توحید عملی | قسمت ۶
آگاهیهای این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادیترین اصل جهانبینی توحیدی را تبیین میکند. اصلی که هسته اصلی آموزههای استاد عباسمنش است و میگوید:
تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگیمان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.
اساسیترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و بهخاطرش این همه جنگ به راه انداختهاند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست.
در هیچ آیهای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگیشان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشههای توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگهای زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبهخود و به طبیعیترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همهچیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت بهصورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت میشوید، افراد مناسب سر راهتان قرار میگیرند و ایدههای ثروتساز به قلبتان الهام میشود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، به شما کمک میکند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمتها را به رابطه همیشگی با خداوند بهعنوان منبع تمام نعمتها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بینیاز شوید.
جانمایه اصلی آگاهیهای این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربههای زندگی میآموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهمتر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباسمنش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیدهاند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچکس قدرت آسیبرساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهمتر آن است که لازمهاش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.
شرک فقط بتپرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیستان اخراجتان کند، همسرتان مانع پیشرفتتان شود، رقیبتان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده دادهاید.
نقطه مقابل شرک، توحید است.
- توحید یک اصل درونی است.
- توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
- توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چهرسد به نجات آدمها.
- توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان میسپارد.
- توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
- نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
حقیقت محض این است که هیچکس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچکترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرکآلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنیها را به خدمتگذاری برای رشد شما تبدیل میکند.
برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بیقیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
تمام نتایج زندگی استاد عباسمنش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدمها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواستهای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواستهای است.
این نگاه توحیدی است که هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگی ما میسازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما میبخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید، باج نمیدهید، تملق کسی را نمیگویید و ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است. وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیرید، مشتریها پیدایتان میکنند، ایدههای ثروتساز سراغتان میآیند، قلبهای مهربان اطرافتان جمع میشوند و به شما عشق میورزند و بدنتان ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعتمان بازمیگرداند.
تمرین این قسمت:
برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربهای عملی در زندگیتان، به این سؤالات مهم بهطور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخهایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.
۱. بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۶288MB33 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۶32MB33 دقیقه














سلام به خدای مهربانم که هرلحظه میخوادتا مارو خالص ترکنه این متنو مینویسم درادامه متن قبلم که ساعاتی پیش مشغول نوشتنش شدم اما تمام نشده کاری پیش اومد وازترس اینکه نکنه پاک بشه ودوباره بخوام با سرعت کمم بنویسمشون ارسال دیدگاه روزدم چون قبلا دیده بودم میتونم دیدگاهموویرایش کنم اما بعدکه برگشتم تا درحین ویرایش ادامه بدم کامنتمو دیدم چنین گزینه ای روالان ندارم یا من نمیبینمش وبلد نیستم که کجاست خلاصه اینکه ذهن مشرکو نجواگرهمیشگیم کمی بهم ریخت وحسش ازاون نابی داشت درمیومد رفتم توبخش مسائل فنی سایت تا پیداش کنم وکمی هم مطالعه کردم تا به قول آقا ابراهیم گل حلال مسائل بشم اما بازهم نفهمیدم از کجا میتونم اینکارو انجام بدم وقلبم گفت برو ادامه مطلب تو تویه دیدگاه دیگه بنویس چون باخودم قرارگذاشتم که رد پامو برای طی مراحل تکاملم حتی تونوشتن کامنتهای بهترببینم وانافا به خودم تبریک میگم از اول راهم خیلی بهترمیتونم تمرکز کنم وبنویسم همونجابود که مچ ذهن مشرکمو گرفتم که ازبس دنبال کمالگرایی ونشون دادن خودش بهم ریخته بود که چرا نتونسته دلنوشته هاشو ادامه دارومرتب بنویسه وفهمیدم که خدای من حتی تونوشتن کامنتهام هم میخودکه مشرک نباشم میخوادکه بشم شبیه ابراهیمش چون این توانایی واستعدادوبه من هم داده چون من هم لایق برگزیده شدن هستم پس باید شرک رو از لایه لایه های ذهنم پاک کنم تا برای بهتردیده شدن وتحسین دیگران ننویسم آرزوم اینه که برسم به زکدی به این حدازکمال تا جلوی ذهن مشرکو نجواگرمو بگیرم که فقط کفقط بدای قلب پاکم ازشرک وبرای خدای درونم بنویسه آمین
واما ادامه حرفهای قبلم که کریدیتشو به خدای مهربانم میدم چون این من نیستم که مینویسم بهم میگه که چی بنویسم واگرنباشه نداها والهامتش محاله ممکنه که من بتونم به این زیبایی بنویسم خدایا شکرت که درقلبم احساست میکنم وهدایتهاتو دریافت میکنم به زیبایی وشکر که باوردارم به زودی زیباترو ناب ترهم دریافتشون خواهم کرد
ادامه اذا سالک عبادی عنی …..(بقره ١٨۶)
واینگونه شد که زمانیکه خداوندرو اجابت کرد وبه اوایمان آوردرشدیافت ایمانی که باوری دادکه اگراوبخواهدآتش هم سوزانندگیش رابرای کسیکه تمام شرکهای وجودش را زدوده از دست خواهد داد چون خدای اوست که حتی سوزانندگی را به آتش داده است
پس قلبم گفت :که توهم بایدتجربه کنی تمام وجودخودت را نه برای اینکه به کسب بیاموزی نه برای اینکه تو وظیفه داری به دیگران راه درست را یادبدهی بلکه برای این پابه دنیانهادی تاتجربه کنی تمام وجودت وهمه ی استعدادهاوباورهایت را وتمام خدای درونت را که تو خوداوهستی وپاره ای از اوهستی مثل قطره ای از دریا که خود دریاست پس برگزین این توحیدخالص را که بناید به هیچ شرایطی متکی باشی غیرازخودت وخدای درونت
برگزین وانتخاب کن که هیچ چیز نمیتواند احساس توراخوب کندحتی اگردربهترین شرایط ظاهری باشی حتی اگرتمام شرایط مهیاست که تو با آرامش خاطر درکنار دوستان توحیدیت باشی وبتوانی بازمان وفرصت کافی کامنتهای آنهارابخوانی وحس وحال خوبی پیداکنی امابازهم انگارحست حتی برای خواندن آنهاهم عالی نیست چون این باورهای شرک آلودراهنوزهم داری که احساس برتری آنهاراذهنت نجوامیکند تا محزونت کند وشیطان نجواگردرونت حس حسادت درونت رابرمیانگیزاندکه ببین آنهاازتو بهترمینویسند وشرایط بهتری را تجربه میکنند ودرمراحل بالاتری هستند آخر ذهن مشرک توهنوز به این نگاه توحیدی نرسیده است که اگردوستانت شرایط بهتری تجربه میکنندچون باوهای نابتری ساخته اند وواینهانتیجه باورهای زیبا ودرستشان است واگر توهم باورکنی که لا اله الاانت سبحانک انی کنت من الظالمین یعنی درک خواهی کرد که خودت با باورهای نادرست شرایطت را ساخته ای وباورمیکنی که خودت خالق زندگیت هستی دلخواه یا نادلخواه وتو هیچ تفاوتی باهیچکس نداری ومیتوانی با فرکانس ها وباورهای درست همه چیز را آنطورکه میخواهی بسازی واگرمیخواهی برگزیده شوی ابتداباید برگزینی شکستن تمام بتهای شرک الود درونت را حتی این حس کمالگرایی را
وزمانیکه میشکنی این بتهاراکه توباید شرایط مناسبی داشته باشی که کامنت دوستانت را بخوانی تا به احساس خوب برسی این حس شرک الود واین تضادبه تومیفهماندکه حتی نباید به این وابسته باشی که حال توراخواندن کامنتهاوحضورفعالت درسایت خوب کند وانگاه است که وقتی توبرمیگزینی که ازدل این تضادرشدپیدا کنی خداوندمهربان تو از کتاب فرزندت که بعنوان قصه ی شب برایش میخوانی داستان دانه ای را تعریف میکند که :
دانه ای که نمیخواست بروید
چون دانه میترسیداز اینکه اگرسرازخاک بیرون کند بی اب وغذا وگرسنه بماند وریشه درخت تنومندی که کنارش بودبازبان کودکانه به اوگفت که من ریشه درختی تنومندم که درکنارتوست واول مثل تودانه بود وکم کم ازخاک بیرون امد وهمین که بیرون رسید وسمت خودش راانجام داد همه چیزبرای رشدش آماده بود خداوند مهربانی که خورشیدرادستی برای گرما ونورش قرارداد وچشمه ی ابی که سیرابش کرد وخاکی که به اوغذا داد ونسبمی که خنکش کرد وپرندگان خوش اوازی که برایش ترانه هاسرودند واین مرا یاد استادانداخت که چگونه از دانه به درختی تنومند باریشه هایی قوی تبدیل شدبا وصل شدن به اصلش
وخواندن قصه ی شب بعد
کودکی بر آب
زمانیکه مادر موسی بادلسپردنش به خدای درونش این الهام الهی راشنید وباورکرد که اوهم لایق انست که مورد وحی الهی قراربگیرد وشنید که
واوحینا الی ام موسی ان ارضیعه فاذاخفت علیه فالقیه فالیم ولاتخافی ولاتحزنی انا رادوه الیک وجاعلوه من المرسلین (قصص ٧)
تا به تو نیز آرامش وحال خوب ببخشد وباورکنی که وقتی خواسته ای داری جوابی برایش هست وخدای توبه تمام هستی فرمان میدهدتاتورابه آن خواسته برساند ازدل یه کتاب کودکانه ازحرفهای دوستانت واز هرجای دیگری
وتوان قصه را کامل کنی برای فرزنددلبندت که همیشه شبهاوقت خواب میترسید ازتنهایی به خاطرباورشرک الوداینکه پدراست که ازاومحافظت میکند تاباارامش بخوابد که بی سابقه است وتونیز بااینکه بااین باورشرک الودمقابله کرده ای وتلاش برای ازبین بردنش که حتی دلهره هم نداشته باشی اگردرخانه تنهابمانی ان شب را بدون دلهره میخوابی چون خدای مهربانت دستی ازدستانش رابعنوان داستانهای تنهایی مریم بانوی عزیزم درپردایس برای شماتعریف کرده است که من تنهابودم زمانیکه استادنبود من تنهابودم وخدا واین باوربخوابی که خداراحس کنی درکنارت بدون دلهره درخانه ای که دوسال پیش ترس تنهایی ازان راداشتی چون باذهن مشرکت ازدوطرف حیاطی دارد که راحت میشود به ان نفوذکرد
وفردای انروز از خواب بیدارمیشوی ودرستاره قطبیت میخواهی که خدایا ممنونم که حال که امروز شرایط مهیاست برای زمان گذاشتنم روی سایت مراهدایت کن به چیزیکه حالم راعالیتر کندتابهره ی نابتری رادریافت کنم ومیبینی که ۵۴ مین روزتحولت مصادف شده با توحید عملی ۶ تابه تواین درکهارابهتربیاموزدکه درعمل باانهامواجه شده بودی تاباورت راقوی ترکندکه توافریدگاری مهربان وعادل داری که قوانینی ثابت رامعین کرده تا توخودت خالق زندگیت باشی درست مثل خودش که خلق کرده هرانچکه میخواسته وبه خودش فتبارک الله احسن الخالقین گفته تا توهم خالق وخدای زندگیت باشی وبه خودت وخدایت تبارک الله بگویی وشکر گزارباشی که الحمدالله الذی احسن خلقی
تا بهترازهرروزبرانی وبفهمی که تو به این دنیاامده ای تا خودت راتجربه کنی تاتجربه کنی مراحل تکاملت راکه میتوانی هرلحظه بیشتروبهتر صفات زیبای پروردگارت رادرخودت متجلی کنی که ازروح خودش درتو دمیده است مثل تمام بندگان صالحش
تابه توبیاموزد که خدای توخدای همسرت هم هست وهمسرت هم به همان میزان به منبع هستی متصل است وپروردگارتو هدایت رابرای اوهم تضمین کرده است تادیگر آرامش داشته باشی که برای شغلی که شروع کرده است وایده ای که به اوالهام میشود احترام بگزاری وباورش کنی که حتماوقطعا هدایت خدای درونش بوده است وبیشتر وباباوری قویتربگویی ,, الخیرفی ما وقع ,, هراتفاقی که بیفتدقطعا به نفع من است
انگاه مثل ابراهیم دیگر نگران فرزندت نخواهی بود که اوهم به منبع انرژی ومال وصاحب اختیارش متصل است که هرتصمیمی که برای زندگیش میگیرد حتما جواب خواسته های اوازپروردگارش است وهدایت اوست به خواسته اش ان زمان است که دیگردلهره نداری که نکند سرمایه ی زندگیش رابا ندانم کاریش به گمان تو ازدست بدهد چون میدانی که خدای تو ٩دای اوهم هست خدای توکه دانای همه چیزاست که گنجینه های آسمان وزمین دردستان با کفایت اوست خدای فرزند دلبند توهم هست
خدایا شکر برای این باورهای ناب
ای مهربانم شکر که اعتبار تمام این سخنان ازتوست تویی که برایم کافی هستی کافی تراز همه ی عالم
خداونداسپاس که به معجزاتت عادت کرده ام
“السلام علینا وعلی عبادالله الصالحین “
سلام برما وبربندگان صالح خدا
سلام برمن وبراستاد عزیزم سلام به من وبه مریم عزیزم سلام به من وبه دوستای عزیزودوستداشتنیم
سلام به ما که برگزیدیم خدای مهربانمان را تا ازصالحان زمین شویم وخدای مان مارابرگزیند
خداروشکربابت حضورم دراین فضای توحیدی
خداروشکربرای حضورم دراین فضای ابراهیمی که حنیف بود ومشرک نبود
خدارو شکر از آموزه های ۵۴ مین روز تحولم باورهای نابتری از توحید رادرک کردم
خداروشکر که مدارم بالاتر رفته ومراحل تکاملمو بهتر طی کردم که متن زیبای این فایل وصدای دلنشین استاد رو از باورهای خالصش بهتر شنیدم وگوشم شنواترشده بود وآماده تربرای شنیدن اسرارالهی
واین یعنی بهدخودم باید تبریک بگم که لیلای عزیزم عفت قشنگم مبارکت باشه این محرم اسرارشدنت
خوش اومدی به مداربالاتر عزیزدلم عزیزخدا برگزیده خدا شدنت مبارک چون توبرگزیدی یکتاپرستی رو پس بهترباورکن که میتونی برگزیده تربشی ومحرم تر فقط باید بهترباتمام وجودت درک کنی این مطالبو ودرعملت به فعل تبدیل کنی این دُرهای گرانبهارو
اما براشتها ودلنوشتهای الهام شده از خدای هدایتگرم به قلب من :
وقتی که این فایلو دیدم که بارگزاری شده وداشتم میخوندم متن الهی شو این سؤال همیشگی ذهنم رو دوباره شنیدم که
آیا انسانهای برگزیده وبندگان صالح خدا وانبیا وهرکس که تاثیری شگرف در جهان هستی گذاشته تمام اینکارهاروفقط برای اینکه به ما درس بده انجام داده وبهتربگم رسالتش این بوده وفقط داشته به رسالتش ووظیفه ش به قول ما عمل میکرده یعنی میخواسته تشخیص راه درست وغلط روبه ما بیاموزه ؟؟
تشخیص راه سعادت و خوشبختی رو یادمابده ؟؟ا با دیدن این فایل ذهنم این سوالو پرسیدو منو به چالش دعوت کرد تا ببینه من چند مرده حلاجم تا ببینم چقد یادگرفتم تواین مدت که توسایتم ودارم تلاش میکنم بدون تعصب همه چیزو بررسی کنم وقلبم گفت عزیزدلم اگه چیزی که تاحالا شنیدی وگاهی هم باورش کردی درست باشه واونافقط برای این زندگی کرده باشن ورفتارکرده باشن پس نظرات خودشون وباورهای خودشون چی میشه پس دیگه ختیاربه نظرت معنایی داره ؟؟
قلبم گفت : اونام مثل همه ی انسانهای دیگه اومدن
که خودشونوتجربه کنن خودواقعی شون که متصل به منبع هستی ودراین طی مسیرهاماروهم درتجربه های زیبا وناب وتوحیدی شون شریک کردن یعنی کسانیرو شریک کردن که بخوان درمسیر اونهاحرکت قراربگیرن ودرمداردریافت این زیباییهاباشن تااونهاهم خودواقعی شون روکه به منبع لایزال هستی وصله تجربه کنن
بعدجواب این سوالمودادکه ابراهیم وقتی بادیدن ستاره اونو به خدایی قبول کرد وبعدازافولش گفت من افول کنندگان رودوست ندارم
ووقتی ماه رودید واونورب اختیارکرد وبعداز افول اون گفت اگر رب من مراهدایت نکنداز گمراهان خواهم بود
و چون خورشیددرخشان رادید گفت این رب من است این عظیم تراست وزمانیکه خورشیدغروب کرد گفت ای مشرکان من ازانچه شماشریک خدامیخوانیدسخت بیزارم
انّی وَجّهت وجهی للذی فطرالسموات والارض حنیفا وماانا من المشکین (٧۴_٨١ ) انعام
برای این نبود که به دیگران یادبده تواونهاهم ازاویاد بگیرند
وزمانیکه ابراهیم خدای یکتا رو برگزید وتصمیم گرفت که بتهارو بشکنه وتبرروروشونه بت بزرگ گذاشت برای این نبود که به ما که بادید تعصب به این نمونه موضوعات نگاه کردیم ومیکنیم بگه که نباید بت بپرستید
بلکه ابراهیم خالق آسمانهاوزمین رو به ربوبیت انتخاب کرد ودین حنیف روبرگزید چون باورهاوتجربه های خودش رو زندگی کردوان باورهاروساخت تابرگزیده بشه و اونهایی که هم مدارباشن باابراهیم میتونن به این درک برسندکه بتهاروباید شکست چون اونهاهیچ قدرتی برای نفع بخشیدنبه ما ودفع کردن ضرری ازمارو ندارن انها حتی نمیتونن ازخودشون دفاع کنندوحتی نمیتونن بگن که کی اونهارو شکسته
خدارو شکر قلبم بهم درست پاسخ داد حالاکه تواین مدارتوحیدی قرارگرفتم میدونم که بندگان صالح خدابا باورهای زیبا وخواسته های بزرگشون خداوندروبرگزیدند تابرگزیده شوند تا بدونم اختیارهست وتفاوت هست بین بندگان صالح خدا که خودشون انتخاب میکنند تابرگزیده وبرترین باشن با فرشتگانی که آفریده شدندتا بی چون وچرا عبادت کنند خداوندرو بدون اینکه هیچ تمایل بشری داشته باشند
مگه نه اینه که ارتباط با خداوند یه ارتباط دوسویه است وخودش فرموده اُذکرونی اَذکرکم ویا اینکه شما فراموش کردید خدارو وخداهم شمارو فراموش کرد
خدارو شکر که درطی مراحل تکاملم به این درک زیباوتوحیدی رسیدم که ابراهیم خودش رو تجربه کرد ومراحل تکاملشو طی کرد تااینکه برسه به اون یکتاپرستی ناب وبشه پیروآیین حنیف مشرک نباشه وخداوندرو برگزید وباورکرد که اوست که زنده میکندومیمیراند واوست که میخنداندومیگریاند وزمانیکه بیمارمیشود شفایش میبخشد وهدایتش میکند تا اینکه خلیل الله شد وبرگزیده خدا واز تمام امتحانات الهی سربلندبیرون آمد
ابراهیم باورداشت ودرک کرده بود از اعماق قلبش وباتمام وجودش که
اِذا سئلک عبادی عنی فانی قریب ……(بقره ١٨۶)
واینگونه شدکه زمانیکه خداوندرا اجابت کرد
سلام به یزدان عزیز
دوست عزیزم کلامت بسیاردلنشین وتحسین برانگیز بود خصوصا اون قسمتی که گفتی خداوندهم مارو بورسیه میکنه به اصل بچسبیم ودست از فرعیات برداریم واقعا لذت بردم از کلامت تحسینت میکنم آقا یزدان گل 🌺
سلام به نسرین عزیزم
دوست عزیزونازنین وهمفرکانسم بهت تبریک میگم برای این دیدگاه زیباوتاثیر گزارت تبریک میگم برای درک زیبات از همزمانی خوندن سوره ابراهیم واین فایل توحیدی عزیزم تحسینت میکنم بابت نوشته دلنشینت وتحسینت میکنم که متن زیبات شایسته متن برترشده
ممنونم کهدحس قشنگتوبامابه اشتراک گزاشتی برات آرزوی بهترین درکهای توحیدی رو دارم عزیزدلم 😘😘
سلام نسرین عزیزم ممنونم برای آرزوی قشنگت خوشحالم که شمارویاد دوست داشتنیهاتون انداختم منم آرزوی بهترینهارو برات دارم عزیزم 😘