توحید عملی | قسمت ۶


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی‌های این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادی‌ترین اصل جهان‌بینی توحیدی را تبیین می‌کند. اصلی که هسته اصلی آموزه‌های استاد عباس‌منش است و می‌گوید:

تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگی‌مان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.

اساسی‌ترین تلاش‌های بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به‌خاطرش این همه جنگ به راه انداخته‌اند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن می‌شویم و داستان زندگی پیامبران را می‌خوانیم، هیچ اثری از این دغدغه‌ها که کل بشریت درگیرش بوده، نمی‌بینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینه‌هایش نیست.

در هیچ آیه‌ای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگی‌شان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشه‌های توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگ‌های زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبه‌خود و به طبیعی‌ترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.

قرآن یک‌صدا توحید را فریاد می‌زند، آن را اصل می‌داند و خداوند همه‌چیز، جز شرک به خودش را می‌بخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروت‌آفرین هدایت می‌شویم و ثروت به‌صورت طبیعی راهش را به زندگی‌مان می‌یابد.

«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت می‌شوید، افراد مناسب سر راه‌تان قرار می‌گیرند و ایده‌های ثروت‌ساز به قلب‌تان الهام می‌شود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، به شما کمک می‌کند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمت‌ها را به رابطه همیشگی با خداوند به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بی‌نیاز شوید.

جان‌مایه اصلی آگاهی‌های این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربه‌های زندگی می‌آموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهم‌تر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباس‌منش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیده‌اند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچ‌کس قدرت آسیب‌رساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهم‌تر آن است که لازمه‌اش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.

شرک فقط بت‌پرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیس‌تان اخراج‌تان کند، همسرتان مانع پیشرفت‌تان شود، رقیب‌تان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده داده‌اید.

نقطه مقابل شرک، توحید است.

  • توحید یک اصل درونی است.
  • توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که می‌گوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم می‌خورد.
  • توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بت‌هاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چه‌رسد به نجات آدم‌ها.
  • توحید، یقین ابراهیم است که می‌تواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصل‌اند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان می‌سپارد.
  • توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که می‌تواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
  • نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان می‌دهد. چون می‌داند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.

میزان ورود نعمت‌ها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدی‌مان است.

به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانس‌های خودمان زندگی‌مان را خلق می‌کند»، توحیدی می‌شویم و به همان اندازه نیز، در آرامش می‌مانیم، از خطرها مصون می‌مانیم، آتش برای‌مان گلستان می‌شود، عدو سبب خیر می‌شود و برکت‌ها راه‌شان را به سوی زندگی‌مان پیدا می‌کنند.

حقیقت محض این است که هیچ‌کس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچک‌ترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشم‌زخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات می‌کند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئه‌ها، تهدیدها و سنگ‌اندازی‌ها نه‌تنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه به‌طرز معجزه‌آسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنی‌ها را به خدمت‌گذاری برای رشد شما تبدیل می‌کند.

برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بی‌قیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.

تمام نتایج زندگی استاد عباس‌منش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدم‌ها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواسته‌ای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواسته‌ای است.

این نگاه توحیدی است که هر روز نعمت‌های بیشتری را روانه زندگی ما می‌سازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما می‌بخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدم‌های زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیده‌اند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر به‌دنبال مقصر نمی‌گردید، باج نمی‌دهید، تملق کسی را نمی‌گویید و ابراهیم وار، این بت‌های ذهنی را می‌شکند.

ترس از غیر خدا، بزرگ‌ترین مانع ورود نعمت‌ها به زندگی است. وقتی می‌ترسید، یعنی به جهان اعلام می‌کنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار می‌کند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی به‌صورت طبیعی باز می‌شوند.

وقتی در مسیر توحید قرار می‌گیرید، مشتری‌ها پیدایتان می‌کنند، ایده‌های ثروت‌ساز سراغ‌تان می‌آیند، قلب‌های مهربان اطرافتان جمع می‌شوند و به شما عشق می‌ورزند و بدنتان ساختن سلول‌های سلامت را آغاز می‌کند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعت‌مان بازمی‌گرداند.


تمرین این قسمت:

برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربه‌ای عملی در زندگی‌تان، به این سؤالات مهم به‌طور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخ‌هایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱. بزرگ‌ترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن می‌ترسید و قدرت خلق زندگی‌تان را به آن داده‌اید، چیست؟ (به‌طور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)

بنویسید در کدام جنبه‌های زندگی‌تان هنوز به غیر خدا قدرت داده‌اید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کرده‌اید؟ کجاها به‌جای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بسته‌اید؟

نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بت‌های درونی است.

۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچ‌کس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگی‌تان ندارد، چطور برای شکستن این بت‌های ذهنی خود متعهد می‌شوید؟

بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه می‌خواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترس‌ها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسب‌وکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زکیه لرستانی» در این صفحه: 4
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    بنام تنها فرمانروای قدرتمند هستی

    سلام ب همگی عزیزانم

    فایل توحید عملی 6

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این فایل فوق العاده قلبم تمامش و تایید کرد و حین دیدن و گوش دادن این فایل

    هی میگفت درسته

    درسته

    درسته

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت دیشب میخواستم کامنت بزارم ک دیدم خوابم میاد

    بعد هدایت شدم ب بنر سایت دیدم قسمت جدید سریال سفر ب دور آمریکا اومده

    و چنان ذوق کردم

    سریع شروع کردم ب دیدن و خواب از سرم پرید و بعد کامنت براش نوشتم

    الهی شکرت ک تونستم کامنتش و بزارم و الان ساعت 6 صبحه حسم گفت الان بیا

    برای این فایل کامنت بزار

    خدایا خودت هدایتم کن بگو من مینویسم

    صبح ک بیدار شدم داشتم فک میکردم ب همین آگاهی ها

    و قسمت جدید سریال

    ک استاد میگفت وقتی توحید داشته باشی

    همه چیز درست میشه خود ب خود

    آدم ها ،شرایط ،اتفاقات ،ایده ها،فرصت‌ها ی عالی میاد سمتت

    زندگی عالی می‌شود برای تو

    .این همه عشق و برکت و نعمت ،آدم فوق العاده ،اتفاقات قشنگ و همزمانی هایی ک برای استاد رقم میخوره

    تجربه ی زندگی در تمام ابعادش

    مشتری هایی ک ب سمت سایت فوج فوج هدایت میشن

    دوره ای ک هنوز نیومده رو سایت و از ماهیتش زیاد اطلاع ندارن رو باعشق تهیه میکنن

    دیروز بود فک کنم هدایت شدم ب کامنت یکی از دوستان عزیز جدید ک تاریخ عضویتش 28 روز بود

    و همون روز یکی دیگه از دوستان تاریخ عضویتش 2 ،3ماه هم نشده بود دوره خریده بود

    اینا همه حرف استاد و تایید میکنه ک میگه من فقط سمت خودم و انجام میدم

    روی خودم کار میکنم

    خداوند بقیه کارها رو انحام میده

    وقتی تو روی کسی حساب نمیکنی

    از کسی نمیترسی ک بهت آسیب بزنه

    حتی وقتی تهدیدت میکنن ک بیچاره ات میکنیم بدبختت میکنیم و فلان

    تو یک درصد نگران نباشی،خداوند پاداش ایمانت و بهت میده

    ولی باید ساخته بشه این باور

    باید روش کار بشه

    استاد میگه قبل اینکه شروع کنم ب کار توی این مسیر این ایمانه ساخته شد

    درست میگه چون استاد هیچ مدرک و سابقه و پارتی وسرمایه خاصی نداشت روش حساب کنه

    این ثابت میکنه حرفش رو ک فقط روی خدا حساب کرد و از خدا خواست ک هدایتش کنه و سمت خودش و هم انجام داد

    چ باور قدرتمند کننده ای گفتین استاد چقد احساس قدرت ب آدم میده

    اینکه هیچ کسی هیچ قدرتی تو زندگی ما نداره و اگه کسی با تو حال نکنه بخواد بلا سرت بیاره

    ن تنها نمیتونه بلکه

    در واقع اون ب نفع تو داره کار میکنه

    اون در خدمت توعه

    ب رایگان داره برات کار میکنه

    خودش شاید ندونه

    نیت آدم ها مهم نیست

    نتیجه ی کار اینو نشون میده ثابت میکنه

    بارها شاهد این باور استاد بودیم

    تو داستان مهاجرتش و قضیه سایت ک مسدود شد

    و عدو شد سبب خیر ،و باعث شد استاد ب مهاجرت خیلی جدی فکر کنه و براش اقدام کنه

    قضیه سفارت امریکا ک چطور بدون اینکه مدارک استاد و ببینن تاییدش کردن برای رفتن ب امریکا

    قضیه کارگری ک تو بندرعباس انجام میداد بهش حقوق نمیدادن از عمد

    وقتی استاد گوش کرد ب الهامش ک از کار بیا بیرون

    سرکارگر خوشحال هم شد از استعفای استاد

    و استقبال هم کرد

    و فردای اون رو او تانکر منفجر شد 4 نفر کشته شدن و ورق برای استاد برگشت

    اون شخصی ک فکر میکرد میتونه اذیت کنه استاد رو متواری شد

    و حقوق استاد 10 برابر شد و کلی مزایای دیگه

    و عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

    و خداوند کافی ترینه برای ما

    فقط باید بهش توکل کنیم اعتماد کنیم

    قدرت و تو ذهنمون از بقیه بگیریم بدیم ب خداوند

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    شرک نقطه مقابل توحیده

    داشتم فک میکردم ب خودم تو این مدت چ شرک هایی ورزیدم

    مرور کردم افکار و باورهام رو.

    ی مورد خیلی واضح یادم اومد توی روابط

    دیدم ک من چقد مشرک بودم

    در مورد خواسته ی ازدواجم

    دیدم من قدرت رو فقط داده بودم ب خواهرم ک اون میتونه و تواناییش و داره

    ک شخص مناسب رو بهم معرفی کنه ،ب عبارتی فک میکردم فقط خواهرم میتونه این کارو برای من انجام بده

    و روی اون حساب کرده بودم

    و دست خدا رو بسته بودم

    وهربار من با کلی ذوق و شوق میخواستم ی رابطه برقرار کنم با شخصی ک معرفی شده بود

    خواهرم کلی ب ظاهرم ب صورتم

    ب اخلاقم

    ب با باورها و طرز فکرم گیر میداد

    میگفت باید اینا عوض بشه ک اون شخص تو رو قبول کنه

    کاری ک من میگم و باید انجام بدی

    ک بتونی ب خواسته ات برسی

    تو هیچی نمیدونی

    من بزرگترم این مراحل و گذروندم

    چنان حس بی ارزشی ب من میداد ک حالم بد میشد

    بهتر بگم ایشون میگفت باید خودت و خوب نشون بدی ،چیزی ک نیستی ،

    استقبال کنی از طرف مقابل

    حتی اگه خوشت نیاد

    ک بتونی ازدواج کنی

    داره دیر میشه برات

    چون ما با کسی رفت و آمد نداریم فقط از این طریق میتونی ازدواج کنی

    و این باور و ناخود آگاه ب من میداد ک تو بی ارزشی ،تو کافی نیستی

    یادمه موقعی ک عقد بود ی بار گفت

    خسته شدم از بس خودمو خوب نشون دادم ب خانواده همسرم

    ادا درآوردم

    دیگه نمیتونم خودم نباشم

    الان ک فکر مبکنم میبینم دامادمون هم دقیقا همیشه این حرف و ب داداشم ک میخواست ی رابطه برای ازدواج برقرار کنه

    میگفت ،باید بتونی مخ اون دختر و بزنی

    اینقد قربون صدقه اش بری

    فلان کنی

    بی سار کنی ک ب جز تو ب کسی فک نکنه

    ب عبارتی باید قابش و بدزدی خخخخ

    دقیقا الان متوجه میشم ک قانون چقد داره دقیق کار میکنه

    استاد میگه دوتا آدم گدا ب تور هم میخورن

    کسی ک خلا عاطفی داره

    دنبال کسیه ک بتونه این خلا و پر کنه

    خیلی زود وابسته میشه

    و این شخص کسی و جذب میکنه ک عین خودشه

    یعنی اونم خلا داره

    اونم وابسته اس

    اونم احساس کمبود داره

    و جهان قانون کبوتر با کبوتر و باز با باز و رعایت میکنه

    و ی شرک دیگه ک پیدا کردم در خودم

    این بود ک من قبلا الگوم تو زندگی خواهر بزرگترم بود.

    یعنی اگه ی حرفی میزد کن بدون چون و چرا بدون دلیل می‌پذیرفتم و باور میکردم

    وقتی اومدم تو این مسیر ب لطف خدا خیلی زود متوجه این شرکم شدم خداروشکر

    ولی هنوز هم این خواهرم و اون خواهرم ک خاستگار معرفی میکنه تند تند بهم

    با یکی دیگه از خواهرهام ک ی بچه کوچیک داره باهام مستقیم حرف نمیزنن در مورد اینکه زودتر ازدواج کنم ولی باهم دیگه تبادل نظر میکنن حرف میزنن ک داره دیر میشه برای من

    اینو تازه متوجه شدم خخخخخ

    دیروز باز خواهرم بهم پیام داده بود ک دیگه حوصله حرف زدنم نداری من پیام هاشو باز نکردم

    من ب این نتیجه رسیدم و فهمیدم هرشخصی ک داره ب من معرفی میشه بخاطر فرکانس گذشته ی منه.

    ویژگی هایی و داره ک من قبلا درخواست داده بودم

    والان ک با یکی ازشون صحبت کردم خواسته هام واضح شد ک من چی میخوام

    و وقتی ردش کردم

    با خودم عهد بستم ک بیام روی باور احساس لیاقتم کار کنم

    خداوند آدم مناسب و برای من میفرسته

    خدا این قدرت و توانایی و داره

    میتونه برای من انجام بده

    مث کارهای دیگه ک قبلا انجام داده برام

    ک اصلا باور پذیر نبود برام

    ولی وقتی رها کردم و سپردم بهش

    ب راحتی از جایی ک فکرش و نمیکردم

    خواسته ام محقق شد

    الهی صدهزار مرتبه شکر

    دیروز ب این فایل هدایت شدم

    و‌متوجه شرکم شدم

    قبلش ب فایل توحید عملی 5

    این پیام و دریافت کردم ک باید روی باورهای توحیدی م کار کنم

    باید باور پذیر کنم امکان پذیر بودن تحقق خواسته ام رو

    باید فقط از لحاظ ذهنی باورش کنم

    و خودم و در مدار خواسته قرار بدم

    والبته خودم و تبدیل ب همون شخصی کنم ک میخوام بیاد تو زندگیم

    همون خدایی ک منو از هیچ خلق کرده ب راحتی میتونه منو ب خواسته ام برسونه

    همون خدایی ک منو از دوران جنینی تا الان ساپورت کرده

    حمایت کرده

    حفاظت کرده

    رزق داده

    بازم میتونه این کارو برام انجام بده

    همون خدایی ک آتش و بر ابراهیم سرد کرد این توانایی‌ و قدرت و داره برشرط اینکه توحید داشته باشم

    همون خدایی ک ب وعده اش عمل کرد و موسی رو بعد چند ساعت سالم ب دست مادرش رسوند میتونه همه کاری برای من انجام بده

    همون خدایی ک موسی و پیروانش و در مقابل سپاه فرعون نجات داد و راهی براش باز کرد ک کسی فکرش و نمی‌کرد

    از جایی ک فکرش و نمیکنم کارها رو برام انجام میده

    شرایط زندگی منو تغییر میده

    همون خدایی ک ب استاد عباسمتش بابت ایمانش پاداش ها داد

    پاداش تک تک کنترل های ذهن منو میده

    باعشق حمایت و هدایتم میکنه

    جریانی از نعمت و ثروت و وارد زندگیم میکنه ک تو خوابم هم نمیبینم

    همه چی تغییر میکنه اگه من تغییر کنم

    زندگی عالی میشه اگه من ب خدا اعتماد کنم

    همه چی داره در درون من ایجاد میشه هیچی اون بیرون نیست

    افکار و باورهای من داره اتفاقات و رقم میزنه

    من با افکارم دارم جهان خودم و خلق میکنم

    هیچ کس هیچ قدرتی نداره تو زندگی من

    هیچ کس نمیتونه ب من آسیب بزنه

    چون من با فکرم دارم زندگیم و میسازم

    هیچ کس تو زندکی من تاثیری نداره

    کسی وجود نداره تو دنیای من

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    دیشب داشتم ظرفها رو میشستم ی صدای آشنا ک قبلا خییلی دوسشداشتم پخش شد تو tv اومدم جلوی تلویزیون

    دیدم آقای فخری هست داره نوحه میخونه و دورش مردم دارن چلاب میزنن

    ی کم گوش دادم دیدم هنوز صداشو دوسدارم بعد ک دقت کردم داشت درمورد زجرهایی ک حضرت زینب دیده بود تو عاشورا میگفت با چ سوزی

    یادم اومد چند سال پیش شنیدم ک پزشکا ب آقای فخری گفته بودن ک دیگه نوحه نخون برای هنجره ات خوب نیست

    اگه اشتباه نکنم میگفتن سرطان هنجره گرفته

    گفتم ببین زکیه قانون خداوند چقد دقیق داره کار میکنه

    خدا میگه ک لاتحزن و لاتخاف

    بارها ب پیامبر میگه ک اندوهگین نباش ک اگه اندوهگین بشی اتفاقات بد برات میفته

    چون این قانونه منم نمیتونم برات کاری بکنم

    احساس بد=اتفاقات بد

    والان این شخص بزرگوار فک میکنه داره خدمت میکنه حضرت زینب ،ولی در اصل داره ب خودش ب جسمش آسیب میزنه

    حضرت زینب درمورد واقعه کربلا میگن

    چیزی جز زیبایی ندیدم

    بعد ک فکر کردم

    گفتم چرا من صدای ابن شخص رو اینقد دوسداشتم

    دیدم بخاطر حزن و اندوهی بود ک توی صدای این شخص بود

    و باعث می‌شد من ترغیب بشم ب گریه کردن

    احساس گناه داشتن ک چرا این بزرگواران اینگونه بیرحمانه قتل و عام شدن

    و من دارم راحت زندگی میکنم

    در صورتی ک این عزیزان خودشون این مسیر و انتخاب کردن و تسلیم فرمان خدا شدن

    قربانی کردن وابستگی هاشون

    منم باید این درس و ازشون یاد بگیرم

    تسلیم بودن در مقابل خداوند

    و عمل ب الهامات

    قدردان داشته هام بودن

    قربانی کردن وابستگی هام

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بخاطر آش خوشمزه ای ک بهم روزی دادی از جایی ک فکرش و نمیکردم

    خدایا شکرت بابت نظری ک برامون آوردن و رزق بی حسابت

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت هرروز نعمتها داره بیشتر میشه

    الهی شکرت بابت آرامشی ک دارم

    همه چی و سپردم ب خودت

    خودت هدایتم کن

    ب راه راست

    راه کسایی ک نعمت دادی

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    خدایا شکرت دیشب برقا رفتن

    رفتم تو حیاط همه جا تاریک تاریک

    آسمون پر ستاره بود

    ک بهم چشمک میزدن

    کهکشان راه شیری چقد زیبا خودنمایی میکرد تو عمرم اینقد ستاره تو آسمون ندیده بودم نمیدونم چقدددد نگاش کردم

    اصن سیر نمیشدم و عظمت خدارو نظاره گر بود

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    سپاسگزارم استاد جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  2. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ب استاد عزیزم و دوستان گلم

    الهی صدهزار بارشکرت

    رور13تمرکز بر نکات مثبت

    من ی کامنت طولانی نوشتم ولی پرید

    اشکال نداره دوباره مینویسم

    حتما قراره آگاهی های جدید دریافت کنم

    و باورم قوی تر بشه ب قانون

    خدایا هدایتم کن تا هرآنچه ک لازمه و ب رشدم کمک میکنه بنویسم

    من هیچی از خودم ندارم

    هیچی بلد نیستم

    از علمت از دانشت بر من ببخش و ظرف وجودمو بزرگتر کن

    الهی شکرت ک میتونم یکبار دیگه کامنت بنویسم و آگاهانه مرور کنم آگاهی هارو تا باور پذیر تر بشه برای خودم و ی رد پای خوشگل برای زکیه ی آینده ازخودم بجا بزارم عاشقتممم زکیه ی من

    مرسی ک تا اینجا اومدی و تسلیم نشدی

    بهت افتخار میکنم

    تو لایق خوشبختی هستی

    تو لایق نعمت ها هستی تو زندگیت

    تو لایق عشق و احترامی

    خدایا شکرت ک همیشه همراه منی وهدایتم میکنی شاید خیلی جاها فراموشت میکنم ولی تو خودتو بیادم بیار

    قدرت و عظمتت رو

    و درک بهتری بهم بده از قانون

    از خودم

    از توانایی هام

    از اینکه چقددد خوشبختم ک الان میتونم و فرصتش و دارم ک زندگی کنم

    من اومدم ب این کره ی خاکی تا فقط لذت ببرم شاد باشم وخلق کنم

    خدایا مرسی بابت اینکه داری دستم و میگیری تا راه رفتنو یاد بگیرم

    تا رشد کنم تا بهبود بدم خودم رو

    الان تو دهه ی اول محرم هستیم خدایی نمیدونم امروز چندمین روزش هست

    ظهری ک داشتم با داداشم میرفتیم خونه آجیم ی پرده ی بزرگ مشکی دیدم

    ک روش خییلی بزرگ نوشته بود:

    اللهم الرزقنی شفاعت الحسین یوم الورود..

    گفتم خدااای من زکیه یادته چقددد تو سجده اینو میگفتی ب خدا

    ک روزی من کن شفاعت امام حسبن و تا منو از دست غضب تو نجات بده

    خدااای من پناه میبرم ب تو از شرک های وجودم

    خدای قشنگم خدای رحمان و رحیمم

    خدای ک صاحب فضل عظیمی

    خدای وهابم

    من ببخش بخاطر تمام درهای بسته ای ک زدم و خونه ی تو نبود

    خونه ی تو همیشه درش از همون اول ب روم باز بود من ندیدممم

    من کور و کر بودم

    قلبم مهر بود

    خدایا خدای قشنگم مرسی ک قلبم وباز کردی مرسی ک هدایتم کردی

    مرسی ک بهم عشق دادی

    مرسی ک یادت و در قلبم زنده کردی

    عاشقتممم

    خدایا مرسی ازت، خواهرم دوساعت پیش ک از روضه برگشت خونه

    گفت زکیه چقدد خوب کردی ک نیومدی

    گفتم خدایا مرسی ک هدایتم کردی ک نرم

    خدایا مرسی بخاطر حضور آدم های باشخصیت متین سالم و صالح و درست کار تو زندگیم

    امروز با القاب زیبا منو صدا زدن

    با احترام باهام رفتار کردن اطرافیان

    امروز تونستم بهتر تجسماتم و انجام بدم

    و احساس خوب بیشتری داشته باشم

    امروز توتستم کامنت های قدم2و جلسه دو رو بخونم و فایلش و گوش بدم

    من برای امشب شام درست نکردم چون دیر رسبدم خونه داداشتم خودش دوتا تن ماهی گرفته بود

    و خدا از قبل حواسش بود ک من گشنه نمونم و خودش برام غذا فرستاد

    خییلی خوشمزه بود الهی شکرت

    امروز خیلی عالی ورزشم و انجام دادم

    کامنتم و دارم مینویسم خداروشکر

    و با خواهر زاده هام بازی کردم و لذت بردم

    الهی صدهزار بارشکرت بخاطر اینکه دلهارو برام نرم میکنی

    من ب لطف خدا ادامه میدم این مسیر زیبا رو از خدا میخوام تا هدایتم کنه و منو ثابت قدم کنه تواین مسیر

    الهی شکرت

    آگاهی ک از این فایل دریافت کردم

    اینه ک توحید و خشیت از خدا مهمترین اصل قرانه

    واینکه

    کمی طول کشید تا درک کنم‌‌، آدمهایی که قدرتی برای رساندن من به خواسته‌هایم ندارند‌، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمت‌ها به زندگی‌ام ندارند. پس همانگونه که روی آنها حساب نمی‌کنم‌، از گزندشان هم بیمناک نمی‌شوم. مجموع این دو نگاه توحید را برایم معنا کردو به من یاد داد تا روی چه نیرویی باید حساب کنم

    اینکه هیچ کس هیچ قدرت نداره تو زتدگی من

    اگه کل آدم های دنیا بخوام ی بال پشه درست کنن نمیتونن

    قدرت دست خداست ک خداوند هم قدرت و داده دست من تا خودم زندگیم و خلق کنم

    آدم هایی ک قدرت ندارن منو ب خواسته ام برسونن هیچ قدرتی هم ندارن ک جلوی ورود نعمتها ب زندگیم و بگیرن

    الهی صدهزار بارشکر خداجونم

    عاشقتمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    ب نام تنها قدرت کیهان

    سلام ب استاد عزیزم

    مریم جان

    و دوستان همفرکانسم

    ردپای54

    الهی ب امید تو میخوام هدایتم کنی ک بتونم درک خودمو بنویسم

    چقد حس امنیت و آرامشی پشت این کلمات و إگاهی هاست

    توحید یعنی فقط روی خدا حساب کن فقط اونو قدرت مطلق بدون

    فقط از اون درخواست کن

    فقط ب اون وابسته شو

    فقط اونو خالق کل زیبایی ها

    منشا ثروت ونعمت، سلامتی و خوشبختی بدون

    تسلیم بودن نشانه ی توحیده

    تو فایل 53ی آگاهی خیلی قشنگ تو ذهنم بلد شد اینکه:

    کل آدم ها ابزاری ان در دست باورهای تو ک تو بهشون جهت میدی

    اینکه در جهت خواست باشن یا خلاف جهت خواسته ت همه چی بستگی ب خودت داره

    خداروشکر میکنم کم کم دارم درک میکنم این آگاهیا رو وباور پذیر تر میشه برام خییلی حس خوبی دارم

    درمورد ایده ای ک بهم الهام شد برای کار و اسم پوشاک مجید و سرچ کردم و بعد دیدم ی شماره هست

    و تماس گرفتم ک گفتن با فلانی تماس بگیر مسئول استخدامه

    تماس گرفتم دو بوق خورد قط شد

    امروز میخواستم تماس بگیرم کلییی نجوا اومد ک ن تماس نگیر

    اونا نیروی حرفه ای, دارن

    توی تازه کارو ک استخدام نمیکنن

    و اینکه این برند جهانی شده تو نمیتونی از پسش برنمایی

    و…

    ولی حسم گفت تماس بگیر کاری بابقیه ش نداشته باش

    درخواست بده فقط

    ک ساعت 10تماس گرفتم بالاخره

    گفتم یا میگه اره یا ن

    بیشتر از این دوتا ک نیست هرچی پیش بیاد خیره توکل ب خدا

    ی خانمی جواب داد

    گفتم دیروز تماس گرفتم جواب

    ندادین گفتن باشما صحبت کنم برای استخدام

    صداش خواب آلود بود ولی باحوصله و با آرامش پاسخم و داد

    گفت خیاطی؟

    گفتم آره

    گفتت امروز تعطیله فردا بیا کارگاه.

    ب همین راحتی وآسونی

    گفتم شاید یک یا دوهفته دیگه بتونم بیام اندیمشک نیستم الان

    گفت اشکال نداره هر زمان ک اومدین بیایین

    ماهمیشه نیرو میگیریم

    گفتم خدایا شکرت بابت اینهمه فراوانی و فرصت شغلی ک هست

    بینهایت شغل وجود داره ک هرروز داره بیشتر میشه

    ولی اگه باور نداشته باشی تو همدار نمیشی باهاشون و نمیبینی شون

    خدایا شکرت چقد سریع ب درخواستم پاسخ دادی

    از طریق ی سرچ و رسیدن ب یک شماره تماس

    و ب راحتی اجابت شدن خواسته م

    چیزی ک اصلا ب ذهن خودم خطور نمیکرد

    چرا تاحالا این اتفاق نیفتاده

    چون من تازه درخواست دادم

    و خداوند چقد سریع العجابه س

    چقد ایمانم قوی تر شد

    ک تنها کار من فقط درخواست کردنه

    و عملی کردن ایده ای ک بهت الهام شده الهی صدهزار بارشکرت

    ک نشونم دادی چقد عالی قانون جواب میده

    خداوند سریع جواب مبده

    خییلی خوشحالم این تازه شروع کار منه قراره کلی اتفاق های خوب خوب بیفته و من بشینم پای باورهام و تک ب تک درستشون کنم

    بعد همه چی ب راحتی وارد زندگیم میشع

    ثروت ،سلامتی،عشق،شادی،خوشبختی

    استاد از صمیممم قلبم تحسینتون میکنمو بابت این هدف زیبا و خداپسندانه ای ک اصله اصل رو انتخاب کردین وهر روز آدم های بیشتری ب واسطه ی شما باخدا آشنا میشن

    ازتون سپاسگزارمممم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ب شما آقا نوید عزیز

    خیلی جالبه امروز چنتا از کامنت هاتون و تو قدم 2خوندم ک تقریبا مال سال 98هست

    کلی تحسینتون کردم ک بخاطر اینکه مسیرو ادامه دادین و ستاره هاتون نشون میده ک باعشق دارین رو خودتون کار میکنین

    من قبلا کامنت هاتون و خوندم ی آرامش خاصی توش هست ک نشانه ایمان شماست و ب آدم انرژی میده

    کامنتی ک تازه از شما خوندم مال زمانی بود ک داشتین درین بوردتون و درست میکردین

    و همزمانی قشنگی با موضوع جلسه2 قدم دو اتفاق افتاده بود

    والانم ک میخواستم کامنت بنویسم ایمیل هایی ک برام اومده بود از سایتو ک باز کردم اسم قشنگ شما رو دیدم و سریع باز کردم

    دیدم برای توحیدعملی 6هست

    فصلت:30

    إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ

    رب من الله است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: