توحید عملی | قسمت ۶
آگاهیهای این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادیترین اصل جهانبینی توحیدی را تبیین میکند. اصلی که هسته اصلی آموزههای استاد عباسمنش است و میگوید:
تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگیمان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.
اساسیترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و بهخاطرش این همه جنگ به راه انداختهاند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست.
در هیچ آیهای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگیشان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشههای توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگهای زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبهخود و به طبیعیترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همهچیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت بهصورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت میشوید، افراد مناسب سر راهتان قرار میگیرند و ایدههای ثروتساز به قلبتان الهام میشود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، به شما کمک میکند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمتها را به رابطه همیشگی با خداوند بهعنوان منبع تمام نعمتها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بینیاز شوید.
جانمایه اصلی آگاهیهای این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربههای زندگی میآموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهمتر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباسمنش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیدهاند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچکس قدرت آسیبرساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهمتر آن است که لازمهاش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.
شرک فقط بتپرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیستان اخراجتان کند، همسرتان مانع پیشرفتتان شود، رقیبتان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده دادهاید.
نقطه مقابل شرک، توحید است.
- توحید یک اصل درونی است.
- توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
- توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چهرسد به نجات آدمها.
- توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان میسپارد.
- توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
- نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
حقیقت محض این است که هیچکس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچکترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرکآلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنیها را به خدمتگذاری برای رشد شما تبدیل میکند.
برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بیقیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
تمام نتایج زندگی استاد عباسمنش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدمها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواستهای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواستهای است.
این نگاه توحیدی است که هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگی ما میسازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما میبخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید، باج نمیدهید، تملق کسی را نمیگویید و ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است. وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیرید، مشتریها پیدایتان میکنند، ایدههای ثروتساز سراغتان میآیند، قلبهای مهربان اطرافتان جمع میشوند و به شما عشق میورزند و بدنتان ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعتمان بازمیگرداند.
تمرین این قسمت:
برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربهای عملی در زندگیتان، به این سؤالات مهم بهطور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخهایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.
۱. بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۶288MB33 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۶32MB33 دقیقه














روز 54
توحید عملی
چرا هیچوقت در قران در مورد زندگی و درامد و شغل پیامبران صحبت نشده ؟
چون اصل نبوده
و بنظرم چون هیچ جای قران در مورد این سوال همیشگی بشر صحبتی نشده برای همین انسانها سواستفاده کردن و فقر و فقیر بودن رو زینت دادن و خوب جلوه دادن و به مردم این باور خوب بودن و ماندن در فقر رو القا کردن .
و چرا فقط کشورهای مذهبی و مردم مذهبی بیشترشون در مشکلات مالی هستن ؟
بخاطر باورهایی که از طریق سخنرانیهای افراد روحانی گوش دادن به اونها بدست اوردن در طی سالیان دراز .
خیلی از افراد مذهبی از سن کم در این محیطهای روضه خوانی و سخنرانیها بودن . مثل خانواده من و خانواده هاشون مادربزرگم و مادر مادربزرگم همگی از سن کم در حال گوش دادن به این سخنرانیها بودن و من باورهام از طریق خانواده اول شکل گرفت و بعد تلویزیون و جامعه …
درحالیکه الان احساس میکنم دنیا رو به پیشرفت هست و خیلی از دختران و پسرای جوان درحال پول دراوردن هستن . من تعداد زیادی از دخترهای کم سن رو میبینم که مشغول کار و پول ساختن هستن و همیشه تحسین میکنم و آفرین بگم . و من چقدر دور بودم از پول ساختن و بینهایت خدارو شاکرم که در مسیر درست قرار گرفتم .
چیزی که مهم و اصل و اساس قرآن است توحید هست
خدا همیشه درمورد توحید صحبت کرده .
پس چرا خودمون رو خسته کنیم و دنبال فرعیات باشیم ؟
دنبال اینکه چیجوری پیجم رو بهتر کنم چیجوری الگوریتم اینستا رو رعایت کنم چه کلاسهایی برم برا ی بازریابی ، چه تبلیغاتی انجام بدم ، به کدوم آدم رو بندازم ، من خودم همش میگفتم کدوم شغل بهتره برم یاد بگیرم . عکسهامو چیجوری بگیرم ، چه ساعتی پست بزارم ، به کی تبلیغ بدم و…
هزاران حاشیه دیگه
ولی اصل اینه توحید ، ایمان ، باور درست
بگم خدای من ثروتمنده پس خدا از بینهایت طریق به من ثروت میرسونه=توحید
بگم مشتریها بینهایت هستن دنیا پر از ثروت هست ، افراد ثروتمند بسمتم جذب میشن و خرید میکنن=توحید
فقط حرفای خوب بزنم ، احساس خوب بدم ، خدارو سپاسگزار باشم و نعمتهاشو هرروز بگم و شکرش کنم و شرک نورزم به بنده هاش
خدایی که انقدر قدرت داره و خودش بنده های دیگه شو ثروتمند کرده و کارهاشونو عالی انجام میده چرا من برم به اون بنده ها رو بندازم
چرا از خود خدا ، خدای همه ما خدای اون بنده ها کمک نخوام و درخواست ندم،؟
جدیدا این باور غلط پیدا کردم که من حتی از خدا هم خجالت میکشم یا سختمه که از خدا درخواست کنم و بگم من پول میخوام ، من زندگی بهتر میخوام ، من دوستای خوب میخوام ، من سفرهای زیاد و عالی میخوام
من روم نمیشه یا خدارو باور ندارم ؟
این باور بوده که خدا به هرکی بخواد پول میده به هرکی هم نخواد نمیده
و من هم بیخیال میشدم و میگفتم خب تقدیر من همینه و حرفی که مادرم همیشه میگفت ما گنجشک روزی هستیم
خیلی عجیبه که پدرم شغل خوب درامد خوب و ما در رفاه خوبی بودیم نسبت به اقوام ولی باورهامون فوق العاده ضعیف بود و اصلا این توانایی مالی و این خریدهایی که میکنیم رو نمیدیدم و شکرگزار نبودیم .
در صورتی که خانواده مذهبی دارم …
من باید فقط روی توحید کار کنم و تمام اتفاقات خیلی طبیعی رخ میده خدا منو هدایت میکنه
ثروت ، سلامتی ، عشق ، زیباتر شدنم ،جذب شدن ادمها بسمتم
هرانچه که خوب است اتفاق میوفته خیلی سریع
ولی اگر شرک بورزمشرک یعنی ، ترس ، نگرانی ، حساب کردن به هر ادم به اصطلاح گنده و خفن و پولدار ، روی دولت ، قانون کشور و حتی پدر و مادر خواهر و برادر
هر عاملی بیرونی حساب کنم شرک هست و من از همه چی دور میشم .
و هرآنچه که در مدار شیطان هست بسراغم مییاد مثل بیماری ، سخت انجام شدن کارهام ، بی پولی ، کمبود عزت نفس و…
باید یادبگیرم و هرروز با خودم تکرار کنم
هیچ کس قدرتی نداره تو زندگی من
هیچکس نمیتونه منو چشم بزنه ( مثلا جلو خانواده پدرم همیشه لباسای قبلی و ساده میپوشیدم و همیشه مینالیدم از بی پولی و …
چون باور کرده بودیم که چشم میزنن و همیشه هم بعد از رفتنشون اتفاقات بد میوفتاد برامون
چون مادرم و خواهربرادرا و خودم باور داشتیم که میتونن چشم بزنن و قدرت رو داده بودیم دستشون .
امروز به این نتیجه رسیدم که دیگه اینکارو نکنم هرجند خیلی وقته نمیبینمشون و از خدا خواستم که برا عید کمک کنه اونایی رو نبینم که باعث تخریب باورهام بشه .
هیچکس نمیتونه بخت و اقبال منو ببنده و یا زندگیمو به نابودی بکشه .
(این باور هم همیشه داشتم و همیشه دنبال دعانویس بودم ولی خداروشکر چند روز پیش کاری کردم که ایمانمو نشون دادم به خدا و همش میگفتم قدرت در دست خداست .)
وقتی قدرت رو بدیم به خدا اتفاقات عالی میوفته .
ولی وقتی قدرت رو بدیم دست دیگران و باور کنیم که اونا تاثیر دارن در بدبخت کردن یا خوشبخت کردن ما
پس نتایج باورها نادرست و شرک ورزیدنمونو میبینیم .
ولی باید باور داشته باشیم که توحید داشته باشیم
حتی دشمنمون هم باعث پیشرفت و رشد و ثروتمند شدن ما میشه چون ما به خدا وصلیم .
تمام اتفاقات خوب برامون میوفته نه اینکه من آدم خاصی هستیم به خاطر اینکه خدای من خدای خاص هست .
خیلی لین جمله به دلم نشست که فکر نکنم اگر کسی در خوشبختی و ثروت فراوان و عشق و موفقیت هست اون آدم خاصیه .
نه بلکه خدای اون آدم خاصه که نتیجه باورهای درستشو بهش میده .
پس منم با درست کردن باورهام و ایمانم به همون مرحله میرسم .
ولی باید بدونیم که ما صفر و صد نمیتونیم بگیم یه نفر موحدکامل یا مشرک کامل هست .
همه ما قسمتی از توحید و قسمتی از شرک در درونمون هست .
زیبایی انسان بودن همینه که ما این دو رو در خودمون داریم حالا بریم بازی رو شروع کنیم هرچقدر بتونیم توحید رو در خودمون زیاد کنیم ما برنده ایم خدا بیشتر به ما نعمتهاش رو میده .
یجاهایی هم لغزیدیم و شرک ورزیدیم نگران نباشیم خدا مارو قضاوت نمیکنه و ما متوجه اشتباه میشیم و درستش میکنیم .
تنها قدرت جهان رب
نه شیطان ، نه جن و پری نه فالگیر و رمال و دعانویس نه ادمها نه دولتها و نه هیچکس دیگه
زمانی که پیشرفت نمیکنیم و نتایج نمیاد سراغمون نگیم کسی داره جلوی ما رو میگیره
بگیم یه سری باورها و ترمزها در من هست اونهارو باید درست کنم .
من عامل خوشبختی و بدبختی خودمم .
من نگاه شرک الود داشتم نسبت به کسانی که همکار من هستن .
میگفتم فلانی کارش خوب نیست چرا اومده تو این هنر
فلانی چرا قیمتاشو داره ارزون میده این باعث میشه این هنر افت کنه و مردم کار من که خیلی بهتر و گرونتر هست نخرن .
یا ببینم فلانی چه قیمت گذاشته منم بزارم یا حتی بالاتر بدم .
یا هنر من خاصه و مشتری خاص داره و محدود
نهههه اینا شرک هست
اصلا من چیکار دارم که بقیه تو همین هنر دارن چیکار میکنن
به من چه که داره ارزون میده
به من چه که کارش خیلی در سطح پایین هست و فروش هم داره( اینجا جمله استاد یادم اومد که اون موفقیت رو تحسین کن حالا کارش خوبه یا بد ولی تحسین کن مه اون موفقه و داره پول میسازه بجای تخریب کردن اون شخص )
من تمرکزم روی خودم باشه کارم فوق العادس اوکی
میتونم پول بسازم ؟ نههه
پس بشین درست کن باورتو ، بشین بجای تلف کردن وقت و انرژی . روی باور و توحید و ایمانت کار کن .
من زندگیمو خلق میکنم .
بپذیرم که صفر تا صد این زندگی از نوزادی تا الان من خلقش کردم و دیگران ذره ای روی خلق زندگیم تاثیر ندارن
این جهان منه و من در دنیای خودم دارم زندگیمو خلق میکنم و هرکس در دنیای خودش داره زندگیشو خلق مییکنه .
اون خدایی که در قران هست میگه
هرچی بخوای بهت میدم .
من مسخر کردم زمین و آسمان را برای شما
به من توکل کن که خدا توکل کنندگان را هدایت میکند و دوستشان دارد .
به همه شما کمک میکنیم چه بخواید به جهنم برید و چه به بهشت .
من امروز عالی عمل کردم .
امروز یکی از کارهایی که همیشه دوست داشتم انجام بدم و اهمیت دادن به زیباییم بود و برای دل خودم و بدور از ترسیدن از حرفای خانوادم رفتم و انجامش دادم .
همیشه منع میشدم همیشه حرفای مذهبی غلط بهم میگفتن و من از روی ترس خودمو سرکوب میکردم علاقه و اشتیاقمو .
و همیشه میگفتم این یه کار بیخوده این یه ولخرجیه و نمیخواد انجام بدم .
ولی امروز رفتم امروز لذت بردم و هربار که نگاه میکنم پر از ذوق و شوق و حس خوب میشم .
امروز کل اتاق پر بود از دخترای جوانی که پول در میارن با همین کارشون و کلی آدم که اومده بودن به زیباییشون برسن .
بعد رفتم یه پاساژ گرون . هرچند که میدونستم داخل هر مغازه برم همه چی برای من گرونه ولی رفتم .
هرچند که تو پاساژ کلی خانمهای بسیار شیک و ثروتمند میدیم و خودمو مقایسه میکردم و میگفتم لباسم مناسب نیست و منو از روی لباسم قضاوت میکنن .
ولی رفتم و از یه مغازه یه خرید هم بازم مربوط به زیبایی میشد رو انجام دادم و اونجا حرفی شنیدم که واقعا ناراحت شدم و گفتم ببین این نتیجه دست کم گرفتن خودته . این نتیجه باورته این نتیجه نتنها افکار بلکه به زبون اوردن به اون فروشنده هست ولی در اخر من خرید کردم اولش گفتم نکنه دارم این خرید رو برای این میکنم که بهم برخورده یا برا اینکه ضایع نشم دارم انجام میدم ولی بعد گفتم نه هم قیمتش مناسبه هم دوستش دارم و هم نیاز دارم . و خرید کردم .
و ناراحتیمو اومدم با گفتن جملاتی که من مسئول افکارم هستم . من الان اینجام با باورهای قبلی که ساختم منم میتونم پیشرفت کنم منم میتونم مثل همه این آدمها که تو طلافروشیها داشتن براحتی خرید میکردن منم میتونم و میگفتم خدای ما یکی هست اونا باورهاشون فرق داره و منم باید باورهامو درست کنم وگرنه خدا یکیه و اگر به اونا داده به منم میده خیلی بیشتر …
کار بعدی اینکه رفتم تو مغازه با یه نفر در مورد کارم صحبت کردم نشون دادم و گفت کارات خیلی قشنگه و شماره مسیولشونو داد که کارامو ببرم برای فروش امانی .
و اماااا کار بعدی که بینهایت خوشحالم از انجامش
کاری که استاد تو عزت نفس گفتن انجام بدیم و من از پارسال تاحالا امروز و فردا کردم .
انجامش دادم
رفتم فودکورت و غذا خوردم .
اولش نمیدونستم چی بگیرم و از کدومشون .
که بهم گفته شد مگه چندوقت نمیگی دلت کباب میخواد
چرا همش منتظری بابات برات بخره چرا منتظر یروزی که حالا بری بیرون با بقیه و بخوری . چرا از بقیه توقع داری
خودت بخر ، خودت برای خودت ارزش قائل شو خودتو دوست داشته باش و منتظر بقیه نباش …
منم انجامش دادم . تنهایی . جایی که همه گروهی بودن .
جایی که فقط مردهارو میدیدم تنهان
ولی آخرش که داشتم بلند میشدم دیدم یه دختر جوون هم خودش اومده و تنهایی غذا داره میخوره و خیلی هم عالی رفت ظرف گرفت و باقی غذاشو برد .
و تحسینش کردم
و خودمو هم تحسین کردم :))))
خیلی طولانی شد ولی مینویسم که بعدا بیام بخونم .
چون زمانی که تو دفتر مینویسم اصلا نمیخونم و وقتی پر بشه میندازم دور ولی اینجوری بعضیوقتا میخونم .
خداااایاااا شکرت
سلام دوست عزیز
ممنون که کامنت گذاشتین ولی توضیح دادن اتفاقاتی که برای شخص خودتون میوفته باعث میشه باورهای منطقی در ذهن من و دوستان ساخته بشه .
پس اصلا اشکال نداره که طولانی بشه اینجا خوبیش اینه که نامحدود میتونید کامنت بزارید (حتی اگر هیچکس هم نخونه که محالهه ) ولی بعدا خودتون
میخونید و دوباره یاداوری میشه براتون .
موفق باشید و پر از اتفاقات خوب در لحظه لحظه زندگی توحیدیتون
سلام دوست عزیز
ممنونم از شما که وقت گذاشتید و کامنتمو خوندید .
و ممنونم که کامنت گذاشتید چون باعث شد کامنت خودمو هم بخونم و برای خودم دوباره تکرار بشه آگاهیهایی که بدست اوردم .
خیلی وقت بود کامنت نزاشتم و بخاطر اتفاقاتی که دو ماه اخیر برام افتاد کمتر وقت کردم تمرکز بزارم روی فایلها ولی خداروشکر میکنم که به سایت سر میزنم و دور نمیشم از فضای مثبت اینجا .
آرزوی ثروت ، سلامتی جسمی و روحی و ایمان بیشتر براتون از خداوند میخوام .
موفق باشید