توحید عملی | قسمت ۶


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی‌های این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادی‌ترین اصل جهان‌بینی توحیدی را تبیین می‌کند. اصلی که هسته اصلی آموزه‌های استاد عباس‌منش است و می‌گوید:

تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگی‌مان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.

اساسی‌ترین تلاش‌های بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به‌خاطرش این همه جنگ به راه انداخته‌اند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن می‌شویم و داستان زندگی پیامبران را می‌خوانیم، هیچ اثری از این دغدغه‌ها که کل بشریت درگیرش بوده، نمی‌بینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینه‌هایش نیست.

در هیچ آیه‌ای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگی‌شان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشه‌های توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگ‌های زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبه‌خود و به طبیعی‌ترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.

قرآن یک‌صدا توحید را فریاد می‌زند، آن را اصل می‌داند و خداوند همه‌چیز، جز شرک به خودش را می‌بخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروت‌آفرین هدایت می‌شویم و ثروت به‌صورت طبیعی راهش را به زندگی‌مان می‌یابد.

«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت می‌شوید، افراد مناسب سر راه‌تان قرار می‌گیرند و ایده‌های ثروت‌ساز به قلب‌تان الهام می‌شود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، به شما کمک می‌کند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمت‌ها را به رابطه همیشگی با خداوند به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بی‌نیاز شوید.

جان‌مایه اصلی آگاهی‌های این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربه‌های زندگی می‌آموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهم‌تر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباس‌منش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیده‌اند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچ‌کس قدرت آسیب‌رساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهم‌تر آن است که لازمه‌اش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.

شرک فقط بت‌پرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیس‌تان اخراج‌تان کند، همسرتان مانع پیشرفت‌تان شود، رقیب‌تان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده داده‌اید.

نقطه مقابل شرک، توحید است.

  • توحید یک اصل درونی است.
  • توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که می‌گوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم می‌خورد.
  • توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بت‌هاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چه‌رسد به نجات آدم‌ها.
  • توحید، یقین ابراهیم است که می‌تواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصل‌اند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان می‌سپارد.
  • توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که می‌تواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
  • نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان می‌دهد. چون می‌داند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.

میزان ورود نعمت‌ها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدی‌مان است.

به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانس‌های خودمان زندگی‌مان را خلق می‌کند»، توحیدی می‌شویم و به همان اندازه نیز، در آرامش می‌مانیم، از خطرها مصون می‌مانیم، آتش برای‌مان گلستان می‌شود، عدو سبب خیر می‌شود و برکت‌ها راه‌شان را به سوی زندگی‌مان پیدا می‌کنند.

حقیقت محض این است که هیچ‌کس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچک‌ترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشم‌زخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات می‌کند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئه‌ها، تهدیدها و سنگ‌اندازی‌ها نه‌تنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه به‌طرز معجزه‌آسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنی‌ها را به خدمت‌گذاری برای رشد شما تبدیل می‌کند.

برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بی‌قیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.

تمام نتایج زندگی استاد عباس‌منش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدم‌ها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواسته‌ای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواسته‌ای است.

این نگاه توحیدی است که هر روز نعمت‌های بیشتری را روانه زندگی ما می‌سازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما می‌بخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدم‌های زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیده‌اند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر به‌دنبال مقصر نمی‌گردید، باج نمی‌دهید، تملق کسی را نمی‌گویید و ابراهیم وار، این بت‌های ذهنی را می‌شکند.

ترس از غیر خدا، بزرگ‌ترین مانع ورود نعمت‌ها به زندگی است. وقتی می‌ترسید، یعنی به جهان اعلام می‌کنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار می‌کند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی به‌صورت طبیعی باز می‌شوند.

وقتی در مسیر توحید قرار می‌گیرید، مشتری‌ها پیدایتان می‌کنند، ایده‌های ثروت‌ساز سراغ‌تان می‌آیند، قلب‌های مهربان اطرافتان جمع می‌شوند و به شما عشق می‌ورزند و بدنتان ساختن سلول‌های سلامت را آغاز می‌کند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعت‌مان بازمی‌گرداند.


تمرین این قسمت:

برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربه‌ای عملی در زندگی‌تان، به این سؤالات مهم به‌طور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخ‌هایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱. بزرگ‌ترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن می‌ترسید و قدرت خلق زندگی‌تان را به آن داده‌اید، چیست؟ (به‌طور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)

بنویسید در کدام جنبه‌های زندگی‌تان هنوز به غیر خدا قدرت داده‌اید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کرده‌اید؟ کجاها به‌جای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بسته‌اید؟

نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بت‌های درونی است.

۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچ‌کس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگی‌تان ندارد، چطور برای شکستن این بت‌های ذهنی خود متعهد می‌شوید؟

بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه می‌خواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترس‌ها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسب‌وکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «محمد جواد میگلی» در این صفحه: 8
  1. -
    محمد جواد میگلی گفته:
    مدت عضویت: 3178 روز

    عرض سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    هر چه من این فایل های توحید عملی رو بیشتر گوش می کنم مخصوصا این توحید عملی شماره شش بیشتر و بیشتر آگاه می شم و بیشتر نیاز توحید و یکتا پرستی رو در زندگی خودم احساس می کنم

    الان 5 مرداد 1401 هست

    من در یکی از شرکت های دولتی مشغول کار هستم موفقیت های زیادی در این چند سال آشنایی با قوانین و دوره های استاد عباس منش پیدا و دریافت کردم شرایطم خیلی تغییر کرده و دستاوردهای زیادی داشته برام

    همه این ها بابت توحید بوده و کنترل ذهن وگرنه من همان آدمی هستم که سالها برای این و اون کار میکردم و چون همیشه باور داشتم که زندگی من تحت تأثیر عوامل بیرونی رقم می خوره و همش رییس و قانون کشور و اداره و…. نمی گذارند پیشرفت کنم

    همین اتفاق هم برام می افتاد تا جایی که دیگه هیچ نداشتم اما طی این چند سال شرایط تغییر کرده و اوضاع خیلی بهتر شده اونجا که بهتر هم نشده چون من نتونستم توحید رو به مرحله عمل در بیاورم

    این ها رو گفتم تا مقدمه ای باشه برای گفتن شرایطی که الان برام رقم خورده و بازم من نیاز دارم به توحیدی عمل کردن

    الان چند مدته که شرکت ما واگذار شده به یک شرکت دیگه من موفقیت های زیادی در شرکت قبلی کسب کردم از سر اجرای قوانین و توحیدی عمل کردن

    حالا شرکت جدید اومده و همه چیز تغییر کرده و گویی از صفر شده همه چیز

    هی شیطان در گوش من میگه تو رو از سمت و پستی که داری میارن پایین چون می خوان نفر خودشون رو بزارن جات هی من به خودم تکرار می کنم هر اتفاقی بیافته به نفع منه هی میگه باید کارت رو رها کنی هی من میگم تسلیم امر خدا هستم او قادر مطلق هست رب العالمین اوست بخواهد من را بالا بکشد هیچ احدی نمی تواند جلوی اون رو بگیره هی به خودم می گم و ذهنم رو کنترل می کنم و احساس م رو خوب نگه میدارم که چیزی که نتیجه رو برای من رقم زده باور ها و فرکانس های من بوده نه عوامل بیرونی نه رییس و مسول

    درون من بوده به قول استاد در فایل سرمایه شما چیست

    این سرمایه ها و تعهد و تخصص و درستکاری و صداقت من بوده که نتیجه رقم زده و این ها سرمایه من هستند هر جا هم برم میتونم ازشون استفاده کنم

    در همین کار و شرکت قبلی تا دلتون بخواد موقعیت برای کار نادرست برای من فراهم بود ولی من نکردم و صداقت و درستکاری رو پیشه کردم الآن هم همین طور هست و خدا من رو هدایت می کنه

    این الهام شد به من که امشب بیام و این کامنت رو در این فایل پر از آگاهی و شجاعت بزارم و منم به ندای درونم نه نگفتم

    ممنون استاد بابت فضای خوبی که برای ما مهیا کردی

    دوست دارم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    محمد جواد میگلی گفته:
    مدت عضویت: 3178 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و سلام به دوستان و هم خانواده های عزیز

    قاطعانه میگم یکی از فایل های راهگشا و عالی در زندگی من همین فایل توحید عملی شماره ۶ هستش

    چون توحید و عملکرد توحیدی بسیار بسیار با زندگی من عجین هست و یکی از نیاز های لحظه لحظه خودم رو می دونم

    تجربه من از عملکرد توحیدی این هست که من خیلی این در و اون در میزدم برای رشد و پیشرفت قدم های اولیه خوب بر میداشتم اما در مراحل بعد چون دچار شرک می شدم اتفاقات ناگواری برام رخ میدادند

    خب بعد از سالها زمین خوردن های پی در پی و درد کشیدن با استفاده از آموزه های این سایت و صحبت های استاد عباس منش که اعتبارش به خداست رشد خوبی برام طی یکسال اتفاق افتاد طوری که سال ۹۸ و ۹۹ برای من از لحاظ نتایج به هیچ وجه قابل مقایسه نیست

    خب من سالها در شرایطی کار می کردم که سخت بود و اذیت می شدم تضاد ها باعث به وجود آمدن خواسته ها برای من می شدند ولی چون باور های درستی نداشتم نتایج خوبی برای من نداشت

    من خیلی دوست داشتم که از لحاظ شغلی رشد کنم و جایگاه بهتری پیدا کنم تخصص داشتم استعداد و توانایی خوبی هم داشتم اما باور خوبی خیر به همین دلیل مرتبا دستم را برای کمک گرفتن جلوی انسان ها دراز می کردم و نتیجه خوب نبود برای من

    تا اینکه خدا رو باور کردم و توحید رو سر لوحه قرار دادم

    به ضرص قاطع میگم هم ردیف و شاید بالا تر از افرادی که توی اداره من ازشون درخواست کمک برای ارتقاء شغل می کردم الان من سمت دارم و اونم با سربلندی و سرافرازی

    این نتیجه عمل کردن به توحید بودش

    خدا را شکر

    واقعا زبانم قاصره از این لطف خداوند

    و این دلگرمی برای من چراغ راه شده تا به دیگر خواسته هایم نیز برسم و هیچ محدودیتی را نپذیرم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    محمد جواد میگلی گفته:
    مدت عضویت: 3178 روز

    سلام به استاد گرامی

    هرازگاهی به چالشی در خصوص توحید و اینکه قدرت آدمها و اینکه می توانند تاثیر منفی و به قول معروف حال من رو بگیرند برخورد می کنم که به این فایل هدایت می شوم تا چند کلمه ای از احوال دلم و اینکه چقدر این شاخه از شرک در من قدرت دارد و واقعا نمی دانم چکار باید کنم

    دست می کشم از مرض حمایت طلبی از مردم اما فشار اجتماعی و خانواده اینقدر زیاد است که با دست از پا درازتر بر میگردم و می شوم برده همون کسانی که می ترسم روزی منو قطع کنن، حال منو بگیرند، ازم سوءاستفاده کنن، از کار بیکارم کنن و و و و

    به درگاهت همین لحظه ایی که با یکی از همین چالش ها روبرو شده ام و نجوای شیطان رجیم آنقدر دارد از درون من را تخریب می کند دست نیاز دراز می کنم و ازت یاری می طلبم خدای من

    چند روز است بر گشتم به سرکار که قبلا آنجا بودم و این اتفاق هم مهر تاییدی بود بر اینکه قدرت مطلق فقط خداست و اگر او نخواهد برگی از درخت نمی افتد

    داستان از این قرار است که حدود نه سال در یکی از ادارات دولتی کار می کردم چقدر به قول استاد کثیف عمل کردیم و قدرت رو به همه دادم غیر از خدا

    تا اینکه خیلی راحت از سیستم به دلیل فروش محل خدمتم اخراج شدم

    قبلش می گفتم نه نمیشود و نمی توانند این کار را انجام بدهند ولی قدرت رو پارتی، فامیل، استاندار، قانون کشور و غیره می دانستم

    اما بهم نشان داده شد که تکیه ات به باد است و راحت با استادانه ترین شیوه اخراج شدم و حاصلش شد اذیت و بی پولی

    من به درگاه خداوند بر گشتم روی خودم کار کردم حالم را خوب کردم به قلبم آرامش دادم تا اینکه با یک غیر محال و غیر ممکن، ممکن شد و من به سادگی هر چه تمام تر و با عزت و سربلندی خدایم به کار برم گرداند و شکوه و جلال را به روح من برگرداند

    حالا دو ماهه شیطان وارد فاز جدید شده من همیشه در زندگی قدم های اول را خوب و مثبت بر میدارم اما در قدم های بعدی دچار شرک میشوم نمیدانم چرا

    می ترسم . ترس از دست دادن فرصت. ترس طرد شدن از اجتماع. ترس بی پولی. ترس بی کسی. ووووو

    و جهان هم به ترس های من واکنش نشان می دهد و شرایط و اتفاقاتی را وارد زندگی من میکند که ترس های بیشتری به همراهشان است

    مادر موسی فرزند دلبندش را در آب رها کرد او اگر مشرک می شد مانند یوسف که سال‌ها به خاطر شرک در زندان افتاد صدمه می خورد

    دیشب دیگه از همه چیز خسته شده بودم از این همه تکرار مکررات و نتیجه های نا خوشایند و از خدا خواستم من را بکشد و از روی زمین بردارد

    اینم شرکه چون قدرت عوامل بیرونی مثل قانون کشور، رئیس، همسر، مردم در ذهن من به شدت زیاده و منم صدمه خوردم

    از خدای خودم در همین روز و همین ساعت تقاضای عاجزانه دارم منو نجات بدهد و به راه کسانی که نعمت داده است مثل ابراهیم و مادر موسی و مریم ووووو نه به راه گمراهان و نه مشرکان

    خدایا شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    محمد جواد میگلی گفته:
    مدت عضویت: 3178 روز

    سلام استاد

    خوبی؟

    خدایم را سپاس که در این مسیر هستم

    نمیدونم چم شده فقط محتوای فایلهای توحیدی اینقدر منو از درون پر میکنه که تا چند روز پر پر میشم نه گشنم میشه نه تشنه میشم هیچ کس رو دوست ندارم ببینم

    گفته های شما در فایل کاملا درسته

    کجایی استاد؟

    تا حالا اسم شهر و ولایت ما رو شنیدی ؟

    این گفته ات

    ((((((( خدا رو باور کن و جهان را به جای بهتری برای زندگی تبدیل کن

    سید حسین عباس منش)))))))

    بزرگ قاب گرفته شده و روی دیوار نصب است

    درسته استاد خدا برات کاری میکنه که هیچ کسی نمیتونه انجامش بده

    خودش میشه تبلیغات حتی توی دورترین شهر ایران

    هیچ کس غیر خدا نمی تونه برای کسی همچین کاری انجام بده

    سپاسگذارم استاد عالی بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      محمد جواد میگلی گفته:
      مدت عضویت: 3178 روز

      خدا میدونه با دیدن این فایل چطور روزهایی که در زندگی ام به صورت نا آگاهانه دچار شرک شدم مثل فیلم در ذهنم مرور میشود

      منم مثل شما استاد به اینکه روی کسی حساب باز نکنم رسیدم و درکش کردم اما قسمت دومش که کسی نمیتونه در زندگی من تاثیر منفی بزاره خیر

      بارها شد برای اینکه ازم درخواستهای نا به جا میشد قطع ارتباط میکردم به شخصی اما این نجوا که او حالت را میگرد و اذیتت میکند دوباره مستاصل و دست از پا دراز تر می آمدم و به همان فردی که ازش جدا شده بودم التماس میکردم و این بار بدتر از دفعه های قبل هر کاری میگفت مجبور میشدم انجام بدهم

      از کارم بیرون آمده بودم و نجوا ها شروع کردند به خوردن مغز من که چکار می خوای کنی ،دیگه کار گیرت نمی آید ، بده کاری ، زن و بچه داری ، ریئست حالت رو می گیره و ……

      تا اینکه میرفتم دوباره التماس و خواهش و تمنا میکردم که منو برگردن سرکار

      چقدر این سناریو در زندگی من تکرار شد

      تا اینکه از شما اینجا شنیدم این هم قسمتی از شرک است

      واقعا استاد به خاطر مشرک بودنمون چه جاهایی که کثیف عمل میکنیم

      ریش بزار،کارت اعضای فعال فلان ارگان را بگیر ،با فلان فرد مشهور و قدرتمند شهر عکس بگیر بزار اینستا تا بقیه حساب ببرند، چاقو بزار تو جیبت و…..

      چرا؟

      از ترس دیگه به این دلیل که کسی نتونه بهم ضربه بزنه . کسی نتونه اذیت کنه

      بعدش با سر از بالا سقوط کردن نتیجه این رفتار و شریک قائل شدن برای خدا میشد برای من

      این مرض و این بیماری سالهاست داره عین موریانه پایه های زندگی منو می خوره

      بعد از اینکه دیدم چرا از لحاظ مالی هنوز اون نتیجه دلخواهم را نگرفتم برام سوال می شد که چرا ؟

      و به این فایل دنباله فایل فقط روی خدا حساب باز کن و چه کسی مالک تو است رسیدم

      چقدر می شود در مورد این فایل مطلب نوشت

      همین یه فایل درک کنم من برام کافیه تا آخر عمر در آغوش خدا زندگی کنم

      چقدر بابت اینکه بده کار کسی بودم و ترس اینکه او به من صدمه خواهد زد به اون شخص باج دادم

      خدایا شکرت که به این درک و آگاهی رسیدم

      امیدوارم در عمل هم بتوانم از این آگاهی استفاده کنم

      خدایا کمکم کن

      مرسی استاد عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    محمد جواد میگلی گفته:
    مدت عضویت: 3178 روز

    سلام دوست عزیز

    چقدر با خوندن کامنتتون آرام شدم

    طوری که داشت خوابم میگرفت

    منم از خداوند درخواست میکنم که مرا به راه توحید و یکتا پرستی هدایت بفرماید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمد جواد میگلی گفته:
    مدت عضویت: 3178 روز

    سلام و درود به آقای غلام نیا

    چه عالی این هم شد نشانه ایی برای اینکه من تجربه ایی از دوران سربازی ام با شما درمیان بگذارم تا برای خودمم بازگو شود

    بنیامین من آموزشی به اتفاق حدودا چهار صد نفر از هم استانی هایم افتادم بندرعباس

    خیلی دوست داشتم که شهر خودمون یعنی بوشهر خدمت کنم دلم می خواست خونه باشم راحت باشم هر روز بیایم خانه

    همه می‌گفتند که بوشهر سهمیه نداره و از فکرش بیا بیرون

    من باور نکردم

    گفتم من باید بوشهر خدمت کنم

    با تک تک سلولهای بدن م شهرم خانه ام را صدا می زدم گریه می کردم

    بوشهر را توی جی پی اس پیدا میکردم و سمتش می ایستادم و فریادش میزدم

    بنیامین میدونی چه شد ؟

    روز تقسیم نیرو ها همه شهرها رو خوندند چابهار، شیراز، تهران، کرمان، وو

    آخر همه یک نفر بوشهر

    میگلی بوشهر

    مو از تنم سیخ شد

    خدای من همه می گفتند تو کی هستی ؟

    بابات چه کاره است؟

    در صورتی که فرزند پرسنل در گروهان ما بودند و بندرعباس تقسیم شدند

    خب آمدم شهرمون اذیتم می کردند سرباز های قدیمی تر

    خودم انداختم توی دامن خدا گفتم یه راهی برام پیدا کن من نمیدونم

    توی مسیر رفت و برگشت خانه تا پادگان که خیلی هم دور نبود گریه می کردم و صدای خدا می زدم

    بنیامین میدونی باز چی شد ؟

    من بعد از شش ماه خدمت از سربازی معاف شدم و برای همیشه از خدمت سربازی خدا حافظی کردم

    فرمانده پادگان خواست جلوی من رو بگیره با حکم دادسرای نظامی روبرو شد

    قاضی توی دادسرا به من گفت اینها چی می گویند منظورش فرمانده پادگان بود که حالا در قید حیات هم نیست و خدا رحمتش کند

    قاضی گفت اینها باید افتخار کنند که تو شش ماه براشون خدمت کرده ایی

    خدا را شکر

    آره بنیامین این اتفاقات در زندگی خیلی برام افتاده ولی بازم شیطان کارش ترساندن من است

    خدایا من رو به راه راست راه کسانی که نعمت داده ایی نه راه گمراهان هدایت بفرما

    مرسی بنیامین که وقت گذاشتی و پاسخ سوال و کامنت منو دادی

    برات آرزوی بهترینها از خداوند میکنم عزیز دلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: