توحید عملی | قسمت ۶
آگاهیهای این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادیترین اصل جهانبینی توحیدی را تبیین میکند. اصلی که هسته اصلی آموزههای استاد عباسمنش است و میگوید:
تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگیمان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.
اساسیترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و بهخاطرش این همه جنگ به راه انداختهاند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست.
در هیچ آیهای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگیشان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشههای توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگهای زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبهخود و به طبیعیترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همهچیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت بهصورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت میشوید، افراد مناسب سر راهتان قرار میگیرند و ایدههای ثروتساز به قلبتان الهام میشود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، به شما کمک میکند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمتها را به رابطه همیشگی با خداوند بهعنوان منبع تمام نعمتها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بینیاز شوید.
جانمایه اصلی آگاهیهای این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربههای زندگی میآموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهمتر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباسمنش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیدهاند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچکس قدرت آسیبرساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهمتر آن است که لازمهاش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.
شرک فقط بتپرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیستان اخراجتان کند، همسرتان مانع پیشرفتتان شود، رقیبتان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده دادهاید.
نقطه مقابل شرک، توحید است.
- توحید یک اصل درونی است.
- توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
- توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چهرسد به نجات آدمها.
- توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان میسپارد.
- توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
- نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
حقیقت محض این است که هیچکس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچکترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرکآلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنیها را به خدمتگذاری برای رشد شما تبدیل میکند.
برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بیقیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
تمام نتایج زندگی استاد عباسمنش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدمها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواستهای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواستهای است.
این نگاه توحیدی است که هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگی ما میسازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما میبخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید، باج نمیدهید، تملق کسی را نمیگویید و ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است. وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیرید، مشتریها پیدایتان میکنند، ایدههای ثروتساز سراغتان میآیند، قلبهای مهربان اطرافتان جمع میشوند و به شما عشق میورزند و بدنتان ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعتمان بازمیگرداند.
تمرین این قسمت:
برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربهای عملی در زندگیتان، به این سؤالات مهم بهطور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخهایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.
۱. بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۶288MB33 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۶32MB33 دقیقه














زندگی در همان کودکی و نوجوانی به خوبی حساب نکردن روی غیر خداوند را به من یاد داد.
اما تا همین الان طول کشید که بدانم روی چه چیزی باید حساب کنم.
همان ادمهایی که قدرتی برای رساندن من به خواستههایم را ندارند
قدرتی نیز برای مانع شدن در برابر ورود نعمت ها به زندگیم را ندارند.
پس همانگونه که روی انها حساب نمیکنم پس از گزندشان نیز نباید بیمناک شوم.
توحید تمام عوامل بیرونی را که موجب نگرانی و اتلاف انرژی شده بود را حذف میکند.
زیرا چیزی که درک و اجرا و کمی نتیجه گرفتم این است که توحید اصل است
و بقیه چیز ها به قول انیشتین فقط جزئیات هستند.
برای همین میخواهم از خدا که مرا به فضای تنهایی چند روزه هدایتم کند برای خلوت با خود.
پس از اینکه چندسال پیش این فایل زندگی مرا متحول کرد و شروع
تمام پیشرفت هایم با این فایل بود امروز دوباره تصمیم گرفتم
و هدایت شدم به سمت این فایل برای خلق زندگی با احساس بهتر
و لذت بیشتر همراه ثروت و پول.
زندگی در همان کودکی به من نیز به خوبی حساب نکردن روی غیر
از خدا را به من یاد داد . تاکید میکنم هر انچه غیر از خدا.
و پس از انکه دریافتم باید روی چه نیرویی حساب کنم پیشرفت هایم اغاز شد
و ادم دیگری شدم.
ادم ها تنها دستانی از دستان بی نهایت خداوند هستند و تنها حکم پستچی را دارند.
همین ادمهایی که قدرت رساندن من به جایی را ندارند
قدرتی نیز برای دور کردن من از نعمت ها وثروتها ندارند.
اگر نعمتی به من برسد تنها از سوی خداوند است خدا به وسیله دستانش
فقط خیر میرساند حتی اگر دستی از دستان خداوند بخواهد به من
زیان برساند فقط رایگان به من خدمت میکند .
و این تجربه ای است که هر بار داشتم.
زندگی در همان کودکی نیز حساب نکردن روی ادمهارا به من یاد داد.
هر زمانی که روی فردی حساب میکردم به طرز عجیبی نتیجه کاملا برعکس شد.
و کمی طول کشید تا قدرتی را یافتم که باید روی ان حساب کنم.
پس از چندسال ازمون و خطا فهمیدم این همان مسیری است که باید بروم.
این مسیر خوشبختی است.
درکی که از توحید دارم هر روز بیشتر و بیشتر میشود.
در دنیای من تنها من هستم و خدای من و نه هیچ کس دیگری.
من با خدای خودم در دنیای مجزای خودم زندگی میکنیم.
و نه کسی هست که بخواهم به او وابسته شوم تا به من کمک کند
و نه کسی که بتواند گزندی به من برساند.
همانطور که ادمها نمیتوانند به من کمکی بکنند هیچ گزندی نیز نمی توانند برسانند.
اگر نعمتی یا کمکی هست تنها از سوی خداست
و اگر گزندی تنها از سوی خودم و فرکانس هایم.
توحید در دنیای امروز کاملا غریب و متفاوت است.
به همین خاطر است که تنها 2 درصد افراد جامعه خوشخبت موفق و ثروتمند هستند.
توحید اعتماد به الهامات و هدایت خداوند است.
توحید همین کتابی است که ذره ای تغییر نیافته است.
من تنها فقیر به خداوند هستم به هر خیری که از سمت تو به من برسد.
در هر چیزی تنها خدا را ببینم و روی او فقط حساب باز کنم.
توحید که می اید دیگر نگرانی هایی که عوامل بیرونی ایجاد میکردند محو میشوند.
من هستم که میسازم زندگی خودم را با خدای خودم. نه هیچ عامل بیرونی دیگری.
مگه کل این دنیا چنتا مثل این نیرو دارد که بخواهم به غیر از او واسته شوم.
به قول قران در برابر خدا سروری نخواهی یافت.
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
آره زندگی با اتفاقاتی که میوفته و رخ میده که من چون برنامه نویس هستم
بهش میگم زندگی مثل IDE یا کامپایلر میمونه
و اتفاقات هم به عنوان خروجی کد ها هست مثلا میدونم اگر فلان ارور داد مربوط به فلان قسمت از کده.
اره داشتم میگفتم زندگی از همان کودکی به خوبی با همین خروجی کد ها یا اتفاقات
بهم یاد داد که نباید روی هیچ کس حساب کرد مطلقا هیچ کس یا بهتر بگم
روی هیچ ادمی نباید حساب کرد یعنی هیچ کس جز خدا و رب.
اما همین چند ماه پیش بود با دیدن این فایل عشق سوزانی در وجودم زبانه کشید
و فهمیدم باید روی چه نیرویی حساب کنم.
مهم ترین کار زندگیم رو وصل شدن به همین نیرو میدونم .
وقتی به این نیرو وصل میشم هر چیزی که می خوام رو خلق میکنم عشق سوزانی تجربه میکنم و ناخودآگاه موهای
بدنم سیخ میشن و اشک از چشمان سرازیر میشه. و دلها تنها با یاد خدا آرام میگیرند.
وقتی که به اصل خودم به منبع خودم برمیگردم آروم میشم.
آره وقتی حساب میکردم روی قدرت ادما که برام فلان کار رو انجانم بدن و هیچ کمکی بهم نمیکردن
فهمیدم که ادمها قدرت کمک کردن به من رو ندارند.
یعنی هیچ تاثیری نمیتونن بزارن توی زندگیم. اما اینکه برام دردسر درست کنن رو شک داشتم
میگفتم بعضی ها آره و بعضی ها نه. اما الان میدونم که حتی تاثیر بدی هم نمی تونن بزارن توی زندگیم
اگر من به خدا وصل باشم. اگر من به منبع خودم وصل باشم و در آرامش باشم.
پس اگر ادمها خوبی نمیکنن کیه که داره بهم خدمت میکنه؟
خدا رو پیدا کردم دیدم خداست. از اونجایی که خدا ذاتش فقط خوبیه نیکیه پاکیه ثروت سلامتیع عشقه
پس فهمیدم حتی اگرم بخواد کسی به من ضربه بزنه دست خدا میشه و ناآگاهانه به نفع من عمل میکنه.
سپس هر باور خوبی که قبلا شنیده بودم و صحبت های استاد عباسمنش رو داخل سایت دیدم
فهمیدم همه از توحید دارن منشا میگیرن. این خیلی نامردیه این خیلی بی معرفتیه که خدایی که اینهمه
عاشقمونه با همه ی شرکمون رو بخوایم نادیده بگیریم بگیم من مدیون فلان ادمم که….
نه من فقط مدیون خداوندم. از دستان خداوند تشکر میکنم در واقع تمرکز روی نکات مثبت افراده
فقط برای اینکه احساس خودم بهتر میشه و دوست دارم عشقمو ببخشم مثل پول.
از وقتی با این فایل آشنا شدم انگار قبلش توی سایت عضو نبودم انگار فقط کمتر از 2 ماهه که توی سایت عضوم.
امروز یه ویدیو دیدم که میگفت کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه!!!!!
توحید جداست از هر دین و مسلک و توحید یه اصله یه اساسه مثل پی مثل ستون مثل دیوار مثل شناژ که برای هر سازه ای حیاتیع.
و اینطوریه که ربطی که چیزی نداره. همونطور که پی ساختمان ربطی به چیزی نداره.
هر چی تاریخو خوندم هرچی به تاریخ معاصر نگاه کردم دیدم ریشه تمام بد بختی های بشریت شرک
و عامل موفقیت بشریت توحید یکتا پرستی.
من این فایلو چندین بار دیدم و چندین صفحه در موردش نوشتم اما باز فرداش دلم هواشو میکنه
اخه من هیچ عشقی رو مثل این تجربه نکردم و مطمئنم که هیچ عشقی جز این وجود نداره.
اره زندگی در همان کودکی به خوبی حساب نکردن روی آدمها را به من یاد میده. خیلی درس های بزرگی گرفتم که جهان و خدا داشت فریاد میزد که روی هیچ کس مطلقا هیچ کس هیچ حسابی نکن. من خیلی ضربه خوردم تا آخرش به این رسیدم و الان کمتر شده اما هنوز خیلی جای کار داره خیلی خلا داره توحید. و همین سال پیش بود که فهمیدم باید روی چه کسی حساب کنم. کسی که برخلاف آدمها کامل است. همیشه دنبال یه چنین رفیقی بودم که وقتی ویژگی های خداوند را دیدم فهمیدم که خداوند برای من کافی است.
اره همونطور که روی خیلیا حساب میکردم و هیچ کمکی بهم نکردن پس هیچ ضربه ای هم به من نمیتونن بزنن. این قضیه ی دو شرطیه.
اینکه میگم روی هیچ کس هیچ حسابی نمیکنم دیگه یعنی حتی روی نزدیک ترین آدمهای زندگیم هست حتی پدر و مادر حتی خانواده.
هر وقت سعی کردم نگاهم رو توحیدی تر کنم واقعا اتفاقات عالی رو برای خودم رقم زدم. میدونی مثل ورزش میمونه مثل غذا میمونه مثل یه نیاز حیاتی برای روح که اگر بهش نرسه نابود میشه. اسمشو گذاشتم غذای روح توحید. چند روز که روش کار نمیکنم قشنگ احساس میکنم که روحم گرسنه است.
اره چرا من اصلا ندیده بودم قبلا این نکته رو که توی قران اصلا در مورد خوراک پوشاک مسکن و نیاز های حیاتی صحبت نشده . من به اینا میگم نیاز های حیوانی چون تا اینجا با حیوانات فرقی نداریم مثل ۹۵ درصد جامعه که روز و شب دنبال زنده موندن هستن. و از اینجا به بعدش انسان بودن معلوم میشه که عاشق رسالتت باشی تروجیش بدی کار کنی براش و پس از تامین نیاز تامین نیاز های اولیه به سوی هدفی که براش خلق شدی حرکت کنی.
و این نیاز ها به طور طبیعی وجود دارن و وارد زندگی میشن و فقط کافیه من جلوشون رو نگیرم . کاری لازم نیست انجام بدم همونطور که برای نفس کشیدن حتی توی خواب هم لازم نیست کاری من انجام بدم. مثل اکسیژن که هست مثل روز و شب مثل باران مثل خاک . همونطور که یه درخت تلاش نمیکنه برای تامین نیاز هاش و از قبل هست . همه ی اینارو گفتم اگر که توحید داشته باشیم. کمی خداگونه باشیم. تصمیم گرفتم تا ارتباطمو با خدا بهتر نکنم سراغ هیچ رابطه دیگه ای نرم.
تصمیم گرفتم همه رو خدا ببینم چون همه چی انرژیه و خداوند منبع انرژی جهان هستی هست و منم کسی که قدرت و اختیار تمام و کمال در زندگی ام دارم. اگر کسی داره به من خوبی میکنه اون خداست و اون فرد فقط وسیله و دست خداوند. اگر کسی بدی میکنه اگر من به خدا وصل نباشم منشاش خودمم چون خدا فقط خوبی میده و اگر به خدا وصل باشم اون فرد دستی از خدا میشه باز و رایگان به من خدمت میکنه.
توحید یعنی همین. فقط مسئله اینجاست چقدر ایمان داشته باشم که بتونم بیشتر اجراش کنم.
هر وقت سعی کردم که توحیدی تر شوم احساس عشق سوزانی رو تجربه کردم.
این بهترین تمرین منه که بیام در مورد توحید و یگانگی رب کار کنم.
آره زندگی به من از کودکی حساب نکردن روی ادمها رو یاد داد خیلی جاها گوشمو پیچوند اون ضربه هایی که خوردم.
و فهمیدم که نباید روی هیچ کس حساب کرد و وقتی وارد این مسیر شدم فهمیدم باید روی چه کسی حساب کرد.
فکر میکردم او هم مانند دیگران است که تا روی انها حساب باز میکنی و به انها اعتماد میکنی حسابی میزنن
توی ذوقت و ضربه ای می خوری که نمی دونی از کجا خوردی.
توحید که نباشه هیچی نیست نه رابطه ای نه ثروتی نه غذایی و نه موفقیتی.
سالها فکر میکردم باید دیگران به من جایزه بدهند و مرا تشویق کنند از توی مدرسه،
سالها فکر میکردم که باید برای کار از دیگران پروژه بگیرم و در به در دنبالش باشم،
منتظر بودم منتظر و غافل از اینکه هیچ وقت هیچ کدام از اینها اتفاق نیوفتاد.
و من تصمیم گرفتم به جای اینکه از دیگران توقع کادو جایزه و تشویق داشته باشم
خودم خودمو تشویق کنم و فهمیدم خداوندطوری تشویقم میکنه طوری کادو میده که تاحالا توی زندگیم
تجربه اش نکرده ام. من خودم خودم رو دوست دارم و اصلا فکر نمی کنم که کسی منو
دوست داره یا به اصطلاح امروزی توی قلب کسی جا دارم. البته من ادم ارزشمندی هستم.
و اینکه دیگه منتظر کار یا پروژه نموندم و دارم برای خودم کسب و کار ایجاد میکنم و خداوند هم منو
هدایت داره میکنه ازش سپاسگزارم.
ما که انتظار نعمتهای بیشمار را داریم، باید از خود بپرسیم چقدر توانستهایم این نگاه توحیدی را داشته باشیم؟!
هیچی یعنی صفر یعنی یک بچه ی نوپا هم حتی کمتر.
همین الان با اینکه عیده اومدم سر ایستگاه تا با تاکسی بیام خونه و این فایلو گوش کنم
باورتون نمیشه فقط یک تاکسی بود و فقط یک مسافر کم داشت.
میبینید این یکی از ساده ترین هدایت های خداونده.
آره اصلا وقتی حرف از تاریخ میشه نا خداگاه ذهن میره سراغ حکومتها جنگها
و همیشه سر همین پوشاک و خوراک و مسکن جنگ بوده و بشر بهشون نیاز داشته.
اما در کمال تعجب داخل قرآن هرگز این چنین آیاتی در این باره وجود نداره!!!
چرا واقعا چرا خداوند در این مورد صحبت نکرده ؟ اصلا چرا به این موضوع توجهی نشده؟
من که تا قبل از این فایل این نکته رو نفهمیده بودم اونوقت ما میریم دنبال روش های
عجیب و غریب جذب مشتری و زیبایی و تیپ آن چنانی و جولان دادن توی شبکه های اجتماعی…
من اعتقاد دارم از طبیعت میشه درس های بزرگی گرفت و همیشه معلم من بوده.
ببینید همه چی طبیعیه اینکه بارون بیاد برف بیاد خورشید طلوع کنه غروب کنه
تازه درون اقیانوس ها که هزاران کیلومتر هست چه خبره.
تازه بیرون از زمین چه خبره؟ که بطور طبیعی زمین میدان مغناطیسی داره تمام اجرامی که باعث صدمه و برخورد
باهاش میشن رو دور میکنه یا لایه ازن.
یا اصلا فاصله ی زمین تا خورشید که هیچ سیاره ای بهتر و مناسب تر از زمین نیست…
و اینکه خدا میدونه روزانه چقدر زمین در معرض نابودی قرار میگیره و خداوند اونو بطور طبیعی حفظ میکنه.
من به این کتاب اعتقاد دارم ولی نه کامل یعنی سعیم اینه که کاملتر بشع.
بخاطر همین موضوع کع طی هزاران سال حتی یک حرفش کم و زیاد نشده.
و فقط در مورد باور به خداوند دور بودن از غم و توکل و ایمان صحبت میکنه.
پس من میگم همونطور که طبیعت همه چیش طبیعیه نیاز های اولیه مثل خوراک پوشاک مسکن هم باید بص.رت طبیعی تامین بشن
اگر من همون اصل و اساسی که در قرآن هست رو درک و اجرا کنم. اعتماد به رب موضوع خیلی مهم و اساسیه.
من فهمیدم که مهم ترین رابطه ای که میتونه در سطح کیهان و در زندگی من وجود داشته باشه
رابطه با منبع انرژی جهان هستی و رب و خداونده. که هر وقت باهاش دوست میشم هر وقت باهاش هماهنگ میشم
میتونم زندگی خودم رو به همون اندازه خلق کنم. من نتیجه گرفتم از اونجا که همین ارتعاشع فرکانسه انرژیه
و خداوند هم به عنوان منبع انرژی جهانه باید برای جذب انرژی ها به منبع متصل بود.
و هر وقت به این منبع وصل میشم و باهاش هماهنگ میشم دیگه برام داشتن فلان خونه و ماشین معنایی نداره انگار دارمشون
چون به منبع انرژی وصل شدم که تمام اون انرژی ها از اون جا منشع میگیرن.
آره هر کسی که بخواد برای من دردسر ایجاد کنه داره به نفع من کار میکنه . حالا چرا؟؟؟
چون هیچ کس هیچ تاثیری توی زندگی من نداره چه خوب چه بد و از اونجایی که خدا خودشو توی قران مثبت و خوب معرفی میکنه
یعنی چی یعنی اینکه وهابه دوسته قدرتمنده ثروتمنده نمی خوابه و کلا منشا همه چیزای خوب هست
و اینکه خدا فقط نیکی و رحمت داره به بندگانش پس اون دست خدا میشه نا آگاهانه که به ما کمک کنه.
حالا چرا ضربه نمیزنه؟ چون فقط خودم میتونم به خودم ضربه بزنم با فرکانسام با تنبلی با احساس بدم.
اره به نظر من تاریخ داره دوباره تکرار میشه فرمول و قانونش یکیه فقط شکلش رنگی تر شده. وقتی که نگاهی به دروس تاریخی که خوندم میندازم میبینم اره همه از اون انسان های اولیه تا الان به دنبال تامین خوراک و لباس و مسکن بودن. و چیزیه که توی قران بهش اشاره نشده
چرا من تاحالا به این موضوع نرسیده بودم؟ چرا من این موضوع رو نفهمیده بودم؟
وقتی نگاهی به طبیعت میندازم میبینم که همه ی حیوانات هم به دنبال همین نیاز ها هستند. پس تا اینجا انسان با حیوانات فرقی نداره.
بعدشم تازه به طور طبیعی همه ی اتفاقات و رویداد ها اتفاق میوفتن مثلا به طور طبیعی خورشید طلوع میکنه به طور طبیعی اب یخ میزنه
به طور طبیعی شب و روز میشه به طور طبیعی اب بخار میشه و…
و انسان اومده تا از این نیاز های حیوانی فراتر بره. هرکس رو توی تاریخ بشریت ببینیم که به جایی رسیده و موفق بوده
از پیامبران گرفته تا امروز همه از نیاز های حیوانی گذشته بودن یعنی درگیر نون شبشون نبودن.
از نیاز های اولیه عبور کردند و به راس هرم رسیدن. از نظر من انسان ها اینجا دو دسته میشن اونایی که دارن تقلا میکنن تا به صفر برسن یا نیاز های حیوانی خودشونو تامین کنن و اونایی که از صفر عبور کردن و به جاهای بالاتری رسیدن.
وقتی خداوند به جهانیان میگه بر انسان سجده کنید یعنی که ما می توانیم و باید و به طور طبیعی از صفر بالاتر هستیم
اگر فرکانس های منفی ارسال نکنیم. من فکر می کنم اگر یک انسان از کودکی در یک جنگل بزرگ شه از همه ی جانورانی که در یک جنگل هستند بیشتر بالاتر میره. و اینکه میگه خداوند ما جهان را مسخر شما کردیم یعنی به طور طبیعی یا به قول استاد خود به خود همه چی برای مهیا شده تا به درجات بالاتر از صفر و تا بی نهایت برسیم. تا جایی که خودمون سیر بشیم و بخوایم بریم اون دنیا.
اینم بگم که من یه کامنت زیبا نوشتم اما از بین رفت و خیلی هم ناراحت شدم و دوباره نشستم نوشتم.
من که می خوام نیاز های اولیه خودمو از قبیل یه اپارتمان 90 متری در پونک و پارس ای ال ایکس 2000 و درامدی که بشه باهاش نیاز های تغذیه ای که در برنامه غذایی و ورزشی و اینترنت و … هست رو تامین کنم و بعدش برم سراغ پله های بالاتر.
خوشبختانه در حال حاضر به رسالتم دست یافتم و برنامه هایی برای گذشتن از صفر دارم که با مهاجرتم که برنامه ریزی کردم شروع میشه.
ولی توی قران من ندیدم در مورد این نیاز ها صحبت کنه پس یعنی اینا لازم به توضیح نیست اینا خودشون هستن از لحظه ی تولد
از اون اکسیژنی که تنفس می کنیم تا والدین.
عاشق این کلمه خود به خود هستم تصمیم گرفتم بیشتر روی ایمانم کار کنم.
اینم بگم که از لحظه ای این فایل رو دیدم و کامنت اولم که پاک شد رو نوشتم اتفاقات خوبی و باحالی رخ داده و می خوام با کار کردن روی اینا مثل گوله برفی بزرگترش کنم.
اره منم زود فهمیدم که نباید روی هیچ کس حتی پدر و مادر حساب کرد. چون روی خیلی ها حساب کردم و بعدش ضربه شدید خوردم.
حتی وابستگی هم از عدم توحید منشا میگیره.
تصمیم گرفتم که قدرت رو فقط به پروردگارم بدم و فقط روی اون حساب کنم و به هیچ وجه روی دیگران حساب نکنم.
و روی چه کسی حساب کنم هم زود فهمیدم چون پروردگار تنها کسی بود که تو سرم نزد و منت سرم نزاشت و عاشقانه و خالصانه هر وقت روش حساب کردم تمام و کمال منو به بهترین نحو ممکن هدایت کرده.
منم قبلا میترسیدم از قدرت ادما ولی الان خیلی کمتر شده. بادیدن ایات ظلم در قران که میگه خودتون به خودتون ظلم میکنید. با دیدن نتیجه ی راه نادرست مثل دزدی رفتن که بعدش به خودم اسیب زدم و قول دادم که دور راه نادرست رو خط بکشم.
تصمیم گرفتم خوبی ادم هارو از طرف پروردگار ببینم و از اونها به بخاطر دست خداوند تشکر کنم و بدی اونهارو از خودم ببینم و اونها رو کاملا بدون تاثیر بدونم.
ولی نمیدونم چرا هر چقدر این فایلا رو گوش میدم مثل بار اول تاثیر گذار نیستند و بهم نمیچسبن؟؟!!
فهمیدم که و تصمیم گرفتم اینطور نگاه کنم که هر چیز خوبی که در زندگیم رخ میده از طرف خداست و هر چیز بد از طرف خودم.
تصمیم گرفتم اینطور نگاه کنم که هیچ مثل شما استاد هیچ نمی تونه تاثیر منفی داشته باشه اگر من با خدای خودم در ارتباط باشم و چه زیبا می گوید که دلها تنها با یاد خدا ارامش می یابد ، چرا نمی تونه چون اولا دست خداست و خدا فقط خوبی میده و انسانها فقط وسیله هستند همین و بعدشم من مسئول زندگی خودم هستم و همونطوری که اون دنیا هیچ کس به دادم نمیرسه پس این دنیا هم هیچ کس نمی تونه تاثیری توی زندگی من داشته باشه. بارها دیدم همون افرادی که بهم خدمت کردن از طرف خدا در یه شرایطی رفتارشون کلا تغییر میکنه.
اصلا وقتی باگ توحید پچ میشه همه چی نگم حداقل بیشتر همه چیزا اوکی میشه.
و این نامردیه بی ادبیه به نظر من که بیایم با این شرایط شرک بورزیم که از حیوانات هم کمتر میشیم اون موقع و به خاطر اینکه به اون هدف اصلی نرسیدیم عذاب میشیم.
اما پروردگارا اگر من قبلا شرک ورزیده باشم و الان فهمیده باشم و توبه کرده باشم و دیگه تکرار نکنم بازم منو نمی بخشی؟!
پروردگار تمام موئمنان را بیامرز و رحمتت و فضلت را بر ما نازل کن و مارا به راه راست هدایت کن .
واقعا الحمدالله رب العالمین
تصمیم گرفتم دیگه تلویزیون هم حتی نبینم هیچی هیچی چون یه سری فیلم ها رو میبینم چون دلیلش رو هم فهمیدم.
چه آهنگ فوق العاده ای با فایل متناسبه
در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید
دوست عزیز توحید همه چیزه ٫ و به خودتون سخت نگیرید فقط متعهد شید که تغییر کنید و جبران کنید ٫ ایمان دارم خداوند هرکس را که بخواهد با تمام وجود هدایت می کند٫ البته ایمانم به اندازه نتایجم است٫ فقط خداوند رو بشناسید دیگر تمام است٫
در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید٫