توحید عملی | قسمت ۶


این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

آگاهی‌های این قسمت که در ادامه فایل «چه کسی مالک توست؟»، بنیادی‌ترین اصل جهان‌بینی توحیدی را تبیین می‌کند. اصلی که هسته اصلی آموزه‌های استاد عباس‌منش است و می‌گوید:

تنها قدرت در جهان، خداوند است و هیچ عامل دیگری توانایی تأثیرگذاری (مثبت یا منفی) بر زندگی ما را ندارد؛ مگر آنکه ما آگاهانه یا ناآگاهانه، قدرت خلق زندگی‌مان را به آن عوامل بیرونی واگذار کرده باشیم.

اساسی‌ترین تلاش‌های بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به‌خاطرش این همه جنگ به راه انداخته‌اند و همواره در تقلا بوده است. اما وقتی وارد قرآن می‌شویم و داستان زندگی پیامبران را می‌خوانیم، هیچ اثری از این دغدغه‌ها که کل بشریت درگیرش بوده، نمی‌بینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرارمعاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینه‌هایش نیست.

در هیچ آیه‌ای بر شغل پیامبران، نحوه کسب درآمدشان یا جزئیات مادی زندگی‌شان تمرکز نشده است. در عوض، هزاران بار از ایمان، باور و توکل سخن گفته شده است. درس بزرگ این است که اگر ریشه‌های توحیدی و ایمانی شما اصلاح شود، شاخ و برگ‌های زندگی مادی (ثروت، مسکن، روابط) خودبه‌خود و به طبیعی‌ترین شکل ممکن رشد خواهند کرد. چون اصل، توحید است.

قرآن یک‌صدا توحید را فریاد می‌زند، آن را اصل می‌داند و خداوند همه‌چیز، جز شرک به خودش را می‌بخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروت‌آفرین هدایت می‌شویم و ثروت به‌صورت طبیعی راهش را به زندگی‌مان می‌یابد.

«توحید» سرچشمه است. وقتی شما به سرچشمه متصل باشید، لاجرم هدایت می‌شوید، افراد مناسب سر راه‌تان قرار می‌گیرند و ایده‌های ثروت‌ساز به قلب‌تان الهام می‌شود. رسیدن به این درجه از اجرای توحید در عمل، نیازمند ساختن باورهای مرجع توحیدی است. در این راستا، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت، به شما کمک می‌کند تا این تغییر شخصیتی را از ساختن احساس خودارزشمندی درونی شروع کنید، بتوانید احساس لیاقت خود برای دریافت نعمت‌ها را به رابطه همیشگی با خداوند به‌عنوان منبع تمام نعمت‌ها گره بزنید و از وابستگی به عوامل بیرونی بی‌نیاز شوید.

جان‌مایه اصلی آگاهی‌های این قسمت، بازتعریف مفهوم قدرت در جهان هستی است. بسیاری از ما از خلال تجربه‌های زندگی می‌آموزیم که نباید روی کسی حساب کنیم، اما درس دشوارتر و مهم‌تر این است که «نباید از کسی بترسیم!» استاد عباس‌منش با مرور تجربیات عمیق خود به این حقیقت رسیده‌اند که حساب نکردن روی دیگران یک روی سکه است، و باور به اینکه هیچ‌کس قدرت آسیب‌رساندن به شما را ندارد، روی دیگر و مهم‌تر آن است که لازمه‌اش، باور به تنها قدرت عالمیان و حساب کردن روی این نیروست.

شرک فقط بت‌پرستی سنتی نیست؛ شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند. وقتی شما نگرانید که رئیس‌تان اخراج‌تان کند، همسرتان مانع پیشرفت‌تان شود، رقیب‌تان بازار را خراب کند، یا حکومتی قانونی وضع کند که شما را بدبخت کند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. شما قدرت را از خداوند (رَبّ) گرفته و به بنده داده‌اید.

نقطه مقابل شرک، توحید است.

  • توحید یک اصل درونی است.
  • توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که می‌گوید: زندگی ما تماماً توسط باورهای خودمان رقم می‌خورد.
  • توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بت‌هاست تا نشان دهد هر عاملی بیرونی که از آن بت ساخته ایم، حتی قادر به نجات خودشان نیستند، چه‌رسد به نجات آدم‌ها.
  • توحید، یقین ابراهیم است که می‌تواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازه او به رَبّ متصل‌اند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان به خدایشان می‌سپارد.
  • توحید، اعتماد، سرسپردگی و تسلیم ابراهیم به درستی الهاماتش است که می‌تواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد و به ما یاد بدهد حاضریم برای هدفمان چه شرک هایی را قربانی کنیم؟!
  • نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، یعنی هنگام ورود به آتش نشان می‌دهد. چون می‌داند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند و روی خداوند حساب کند.

میزان ورود نعمت‌ها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدی‌مان است.

به اندازه یقین به این قانون که: «فرکانس‌های خودمان زندگی‌مان را خلق می‌کند»، توحیدی می‌شویم و به همان اندازه نیز، در آرامش می‌مانیم، از خطرها مصون می‌مانیم، آتش برای‌مان گلستان می‌شود، عدو سبب خیر می‌شود و برکت‌ها راه‌شان را به سوی زندگی‌مان پیدا می‌کنند.

حقیقت محض این است که هیچ‌کس، هیچ دولتی، هیچ رقیبی و هیچ عامل بیرونی، کوچک‌ترین قدرتی در زندگی شما ندارد، مگر اینکه شما با باورهای شرک‌آلود به آنها قدرت دهید. اگر باور کنید که چشم‌زخم، طلسم یا بدخواهی دیگران مؤثر است، جهان همان را به شما اثبات می‌کند. اما اگر بر موضع توحیدی بایستید و باور کنید که «تنها قدرت مطلق هستی، رَبّ است»، تمام توطئه‌ها، تهدیدها و سنگ‌اندازی‌ها نه‌تنها اثر منفی نخواهند داشت، بلکه به‌طرز معجزه‌آسایی تبدیل به سکوی پرتاب شما خواهند شد. این همان کیمیای توحید است که دشمنی‌ها را به خدمت‌گذاری برای رشد شما تبدیل می‌کند.

برای درک بهتر اینکه چرا شما لایق چنین حمایت بی‌قیدوشرطی از سوی خداوند هستید، آگاهی های دوره احساس لیاقت یک ضرورت است تا ذهن شما را با این باورهای توحیدی، از نو برنامه ریزی کند. زیرا ریشه ترس از دیگران، اغلب در عدم احساس خودارزشمندی درونی و در نتیجه عدم باور به حمایت بی قید و شرط و همه جانبه خداوند از شما نهفته است.

تمام نتایج زندگی استاد عباس‌منش، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدی بوده است. باورهای توحیدی به ما جسارت می بخشد تا روی آدم‌ها حساب نکنیم، بلکه روی قدرتی حساب کنیم که قدرت خلق هر خواسته‌ای را به خودمان بخشیده است و هدایتگر ما در مسیر هر خواسته‌ای است.

این نگاه توحیدی است که هر روز نعمت‌های بیشتری را روانه زندگی ما می‌سازد و عزت، ثروت و سلامتی بیشتری به ما می‌بخشد. تنها به این دلیل که اصل فقط توحید است. اما آدم‌های زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوءتفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیده‌اند. وقتی شما بپذیرید که خالق صددرصد زندگی خود هستید، دیگر به‌دنبال مقصر نمی‌گردید، باج نمی‌دهید، تملق کسی را نمی‌گویید و ابراهیم وار، این بت‌های ذهنی را می‌شکند.

ترس از غیر خدا، بزرگ‌ترین مانع ورود نعمت‌ها به زندگی است. وقتی می‌ترسید، یعنی به جهان اعلام می‌کنید که خداوند قدرت کافی برای محافظت از مرا ندارد. اما وقتی آرام هستید و اطمینان دارید که خداوند همواره به نفع شما کار می‌کند (حتی از طریق دستان مخالفان)، درهای رحمت، ثروت و سلامتی به‌صورت طبیعی باز می‌شوند.

وقتی در مسیر توحید قرار می‌گیرید، مشتری‌ها پیدایتان می‌کنند، ایده‌های ثروت‌ساز سراغ‌تان می‌آیند، قلب‌های مهربان اطرافتان جمع می‌شوند و به شما عشق می‌ورزند و بدنتان ساختن سلول‌های سلامت را آغاز می‌کند. این طبیعت جهان است و اجرای توحید در عمل، ما را به طبیعت‌مان بازمی‌گرداند.


تمرین این قسمت:

برای تبدیل آگاهی های این قسمت به تجربه‌ای عملی در زندگی‌تان، به این سؤالات مهم به‌طور عمیق و صادقانه پاسخ دهید و پاسخ‌هایتان را در بخش نظرات این قسمت با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱. بزرگ‌ترین «بت ذهنی» یا «عامل بیرونی» که بیش از همه از آن می‌ترسید و قدرت خلق زندگی‌تان را به آن داده‌اید، چیست؟ (به‌طور مشخص آن را نام ببرید، مثلاً: مادرم، وضعیت دلار، رقیب یا نظر مردم.)

بنویسید در کدام جنبه‌های زندگی‌تان هنوز به غیر خدا قدرت داده‌اید؟ کجاها از ترس حرف مردم، ترس از رئیس، ترس از همسر یا ترس از شرایط اقتصادی، رویاهایتان را متوقف کرده‌اید؟ کجاها به‌جای تکیه بر خداوند، به پارتی، وام یا حمایت دیگران دل بسته‌اید؟

نوشتن این موارد، اعتراف به ضعف نیست، بلکه اولین قدم برای شکستن بت‌های درونی است.

۲. اگر با یقین صددرصد بپذیرید که هیچ‌کس جز خدا و افکار توحیدی خودتان، قدرتی در زندگی‌تان ندارد، چطور برای شکستن این بت‌های ذهنی خود متعهد می‌شوید؟

بنویسید چطور می خواهید متعهد شوید که قدرت را از تمام عوامل بیرونی (دلار، دولت، خانواده، رئیس) پس بگیرید و تنها به خداوند بسپارید. بنویسید که چگونه می‌خواهید با الگوبرداری از حضرت ابراهیم، با تبر توحید به جنگ ترس‌ها و شرک های درون بروید. (مثلاً: شروع فلان کسب‌وکار، قطع رابطه با فلان شخص نامناسب یا اقدام برای سلامتی.)

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


 

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2015 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «الهام سیاوشی فرد» در این صفحه: 1
  1. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 781 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    توحید عملی قسمت 6

    سوره رعد

    أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِهَا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَدًا رَابِیًا وَمِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغَاءَ حِلْیَهٍ أَوْ مَتَاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْحَقَّ وَالْبَاطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذَلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ ﴿17﴾

    خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر درّه و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پُف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می افروزند، کفی پُف کرده مانند سیلاب بر می آید؛ این گونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مَثَل می زند. اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می رساند، در زمین می ماند. خدا مَثَل ها را این گونه بیان می کند [تا مردم در همه امور حق را از باطل بشناسند.] (17)

    لِلَّذِینَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمُ الْحُسْنَى وَالَّذِینَ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ أُولَئِکَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسَابِ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿18﴾

    برای آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند، بهترین سرانجام است؛ و آنان که دعوت او را پاسخ نگفتند، اگر مالک دو برابر همه آنچه روی زمین است باشند، بی تردید آن را برای رهایی خود از عذاب خواهند داد؛ آنان را حساب سختی است، و جایگاهشان دوزخ است، و دوزخ بد بستری است.

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت که هر روز بهتر از روز قبلم هستم

    تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم و همواره در مدار بندگی کردن تو باشم خاضع و خاشع و فروتنم کن در مقابل خودت

    خدایا شکرت که بلطف فضل الهی این روزها دارم در صحت و سلامتی و مسیر درست الهی قدم بر میدارم و هر روزم را با فایلهای توحید عملی رشد میکنم

    خدایا شکرت هر هر چقدر بیشتر بهت توکل و باور و اعتماد کنم و ایمان و توحید را در عمل در تمام جنبه های زندگی ام عملی کنم خیر دنیا و آخرت را بدست آورده ام

    خدایا شکرت

    سپاسگزارم به خاطر دیروزم که جمعه بود و منو صبح هدایت کردی بدون هیچ برنامه قبلی به درخواست همسر عزیزم

    رفتیم روستا خونه مادرم

    و خدایا جانانم اعتبار همه چیز زندگی ام را این روزها دارم بیشتر بلطف خودت یاد میگیرم که بتو تنها فرمانروای کیهان بدهم تا جریان هدایت الهی در وجودم بیشتر و واضح تر شود.

    خدایا شکرت انگار ماموریت هایی بود که بهم محول شده بود

    چقدر ایمانم قوی تر شد

    چقدر مقاومت هایم کمتر شده

    چقدر رهاترم

    چقدر آزادانه تر رفتار و عملکرد دارم

    چقدر امیدم به رحمت خدا وند بیشتر شده

    دیروز نشد که به فایل این جلسه گوش کنم و بنویسم آنچه از دل بر میآید

    چون من با یه ذرت ایمانم تمام اموراتم را به دستان قدرتمند خداوند سپرده ام و ایمان دارم که هر اتفاقی در مسیر درست الهی در مسیر رشد و بهبود شخصیتم بیوفتهالخیر فی ما وقع است

    میگم حتما برنامه ریزی خداوند امروز برام اینه

    باید عملکردم را متوجه بشم

    آنوقت قدم بعدی بهم گفته میشود

    دیروز که با هدایت خداوند و دستان خوبش رسیدیم به روستا در کنار وجود مقدس مادر عزیزم و خواهر و برادرهایم

    با اینکه هفته پیش اونجا بودم با عشق در آغوش گرفتمشون و بوسیدمشون و به وجود ارزشمند هم محبت و احترام گذاشتیم و لذت بردیم و کلی حرفهای قشنگ با هم رد و بدل کردیم

    و یه ناهار خوشمزه طبق قانون سلامتی هم بلطف و فضل خداوند نوش جان کردیم

    و با عزیزانم رفتیم تو باغ سرسبز و پر از فراوانی گردو

    و به برادرم که بالای درخت بود در حال ریختن گردوها کمک کردم و باهاشون کلی همکاری با عشق کردم و کلی خنده و شادی و آرامش و آسایش و لذت بردیم

    و با برادرزاده ام کلی والیبال بازی کردیم و به خدا فقط زیبای بود و زیبایی

    اینقدر بازی دونفره ما لذت بخش بود که کلی کیف کردم و سپاسگزاری کردم

    و بعد از اتمام کار غروب با عزیزانم برگشتیم خونه و خواهرم یه شام خوشمزه سالم آماده کرد و کلی ازش تشکر و قدردانی کردیم منو و همسرم

    و پسرم کن بلطف خداوند دیروز مسابقه بوکس نونهالان در شهرستان خرم آباد داشت

    و من فقط لذت بردم تو روستا و گفتم هر اتفاقی برا پسرم بیوفته الخیر فی ما وقع است

    بهش چند بار هم گفتم که پسرم نتیجه هر چی باشه خیره پله ای هست برای موفقیت های بیشتر و بالاتر و خدا را صد هزار مرتبه شکررررررررر که پسری عاقل و فهمیده و سالم و صالح دارم که هدیه خداوند است در زندگی ام

    و بابت وجودش همیشه از خداوند سپاسگزارم

    بلطف خداوند که پسرم برنده مسابقه بوکس شد و به مسابقات کشوری راه پیدا کرده

    و امروز که ما از روستا برگشتیم که همسرم رفت سر کار و بچه ها هم تایم بعد از ظهر بودن پسرم که خسته بود و گفت مدرسه نمی‌رم

    امروز می‌خوام استراحت کنم.

    من پیشنهاد بهش دادم و گفتم بهتره بری مدرسه و برای معلمان و همکلاسی هات شیرینی بگیری آخه منتظر بودند تا نتیجه مسابقات رو بدونن

    چون پسرم هفته قبل هم بخاطر این مسابقه کامل مدرسه نرفته بود.

    نظر شخصی من این بود که قانون مدرسه رو رعایت کنیم و هم برای خودمان و هم برای قوانین مدرسه و معلمان و دانش آموزان ارزش قائل باشیم

    پسرم چون خسته بود پذیرش نداشت

    و مقاومت میکرد

    بهش گفتم بهتره مسئولیت پذیر باشیم

    خودت مسئولیت کارهاتو بپذیر

    ممکنه طول سال بازم مسابقه باشه و هر بار طول هفته

    نری مدرسه .اگه الان خودت ارزش ها رو رعایت کنی

    و ذهن معلم را آماده کنی

    که ممکنه منه عرشیا در طول سال بخاطر ورزشم غیبت هم داشته باشم

    و اون دیگه آماده تر میشه که وقتی از درسی جاموندی زمان بزاره و برات توضیحات لازم درسی رو تکرار کنه

    پسرم بلطف خداوند قبول کرد و از پدرش پول شیرینی گرفت و طبق حرفهایی که بین رود بدل شد لباس پوشید خداحافظی گرفت و گفت من میرم شیرینی بگیرم

    منم طبق تجربه گفتم خب لباس فرم مدرسه رو نپوشیده ناهارش رو اماده کردم گذاشتم تا بیاد بخوره لباس فرم مدرسه رو بپوشه وبره مدرسه

    دیدم نزدیک یک ساعت گذشت و پسرم خبری ازش نیست

    ذهنم درگیر شد و اوپد وسط به جفتک انداختن

    که پسرت الان کجاست

    رفت شیرینی بگیره چرا دیر کرد

    شیرینی فروشی سر کوچست طبیعتاً ده دقیقه طول بکشه

    زنگ بزن بهش….. چند بار زنگ زدم جواب نداد

    خدایا یعنی کجاست نه کیف برده نه کتابی نه لباس فرمی نه اینکه گفته میخوا برم مدرسه!

    اون رفت شیرینی بگیره برگرده

    یعنی استاد توی نزدیک به ده دقیقه چنان ذهنم رو مشغول کرد که بیا و ببین

    یه لحظه بخودم اومدم گفتم تو داری توحید عملی رو چند روزه گوش میدی

    همین قدر بود توکل کردن بخدا

    همینقدر تونستی تسلیم باشی و اعتماد کنی به خدا

    اون بنده خداست خدا حواسش به بنده هاش هست

    چرا الکی داری نگران میشی

    دیگه زنگ هم بهش نزن حتما صدا گوشیش بسته است

    استاد تو این گفتگوها یک مثبت ذهنی بودم که یه ندایی تو قلبم اومد و منو آرومم کرد و بهم گفت پسرت رفتن شیرینی گرفته با همون لباسها هم رفته مدرسه و الان پیش دوستاش و معلماش داره می‌خنده و حالش خوبه

    بخدا همون لحظه آرامش وجودم رو گرفت

    استاد همین طوری که داشتم باورهای توحیدی قدرتمند را در خودم پرورش میدادم

    اومدم گفتم برای کنترل ذهن الان ابزار در دسترسم هست بهتره برم و بشینم روی مبل و فایل بینظییییر توحیدعملی رو گوش بدم

    یه ربعی گذشتن بود و من درحال گوش دادن به فایل بودم و بلند شدم رفتم تو بالکن نگاهی به داخل کوچه انداختم دیدم پسرم یه آبمیوه دستشه داره میخوره و میاد

    اومدتو اتاق همونجا به سجده افتادم و گفتم خدایا شکرت خودت همه کاره ام هستی و همه جوره هوامو داری بوووووس خداجونم قربونت برم من تسلیمم هیچی نمیدووووونم

    استاد پسرم اومد خونه و با آرامش بخش گفتم گوشیت باهات بود گفت آره صداشو بستم

    وقتی احساسم رو بهش گفتم و از تسلیم شدنم و اعتماد کردنم برا پسرم حرف زدم

    بخداوندی خدا قسم که پسرم انگار تمام حرفهای استاد عباس منش رو در چند جمله برام رونمایی کرد

    و چقدر با هم حرفهای توحید ی و لذت بخش و زیبایی گفتیم

    ازم معذرت خواهی کرد

    گفت من فکر می کردم که تو هم مثل منی

    اگه کسی جایی بره و دیر بیاد دلواپسش نشی

    نمی‌دونستم تو اصلا مثله من نیستی

    و استاد چقدر درکم از قانون جهان بیشتر شد

    چقدر آگاه تر شدم

    چقدر من و پسرم بهتر حرف همدیگر رو پذیرفتیم

    در کنار هم لذت بردیم و افکار خودمون رو گفتیم و از این زمانی که خداوند برام مدیریت کرد که منو پسرم بیشتر با هم حرف بزنیم

    و از این اتفاقی که افتاد کلی درس گرفتیم

    و واقعا احساس میکنم صد پله منو رشد داد

    خدا یا شکرررررررررت

    وقتی پسرم رفتارهای معلمان و مدیر را دیده بود

    از اینکه عرشیا جان احترام قائل شده و خودش رفته مدرسه و تونسته خواسته شو بگه و اونا هم با احترام بهش پاسخ مثبت دادن و گفتن والدین هم بیان و با هم همکاری کنیم و اجازه ها صادر بشه بلطف خداوند

    پسرم خیلی راحتر حرف منو پذیرفت

    که نظرمدرسه هم با نظر من هماهنگ تر بوده

    و خیلی خوشحال بود و منم خوشحال بودم از هدایت خداوند و حرفهایی که با هدایت خداوند بینمون زده شد و لطف خداوند همواره پایدار و همیشگی است.

    خدایا شکرت دوستان عزیزم اینو نمی‌تونستم همینجوری ازش رد بشم باید جزییات رو می‌نوشتم که البته همه کاره خداست و گرداننده خودشه

    نوشتم تا ردپایی باشه برای اینده خودم و دوستانی که مثل من نیازه رشد و پیشرفت در مسیر توحید ثابت قدم تر باشیم انشاالله

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست

    خدایا شکرت برای نعمت‌هایی کت از طریق دستانت وارد زندگی ام کردی

    لبنیات محلی شیر و تخم مرغ و کره و روغن حیوانی و گردو و پرداخت قبض گوشی بدون درخواست از طرف من

    یعنی استاد قشنگ خداوند با هر لحظه سعی من در مسیر توحید بینهایت نعمت و ثروت و فراوانی وارد زندگی ام میکند بصورت طبیعی و از جایی که فکرش را نمیکنم

    الهی صد هزار مرتبه شکرررررررررت

    من تسلیمم بدون تو هیچی نیستم.

    قدرت فقط خداست

    فقط روی خدا حساب باز کرده ام

    خدایا شکرت برای آرامشم برای آسان شدنم بر آسانی ها

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: