توحید عملی | قسمت ۶
آگاهیهای این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادیترین اصل جهانبینی توحیدی را تبیین میکند. اصلی که هسته اصلی آموزههای استاد عباسمنش است و میگوید:
تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگیمان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.
اساسیترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و بهخاطرش این همه جنگ به راه انداختهاند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست.
در هیچ آیهای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگیشان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشههای توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگهای زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبهخود و به طبیعیترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همهچیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت بهصورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت میشوید، افراد مناسب سر راهتان قرار میگیرند و ایدههای ثروتساز به قلبتان الهام میشود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت، به شما کمک میکند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمتها را به رابطه همیشگی با خداوند بهعنوان منبع تمام نعمتها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بینیاز شوید.
جانمایه اصلی آگاهیهای این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربههای زندگی میآموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهمتر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباسمنش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیدهاند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچکس قدرت آسیبرساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهمتر آن است که لازمهاش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.
شرک فقط بتپرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیستان اخراجتان کند، همسرتان مانع پیشرفتتان شود، رقیبتان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده دادهاید.
نقطه مقابل شرک، توحید است.
- توحید یک اصل درونی است.
- توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
- توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چهرسد به نجات آدمها.
- توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان میسپارد.
- توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
- نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیمان پیدا میکنند.
حقیقت محض این است که هیچکس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچکترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرکآلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشمزخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات میکند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئهها، تهدیدها و سنگاندازیها نهتنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه بهطرز معجزهآسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنیها را به خدمتگذاری برای رشد شما تبدیل میکند.
برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بیقیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.
تمام نتایج زندگی استاد عباسمنش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدمها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواستهای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواستهای است.
این نگاه توحیدی است که هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگی ما میسازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما میبخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر بهدنبال مقصر نمیگردید، باج نمیدهید، تملق کسی را نمیگویید و ابراهیم وار، این بتهای ذهنی را میشکند.
ترس از غیر خدا، بزرگترین مانع ورود نعمتها به زندگی است. وقتی میترسید، یعنی به جهان اعلام میکنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار میکند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی بهصورت طبیعی باز میشوند.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیرید، مشتریها پیدایتان میکنند، ایدههای ثروتساز سراغتان میآیند، قلبهای مهربان اطرافتان جمع میشوند و به شما عشق میورزند و بدنتان ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعتمان بازمیگرداند.
تمرین این قسمت:
برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربهای عملی در زندگیتان، به این سؤالات مهم بهطور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخهایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.
۱. بزرگترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن میترسید و قدرت خلق زندگیتان را به آن دادهاید، چیست؟ (بهطور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)
بنویسید در کدام جنبههای زندگیتان هنوز به غیر خدا قدرت دادهاید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کردهاید؟ کجاها بهجای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بستهاید؟
نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بتهای درونی است.
۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچکس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگیتان ندارد، چطور برای شکستن این بتهای ذهنی خود متعهد میشوید؟
بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه میخواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترسها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسبوکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۶288MB33 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۶32MB33 دقیقه














توحید عملی بخش 6
فتوّکل علی الله انّ الله بصیر بالعباد.
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و همه شما دوستانم.
امکان نداره کسی شرک داشته باشه و بتونه از زندگیش لذت ببره.
چه کسی مالک توست؟
وقتی شما توحید رو درک کنی و سعی کنی اونو توی زندگیت عملی کنی ، زندگی برای تو عالی میشه.
در کل دوران ها ، کل موضوعات فرعی که جامعه بشریت با اون سرکله میزده ، از جنگ و گرفتاری و کارای سخت و دشمنی ها و … بخاطر مسائل خوراک ، پوشاک و مسکن بوده.
دلیل مهاجرت ، دلیل صنعتی شدن جوامع ، دلیل ایجاد تنوع در موضوعات فرعی که همه به زندگی شخصی و رفاه برمیگرده ، همه و همه بخاطر این بوده که طرف غذای بهتری بخوره ، خونه بهتری داشته باشه ، ماشین و امکانات بهتری رو دراختیار داشته باشه.
اما اینها مسائل فرعی هستن ، و اصلی که افراد رو در رسیدن به رفاه و سعادت بیشتر و در یک کلمه رضایت بیشتر و با کیفیت تری از زندگی میرسونه ، توحید بوده.
اینکه ذهن من فکر میکنه چون دلار ارز بین المللی و رایج در جهان بوده ، کشور آمریکا و یا کشورهای دیگه ، از نظر ظاهری ، که در اون کشورها هم همه نوع آدم با هرنوع سطح زندگی وجود داره ، متمول و پیشرفته هستن ، بخاطر اینه که توی باور های من این مسئله وجود داره.
توی قرآن در مورد شغل ، راه درآمد ، کیفیت پوشاک و مسکن پیامبران و سوالات و مشغله بشریت حرفی زده نشده است.در قرآن تنها در مورد توحید ، باور ، اصول و قوانین خداوند ، قدرت هایی که خداوند در اختیار انسان قرار داده (انسان نه مومنان) .
اگر ایمان ، باور ، توحید و ارتباط با اصل (خداوند) ، فارغ از جنسیت ، دین ، مذهب ، نژاد ، سن و … درست بشه ، سایر مواردی که من از اونها تحت عنوان اصل و اساس زندگی در ذهنم دارم ، و کل تلاش من اینه که به اونها برسم ، خودش در مسیر درست قرار داره و من بهش دسترسی پیدا میکنم.
و جعلنا لکم فیها معایش و من لستم له برازقین. (حجر ، 20)
و لقد مکّنّاکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش قلیلاً ما تشکرون (اعراف ،10)
اگر من در مسیر درست قرار بگیرم و باورهامو درمورد خداوند و قوانینش درست کنم ، اون موقع ، شرایط ، افراد ، اتفاقات ، ایده ها ، مسیرهایی برای من باز میشه تا منو به خواسته هایی که دارم میرسونه.
اگر من در درون خودم ، مسئله توحید رو درست کنم و اون رو مرجع تمام رفتار ، اعمال و دیدگاهم قرار بدم ، اون موقع به این یقین میرسم که اصلا نباید من در مورد رزق و مسکن و پوشاک و خوراک و مایحتاج و بقول قرآن معایشی که از دید من اساسیه ، نگران باشم.
(سوره یونس ، 31 )
انّ الله لهو خیرُ الرازقین.
سعی کن هرکاری میخوای انجام بدی ، اول باورای توحیدی رو در نظر بگیری.
اگه میخوای از کسی درخواست کنی ، اگه میخوای خونه مناسب پیدا کنی ، اگه میخوای مشتری مناسب گیرد بیاد ،اگر میخواد آدم مناسب توی مسیرت قرار بگیره ، …
اول باور درست رو در نظر بگیر ، بسازش توی ذهنت و فقط از خدا بخواه ، اگر از اینجا نشد ، بخودت بگو ، خدا از یه طریق دیگه به من کمک میکنه ، از طریقی که برای من بهتر و مناسب تره و به موفقیت و خوشبختی من کمک میکنه.
خداوند ، تنها قدرت جهانه ، قدرت بی انتهای خلق زندگی من رو به من داده.
از چه طریق ؟
از طریق باورهام ، فرکانسم ، افکارم ، ورودی هام ، کانون توجهم.
دیگران هیچ تاثیری توی شرایط و قدرت خلق زندگی تو رو ندارن.
این دیگران ، فرد خاص ، قانون من درآوردی خاص ، جامعه ، شرایط آب و هوایی ، شرایط خانوادگی ، استعداد ، سن ، جنسیت و هر عاملی بیرون از منه.اینا توی خلق زندگی من بی تاثیره.
همه چیز باوره.تو به اتفاقات و شرایط و تجربیات و نحوه برخورد افراد با خودت ، جهت میدی ، با باورهات ، با نوع نگاهت ، با احساسی که داری.
اگر فکر میکنی کسی میتونه یا میخواد که تورو اذیت کنه ، جلوی موفقیتت رو بگیره ، پس اینو تجربه میکنی.
امروز یادم نیست سر چه موضوعی بود ، ولی همسرم گفت : ببین من قبول دارم همه چیز به قلبت ، به باور و ذهن آدمی برمیگرده ، اما چطور باید این باورو ساخت؟
چون به خودم تعهد دادم که به اندازه شور و شوق افراد اونچیزی که میدونم رو بهشون توضیح بدم و طبق آموزش استاد پیش برم ، فقط به زدن یه مثال بسنده کردم.
گفتم عموم جامعه ایران شاید ، این طرز فکر رو دارن و این باور رو دارن که اتفاقات و اورژانس بیمارستان نمازی شیراز ، شرایط خوبی نداره.
جالبه که همون پرستارایی که توی اون بخش هستن ، گردشیه و توی بخش بستری هم هستن.
با خودت فکر کن چطور میشه که این افراد دوتا رفتار کاملا متفاوت رو با افراد دارن؟
اونم به فاصله یه طبقه ساختمون.از همکف میرن طبقه یک ، خوش اخلاق ، پیگیر ، خوش برخورد ، با حوصله ، و همه ویژگی های خوب رو دارن.اما … .
که البته برای خودمم یادآوری و مثال خوبی بود و باورام نسبت به سیستم و قوانین جهانی خداوند بهتر شد.
خدایا شکرت.
هیچکس و هیچ عاملی در زندگی من اثرگذار نیست و نمیتونه تاثیری چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی داشته باشه.اما باید به این موضوع هم توجه کنم که خداوند توی قرآن میگه :
قولوا للنّاس حسناً …
و این نکته ای بود که من اون اوایل که داشتم این مباحث رو گوش میدادم بهش توجهی نداشتم.
برای رسیدن به موفقیت :
هوش و استعداد ، تحصیلات ، طرز پوشش ، توجه به کلمات و بیان کلمات خاص و عامه پسند ، تبلیغات متنوع ، روش های بازاریابی خاص ، روش های فعالیت در شبکه های اجتماعی خاص و عواملی که اکثریت جامعه متفق القول هستند که برای موفقیت اینها نیازه ، نیاز نیست.
تنها عامل موفقیت ، درک و عمل به باورهای توحیدیه.قدرت دادن و حساب کردن روی یک قدرت واحده.قرار گرفتن توی مسیر درسته.
این مسیر که درست شد ، بعد هدایت میشی که چی بگی ، چه تبلیغی رو انجام بدی و با چه روشی ، چه پستی رو الان بذاری ، چجور با افراد برخورد کنی ، وقتی توی مسیر قرار بگیری ، خود به خود ، افراد به سمتت میان و ازشون عشق و احترام دریافت میکنی.
وقتی خودتو دوست داشته باشی ، جهان اطرافت تورو دوست دارن.
وقتی برای خودت ارزش قائل باشی ، جهان برای تو ارزش قائله.
وقتی به خودت احترام بذاری ، جهان برای تو احترام قائله.
وقتی خودت رو لایق داشتن امکانات خوب بدونی ، مسیر دریافت امکانات عالی برات فراهم میشه.
وقتی تو ، توانایی هات رو بشناسی و خودت رو توانمند بدونی ، دیگران جور دیگه ای به تو و قدرتت نگاه میکنن.
وقتی تو ، کاری که داری انجام میدی رو با عشق ، انجام بدی و در مسیر حرکت کنی ، لاجرم ، موفقیت به سمت تو میاد.
وقتی تو قدرت خلقی که خداوند بهت داده رو باور میکنی و آگاهانه برای خلق زندگی دلخواهت تلاش میکنی ، و ذهنت رو کنترل میکنی ، احساس امید و اشتیاق داری ، حالت خوبه ، و وقتی قدرت خداوند رو در اجابت خواسته هات باور داری ، و فقط از خداوند میخوای و دیگه توی کارش دخالت نمیکنی و تسلیم هستی ، موفقیت و ثروت و نعمت رو دریافت میکنی.
به اندازه باورت ، به اندازه شجاعتی که به خرج میدی ، به اندازه عمل کردن به قانون.
هیچ کس نمیتونه ، توی زندگی ما اثر بذاره ، اگر بخواد بد ما رو بگه ، با ما دشمنی کنه ، یا هرچیز دیگه ، اگر ما بهش قدرت ندیم ، در نهایت به نفع ما عمل میکنه.
اگر کسی بد مارو بگه ، داره به نفع ما عمل میکنه و کاری میکنه که بقیه مارو بشناسن.
اگر کسی بخواد با ما دشمنی کنه ، انرژی و وقت و هزینه خودش رو تلف میکنه.
اما اگر ، من بهش قدرت ندم ، و منبع قدرت رو تنها و تنها خداوندی بدونم که قدرت خلق زندگی منو به من داده.
اصلا وقتی من باورامو درست کنم ، همه منو دوست دارن ، همه از من تعریف میکنن ، همه به من احترام میذارن.
(و باز هم این تعریف و تمجید و احترام ، از طرف خداوندیه که اینطور از طریق افراد داره به من عشق میده.)
خدایا شکرت.
من باور دارم که :
هرکاری که برای من انجام میشه رو خدا داره برای من انجام میده ، از طریق دستان خودش.
باور و افکار من ، دنیای منو میسازه.
هر نفر ، یه دنیای مجزا داره ، که با افکار ، باورها ، کانون توجه خودش ساخته میشه.
موضوع توحید یه امر کاملا درونیه ، و هیچکس توحیدی کامل و یا مشرک کامل نیست.
یچیزی بین این موارده ،
من باید این موضوع رو برای باورسازی و ایمان و توکلم در مورد خداوند جا بندازم توی درونم که حتی این مسئله توحید هم باید آرام آرام ساخته بشه ، باید تکاملش طی بشه.
حتی ابراهیم هم به خدا میگه برای اینکه قلبم مطمئن بشه ، نشونم بده که چطور مرده هارو زنده میکنی.
وقتی باورهای توحیدی رو توی وجودت ساختی و در عمل هم اجراشون کردی ، حتی اگر با حرکت توی مسیر ، یک سری اتفاق هایی که دوست داری بیفته ، رخ نده ، نمیگی عوامل بیرونی باعث میشه این اتفاق نیفته ، من چون تبلیغ نمیکنم ، اون تعداد مشتری که میخوام رو ندارم ، یا محل کارم ، کارم ، افرادی که دارم باهاشون کار میکنم ، چون فلانی از من اسمی نمیبره ، چون اینقد ساعت بیشتر تایم نمیذارم و … این خواسته من محقق نشده.
نه ، وقتی باورات درست باشه ، این رخ ندادن رو به صورت یه تضاد میبینی ، و با باور به اینکه : من مسئول 100 درصد اتفاقات زندگیم هستم ، و یجای باورای من در این مورد ایراد داره ، من یه سری مقاومت در این باره دارم که نمیذارم این خواسته من وارد زندگیم بشه ،
و با باور ( انّ مع العسر یسری ) و توجه به ( بما کسبت ایدیهم ، بما قدمت ایدیهم ) و با تغییر کانون توجهم به سمتی که دوست دارم رخ بده ، آرام آرام شاهد رخ دادن اتفاقات دلخواهم هستم.
نگاه توحیدی ، فارغ از هرگونه دین و مذهب و جنسیت و نژاد و سن و موقعیت جغرافیاییه.
اگر نگاه توحیدی درست بشه ، ثروت و سلامتی و عشق و روابط و خوشبختی و شادی و لذت و هرچیزی که بشه اسمشو نعمت گذاشت ، در مسیر طبیعی جهان به ما داده میشه ، این ها به صورت طبیعی در جهان وجود داره ، مثل اکسیژن ، جنگل انبوه ، چرخه آب ،
خورشید ، باران ، رشد گیاهان و … همه به صورت طبیعی داره انجام میشه.
عوامل بیرونی و فرعی :
دلار ، کسب و کار رقیب ، قیمت بازار ، تحصیلات ، شرایط آب و هوایی ، دیدگاه جامعه ، میزان اطلاعات جامعه از کسب کار من ، مقبولیت یا عدم مقبولیت توسط جامعه ، شرایط خانوادگی ، حرف مردم ، نظر مردم ، حمایت مردم ، نداشتن مدرک مناسب و مورد تایید ، قوانین من درآوردی جوامع ، روش های دیگه ، قیمت ، کیفیت ، برند های موجود ، تعداد فالورا ، توقع و خواسته اطرافیان ، وضعیت مالی کنونی ، نداشتن اطلاعات و دانش کافی و یا مهارت کافی نسبت به دیگران ، روش های بازاریابی ، روش های تبلیغات ، روش های غیر اصل برای موفقیت، نداشتن ارتباطات زیاد ،روش انجام و اجرای کار ، … .
وقتی توی مسیر درست قرار میگیری ، هدایت میشی به سمت خواسته هات ، شرایط مناسب اتفاق میفته تا تورو به سمت خواسته هات برسونه.
یادمه ، همیشه هرکاری میکردم ، وزنم کم نمیشد ، یا برای مدت کمی چند کیلو کم میکردم و باز برمیگشت به حالت قبل و یا حتی بدتر هم میشد.تا زمانی که در مسیر گوش دادن به فایلای استاد ، یه روز رفتم روی وزنه ، 99 کیلو و 800 ، و خداروشکر 100 کیلو نبودم.
همیشه تیشرت میپوشیدم و یا یه پیراهنی که اندازم بود ، و بقیه پیراهن هایی که توی کمد لباس بود رو نمیپوشیدم به هزار دلیل.
بعد از این ماجرا ، رفتم و لباس هامو پوشیدم تک به تک ، و یه تکونی خوردم ، گفتم من میخوام جوری لاغر بشم که همه این لباسا رو بتونم بپوشم. شرایطی پیش اومد که من سبک غذایی رو پیش بردم که هم انرژیم به مراتب بیشتر شد ، و هم اون مواد نامناسبی که نباید میخوردم رو کاملا ترک کردم ، و حتی جوری بود که هوس نمیکردم که بخورم.
روزی یکبار غذا میخوردم و به راحتی و بعد از حدود فکر کنم 4 ماه ، به هدفی که در نظر گرفته بودم رسیدم. و الان که بهش فکر میکنم ، همش هدایتی بود ، و اگر غذایی که نباید میخوردم ، جلوم هم بود ، میلی بهش نداشتم.
خدا رو هزار مرتبه شکر .
تله های شرک آمیز :
پیگیری رقبا ، پیگیری روند فعالیت کسب و کارهای موفق در حوزه کاریت ، ساختن یه محصولی که به فکر خودم الان اکثریت بهش نیاز دارن ، فعالیت توی رشته ای از کسب و کارم که به فکر خودم خیلیا بهش نیاز دارن ، درخواست کردن از فلانی برای فعالیت توی اون مرکز (با این ذهنیت که هم مهارتم بیشتر بشه و هم شناخته بشوم “از اون طریق”) ،
بگم به فلانی که تو به اون دوستت یا آشنایی که داری بگو تا اصلا شده حتی درصدی کارای منو به مشتری هاش بگه ، یکاری رو انجام بده برای فلانی تا مسئلش حل بشه شاید و این بشه برات تبلیغ و … .
خدایا شکرت که دارم کم کم با خودم رو راست میشم ، خودافشایی میکنم ، برای خودم ، که این کار من ، این رفتار من ، این درخواست من ، ناشی شده از شرک بوده ، و طبیعتا نتیجش جالب نیست و از قبل مشخصه.
فاکتور اصلی توحیده ، من با افکار و باورای توحیدی ، با افکار خودم ، با قدرتی که خداوند برای خلق زندگی دلخواهم بهم داده ، با حساب کردن روی قدرت خداوند ، و بی تاثیر دونستن قدرت و تاثیر دیگران در زندگیم ، زندگی دلخواهم رو میسازم.
خداوند برای من تصمیم نمیگیره ، یا به من میده به اون نمیده ، خداوند یکسری قوانین بدون تغییر داره که هرکسی ، فارغ از مذهب ، جنسیت ، تحصیلات ، سن ، نژاد ، ازش استفاده کنه ، به سعادت در دنیا و آخرت میرسه.
ربنّا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه ،
فتوکل علی الله ، والله یحبّ المتوکلین.
.
.
.
آدمهایی که قدرتی برای رساندن من به خواستههایم ندارند، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمتها به زندگیام ندارند. پس همانگونه که روی آنها حساب نمیکنم، از گزندشان هم بیمناک نمیشوم. مجموع این دو نگاه، توحید را برایم معنا کردو به من یاد داد تا روی چه نیرویی باید حساب کنم.
سپس هرچه بیشتر قرآن را خواندم، بیشتر ارتباط میان «توحید» و آنچه خداوند «سعادت دنیا و آخرت» میداند را درک کردم و فهمیدم، «توحید»، تنها اصل و اساس قوانین زندگی است.
به یقین، دلیل تمام موفقیتهای زندگیام، اجرای توحید در عمل بوده است. به همین دلیل رسالت من با اشاعه توحید در جهان آغاز شد و تمام آموزشهایم بر «درک و اجرای این اصل در تمام جنبههای زندگی» استوار گردیده است.
توحید یک اصلی درونی است. توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما، تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد آنها حتی قادر به نجات خودشان از گزند یک تبر نیستند، چه برسد به نجات آدمها.
توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازهی او به ربّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان میگذارد.
توحید، توکل، سرسپردگی، تسلیم و اعتماد ابراهیم به درستی الهاماتش است که، میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد.
نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند
ما که انتظار نعمتهای بیشمار را داریم، باید از خود بپرسیم چقدر توانستهایم این نگاه توحیدی را داشته باشیم؟!
و اگر این نگاه را ساختهایم، چرا دست از نگرانی درباره عوامل بیرونی برنداشته ایم؟!
چرا میترسیم حتی اگر مسیر درست را برویم، کار درست را انجام دهیم و باورهای خوبی بسازیم، ممکن است یک حادثه غیر مترقبه یا قدرت بیرونی مثل قانون دولتی، رأی یک سیاستمدار، لغو یک قانون، قیمت دلار، سیل و زلزله و … ریشه بنایی را ویران کند که، در تمام این سالها ساختهایم؟
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
نگرانی ها و ترس هات رو پیدا کن ، باید سرکوبش کنی ، باید ازشون بگذری . اگه برات مهمه ، اگه برات مهمه که به چی برسی ، چیو تجربه کنی .
همان منافذی است که برای ورود شیطان به عنوان نماد کمبود و ترس، باز گذاشتهایم و همان بخشهای ساخته نشدهی باورهای قدرت مندکننده و ثروت آفرین است.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازهی یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیما پیدا میکنند.
تمام نتایج زندگی من، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدیام بوده است. تا روی آدمها حساب نکنم و روی قدرتی حساب کنم که، قدرت خلق هر خواستهای را به من بخشیده و هدایتگر من در مسیر هر خواستهای گشته.
این نگاه توحیدی است که، هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگیام میسازد و عزّت، ثروت، عشق و سلامتی بیشتری به من میبخشد. نه به این دلیل که من فردی خاص هستم، بلکه اصل فقط توحید است و آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوء تفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند.
اساسی ترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به خاطرش اینهمه جنگ به راه انداختهاند. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرار معاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست، چون اصل چیز دیگری است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همه چیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت به صورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
با این حال، آدمهای زیادی اصل را رها و درگیر فرعیاتاند. تداوم کسب و کارشان را درعوامل بیرونی میبینند و نه باورهای خودشان. برای همین هر دلیلی را بررسی میکنند الّا باورهایشان و روی هر عاملی حساب میکنند الّا خداوند.
به جای ساختن باورهای قدرتمندکننده و توحیدی، به دنبال آموختن روشهای بازاریابی، شیوه جلب مشتری، تبلیغات و … اند.
به جای ساختن باور احساس لیاقتِ تجربه عشق، به دنبال جراحی زیباییاند.
به جای ساختن باور فراوانی، به دنبال یافتن دنبالکنندگان و لایکهای بیشترند.
به جای ساختن باور توانایی بدن در ساختن سلامتی، به دنبال یک پزشک و داروی بهتراند.
آنها هزاران عامل را، به عنوان عامل اصلی لحاظ میکنند، الّا توحید و توکل را، که اصل است و این وعده را میدهد:
تو به عنوان بخشی از نیرویی که ذاتش فراوانی، سلامتی، ثروت و عشق است، میتوانی با باور کردن رابطهات با این نیرو و باور کردن فراوانی نعمتها، سلامتی و عشق، راه ورود آنها را به زندگیات را باز نگه داری و به شکلی طبیعی تجربهشان کنی.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیری، مشتریها پیدایت میکنند، ایدههای ثروتساز سراغت میآیند، قلبهای مهربان اطرافت جمع میشوند و به تو عشق میورزند و بدنت ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند.
وقتی در مورد سلامتی و عملکرد سیستم بدن میخونم و این موضوع رو با TCM مطابقت میدم ، درک میکنم که استاد میگه دیدگاه توحیدی ، مذهب نمیشناسه.نژاد نمیشناسه.
سیستمی که انرژی حیاتی بدن رو ناشی از انرژی ماورایی میدونه که همه پدیده های مادی (بدن، گیاهان) و غیر مادی (ذهن ، روح ، هوا) رو خلق کرده و بدن انسان با نفس کشیدن ، غذا خوردن و نوشیدن ، انرژی حیاتی ذخیره شده در این پدیده ها رو فرآوری میکنه و در جهت بقا ، سلامتی ، بازسازی و حتی انتقال به نسل بعدی ازش استفاده میکنه.
خدایا شکرت ، هرچی بیشتر بهش فکر میکنم ، بیشتر درک میکنم که چرا؟
خدایا شکرت.
در پناه ذات لایموت رب العالمین ، مورد رحمت و برکت نعمت های خداوند در دنیا و آخرت باشید.