توحید عملی | قسمت ۶


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی‌های این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادی‌ترین اصل جهان‌بینی توحیدی را تبیین می‌کند. اصلی که هسته اصلی آموزه‌های استاد عباس‌منش است و می‌گوید:

تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگی‌مان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.

اساسی‌ترین تلاش‌های بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به‌خاطرش این همه جنگ به راه انداخته‌اند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن می‌شویم و داستان زندگی پیامبران را می‌خوانیم، هیچ اثری از این دغدغه‌ها که کل بشریت درگیرش بوده، نمی‌بینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینه‌هایش نیست.

در هیچ آیه‌ای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگی‌شان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشه‌های توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگ‌های زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبه‌خود و به طبیعی‌ترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.

قرآن یک‌صدا توحید را فریاد می‌زند، آن را اصل می‌داند و خداوند همه‌چیز، جز شرک به خودش را می‌بخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروت‌آفرین هدایت می‌شویم و ثروت به‌صورت طبیعی راهش را به زندگی‌مان می‌یابد.

«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت می‌شوید، افراد مناسب سر راه‌تان قرار می‌گیرند و ایده‌های ثروت‌ساز به قلب‌تان الهام می‌شود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، به شما کمک می‌کند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمت‌ها را به رابطه همیشگی با خداوند به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بی‌نیاز شوید.

جان‌مایه اصلی آگاهی‌های این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربه‌های زندگی می‌آموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهم‌تر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباس‌منش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیده‌اند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچ‌کس قدرت آسیب‌رساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهم‌تر آن است که لازمه‌اش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.

شرک فقط بت‌پرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیس‌تان اخراج‌تان کند، همسرتان مانع پیشرفت‌تان شود، رقیب‌تان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده داده‌اید.

نقطه مقابل شرک، توحید است.

  • توحید یک اصل درونی است.
  • توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که می‌گوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم می‌خورد.
  • توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بت‌هاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چه‌رسد به نجات آدم‌ها.
  • توحید، یقین ابراهیم است که می‌تواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصل‌اند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان می‌سپارد.
  • توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که می‌تواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
  • نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان می‌دهد. چون می‌داند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.

میزان ورود نعمت‌ها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدی‌مان است.

به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانس‌های خودمان زندگی‌مان را خلق می‌کند»، توحیدی می‌شویم و به همان اندازه نیز، در آرامش می‌مانیم، از خطرها مصون می‌مانیم، آتش برای‌مان گلستان می‌شود، عدو سبب خیر می‌شود و برکت‌ها راه‌شان را به سوی زندگی‌مان پیدا می‌کنند.

حقیقت محض این است که هیچ‌کس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچک‌ترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشم‌زخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات می‌کند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئه‌ها، تهدیدها و سنگ‌اندازی‌ها نه‌تنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه به‌طرز معجزه‌آسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنی‌ها را به خدمت‌گذاری برای رشد شما تبدیل می‌کند.

برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بی‌قیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.

تمام نتایج زندگی استاد عباس‌منش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدم‌ها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواسته‌ای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواسته‌ای است.

این نگاه توحیدی است که هر روز نعمت‌های بیشتری را روانه زندگی ما می‌سازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما می‌بخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدم‌های زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیده‌اند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر به‌دنبال مقصر نمی‌گردید، باج نمی‌دهید، تملق کسی را نمی‌گویید و ابراهیم وار، این بت‌های ذهنی را می‌شکند.

ترس از غیر خدا، بزرگ‌ترین مانع ورود نعمت‌ها به زندگی است. وقتی می‌ترسید، یعنی به جهان اعلام می‌کنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار می‌کند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی به‌صورت طبیعی باز می‌شوند.

وقتی در مسیر توحید قرار می‌گیرید، مشتری‌ها پیدایتان می‌کنند، ایده‌های ثروت‌ساز سراغ‌تان می‌آیند، قلب‌های مهربان اطرافتان جمع می‌شوند و به شما عشق می‌ورزند و بدنتان ساختن سلول‌های سلامت را آغاز می‌کند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعت‌مان بازمی‌گرداند.


تمرین این قسمت:

برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربه‌ای عملی در زندگی‌تان، به این سؤالات مهم به‌طور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخ‌هایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱. بزرگ‌ترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن می‌ترسید و قدرت خلق زندگی‌تان را به آن داده‌اید، چیست؟ (به‌طور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)

بنویسید در کدام جنبه‌های زندگی‌تان هنوز به غیر خدا قدرت داده‌اید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کرده‌اید؟ کجاها به‌جای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بسته‌اید؟

نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بت‌های درونی است.

۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچ‌کس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگی‌تان ندارد، چطور برای شکستن این بت‌های ذهنی خود متعهد می‌شوید؟

بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه می‌خواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترس‌ها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسب‌وکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «–– –• ••••» در این صفحه: 6
  1. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «وَإِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ» ؛ «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِیمَ» ؛ «إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ» ؛ «قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاکِفِینَ» ؛ «قَالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ» ؛ «أَوْ یَنفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ» ؛ «قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا کَذَٰلِکَ یَفْعَلُونَ» ؛ «قَالَ أَفَرَأَیْتُم مَّا کُنتُمْ تَعْبُدُونَ» ؛ «أَنتُمْ وَآبَاؤُکُمُ الْأَقْدَمُونَ» ؛ «فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ»

    «الَّذِی خَلَقَنِی فَهُوَ یَهْدِینِ» ؛ «وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ» ؛ «وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ» ؛ «وَالَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ» ؛ «وَالَّذِی أَطْمَعُ أَن یَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَوْمَ الدِّینِ» ؛ «رَبِّ هَبْ لِی حُکْمًا وَأَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ» ؛ «وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ» ؛ «وَاجْعَلْنِی مِن وَرَثَهِ جَنَّهِ النَّعِیمِ» ؛ «وَاغْفِرْ لِأَبِی إِنَّهُ کَانَ مِنَ الضَّالِّینَ» ؛ «وَلَا تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ» ؛ «یَوْمَ لَا یَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ» ؛ «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ» ؛ «وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّهُ لِلْمُتَّقِینَ»

    —————————————

    (ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﻮﺍﻧﺎﻱ ﺷﻜﺴﺖ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺳﺖ) (ﻭ ﺳﺮﮔﺬﺷﺖ ﻣﻬﻢ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺨﻮﺍﻥ) (ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺵ ﻭﻗﻮﻣﺶ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﺍ ﻣﻰﭘﺮﺳﺘﻴﺪ ؟) (ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﺖﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻣﻰﭘﺮﺳﺘﻴﻢ ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﻠﺎﺯم ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ) (ﮔﻔﺖ: ﺁﻳﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺧﻮﺍﻧﻴﺪ، ﺳﺨﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﺷﻨﻮﻧﺪ؟) (ﻳﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺯﻳﺎﻧﻲ ﻣﻰﺭﺳﺎﻧﻨﺪ؟) (ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻧﻪ، ﺑﻠﻜﻪ ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﻓﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﻰﻛﺮﺩﻧﺪ) (ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﺁﻳﺎ ﻣﻰﺩﺍﻧﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻰﭘﺮﺳﺘﻴﺪ) (ﻫﻢ ﺷﻤﺎ ﻭ ﻫﻢ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺷﻤﺎ) (ﻫﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﻗﻄﻌﺎً ﺩﺷﻤﻦ ﻣﻨﻨﺪ، ﺟﺰ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ)

    (ﻫﻤﺎﻥ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ﻭ ﻫﻢ ﺍﻭ ﻣﺮﺍ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ) (ﻭ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﻭ ﻃﻌﺎﻣﻢ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﻭ ﺳﻴﺮﺍﺑﻢ ﻣﻰﻛﻨﺪ) (ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻣﻰﺷﻮم، ﺍﻭ ﺷﻔﺎﻳﻢ ﻣﻰﺩﻫﺪ) (ﻭ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﺮﺍ ﻣﻰﻣﻴﺮﺍﻧﺪ ﺳﭙﺲ ﺯﻧﺪﻩ ﺍم ﻣﻰﻛﻨﺪ) (ﻭ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﻣﻴﺪ ﺩﺍﺭم ﺭﻭﺯ ﺟﺰﺍ ﺧﻄﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯﺩ) (ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ؛ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺣﻜﻤﺖ ﺑﺨﺶ ، ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﺎﻥ ﻣﻠﺤﻖ ﻛﻦ) (ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻳﻨﺪﮔﺎﻥ ﻧﺎﻣﻰ ﻧﻴﻚ ﻭ ﺳﺘﺎﻳﺸﻲ ﻭﺍﻟﺎ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ) (ﻭ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻭﺍﺭﺛﺎﻥ ﺑﻬﺸﺖ ﭘﺮﻧﻌﻤﺖ ﮔﺮﺩﺍﻥ) (ﻭ ﭘﺪﺭم ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯ ﻛﻪ ﺍﻭ ﺍﺯ ﮔﻤﺮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ) (ﻭ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ، ﺭﺳﻮﺍﻳﻢ ﻣﻜﻦ) (ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺍﻭﻟﺎﺩﻱ ﺳﻮﺩ ﻧﻤﻰﺩﻫﺪ) (ﻣﮕﺮ آنکس که قلبی ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﭘﻴﺸﮕﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ) (ﻭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﺍﻥ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺁﻭﺭﻧﺪ)

    (سوره مبارکه شعرا آیات 68 تا 90)

    ————————————————————————————

    سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همه دوستان نازنین هم مدار در مسیر توحید. امیدوارم شاد و تندرست و سلامت باشید و قلبتون همواره به نور توحید منور باشه.

    نشانه امروزم «قسمت چهار آرامش در پرتو آگاهی» بود ولی این فایل روی بنر سایت بود. تصمیم گرفتم اینجا کامنت بنویسم.

    هنوز هم دقیق نمیدونم چی قراره بنویسم ولی از خداوند درخواست هدایت و راهنمایی میکنم تا بهم کمک کنه هرآنچه که مایه هدایت و آگاهی خودم میشه رو بتونم بنویسم تا رشد کنم. بتونم مشقامو خوب بنویسم تا توحیدی‌تر بشم.

    این منم به که نوشتن کامنت نیاز دارم، منم که به نوشتن از توحید محتاجم، منم به هر خیری از سوی پروردگارم فقیر و نیازمندم.

    ————————————————————————————

    دیشب توی جاده داشتم رانندگی میکردم و برای کنترل ذهن قرآن رو باز کردم. با فرا رسیدن ایام الله مرخصی و حدوداً 11 روز آزادی زمانی، نیاز به کنترل ذهن هم بیشتر میشه. عصرش هدایت شده بودم به سوره شعرا ولی خب صرفاً به یه نگاه کوتاه به آیات اکتفا کرده بودم. وقتی برنامه قرآن رو باز کردم دیدم آخرین بازدید رو میزنه سوره شعرا، گفتم خب الان بهترین موقع‌ست برای گوش دادن به سوره شعرا، از اولش که شروع شد برام هدایت و نشانه داشت.

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «طسم» ؛ «تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ» ؛ «لَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ أَلَّا یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ» ؛ «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ» ؛ «وَمَا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنَ الرَّحْمَٰنِ مُحْدَثٍ إِلَّا کَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِینَ»

    (طاء، سین، میم‹¹› ؛ این است آیات کتاب روشنگر‹²› ؛ شاید تو می خواهی برای اینکه آنان ایمان نمی آورند، خود را از شدت اندوه هلاک کنی. ‹³› اگر بخواهیم، معجزه ای بزرگ از آسمان بر آنان نازل می کنیم که فروتنانه و بی اختیار در برابرش گردن نهند ‹⁴› هیچ تذکر جدیدی از سوی [خدای] رحمان برای آنان نمی‌آید، مگر آنکه از آن روی گردان می شوند.‹⁵›)

    حس کردم خداوند از طریق این آیات داره میگه چه خبرته پسر، آیا میخوای احساس خودتو منفی کنی که دیگران باب میل تو رفتار نمیکنن؟؟ همین آیات توی کنترل ذهن چقدر بهم کمک کرد ولی اوج احساس آرامش و گشایش قلب اونجایی بود که رسید به داستان حضرت ابراهیم(ع)، آیات 69 به بعد.

    یه کلاس درس توحید عملی‌ه.

    این روزها تکرار جمله‌های «من هیچی نمیدونم؛ من هیچی نمیفهمم؛ فقط خداست که می‌دونه؛ هر چی خدا بگه همونه، فرمون دست خداست و …» برام تبدیل به ذکر شده. هر وقت ذهنم یه نجوایی میکنه، بلافاصله میگم من هیچی نمیدونم، خدا میدونه، هر چیزی به وقتش، مدارتو عوض کن تا نتایجت عوض بشه…

    یه هدایت‌هایی دریافت میکنم، اولش میگفتم خدایا من نمی‌فهمم چی میگی، چرا آیات عذاب میفرستی؟ سوال من ربطی به این آیات نداشت ولی بعدش که آروم میشدم میگفتم خب تو سوال رو میپرسی چرا میخوای همون لحظه به زور جواب بگیری. باید کمی صبر کنی تا به آرامش و احساس خوب و رهایی برسی بعداً جواب خودش میاد سراغت. جواب دریافت کردنیه، نه بزور گرفتنی. چه اصراری داری همون لحظه به زور جواب رو از دل قرآن پیدا کنی.

    قبلاً هم تجربه‌ش کرده بودم ولی خب انسانِ نسیان‌گر بازم فراموش می‌کنه. یه وقتایی بوده من سوال پرسیدم بلافاصله از قرآن جواب خواستم، رفتم سراغ قرآن آیاتی روبروم قرار گرفته که حتی معنیشون رو نفهمیدم ولی رفتم دوتا خیابون اونطرفتر، جواب به شکل یه تصویر بهم نشون داده شده. عجله کردن هیچوقت هیچ دستاوردی نداره، حتی اگر فکر کنیم داریم یه کار توحیدی انجام میدیم. ریشه عجله از احساس کمبود میاد و‌ شیطانیه.

    چند روز پیش با یکی از دوستان عزیز گفتگو میکردم. صحبت رسید به آیات قرآن، حتی آیات عذاب. بی اختیار یه حسی جملاتی رو بهم گفت که برای اون دوست عزیز بیانش کردم. مفهوم کلیش این بود که خداوند منت سرمون گذاشته که ما رو با خودش و با قرآن آشنا کرده و میتونیم هر موقع نیاز به کمک داشته باشیم بریم سراغ قرآن. همین خودش چقدر نعمته. حالا آیات عذاب بیاد، آیات عذابش هم رحمته برامون. به تعبیر آیه 7 آل عمران«آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا» ما به همه آیاتش ایمان میاریم چون از سوی پروردگار ماست.

    همه مون با مفهوم اهرم رنج و لذت آشنایی داریم. ما توی اهرم رنج لذت اول شرایط رنج آور ناشی از تغییر نکردن رو مینویسیم دیگه… بعدش میایم شرایط لذت بخش ناشی از تغییر مثبت رو مینویسیم. خب آیات عذاب قرآن هم همینه. تو که ایمان آوردی و داری عمل درست رو انجام میدی، داری سعی میکنی توحیدی رفتار کنی و روی بهبود خودت کار کنی ، دیگه چرا با آیات عذاب نگران میشی. اینها داره میگه به مسیر درستت ادامه بده و یادت باشه اگر از مسیر درست منحرف بشی اینجوری درگیر رنج و عذاب میشی. به همین سادگی… حکایت تابلوهای هشداردهنده حاشیه جاده ست. مگر هر کی تابلوی هشدار ببینه دچار حادثه میشه؟؟ صرفاً میگه مراقب باش. بعداً نگی نمی‌دونستم. که حتی همینم توی قرآن اومده که یه عده‌ای به دروغ میگن اگر پیامبری برامون اومده بود ما قطعاً ایمان می‌آوردیم…

    این حکایت آیات انزار دهنده ست. (درک شخصی من بود، با توجه به مداری فعلی که هستم، شما دوستان نازنینم میتونید تصاویر مثبت‌تری از آیات قرآن توی ذهنتون بسازید)

    ————————————————————————————

    این روزهای اخیر که گذشت با توجه به یه برنامه تعمیراتی سه روز موندم اضافه کاری. اون یکی شیفت بچه های خیلی خوبی بودن و همه‌شون هم شیفتی‌های قدیمیم بودن، ولی بشدت باهاشون مقاومت داشتم و تحمل کردن حرفا و رفتارهاشون برام سخت بود. یه زمانی هم‌مدارشون بودم ولی الان از حرفها و رفتارهاشون تعجب میکردم.

    توی شیفت آتش‌نشانی یه مسئولیتی هست بنام استادکار شیفت یا رسپانسیبل، کارش اینه که یه ماژیک بهش میدن صبح تا صبح شرح وظایف افراد رو روی تابلو می‌نویسه، چک لیست‌ها رو بررسی میکنه، و خرابی‌های ماشینها یا تجهیزات رو گزارش میکنه، آخر شیفت هم گزارش‌ها رو ثبت میکنه. و در ادامه هر کی توی انجام کارها کوتاهی میکنه، رسپانسیبل میشه کیسه بوکس برای حرف خوردن توسط رئیس ایستگاه و افسر شیفت. توی بعضی از بانک‌ها و ادارات حکومتی دیدین یه خودکار گذاشتن برای مراجعین ولی اون خودکار رو با زنجیر بستنش به یه پایه سنگین که خودکار به دست کسی نچسبه… من به اون مسئولیت رسپانسیبلی میگم پایه ماژیک. طرف بعد از 20 سال کار کردن، یه چند هفته بهش ماژیک میدن مسئولیت ها رو بنویسه، احساس ارتقاء به درجه ارتشبدی رو داره و این رو به موفقیت بزرگ میبینه‌، چیزی که هر بار بهم پیشنهادش دادن، از پذیرشش شونه خالی کردم. (فکرشو بکنید من لذت چرخیدن توی سایت استاد عباس منش رو با چیزی دیگه عوض کنم) وقتی ماژیک رو به یه نفر میسپارن وظایف رو بنویسه من بهشون میگم: فلانی انتساب شایسته جنابعالی رو به سمت پایه ماژیک تبریک میگم… (هشتگ مردم آزاری مزمن حاد سادیسمیک خخخخ)

    نیروهای فعلی توی آتش‌نشانی هر کسی به نوعی حتی شده برای یک جلسه سر آموزشهای من بوده، و من حق استادی به گردن 95٪ شون دارم. رسپانسیبل شیفت بعدی از روز اول افتاد سر دنده لج، منم هیچی نمیگفتم، میگفتم فرمون دست خداست. رفتیم استندبای یکی از همکارا که اونم از یه شیفت دیگه اضافه کار بود، اونم داشت می‌گفت فلانی باهام سر لج افتاده، من میگفتم فرمون دست خداست. بعد یه قصه ای براش تعریف کردم گفتم پارسال توی شیفت خودمون فلان ماجرا برای من پیش آوردن اذیتم کنن، ولی بهم استراحت و راحتی بیشتر خورد. کی از نشتی یا عدم نشتی توی لوله ها خبر داشت که منو می‌فرستاد جایی که کارم راحتتر باشه؟؟ گفتم ببین فرمون دست خداست (اینا رو میگفتم که باور خودم قویتر بشه نه اینکه همکارم رو تغییر بدم) من که اینا رو گفتم گفت آره راست میگی منم فلانجا و فلانجا خواستن در حقم بدی کنن، ولی الان به نفع من شده.

    و در پایان سه روز اضافه کاری من با آرامش و احساس خوب تموم شد. هر چقدر رفتارهای چند نفر روی اعصاب بود ولی من باهاشون کاری نداشتم، آگاهانه به رفتار یه عده دیگه توجه میکردم که رفتارشون محترمانه بود. وقتی به این سه روز فکر میکنم من بیشتر رفتار خوب و مثبت و احترام دیدم تا رفتار منفی.

    چون فرمون زندگی دست خدا بود.

    مهم نیست پایه ماژیک کی باشه. رئیس من خداست. اون می‌دونه منو کجا بفرسته. بقول سعدی شیرازی:

    شتر بچه با مادر خویش گفت: «پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»

    بگفت «ار به دست من استی مهار ؛ ندیدی کسم بارکش در قطار»

    قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد ؛ وگر ناخدا جامه بر تن درد

    مکن سعدیا دیده بر دست کس ؛ که بخشنده پروردگار است و بس

    اگر حق پرستی ز درها بَسَت ؛ که گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت

    گر او تاجدارت کند سر بر آر ؛ وگر نه سرِ ناامیدی بخار

    ————————————————————————————

    وقتی فایل رو گوش میدادم بی اختیار یه یه ماجرای دیگه یادم اومد. چند سال پیش داشتم خاطرات یکی از خلبانان نیروی هوایی از دوران جنگ رو نگاه میکردم. تیمسار خلبان منوچهر شیرآقایی، یکی از خلبانان شجاع که واقعاً فامیلش برازنده‌ش هست.

    خاطراتش رو می‌گفت از یکی از پروازهاش با شهید یاسینی توی پایگاه هوایی بوشهر : می‌گفت یه روز شهید یاسینی صدام زد بهم گفت منوچهر امروز چکاره‌ای (توی برنامه پروازی هستی یا نه) گفتم امروز آزادم، پرواز ندارم.

    +حوصله شو داری یه پرواز بریم.

    گفتم آره بریم.

    +موشک ماوریک رو چک هستی (تجربه آموزش و کار عملی و شلیک رو باهاش داری)

    گفتم نه، تا حالا ماوریک شلیک نکردم.

    +خب بریم من خودم بهت یاد میدم.

    گفت از بوشهر تیک آف کردیم رفتیم سمت دشتستان (به طرف شرق) و شهید یاسینی مراحل رو توضیح میداد که روی رادار چیکار کنم تا می‌رسید به لحظه ای که موشک قفل میشد و فقط فشار دادن یه دکمه موشک رو شلیک میکرد. روی جاده بوشهر یه کامیون رو دیدیم شهید یاسینی گفت منوچهر ببین میتونی روی کامیون قفل کنی، هر کار کردم رادار قفل نمیشد؛ یبار دیگه مراحل رو برام توضیح داد ، یه تانکر دیدیم گفت روی اون قفل کنیم. رادار قفل نمی‌داد ، رفتیم حوالی برازجان ، یه سوله بزرگ دیدیم گفتم ببین این دیگه piece of cake باید بتونی مثل آب خوردن قفل کنی، ولی هر کاری کردم رادار قفل نداد. و شهید یاسینی یه کم دلخور شد گفت خب من که واضح برات توضیح میدم چرا نمیتونی قفل کنی، اصلا ولش کن بیخیال، خودم بعداً یه کاریش میکنم. در ادامه رادار زمینی ما رو فرستاد سمت شمال غربی خلیج فارس و جزیره خارک، که چندتا ناوچه عراقی داشتن میومدن برای عملیات ایذایی. کل ماجرا این بود که از قبل اعلام شده بود ناوچه‌های اوزا عراق دارن میان ما باید میرفتیم شکارشون میکردیم ولی شهید یاسینی بهم نگفته بود ماجرا چیه. گفت منوچهر الان یه تلاش دیگه بکن ببینم میتونی روشون قفل کنی، رادار فانتوم بلافاصله قفل کرد بلافاصله موشک شلیک شد. گفت آفرین کارت عالی بود، همینه، بریم بعدی . یه دور دیگه زدیم ناوچه بعدی قفل کردیم موشک شلیک شد. شهید یاسینی بهم گفت منوچهر «بلافاصله شلیک نکن، قفل کردی ، چند ثانیه صبر کن ، بعداً شلیک کن» منم بهش گفتم «مگه من باید شلیک کنم؟؟؟؟!!!! من فکر میکردم موشک خودش اتوماتیک بعد از قفل رها میشه» حالا منم متعجب ، شهید یاسینی از من متعجب تر . می‌گفت خب معلومه تو باید دکمه فایر و بزنی تا شلیک بشه ، می‌گفت ولی من دکمه فایر رو نمیزنم، تا قفل میکنم خودش رها میشه. باورش نمیشد، رفتیم بازم امتحان کردیم موشک بعدی هم همینجوری شلیک شد. می‌گفت خلاصه ما موشکها رو زدیم ماموریت موفقیت آمیز بود و برگشتیم ، شهید یاسینی بهم گفت: منوچهر نکنه سیستم برق لانچرهای موشک دچار نقص فنی شده ما نمی‌دونستیم؟ گفتم من نمیدونم ؛ به خدمه زمینی و تعمیرات فنی گفتیم چک کردن دیدیم واقعاً ما نقص فنی داشتیم و خودمون نمی‌دونستیم. بعد شهید یاسینی بهم گفت منوچهر کار خدا رو دیدی؟ اگر اون تانکر توی جاده رو زده بودیم، یا اون سوله توی برازجان ، می‌دونی چه فاجعه ای میشد؟ کار خدا رو دیدی که نمی‌ذاشت رادار قفل کنه و موشک شلیک بشه؟؟

    «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»

    فرمون دست خداست.

    چند روز پیش همکاران سر کار میگفتن فلانی گفته فلان موقع دوباره جنگ میشه، فلان موقع فلان اتفاق می‌افته. بعد یه جوری هم دقیق تاریخ میدادن، فلان روز فلان ساعت … انگار فامیلشون توی پنتاگون کار می‌کنه. تو دل خودم میگفتم بیخیال بابا. اینها همش فیلم سینمایی بوده و هست که بزودی تموم میشه. هیچ چیز واقعی نیست. هیچی اونقدر جدی نیست. مگه فرمون جهان هستی دست آدم‌هاست؟؟

    توی جنگ جهانی دوم تموم دنیا از حجم و سرعت پیشروی ارتش آلمان وحشت زده بودن، همه کشورهای درگیر جنگ، تانک داشتن، ولی به تانک‌های پانزر آلمانی‌ میگفتن Tank killer یعنی قاتل تانک؛ کابوس تانکهای روسی و آمریکایی بودن ، هر پانزر به تنهایی 5-6 تا تانک رو شکار میکرد. «ولی آیا آلمان نازی در جنگ پیروز شد؟؟؟»

    فرمون دست خداست. خدا نمی‌ذاره مسیر ناراستی و نادرستی و دروغ و جنایت به نتیجه برسه. اینها محکوم به نابودی هستن. کی از علف هرز برداشت محصول کرده؟ هیچ علف هرزی محصول نداده و نخواهد داد.

    هر چقدر آب رودخانه گل آلود بشه در نهایت دوباره گل ته نشین میشه و آب دوباره زلال و شفاف میشه. این قانون الهی حاکم بر جهانه.

    «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» (5 قصص)

    «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ» (105 انبیاء)

    ————————————————————————————

    در پناه رب العالمین همواره شادکام و سلامت و تندرست و موفق باشید در آرامش و امنیت و احساس خوب و فرمون زندگی تون دست خداوند.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 112 رای:
  2. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    «ما را به جز خیالت فکری دگر‌ نباشد ؛ در هیچ سر خیالی زین خوبتر نباشد (ای خدای مهربان من)»

    سلام و درود به استاد عزیزم. استاد سپاس فراوان از شما، من از کوه الماس شما دو تا الماس استخراج کردم، بییییییییینظیر بود استاد. فایل صوتی و تصویری همین توحید عملی قسمت ششم. استاد اخر فایل میگید لذت میبرید در مورد این چیزا صحبت کنید، باور کنید ما هم بی نهایت لذت می‌بریم از توحید بشنویم. از خدا بشنویم. این اساس خلقت همه انسان‌هاست که یاد خدا باعث آرامش و اطمینان قلبی باشه و خضوع و آرامش ایجاد کنه. از درگاه خداوند درخواست میکنم من رو در مدار توحید بیشتر و بیشتر هدایت کنه، به اندازه ابراهیم نبی که موحد بود و مشرک نبود.

    استاد همین یک ساعت پیش یه دوج چارجر دیدم گذر موقت توی مسیر داشت می‌رفت و من بینهایت از دیدنش لذت بردم. بسیار حس خوبی داشت دیدن یه ماشین آمریکایی، و با خودم گفتم این نشون دهنده اینه که من در مسیر خواسته ام هستم. خدایا شکرت ، خدایا من یه ماشین آمریکایی میخواااااام.

    «انک انت الوهاب»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    سلام و درود خدمت استاد عباس منش عزیز و همه اعضای خانواده ثروتمند عباس منش. برای بار چندم این فایل رو دیدم و ازش لذت بردم و باورهای ارزشمندش رو توی ذهن و قلبم جا دادم . استاد به تازگی سایت مزخرف و دروغ پراکنی yjc اسامی یه عده روانشناس نما رو منتشر کرده و اسم شما رو هم نوشته بودن، خنده ام گرفت گفتم این بدبختا رو ببین تو چه افکار بچه گانه ای هستن . اولا استاد هیچوقت نگفته من روانشناس هستم، همیشه میگه مدرک تحصیلی و رشته تحصلیم فلان بود … و خنده دار ترین بخش ماجرا اینکه تصور کنید میتونید با این کارهای مضحک کسی رو زمین بزنید که متکی به رب العالمین هست. همه اش داره از ربوبیت و توحید حرف میزنه . خواستم براشون کامنت بذارم ، بعد یاد فرمایش تون افتادم که میگین ، اینها دارن به ما خدمت میکنن. گفتم بذار به خدمت کردنشون ادامه بدن. 😂😂😂 باورتون نمیشه ، قشنگ طرف توی اینستاگرام گشته بود ، چون یه سری ها رو که اسم نوشته بود کلاً اسم شخص نبود ، اسم پیج اینستاگرامی بود‌.‌ مثلا قواعد خلق ثروت و قانون راز 😂😂😂 نگران خداوند هم شدم . میترسم این جماعت خدا رو بلاک کنن . اونوقت چیکار کنیم 😂😂 در عجبم از بشری که قدرت کنترل کردن یه جوب فاضلاب رو نداره ، و مقیاسش روی زمین به اندازه مقیاس یه باکتری هم‌ نیست ، و خود زمین به اندازه یه دونه شن توی یه ساحل بی کران هم نیست. بعد این بشر میخواد با قوانین رب العالمین بجنگه. «ما لکم لا تجدون لله وقارا»« یا ایهاالانسان ما غرک بربک الکریم»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    سلام دوست گرانقدر ، یه نکته اینجا به نظرم رسید اضافه کنم ،هم فرمایش شما درسته که به قرآن استناد میکنید هم فرمایش استاد عباس منش. منتها اینجا ترجمه کلمه قوم باعث بروز اختلاف نظر شده. قطعا ابراهیم ع قوم داشت ، چون توی یه شهر و دیاری زندگی میکرد . یه عده فک و فامیل و دوست آشنا اطرافش بودن، همونایی که بهشون گفت اتتخذ اصنام آلهه ؟ همون هایی که ابراهیم به ماه خورشید اشاره کرد آخرش گفت من چیزی که شما شرک میورزید براعت می‌جویم …. در مورد کتاب ابراهیم ، قرآن در جایی به صحف ابراهیم اشاره کرده. چیزی که من از فرمایش استاد برداشت کردم این بود که بعد از اون آزمون های الهی که متوجه شخص حضرت ابراهیم علیه السلام بود، خداوند امت و پیروان انبوهی برای ایشان قرار نداده، همون‌جوری که بنی اسرائیل رو برای موسی علیه السلام و حواریون برای عیسی مسیح و امت اسلام برای حضرت محمد ص … ولی حضرت ابراهیم پیروانی داشته.

    اصلا یه نکته ، مگه حضرت علی علیه السلام نگفتن ما اهل بیت از سوی اجدادمون تا حضرت آدم حتی لحظه ای بت پرستی و شرک نداشتیم . خب تا قبل از ظهور اسلام حضرت محمد و حضرت علی پیرو چه آیینی بودن ؟؟ اون موقع که اسلام نبود… قرآن میگه ملت ابیکم ابراهیم … پیرو آیین ابراهیمی .در توصیف ابراهیم میگه حنیفأ مسلما … حتی میگه ابراهیم حنیف و مسلمان بود … بعد از ابراهیم پیروانش دو دسته شدن . بنی اسماعیل که اجداد حضرت محمد و اجداد بنی هاشم هستن و نوادگان ابراهیم علیه السلام و ساکن شبه جزیره حجاز . و بنی اسرائیل که نوادگان اسحاق و یعقوب هستن و یعقوب پیامبر کسی که در کتب یهود ازش بنام اسرائیل نام برده شده یعنی عبداله ، بنده خدا ، اینها هم از سمت اسحاق نوادگان ابراهیم علیه السلام هستن و ساکن منطقه فلسطین و اسرائیل امروزی یا همون کنعان که در زمان یوسف مدتی مهاجرت میکنن به مصر و در زمان موسی دوباره برمی‌گردن به همین سرزمین کنعان . ابراهیم ظاهراً امت گسترده نداشته . ولی پیروانی داشته . و ماموریت اصلی ابراهیم همین به ودیعه گذاشته آیین یکتاپرستی در همین دو تا شاخه از نوادگانشون بوده. امیدوارم تونسته باشم نکته جدیدی رو براتون مطرح کرده باشم. در پناه رب العالمین باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    «طس تِلْکَ آیَاتُ الْقُرْآنِ وَکِتَابٍ مُّبِینٍ»

    (طا سین ـ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮ ﺍﺳﺖ)

    «هُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِینَ»

    (ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﻣﮋﺩﻩ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ)

    «الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَهُم بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ»

    (ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﻰﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ﻣﻰﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ، ﻭ ﻗﺎﻃﻌﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﺧﺮﺕ ﻳﻘﻴﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ)

    (سوره نمل آیات 1-3)

    —————————————————————————

    سلام و درود سعیده جان ، امیدوارم شاد و سلامت و تندرست باشی. و همواره قلبت نورانی به نور رب العالمین باشه.

    وقتی کامنتتو باز کردم زدم زیر خنده … قبلاً هم توی کامنت در مورد آیه 26 سوره مریم نوشته بودم. خدا هم میخواد حال بنده هاش رو خوب کنه اول غذا و نوشیدنی بهشون تعارف می‌کنه. پس قوانین الهی هم به نفع ما شکموهاست.

    جلوی کبابی ، تو ماشین منتظر نشسته بودم سفارشم آماده بشه، سایت رو چک کردم دیدم نقطه آبی دارم. بعد شما کامنت رو با «فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا» شروع کردی. بی اختیار خنده ام گرفت، گفتم خداییش چیدمان خداوند حرف نداره.

    خدا هوای ما شکموها رو داره. انگار داره میگه اول بیا یه چی بخور جون بگیری خون به مغزت برسه بفهمی چی دارم میگم. خلاصه اینکه شما رو توصیه میکنم به رعایت تقوای الهی و استفاده فراوان از نعمتهای خوشمزه الهی.

    ازت متشکرم خیلی کامنت خوب و ارزشمندی بود.

    و اینکه جات خالی … راستی نظرت چیه آیه 26 مریم رو بنویسیم و بچسبونیم جلوی میز کارمون تا این هدایت‌ها و نعمتهای خوشمزه الهی رو بیشتر دریافت کنیم، خخخخ.

    چند روزه دلم میخواد دو تا کامنت در مورد سرچ ها و هدایتهای قرآنی برات بفرستم.

    موضوع یکی شون 2 تا آیه از سوره یوسف بود، و موضوع یکی شون چندتا آیه از سوره بقره.

    امیدوارم به لحاظ آرامش و تمرکز یه کمی بتونم شرایط رو استیبل کنم و بنویسمشون.

    برات از خداوند بینهایت نعمت و ثروت و آرامش و سلامتی و موفقیت میخوام.

    ببخشید اگه شوخی کردم و این کامنت خیلی لحنش جدی نبود، صرفاً دلم نیومد کامنتت رو بی‌جواب بذارم.

    در پناه رب العالمین باشی.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 41 رای:
  6. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1554 روز

    سلام و درود به شما آقا سعید عزیز.

    امیدوارم که شاد و تندرست و سلامت باشید و حال دلتون عالی باشه. از شما متشکرم بخاطر کامنت ارزشمندی که برام نوشتین. خدا رو شکر که کامنتم براتون احساس خوبی ایجاد کرده. اعتبار همه این کلمات با خداست و من واقعاً هیچی از خودم ندارم. و از خدا میخوام هدایت و حمایتم کنه تا بتونم بنویسم.

    چیدمان خداوند که همیشه فوق العاده‌ست، هزار بار شگفت زده شدی ولی بازم سری هزار و یکمین بار که میرسه، باز هم چیدمان خداوند شگفت زده‌ات می‌کنه. هیچوقت عادی و تکراری نمیشه.

    توحید همیشه جواب میده، همیشه بهترین چیدمان رو انجام میده.

    از شما متشکرم سعید جان.

    در پناه رب العالمین همواره شاد و تندرست و سلامت و موفق باشید.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای: