توحید عملی | قسمت ۶


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی‌های این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادی‌ترین اصل جهان‌بینی توحیدی را تبیین می‌کند. اصلی که هسته اصلی آموزه‌های استاد عباس‌منش است و می‌گوید:

تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگی‌مان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.

اساسی‌ترین تلاش‌های بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به‌خاطرش این همه جنگ به راه انداخته‌اند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن می‌شویم و داستان زندگی پیامبران را می‌خوانیم، هیچ اثری از این دغدغه‌ها که کل بشریت درگیرش بوده، نمی‌بینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینه‌هایش نیست.

در هیچ آیه‌ای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگی‌شان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشه‌های توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگ‌های زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبه‌خود و به طبیعی‌ترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.

قرآن یک‌صدا توحید را فریاد می‌زند، آن را اصل می‌داند و خداوند همه‌چیز، جز شرک به خودش را می‌بخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروت‌آفرین هدایت می‌شویم و ثروت به‌صورت طبیعی راهش را به زندگی‌مان می‌یابد.

«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت می‌شوید، افراد مناسب سر راه‌تان قرار می‌گیرند و ایده‌های ثروت‌ساز به قلب‌تان الهام می‌شود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، به شما کمک می‌کند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمت‌ها را به رابطه همیشگی با خداوند به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بی‌نیاز شوید.

جان‌مایه اصلی آگاهی‌های این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربه‌های زندگی می‌آموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهم‌تر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباس‌منش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیده‌اند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچ‌کس قدرت آسیب‌رساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهم‌تر آن است که لازمه‌اش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.

شرک فقط بت‌پرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیس‌تان اخراج‌تان کند، همسرتان مانع پیشرفت‌تان شود، رقیب‌تان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده داده‌اید.

نقطه مقابل شرک، توحید است.

  • توحید یک اصل درونی است.
  • توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که می‌گوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم می‌خورد.
  • توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بت‌هاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چه‌رسد به نجات آدم‌ها.
  • توحید، یقین ابراهیم است که می‌تواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصل‌اند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان می‌سپارد.
  • توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که می‌تواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
  • نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان می‌دهد. چون می‌داند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.

میزان ورود نعمت‌ها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدی‌مان است.

به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانس‌های خودمان زندگی‌مان را خلق می‌کند»، توحیدی می‌شویم و به همان اندازه نیز، در آرامش می‌مانیم، از خطرها مصون می‌مانیم، آتش برای‌مان گلستان می‌شود، عدو سبب خیر می‌شود و برکت‌ها راه‌شان را به سوی زندگی‌مان پیدا می‌کنند.

حقیقت محض این است که هیچ‌کس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچک‌ترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشم‌زخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات می‌کند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئه‌ها، تهدیدها و سنگ‌اندازی‌ها نه‌تنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه به‌طرز معجزه‌آسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنی‌ها را به خدمت‌گذاری برای رشد شما تبدیل می‌کند.

برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بی‌قیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.

تمام نتایج زندگی استاد عباس‌منش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدم‌ها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواسته‌ای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواسته‌ای است.

این نگاه توحیدی است که هر روز نعمت‌های بیشتری را روانه زندگی ما می‌سازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما می‌بخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدم‌های زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیده‌اند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر به‌دنبال مقصر نمی‌گردید، باج نمی‌دهید، تملق کسی را نمی‌گویید و ابراهیم وار، این بت‌های ذهنی را می‌شکند.

ترس از غیر خدا، بزرگ‌ترین مانع ورود نعمت‌ها به زندگی است. وقتی می‌ترسید، یعنی به جهان اعلام می‌کنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار می‌کند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی به‌صورت طبیعی باز می‌شوند.

وقتی در مسیر توحید قرار می‌گیرید، مشتری‌ها پیدایتان می‌کنند، ایده‌های ثروت‌ساز سراغ‌تان می‌آیند، قلب‌های مهربان اطرافتان جمع می‌شوند و به شما عشق می‌ورزند و بدنتان ساختن سلول‌های سلامت را آغاز می‌کند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعت‌مان بازمی‌گرداند.


تمرین این قسمت:

برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربه‌ای عملی در زندگی‌تان، به این سؤالات مهم به‌طور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخ‌هایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱. بزرگ‌ترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن می‌ترسید و قدرت خلق زندگی‌تان را به آن داده‌اید، چیست؟ (به‌طور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)

بنویسید در کدام جنبه‌های زندگی‌تان هنوز به غیر خدا قدرت داده‌اید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کرده‌اید؟ کجاها به‌جای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بسته‌اید؟

نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بت‌های درونی است.

۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچ‌کس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگی‌تان ندارد، چطور برای شکستن این بت‌های ذهنی خود متعهد می‌شوید؟

بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه می‌خواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترس‌ها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسب‌وکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «طیبه» در این صفحه: 2
  1. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 978 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 23 بهمن رو با عشق مینویسم

    چقدر ریز

    چقدر ریز میچینه

    چقدر ریز بینه و داره یادم میده منم بشم مثل خودش

    چقدر ماچ ماچی من، مراقب منه

    چقدر این ماچ ماچی جذابم ،ربّ من باحاله

    امروز وقتی روز بهشتیم رو آغاز کردم ،

    ادامه تمرین رنگ روغنم رو کار کردم و روی دوتا بوم کار کردم

    بعد نقاشی رنگ روغن گلی که برای فروش ،که هنرجوی استادم گفته بود رو کار کردم‌

    بعد کمی درمورد طراحی بدن انسان خوندم

    رد پاهای روزای قبلم رو نوشتم، چون هر بار شگفتی ها بیشتر و بیشتر میشه و یه وقتایی رد پای روزم رو دو سه روز طول میکشه تا بنویسم

    و ریز به ریز هدایت میشم

    وقتی کارامو انجام دادم

    شب ساعت

    22:37

    چند دقیقه پیش ،دندونامو مسواک زدم و اومدم بخوابم ،اما گفتم نه طیبه تعهد دادی نخوابی و الانم که خوابت نمیاد چرا میخوای بخوابی؟؟؟

    به خدا گفتم چیکار کنم؟

    حس کردم که نخواب و بشین کار کن یا روی باورات و گوش بده به فایلا و یا طراحی انجام بده

    نمیدونم چی شد اومدم گوشیمو دستم گرفتم و اومدم سایت و سریع روی نشانه ام زدم و از خدا خواستم که باهام صحبت کنه

    دیدم توحید عملی قسمت 6 اومد

    باز کردم و گوش دادم

    خیلی وقت بود از اول آبان ماه که دوره 12 قدم رو خریدم و فایلای رایگان گوشیمو انتقال دادم به فلش ، گوش نداده بودم به فایلا

    و از اون روز دوباره هدایتی ،به هر فایلی میرسم دانلودش میکنم و دقت میکنم و گوش میدم

    همین که باز کردم گوش بدم گفت چه کسی مالک توست رو شنیدم

    گرفتم خدا چرا این فایل رو برای من نشونه داد

    از صبح توی افکارم این بود که یعنی استادم به هنرجوهای دیگه اش درمورد من چی گفته

    اگه بگه طیبه پر رو هست و از ورکشاپ بوم بزرگ خواسته چی ؟

    یا یه سری چیزای دیگه که نجوای ذهنم میگفت

    تا اینکه این فایل نشونه ام رو باز کردم و گوش دادم

    از وقتی 1 آبان بود فکر کنم ،فایلای رایگان رو از گالری گوشیم انتقال دادم به فلش ،دیگه این فایلای توحید عملی رو گوش نداده بودم

    که الان هدایت شدم

    و قشنگ خدا میگفت که طیبه

    یادت باشه ها

    هیچ کس هیچ قدرتی نداره

    حتی اگر کسی پشت سرتو هم صحبت کنه هیچ تاثیری در زندگی تو نداره و هیچ قدرتی نداره

    با اینکه میدونستم استادم تعریف میکنه ، اما طبق باورهای محدودم فکرای دیگه میکردم

    و متوجه شدم که خدا بهم گفت حواست باشه

    فقط و فقط قدرت دست من هست و هیچ وس قدرتی نداره

    فکر کن و باورهای قوی برای این فایل و باورهات بنویس و تکرار کن

    وقتی ایمان وتوحید درست بشه بقیه چیزا خود به خود درست میشه و من نمیخواد کاری براش انجام بدم و در مسیرش قرار میگیرم

    وای چقدر این حرفا جدید بود

    من تازه داشتم میشنیدم

    هیچ کس قدرتی نداره این یادت باشه طیبه

    خدایا شکرت به خاطر این فایل زیبا و پر از آگاهی

    با خودم گفتم ببین طیبه چقدر ریز مراقب تو هست

    و میخواد یاد بگیری

    چون تو شاگرد خاص خدایی که سعی داری هر روز تلاش کنی ،تلاش ذهنی و کنترل ذهن

    و همین که از صبح این افکار رو داشتی ،خدا با این فایل بهت گفت که مراقب باشی و درس هاشو یاد بگیری

    خدایا شکرت

    یادت باشه که اصل چیه طیبه

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش ثروت و نعمت و زیبایی از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 978 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق

    54. پنجاه و چهارمین روز از روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    چقدر من اشک ریختم با این متن نسرین خانم که تو توضیحات امروز گذاشتین اینجا که گفتن :

    آره خدا به ایمان من نیازی نداره من اگر خداوند رو باور کنم دارم در حق خودم لطف میکنم و درها ی نعمت و رحمت رو به روی خودم باز میکنه پس اگر عاقل باشم حتما این کار رو انجام میدم و اگر نادان باشم قطعا کافر میشم و به خودم بدی می کنم

    من امروز سر نمازم به خدا گفتم خدایا کمکم کن من دلم میخواد عشقم به خودم به تو به تمام جهان هستی راستین باشه و از درونم نیتم پاک باشه و آرومتر باشم

    اولش یه درخواستی کردم گفتم خدا من دلم میخواد مثل حضرت ابراهیم دوستت باشم رفیقت باشم بعد گفتم حتی بیشتر از حضرت ابراهیم

    یه لحظه مکث کردم مکثم از این بود که یه لحظه احساس لیاقت این دعارو که گفتم حس کردم ندارم

    ولی بعد گفتم نه ،استاد عباس منش گفته که هر درخواستی دارین میتونین بگین و اگر برای یک نفر شده برای شما هم بیشترش میشه

    و من در ادامه باز درخواستمو کردم و گفتم که تلاشم رو میکنم تا خودم رو بشناسم خدایا کمکم کن و بابت تک تک کمک هات ازت سپاسگزاری میکنم

    من امروز رفتم کلاس رنگ روغن ،استادم یکی یکی به تمرین 12 نفر که تو کلاسیم نگاه کرد و گفت تمریناتون که انجام دادین جهت داره و قبل از اینکه جهت های قلموتونو و رنگتونو از بین ببرین محو کردین و گفت این اشتباهه و تا یاد نگیرین نمیتونین استاد بشین تو این کار

    اصل و اساس رنگ روغن فقط و فقط همینه از بین بردن جهت رنگ و رد قلمو و بعد محو کردن که در نهایت نقاشیتون فوق العاده میشه و دیدنی

    انگار همه ما قلمو رو برمیداشتیم میکشیدیم در یک جهت ولی استاد در همه جهات قلمو رو میکشید

    و من یادمه تو خونه که کار میکردم با افتخار میگفتم من رنگمو میذارم و زودتر محو میکنم ولی در انتها کارم اشتباه و با خطا درمیومد و دو تا کار قبلیم فقط خوب شده بود

    در حین گوش دادن و دقت کردن به حرکت قلمو استادم تو دلم یاد حرفای استاد عباس منش میفتادم که میگفتن قانون رو بلد باشین و فقط به اون عمل کنین نه اینکه از خودتون دوست داشته باشین هرچی بخواین همون باشه

    وقتی اومدم روز شمار تحول زندگیمو بنویسم

    و این قسمت اومدم و شروع کردم به نوشتن یهویی اینو درک کردم که امروز چقدر من داشتم با حرفای استاد رنگ روغنم و مثالی که میزد موضوع امروز روز شمار تحول زندگیم رو درک کردم

    انگار که مثلا وقتی دارم رنگ رو در تمام جهات روی بوم قسمت طرحم میذارم مثل این میمونه که در همه جنبه های زندگی و هر باوری که برای قدرتمند کردنشون هر روز تکرار میکنم و این کارو بارها و بارها انجام میدم

    و بعد به قسمت محو کردن که میرسم، مثل این میمونه که در کنار جهت دهی مثبت و قدرتمند به فرکانس هام و افکار و باورهام ، من با تکرار و توجه به نکات مثبت و سپاسگزاری و احساس خوب داشتن و از مسیر لذت بردن

    باعث محو کردن درست محدودیت های قبلیم میشم و در نتیجه یه کار تمیز و مرتب در میاد و شکل و فرم خاصی به چشم دیده میشه که اون هم مثل این میمونه که من با تلاش و کنترل ذهنم دارم محو میکنم اثرات باورهای محدودمو و به باورهای جدید و قدرتمند کننده ام شکل میدم که نتیجه اش یه آدم با کلی حال خوب و سپاسگزار تری میشم که دیگه هیچ ربطی به طیبه قبل رو ندارم

    من یاد گرفتم که وقتی اصول و اساس فقط و فقط توحیده ،تلاشمو بکنم تا حرکت کنم و قدم بردارم و فقط تمرین درست انجام بدم تا نتیجه درست و پایدار باشه و لذت ببرم از لحظه لحظه این تمرینات

    امروز به خدا گفتم چه فایلی برای من مناسبه تا گوش بدم خدا هدایتم کرد از گالری گوشیم به فایل مهارت در اجرای قوانین و تنظیم فرکانس ها

    اونجا باز بهم تاکید شد که اصل و قانون یکیه

    من باید بلد باشم که با تمرین و تکرارم این قولنین رو بلد بشم

    و چقدر من الان خوشحالم از اینکه یاد گرفتم از هرچیزی تو زندگیم درس بگیرم و ببینم چی برای من داره تا یاد بگیرم

    امروز دوباره با تاکید خدا یادآور شد برام که همه چی قانون داره و طبق اصول پیش برم و سعی نکنم به روش خودم عمل کنم

    امروز استادم درمورد رفتن نقاشیاش به موزه که بچه ها سوال کردن گفت که سه تا نقاشیش رفته به موزه آمریکا و خیلی خوشحال بودم از شنیدنش و به خودم میگفتم یه نشونست وقتی استادت تونسته تو هم میتونی تلاش کن و میشه

    امروز استادم درمورد تصویر ذهنی و نقاشی های ذهنی که درمورد موضوعی که تصویر ذهنی داریم صحب کرد و من هزاران بار خدارو شکر میکنم چرا؟

    چون من قبلا اصلا خلاق نبودم درمورد تصویر ذهنی یا ایده ای که بخوام به تصویر بکشمش ولی از وقتی که از خدا هدایت خواستم تصوراتم درمورد نقاشی و تصویر ذهنی بسیار عالی شده و همه اینها کار خداست که بهم ایده میده

    امروز وقتی تو هوای سردی که قدم برمیداشتم باد سردی که میومد یه لحظه گفتم که هیچ چیز بدون اذن تو حرکت نمیکنه حتی این باد حتی این برگای رو زمین بعد یهویی لبخند به لبم اومد که حتی من که دارم الان راه میرم تو قدرت دادی که راه برم و چقدر حس سپاسگزاری داشتم و حالم خوب بود

    خدایا سپاسگزارم ازت که هر لحظه هدایتم میکنی و کمکم میکنی

    و از این سایت پر از عشق و آگاهی از استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز و همکارانتون بی نهایت سپاسگزارم

    عشق بینهایت و ثروت و سلامتی و شادی و آرامش بی نهایت برای تک تکتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: