توحید عملی | قسمت ۶


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی‌های این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادی‌ترین اصل جهان‌بینی توحیدی را تبیین می‌کند. اصلی که هسته اصلی آموزه‌های استاد عباس‌منش است و می‌گوید:

تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگی‌مان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.

اساسی‌ترین تلاش‌های بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به‌خاطرش این همه جنگ به راه انداخته‌اند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن می‌شویم و داستان زندگی پیامبران را می‌خوانیم، هیچ اثری از این دغدغه‌ها که کل بشریت درگیرش بوده، نمی‌بینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینه‌هایش نیست.

در هیچ آیه‌ای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگی‌شان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشه‌های توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگ‌های زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبه‌خود و به طبیعی‌ترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.

قرآن یک‌صدا توحید را فریاد می‌زند، آن را اصل می‌داند و خداوند همه‌چیز، جز شرک به خودش را می‌بخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروت‌آفرین هدایت می‌شویم و ثروت به‌صورت طبیعی راهش را به زندگی‌مان می‌یابد.

«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت می‌شوید، افراد مناسب سر راه‌تان قرار می‌گیرند و ایده‌های ثروت‌ساز به قلب‌تان الهام می‌شود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، به شما کمک می‌کند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمت‌ها را به رابطه همیشگی با خداوند به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بی‌نیاز شوید.

جان‌مایه اصلی آگاهی‌های این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربه‌های زندگی می‌آموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهم‌تر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباس‌منش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیده‌اند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچ‌کس قدرت آسیب‌رساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهم‌تر آن است که لازمه‌اش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.

شرک فقط بت‌پرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیس‌تان اخراج‌تان کند، همسرتان مانع پیشرفت‌تان شود، رقیب‌تان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده داده‌اید.

نقطه مقابل شرک، توحید است.

  • توحید یک اصل درونی است.
  • توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که می‌گوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم می‌خورد.
  • توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بت‌هاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چه‌رسد به نجات آدم‌ها.
  • توحید، یقین ابراهیم است که می‌تواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصل‌اند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان می‌سپارد.
  • توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که می‌تواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
  • نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان می‌دهد. چون می‌داند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.

میزان ورود نعمت‌ها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدی‌مان است.

به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانس‌های خودمان زندگی‌مان را خلق می‌کند»، توحیدی می‌شویم و به همان اندازه نیز، در آرامش می‌مانیم، از خطرها مصون می‌مانیم، آتش برای‌مان گلستان می‌شود، عدو سبب خیر می‌شود و برکت‌ها راه‌شان را به سوی زندگی‌مان پیدا می‌کنند.

حقیقت محض این است که هیچ‌کس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچک‌ترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشم‌زخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات می‌کند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئه‌ها، تهدیدها و سنگ‌اندازی‌ها نه‌تنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه به‌طرز معجزه‌آسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنی‌ها را به خدمت‌گذاری برای رشد شما تبدیل می‌کند.

برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بی‌قیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.

تمام نتایج زندگی استاد عباس‌منش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدم‌ها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواسته‌ای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواسته‌ای است.

این نگاه توحیدی است که هر روز نعمت‌های بیشتری را روانه زندگی ما می‌سازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما می‌بخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدم‌های زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیده‌اند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر به‌دنبال مقصر نمی‌گردید، باج نمی‌دهید، تملق کسی را نمی‌گویید و ابراهیم وار، این بت‌های ذهنی را می‌شکند.

ترس از غیر خدا، بزرگ‌ترین مانع ورود نعمت‌ها به زندگی است. وقتی می‌ترسید، یعنی به جهان اعلام می‌کنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار می‌کند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی به‌صورت طبیعی باز می‌شوند.

وقتی در مسیر توحید قرار می‌گیرید، مشتری‌ها پیدایتان می‌کنند، ایده‌های ثروت‌ساز سراغ‌تان می‌آیند، قلب‌های مهربان اطرافتان جمع می‌شوند و به شما عشق می‌ورزند و بدنتان ساختن سلول‌های سلامت را آغاز می‌کند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعت‌مان بازمی‌گرداند.


تمرین این قسمت:

برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربه‌ای عملی در زندگی‌تان، به این سؤالات مهم به‌طور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخ‌هایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱. بزرگ‌ترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن می‌ترسید و قدرت خلق زندگی‌تان را به آن داده‌اید، چیست؟ (به‌طور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)

بنویسید در کدام جنبه‌های زندگی‌تان هنوز به غیر خدا قدرت داده‌اید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کرده‌اید؟ کجاها به‌جای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بسته‌اید؟

نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بت‌های درونی است.

۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچ‌کس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگی‌تان ندارد، چطور برای شکستن این بت‌های ذهنی خود متعهد می‌شوید؟

بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه می‌خواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترس‌ها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسب‌وکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سعید صادق زاده» در این صفحه: 6
  1. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    ممنون خداوندی هستم که او قدرت برتر است و آسمان هاو زمین در دستهای او است

    او خدایی است که خدایی کردن کار او است

    او خدایی است که همیشه من دوست دارد و از دوست داشتن من لذت می برد

    او خدایی که همیشه در کنار من است و همیشه در حال کمک کردن به من است

    او خدایی است که همیشه از حال خوب من لذت می برد

    اما به ما این را یاد نداده بودند که از او بخواهم

    همیشه این گفته در ذهن من بوده است که او دستنیافتنی است و باید از یک نفر واسطه کمک خواست

    باید از مقربین درگاه او کمک بخواهم

    این در حالی است که خودم مقرب تر از همه به درگاه خداوندی هستم و فقط و فقط باید خودم را باور کنم

    خودم را دوست داشته باشم و به جریان هستی اعتماد و باور داشته باشم

    بدانم که دستهای او همیشه در کار است تا من را هدایت کند

    فقط کافی از او بخواهم و او همه چیز را برای من هموار خواهد کرد

    اعتماد کنم

    ایمان داشته باشم

    عادت کنم که می شود

    یاد بگیرم که او همیشه در کنار من است

    چقدر این حس و حال عالی و خوب است

    هر زمان از او خواستم او برای من بهترین را به گونه ای رقم زد که در باورم نمی گنجید

    جوری پازل وار برای من هماهنگ کرد که واقعا یک آن می دیدم همه چیز برای من مهیا شده است و این واقعا زیبا و عالی است

    از خدای خودم ممنون هستم که همیشه در کنار من است و من را فراموش نمی کند هر چند هر از گاهی او من را فراموش می کند اما با همیشه در حال گرفتن دستهای من است

    سپاس از این خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای زیبای خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خودم

    فایل های توحیدی استاد واقعا عالی و پر از نکته است

    هر چه بیشتر روی خودم کار کنم و از خدای خودم کمک بگیرم آرامش و آرام بودم اولین چیزی است که نصیب من می شود

    از طرف دیگر این موضوع که خدای بزرگ بالاترین رحمتی است که در این جهان زیبا وجود دارد و او همیشه و همه وقت ما را در کنار خود جای داده است

    خدایی که از قدرتمند شدن من بسیار بسیار خوشحال می شود

    خدایی که وقتی من از او کمک بخواهم او صد خودش را حتی بیشتر از آن را برای من به اجرا می گذارد

    پس چه لزوم دارد دیگر که از بنده او کمک بخواهم و دست من بسوی او دراز باشد تا همیشه درگیر امروز و فردا کردن های دیگران باشم

    همیشه نگران آن باشم که چرا نشده است و چرا نمی شود

    وقتی او بخواهد برای من بهترین به اجرا گذاشته می شود

    وقتی از او بخواهم دیگران ناباورانه دستهای او می شوند تا به من کمک کنند و کار من را جلو ببرند

    همه اینها در کنار هم برای من این درس را دارد که هر زمان که دل به خدای خودم بسپارم و از او کمک بگیرم او برای من به تنهایی کافی است

    خدایی که از همه بیشتر دوست دارد که من موفق بشوم

    من حالم خوبتر باشد

    من بهتر باشم

    من موفق تر باشم

    این خدای برای من به تنهایی کافی است

    نکته

    من آدم خاصی نیستم بلکه خدای من خدایی خاص است که هر زمان به او دل بدهم او به من بهترین راه را نشان خواهد داد

    هیچ کس قدرتی ندارد برای اینکه بخواهد برای من مشکلی ایجاد کند مگر اینکه من در ذهن خودم به او قدرت بدهم

    تنها کسی که می تواند به من کمک کند فقط و فقط خودم هستم و افکار و باورهای خودم

    باید به این باور برسم که این من هستم که می توانم زندگی خودم را رقم بزنم و من خالق زندگی خودم هستم

    من عامل خوشبختی و یا دردسر و رنج خودم هستم

    من هستم که می توانم به خودم زندگی ببخشم و برای خودم بهترین حال را داشته باشم

    هر چه است از فکر و باورها و افکار و ذهنیت من شروع می شود و رقم می خورد

    بی شک هر چه باورهای توحیدی خوب و عالی و قوی تری داشته باشم من موفق تر و پیروزتر خواهم بود

    ترسیدن برای من این حکم را دارد که شیطان در ذهن من رخنه کرده است

    و هر زمان که آرامش داشته باشم و کارهای من قدم به قدم در حال انجام شدن است دستهای خدای مهربان در حال کمک کردن به من است

    اینها را بدانم و به آنها عمل کنم

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خوب خودم

    باورهای توحیدی

    داشتن نگاهی توحیدی به خدای مهربان

    این که من خودم می توانم خالق زندگی خودم باشم

    همه اینها بر می گردد که داشتن یک نگاه عالی و خوب به خدای خودم

    یاد بگیرم که هر چه بیشتر به او نگاه کنم و او را در کنار خودم داشته باشم اولین چیزی که نصیب من می شود آرامش است

    آنوقت من از درون یک احساس قدرت و نیرویی فوق العاده ای پیدا خواهم کرد که می دانم او همه کار را برای من انجام می دهد

    او بخواهد می شود

    او نخواهد نمی شود

    دیگران هیچ تاثیری در زندگی من ندارند و این من خودم هستم که می توانم برای خودم یک زندگی عالی بسازم

    چقدر زیبا است وقتی که قدرت را به دست خدای خودم می دهم و او من را هدایت می کند

    او به من راهنمایی می کند

    می دانم که وقتی قدرت را به دست خدای خودم بدهم او برای من بهترین راه را مشخص می کند و من آنوقت متفاوت خواهم بود و نتایج عالی و متفاوت خواهم گرفت

    چه نکته جالبی استاد گفتند

    انسان ها هم که در زندگی من می آیند و یک چالش برای من ایجاد می کنند این چالش ها در قدم اول بخاطر باورهای خودم بوده است که برای من رخ داده است

    دوم اینکه باز همین چالش برای بهتر شدن من است

    برای رشد و پیشرفت من است

    هر چالشی که برای من رخ می دهد یک درس و یک نکته در خود برای من دارد

    همه چیز در دستهای من است

    همه چیز در افکار خودم است

    من بخواهم خدای من هم به من می دهد در این میان باید به او توکل کنم و روی او حساب باز کنم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوب خودم

    توحید و ایمان داشتن به خدای خودم یکی از مهمترین ارکان اساسی در این جهان زیبا است

    خدای مهربلن قدرت خلق زندگی من را به دست خود من داده است و این من خودم هستم که می توانم بسازم این دنیای زیبای خودم را

    من باید روی خودم حساب باز کنم و هر جا که کم آوردم از خدای خوب خودم کمک بخواهم و از او بخواهم که من را کمک کند و من را به سوی خیر و برکت هدایت کند

    مهم انجا است که خدای من از خوشبختی و ثروتمند شدن من خوشحال می شود

    وقتی این من هستم که خودم می توانم زندگی خودم را بسازم پس بی شک با ساختن باورهایی قدرتمند و باورهایی درست و صحیح می توانم خودم را به درجات عالی برسانم و از خودم یک قهرمان بسازم

    یاد بگیرم که قدرت را در ذهن خودم به خدای خودم بدهم و هرگز روی دیگری حساب نکنم چرا که وقتی من از بنده خدا چیزی را می خواهم و از او انتظار دارم و فکر می کنم اگر فلان رئیس کار من را راه نیندازد من بیچاره می شوم آنوقت من قدرت را از خدای خودم می گیرم و به بنده می دهم

    با کمرنگ شدن قدرت خداوند در ذهن من ترس و وحشت و نگرانی برای من به وجود خواهد آمد

    چقدر عالی که با خودم عهد ببندم که می توانم روی خودم کار کنم و خودم با خودم و خدای خودم کارهایم را جلو ببرم

    از او کمک بخواهم

    روی او حساب باز کنم

    از او بخواهم و او به من می دهد

    نگاه توحیدی به خدای خودم داشته باشم یکی از مهمترین قانون این جهان است

    خودم را به کسی وصل می کنم که او منبع قدرت و بزرگی است

    آنوقت من پشتم گرم می شود و کوهی از قدرت همراه من خواهد بود

    خدایا ممنونم از تو

    سپاس از خدای قدرتمند خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوب خودم

    توحید و یکتا پرستی آن چیزی است که اکنون در جامعه بشریت ما گم شده است

    می توان اینگونه گفت که هر چه ما به خدای خودمان نزدیک تر باشیم راحت تر و آسوده تر خواهیم بود

    بی شک خدای مهربان همیشه در حال گفتن این موضوع است که ما به آرامش برسیم و دنبال راحتی و خوبی باشیم

    وقتی ایمان و توحید من درست باشد خود به خود دیگر مسائل زندگی من درست خواهد شد و من بهترین خواهم بود

    دیگر نه نگرانی و نه دغدغه مالی را دارم و نه دنبال مال و ثروت می دوم

    بلکه آنها خود به خود وارد زندگی من می شوند

    خداوند مالک و تنها قدرت این جهان است

    خداوند قدرت خلق زندگی من را به دست خودم داده است

    قدرت در دست خودم است و هیچ کس نمی تواند تاثیری در زندگی من داشته باشد

    یک باور عالی که من امروز از صحبت های استاد یاد گرفتم این بود که

    من خالق زندگی خودم هستم

    خدای مهربان قدرت و اختیار را به من داده است تا بتوانم زندگی خودم را بسازم

    باورهای من است که زندگی من را می سازد

    هیچ کسی هیچ قدرتی ندارد که زندگی من را خراب کند و یا برایم بسازد مگر اینکه من خودم به آن قدرت بدهم و بخواهم آنرا بسازم

    اینها باورهایی تازه ای که من از صحبت های ناب استاد اکنون یاد گرفتم

    باید به این نکته اعتقاد داشته باشم که

    خدای مهربان است که کارهای من را انجام می دهد و زندگی من را می سازد آنهم با باورهای خودم

    باوری دیگر

    هرکسی که به دید خودش به من ظلم می کند در واقع او دارد به من خدمت می کند و این باعث رشد من می شود

    چرا که من خودم هستم که زندگی خودم را می سازم

    نگاه شرک آلود به کسی نداشته باشم که بخواهم قدرت را به دست دیگری بدهم

    هرگز قدرت را به دست دیگری ندهم

    باید یاد بگیرم که از تهدید های دیگران هرگز نترسم چرا که قدرت در دستان خدای بزرگ است و این من هستم که زندگی خودم را با افکار و باورهای خودم خلق می کنم

    وقتی که من ایمان و توکل به خدای مهربان خودم داشته باشم و بدانم که تنها ترین قدرت برتر این جهان رب است دیگر نه هیچ ترسی بر من قالب می شود و نه از هیچ تهدیدی نخواهم ترسید

    وقتی که من خدا را باور کنم دیگر چه ترس از افراد و آدم های اطراف خودم خواهم داشت

    هر زمان که من باورهای توحیدی خودم را تقویت کنم نعمت های خداوند به فراوانی در زندگی من جاری خواهد شد به شرط آنکه من جلوی آن نور و روشنایی را نگیرم آنهم با شرک و نگاه و قدرت دادن به عوامل بیرونی

    هر چه است در درون خودم است و لا غیر

    وقتی که من در مسیر درست باشم هر کسی که در سر راه من قرار می گیرد خدمتی به من می کند مهم نیست که آن فرد چه انگیزه ای دارد و چه فکری در سر دارد در نهایت منجر به خدمت رساندن به من می شود

    خدای من دنیا و آخرت را هر دو با هم برای من می خواهد

    چقدر این خدا مهربان و دوست داشتنی است

    چقدر این خدا عزیز و ناز است

    ممنونم از تو ای خدای مهربان خوب من

    سپاس از خدای زیبای ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1455 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان خوب در پیج استاد عباس منش عزیز

    امروز جلسه 54 ام من از روشمار تحول زندگی من است

    واقعا تحول زندگی من است

    تمام این نکات را که می نویسم هم زمان با صحبتهای استاد دارم تایپ می کنم تا هم برای ذهنم اوکی بشود و منطقی و هم بعد که بر می گردم و می خوانم بدونم کجا بودم و به کجا رسیدم

    می دانم که قدرت مطلق این جهان فقط خداوند است

    و من خودم خالق زندگی خودم هستم

    خودم هستم که می توانم خوب و بد را برای خودم رقم بزنم

    چقدر زیبا که حالا می فهمم روی قدرت هیچکس حساب نکنم

    و هیچ کس نمی تواند تاثیر منفی در زندگی من بگذارد

    هیچ کس نمی تواند من را اذیت کند مگر خودم با فکر و باورهایم آنرا را برای خودم بسازم

    همیشه دنبال این بودم که خودم کارهای خودم با کمک دیگران انجام بدم ولی حالا می فهمم که باید روی خودم حساب کنم

    و از خداوند کمک بگیرم و اینگونه خودا دستان خودش را بصورت افراد روی زمین در زندگی من قرار می دهد تا کمک آنها باعث پیشرفت من بشود

    می دانم که آنها وسیله ای هستند تا من را به هدف خودم برسانند

    آنها پلی هستند برای عبور من از روی موانع و مشکلات

    خداوند اگرمن به او تکیه کنم هرگز پشت من را خالی نخواهد کرد

    او تنها ترین و بهترین پشتیبان من هست و خواهد بود

    می دانم که هیچ کس در زندگی من تاثیری ندارد مگر آنکه من آنرا باور کنم و اورا بزرگ کنم

    خدارا ممنون هستم که هر روز که می گذرد من را بیشتر در این مسیر همراهی و هدایت می کند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: