توحید عملی | قسمت ۶


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی‌های این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادی‌ترین اصل جهان‌بینی توحیدی را تبیین می‌کند. اصلی که هسته اصلی آموزه‌های استاد عباس‌منش است و می‌گوید:

تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگی‌مان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.

اساسی‌ترین تلاش‌های بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به‌خاطرش این همه جنگ به راه انداخته‌اند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن می‌شویم و داستان زندگی پیامبران را می‌خوانیم، هیچ اثری از این دغدغه‌ها که کل بشریت درگیرش بوده، نمی‌بینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینه‌هایش نیست.

در هیچ آیه‌ای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگی‌شان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشه‌های توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگ‌های زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبه‌خود و به طبیعی‌ترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.

قرآن یک‌صدا توحید را فریاد می‌زند، آن را اصل می‌داند و خداوند همه‌چیز، جز شرک به خودش را می‌بخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروت‌آفرین هدایت می‌شویم و ثروت به‌صورت طبیعی راهش را به زندگی‌مان می‌یابد.

«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت می‌شوید، افراد مناسب سر راه‌تان قرار می‌گیرند و ایده‌های ثروت‌ساز به قلب‌تان الهام می‌شود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، به شما کمک می‌کند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمت‌ها را به رابطه همیشگی با خداوند به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بی‌نیاز شوید.

جان‌مایه اصلی آگاهی‌های این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربه‌های زندگی می‌آموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهم‌تر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباس‌منش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیده‌اند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچ‌کس قدرت آسیب‌رساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهم‌تر آن است که لازمه‌اش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.

شرک فقط بت‌پرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیس‌تان اخراج‌تان کند، همسرتان مانع پیشرفت‌تان شود، رقیب‌تان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده داده‌اید.

نقطه مقابل شرک، توحید است.

  • توحید یک اصل درونی است.
  • توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که می‌گوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم می‌خورد.
  • توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بت‌هاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چه‌رسد به نجات آدم‌ها.
  • توحید، یقین ابراهیم است که می‌تواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصل‌اند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان می‌سپارد.
  • توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که می‌تواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
  • نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان می‌دهد. چون می‌داند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.

میزان ورود نعمت‌ها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدی‌مان است.

به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانس‌های خودمان زندگی‌مان را خلق می‌کند»، توحیدی می‌شویم و به همان اندازه نیز، در آرامش می‌مانیم، از خطرها مصون می‌مانیم، آتش برای‌مان گلستان می‌شود، عدو سبب خیر می‌شود و برکت‌ها راه‌شان را به سوی زندگی‌مان پیدا می‌کنند.

حقیقت محض این است که هیچ‌کس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچک‌ترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشم‌زخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات می‌کند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئه‌ها، تهدیدها و سنگ‌اندازی‌ها نه‌تنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه به‌طرز معجزه‌آسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنی‌ها را به خدمت‌گذاری برای رشد شما تبدیل می‌کند.

برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بی‌قیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.

تمام نتایج زندگی استاد عباس‌منش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدم‌ها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواسته‌ای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواسته‌ای است.

این نگاه توحیدی است که هر روز نعمت‌های بیشتری را روانه زندگی ما می‌سازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما می‌بخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدم‌های زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیده‌اند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر به‌دنبال مقصر نمی‌گردید، باج نمی‌دهید، تملق کسی را نمی‌گویید و ابراهیم وار، این بت‌های ذهنی را می‌شکند.

ترس از غیر خدا، بزرگ‌ترین مانع ورود نعمت‌ها به زندگی است. وقتی می‌ترسید، یعنی به جهان اعلام می‌کنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار می‌کند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی به‌صورت طبیعی باز می‌شوند.

وقتی در مسیر توحید قرار می‌گیرید، مشتری‌ها پیدایتان می‌کنند، ایده‌های ثروت‌ساز سراغ‌تان می‌آیند، قلب‌های مهربان اطرافتان جمع می‌شوند و به شما عشق می‌ورزند و بدنتان ساختن سلول‌های سلامت را آغاز می‌کند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعت‌مان بازمی‌گرداند.


تمرین این قسمت:

برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربه‌ای عملی در زندگی‌تان، به این سؤالات مهم به‌طور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخ‌هایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱. بزرگ‌ترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن می‌ترسید و قدرت خلق زندگی‌تان را به آن داده‌اید، چیست؟ (به‌طور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)

بنویسید در کدام جنبه‌های زندگی‌تان هنوز به غیر خدا قدرت داده‌اید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کرده‌اید؟ کجاها به‌جای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بسته‌اید؟

نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بت‌های درونی است.

۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچ‌کس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگی‌تان ندارد، چطور برای شکستن این بت‌های ذهنی خود متعهد می‌شوید؟

بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه می‌خواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترس‌ها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسب‌وکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «لیلا» در این صفحه: 7
  1. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    “احساس تو”، در هر لحظه به تو می گوید که چقدر میان ذهنت و روح (اصل و اساس خوشبختی در تمام جنبه‌ها) هماهنگی وجود دارد و با این کانون توجه و با این جنس از فرکانس‌، باید منتظر ظهور چه نتیجه ای باشی.

    این شاکله حرف های که استاد و مریم عزیز بارها گفته و نوشته اند در این سایت.

    مدتی هست که آرامش قلبی رو دارم تجربه می کنم البته دیروز با اقدامی از مسیر خارج شدم ولی زود برگشتم

    به قول استاد ایرادی نداره رفتن به جاده خاکی، اصل دوباره فرمان را به دست گرفتن و بازگشتن هست و من همون موقع که برخلاف ایمان عملی ” توکل ام “اقدام فیزیکی کردم، متوجه شدم و فقط سعی کردم احساسم خوب نگه دارم و بر خودم آسان بگیرم لااقل این دفعه.

    و اما آرامش درونی!

    تجربه خیلی خاصی هست بیرون تو طوفان هست، جنگ هست، بیماری هست ولی قلبت آرام آرام هست

    حالت خوبه

    چیزهای که قبلا آزارت می داد الان فقط ثانیه ای میاد و تو فقط شونه هات رو می ندازی بالا!

    هیچی حال قشنگت رو خراب نمی تونه کنه! نه اشتباهات خودت! نه کنده شدنت از یکسری آدم های غیر هم فرکانس با همه خوبی هاشون، نه سکوت و بی اعتنایی و… هیچی، برعکس تصمیم گرفتی احساست خوب باشه

    آره وصلی و توکل کردی!

    انقدر احساس ات خوبه که انگار هر آنچه می خواستی رو الان داری ،البته نجواها هست که مهار میشن با قدرت آرامش قلبی تو، هر چند یکی اش هم از دستت در بره مثل دیروز من!

    قبلا هم که از قوانین خبر نداشتم پیش از هر اتفاق زیبا در زندگی ام این آرامش را تجربه کرده بودم

    همیشه در امتداد این آرامش ربانی معجزات زندگی ام رخ داده، همیشه.

    انگار داره آرامش درونی ام عمیق تر میشه ، داره جزیی از من میشه .

    و بهم میگه: در راه ام در مسیر درست حتی اون خروج دیروزم هم باز جزیی از تکامل ام هست و فقط باید ادامه بدم

    امروز از صبح شعر ابوالخیر در سرم می چرخه:

    من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

    احسان ترا شمار نتوانم کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    به نام بهترین وکیل، بهترین طبیب و به نام تو که سریع الاجابه ای

    استاد خیلی این اصطلاح به کار می برند که “گفته میشه”

    آره همه چیز گفته میشه!

    وقتی بیماری بهت گفته میشه فلان دارو، فلان غذا ، فلان ماده بهداشتی وقتی تو این ها رو اجرا می کنی تا بهبودی کامل همین جوری گفته میشه (الله اکبر)

    وقتی نجواها میاد سراغت، بهت گفته میشه :کارها رو مگه به ما نسپردی ،ما درستش می کنیم ،آرام باش

    وقتی در اوج فشاری و نیرنگ پشت نیرنگ می بینی، بهت گفته میشه :خیالت راحت اونی که بهت بدی می کنه رایگان داره بهت خدمت می کنه! و ما پیوسته مکرها را چاره می کنیم و ترا پیروز می گردانیم ، تو فقط شاد باش و بخند!

    وقتی همه نیرنگ ها به نفع تو تمام می شود، بهت گفته میشه: یدالله فوق ایدیهم

    وقتی که قانون درخواست رو میدونی ولی در اجراش موفق نیستی، بهت گفته میشه: روح ات الان پیش خواسته ات هست، کافی ذهن ات رو همراه روح ات کنی، خیلی سریع خواستت متجلی میشه در زندگی مادی ات

    وقتی در سودای عشق زمینی می سوزی، بهت گفته میشه: چی رو تجسم کنی، چطور تمرکزت بره رو خوبی ها، چطور خاطرات خوبت رو از لابه لای خاطرات بد بکشی بیرون و سرمت شی، چطور روح و ذهن ات رو هماهنگ کنی، چطور از وابستگی (شرک) رها شی، چطور نفرت هات رو رها کنی، چطور دعای خیر کنی، چطور آرام و عاشق باشی

    وقتی قرار روز بعد از موضوعی ناراحت بشی مثلا از دیدن کسی یا بودن در مکانی و….، بهت گفته میشه: فایل 7 دوره کشف قوانین رو گوش کن، همون موقع سراغش نمیری (شب گفته شده) و فردا صبح که بیدار میشی باز تکرار میشه و بهت گفته میشه: فایل 7 دوره کشف قوانین رو گوش کن و تو گوش میدی؛ نیم ساعت بعد می بینی و می فهمی که چقدر این فایل رو لازم داشتی و چطور می تونی نجواها رو باهاش کنترل کنی در آن (الله اکبر)

    آره بهت گفته میشه:در غذات از چه موادی استفاده کنی

    بهت گفته میشه: چطور با کنترل ذهن ، توحیدی تر شی

    بهت گفته میشه: بیا ای من من، شرک هات رو رها کن

    بهت گفته میشه همه چیز مرحله به مرحله بهت گفته میشه، کافی گوش کنی و اجرا کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 50 رای:
  3. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    بازگشتن به خویشتن

    استاد در فایل های آخر دوره کشف قوانین صحبت از به یاد آوردن می کنه!

    انگار تا به یاد نیاری، ریشه ای مسایل حل نمیشه حتی توحیدت!

    و من فهمیدم از مسیر و شخصیت خودم ناخواسته گریزان بودم

    فهمیدم به مسیر و شخصیت های دل بستم که ربطی به ذات من نداشت

    فهمیدم روح ام آن مسیر را نمی خواست

    فهمیدم با خودبیگانه بودم

    خودم، ناخواسته خودم را انکار می کردم و البته هم ارتعاش هایم را

    اکنون به خویشتن بازگشته ام

    در مسیر صلح و آشتی با ذات، روح و شخصیت خود هستم.

    خوشحالم به مسیر خود، به آشتی با خود و به آغوش کشیدن خود برگشتم

    حالا تمام اشتباهاتم را می فهمم و به همه آنها و گذشته خود افتخار می کنم

    همه آنها درست

    و به جا بودند

    تا مرا به سمت من و بازگشت به خودم و مسیر الهی ام هدایت کنند

    خوب می فهمم در آن دوران که با خود بیگانه شدم هم برای شادی، آرامش و لذت بیشتر وارد آن مسیر دور از خود به انتخاب خود شدم

    حالا می توانم خودم را ببخشم

    و اکنون با افتخار این من قوی، در صلح با خود، متعهد، شجاع، آزاد، به دنبال توحید، مهربان و… را به آغوش می کشم و تمام نیاکانم بخصوص هم ارتعاش هایم را پدرم، مادربزرگم را به آغوش می کشم.

    حالا زاویه دیدم به خودم و به آنها تغییر کرده.

    راستی یک چیز زیبای دیگر را هم فهمیدم

    اینکه چقدر درست پدرم و مادرم را انتخاب کرده ام

    و اینکه هر کدام از آنها چقدر درست در زندگی من نقش ایفا کرده اند

    اکنون من با من در ارتباط است

    من بعد لز دوری از خویش دوباره به خود وصل شده ام

    چه حس خوبی!حالا می توانم به فراتر فکر کنم، به تقوا ، به کنترل ذهن ، به خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    تقوا یعنی توانایی کنترل ذهن

    یعنی خاموش کردن وسوسه ها و اغواهای شیطان ذهن

    وقتی این رو ازتون شنیدم استاد

    انگار یه گام جلوتر آمدم در مسیر توحید

    من با شرک از زبان تو آشنا شدم بااینکه آدم با دل و جراتی هستم، خودم رو در اقسام شرک یافتم.

    و حالا نوبت تقواست

    کنترل وسوسه ها و نجواهای پی در پی ذهن

    انصافا پاشنه آشیل ام هست

    خیلی به اغواها باج دادم

    وقتی در کامنت بچه ها خوندم

    “خدا وکیل منه” خیلی به دلم نشست از اون آگاهی های اصل این حرف ، آرام بخش، عزت بخش، تصدیقی برای لیاقت مندی و راهی برای رهایی از کوله بار سنگین وسوسه ها و نجواهای شیطان ذهن.

    خداوند می فرماید: در مقابل وسوسه های شیطان به من پناه ببرید

    و نیز می فرماید: در هر کاری از او توفیق بطلبیم و بر او توکل کنیم

    پس می گویم:

    رب من، به من توفیق فهم و توفیق اجرای سنت های تغییر ناپذیرت را بده.

    حالا که مرا از ظلمت به نور هدایت کردی

    که من همیشه امیدوارم مرا به بهترین ها هدایت کنی

    و با قوانین نظام احسن آشنا کردی

    این قوانین را بر جان و جسم من مسلط و جاری کن.

    و توفیق پاکی و بندگی مدام ات را با رهایی از نجواهای شیطان ذهن بر من عطا کن.

    رب من، من بر تو توکل می کنم ای نعم الوکیل و به سوی بازگشته ام.

    ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذهدیتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت وهاب.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    بگو اگر خدا به شما اراده بلا و شری کند یا اراده لطف و مرحمتی فرماید آن کیست که شما را از اراده خدا منع کند؟

    و هرگز خلق جز خدا هیچ یار و یاوری نخواهد یافت (احزاب ۱۷)

    امروز حالم خوب نبود با درد از خواب بیدار شدم

    همراه این درد کم کم سر و کله نجوای شیطانی هم داشت پیدا می شد.

    و خداوند به راستی که هر که او را یاد کند ، یادش می کند.

    خواهرم به ظاهر اتفاقی اومد پیشم!

    اولین اثر اومدنش رفتن نجواهای شیطان بود

    دومین اثرش: شفای بیماریم ان شاء الله

    دو بار رفت داروخانه برام دارو خرید و درد آرام گرفت.

    وکیست جز تو ای خدا که کارهای مرا انجام می دهد؟

    این بار به دست خواهرم

    (و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی)

    جالب اینکه با خواهرم راجع به کنترل ذهن استاد عباسمنش حرف زدیم

    و من گفتم چقدر خوب تونستند کنترل ذهن کنند و چقدر با خدا هماهنگ هست سید!

    و گفتم چقدر دلم می خواد منم با خدا هماهنگ شم (هر دومون فایل های استاد رو گوش میدیم)

    وقتی خواهرم رفت، چند ساعت بعد متوجه شدم همون موقع که می گفتم کاش با خدا هماهنگ شم و او کارهای مرا هم راه بیندازد

    خدا توسط خواهرم داشت کارهای مرا راه می انداخت!

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    یدالله فوق ایدیهم

    بازم این فایل های توحیدی شما و اشک های من!

    چقدر توحید، گم شده عمیق من هست.

    خدایا این همه شنیدم این فایل ها رو، این همه قدرت گرفتم ولی بازم هنوز تشنه ام به شنیدن، به درک کردن این آگاهی اصیل.

    بعد معجزه ای ناب، مدام در درون ام می شنیدم

    یدالله فوق ایدیهم!

    به راستی هیچ چیز و هیچ کس ورای قدرت الله نیست.

    یک ماه تمام، یک انسان با قدرت ریاستی که داره هر بدی که خواست بر سرم اورد!

    و خدای من پاسخ اش رو داد!

    از بالاترین مقام سازمان، رییس رو برای توضیح خواستند بدون اینکه من کسی رو بشناسم و کاری کنم!

    اما خدای من دستانی از غیب اورد و همه چیز به نفع من تمام شد و میشه!

    و همون آدمی که ۱ ماه پاش رو بر گلوی من گذاشته بود، چاره ای جز دلجویی از من ندیده!

    در کنار این واقعه، من یک ترمز ریشه ای در خودم پی بردم و باید کار کنم روش:

    عقاب و مرغابی ها!

    خیلی از مرغابی ها از زندگی ام خارج شدند ولی باز هم باید کار کنم.

    از خدای خودم در آسان کردن این سختی یاری می خوام: و یسرلی امری.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  7. -
    لیلا گفته:
    مدت عضویت: 2954 روز

    سلام دوست هم فرکانسی ام

    امروز تازه پاسخ شما رو دیدیم

    خوشحالم کامنت بر روی یک نفر هم اثر گذار باشه

    خدا رو شکر

    در مورد سوال هم که گفتید یادم نیومد

    من انقدر در حال زندگی می کنم که بیشتر دیروز یادم نمیاد

    آرزو می کنم خدا به قول حضرت موسی ع به بهترین ها هدایتتون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: