انگار خدا داشت باهام صحبت میکرد اصلا اخلاق آقای برزگر دیشب مثل قبل باهام نبود
صحبت کردیم باهم دیگه و من آروم شدم و نجواها همه پریدن
آقای برزگر باهام خیلی حرف زد و گفت دیروز که پنج شنبه بود نرفتی گلذار برای مداحی و من گفتم از سشنبه که مجلس داشتم دیگه مجلس نداشتم تا به الان
آقای برزگر در مورد مغازه کبابی که داشتم سوال میپرسید و من جوابش میدادم
پریشب به آقای برزگر گفتم من چند سال پیش که مغازه کبابی داشتم عید غدیر بود و نمیخواستم برم مغازه و یهو یه الهامی بهم شد که مصطفی همین الان برو در مغازت رو باز کن و من ساعت دوازده ظهر رفتم مغازه و خداوند پشت سر هم مشتری میفرستاد و سفارش میگرفتم
دیشب یهو یه اتفاقی افتاد سر کار و من اومدم از اتفاق تلخی که برام چند سال پیش افتاده بود در مغازه و مشتری کباب برده بود و پولشو بهم نداده بود صحبت کنم که خداوند بهم گفت ساکت و من هیچی نگفتم از ناخواستها
دارم این چند روزی که سر کار میرم به خودم نگاه میکنم میبینم من چقدر تغیر کردم و بهتر از قبل شدم
دیشب به آقای برزگر گفتم وسیلهاتو چند خریدی و گفت همش باهم سیصدوخوردهای
و من به خودم میگم اگه باز هم مثل هفت سال پیش عاشق شغلم باشم حتما دوباره رستوران میزنم
من هفت سال پیش عاشق شغلم بودم ولی بخواطر باورهای محدودی کن در مورد ثروت داشتم مغازم پا نگرفت و من یه جورایی دل زده شدم
متاسفانه بخواطر وزن سنگینم پاهام سر کار خیلی اذیتم میکنه و من باز هم صبر میکنم تا به یک حدی از پول برسم و قانون سلامتی رو شروع کنم
من اونقدر میخواستم مغازه ام برام بمونه که خودم تنهایی رفتم تهران اموزشگاه ملی و آموزش دیدم انواع کبابها ولی بخواطر ناشی بودن و نداشتن باورهای درست مغازه ام پا نگرفت و من دلزده شدم و در سال 1400وقتی که میخواستم مغازم رو جمع کنم لباس کارم رو در مغازم آتیش زدم و برچسبهای رو شیشه رو کندم اوووه خدای من …
فقط مشکلی که دارم وزن سنگینم هست همین وگرنه بابت شغلم مشکلی ندارم
امروز صبح که اومدم بعد از خواب شکرگذاریهام رو بکنم تو شکرگذاری عسل آقا کودک درونم اونقدر باهام عشق میکردم و حرف میزد خدای درون که الان که دارم کامنت مینویسم حالم به شدت خوبه
دیشب پدرم هم اومد در کبابی و بوغم زد و رفت خیلی خوشحال شدم خیلی
دیشب میخواستم به آقای برزگر بگم اگه میشه تخته کاری رو به من بده و من کار رو شروع کنم تا عادت کنم که گفتم فعلا وقتش نیست
خدایا کمکم کن بتونم ادامه بدم و باز هم رستوران بزنم
خدایا تو بودی که به درخواستهای من پاسخ دادی
خدایا تو هستی که داری بهم روزی میدی
خدایا تو هستی که داری کمکم میکنی
خدایا پس کمکم کن من غیر تو کسی ندارم
خدایا تو همه چیز میشوی همه کس را
به شرط ایمان به شرط پاکی دل
خودت کمکم کن بتونم ایمانم رو حفظ کنم
خدایا من به کمک تو نیاز دارم پس کمکم کن
خدایا به تو پناه میبرم از شر شیطان رانده شده
خدایا من سخت به تو محتاجم
خدایا من فقیر و خسته به درگاه آمدم رحمی
خدایا خدایا خدایا به عذت جلالت قسم منو به راه راست هدایت کن
خدایا کمکم کن بتونم هر روز کامنت بنویسم
خدایا کمکم کن خدایا کمکم کن من به کمک تو نیاز دارم
یادمه وقتی که رفته بودم نانوایی کار کنم چیزی در درونم میگفت تو مال این کار نیستی و تو باید خودتو آماده کنی برای کار کبابی و من چقدر خوشحال بودم و تجسم میکردم و امروز بعد از چهار سال دوباره برگشتم به شغل خودم
من همیشه میگفتم دیگه نمیتونم کار کبابی رو ادامه بدم بخواطر وزن سنگینم و اتفاقاتی که در طی این سالها برام افتاده بود و به جورایی اعتماد به نفسم رو از دست داده بودم ولی خداوند کمکم کرد که با استاد عباس منش ادامه دادم و امسال برگشتم سر کار خودم
یادمه اون سالها عموم دوره قانون آفرینش و ثروت استاد عباس منش رو به صورت حرام به من داد و گفت فقط گوش بده مصطفی و اون میخواست به من اینجور کمک کنه و من گوش میکردم و اینها باعث شد من دیگه نتونم ادامه بدم و اون سالها من درگیر مسئله طلاق همسر دومم بودم و داغون بودم و نمیتونستم که اون فایلهای رو هم گوش نکنم و من سایت استاد عباس منش هم پیدا کرده بودم و به جورایی نمیخواستم بهای محصولات رو بدم اونزمون قانون آفرینش تو سایت نبود و من پول هم نداشتم که بهای محصولات رو بدم و فقط گوش میکردم و نتیجه ای نمی گرفتم و نمیتونستم هم دل بکنم از فایلها که عموم منو با یه اقایی آشنا کرد احمد خانی و اون یکی از بچهای عباس منشی بود و از بچهای انجمن و به من گفت فایلها رو پاک کن و دیگه هم گوش نکن و من پاک کردم و اون بنده خدا ششصد تونن از من پول گرفت که کمکم کنه تغیر کنم و من نتونستم باهاش ادامه بدم و همیشه میگفتم من فقط میخوام با استاد عباس منش ادامه بدم و تغییر کنم و ارزوم بود به روز پولدار بشم که بتونم از سایت محصولات رو بخرم و اونقدر ناشی بودم که نمیرفتم سراغ فایلهای رایگان تا از اونجا شروع کنم ولی همیشه شور و شوق ادامه دادن با شما رو داشتم استاد
وقتی که اینها رو به یاد میارم انگیزه ام بیشتر میشه برای ادامه دادن با شما استاد و من امروز که دارم این کامنت رو مینویسم مثل چهار پنج سال پیش انگیزه و شوروشوق ندارم برای گوش دادن به فایلها و عمل کردن بهشون نمیدونم چرا ولی اون روزها رو که به یاد میارم انگیزه ام بیشتر میشه من شبهای از شوروشوق به فایلهاگوش دادن تو خیابونا با موتور میرفتم دور میزدم و فایل گوش میکردم و اون فایلی که استاد در مورد ملاصدرا صحبت میکردند خیلی دوست داشتم اونو گوش میکردم و فقط اشک می ریختم فایل فقط روی خدا حساب باز کن گوش میدادم و انگیزه میگرفتم و این فایلهای رایگان از کانال های تلگرامی پیدا میکردم و گوش میدادم خلاصه من اینا رو کنار گذاشتم و اغتشاشت شروع شد و من دنباله رو کانال های اخبار شدم و دیدم گوش راستم باهام صحبت میکنه به صدایی و گوش چپم داره باهام صحبت میکنه صدایی که مثل خودم هست نمیدونم چطور شد که اینجور شدم فقط میدونم که من تو خونه خودم سخنرانی میکردم و افتاده بودم تو توهم و میگفتم که من عاشق کبابی نیستم درصورتی که من عاشق شغلم بودم و میگفتم من میخوام مثل استاد عباس منش سخنران انگیزشی بشم و سخنرانی میکردم و پشتی اقای خامنه ای میکردم و صدایی که مثل خودم بود در لابلای سخنرانیهام بهم میگفت من با تو هستم
آره اینجورها شد که من مغازه کبابیم رو جمع کردم وگرنه من عاشق شغلم بودم و اون صداها هنوز هم به گوشم میرسه و من نمیدونم چی هست و چی میخوان از من
همون عمویی که من مغازه کبابی داشتم باهام در ارتباط بود پریشب عروسی پسرش تالار بوده و من رو دعوت نکرد ببین مصطفی تو اونزمون ثروت داشتی و الان که ثروت اونزمون نداری دیگه کسی تحویلت نمیگیره ببین چقدر فقر بده به خودت بیا پسر به خودت بیا به خودت بیا یه خورده برو سر کار و آقا شود باز هم برای خودت رو باورهات کار کن و آقا شود دوباره برای خودت میدونم شرایط سختی داری ولی اونقدرام سخت نیست که نتونی تغیر کن
و خدا را شکر میکنم که کم کم دارم دوباره خودم رو پیدا میکنم مغزم کم کم داره جون میگیره
جاتون خالی دیشب هم آقای برزگر یک سیخ بازو گذاشت رو منتقل و باهم خوردیم من این هدیه ای میبینم از جانب خداوند چون خیلی گرسنه ام بود و خدا بهم غذا داد
خدایا سپاسگذارم ازت سپاسگذارم که به درخواست من پاسخ دادی
امیدوارم رد پای خوبی از خودم به جا گذاشته باشم
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
براتون آرزوی موفقیت ثروت سلامتی آرامش حال خوب اتفاقات خوب و سعادت در دنیا و آخرت خواستارم
سلام استاد عزیز
وقتی دارم ب سختی تغییرات رو در خودم ایجاد کنم
متوجه میشم ک شما چقدر زحمت کشیدی و روی خودت کار کردی. من یکسال و نیم هست ک با سایت آشنا شدم و بخاطر تجربیات قبلی و باورهایی مناسبی ک داشتم خیلی زود با اصل قانون ارتباط بر قرار کردم و درک کردم. اما تغییرات برای من خیلی پایدار نبود و خیلی ب دنبال علت میگشتم و کم کم ذهن من داشت منو گمراه میکرد. ک دیشب صادقانه از خدا خواستم ک اشکال کار رو ب من نشون بده ک امروز این فایل رو گوش کردم. خیلی احساس خوبی دارم و امیدوارم ک نتایج رو خیلی زود با انجام تمرینات و آموزه های شما ببینم و در همین سایت نیز ب اطلاع همه دوستان برسانم. تا انگیزه و باورهای دیگران هم تقویت بشود.
دمت گرم
خدا قوت
حق نگهدارت
سلام به همگی دوستان و استاد عزیزم
اشکم با این فایل دراومد
عاشق یکتاپرستیتونم استاد
موفق باشین
سپاسگزارم از فایل بی نظیرتون
به نام خداوند بخشنده مهربان 🌹🌹🌹
خدایا شکرت به خاطر وجود استاد عباس منش هر بار که این فایل رو میبینم برمیگردم به حالت خوب و عالی،ادم میفهمه که قدرت دادن به کسی دیگه چه قدر به ضررش هست
این رو من تو این چند ماه تجربه کردم خیلی دارم روی خودم کار میکنم تو ذهنم و قلبم اول خدا باشه تا حدی پیشرفت کردم.سپاسگزارم از شما استاد عباس منش و خانم شایسته 🌹🌹🌹🌹
به نام خالق هستی
سلام به تمام دوستان عزیزم و همراهان محترم و اساتید خوبم عشقم و دوستداشتنیییی دوستون دارم .
خداروشکر که فرصت نوشتن ۷۰امین برگ سفرمو دارم و تا اینجا محکم متعهد بودم و ادامه دادم و هروز یک نشونه بوده برای من هروز برای من اگاهی اندازه یک عمر بوده خدایا شکرت خدایا ممنونم سپاس گذارم که در این فرکانس و مدار هستم 💚💚💚💚💚💚
همینجور که استاد همیشه در بحص های توحیدی میگن منم حیلی زود فهمیدم که روی هیچکس نباید حساب کرد چون ضربه خوردم ولی نمیدونستم روی کی ولی از یجایی گفتم فقد روی خودم حساب میکنم ولی حس تنهایی خوره بود به جونم نمیدونستم کی باهامه نمیدونستم اثن مننننن از وجودش هستم من نمیتونم جدا شم همش تو ذهن منه از اونم نمیدونستم تا اینکه الان فهمیدم توحید یعنی چی و واقعا بقول استاد تنها جایی که من کلمه توحید رو قبل از استاد شنیدم پنج اصول دین بود فکر کنم توحید نبوت امامت و نمیدونم اصلا نمیدونستم یعنی چه …..
خداروشکر که با استاد اشنا شدم تنها نستم خدا باهامه حس میکنم درون خودم حی میکنم توی اینه نگا میکنم میبینممممممم خدارو میبینم نگاهم به چیزای زیبا میوفته میبنم با جفت چشای خودم میبینم حس خوبی که مصله رنگ میریزه تو قلبم رو حس میکنممم میدونم از چه منبعی هسته و من برای این خداروشکر میکنم برای این شکر گذارم چند روزی هست که حساب بانکیم وسیع میشه هروز داراییام زیاد میشه اصلا وقت نمیکنم شکر گذاری کنم یادم میره از بس که شکر گذارم حاله خوبو اگاهی و ارامشی که دارم هستم یادم میاد من اینارو هم دارم از وقتی به خدا ایمان اوردم اینهمه چیزه دیگه هم اومده بغض تو گلوم میوفته حس نمیکنم که توی جهانی هستم که جسم داره حس میکنم خداوند را درونم میبینممممم .
خداروشکر خدارو صد هزاااااار مرتبه شکر که اینجام ممنونم استاد ❤️
این فایل بالای ۳ بار هم گوش دادم و نوشتم ولی هربار جمله هایی میشنوم و حس میکنم که انگار باره اوله و میدونم هروز دارم یک مدار عوض میکنم و خیلی خوبه و شکر گذارم برای همه چیز ولی برام یک یاداوری بزرگ بود من روی کسی حساب نمیکنم ولی از برخی ادما حساب میبرم و بهشون قدرت میدم که روم تاثیر دارن و وقتی میبفهمم دارم این کارو میکنم بیشتر میترسم ولی سریعا همین الان اقدام میکنم براش که به ایمان برسم که من ازادم و خداوند منو ازاد افریده و هیچکس روی من تاثیری نداره و میدونم که بخاطر باور های اشتباهمه ولی درستش میکنم چون نمیخوام به غیره خدا فکر کنم نمیخوام دستی دستی زندگیمو خراب کنم چون الان میدونم و باور دارم که فرکانس های من اتفاقات و تجربیاتمو میسازه پس درستش میکنم 👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻
انشالله که همگی در پرتوی وحی الهی باشیم عاقبت بخیر در دنیا و اخرت ❤️🌹
به نام خدای مهربان
عرض سلام و درود بر همه دوستان ناب و استاد عزیز
دوستان بنده هنوز یک ماه هم نشده که عضو سایت شدم و اولین کامنت خودم رو دارم مینویسم
من امروز صبح داشتم پیرامون قدرت خدا و اینکه خدا منبع همه خوبی هاست فکر میکردم که ناخودآگاه یه درخت اومد تو ذهنم و هی این موضوع منبع با درخت مخلوط میشد تو ذهنم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که اگر ما منبع خوبی های خداوند رو به ریشه درخت تشبیه کنیم و ریشه ای که قدرت و ثروت و سلامتی و شادی و عشق و محبت و رزق و مهربانی و آرامش و بی نهایت خوبی باشد و شاخه های آن درخت که بینهایت شاخه هست و طبیعتا آن شاخه ها پر از میوه هستن ما میتونیم به این نتیجه برسیم که اگر در هر لحظه شادی یا مهربانی یا ثروت یا سلامتی یا آرامش و… به ما میرسد از طرق مختلف . باید بفهمیم که این از میوه های آن درخت است و ما در هر لحظه باید سپاس گزار آن ریشه یا منبع باشیم که این میوه ها رو به ما داده نه اون شاخه . به نظرم با این دیدگاه ما دیگر دچار شرک و وابستگی نمیشیم. خوب با این تفسیر ما دیگران رو بت نمیکنیم که مثلا فلانی این کار رو برا ما انجام داده. چون ما میدونیم که ما یه میوه از اون درخت رو چیدیم که ریشه اش به منبع خوبی ها یعنی خدا وصله. از طرفی وابسته نمیشیم به آدم ها چون اگر ما بچسبیم به اون شاخه و فکر کنیم اون شاخه به ما میوه میده خوب معلومه که هیچی نمیاد تو دست ما و ما عملا دست خالی برمیگردیم چون اون شاخه به یه ریشه وصله و تا ریشه نخواهد اون شاخه هیچ کاری برا تو نمیتونه بکنه.
به نظر خودم واقعا دیدگاه قشنگیه که مثل درخت و اون ریشه و میوه بیاد تو ذهنمون که اولا در هر موضوعی خدا رو منبع خیر ببینیم و دوم اینکه وابسته به آدم ها نشیم و مدام سپاس خدا رو به جا بیاوریم برای اون میوه های خوشمزه اش .
امیدوارم خوب دیدگاهی باشه. بازم تکرار میکنم این اولین کامنت من در سایت استاد عباسمنش هست و انشالا که برای اولین خوب بوده باشه و میدونم که این اول راهه.
از همه شما خوبان بی نهایت سپاس گزارم .
هر جا هستید در پناه حق.
سلام دوست عزیز
خوشحالم که اولین کامنت شما رو خواندم و لذت بردم از مثال جالبتون از تشبیه درخت و ربط دادنش به مفهوم توحیدی
بله واقعا جالبه وقتی ما میوه ها رو میچینیم یعنی وقتی کسی خدمتی به ما میکنه هدیه ای به ما میده، کار ما رو راه میندازه، ما نباید نگاه به دست اون آدم کنیم ،از اون آدم که برامون کار انجام داده تشکر کنیم ولی تشکر اصلی و اعتبار این کمک و یاری رو بدیم به ریشه های اون درخت که خداونده، که قدرت تنها دست اونه ، حاکم و فرمانروایی که دیده نمیشه ولی همیشه و همهجا هست و بوده و خواهد بود تا ابد
واقعا مثال جالب و بجایی بود
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید دوست عزیز
درود خدا
سلام دوست همفرکانسی عزیز خانوم شکری
خوشحالم و خرسند که دیدگاه من که اعتبارش از خداست مورد توجه شما قرار گرفته و خوشتون اومده
خیلی خوشحالم که به این خانواده توحیدی پیوستی ورودتان مبارک.
دوست عزیز به نظر من اگه هممون فقط نگاه توحیدی رو درست کنیم و توحید رو بچسبیم بقیه مسائل در سایه توحید خود به خود حل میشه . به قول استاد توحید همه چیزه .
سپاسگزارم از پاسخ نابتون و از خدا میخواهم که زندگیتون توحیدی
بازم میگم که خیلی خوشحال شدم از کامنتت و حال دلم شاد شده و لذت بردم .
دوست من در پناه خدا شاد باشید
به نام الله یکتا که هرچی دارم همه ازلطف اوست.
سلام به استادآگاهی ومعلم توحیدی من، میخواستم سال 1403رابه کل خانواده استادعباسمنش عزیزتبریک بگم. همینجوری این فایل اومد،چه ازاین بهترکه فایل توحیدی راخدابه من نشان داد.بنده بعدازصرف سحری خیلی هوای مشهدعالی بود،وهست کنار پنجره نشسته بودم باصدای دلنشین مرغ سحرخیلی احساسم خوب شد.باهرآوازمرغ سحرکه شکروسپاسگزاری خدارابه جامی آورد!منم باعشق هم اون پرنده راتشویق میکردم وهم باگفتن جانم عزیزم به پرنده ،شکرخدارابجامی آوردم حسم عالی بودامیدوارم شماهم ازاین احساسات عالی لبریزباشید. الان یک پیام تبریک ازطرف دخترخواهرم ،ویابهتربگویم دخترخودم که دردوران نوزادی باشیردادن من جون گرفت به نام فاطمه زهرارحمتی که واقعاباتمام وجودم دوستش دارم وآرزوی سلامتیشودارم رادریافت کردم وسالروز،زمینی شدنم رابه من تبریک گفت:اشک شوق روی گونه هایم سرازیرشدوازاعماق درونم برای همه دعای خیرکردم. ولحظه ی سال تحویل درآغوش عزیزدلم لبخندزیبایم رابه خداهدیه کردم. دراین لحظه ی بارانی یک دعای مخصوص برای اساتیدعزیزم دارم!خدایااین رسولان راکه باتک تکسلولیهایشان سفارشات تورابی هیچ چشم داشتی به ماتقدیم میکنندوبه صورت هدیه تمام تجاربشان رابه روزرسانی کرده تحویل ماداده اند. فقط ازاجدادتااولادخاتمشان زندهاورفته گانشان رااجرعنایت بفرما دوستتان دارم وآرزوی خوشبختی وسلامتی،وثروتمندی برای همه دارم.دعای این تقدیم همه بادسال نومبارک. استادقول شرف میدم که نتایج عالییم رابه خدمت شمابرسانم مادی ومعنوی طی یکسال باشما ودوسال قبل آشنایی باشماباقانون جذب زندگی کردم50٪تغییرکرده ام بی نطیراست. که حتی خانم داداشم ازمن بزرگترکاربه جایی رسیده پیشانی مرامیبوسد خدایاشکرت استادسپاسگزارم ازشماومریم جان درپناه الله یکتاشادوموفق باشید. بهترین علم وآگاهی رابرخودم وهمه ی عزیزان واساتیدمحترم دارم. زنده باداستاد
یا رب
به نام خداوند خردمند
به نام خداوند جان ها
سلام خدمت استاد عباس منش و بانو شایسته عزیز
خدا جونم کمکم کن بتونم آگاهی و دانش مفید کسب کنم تا هر چه بیشتر و بیشتر خدایی شوم.
انشاالله
بعضی مواقع با توکل به خدا و سپردن کارها به خدا همه چی عالی و عالی اتفاق می افته و وقتی همه چی تموم میشه و دیگران تعریف میکنن ، من می گم خودم این کار رو انجام دادم مثلاً خیلی فکر کردم تا خودم به این نتیجه رسیدم ، ولی کار با دستان خدا به بهترین شکل اتفاق افتاده و ( من ) من در کار نبوده ، این اتفاق برای خودم رخ داد و به جای اینکه بگم خدارا شکر و خدا کمک کرد که همه چی عالی پیش رفت ،. با کمی غرور گفتم خودم فکر کردم و این واکنش عالی رو نشون دادم ، تا این حرف رو زدم از درون کسی بهم الهام کرد مگه از خدا نخواستی همه چی درست بشه و چرا الان منم منم می کنی ، واقعا از ته دلم از برخوردی که داشتم پشیمون شدم و استغفار کردم انشاالله خدا از اشتباهم بگذرد و در را تکامل و درست اندیشیدن مرا یاری رساند ،
الهی آمین یا رب العالمین
شکر گزار خداوندم برای بهترین و زیباترین زندگی و دستان خدا که مرا کمک می کند ، الهی شکر
ردپای من در روز هفتادم از روز شمار تحول زندگی من
الحمدالله رب العالمین
اللهم عجل الولیک الفرج
بنام خداوند غنی و مغنی
السلامو علیکم خدمت تمامی این خانواده صمیمی و خصوصاً استاد گرامی…
واقعاً استاد این حرف مردم یکی از بزرگ ترین تر مز های ذهن ماست در حالی که حرف مردم ویا کار مردم
به زندگی ما هیچ ربطی نداره
من خودم در هر عرصه که هدف می ذارم به این ترمز
بر میخورم و حالا شروع کردم به این که این سد بزرگ رو بشکنم و تو هر جمعیتی که خواستم هر کاری رو که خواستم انجام بدم و به خودم بگم که من به مردم کاری ندارم بزار هرچی که میخوان بگن من واسه خودم زنده گی میکنم من فقط اوامر خدای خودم رو اجرا میکنم و از قوانینش پیروی میکنم و تمام و به مردم هم هیچ ربطی نداره ….
تشکر استاد که قوانین رو با ما در میان میگذاری
و حتا شما هم استاد دستی از دستان خداوند منان هستی
خدایا تو را می پرستم و از تو کمک میخواهم.