توحید عملی | قسمت ۶
آگاهیهای این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادیترین اصل جهانبینی توحیدی را تبیین میکند. اصلی که هسته اصلی آموزههای استاد عباسمنش است و میگوید:
تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگیمان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.
اساسیترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و بهخاطرش این همه جنگ به راه انداختهاند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست.
در هیچ آیهای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگیشان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشههای توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگهای زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبهخود و به طبیعیترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همهچیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت بهصورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت میشوید، افراد مناسب سر راهتان قرار میگیرند و ایدههای ثروتساز به قلبتان الهام میشود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، به شما کمک میکند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمتها را به رابطه همیشگی با خداوند بهعنوان منبع تمام نعمتها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بینیاز شوید.
جانمایه اصلی آگاهیهای این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربههای زندگی میآموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهمتر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباسمنش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیدهاند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچکس قدرت آسیبرساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهمتر آن است که لازمهاش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.
شرک فقط بتپرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیستان اخراجتان کند، همسرتان مانع پیشرفتتان شود، رقیبتان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده دادهاید.
نقطه مقابل شرک، توحید است.
- توحید یک اصل درونی است.
- توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
- توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چهرسد به نجات آدمها.
- توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان میسپارد.
- توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
- نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
حقیقت محض این است که هیچکس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچکترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرکآلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنیها را به خدمتگذاری برای رشد شما تبدیل میکند.
برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بیقیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
تمام نتایج زندگی استاد عباسمنش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدمها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواستهای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواستهای است.
این نگاه توحیدی است که هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگی ما میسازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما میبخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید، باج نمیدهید، تملق کسی را نمیگویید و ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است. وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیرید، مشتریها پیدایتان میکنند، ایدههای ثروتساز سراغتان میآیند، قلبهای مهربان اطرافتان جمع میشوند و به شما عشق میورزند و بدنتان ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعتمان بازمیگرداند.
تمرین این قسمت:
برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربهای عملی در زندگیتان، به این سؤالات مهم بهطور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخهایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.
۱. بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۶288MB33 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۶32MB33 دقیقه














به نام خالق زیبایی
سلام به همه همسفران عزیزم💕
روز شمار ۵۴:
#توحید
♦نکات مهم :
۱- اساس قرآنتوحیده….. وکل قرآن در مورد توحیده….. و وقتی تو توحید درک کنی و باورهای توحیدی ایجاد کنی…..زندگی عالی میشه برای تو…..
۲-کل تاریخ بشریت وجنگها و درگیری ها به خاطر سه تا چیز بوده:
خوراک پوشاک. *مسکن
۳-ما توی قرآن در مورد این نمی شنویمکه پیامبر شغلش چیه، درامدش چیه؟ زندگی رو چطوری میگذرونه؟!
ما یکمورد در قران نداریم که در مورد اساسی ترین سوالهای بشریت در قرآن توضیح داده باشه ( سوالهایی که فکر می کنند اساسیه ولی در واقعه نیست)
ولی بارها در مورد توحید، توکل صحبت شده چون وقتی ایمان وتوحید درست بشه بقیه چیزها خودش درست میشه…….
مسائل پوشاک ، مسکن ،خوراکخود به خود درست میشه تونمی خواد کاری براش بکنی…….شما در مسیرش قرار می گیری…..هدایت میشی…. به صورت کاملا طبیعی مسائل مالیت حل شده است……
۴- خداوند تنها مالک ،قدرت جهانه و خدا قدرت خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده….قدرت بی انتهای خلق زندگی هر کسی به خودش داده…..
۵- من باور داشتمنه باید روی کسی حساب کرد ونه کسی می توانه تاثیر منفی روی زندگی من بذاره…. و معتقدم هیچکسی هیچقدرتی در زندگی من نداره…..
۶- تفاوتی که باعث شد نتایج من به وجود بیاد ونتایج من متفاوت از بقیه دوستان این حوزه باشه ، دیدگاه توحیدیه…..
من نه از انها باهوش ترم، نه باسواد ترم، نه سخن ورتر حرفه ایم…نه خوشتیپ ترم…..من هیچکدوم نداشتم….. نه خانواده خاص وموفقی داشتم….. هیچ فاکتوری که بقیه میگن رونداشتم….و ندارم….
۷- هیچکسی هیچقدرتی در زندگی ما نداره ، مگر این که ما بهش قدرت بدیم، مگر این که ما باورش کنیم و شرک بورزیم.
۸- من هیچویژگی خاصی ندارم، اصلا هم بحث عدملیاقت نیست..من واقعا اعتقاد دارم کارهایی که برای من انجام میشه رو خدا داره انجام میده نه من، واقعا اعتقاد دارم هر کسی که بخواد آگاهانه برای من دردسر و ضرر ایجاد کنه به نفع من داره کار می کنه…. هر کسی فکر می کنه می خواد به من ضرر برسونه داره به من کمک می کنه ، داره در خدمت من کار می کنه رایگان………. چون این باور خیلی بنیادی بود در وجود من کهخودممم که دارم اتفاقات رقم می زنم….افکار من داره رقم می زنه ، اون اصلا در زندگی منوجود نداره، فکر منه که داره رقم می زنه اطراف من رو ، اتفاقات اطراف من رو ، کاری به دنیا ندارم، ما هر کدومدر یکدنیای مجزا داریم زندگی می کنیم، دنیای مجزای من توسط من رقم می خوره، دنیای مجزای تو توسط تورقممی خوره……فقط تو….
حالا اگر شرکداشته باشی، افکار شرک آلود، یعنی ترس ، یعنی قدرت دادن به غیر از خداوند، فلانی کار خراب می کنه، دلار فلان میشه، بابام گفته پدرت در میارم…..فلانی تهدیدم کرده…..وقتی کهنگرانیم به این معناست که شرک می ورزیم، به این معناست که قدرت میدیم به غیر از خداوند….
۹- امکان نداره کسی شرک بورزه و زندگی خوبی داشته باشه،این ها با هم تضاد دارن…..حالا ما صفر وصد نمی توانیم نگاه کنیم… ، همه ما قسمتی از شرکوتوحید در وجودمون هست….. یکموقعه ای توحید بزرگتر یکوقتایی شرک بیشتر….
۱۰- تنها قدرت جهان ربه وهیچکس دیگه ای هیچقدرتی نداره ، نه شیطان، نه جن ،نه پری ،نه رئیس جمهور امریکا ، نه ادمها….هیچکسی هیچقدرتی نداره که هیچکاری بکنه….
۱۱-من عاملم ، من عامل خوشبختی، من عامل بدبختی، من عامل همه چیز زندگیمم…..
۱۲-نگاه توحیدی که همه کارها روانجام میده، نگاه توحیدی که زندگی من هر روز بهتر میشه….شرایط من هر روز بهتر میشه، اعتبارم بیشتر میشه.و…..
۱۳- نگاه توحیدی فارغ از دین ومذهبه، به دین خاصی ربط نداره، یک ایده درونیه، یک ایده ابراهیمی…..
۱۴-اگر بتوانم باورهای توحیدی رو تقویت کنیم همه مسائل در زندگی ما حل شدست…… ثروت ، نعمت ، خوشبختی به صورت طبیعی وارد زندگی ما میشه، این ها مسیرطبیعی جهانه….نعمت، خوشبختی،باران رحمت الهی،خورشید تابان الهی این ها به صورت طبیعی دارن می بارن
درختها به صورت طبیعی میوه میدن، باران به صورت طبیعی می باره……میوه ها به صورت طبیعی رشد می کنند، نعمت و ثروت به صورت طبیعی ایجاد میشه، اگر ما جلوش نگریم، با نگاه شرک آلود، با قدرت دادن به عوامل بیرونی حالا عوامل بیرونی می توانه رقیب باشه، دلار باشه……تمام نگرانی هامون رقیبه، ترامپه،دولته…..اینها شرکه…..یعنی قدرت میدی به کسی به غیر از خودت…..چون تمام اتفاقات زندگی رو خودت ایجاد می کنی……
۱۵- در دل همه ما یک ترسی هست حالا کسایی که توحیدی ترن این ترس کمتره…کسایی که مشرک تر ن این ترس بیشتره…که یک عامل بیرونی یکخشکسالی، سیل ، زلزله ای، قانونی، جنگی، فردی، میاد زندگی ما رو خراب می کنه، به خدا این طوری نیست اگرتودر مسیر درست باشی هر اتفاقی، هرسیلی، هر زلزله ای ، هر ترامپی، هر حکومتی، فقط به شما خدمت می کنه نیتتتتتت انها اصلا مهم نیستتتتتتتت، نتیجه اش خدمت به شما خواهدد بود……نیت ان افراد مهمنیست ، نتیجه اش برای شما توکل بیشتر، شادی بیشتر،خوشبختی بیشتر ،سلامتی بیشتر……
۱۶- این باور اصله…..و این کله…….این کمک می کنه، نه این که برم روش های بازاریابی یاد بگیرم روشهای جلب مشتری، تبلیغات…..بخونم……
۱۷-ادمهای خیلی زیادی برای موفقیت به دنبال فرعیات هستن ، به همه چی شک میکنند ، به رشته تحصیلاتشون، قیافم بده، عکسمخوب نیست، روش تبلیغات بلد نیستم و….. حالا توی ازدواج ، بحث درامد…..سلامتی ، نکنه دکترمخوب نیست، نکنه…یعنی هزار تا عامل به عنوان عامل اصلی در نظر میگیرن غیر از اصل غیر از توکل, غیر از توحید……
بابا هیچ عامل دیگه ای نیست، وقتی در مسیر توحید قرار میگری هدایت میشی به دکترخوبه، روش خوبه تبلیغاتی، اصلا مشتری ها به سمت تو هدایت میشن….. سلولهات هدایت میشن…..اصلا زیبایی تو در نظر دیگران تغییر می کنه، اصلا همه چی حول اون محور اتفاق می افته، همه چیز توسط باورهای توحیدی تو اتفاق می افته و اگر این درست کنی همه چیز درست میشه….
۱۸-فاکتور اصلی توحیده…فاکتور اصلی این که من باورهای توحیدی ، با افکار خودم دارم زندگیم رقم می زنم اگر قدرت از دیگران بگیرم و بدم به خدای خودم ،که خدای من قدرتش داده به من، اینمنیست که بگیم خدا تصمیم میگره چه اتفاقی برای ما بیافته، خدا حال می کنه این خوشبخت بشه، اون بدبخت بشه……
*خدایی که توی قرانه گفته:دنیا و آخرت با هم خواسته….
*خدایی که توی قرانه بارها گفته خدا به بندگانش ظلم نمی کنه، بندگان به خودشون ظلم می کنند.
*خدایی که توی قرانه گفته: هر چی بخوای بهت میدم
*خدایی که توی قرانه گفته :من مسخر کردم زمین اسمان برای شماها.
*خدایی که توی قرانه گفته:به من توکل کن که خدا متوکل کنندکان هدایت می کنه دوسشتون داره.
*خدایی که توی قرانه گفته:ما به همه شما کمک می کنیم چه بخواین برین توی بهشت چه جهنم.
به نام تنها قدرت جهان….
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وآنچه خود داشت زبیگانه تمنا می کرد
گوهری که از صدف کون مکان بیرون است
طلب از گم شدگان لب دریا می کرد…..
استاد تقریبا. سه ساله با سایت شما آشنا شدم و شروع کردم به تغییر و امروز اومدم اعتراف کنم من هیچ چی…هیچ چی نفهمیدم انگاری توی مسابقه بودم مسابقه ای که پایانی نداره…….همش عجله داشتم عجله عجله عجله…همش فکر می کردم خوب الان روی عزت نفس کار کرذم بعد برم روابط بعد ثروت بعد فلان بهمان…… که یهو جا نمونم از قافله…..ولی فهمیدم که من پایه خانه ام ویرانه سستتتته با هر بادی می لرزه فرو می ریزه…..فهمیدم هیچوقت نذاشتم هیچباوری تووجودم ریشه بگیره.. انقدر که این عجله عجله عجله ترس توی وجودم ریشه داشتتتت…..یادمه توی دوره افرینش گفتین که شما شبیه پدر ومادرتون هستین حتی اگر رفتار اونا رو قبول نداشته باشین اون روزی که این جمله رو شنیدم خیلی باهاش مقاومت داشتم ولی از همون روز تا به الان روزی نیست که یک شباهت با مامانم پیدا کنم انگار کپی کپی مامانمم هر بار توی ذهنم یک ایرادی از مامانم گرفتم بعد نشستم فکر کرذم دیدم اون رفتار یا باور توی وجود خودم هست و این باور عجله هم از همون باور ورفتارست…..همیشه هر وقت مامانم دیدم یک جمله ای رو که صدها بار توی روز تکرار می کنه اینه وقت ندارم وقت ندارم نمی رسم هیچ کاری بکنم چقدر زمان کمه چقدر زود می گذره و حتی یادم مامانم وقتی صبح مثلا قرار بود ساعت ۸ بیدار شه ۹ بیدار میشد چقدر بهدخودش بد بیراه می گفت این در حالی که مامانم شاغل نیست کار خاصی هم نمی کنه…..وچقدر این باور توی وجود خودم هم هست و باور کمبوذ وقت وعجله کردن……اصلا همین باور کمبود باعث عجله میشه……. ووقتی ریشه همه این ها رو میگزم باز می رسم به بکچیز به ایمان نداشتن به خدا….به این که نعمت ها فرصتهای خدا همیشه هستن تموم نمیشن….. که همیشه زمان هستتت….که هدف اصلی شاد بودنه…رها بودنه لذت بردنه…..که هدف اصلی وصل شدن به خداستتت ، اعتماد بع خداست ، باور به این که خدا قدرت زندگیت بهت داده….بهت داده که بسازی…..بسازی ولذت بببری…… نهنگران باشی نگران زود رسیدن یا دیر رسیذن…… امروز اومدم بگم برای خودم ودوستانم که اگر نمی دونین از کجا شروع کنید……از توحید شزوع کنید….از خدا شروعکنید خدایی که یک انرژی که همه جا هستتتتتت یک انرژی که فیزیک نداره ونمیشه دیدیش ولی میشه حسش کرد خداییی که پیدا ترین پنهان روزگاره….خدایی نزد گمان بندگانشه……خدایی که هیچ شکلی نداره ولی ما می توانیم بهش شکل بدیم….. خدایی که اگر قدرتش باوز کنی……. خدایی که اگر درکش کنی از همه چیز همه کس بی نیاز میشی… خدایی که همیشه هستتتت….. خدایی که نزدیکهٍ…… خداییی که در وجود ماست…..خدایی که در ما جاریه….. اومدم بگم اول پایه های خونتون محکم بسازین یک جوری محکم بسازین که هیچ سیل ، زلزله ای خرابش نکنه…..اگه زیر بنا های ساختمون خونه تون محکم بلشه به راختی میشه رنگخوشگل وسایل خوشگل توش چید……ولی اگه بنا محکم نبلشه با کوچکترین زلزلهه ای همه چی ویران میشه وهمه اون وسایل زیبا رو هم میبره پایین.. اومدم بگم اشتباهات منو تکرار نکنید…..تا یکچیزی توی وجودتون ریشه نکرفته نرین سراغ چیز دیگه عجله نکنید…..بهدخدا خواسته هامون فرارنمی کنندد تمومنممیشن…..دیر نمیشه…..من روی هرموضوعی کار کزدم به اندازه کار کردنم نتیجه گرفتم….ولی ولش کردم…….چون همش عجله داشتم….و با این که بارها رسیدم به این که تو باور توحیدی ت مشکل داره…..تو باور نداری خالقی گفتم نه بابا چی میگی اگر باور نداشتم کهول می کرذم این مسیر.،بابا نتیجه دیذم ها…..ولی من فکر می کنم توی هر زمینه ای که نتیجه نمی بینیم ونگران میشم می ترسیم بهدخاطز این که باوز نکردیم حداقل توی اون زمینه باور نکردیم یا به طور ریشه ای باور نکردیم که خالقیممممم باور نکردیم که قدرت دست خداست وخدا این قدرت دادهددست ما……
به امید این که هر روز و هر روز بتوانم با عمل کردن به توحیذ و بارها تکرار کردنش این شرک ها رو هر روز کمتر کمتز کنم…… به امید این که همه دوستانم در این مسیز روز به روز موفق تر مو فق تر بشن…
?به نام خالق زیبایی ها ?
توحید ، برای من شجاعت روتداعی می کنی ، توحید یعنی شجاعت ، یعنی نترسیدن از هیچ عاملی ، از هیچفردی ، هیچاتفاقی ، توحید یعنی آرامش، توحید یعنی قدرت ، توحید یعنی پدرم مادرم خواهر برادرم،همسرم، فرزندم، دوستانم و…فقط و فقط هدایایی هستند از سمت خدا برای لذت بخش تر کردن زندگی من………نه برای چسبیدن من به آن هدایا ، توحید یعنی همه چیز….توحید یعنی خوشبختی ، توحید یعنی منبع همه چیز، فقط فقط خداست وبه اندازه ای به اندازه ای که به این منبع وصل میشی از این منابع استفاده می کنی……. توحید یعنی اعتماد ، اعتماد به خداییی که دیده نمیشه ولی هست همیشه هست، همه جا هست، در بیداری، در خواب ، خداییی که دیده نمیشه ولی می بینه….توحید یعنی اعتماد به خداییی که همه قدرتها رو ، همه دنیا رو ، همه آدم ها رو ، همه رئیس جمهورها رو ، همه ملت ها ، همه دولتها ، همه کشورها رو ، همه کهشان، همه اقیانوس ها ، کوه ها رو آفریده…….
توحید یعنی بالا رفتن ، به اوج رسیدن ، توحید یعنی عزت نفس ، توحید یعنی رها کردن هر عامل بیرونی برای رسیدن به موفقیت، ثروت، سلامتی، عشق و فقط فقط فقط وصل شدن به نیرویی که جبران همه نداشتها میشه……توحید یعنی مردی که هیچ یک عوامل بیرونی موفقیت رونداره ،نه تحصیلات، نه پارتی ، نه ثروت ، نه لباس های آنچنانی ، نه خانواده موفق وثروتنمد ، نه اصول سخنرانی……..ولی فقط یکچیز داره یک ایمان ، ایمان به یکنیروی درونی…..ایمانی کهجایگزین تمامی عوامل بیرونی که به ظاهر در موفقیت تاثیر دارند رو میگره وآن رو بهاوجمی رسونه به جایی که هیچیک از افرادی که همه آن عوامل داشتن ، نمی رسند…….
استاد شما از گفتن در مورد توحید لذت می برینوما هم از شنیدت در مورد توحید ، توحیدی که هیچکجا در موردش نشنیدیم و نگفتن….توحیدی کهوجوذمون تنشنه است برای شنیدنش برای درکش…..برای در عمل اجرا کردنش…..برای چشیدنش با تماموجود……
امروز توی قران سوری عصر خوندم خیلی برام جالب بود خدا به عصر سوگند خورده که انسان در خسرانه به جز انسانهایی که ایمان دارند وکار میک انجام میدن و این آیه این جمله شما رو برای من تداعی کرد که امکان نداره کسی شرک داشته باشی و طعم خوشبختی رو بچشه……. اره امکان نداره……کسی که از خدا دور میشه و به جای خدا به ادمهایی ایمان میاره که در زندگی خودشون هم موندن هر روز و هر روز و هر ثانیه زجر میکشه……
به امید این که بتوانم و بتوانیم توحیدی باشین ،توحیدی بینیم وتوحیدی عمل کنیم
????????????
سلام دوست عزیز
دوست من خیلی خوبه که با خودت رقابت کنی وسعی کنی هر روز بهتر از روز قبلت باشی ولی این مثال هاییی که شما زدی رقابت با خودت نبود…… من فکر می کنم شما خیلی کمال گرا هستی و عزت نفست مشکل داره مهم ترین ویژگی عزت نفس اینه که از خودت راضی باشی وخودت سرزنش نکنی…… و البته هر روز سعی کنی بهتر از قبل باشی ولی شما همش داری خودت تخریب می کنی و این کمکی بهت نمی کنهجز حال بد… پیشتهاد من اینه که روز عزت نفست کار کنی…. موفق باشی
اقای مهرداد دوست عزیز اگر چه تولدتون گذشته ولی دوست داشتم بهتون تبریک بگم و ارزوی بهترینها رو براتون دارم اگر چه ما هر روز متولد میشم و هر روز یکروز نو برای ساخت یک زندگی نو وجدید و هر روزی که بتوانیمامروزمون بهتر از دیروز بسازیم درست زندگی کردیم و باید به خودمون تبریک بگیممم 🌹🌹🌹🎂🎂🎂🎂🎂
سلام اقای ناصزی سپاسسسس توضیخ شما مسئله انرژی برام واضح تر کرد ، موفق پایدار باشین 🌹🌹🌹
سلام مژده ی عزیزم مرسی از کامت عالی وتوحیدت…..دقیقا منم متعتقدم بایذ از توحید شروع کزد باید بنای شخصیتمون با توحیذ بسازیم اگر زیر بنای محمکم ودرست بنا بشع میشه بقیع اصول روش ساخت و این بنا با هیچ زلزله ای تکون نمی خوره……سپاس از نوشتن باورها…..در پناع خدای بززگگگگ شاد و سرشار اارمش خداییی باشی 💙❤💜
سلام دوست عزیز با چه داستان زیبایی شروع کردی چقدر عالی بود و چقدر منطقی میشه باهاش خاموش کرد نجوارهای ذهن رو خدایایی که هر جا باشی عزارئل می فرسته می توانه رزق هم بفرستع ممنونم برای به اشتراکگذاریتون 💜💙❤
سلام به روی ماهت عزیزم
خدا رو شکر….که خدای مهربونم کمک کرده بتوانمیک قدم کوچولو در مسبر خودش بردارم و با نوشتن نکاتتتت اگاهی بخشش به خودمودوستانمکمککنم…
عاشقتم عزیزم شاد وسالم وثروتمند باشی در پناه خدا 💕💕💕