اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نیم ساعته پیش با همسر جان رفتیم برای میز صندلی فانتزی برای دخترم ببینیم و قیمت بگیریم
چون دخترم معلمه زبانه و کلاس خصوصی اجاره کرده نیاز به چند تا صندلی رنگی برای دانش آموزان داره که بچه ها در موقع درس خوندن هم لذت ببرن و هم یه جورایی کلاس خوشگل دیده بشه و کلا به چیزهای فانتزی علاقه شدید داره
وقتی رفتیم دیدیم در مغازه بسته ست و همسرم گفت بیا بریم بعدا میایم گفتم نه الان زنگ میزنم خلاصه زنگ زدیم و بنده خدا سریع اومد و تا اومدن طرف من به همسرم گفتم اگر رفتیم داخل من میپرسم میشه صندلیهایی رنگهای متفاوت بده همسرم گفت نه نگو هم بده هم نمیشه این کار
اونا اصول دارن منم گفتم نه من در خواستمو میدم اون قبول نمیکنه یا نه
وقتی رفتیم داخل مغازه و قیمت پرسیدن و با خودم گفتم الان وقتشه بگو درخواستتو
و وقتی پرسیدم گفت آره هر رنگی میخواین بردارین هیچ ایرادی نداره
و خیلی خوشحال شدم که طبق قانون عمل کردم
و اینو هدایت خدا میدونم و از خودم راضیم که یه قدم خوب برداشتم امروز
چون دیروز فهمیدم ایمان در عمل کردن روی قدرت خدا حساب کردن و تو بعضی از شرایط قرار گرفتن یکم ضعیفم از امروز تعهد دادم و از خداوند کمک خواستم تا دستمو بگیره و بتونم تقویت کنم باور توحید در عمل رو
و اون یه ذره رو هم تقویت کنم که همه چیز و همه اوضاع در هر شرایطی با کنترل ذهن و ایمان و دیدن و حساب کردن روی قدرت خدا رو ببینم و بسپارم به خودش از ته قلبم
میگم تو بعضی جاها خیلی خوب عمل کردم و نتایجشو هم دیدم اما بعضی جاها هنوز یکم ضعیفم و اونم میدونم از عدم کنترل ذهنمه باید بیشتر روی کنترل ذهن و توحید عملی کار کنن
استاد ممنونتم دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین
با هر چه عشق میتوان نام تو را نوشت /با هر چه رود میتوان نام تو را سرود
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز ،خانوم فرهادی و شایسته عزیز و سایر همراهان و دوستانم در سایت عباسمنش.
سپاسگذار خداوندم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کرد.
من قبل از اینکه به صورت کامل این فایل رو ببینم میکس این فایل رو که آقای رضا عطار روشن به شما دادن و شما هم تو کانال تلگرام گذاشتید گوش دادم.
جا داره اینجا از آقای عطار روشن تشکر کنم بابت تمام میکسهای قشنگشون از استاد که برامون میفرستن.
استاد من یه مدت به طرز عجیبی به اون چیزی که نیاز دارم درست در زمان مشخصش از شما یه فایل میاد بسردن که دقیقاً همون سوال منو جواب میده.
البته بعضی وقتا هم سوال نیست و در غالب یک فکره.
مثلاً چند وقت پیش داشتم با خودم فکر میکردم اومدم آمریکا بیام با مردم ارتباط سازی کنم و با فرهنگشون آشنا بشم و بعد شروع کنم به ساخت کسب و کارم
(میخوام یه شرکت بزنم شبیه به علی بابا)
بعد به خودم گفتم خُب میام یه پیج اینستا میزنم و بعد فالوورام زیاد شد یه پیج تلگرام میزنم و بعدشم بقیه مسیر.
و تو این فایل شما دقیقاً اشاره کردید موفقیت به فالوور اینستا و…. ربطی نداره و قدرت اذان خداونده و این موضوع حس خیلی خوبی بهم میده.
واقعاً وقتی در مورد توحید میحرفید من حسم عالی میشه و این فایلای توحیدی رو هر روز میگوشم.
نکته بعدی اینکه شما تو این فایل گفتی که طرف میگه من عاشق فلانیم و بدون اون میمیرم بعد نمیدونه که خداوند داره از این طریق به اون عشق میورزه،
خب من از شما یاد گرفتم که به افراد وابسته نباشم بخصوص تو روابط زناشویی
(البته من مجردم هنوز)
این جمله به من فهموند هر لذتی رو شخص با همسرش و فرزندان و سایر افراد تجربه میکنه ، از سمت خداونده و خداونده که این آدما رو خلق کرده و سر راه ما قرار داده تا ازشون لذت ببریم.
نه خانواده بلکه هر چیزی که تو این دنیا وجود داره که به ما لذت میده رو خداوند خلق کرده
اگه ما به این شکل که گفتم به خدا نگاه کنیم اونوقت تمام وجودمون خدایی میشه و همیشه سپاسگذار خداوندیم و دیگه نیازی نداریم به دیگران توضیح بدیم یا دیگران رو قانع کنیم یا بگیم اگه فلانی نباشه یا اگه فلان شخص ازم حمایت نکنه نابود میشم پس من مجبورم طبق میل فالوورام عمل کنم.
موضوع بعدی مربوط میشه به اون قسمت که گفتید به من زنگ میزنن و به شوخی میگن به ترامپتون بگو درها رو باز کنه ،ما مهاجرت کنیم به امریکا
من خودم قصد مهاجرت دارم به آمریکا و با تمام وجود خواستشو به خداوند عرضه کردم ولی بدلیل ترمزهایی که داشتم (که تو بخش نظرات دوره کشف قوانین مفصل نوشتم) نتونستم تا الان به هدفم برسم و این جمله شما به من قدرت داد و میده.
یادمه پارسال توی یه گروه مهاجرت به آمریکا عضو بودم و بحث این بود که دادگاه هاوایی علیه “فرمان اجرایی منع ورود ترامپ” شکایت کرده بود و این فرمان در دادگاه عالی آمریکا به رای گذاشته شد و بچه ها نظر میدادن عمراً اگه دیوان عالی به ترامپ رای بده. حتی اونایی که مشاور مهاجرت بودن یا وکیل بود یکیشون میگفت در بدترین حالت دادگاه عالی رای رو به شکل بن ۲ در میاره و رای به بنوفاید میده و… که داستانش مفصله.
یادمه خیلیا که لاتاری برنده شده بودن نا امید بودن و هی این ناامیدی رو تو گروه مطرح میکردن و یه جورایی دنبال این بودن که از دیگران تایید بگیرن و دیگران براشون دلسوزی کنن. در واقع عزت نفس نداشتن.
خب من به اینا امید میدادم. میگفتم توکلتون به خدا باشه ، ترامپ کاره ای نیست. یا اینکه شما که اینقدر به قول خودتون خوش شانس بودید که برنده شدید چرا نمیخواید برید حتی مصاحبه و از این فرصت استفاده کنید. خلاصه داشتم گِل لگد میکردم????
آقا این ادمینای گروه منو به خاطر این دیدگاه توحیدیم از همه گروه ها شون بن کردن و انداختن بیرون.
و استاد اینکه شما میگید تو ایران شرک زیاده من به عینه دیدم این شرک رو.
ینی طرف اینقدر منفیه و اینقدر مشرکه که قدرت خدا رو به اندازه ترامپ قبول نداره.
در واقع نمیگه خدا رو شکر که من از بین چند صد هزار نفر قبول شدم.
همش تمرکزشون روی منفیاست همش ناشکری .
واقعا چقدر این بندگان خدا ساده ان.
خلاصه که این فایلای توحیدی شما توی مهاجرت به من خیلی قوت قلب میده و امسالم لاتاری شرکت میکنم. البته الان دارم برای آیلتس و جیمت میخونم که دانشجویی اپلای کنم (اگه سایر راه ها نشد).
اما دوست دارم به راحتترین شکل که همون برنده شدن تو لاتاریه اقامت آمریکا رو بدست بیارم.
بگذریم.
نکته بعدی که از حرفای شما روی من اثر گذار بود این جملتون بود که گفتید بچه من قرضی از طرف خداوند بود.
مال من نبود.
این دیدگاه به من کمک میکنه که خودمو فدای بچه هام نکنم.
چطور؟
من میگم بچه ام مال خداست و خدا خودش بهتر از من بلده چطور از اموالش حفاظت کنه و اونا رو به راه درست هدایت کنه.
پس اگه در آینده فرزندی بهم بده نه نگران آیندشم نه اینکه خودمو فدای بچه م میکنم.
چیزی که مال من نیست پس مسولیتشم رو دوش من نیست و یادمه شما تو قانون آفرینش گفتید که هیچ جای قرآن ننوشته که شما مسئول بچه هاتونید و خیلیا هم مقاومت داشتن.
نکته بعدی این بود که گفتید مگه این قلبو این روده رو مردم برات درست کردن؟
خب من تو قسمت نظرات تضاد گفتم که صرع دارم و با دارو کنترول شده.
اما وقتی داروها رو شروع به کم کردن کردم بازم دچار حمله شدم.
من وقتی این حرف شما رو شنیدم گفتم عباسمنش راست میگه. ینی خداوندی که منو خلق کرده و توی تک تک سلولهای بدنم حضور داره نمیتونه که کاری کنه که مغز من بدون دارو کار کنه.
همیشه با این ندا ذهنمو قانع میکنم که اگه رو خودت کار کنی ،اگه روی باورات کار کنی بدنت سالم میشه و نیازی به قرصم نداری. چون یادمه تو دوره کشف قوانین گفتید خداوند همواره پاسخش مثبته،ایراد از باورای خودمونه و همچنین گفتید که طبیعیه که آدم سالم باشه تا آخرین لحظات عمرش و شب بخوابه صبح بیدار نشه. و غیرطبیعیه که آدم بیمار باشه.
و همه این حرفا بهم قدرت میده.
و از خداوند خواستم منو به مسیری هدایت کنه که تا آخر عمرم بدون دارو و در سلامتی کامل زندگی کنم.
بقول خودتون که سلامتی،ثروت،بیماری و…. یک فرکانس هستن.
و من از خداوند خواستم منو به مدارهایی هدایت کنه که در اونا سلامتی، ثروت،شادی و عشق و …. وجود داره.
در واقع هر چی بیشتر فایلایی که در مورد توحید هستش رو گوش میدم بیشتر باور میکنم که فقط باید روی خدا حساب کنم. و اینکه حرف مردم مهم نیست.
بی گمان خدا این گناه را که به او شرک ورزیده شود نمی بخشد و اما کوچکتر از آن را برای هر کس که در مشیتش باشد میبخشد ، و هر کس که برای خدا شریکی قائل شود در گمراهی بسی دور افتاده است.
این داستان خیلی برای من مفهوم شرک را باز کرد…
دریک کلام
خدا قدرت و ثروت مطلق است و خوش ندارد که مخلوقاتش به غیر خودش دل ببندند ؛ دقیقا مثل یک پدر پولداری که خوش ندارد که بچه اش برای گرفتن یک شکلات به در خانه همسایه برود…
خدا میداند که درون ما چه گوهری است و بهای آن فقط خود خداست و برای همین اجازه نداده که این گوهر را به غیر از خودش برای هیچ کس دیگری نذر نکنیم…
و باید پناه برد به خدا از شرک ، شرکی که در دل مومن مانند راه رفتن یک مورچه سیاه بروی یک سنگ سیاه در دل تاریکی شب ؛ هست
بگو: من فقط پروردگارم را میپرستم، و هیچ کس را شریک او قرار نمیدهم
به نام خداوند تنها صاحب قدرت و فرمانروایی جهان
سلام به همه مخلوق های خدا
دقیقا ساعت 1:6 Am هست امروز روز دوم عید قربان بود مهمانی رفته بودم ناوقت شب آمدیم فقط فایل یکی دوبار گوش کردم دقیق نی
و کمنت هم نخواندیم خواستم فردا بالایی این بخش روزشمار دوباره تاکید کنم ولی در همین تایم شب یک حس درونم گفت بیایم و کمنت خود را نوشته کنم
همیشه یک چیزی درونم هست که میگوید من بیهوده در این دنیا نیامدیم بخاطر یک هدف یک رسالت آمدیم در این دنیا هیچ چیز بیهوده نیست هیچ چیزی الکی و ناق نیست هیچ چیزی اتفاقی نیست چند شب هست ناخودآگاه با خدا حرف میزنم و اشک میریزیم
امشب وقتی میخواستم خواب شوم پیش از خواب یک فایل قدیمی استاد در مورد ویژه گی ها آدم های موفق و بها دادن شان گوش میدادم که از خانم انوشه انصاری یاد کردند فایل قطع کردم رفتم دنبال گوگل و سرچ در باره فضا کره ماه کره زمین عکس دیدم مطلب خواندم گفته های خانم انوشه را خواندم بخدا اشک هایم ناخودآگاه جاری بود این خدا چقدرررررر بزرگ هست چقدر با عظمت هست خداوند بخدا هیچ چیز بیهوده هست نکرده حتی یک مورچه را بهیوده هست نکرده خداوند زیاد بزرگ هست اصلا من هیچ خدا را نشناختیم
اقرار میکنم کسی که من را خلق کرده نمیشناسم نشناختیم که خدا کیست و چقدر بزرگ هست همیشه از قدرت خدا در زهنم یک چیز بسیارر ساده و فقط در زبان خدا بگو و از بزرگی اش بس
ما خدا را غلط شناختیم این خدا بسیاررر بزرگ هست همه ما را به خاطر یک هدف یک رسالت هست کرده که او رویایی خود خدا هست یعنی روح ما
گفته های خانم انوشه انصاری اشک های مرا جاری ساخت که گفته بود وقت پرواز خدا را شکر میکردم که رویایی من را به واقعیت تبدیل کرد و یک لبخند بزرگ در چهره ام بود هنوز هم رویا فکر میکردم قلبم بی نهایت خوشحال بود و احساسی عجیبی داشتم بیبین ،وقتی انسان بخاطر کاری که به این دنیا آمده و رویا خدا را برآورده میسازد چقدر حس عجیب میداشته باشد رویایی تو رویایی خدا هست
امشب حس عجیبی دارم تمام وجودم پر از سوال های شده که چرا هستم چرا آمدیم بخاطر چی آمدیم اصلا رسالت من چیست که با واقعی شدن آن قلبم حس عجیب پیدا کند چقدر حس عالی هست وقتی انسان رسالت خودش دریابد و محقق اش کند
فکر میکردم آمدیم تا ثروتمند شوم بیلیونر شوم ولی حس میکنم نی ثروت یک چیز طبیعی هست وارد زنده گی ات میشود اصلا هیچ کس نشاید چنین رسالت داشته باشد که بخاطر پولدار شدن آمده باشند این ها طبیعی هست و باید باشند کسی که خدا را باور کند ولی به نظر ما مهم هستن جهان هستی و خداوند بزرگتر از این حرف ها هست حس کن کره زمین خودش در هوا هست این کره ماه سیارات دیگر سیاه چال ها خورشید و مدار ها ستاره ها چقدر بزرگ هستن چقدر عجیب هستن این خدا چقدر بزرگ هست چقدر بزرگ هست جقدر بزرگ هست چقدرر بزرگ هست بخدااا هیچ چیزی هیچ چیزی هیچ چیزی برای خدا بزرگ نیست این رویا ها آرزوی ها ما به خدا هیچ بزرگ نیست این عظمت خدا را بیبین هر کس به فضا رفته اشک هایش جاری شده وقتی به زمین نگاه کرده
خود همین خانم انوشه انصاری گفته وقتی از فضا به زمین نگاه کردم هیچ چیز دیگر نبود فقط ارامش صلح و زیبایی زمین گفته زیبایی
راستی ما چرا در زمین زنده گی میکنیم چرا در سیارات دیگر چرا خداوند زمین را انتخاب کرد؟؟ اگر چیزی در جهان ناحق بیهوده میبود حالا این همه نظم نمیبود ما الکی در یک سیاره دیگر میبودیم ( نیروی برتر خدا )
یعنی این خدا چقدررررررررررر بزرگ هست من خدا را نمیشناختم هنوز هم نمیشناسم بخداااا شرک تمام وجودم را گرفته بود عظمت خدا را بیبین ما دنبال چی هستیم
خداییی که بر همه چیز توانا هست
خدایییی که بر همه چیز دانا هست
خداییی که مالک همه چیز هست
مات مبهوت هستم از عظمت بزرگی خدا
خداوند هیچ نیاز به انسان نداشت ولی انسان را خلق کرد ما در زنده گی خودمان دنبال چی چیز های بهیوده در روز ها عمرمان میگردیم با اینکه زنده گی جقدر نعمت بزرگ خداوند هست و بخاطر یک رسالت و هدفی قلبی امدیم با هزار شور و اشتیاق همه ما چقدر این جهان سطحی و با یک نگاه کوچک میبینیم که فقط همین زمین هموار یا گرد هست بس این زنده گی هست شب روز خوردن خوابیدن کار کردن نمیدانم چی بگویم چی گفتم چی نوشته دارم فقط چیزی که در دلم میایه می نویسم واقعا حس عجیب دارم حسی که به خودم میبینم که در کجا هستم و واقعا خدا را شکرررررررررر میکنم که من را هر روز آگاه تر میسازد و از خودش از عظمت اش برایم میگوید وقتی به اطرافم به خانواده ام میبینم دنبال چی حرف های هستن
در زهنم فقط یک حرف تکرار میشود این هست
این زنده گی بهیوده نیست
این جهان بیهوده نیست الکی نیست
خدایااااااااااااا من در مقابل بزرگی تو کوچکی کوچک هستم
فقط دلم میشود فریاد بزنم خدااااااا بزرگ هست زیادددددد بزرگ هست حتی ما تصور نمیتانیم
امروز خانه خانم مامایم رفته بودیم اوضاع مالی خوبی ندارد در تمام مدت که بودیم میخواست فقط از نداری خودش بگوید در اخیر هم میگفت در یک مکان دیگر بروم که مردم کمکم کنند بیبین این بزرگی و عظمت خدا را نه دیدم باور نداریم فکر میکنیم خدا داده نمیتواند اگر خدا را باور نکنیم حق ما همین زنده گی نیست ؟؟؟ اگر دنبال کمک مردم باشیم حق ما همین زنده گی نیست ؟؟ منظورم زنده گی که خوب نیست
گفته استاد مشکل اصلی ما ها این هست که بزرگی خدا را باور نداریم عظمت خدا را باور نداریم قدرت خدا باور ندارم دیگران نی شخصا خودم خودم خودم
خود من از جمله کسانی بودم و هستم که به خودم سخت ظلم کردیم چون خدا را باور نداشتم و دنبال کمک دیگران بودیم … خصوصا دوست
امدوز بعد از مدتها من یه شرک کوچولو وخفی انجام دادم و بعد از نیم ساعت به خودم اومدم که ای دل غافل ناخود آگاه نتونستم نجوای ذهن رو کنترل کنم و شرک ورزیدم و خودم فهمیدم و به مسیر اصلی برگشتم و الان که از سر کارم اومدم خونه سریع برگه برداشتم و نوشتم و از خدا طلب ببخش کردم و میدونم خداوند رحمان و رحیم منو بخشیده و فرکانس خوب به جهان فرستادم
و الان اومدم اینجا ردپا بذارم از خودم که ایمان در عملم و تقویت کنم
و اشتباهه و شرک من در امروز
دختر بزرگم نامزده و و رفته خونه مادر شوهرش مهمانی در تهران
امروز زنگ زد گفت مامان انشالله تا چند ماهه دیگه میریم سر زندگی خودمون و اول خیلی خوشحال شدم
اما وقتی همسرم از خیابان اومد و بهش گفتم دخترمون چی گفته تو فکر فرو رفت و نجواها اومد
و گفتیم انشالله خدا میرسونه پولشو اگه نشد یکم طلا داریم میفروشیم و الان که دارم مینویسم خوشحالم که اشتباهمو فهمیدم و متوجه شدم ایمانم در عمل ضعیفه به زبان میگم خدا بزرگه و روی قدرتش حساب میکنم اما امروز متوجه شدم هنوز ضعیفه و باید بیشتر کار کنم روی باور و نگاه توحیدیم و به خودم تعهد دادم توحید عملی رو زیاد گوش کنم تا ایمان در عملم بهتر بشه
نزدیک به 4 الی 5 مرتبه ابمان در عملم عالی بود و نتیجه خوبی هم گرفتم اما نمیدونم جرا امروز این مدلی حرف زدم و به خودم سخت نمیگیرم انسان اشتباه میکنه اما خوبیش اینکه تکرارش نکنی
پس به خودم تعهد میدم توحید عملی رو گوش کنم و برم اون دفترچه ای که تمام نتایج و و عمل به قوانین رو نوشتم بخونم تا ذهنمو منطقی کنم
«من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا ؛ بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم» «بستهام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز ؛ آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم» «ذَرِّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است ؛ ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم» «پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهان بینم داد ؛ و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم» «صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن ؛ حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم» «با منِ راه نشین خیز و سوی میکده آی ؛ تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم»
سلام و درود استاد. نکات کلیدی خوبی توی این فایل بود. واقعاً این موضوع توحید و شرک به یک دغدغه توی ذهنم تبدیل شده و نمیدونم چطوری ایمان و اطمینان قلبی حاصل کنم که در مسیر توحید هستم و از شرک به دورم.
حرکت مورچه سیاه روی سنگ سیاه توی دل تاریکی شب رو میشه با دوربین دید در شب و اسکن حرکتی پیدا کرد، شرک رو نه با دوربین حرارتی میشه دید، نه با اسکن حرکتی.
فقط و فقط میتونم بگم پناه میبرم به خدا که خودش منو از شرک حفظ کنه و چنان آگاهی و ایمان هدایت توحیدی بهم بده تا بتونم توحیدی باشم و مشرک نباشم ، همانگونه که ابراهیم نبی بود. در پناه رب العالمین جان همواره شادکام و ثروتمند و سلامت باشید استاد.
امیدوارم منم بتونم توحیدی باشم و قدرت ندم به دیگران و شرک نورزم،چشمم به دیگران دست دیگران نباشه که فلانی باید یه کاری برام بکنه چشم بدوزم به خدا به اون وصل بشم خودش همه کارارو برام میکنه ،خودش میاره آدمارو ،خودش از طریق دستانش کارامو برام میکنه کمک بهم میرسونه،فقط قدرت ندم به دیگران که خودم ضعیف بشم،قدرت اونه ،فرمانروا اونه،اون داره کارارو انجام میده،باید مراقب بود صفر و صد نیست،شرک انقدر مخفیه به قول پیامبر که مثل یک مورچه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاه مخفیه ،باید ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران،باید ببینی کجاها خدا رو فراموش کردی داری روی اون آدمه حساب میکنی و وابسته شدی بهش،کجاها شرک می ورزی،تو به اون وصل شو همه کارارو برات انجام میده خودش،اون منبع رزق و روزی و نعمته،دنبال خرده ریزه ها دست دیگران نباش
چقدر این کشور قشنگه و وایبش مثبته انرژیش خوبه،انشالله خدا منم هدایت کنه به این کشور برای زندگی،البته ترکیه رو هم دوست دارم ولی اینجا هم واقعا وایبش مثبته
و واقعا این فایل پر از نکته و درسه که ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران داری باج میدی حواست نیست،کجاها از اصل و منبع دور شدی به همون اندازه شرک می ورزی و بدبختی،همش اونه اون
انشالله بتونم عمل کنم به این آموزه ها و خوشبختی بینهایت رو تجربه کنم
سپاس از این فایل خوبتون که پر از درس و نکته است ،زندگی سازه سعادت و خوشبختی مارو میسازه
سلام به استادعزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیرم.
خداوند را سپاسگزارم بابت این لطف و رحمتی که شامل حال من کرد و من رو با شما استادان عزیزم همراه کرد و من رو وارد این جمع الهی کرد.
یک راست میرم سر اصل مطلب که توحید است.
دلم نمیاد ننویسم دلم نمیاد اینجا زیر این فایل توحیدی از خداوند تشکر نکنم بابت تمامی نعمت ها و رزق و روزی و سلامتی و روابط عالی که وارد زندگی من کرده.
چند روزه دارم روی این مطالب توحیدی کار میکنم دارم سعی میکنم توحید رو بهتر درک کنم خداوند رو بهتر بشناسم و خودم رو و زندگیم رو بسپارم به این تنها قدرت جهانیان که هرچه داریم از اوست.
اصلا این فایل های توحیدی یک حس و حال عجیبی به من دست میده همونطور که شما استادعزیزم پس از حرف زدن راجب این مطالب قلبون باز میشه و احساستون عالب میشه من هم پس از گوش دادن به این فایل ها و نوشتن و تفکر کردن در نشانه های خداوند اینطور میشم و گویی قلبم باز میشه میگم اخیییییشششش چقدر این خداوند مهربان و وهاب و رحمان و رحیمه.
از کامنت های دوستان نگم زیر این فایل های توحیدی که وقتی شروع به خواندن میکنم اشک از چشمانم جاری میشه و احساس فوق الاده ای بهم دست میده و خودتون میدونید که منظورم چه احساسی هستش.
تقریبا 3 روزه پس از تضادی که بهش برخوردم و هدایت شدم به فایل های توحیدی میگذره و خداروشاهد میگیرم که به لطف و عظمت و کرمش چنان تغیراتی اول از همه در احساس من رخ داده و بعد در زندگی ام که گویی خود خداوند وارد زندگی ام شده و کارهام داده انجام میشه اصلا من مات و مبهوت اصلا من چی بگم از این همه لطف و مهربانی خداوند.
نمیدونم چرا ما اجازه نمیدیم خداوند وارد بشه
چرا اجازه نمیدیم تنها قدرت کیهان زندگیمون رو مدیریت کنه
چرا ما اجازه نمیدیم که خداوند بشینه پشت فرمون.
امروز یک اتفاق جالبی افتاد بزارید تعریف کنم و بگم چه ترمز بزرگی پیدا کردم در ذهن خودم و مطمعنم در ذهن دوستان هم هست.
دیشب برای فروشگاه ما بار رسید 3 گونی لباس جدید که امروز من باید میومدم و اینهارو به صورت دسته دسته تقسیم میکردم و توی انبار میچیدم
اول صبح رسیدم مغازه و همکارم اومد و در رو باز کرد و بعد چند دقیقه یک شخص که من نمیشناختم وارد شد و با همکارم کار داشت و طی همین مدت که همکارم نبود گفت به من گفتن بیام امروز اینجا و انبارگردانی کنم و انبار رو از اول مرتب بچینم من پیش خودم گفتم من که انبار رو چیدم و مرتبم هست لازم نبود این شخص بیاد همکارم اومد و پس از صحبت با این دوست عزیزمون رو به من کرد و گفت مهدی جان شما امروز دست به هیچکاری نزن ایشون اومده اینجا و تمامی اجناس رو از اول میچینه تو قفسه ها و بار جدید روهم خودش میچینه من اول شاکی شدم که چرا این شخص اومده توی ذهنم داشتم کلنجار نیرفتم یهو یک ندایی گفت چرا لطف و رحمتی که شامل حالت کردیم رو نمیخوای بپذیری و من همینجور مات و مبهوت بودم که چی چی شد بعد شروع کردم به فکر کردن و دیدم واقعا من خیلی از جاها کمک خداوند رو رد کردم و نپذیرفتم خیلی جاها نعمت خداوند رو رد کردم و مقاومت داشتم از اینکه خداوند نعمت هارو وارد زندگیم کنه.
نعمت همیشه پول نیست نعمت میتونه به این شکل وارد زندگی من بشه که یکی بیاد و تمام کارهای من رو بکنه و من فقط وایسم و مدیریت کنم نعمت میتونه به هزاران شکل وارد زندگی ما بشه و چقدررر ما مشرک هستیم که نعمت خداوند رو از طرف خداوند نمیدونیم و از طرف انسان ها میدونیم و تازه شاکی هم میشیم.
خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم که منرو به این مسیر توحیدی هدایت کردی
واقعا توحید اصله
توحید اصله
توحید اصله
وقتی اجازه میدیم به خداوند که حضور پیداکنه در تمامی جنبه های زندگی ما زندگیمون به ساده ترین شکل ممکن پیش میره و تمام کارهامون انجام میشه فقط باید این مقاوت های ذهنی رو برداریم و در رو باز کنیم و اجازه بدیم که خداوند وارد جریان زندگی ما بشه و او کارهارو انجام بده و چقدررر قشنگ انجام دهنده ایست خداوند.
چقدر جاهایی که روی آدم ها حساب باز کردم و زمین خوردم
چقدر جاهایی که به دیگران قدرت دادم و از مسیر دور شدم
چقدر جاهایی حتی روی خودم حساب کردم و زمین خوردم
برای شروع کسب و کاری روی یک شخص بیرونی حساب باز کردم و گفتم باهم شریک بشیم این من رو خوشبخت میکنه چنان بدبخت شدم و تمام سرمایه ام از بین رفت.
برای دریافت حقوقم روی مدیر مجموعه حساب کردم و چندین رو حقوقم واریز نشد و گفتم خدایا فقط روی تو حساب میکنم فرداش حقوقم به حسابم واریز شد.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم گفتن اینجا پارتی بازیه گفتم خدا بامنه و اول شدم.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم و گفتن پارتی بازیه و ترسیدم و چهارم شدم.
2 شرایط یکسان و 2 اتفاق متفاوت فقط به خاطر باورهای شرک آلود من.
چقدر این خداوند رحمان و رحیمه.
چقدر خداوند بخشنده و مهربانه.
چقدر خداوند آمرزندس.
خداوندا تنها تورا میپرستم واز تو یاری میجویم منرو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که برآنها غضب کردی و نه گمراهان.
توحید اصل و پایه و بیس یک زندگی راحت و آسون و پراز نعمت و برکت و سلامتیه
از وقتی کمی دیدگاهم نسبت به خداوند عوض شد
از وقتی خداباورتر شدم
از وقتی دارم ترس هام و شرک هامو قربانی میکنم
زندگی روی دیگری به من نشون داد
نشون داد میشه به جای تقلا کردن به راحتی به خواسته ها رسید
نشون داد چیزی برات بزرگه که انجام دادنش برای خدا درحد تیله بازیه
نشون داد وقتی خدارو باور کنی بهش توکل کنی برات همه چی میشه
نشون داد هیچ کمبودی وجود ندارد جهانش پراز فراوانیه تو باورش کن تا ببینیش
وووووو
استاد عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگذارم که توحید رو هر لحظه درزندگیتون اجرا کردید
شما نه از تمسخرهای دیگران پرسیدید نه از تهدید ها چون تکیه شما به ابر قدرتی بود که خودش خالقه که هرآنچه هست از اوست
من زمانی فهمیدم که دیگران قدرت ندارند که به فانی بودن اون ها پی بردم
و به خالق بودن خودم
هنوز خیلی راه دارم تا درکش کنم هنوز هم ترس دارم اما وقتی حرف از توحید میشه نمیتونم زیاد توی ترس هام بمونم چون دارم هر لحظه خودم رو تربیت میکنم که توحیدی فکر کنم و عمل کنم تا زندگی راحتی داشته باشم
واقعا وقتی مزه توحید عملی میاد زیر زبونت دلت میخواد هر لحظه بیشتر توی این لحظه ناب بمونی
کاری که ازروی عشق به خدا انجام بشه و به بعدش فکر نکنی خیلی بهت مزه میده تا اینکه به از روی ترس از مردم انجام بدی و هی نگران باشی بقیه چی میگن
کاری که من توی سه ماه انجام دادم و جز اینکه به خودم آسیب زد چیزی نصیبم نشد
خدا همه چیه چون انالله وانا علیه راجعون ما از خداییم و به سوی او برمیگردیم
همه ما تیکه ای از وجود خداوندیم پس بهتره به جای ترسیدن از بقیه و باج دادن به بقیه بهشون احترام بزاریم و خودمون باشیم و بدونیم منبع رزق من تنها و تنها خداست
چون آدم وقتی خودش باشه همه عاشقش میشن حتی اگه باهات مخالف باشند آخرش تو میشی براشون الگو مثل استاد عباس منش عزیزم
واقعا خدارو شکر میکنم برای نعمت هایی که هر لحظه در زندگیم میاد مثل آگاهی های توحید عملی
به نام خدای مهربانم خدای قدرتمندم
سلام به استاد زیبا بین و توحیدیم و مریم جانم
نیم ساعته پیش با همسر جان رفتیم برای میز صندلی فانتزی برای دخترم ببینیم و قیمت بگیریم
چون دخترم معلمه زبانه و کلاس خصوصی اجاره کرده نیاز به چند تا صندلی رنگی برای دانش آموزان داره که بچه ها در موقع درس خوندن هم لذت ببرن و هم یه جورایی کلاس خوشگل دیده بشه و کلا به چیزهای فانتزی علاقه شدید داره
وقتی رفتیم دیدیم در مغازه بسته ست و همسرم گفت بیا بریم بعدا میایم گفتم نه الان زنگ میزنم خلاصه زنگ زدیم و بنده خدا سریع اومد و تا اومدن طرف من به همسرم گفتم اگر رفتیم داخل من میپرسم میشه صندلیهایی رنگهای متفاوت بده همسرم گفت نه نگو هم بده هم نمیشه این کار
اونا اصول دارن منم گفتم نه من در خواستمو میدم اون قبول نمیکنه یا نه
وقتی رفتیم داخل مغازه و قیمت پرسیدن و با خودم گفتم الان وقتشه بگو درخواستتو
و وقتی پرسیدم گفت آره هر رنگی میخواین بردارین هیچ ایرادی نداره
و خیلی خوشحال شدم که طبق قانون عمل کردم
و اینو هدایت خدا میدونم و از خودم راضیم که یه قدم خوب برداشتم امروز
چون دیروز فهمیدم ایمان در عمل کردن روی قدرت خدا حساب کردن و تو بعضی از شرایط قرار گرفتن یکم ضعیفم از امروز تعهد دادم و از خداوند کمک خواستم تا دستمو بگیره و بتونم تقویت کنم باور توحید در عمل رو
و اون یه ذره رو هم تقویت کنم که همه چیز و همه اوضاع در هر شرایطی با کنترل ذهن و ایمان و دیدن و حساب کردن روی قدرت خدا رو ببینم و بسپارم به خودش از ته قلبم
میگم تو بعضی جاها خیلی خوب عمل کردم و نتایجشو هم دیدم اما بعضی جاها هنوز یکم ضعیفم و اونم میدونم از عدم کنترل ذهنمه باید بیشتر روی کنترل ذهن و توحید عملی کار کنن
استاد ممنونتم دوستتون دارم در پناه خداوند مهربان باشین
سلام به استاد عزیز
درود بر دوستان خوب خودم
این فایل خودش به تنهایی یک ترم دانشگاهی است
چقدر نکته و حرف و مطلب را در خود دارد
بی شک هر زمان من خودم روی دیگران حساب کردم
هر زمان تنها راه موفقیت و راه دست یافتن به یک مقصد و هدف خودم را در دستهای شخص خاصی دیدم
جوری شد که من در نهایت حالم خراب می شد
دچار کلی دردسر و اتفاقات بد می شدم
خیلی درگیر مشکلات و کم و کاستی ها می شدم
در نهایت گریان می شدم
در نهایت افسرده و زخم خورده می شدم
نکته جالب این بود که هر زمان که قدرت را به دیگری می دادم این سبب می شد که من ضعیف و در نهایت خوار باشم
چقدر این اتفاق بارهای بار برای من رخ می داد و من این را نمی فهمیدم
حالها با وجود اینکه هزار و یک مشکل و اتفاق برای من به وجود می آید در نهایت وقتی که کارها را به او می سپارم
از او کمک می گیرم
دست بسوی او دراز می کنم
اینها سبب می شود که دیگر ناراحت و درگیرنشوم
از همه مهمتر و عالیتر اینکه آرامشی برای من به وجود می آید که در خواب هم نمی بینم
به قدری حال من خوب می شود که شادی و حال خوبی برای من روزمره شده است
چرا که قدرت را به دست کسی داده ام که او نهایت قدرت و پیروزی و شادی است
اینها را از زمانی دارم که گوش به صحبت های استاد عزیز دادم
او را منبع و سرچشمه همه خوبی ها دانستم
به این درک رسیدم که هر زمان که با او صحبت کنم و از او بخواهم آن کار شدنی است
آن کار تمام شده است
این بزرگترین رمز موفقیت و پیروزی برای من است
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
با هر چه عشق میتوان نام تو را نوشت /با هر چه رود میتوان نام تو را سرود
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز ،خانوم فرهادی و شایسته عزیز و سایر همراهان و دوستانم در سایت عباسمنش.
سپاسگذار خداوندم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کرد.
من قبل از اینکه به صورت کامل این فایل رو ببینم میکس این فایل رو که آقای رضا عطار روشن به شما دادن و شما هم تو کانال تلگرام گذاشتید گوش دادم.
جا داره اینجا از آقای عطار روشن تشکر کنم بابت تمام میکسهای قشنگشون از استاد که برامون میفرستن.
استاد من یه مدت به طرز عجیبی به اون چیزی که نیاز دارم درست در زمان مشخصش از شما یه فایل میاد بسردن که دقیقاً همون سوال منو جواب میده.
البته بعضی وقتا هم سوال نیست و در غالب یک فکره.
مثلاً چند وقت پیش داشتم با خودم فکر میکردم اومدم آمریکا بیام با مردم ارتباط سازی کنم و با فرهنگشون آشنا بشم و بعد شروع کنم به ساخت کسب و کارم
(میخوام یه شرکت بزنم شبیه به علی بابا)
بعد به خودم گفتم خُب میام یه پیج اینستا میزنم و بعد فالوورام زیاد شد یه پیج تلگرام میزنم و بعدشم بقیه مسیر.
و تو این فایل شما دقیقاً اشاره کردید موفقیت به فالوور اینستا و…. ربطی نداره و قدرت اذان خداونده و این موضوع حس خیلی خوبی بهم میده.
واقعاً وقتی در مورد توحید میحرفید من حسم عالی میشه و این فایلای توحیدی رو هر روز میگوشم.
نکته بعدی اینکه شما تو این فایل گفتی که طرف میگه من عاشق فلانیم و بدون اون میمیرم بعد نمیدونه که خداوند داره از این طریق به اون عشق میورزه،
خب من از شما یاد گرفتم که به افراد وابسته نباشم بخصوص تو روابط زناشویی
(البته من مجردم هنوز)
این جمله به من فهموند هر لذتی رو شخص با همسرش و فرزندان و سایر افراد تجربه میکنه ، از سمت خداونده و خداونده که این آدما رو خلق کرده و سر راه ما قرار داده تا ازشون لذت ببریم.
نه خانواده بلکه هر چیزی که تو این دنیا وجود داره که به ما لذت میده رو خداوند خلق کرده
اگه ما به این شکل که گفتم به خدا نگاه کنیم اونوقت تمام وجودمون خدایی میشه و همیشه سپاسگذار خداوندیم و دیگه نیازی نداریم به دیگران توضیح بدیم یا دیگران رو قانع کنیم یا بگیم اگه فلانی نباشه یا اگه فلان شخص ازم حمایت نکنه نابود میشم پس من مجبورم طبق میل فالوورام عمل کنم.
موضوع بعدی مربوط میشه به اون قسمت که گفتید به من زنگ میزنن و به شوخی میگن به ترامپتون بگو درها رو باز کنه ،ما مهاجرت کنیم به امریکا
من خودم قصد مهاجرت دارم به آمریکا و با تمام وجود خواستشو به خداوند عرضه کردم ولی بدلیل ترمزهایی که داشتم (که تو بخش نظرات دوره کشف قوانین مفصل نوشتم) نتونستم تا الان به هدفم برسم و این جمله شما به من قدرت داد و میده.
یادمه پارسال توی یه گروه مهاجرت به آمریکا عضو بودم و بحث این بود که دادگاه هاوایی علیه “فرمان اجرایی منع ورود ترامپ” شکایت کرده بود و این فرمان در دادگاه عالی آمریکا به رای گذاشته شد و بچه ها نظر میدادن عمراً اگه دیوان عالی به ترامپ رای بده. حتی اونایی که مشاور مهاجرت بودن یا وکیل بود یکیشون میگفت در بدترین حالت دادگاه عالی رای رو به شکل بن ۲ در میاره و رای به بنوفاید میده و… که داستانش مفصله.
یادمه خیلیا که لاتاری برنده شده بودن نا امید بودن و هی این ناامیدی رو تو گروه مطرح میکردن و یه جورایی دنبال این بودن که از دیگران تایید بگیرن و دیگران براشون دلسوزی کنن. در واقع عزت نفس نداشتن.
خب من به اینا امید میدادم. میگفتم توکلتون به خدا باشه ، ترامپ کاره ای نیست. یا اینکه شما که اینقدر به قول خودتون خوش شانس بودید که برنده شدید چرا نمیخواید برید حتی مصاحبه و از این فرصت استفاده کنید. خلاصه داشتم گِل لگد میکردم????
آقا این ادمینای گروه منو به خاطر این دیدگاه توحیدیم از همه گروه ها شون بن کردن و انداختن بیرون.
و استاد اینکه شما میگید تو ایران شرک زیاده من به عینه دیدم این شرک رو.
ینی طرف اینقدر منفیه و اینقدر مشرکه که قدرت خدا رو به اندازه ترامپ قبول نداره.
در واقع نمیگه خدا رو شکر که من از بین چند صد هزار نفر قبول شدم.
همش تمرکزشون روی منفیاست همش ناشکری .
واقعا چقدر این بندگان خدا ساده ان.
خلاصه که این فایلای توحیدی شما توی مهاجرت به من خیلی قوت قلب میده و امسالم لاتاری شرکت میکنم. البته الان دارم برای آیلتس و جیمت میخونم که دانشجویی اپلای کنم (اگه سایر راه ها نشد).
اما دوست دارم به راحتترین شکل که همون برنده شدن تو لاتاریه اقامت آمریکا رو بدست بیارم.
بگذریم.
نکته بعدی که از حرفای شما روی من اثر گذار بود این جملتون بود که گفتید بچه من قرضی از طرف خداوند بود.
مال من نبود.
این دیدگاه به من کمک میکنه که خودمو فدای بچه هام نکنم.
چطور؟
من میگم بچه ام مال خداست و خدا خودش بهتر از من بلده چطور از اموالش حفاظت کنه و اونا رو به راه درست هدایت کنه.
پس اگه در آینده فرزندی بهم بده نه نگران آیندشم نه اینکه خودمو فدای بچه م میکنم.
چیزی که مال من نیست پس مسولیتشم رو دوش من نیست و یادمه شما تو قانون آفرینش گفتید که هیچ جای قرآن ننوشته که شما مسئول بچه هاتونید و خیلیا هم مقاومت داشتن.
نکته بعدی این بود که گفتید مگه این قلبو این روده رو مردم برات درست کردن؟
خب من تو قسمت نظرات تضاد گفتم که صرع دارم و با دارو کنترول شده.
اما وقتی داروها رو شروع به کم کردن کردم بازم دچار حمله شدم.
من وقتی این حرف شما رو شنیدم گفتم عباسمنش راست میگه. ینی خداوندی که منو خلق کرده و توی تک تک سلولهای بدنم حضور داره نمیتونه که کاری کنه که مغز من بدون دارو کار کنه.
همیشه با این ندا ذهنمو قانع میکنم که اگه رو خودت کار کنی ،اگه روی باورات کار کنی بدنت سالم میشه و نیازی به قرصم نداری. چون یادمه تو دوره کشف قوانین گفتید خداوند همواره پاسخش مثبته،ایراد از باورای خودمونه و همچنین گفتید که طبیعیه که آدم سالم باشه تا آخرین لحظات عمرش و شب بخوابه صبح بیدار نشه. و غیرطبیعیه که آدم بیمار باشه.
و همه این حرفا بهم قدرت میده.
و از خداوند خواستم منو به مسیری هدایت کنه که تا آخر عمرم بدون دارو و در سلامتی کامل زندگی کنم.
بقول خودتون که سلامتی،ثروت،بیماری و…. یک فرکانس هستن.
و من از خداوند خواستم منو به مدارهایی هدایت کنه که در اونا سلامتی، ثروت،شادی و عشق و …. وجود داره.
در واقع هر چی بیشتر فایلایی که در مورد توحید هستش رو گوش میدم بیشتر باور میکنم که فقط باید روی خدا حساب کنم. و اینکه حرف مردم مهم نیست.
برای همه مون آرزوی سلامتی و ثروت و آگاهی دارم.
استاد دمت گرم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سالها پیش این داستان را از زبان شخصی شنیدم که الان که فکر میکنم به آن داستان خیلی زیبا مفهوم شرک را بهتر میفهمم…
اما داستان این است که شخصی خاطره ای تعریف کرد که اینگونه بود
آن شخص میگفت در یک شب در خانه ام نشسته بودم که ناگهان صدای دعوای زن و شوهری توجهم را به خود جلب کرد
در لابلای دعوای آن زن و شوهر ؛ زن به شوهر خود میگفت:
ببین تو به من دروغ گفتی که این و آن را برایت میخرم اما تو را بخشیدم
ببین تو به پدر و مادرم بی احترامی کردی اما از تو گذشتم
ببین تو سراغ مواد مخدر رفتی و معتاد شدی اما با تو ساختم و از تو گذشتم
ببین تو به سمت دزدی رفتی و مال حرام به خانه آوردی ؛ اما از این خطایت هم گذشتم و تو را بخشیدم
و همینجور داشت میگفت و میگفت تا کار به جایی رسید که بغض در گلویش ترکید و با گریه گفت:
ببین تو رفتی به غیر از من همسری دیگر را به عنوان همسر دومت برگزیدی ، بخدا دیگر نمیتوانم از این بگذرم
در همین حین آن شخصی که داستان را برایم تعریف کرد گفت:
وقتی چنین حرفی را زد سریع به خود آمدم و سریع یاد این آیه قرآن افتادم که خدا میگه:
(إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَغۡفِرُ أَن یُشۡرَکَ بِهِۦ وَیَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَ ٰلِکَ لِمَن یَشَاۤءُۚ وَمَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَـٰلَۢا بَعِیدًا)
[سوره النساء ١١۶]
بی گمان خدا این گناه را که به او شرک ورزیده شود نمی بخشد و اما کوچکتر از آن را برای هر کس که در مشیتش باشد میبخشد ، و هر کس که برای خدا شریکی قائل شود در گمراهی بسی دور افتاده است.
این داستان خیلی برای من مفهوم شرک را باز کرد…
دریک کلام
خدا قدرت و ثروت مطلق است و خوش ندارد که مخلوقاتش به غیر خودش دل ببندند ؛ دقیقا مثل یک پدر پولداری که خوش ندارد که بچه اش برای گرفتن یک شکلات به در خانه همسایه برود…
خدا میداند که درون ما چه گوهری است و بهای آن فقط خود خداست و برای همین اجازه نداده که این گوهر را به غیر از خودش برای هیچ کس دیگری نذر نکنیم…
و باید پناه برد به خدا از شرک ، شرکی که در دل مومن مانند راه رفتن یک مورچه سیاه بروی یک سنگ سیاه در دل تاریکی شب ؛ هست
خدایا پناه میبرم به تو از دچار شدن به شرک 🙏🌹
سلام دوست عزیز
مثال خداوند که مثل یه بالای پولداره و اصلا دوست نداره، بوش برای شکلات گرفتم بره در خونه همسایه برام جالب بود و لذت بردم از این قیاستون
امیدوارم هر رو بیشتر در مسیر توحید و یکتاپرستی باشیم
پر پناه الله یکتا شاد سالم و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت باشید
سوره جن (آیه 20)
قُلْ إِنَّمَآ أَدْعُو رَبِّی وَلَآ أُشْرِکُ بِهِٓ أَحَدًا (٢٠)
بگو: من فقط پروردگارم را میپرستم، و هیچ کس را شریک او قرار نمیدهم
به نام خداوند تنها صاحب قدرت و فرمانروایی جهان
سلام به همه مخلوق های خدا
دقیقا ساعت 1:6 Am هست امروز روز دوم عید قربان بود مهمانی رفته بودم ناوقت شب آمدیم فقط فایل یکی دوبار گوش کردم دقیق نی
و کمنت هم نخواندیم خواستم فردا بالایی این بخش روزشمار دوباره تاکید کنم ولی در همین تایم شب یک حس درونم گفت بیایم و کمنت خود را نوشته کنم
همیشه یک چیزی درونم هست که میگوید من بیهوده در این دنیا نیامدیم بخاطر یک هدف یک رسالت آمدیم در این دنیا هیچ چیز بیهوده نیست هیچ چیزی الکی و ناق نیست هیچ چیزی اتفاقی نیست چند شب هست ناخودآگاه با خدا حرف میزنم و اشک میریزیم
امشب وقتی میخواستم خواب شوم پیش از خواب یک فایل قدیمی استاد در مورد ویژه گی ها آدم های موفق و بها دادن شان گوش میدادم که از خانم انوشه انصاری یاد کردند فایل قطع کردم رفتم دنبال گوگل و سرچ در باره فضا کره ماه کره زمین عکس دیدم مطلب خواندم گفته های خانم انوشه را خواندم بخدا اشک هایم ناخودآگاه جاری بود این خدا چقدرررررر بزرگ هست چقدر با عظمت هست خداوند بخدا هیچ چیز بیهوده هست نکرده حتی یک مورچه را بهیوده هست نکرده خداوند زیاد بزرگ هست اصلا من هیچ خدا را نشناختیم
اقرار میکنم کسی که من را خلق کرده نمیشناسم نشناختیم که خدا کیست و چقدر بزرگ هست همیشه از قدرت خدا در زهنم یک چیز بسیارر ساده و فقط در زبان خدا بگو و از بزرگی اش بس
ما خدا را غلط شناختیم این خدا بسیاررر بزرگ هست همه ما را به خاطر یک هدف یک رسالت هست کرده که او رویایی خود خدا هست یعنی روح ما
گفته های خانم انوشه انصاری اشک های مرا جاری ساخت که گفته بود وقت پرواز خدا را شکر میکردم که رویایی من را به واقعیت تبدیل کرد و یک لبخند بزرگ در چهره ام بود هنوز هم رویا فکر میکردم قلبم بی نهایت خوشحال بود و احساسی عجیبی داشتم بیبین ،وقتی انسان بخاطر کاری که به این دنیا آمده و رویا خدا را برآورده میسازد چقدر حس عجیب میداشته باشد رویایی تو رویایی خدا هست
امشب حس عجیبی دارم تمام وجودم پر از سوال های شده که چرا هستم چرا آمدیم بخاطر چی آمدیم اصلا رسالت من چیست که با واقعی شدن آن قلبم حس عجیب پیدا کند چقدر حس عالی هست وقتی انسان رسالت خودش دریابد و محقق اش کند
فکر میکردم آمدیم تا ثروتمند شوم بیلیونر شوم ولی حس میکنم نی ثروت یک چیز طبیعی هست وارد زنده گی ات میشود اصلا هیچ کس نشاید چنین رسالت داشته باشد که بخاطر پولدار شدن آمده باشند این ها طبیعی هست و باید باشند کسی که خدا را باور کند ولی به نظر ما مهم هستن جهان هستی و خداوند بزرگتر از این حرف ها هست حس کن کره زمین خودش در هوا هست این کره ماه سیارات دیگر سیاه چال ها خورشید و مدار ها ستاره ها چقدر بزرگ هستن چقدر عجیب هستن این خدا چقدر بزرگ هست چقدر بزرگ هست جقدر بزرگ هست چقدرر بزرگ هست بخدااا هیچ چیزی هیچ چیزی هیچ چیزی برای خدا بزرگ نیست این رویا ها آرزوی ها ما به خدا هیچ بزرگ نیست این عظمت خدا را بیبین هر کس به فضا رفته اشک هایش جاری شده وقتی به زمین نگاه کرده
خود همین خانم انوشه انصاری گفته وقتی از فضا به زمین نگاه کردم هیچ چیز دیگر نبود فقط ارامش صلح و زیبایی زمین گفته زیبایی
راستی ما چرا در زمین زنده گی میکنیم چرا در سیارات دیگر چرا خداوند زمین را انتخاب کرد؟؟ اگر چیزی در جهان ناحق بیهوده میبود حالا این همه نظم نمیبود ما الکی در یک سیاره دیگر میبودیم ( نیروی برتر خدا )
یعنی این خدا چقدررررررررررر بزرگ هست من خدا را نمیشناختم هنوز هم نمیشناسم بخداااا شرک تمام وجودم را گرفته بود عظمت خدا را بیبین ما دنبال چی هستیم
خداییی که بر همه چیز توانا هست
خدایییی که بر همه چیز دانا هست
خداییی که مالک همه چیز هست
مات مبهوت هستم از عظمت بزرگی خدا
خداوند هیچ نیاز به انسان نداشت ولی انسان را خلق کرد ما در زنده گی خودمان دنبال چی چیز های بهیوده در روز ها عمرمان میگردیم با اینکه زنده گی جقدر نعمت بزرگ خداوند هست و بخاطر یک رسالت و هدفی قلبی امدیم با هزار شور و اشتیاق همه ما چقدر این جهان سطحی و با یک نگاه کوچک میبینیم که فقط همین زمین هموار یا گرد هست بس این زنده گی هست شب روز خوردن خوابیدن کار کردن نمیدانم چی بگویم چی گفتم چی نوشته دارم فقط چیزی که در دلم میایه می نویسم واقعا حس عجیب دارم حسی که به خودم میبینم که در کجا هستم و واقعا خدا را شکرررررررررر میکنم که من را هر روز آگاه تر میسازد و از خودش از عظمت اش برایم میگوید وقتی به اطرافم به خانواده ام میبینم دنبال چی حرف های هستن
در زهنم فقط یک حرف تکرار میشود این هست
این زنده گی بهیوده نیست
این جهان بیهوده نیست الکی نیست
خدایااااااااااااا من در مقابل بزرگی تو کوچکی کوچک هستم
فقط دلم میشود فریاد بزنم خدااااااا بزرگ هست زیادددددد بزرگ هست حتی ما تصور نمیتانیم
امروز خانه خانم مامایم رفته بودیم اوضاع مالی خوبی ندارد در تمام مدت که بودیم میخواست فقط از نداری خودش بگوید در اخیر هم میگفت در یک مکان دیگر بروم که مردم کمکم کنند بیبین این بزرگی و عظمت خدا را نه دیدم باور نداریم فکر میکنیم خدا داده نمیتواند اگر خدا را باور نکنیم حق ما همین زنده گی نیست ؟؟؟ اگر دنبال کمک مردم باشیم حق ما همین زنده گی نیست ؟؟ منظورم زنده گی که خوب نیست
گفته استاد مشکل اصلی ما ها این هست که بزرگی خدا را باور نداریم عظمت خدا را باور نداریم قدرت خدا باور ندارم دیگران نی شخصا خودم خودم خودم
خود من از جمله کسانی بودم و هستم که به خودم سخت ظلم کردیم چون خدا را باور نداشتم و دنبال کمک دیگران بودیم … خصوصا دوست
سوره رعد (آیه 28)
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)
آنها کسانی هستند که ایمان آوردهاند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مییابد
خدایا خودت ببخش و هر روز ایمان من را به خودت بیشتر بساز و عظمتتت را برایم نشان بده تا تو را بیشتر درک کنم الهی شکرت.
سوره توبه (بخشی از آیه 118)
لَا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّآ إِلَیْهِ(١١٨)
هیچ پناهگاهی از خدا جز به سوی او نیست
سلام به شما دوست عزیزم
نمیدونم از کدوم شهر زیبای ایران هستید ولی چقدر لهجه قشنگتو دوست داشتم
من اومدم تو سایتِ پر برکتمون نشونمو ببینم هدایت شدم به مطالب قشنگ شما
کلی قلبم ارومتر شد و حس کردم از طرف این سیستم عظیم مهر تایید زده شد به خواسته قلبیم که از خالق قدرتمندم خواسته بودم
هم از صحبتهای زیباتون هم ایات زیبای که انتخاب کردید بسیار سپاسگزارم
الهی بهترینها برای شما اتفاق بیوفته
موفق باشید
سلام به استاد گرامی وشایسته جان عزیز
سلام به پاکیزه جان که چه زیبا این دل نوشته اش منو به وجد آورده
قبل اینکه بیام نوشته ات رو بخونم داشتم توگوگل فیلم هایی از کهکشان و راه شیری و….تماشا میکردم
وقتی رفتم تو عمق فیلم احساس کردم پوچه پوچم احساس سبکی به من دست داد
وبعد اومد دل نوشته ات رو خوندم
2بار هم خوندم وچقدر حس عالی دارم
ازاینکه خدا همه کاره هست
خدا هیچ چیز و بی دلیل خلق نکرده
و ما چقدر راحت قدرت و میدیم دست بنده هاش
قدرت مطلق خداهست
خدایاشکرت که امروز تونستم یه کوچولو درکت کنم و چقدر لذت بخش بود این درک شیرین از تو
هرچی جلو میرم میبینم چقدر من نادان بودم نسبت به خدا
چقدر حاشیه هایی که حالمو بد میکردن به من چسبیده بودن و من هم بهشون قدرت میدادم
ازاینکه تو این مسیر اومدم و دارم هرروز یک نشونه ایی تو هرزمینه ایی میبینم و شوق و تووجودم زیاد میکنه سپاسگزارم
وجودم پر از انرژی خداست
به نام خدای مهربانم خدای بزرگ و روزی رسانم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
امدوز بعد از مدتها من یه شرک کوچولو وخفی انجام دادم و بعد از نیم ساعت به خودم اومدم که ای دل غافل ناخود آگاه نتونستم نجوای ذهن رو کنترل کنم و شرک ورزیدم و خودم فهمیدم و به مسیر اصلی برگشتم و الان که از سر کارم اومدم خونه سریع برگه برداشتم و نوشتم و از خدا طلب ببخش کردم و میدونم خداوند رحمان و رحیم منو بخشیده و فرکانس خوب به جهان فرستادم
و الان اومدم اینجا ردپا بذارم از خودم که ایمان در عملم و تقویت کنم
و اشتباهه و شرک من در امروز
دختر بزرگم نامزده و و رفته خونه مادر شوهرش مهمانی در تهران
امروز زنگ زد گفت مامان انشالله تا چند ماهه دیگه میریم سر زندگی خودمون و اول خیلی خوشحال شدم
اما وقتی همسرم از خیابان اومد و بهش گفتم دخترمون چی گفته تو فکر فرو رفت و نجواها اومد
و گفتیم انشالله خدا میرسونه پولشو اگه نشد یکم طلا داریم میفروشیم و الان که دارم مینویسم خوشحالم که اشتباهمو فهمیدم و متوجه شدم ایمانم در عمل ضعیفه به زبان میگم خدا بزرگه و روی قدرتش حساب میکنم اما امروز متوجه شدم هنوز ضعیفه و باید بیشتر کار کنم روی باور و نگاه توحیدیم و به خودم تعهد دادم توحید عملی رو زیاد گوش کنم تا ایمان در عملم بهتر بشه
نزدیک به 4 الی 5 مرتبه ابمان در عملم عالی بود و نتیجه خوبی هم گرفتم اما نمیدونم جرا امروز این مدلی حرف زدم و به خودم سخت نمیگیرم انسان اشتباه میکنه اما خوبیش اینکه تکرارش نکنی
پس به خودم تعهد میدم توحید عملی رو گوش کنم و برم اون دفترچه ای که تمام نتایج و و عمل به قوانین رو نوشتم بخونم تا ذهنمو منطقی کنم
و باور کنم خودش پول جهیزیه دخترمو میرسونه
چون قدرته مطلقه
خدایا دوستت دارم و عاشقتم
استاد ممنونتم سپاسگزارتم
«من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا ؛ بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم» «بستهام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز ؛ آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم» «ذَرِّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است ؛ ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم» «پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهان بینم داد ؛ و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم» «صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن ؛ حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم» «با منِ راه نشین خیز و سوی میکده آی ؛ تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم»
سلام و درود استاد. نکات کلیدی خوبی توی این فایل بود. واقعاً این موضوع توحید و شرک به یک دغدغه توی ذهنم تبدیل شده و نمیدونم چطوری ایمان و اطمینان قلبی حاصل کنم که در مسیر توحید هستم و از شرک به دورم.
حرکت مورچه سیاه روی سنگ سیاه توی دل تاریکی شب رو میشه با دوربین دید در شب و اسکن حرکتی پیدا کرد، شرک رو نه با دوربین حرارتی میشه دید، نه با اسکن حرکتی.
فقط و فقط میتونم بگم پناه میبرم به خدا که خودش منو از شرک حفظ کنه و چنان آگاهی و ایمان هدایت توحیدی بهم بده تا بتونم توحیدی باشم و مشرک نباشم ، همانگونه که ابراهیم نبی بود. در پناه رب العالمین جان همواره شادکام و ثروتمند و سلامت باشید استاد.
سلام
امیدوارم منم بتونم توحیدی باشم و قدرت ندم به دیگران و شرک نورزم،چشمم به دیگران دست دیگران نباشه که فلانی باید یه کاری برام بکنه چشم بدوزم به خدا به اون وصل بشم خودش همه کارارو برام میکنه ،خودش میاره آدمارو ،خودش از طریق دستانش کارامو برام میکنه کمک بهم میرسونه،فقط قدرت ندم به دیگران که خودم ضعیف بشم،قدرت اونه ،فرمانروا اونه،اون داره کارارو انجام میده،باید مراقب بود صفر و صد نیست،شرک انقدر مخفیه به قول پیامبر که مثل یک مورچه در دل تاریکی شب بر روی سنگ سیاه مخفیه ،باید ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران،باید ببینی کجاها خدا رو فراموش کردی داری روی اون آدمه حساب میکنی و وابسته شدی بهش،کجاها شرک می ورزی،تو به اون وصل شو همه کارارو برات انجام میده خودش،اون منبع رزق و روزی و نعمته،دنبال خرده ریزه ها دست دیگران نباش
چقدر این کشور قشنگه و وایبش مثبته انرژیش خوبه،انشالله خدا منم هدایت کنه به این کشور برای زندگی،البته ترکیه رو هم دوست دارم ولی اینجا هم واقعا وایبش مثبته
و واقعا این فایل پر از نکته و درسه که ببینی کجاها داری قدرت میدی به دیگران داری باج میدی حواست نیست،کجاها از اصل و منبع دور شدی به همون اندازه شرک می ورزی و بدبختی،همش اونه اون
انشالله بتونم عمل کنم به این آموزه ها و خوشبختی بینهایت رو تجربه کنم
سپاس از این فایل خوبتون که پر از درس و نکته است ،زندگی سازه سعادت و خوشبختی مارو میسازه
سپاس.
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام به استادعزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیرم.
خداوند را سپاسگزارم بابت این لطف و رحمتی که شامل حال من کرد و من رو با شما استادان عزیزم همراه کرد و من رو وارد این جمع الهی کرد.
یک راست میرم سر اصل مطلب که توحید است.
دلم نمیاد ننویسم دلم نمیاد اینجا زیر این فایل توحیدی از خداوند تشکر نکنم بابت تمامی نعمت ها و رزق و روزی و سلامتی و روابط عالی که وارد زندگی من کرده.
چند روزه دارم روی این مطالب توحیدی کار میکنم دارم سعی میکنم توحید رو بهتر درک کنم خداوند رو بهتر بشناسم و خودم رو و زندگیم رو بسپارم به این تنها قدرت جهانیان که هرچه داریم از اوست.
اصلا این فایل های توحیدی یک حس و حال عجیبی به من دست میده همونطور که شما استادعزیزم پس از حرف زدن راجب این مطالب قلبون باز میشه و احساستون عالب میشه من هم پس از گوش دادن به این فایل ها و نوشتن و تفکر کردن در نشانه های خداوند اینطور میشم و گویی قلبم باز میشه میگم اخیییییشششش چقدر این خداوند مهربان و وهاب و رحمان و رحیمه.
از کامنت های دوستان نگم زیر این فایل های توحیدی که وقتی شروع به خواندن میکنم اشک از چشمانم جاری میشه و احساس فوق الاده ای بهم دست میده و خودتون میدونید که منظورم چه احساسی هستش.
تقریبا 3 روزه پس از تضادی که بهش برخوردم و هدایت شدم به فایل های توحیدی میگذره و خداروشاهد میگیرم که به لطف و عظمت و کرمش چنان تغیراتی اول از همه در احساس من رخ داده و بعد در زندگی ام که گویی خود خداوند وارد زندگی ام شده و کارهام داده انجام میشه اصلا من مات و مبهوت اصلا من چی بگم از این همه لطف و مهربانی خداوند.
نمیدونم چرا ما اجازه نمیدیم خداوند وارد بشه
چرا اجازه نمیدیم تنها قدرت کیهان زندگیمون رو مدیریت کنه
چرا ما اجازه نمیدیم که خداوند بشینه پشت فرمون.
امروز یک اتفاق جالبی افتاد بزارید تعریف کنم و بگم چه ترمز بزرگی پیدا کردم در ذهن خودم و مطمعنم در ذهن دوستان هم هست.
دیشب برای فروشگاه ما بار رسید 3 گونی لباس جدید که امروز من باید میومدم و اینهارو به صورت دسته دسته تقسیم میکردم و توی انبار میچیدم
اول صبح رسیدم مغازه و همکارم اومد و در رو باز کرد و بعد چند دقیقه یک شخص که من نمیشناختم وارد شد و با همکارم کار داشت و طی همین مدت که همکارم نبود گفت به من گفتن بیام امروز اینجا و انبارگردانی کنم و انبار رو از اول مرتب بچینم من پیش خودم گفتم من که انبار رو چیدم و مرتبم هست لازم نبود این شخص بیاد همکارم اومد و پس از صحبت با این دوست عزیزمون رو به من کرد و گفت مهدی جان شما امروز دست به هیچکاری نزن ایشون اومده اینجا و تمامی اجناس رو از اول میچینه تو قفسه ها و بار جدید روهم خودش میچینه من اول شاکی شدم که چرا این شخص اومده توی ذهنم داشتم کلنجار نیرفتم یهو یک ندایی گفت چرا لطف و رحمتی که شامل حالت کردیم رو نمیخوای بپذیری و من همینجور مات و مبهوت بودم که چی چی شد بعد شروع کردم به فکر کردن و دیدم واقعا من خیلی از جاها کمک خداوند رو رد کردم و نپذیرفتم خیلی جاها نعمت خداوند رو رد کردم و مقاومت داشتم از اینکه خداوند نعمت هارو وارد زندگیم کنه.
نعمت همیشه پول نیست نعمت میتونه به این شکل وارد زندگی من بشه که یکی بیاد و تمام کارهای من رو بکنه و من فقط وایسم و مدیریت کنم نعمت میتونه به هزاران شکل وارد زندگی ما بشه و چقدررر ما مشرک هستیم که نعمت خداوند رو از طرف خداوند نمیدونیم و از طرف انسان ها میدونیم و تازه شاکی هم میشیم.
خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم که منرو به این مسیر توحیدی هدایت کردی
واقعا توحید اصله
توحید اصله
توحید اصله
وقتی اجازه میدیم به خداوند که حضور پیداکنه در تمامی جنبه های زندگی ما زندگیمون به ساده ترین شکل ممکن پیش میره و تمام کارهامون انجام میشه فقط باید این مقاوت های ذهنی رو برداریم و در رو باز کنیم و اجازه بدیم که خداوند وارد جریان زندگی ما بشه و او کارهارو انجام بده و چقدررر قشنگ انجام دهنده ایست خداوند.
چقدر جاهایی که روی آدم ها حساب باز کردم و زمین خوردم
چقدر جاهایی که به دیگران قدرت دادم و از مسیر دور شدم
چقدر جاهایی حتی روی خودم حساب کردم و زمین خوردم
برای شروع کسب و کاری روی یک شخص بیرونی حساب باز کردم و گفتم باهم شریک بشیم این من رو خوشبخت میکنه چنان بدبخت شدم و تمام سرمایه ام از بین رفت.
برای دریافت حقوقم روی مدیر مجموعه حساب کردم و چندین رو حقوقم واریز نشد و گفتم خدایا فقط روی تو حساب میکنم فرداش حقوقم به حسابم واریز شد.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم گفتن اینجا پارتی بازیه گفتم خدا بامنه و اول شدم.
مسابقات بدنسازی شرکت کردم و گفتن پارتی بازیه و ترسیدم و چهارم شدم.
2 شرایط یکسان و 2 اتفاق متفاوت فقط به خاطر باورهای شرک آلود من.
چقدر این خداوند رحمان و رحیمه.
چقدر خداوند بخشنده و مهربانه.
چقدر خداوند آمرزندس.
خداوندا تنها تورا میپرستم واز تو یاری میجویم منرو به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که برآنها غضب کردی و نه گمراهان.
عاشقتونم
خدانگهدار
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد توحیدی که ابراهیمی عمل کرد
سلام به استاد شایسته که شایسته این جایگاه
سلام به دوستان ارزشمندم
الهه هستم
توحید اصل و پایه و بیس یک زندگی راحت و آسون و پراز نعمت و برکت و سلامتیه
از وقتی کمی دیدگاهم نسبت به خداوند عوض شد
از وقتی خداباورتر شدم
از وقتی دارم ترس هام و شرک هامو قربانی میکنم
زندگی روی دیگری به من نشون داد
نشون داد میشه به جای تقلا کردن به راحتی به خواسته ها رسید
نشون داد چیزی برات بزرگه که انجام دادنش برای خدا درحد تیله بازیه
نشون داد وقتی خدارو باور کنی بهش توکل کنی برات همه چی میشه
نشون داد هیچ کمبودی وجود ندارد جهانش پراز فراوانیه تو باورش کن تا ببینیش
وووووو
استاد عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگذارم که توحید رو هر لحظه درزندگیتون اجرا کردید
شما نه از تمسخرهای دیگران پرسیدید نه از تهدید ها چون تکیه شما به ابر قدرتی بود که خودش خالقه که هرآنچه هست از اوست
من زمانی فهمیدم که دیگران قدرت ندارند که به فانی بودن اون ها پی بردم
و به خالق بودن خودم
هنوز خیلی راه دارم تا درکش کنم هنوز هم ترس دارم اما وقتی حرف از توحید میشه نمیتونم زیاد توی ترس هام بمونم چون دارم هر لحظه خودم رو تربیت میکنم که توحیدی فکر کنم و عمل کنم تا زندگی راحتی داشته باشم
واقعا وقتی مزه توحید عملی میاد زیر زبونت دلت میخواد هر لحظه بیشتر توی این لحظه ناب بمونی
کاری که ازروی عشق به خدا انجام بشه و به بعدش فکر نکنی خیلی بهت مزه میده تا اینکه به از روی ترس از مردم انجام بدی و هی نگران باشی بقیه چی میگن
کاری که من توی سه ماه انجام دادم و جز اینکه به خودم آسیب زد چیزی نصیبم نشد
خدا همه چیه چون انالله وانا علیه راجعون ما از خداییم و به سوی او برمیگردیم
همه ما تیکه ای از وجود خداوندیم پس بهتره به جای ترسیدن از بقیه و باج دادن به بقیه بهشون احترام بزاریم و خودمون باشیم و بدونیم منبع رزق من تنها و تنها خداست
چون آدم وقتی خودش باشه همه عاشقش میشن حتی اگه باهات مخالف باشند آخرش تو میشی براشون الگو مثل استاد عباس منش عزیزم
واقعا خدارو شکر میکنم برای نعمت هایی که هر لحظه در زندگیم میاد مثل آگاهی های توحید عملی
عاشقتونم
بنام خدای مهربان
سلام الهه ی عزیز و نازنینم
چقد انرژی قشنگی داشت کامنتت ،پراز حس و حال خوب بود
نشون داد چیزی برات بزرگه که انجام دادنش برای خدا درحد تیله بازیه
چقد این خط از کامنتت ،ایمان منو قوی تر کرد
قلبم با تمام وجود تاییدش کرد و ی حس آسودگی و رهایی قشنگ بهم داد
تصویر دوتا تیله اومد تو ذهنم ک ب راحتی با ی حرکت کوچیک بهم برخورد کردن
درحالی ک توی ذهن من خیلی کار نشدی بود
ولی خیلی راحت و لذت بخش این کار ب راحتی توسط خداوند اتفاق افتاد
مرررسی ازت دوست قشنگم
خداروشکر میکنم بخاطر وجود نارنینت
ب خدای قدرتمند وهاب میسپارمت :))
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام دوست عزیزم زکیه جانم
الهه هستم
هرآنچه اردل برآید لاجرم بر دل نشیند
دوست دارم رفیق بهشتی من
ازت بینهایت سپاسگذارم و افتخار میکنم دوستان مهربان و ارزشمندی چون شما دارم
با دوره هم جهت با جریان خداوند و هرفایلی که دراین بهشت هست وقتی متوجه اصل میشی و میچسبی بهش به قول استاد زندگی نرو روان میشه
دوساله توی سایتم بطور مداوم و دوساله زندگی من هیچ ربطی به روز قبلش نداره
به خاطر همینه از وقتی هم جهت شدم با جریان الهی
زندگی من هم تغییر کرد
ازت سپاسگذارم دوست مهربانم برای کامنت زیبات
امیدوارم همیشه شاد و سالم و ثروتمند در دنیا و آخرت باشی