اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنام خداوندی که مرا هدایت کرده باور من خداوند هست که وجود من اوست من اقرار میکنم از روی عدم اگاهی خدای خودم شرک ورزیدم وبدرگاه خداوند خودم درخواست بخشس توبه میکنم وازخداوتد یکتا درخواست میکنم کمک تا احساحس لیاقتم رو توحیدی بسازم
وقتی توحید رو درک کنیم و باورهای توحیدی ایجاد کنیم زندگی عالی میشود
قران در مورد توحید صحبت میکند و ایمان در مورد باور و توکل و بیشتر قران داستان پیامبر هاست اما هیچ کدوم در مورد قسمتی از زندگی نیست که فکر میکنیم مهمه اگر ایمان و توحید درست بشه بقیه چیزهاام درست میشه مسائل مالی و خوراک و پوشاک و مسکن و تو نمیخواد کاری براش بکنی خود ب خود درست میشه و شما در مسیرش قرار میگیری و به جایی هدایت میشی و افرادی سمتت میاد که ثروت وارد زندگیمون بشه
خداوند تنها مالک و قدرت جهان است و اون قدرت خلق زندگی خودم را به خودم داده و روی هیچ کس نباید حساب کرد و نگران نبودن از تاثییر ادم ها توی زندگی
اینو باور کنیم که نه روی کسی حساب کنیم و نه هیچ ادمی میتونه توی زندگی ما تاثییر بزاره
و هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره مگر ما بهش قدرت بدیم و باورش کنیم
اگر کسی بخواد به من ضربه برسونه به نفع منه خبر نداره داره در خدمت من کار میکنه
چرا چون خودم هستم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم اصلا کسی وجود نداره فکر منه ک رقم میزنه
شرک ینی ترس،قدرت دادن به غیر از خداوند وقتی ما نگرانیم و میترسیم ینی شرک میورزیم
من عامل خوشبختی و بدبختی خودم هستم
خداوند به بندگانش ظلم نمیکنه و بندگان دارن به خودشون ظلم میکنند
یادمه داخل یکی از فایلهاتون گفتید که همکاراتون به شما گفتن که زمینه روانشناسی ثروت عالی هستید و وارد بحثهای اعتقادی نشید
ولی به نظر من بهترین و جذاب ترین فایلهاتون ، همون هایی هست که مربوط میشه به توحید و اگر فایلهای مربوط به توحید رو خوب درک کنیم شاید بشه گفت به هیچ کدوم از فایلهای دیگه نیازی نخواهیم داشت
پرودگارا مارا به بالاترین درک از یکتا پرستی برسان .آمین
از صمیم قلب سپاسگزارم از پرودگار و بهترینها رو از خدا براتون میخام
اما خوشحالم که این رو درک کردم واقعا که چرا خداوند همه ی گناهان رو میبخشه ولی شرک رو نمیبخشه
شرک یعنی قدرت دادن به غیر از خداوند و وقتی که قدرت رو به غیر خدا می دیم خودمون رو در مسیر خلق اتفاقات بد و محرومیت از نعمتها قرار میدیم ، و خداوند بخاطر خودمون شرک رو نمی بخشه، چون ما قدرت خلق داریم و وقتی نگاه توحیدی نداریم این قدرت خلق به ضررمون عمل میکنه
احساس میکنم خیلی خوب این موضوع رو درک کردم .
و این فایل رو چندبار گوش کردم اما اینبار که نوشتم انگار یک سری فرمول رو درک کردم عالی بود و بی نظیر ، این آگاهی ها رو مدیون استاد عزیزم هستم که دستی از دستان خداوند هست برای هدایتم
و خداوند رو شاکرم که به این سایت پر از حس خوب من رو هدایت کرد .
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و همه شما دوستانم.
امکان نداره کسی شرک داشته باشه و بتونه از زندگیش لذت ببره.
چه کسی مالک توست؟
وقتی شما توحید رو درک کنی و سعی کنی اونو توی زندگیت عملی کنی ، زندگی برای تو عالی میشه.
در کل دوران ها ، کل موضوعات فرعی که جامعه بشریت با اون سرکله میزده ، از جنگ و گرفتاری و کارای سخت و دشمنی ها و … بخاطر مسائل خوراک ، پوشاک و مسکن بوده.
دلیل مهاجرت ، دلیل صنعتی شدن جوامع ، دلیل ایجاد تنوع در موضوعات فرعی که همه به زندگی شخصی و رفاه برمیگرده ، همه و همه بخاطر این بوده که طرف غذای بهتری بخوره ، خونه بهتری داشته باشه ، ماشین و امکانات بهتری رو دراختیار داشته باشه.
اما اینها مسائل فرعی هستن ، و اصلی که افراد رو در رسیدن به رفاه و سعادت بیشتر و در یک کلمه رضایت بیشتر و با کیفیت تری از زندگی میرسونه ، توحید بوده.
اینکه ذهن من فکر میکنه چون دلار ارز بین المللی و رایج در جهان بوده ، کشور آمریکا و یا کشورهای دیگه ، از نظر ظاهری ، که در اون کشورها هم همه نوع آدم با هرنوع سطح زندگی وجود داره ، متمول و پیشرفته هستن ، بخاطر اینه که توی باور های من این مسئله وجود داره.
توی قرآن در مورد شغل ، راه درآمد ، کیفیت پوشاک و مسکن پیامبران و سوالات و مشغله بشریت حرفی زده نشده است.در قرآن تنها در مورد توحید ، باور ، اصول و قوانین خداوند ، قدرت هایی که خداوند در اختیار انسان قرار داده (انسان نه مومنان) .
اگر ایمان ، باور ، توحید و ارتباط با اصل (خداوند) ، فارغ از جنسیت ، دین ، مذهب ، نژاد ، سن و … درست بشه ، سایر مواردی که من از اونها تحت عنوان اصل و اساس زندگی در ذهنم دارم ، و کل تلاش من اینه که به اونها برسم ، خودش در مسیر درست قرار داره و من بهش دسترسی پیدا میکنم.
و جعلنا لکم فیها معایش و من لستم له برازقین. (حجر ، 20)
و لقد مکّنّاکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش قلیلاً ما تشکرون (اعراف ،10)
اگر من در مسیر درست قرار بگیرم و باورهامو درمورد خداوند و قوانینش درست کنم ، اون موقع ، شرایط ، افراد ، اتفاقات ، ایده ها ، مسیرهایی برای من باز میشه تا منو به خواسته هایی که دارم میرسونه.
اگر من در درون خودم ، مسئله توحید رو درست کنم و اون رو مرجع تمام رفتار ، اعمال و دیدگاهم قرار بدم ، اون موقع به این یقین میرسم که اصلا نباید من در مورد رزق و مسکن و پوشاک و خوراک و مایحتاج و بقول قرآن معایشی که از دید من اساسیه ، نگران باشم.
(سوره یونس ، 31 )
انّ الله لهو خیرُ الرازقین.
سعی کن هرکاری میخوای انجام بدی ، اول باورای توحیدی رو در نظر بگیری.
اگه میخوای از کسی درخواست کنی ، اگه میخوای خونه مناسب پیدا کنی ، اگه میخوای مشتری مناسب گیرد بیاد ،اگر میخواد آدم مناسب توی مسیرت قرار بگیره ، …
اول باور درست رو در نظر بگیر ، بسازش توی ذهنت و فقط از خدا بخواه ، اگر از اینجا نشد ، بخودت بگو ، خدا از یه طریق دیگه به من کمک میکنه ، از طریقی که برای من بهتر و مناسب تره و به موفقیت و خوشبختی من کمک میکنه.
خداوند ، تنها قدرت جهانه ، قدرت بی انتهای خلق زندگی من رو به من داده.
از چه طریق ؟
از طریق باورهام ، فرکانسم ، افکارم ، ورودی هام ، کانون توجهم.
دیگران هیچ تاثیری توی شرایط و قدرت خلق زندگی تو رو ندارن.
این دیگران ، فرد خاص ، قانون من درآوردی خاص ، جامعه ، شرایط آب و هوایی ، شرایط خانوادگی ، استعداد ، سن ، جنسیت و هر عاملی بیرون از منه.اینا توی خلق زندگی من بی تاثیره.
همه چیز باوره.تو به اتفاقات و شرایط و تجربیات و نحوه برخورد افراد با خودت ، جهت میدی ، با باورهات ، با نوع نگاهت ، با احساسی که داری.
اگر فکر میکنی کسی میتونه یا میخواد که تورو اذیت کنه ، جلوی موفقیتت رو بگیره ، پس اینو تجربه میکنی.
امروز یادم نیست سر چه موضوعی بود ، ولی همسرم گفت : ببین من قبول دارم همه چیز به قلبت ، به باور و ذهن آدمی برمیگرده ، اما چطور باید این باورو ساخت؟
چون به خودم تعهد دادم که به اندازه شور و شوق افراد اونچیزی که میدونم رو بهشون توضیح بدم و طبق آموزش استاد پیش برم ، فقط به زدن یه مثال بسنده کردم.
گفتم عموم جامعه ایران شاید ، این طرز فکر رو دارن و این باور رو دارن که اتفاقات و اورژانس بیمارستان نمازی شیراز ، شرایط خوبی نداره.
جالبه که همون پرستارایی که توی اون بخش هستن ، گردشیه و توی بخش بستری هم هستن.
با خودت فکر کن چطور میشه که این افراد دوتا رفتار کاملا متفاوت رو با افراد دارن؟
اونم به فاصله یه طبقه ساختمون.از همکف میرن طبقه یک ، خوش اخلاق ، پیگیر ، خوش برخورد ، با حوصله ، و همه ویژگی های خوب رو دارن.اما … .
که البته برای خودمم یادآوری و مثال خوبی بود و باورام نسبت به سیستم و قوانین جهانی خداوند بهتر شد.
خدایا شکرت.
هیچکس و هیچ عاملی در زندگی من اثرگذار نیست و نمیتونه تاثیری چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی داشته باشه.اما باید به این موضوع هم توجه کنم که خداوند توی قرآن میگه :
قولوا للنّاس حسناً …
و این نکته ای بود که من اون اوایل که داشتم این مباحث رو گوش میدادم بهش توجهی نداشتم.
برای رسیدن به موفقیت :
هوش و استعداد ، تحصیلات ، طرز پوشش ، توجه به کلمات و بیان کلمات خاص و عامه پسند ، تبلیغات متنوع ، روش های بازاریابی خاص ، روش های فعالیت در شبکه های اجتماعی خاص و عواملی که اکثریت جامعه متفق القول هستند که برای موفقیت اینها نیازه ، نیاز نیست.
تنها عامل موفقیت ، درک و عمل به باورهای توحیدیه.قدرت دادن و حساب کردن روی یک قدرت واحده.قرار گرفتن توی مسیر درسته.
این مسیر که درست شد ، بعد هدایت میشی که چی بگی ، چه تبلیغی رو انجام بدی و با چه روشی ، چه پستی رو الان بذاری ، چجور با افراد برخورد کنی ، وقتی توی مسیر قرار بگیری ، خود به خود ، افراد به سمتت میان و ازشون عشق و احترام دریافت میکنی.
وقتی خودتو دوست داشته باشی ، جهان اطرافت تورو دوست دارن.
وقتی برای خودت ارزش قائل باشی ، جهان برای تو ارزش قائله.
وقتی به خودت احترام بذاری ، جهان برای تو احترام قائله.
وقتی خودت رو لایق داشتن امکانات خوب بدونی ، مسیر دریافت امکانات عالی برات فراهم میشه.
وقتی تو ، توانایی هات رو بشناسی و خودت رو توانمند بدونی ، دیگران جور دیگه ای به تو و قدرتت نگاه میکنن.
وقتی تو ، کاری که داری انجام میدی رو با عشق ، انجام بدی و در مسیر حرکت کنی ، لاجرم ، موفقیت به سمت تو میاد.
وقتی تو قدرت خلقی که خداوند بهت داده رو باور میکنی و آگاهانه برای خلق زندگی دلخواهت تلاش میکنی ، و ذهنت رو کنترل میکنی ، احساس امید و اشتیاق داری ، حالت خوبه ، و وقتی قدرت خداوند رو در اجابت خواسته هات باور داری ، و فقط از خداوند میخوای و دیگه توی کارش دخالت نمیکنی و تسلیم هستی ، موفقیت و ثروت و نعمت رو دریافت میکنی.
به اندازه باورت ، به اندازه شجاعتی که به خرج میدی ، به اندازه عمل کردن به قانون.
هیچ کس نمیتونه ، توی زندگی ما اثر بذاره ، اگر بخواد بد ما رو بگه ، با ما دشمنی کنه ، یا هرچیز دیگه ، اگر ما بهش قدرت ندیم ، در نهایت به نفع ما عمل میکنه.
اگر کسی بد مارو بگه ، داره به نفع ما عمل میکنه و کاری میکنه که بقیه مارو بشناسن.
اگر کسی بخواد با ما دشمنی کنه ، انرژی و وقت و هزینه خودش رو تلف میکنه.
اما اگر ، من بهش قدرت ندم ، و منبع قدرت رو تنها و تنها خداوندی بدونم که قدرت خلق زندگی منو به من داده.
اصلا وقتی من باورامو درست کنم ، همه منو دوست دارن ، همه از من تعریف میکنن ، همه به من احترام میذارن.
(و باز هم این تعریف و تمجید و احترام ، از طرف خداوندیه که اینطور از طریق افراد داره به من عشق میده.)
خدایا شکرت.
من باور دارم که :
هرکاری که برای من انجام میشه رو خدا داره برای من انجام میده ، از طریق دستان خودش.
باور و افکار من ، دنیای منو میسازه.
هر نفر ، یه دنیای مجزا داره ، که با افکار ، باورها ، کانون توجه خودش ساخته میشه.
موضوع توحید یه امر کاملا درونیه ، و هیچکس توحیدی کامل و یا مشرک کامل نیست.
یچیزی بین این موارده ،
من باید این موضوع رو برای باورسازی و ایمان و توکلم در مورد خداوند جا بندازم توی درونم که حتی این مسئله توحید هم باید آرام آرام ساخته بشه ، باید تکاملش طی بشه.
حتی ابراهیم هم به خدا میگه برای اینکه قلبم مطمئن بشه ، نشونم بده که چطور مرده هارو زنده میکنی.
وقتی باورهای توحیدی رو توی وجودت ساختی و در عمل هم اجراشون کردی ، حتی اگر با حرکت توی مسیر ، یک سری اتفاق هایی که دوست داری بیفته ، رخ نده ، نمیگی عوامل بیرونی باعث میشه این اتفاق نیفته ، من چون تبلیغ نمیکنم ، اون تعداد مشتری که میخوام رو ندارم ، یا محل کارم ، کارم ، افرادی که دارم باهاشون کار میکنم ، چون فلانی از من اسمی نمیبره ، چون اینقد ساعت بیشتر تایم نمیذارم و … این خواسته من محقق نشده.
نه ، وقتی باورات درست باشه ، این رخ ندادن رو به صورت یه تضاد میبینی ، و با باور به اینکه : من مسئول 100 درصد اتفاقات زندگیم هستم ، و یجای باورای من در این مورد ایراد داره ، من یه سری مقاومت در این باره دارم که نمیذارم این خواسته من وارد زندگیم بشه ،
و با باور ( انّ مع العسر یسری ) و توجه به ( بما کسبت ایدیهم ، بما قدمت ایدیهم ) و با تغییر کانون توجهم به سمتی که دوست دارم رخ بده ، آرام آرام شاهد رخ دادن اتفاقات دلخواهم هستم.
نگاه توحیدی ، فارغ از هرگونه دین و مذهب و جنسیت و نژاد و سن و موقعیت جغرافیاییه.
اگر نگاه توحیدی درست بشه ، ثروت و سلامتی و عشق و روابط و خوشبختی و شادی و لذت و هرچیزی که بشه اسمشو نعمت گذاشت ، در مسیر طبیعی جهان به ما داده میشه ، این ها به صورت طبیعی در جهان وجود داره ، مثل اکسیژن ، جنگل انبوه ، چرخه آب ،
خورشید ، باران ، رشد گیاهان و … همه به صورت طبیعی داره انجام میشه.
عوامل بیرونی و فرعی :
دلار ، کسب و کار رقیب ، قیمت بازار ، تحصیلات ، شرایط آب و هوایی ، دیدگاه جامعه ، میزان اطلاعات جامعه از کسب کار من ، مقبولیت یا عدم مقبولیت توسط جامعه ، شرایط خانوادگی ، حرف مردم ، نظر مردم ، حمایت مردم ، نداشتن مدرک مناسب و مورد تایید ، قوانین من درآوردی جوامع ، روش های دیگه ، قیمت ، کیفیت ، برند های موجود ، تعداد فالورا ، توقع و خواسته اطرافیان ، وضعیت مالی کنونی ، نداشتن اطلاعات و دانش کافی و یا مهارت کافی نسبت به دیگران ، روش های بازاریابی ، روش های تبلیغات ، روش های غیر اصل برای موفقیت، نداشتن ارتباطات زیاد ،روش انجام و اجرای کار ، … .
وقتی توی مسیر درست قرار میگیری ، هدایت میشی به سمت خواسته هات ، شرایط مناسب اتفاق میفته تا تورو به سمت خواسته هات برسونه.
یادمه ، همیشه هرکاری میکردم ، وزنم کم نمیشد ، یا برای مدت کمی چند کیلو کم میکردم و باز برمیگشت به حالت قبل و یا حتی بدتر هم میشد.تا زمانی که در مسیر گوش دادن به فایلای استاد ، یه روز رفتم روی وزنه ، 99 کیلو و 800 ، و خداروشکر 100 کیلو نبودم.
همیشه تیشرت میپوشیدم و یا یه پیراهنی که اندازم بود ، و بقیه پیراهن هایی که توی کمد لباس بود رو نمیپوشیدم به هزار دلیل.
بعد از این ماجرا ، رفتم و لباس هامو پوشیدم تک به تک ، و یه تکونی خوردم ، گفتم من میخوام جوری لاغر بشم که همه این لباسا رو بتونم بپوشم. شرایطی پیش اومد که من سبک غذایی رو پیش بردم که هم انرژیم به مراتب بیشتر شد ، و هم اون مواد نامناسبی که نباید میخوردم رو کاملا ترک کردم ، و حتی جوری بود که هوس نمیکردم که بخورم.
روزی یکبار غذا میخوردم و به راحتی و بعد از حدود فکر کنم 4 ماه ، به هدفی که در نظر گرفته بودم رسیدم. و الان که بهش فکر میکنم ، همش هدایتی بود ، و اگر غذایی که نباید میخوردم ، جلوم هم بود ، میلی بهش نداشتم.
خدا رو هزار مرتبه شکر .
تله های شرک آمیز :
پیگیری رقبا ، پیگیری روند فعالیت کسب و کارهای موفق در حوزه کاریت ، ساختن یه محصولی که به فکر خودم الان اکثریت بهش نیاز دارن ، فعالیت توی رشته ای از کسب و کارم که به فکر خودم خیلیا بهش نیاز دارن ، درخواست کردن از فلانی برای فعالیت توی اون مرکز (با این ذهنیت که هم مهارتم بیشتر بشه و هم شناخته بشوم “از اون طریق”) ،
بگم به فلانی که تو به اون دوستت یا آشنایی که داری بگو تا اصلا شده حتی درصدی کارای منو به مشتری هاش بگه ، یکاری رو انجام بده برای فلانی تا مسئلش حل بشه شاید و این بشه برات تبلیغ و … .
خدایا شکرت که دارم کم کم با خودم رو راست میشم ، خودافشایی میکنم ، برای خودم ، که این کار من ، این رفتار من ، این درخواست من ، ناشی شده از شرک بوده ، و طبیعتا نتیجش جالب نیست و از قبل مشخصه.
فاکتور اصلی توحیده ، من با افکار و باورای توحیدی ، با افکار خودم ، با قدرتی که خداوند برای خلق زندگی دلخواهم بهم داده ، با حساب کردن روی قدرت خداوند ، و بی تاثیر دونستن قدرت و تاثیر دیگران در زندگیم ، زندگی دلخواهم رو میسازم.
خداوند برای من تصمیم نمیگیره ، یا به من میده به اون نمیده ، خداوند یکسری قوانین بدون تغییر داره که هرکسی ، فارغ از مذهب ، جنسیت ، تحصیلات ، سن ، نژاد ، ازش استفاده کنه ، به سعادت در دنیا و آخرت میرسه.
ربنّا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه ،
فتوکل علی الله ، والله یحبّ المتوکلین.
.
.
.
آدمهایی که قدرتی برای رساندن من به خواستههایم ندارند، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمتها به زندگیام ندارند. پس همانگونه که روی آنها حساب نمیکنم، از گزندشان هم بیمناک نمیشوم. مجموع این دو نگاه، توحید را برایم معنا کردو به من یاد داد تا روی چه نیرویی باید حساب کنم.
سپس هرچه بیشتر قرآن را خواندم، بیشتر ارتباط میان «توحید» و آنچه خداوند «سعادت دنیا و آخرت» میداند را درک کردم و فهمیدم، «توحید»، تنها اصل و اساس قوانین زندگی است.
به یقین، دلیل تمام موفقیتهای زندگیام، اجرای توحید در عمل بوده است. به همین دلیل رسالت من با اشاعه توحید در جهان آغاز شد و تمام آموزشهایم بر «درک و اجرای این اصل در تمام جنبههای زندگی» استوار گردیده است.
توحید یک اصلی درونی است. توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما، تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد آنها حتی قادر به نجات خودشان از گزند یک تبر نیستند، چه برسد به نجات آدمها.
توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازهی او به ربّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان میگذارد.
توحید، توکل، سرسپردگی، تسلیم و اعتماد ابراهیم به درستی الهاماتش است که، میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد.
نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند
ما که انتظار نعمتهای بیشمار را داریم، باید از خود بپرسیم چقدر توانستهایم این نگاه توحیدی را داشته باشیم؟!
و اگر این نگاه را ساختهایم، چرا دست از نگرانی درباره عوامل بیرونی برنداشته ایم؟!
چرا میترسیم حتی اگر مسیر درست را برویم، کار درست را انجام دهیم و باورهای خوبی بسازیم، ممکن است یک حادثه غیر مترقبه یا قدرت بیرونی مثل قانون دولتی، رأی یک سیاستمدار، لغو یک قانون، قیمت دلار، سیل و زلزله و … ریشه بنایی را ویران کند که، در تمام این سالها ساختهایم؟
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
نگرانی ها و ترس هات رو پیدا کن ، باید سرکوبش کنی ، باید ازشون بگذری . اگه برات مهمه ، اگه برات مهمه که به چی برسی ، چیو تجربه کنی .
همان منافذی است که برای ورود شیطان به عنوان نماد کمبود و ترس، باز گذاشتهایم و همان بخشهای ساخته نشدهی باورهای قدرت مندکننده و ثروت آفرین است.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازهی یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیما پیدا میکنند.
تمام نتایج زندگی من، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدیام بوده است. تا روی آدمها حساب نکنم و روی قدرتی حساب کنم که، قدرت خلق هر خواستهای را به من بخشیده و هدایتگر من در مسیر هر خواستهای گشته.
این نگاه توحیدی است که، هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگیام میسازد و عزّت، ثروت، عشق و سلامتی بیشتری به من میبخشد. نه به این دلیل که من فردی خاص هستم، بلکه اصل فقط توحید است و آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوء تفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند.
اساسی ترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به خاطرش اینهمه جنگ به راه انداختهاند. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرار معاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست، چون اصل چیز دیگری است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همه چیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت به صورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
با این حال، آدمهای زیادی اصل را رها و درگیر فرعیاتاند. تداوم کسب و کارشان را درعوامل بیرونی میبینند و نه باورهای خودشان. برای همین هر دلیلی را بررسی میکنند الّا باورهایشان و روی هر عاملی حساب میکنند الّا خداوند.
به جای ساختن باورهای قدرتمندکننده و توحیدی، به دنبال آموختن روشهای بازاریابی، شیوه جلب مشتری، تبلیغات و … اند.
به جای ساختن باور احساس لیاقتِ تجربه عشق، به دنبال جراحی زیباییاند.
به جای ساختن باور فراوانی، به دنبال یافتن دنبالکنندگان و لایکهای بیشترند.
به جای ساختن باور توانایی بدن در ساختن سلامتی، به دنبال یک پزشک و داروی بهتراند.
آنها هزاران عامل را، به عنوان عامل اصلی لحاظ میکنند، الّا توحید و توکل را، که اصل است و این وعده را میدهد:
تو به عنوان بخشی از نیرویی که ذاتش فراوانی، سلامتی، ثروت و عشق است، میتوانی با باور کردن رابطهات با این نیرو و باور کردن فراوانی نعمتها، سلامتی و عشق، راه ورود آنها را به زندگیات را باز نگه داری و به شکلی طبیعی تجربهشان کنی.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیری، مشتریها پیدایت میکنند، ایدههای ثروتساز سراغت میآیند، قلبهای مهربان اطرافت جمع میشوند و به تو عشق میورزند و بدنت ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند.
وقتی در مورد سلامتی و عملکرد سیستم بدن میخونم و این موضوع رو با TCM مطابقت میدم ، درک میکنم که استاد میگه دیدگاه توحیدی ، مذهب نمیشناسه.نژاد نمیشناسه.
سیستمی که انرژی حیاتی بدن رو ناشی از انرژی ماورایی میدونه که همه پدیده های مادی (بدن، گیاهان) و غیر مادی (ذهن ، روح ، هوا) رو خلق کرده و بدن انسان با نفس کشیدن ، غذا خوردن و نوشیدن ، انرژی حیاتی ذخیره شده در این پدیده ها رو فرآوری میکنه و در جهت بقا ، سلامتی ، بازسازی و حتی انتقال به نسل بعدی ازش استفاده میکنه.
خدایا شکرت ، هرچی بیشتر بهش فکر میکنم ، بیشتر درک میکنم که چرا؟
خدایا شکرت.
در پناه ذات لایموت رب العالمین ، مورد رحمت و برکت نعمت های خداوند در دنیا و آخرت باشید.
سلام به خداوند یکتا و قدرتمند. سلام به استادان دانشگاه توحیدی و همه دوستان این سایت عالی. عاشق این فایلهای توحیدی هستم به نظرم درک همین موضوع کافی هست برای موفقیت در هر زمینه از زندگی خیلی خوشحالم که تو این مسیر قرارگرفتم وهدایت شدم که گوش کنم وببینم و درک کنم وروی باورهایم کار کنم منی که از دید بقیه توی خانواده و همه فامیل فرد خیلی باایمان نمازشب خون خیلی باخدا ینی دیگه همه میگفتن تو جات ته ته بهشته دیگه نمیدونین استاد عزیزم اما الانکه به این آگاهیها رسیده ام اعتراف میکنم که باورهای شرک آلودی داشتم و مسیرم اشتباهی میرفتم داستان هدایت منم جالبه حالا میگم براتون با تضادهایی که بهش برخورد کردم از لحاظ سلامتی و روابط دیگه کلا وضعیت خرااااااااب دیگه نگم براتون استادجانم با نماز و دعا واین چیزا دیگه یکم خودمو آروم میکردم اما کلا بهم ریخته بودم دیگه یروز که با خدا صحبت کردم گفتم خدا دیگه خسته شدم بعدش با شما آشنا شدم چیزایی میشنیدم که تاحالا نشنیده بودم هم برام جالب بود هم عجیب خیلی به دلم نشستین وهر روز آرومتر میشدم بعد از چند روز که همینطور گوش میکردم وحالم هی بهتر میشد یه شب توی خواب دیدم که یه موجود خیلی وحشتناک وزشت دنبالم میومد ومن میخواستم فرار کنم اما نمیتونستم یه نفر منو گرفته بود نمیذاشت برم در حین اینکه تلاش میکردم فرار کنم گفتم خدایا این کیه این چیه که افتاده دنبال من ویه صدایی بلند گفت شیطان گفتم وای چقدر زشته وبه اون کسیکه منو گرفته بود گفتم تو اگه میخوای بمونی بمون ولی منو رها کن من میخوام برم و یهو خودمو رها کردم و رفتم ویه لحظه برگشتم ببینم که دنبالم میاد یا نه دیدم شیطان ایستاد و اون شخصی که منو گرفته بود داشت به شیطان لبخند میزد وبعد از خواب پریدم خیلی خیلی ترسیده بودم و تصویر خیلی برام واضح بود انگار که تو واقیعت دیده بودم خلاصه فهمیدم توی مسیر ایمان افتادم وشیطان نمیخواد بذاره و جلوی منو میخاد بگیره ولی من که عاشق خدا بودم و هستم به راهم ادامه دادم و دارم سعی میکنم موفق و موفقتر بشم خداروشکر میکنم بخاطر اینکه به درخواست من پاسخ داد ومنو هدایت کرد سپاسگذارم از شما استاد عزیزم و مریم جانم به امید الله همیشه سلامت وشاد وآرام وثروتمند وخوشبخت سعادتمند در دنیا وآخرت باشید به امید دیدار
سلام و درود به دوستان عزیز و کسانی که دوست دارن توحیدی فکر کنن ،عمل کنن ،و باور دارن که خداوند مالک همه ماست و اون به من قدرت خلق داده و وظیفه خودش کرده هدایت کردن رو…
توی این روزهای به ظاهر نازیبا کنترل ذهن ،عمل کردن به دانسته ها،کنترل کانون توجه و احساس خوب داشتن ،وظیفه ماست .استاد عباسمنش عزیزم یه سلام و درود مخصوص هم به شما دارم که با اشتراک گزاشتن الهامات و هدایت هاتون در همه این سالها باعث هدایت انسان هایی شدید که طالب هدایت شدن بودن،به قول خودتون ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است،شما در همه ی این سالها گفتید که جهان هر فرد مجزا با هر فردی هست و هر کسی پاسخ فرکانس های خودش میگیره و هیچوقت تر و خشک باهم نمیسوزن با استناد به کلام خداوند،هر وقت که میخواست عذابی نازل بشه کسانی که در فرکانس عذاب نباشه قبل از عذاب هدایت میشد به خروج از منطقه عذاب،نشانه امروزم توحید بود من به نشانه هام ایمان دارم من ایمان دارم که توحید اصل و اساس جهان هستی و در این شرایط هم باید به زیبایی ها توجه کرد این وظیفه من به عنوان بنده است توکل کردن به خدا و امید و ایمان داشتن تنها وظیفه و کاری هست که من میتونم انجام بدم ،همین و بس.
این روزا دارم تمرین توحید میکنم و ازخدای مهربونم میخوام که ایمانم و قوی کنه امروز خداروشکر خیلی خیلی بهتر از روزای قبل تونستم ذهنمو کنترل کنم خداروشکر و سعی میکنم احساس بهتری داشته باشم
البته یادمه استاد عزیزم بارها توی فایلهای مختلف مخصوصا توی عشق و مودت میگید که وقتی شرایط جوری نیست که بتونیم احساسمون و خوب نگه داریم باید بریم سراغ کارهای که حواسمون حداقل پرت کنه تا کمی احساسمون تغییر کنه
خوب خداروشکر امروز سعی کردم ورزش هوازی کنم و بعد با خوانواده برم بیرون و هدایت شدم که امروز برای خودم یک کتونی زیبا به مبلغ 3میلیون بخرم خداروشکر و دیدم که افرادی که توحیدی هستن دارن زندگیشون و خیلی طبیعی و دارن طی میکنن حتی فروش هم دارن و من هم یکی از مشتری هاشون بودم خداروشکر. اومدم رفتم دوش گرفتم و خداروشکر میکنم که امروز احساسم و تونستم بهتر کنترل کنم خدایا خودت کمک کن که در راه درست و بمونیم خدایا خودت هدایتمون کن
تا حالا چند بار این جمله را شنیدم؟ چندبار گفتم ؟ چند بار با قلبم پذیرفتم؟
هیچ خدایی جز او نیست یعنی چی ؟
اصلا معنی خدا تو ذهن ما چیه ؟
مثلا می گوییم فلانی خدای ریاضی است فلانی خدای
دیزاین است
یعنی کسی را بالاتر از اون ، در اون زمینه نمیدونیم.
هیچ کی غیر اون را قبول نداریم .
حالا چقدر قبول دارم خدا تنها قدرت و تنها مالک جهان هستی است؟
میزان ورود نعمت ها به زندگیم نشان دهنده اندازه باور من به قدرت و مالکیت یگانه الله است.
به میزانی که قبول دارم این تنها قدرتِ عالم وجود، در عین عدالت ، سرنوشت و شرایط زندگی من را دست خودم داده است . من را مالک و خالق اتفاقات دنیای خودم کرده . اختیار داده روی زمین هر کدوم از ما دنیاهای خودمون را با افکارمون بسازیم، به همون میزان از نعمت ها بهره مندم و خوشبخت.
زندگی ما تو حوضچه خوشبختی بنا بوده باشد این حوضچه تنها منبع ورودی آبش از مجرای توحید است.
حالا ما با باورهای شرک آلود هر بار یک سنگی جلوی ورود آب را به این حوضچه می گیریم و بسته به بزرگی سنگ که از بزرگی اون باور تو ذهنون درست شده ورود آب به حوضچه را کم و کمتر کردیم
امکان ندارد شرک بوزی و تجربه خوبی از زندگی داشته باشی.
شرک یعنی قدرت دادن به غیر خدا
قدرت دادن به هر عاملی غیر خدا
وقتی نگرانی وقتی ترسیدی آرامش نداری یعنی داری شرک می ورزی یعنی ایمانت متزلزل شده یعنی ایمانت مریض شده
کل داستان همینه.
آدمهایی که قدرتی برای رساندن من به خواستههایم ندارند، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمتها به زندگیام ندارند.
و اگر خداوند زیانی به تو رساند، هیچکس جز او آنرا بر طرف نمیسازد، و اگر اراده خیری برای تو کند هیچکس مانع فضل او نخواهد شد، آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد میرساند و او غفور و رحیم است.
اگر حوضچه زندگیم پر آب و تر وتازه نیست یعنی هنوز به این ایمان نرسیدم که من خودم و تنها خودم خالق 100 درصد شرایط زندگیم هستم
این باور به جملات تاکیدی گفتن نیست .
وقتی این باور درونی و قلبی شده که من شخصیتم تغییر کرده باشد نه حرف هایم.
نشانه تغییر شخصیت تغییر عملکرد است
یک رفتار متناسب با اون باور باید از من سر بزند .
هرچند کوچک باشد
مثل اینکه از خدا بپرسم الان چکار کنم ،عوض از دوست و آشناها که همیشه ازشون می پرسیدم .
این یعنی تغییر هرچند کوچک
این باور اصل تمام زندگیست
بقیه باورها تحت الشعاع این باور قرار می گیرند
حتی باور فراوانی
وقتی توحید درست باشد می گویی خدایی که این همه موجودات تو دریا و صحرا و دشت و کوه را روزی میدهد به منم روزی میرساند
اون خدایی که این میلیاردرها سال زمین را ثابت تو مدارش نگه داشته نور خورشید بهش رسونده
میلیون ها سال خاک زمین استفاده شده باز هم معادن دارد باز هم حاصل خیز است
همون خدا همون خدا همون خدا از خزانه گنجش روزی من را میدهد
خداوندا ایمانم را قوی، اتصالم را دائمی، توکلم را زیاد و بند اعتمادم را به خودت محکم کن.
سلام خدمت خواهر عزیزم نفس دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
بنام خداوندی که مرا هدایت کرده باور من خداوند هست که وجود من اوست من اقرار میکنم از روی عدم اگاهی خدای خودم شرک ورزیدم وبدرگاه خداوند خودم درخواست بخشس توبه میکنم وازخداوتد یکتا درخواست میکنم کمک تا احساحس لیاقتم رو توحیدی بسازم
به نام خدای زیبایی ها
رد پای من در روز شمار تحول زندگی من روز 54
توحید عملی 6
وقتی توحید رو درک کنیم و باورهای توحیدی ایجاد کنیم زندگی عالی میشود
قران در مورد توحید صحبت میکند و ایمان در مورد باور و توکل و بیشتر قران داستان پیامبر هاست اما هیچ کدوم در مورد قسمتی از زندگی نیست که فکر میکنیم مهمه اگر ایمان و توحید درست بشه بقیه چیزهاام درست میشه مسائل مالی و خوراک و پوشاک و مسکن و تو نمیخواد کاری براش بکنی خود ب خود درست میشه و شما در مسیرش قرار میگیری و به جایی هدایت میشی و افرادی سمتت میاد که ثروت وارد زندگیمون بشه
خداوند تنها مالک و قدرت جهان است و اون قدرت خلق زندگی خودم را به خودم داده و روی هیچ کس نباید حساب کرد و نگران نبودن از تاثییر ادم ها توی زندگی
اینو باور کنیم که نه روی کسی حساب کنیم و نه هیچ ادمی میتونه توی زندگی ما تاثییر بزاره
و هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره مگر ما بهش قدرت بدیم و باورش کنیم
اگر کسی بخواد به من ضربه برسونه به نفع منه خبر نداره داره در خدمت من کار میکنه
چرا چون خودم هستم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم اصلا کسی وجود نداره فکر منه ک رقم میزنه
شرک ینی ترس،قدرت دادن به غیر از خداوند وقتی ما نگرانیم و میترسیم ینی شرک میورزیم
من عامل خوشبختی و بدبختی خودم هستم
خداوند به بندگانش ظلم نمیکنه و بندگان دارن به خودشون ظلم میکنند
در پناه حق
بنام دوست
درود ب دوستان و جناب عباسمنش گرامی
یادمه داخل یکی از فایلهاتون گفتید که همکاراتون به شما گفتن که زمینه روانشناسی ثروت عالی هستید و وارد بحثهای اعتقادی نشید
ولی به نظر من بهترین و جذاب ترین فایلهاتون ، همون هایی هست که مربوط میشه به توحید و اگر فایلهای مربوط به توحید رو خوب درک کنیم شاید بشه گفت به هیچ کدوم از فایلهای دیگه نیازی نخواهیم داشت
پرودگارا مارا به بالاترین درک از یکتا پرستی برسان .آمین
از صمیم قلب سپاسگزارم از پرودگار و بهترینها رو از خدا براتون میخام
دوستتون دارم
درود
رز پنجاه و چهارم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس از استاد عزیزم
مثل همیشه کل فایل رو نوشتم
و خوندم
خیلی چیزها میشه الان نوشت
اما خوشحالم که این رو درک کردم واقعا که چرا خداوند همه ی گناهان رو میبخشه ولی شرک رو نمیبخشه
شرک یعنی قدرت دادن به غیر از خداوند و وقتی که قدرت رو به غیر خدا می دیم خودمون رو در مسیر خلق اتفاقات بد و محرومیت از نعمتها قرار میدیم ، و خداوند بخاطر خودمون شرک رو نمی بخشه، چون ما قدرت خلق داریم و وقتی نگاه توحیدی نداریم این قدرت خلق به ضررمون عمل میکنه
احساس میکنم خیلی خوب این موضوع رو درک کردم .
و این فایل رو چندبار گوش کردم اما اینبار که نوشتم انگار یک سری فرمول رو درک کردم عالی بود و بی نظیر ، این آگاهی ها رو مدیون استاد عزیزم هستم که دستی از دستان خداوند هست برای هدایتم
و خداوند رو شاکرم که به این سایت پر از حس خوب من رو هدایت کرد .
استاد شما بی نظیرید
بنام خدای یگانه
گام پنجاه و سه
از پروژه گام به گام
در خوابگاه کیانپارس
خدایا مرا برای تمام لحظاتی که بدون تو زندگی کردم ببخش
برای تمام حساب های که به غیر تو کردم ببخش
برای تمام امیدی که به غیر تو بستم ببخش
برای تمام راه های که راه رسیدن به تو نبود ببخش
برای تمام افکاری ک در ذهنم چرخید و به غیر تو رسید مرا ببخش
خدایا دلم رو محکم کن به راهی که اومدم
خدایا همه چیز از تو
مشتری از تو
پول از تو
خونه از تو
رابطه از تو
خدایا شک های دلم رو به یقیق تبدیل کن
نشانه های روشن تر برام بزار
خدایا شکرت
توحید عملی بخش 6
فتوّکل علی الله انّ الله بصیر بالعباد.
سلام و عرض ادب خدمت استاد عباسمنش و همه شما دوستانم.
امکان نداره کسی شرک داشته باشه و بتونه از زندگیش لذت ببره.
چه کسی مالک توست؟
وقتی شما توحید رو درک کنی و سعی کنی اونو توی زندگیت عملی کنی ، زندگی برای تو عالی میشه.
در کل دوران ها ، کل موضوعات فرعی که جامعه بشریت با اون سرکله میزده ، از جنگ و گرفتاری و کارای سخت و دشمنی ها و … بخاطر مسائل خوراک ، پوشاک و مسکن بوده.
دلیل مهاجرت ، دلیل صنعتی شدن جوامع ، دلیل ایجاد تنوع در موضوعات فرعی که همه به زندگی شخصی و رفاه برمیگرده ، همه و همه بخاطر این بوده که طرف غذای بهتری بخوره ، خونه بهتری داشته باشه ، ماشین و امکانات بهتری رو دراختیار داشته باشه.
اما اینها مسائل فرعی هستن ، و اصلی که افراد رو در رسیدن به رفاه و سعادت بیشتر و در یک کلمه رضایت بیشتر و با کیفیت تری از زندگی میرسونه ، توحید بوده.
اینکه ذهن من فکر میکنه چون دلار ارز بین المللی و رایج در جهان بوده ، کشور آمریکا و یا کشورهای دیگه ، از نظر ظاهری ، که در اون کشورها هم همه نوع آدم با هرنوع سطح زندگی وجود داره ، متمول و پیشرفته هستن ، بخاطر اینه که توی باور های من این مسئله وجود داره.
توی قرآن در مورد شغل ، راه درآمد ، کیفیت پوشاک و مسکن پیامبران و سوالات و مشغله بشریت حرفی زده نشده است.در قرآن تنها در مورد توحید ، باور ، اصول و قوانین خداوند ، قدرت هایی که خداوند در اختیار انسان قرار داده (انسان نه مومنان) .
اگر ایمان ، باور ، توحید و ارتباط با اصل (خداوند) ، فارغ از جنسیت ، دین ، مذهب ، نژاد ، سن و … درست بشه ، سایر مواردی که من از اونها تحت عنوان اصل و اساس زندگی در ذهنم دارم ، و کل تلاش من اینه که به اونها برسم ، خودش در مسیر درست قرار داره و من بهش دسترسی پیدا میکنم.
و جعلنا لکم فیها معایش و من لستم له برازقین. (حجر ، 20)
و لقد مکّنّاکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش قلیلاً ما تشکرون (اعراف ،10)
اگر من در مسیر درست قرار بگیرم و باورهامو درمورد خداوند و قوانینش درست کنم ، اون موقع ، شرایط ، افراد ، اتفاقات ، ایده ها ، مسیرهایی برای من باز میشه تا منو به خواسته هایی که دارم میرسونه.
اگر من در درون خودم ، مسئله توحید رو درست کنم و اون رو مرجع تمام رفتار ، اعمال و دیدگاهم قرار بدم ، اون موقع به این یقین میرسم که اصلا نباید من در مورد رزق و مسکن و پوشاک و خوراک و مایحتاج و بقول قرآن معایشی که از دید من اساسیه ، نگران باشم.
(سوره یونس ، 31 )
انّ الله لهو خیرُ الرازقین.
سعی کن هرکاری میخوای انجام بدی ، اول باورای توحیدی رو در نظر بگیری.
اگه میخوای از کسی درخواست کنی ، اگه میخوای خونه مناسب پیدا کنی ، اگه میخوای مشتری مناسب گیرد بیاد ،اگر میخواد آدم مناسب توی مسیرت قرار بگیره ، …
اول باور درست رو در نظر بگیر ، بسازش توی ذهنت و فقط از خدا بخواه ، اگر از اینجا نشد ، بخودت بگو ، خدا از یه طریق دیگه به من کمک میکنه ، از طریقی که برای من بهتر و مناسب تره و به موفقیت و خوشبختی من کمک میکنه.
خداوند ، تنها قدرت جهانه ، قدرت بی انتهای خلق زندگی من رو به من داده.
از چه طریق ؟
از طریق باورهام ، فرکانسم ، افکارم ، ورودی هام ، کانون توجهم.
دیگران هیچ تاثیری توی شرایط و قدرت خلق زندگی تو رو ندارن.
این دیگران ، فرد خاص ، قانون من درآوردی خاص ، جامعه ، شرایط آب و هوایی ، شرایط خانوادگی ، استعداد ، سن ، جنسیت و هر عاملی بیرون از منه.اینا توی خلق زندگی من بی تاثیره.
همه چیز باوره.تو به اتفاقات و شرایط و تجربیات و نحوه برخورد افراد با خودت ، جهت میدی ، با باورهات ، با نوع نگاهت ، با احساسی که داری.
اگر فکر میکنی کسی میتونه یا میخواد که تورو اذیت کنه ، جلوی موفقیتت رو بگیره ، پس اینو تجربه میکنی.
امروز یادم نیست سر چه موضوعی بود ، ولی همسرم گفت : ببین من قبول دارم همه چیز به قلبت ، به باور و ذهن آدمی برمیگرده ، اما چطور باید این باورو ساخت؟
چون به خودم تعهد دادم که به اندازه شور و شوق افراد اونچیزی که میدونم رو بهشون توضیح بدم و طبق آموزش استاد پیش برم ، فقط به زدن یه مثال بسنده کردم.
گفتم عموم جامعه ایران شاید ، این طرز فکر رو دارن و این باور رو دارن که اتفاقات و اورژانس بیمارستان نمازی شیراز ، شرایط خوبی نداره.
جالبه که همون پرستارایی که توی اون بخش هستن ، گردشیه و توی بخش بستری هم هستن.
با خودت فکر کن چطور میشه که این افراد دوتا رفتار کاملا متفاوت رو با افراد دارن؟
اونم به فاصله یه طبقه ساختمون.از همکف میرن طبقه یک ، خوش اخلاق ، پیگیر ، خوش برخورد ، با حوصله ، و همه ویژگی های خوب رو دارن.اما … .
که البته برای خودمم یادآوری و مثال خوبی بود و باورام نسبت به سیستم و قوانین جهانی خداوند بهتر شد.
خدایا شکرت.
هیچکس و هیچ عاملی در زندگی من اثرگذار نیست و نمیتونه تاثیری چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی داشته باشه.اما باید به این موضوع هم توجه کنم که خداوند توی قرآن میگه :
قولوا للنّاس حسناً …
و این نکته ای بود که من اون اوایل که داشتم این مباحث رو گوش میدادم بهش توجهی نداشتم.
برای رسیدن به موفقیت :
هوش و استعداد ، تحصیلات ، طرز پوشش ، توجه به کلمات و بیان کلمات خاص و عامه پسند ، تبلیغات متنوع ، روش های بازاریابی خاص ، روش های فعالیت در شبکه های اجتماعی خاص و عواملی که اکثریت جامعه متفق القول هستند که برای موفقیت اینها نیازه ، نیاز نیست.
تنها عامل موفقیت ، درک و عمل به باورهای توحیدیه.قدرت دادن و حساب کردن روی یک قدرت واحده.قرار گرفتن توی مسیر درسته.
این مسیر که درست شد ، بعد هدایت میشی که چی بگی ، چه تبلیغی رو انجام بدی و با چه روشی ، چه پستی رو الان بذاری ، چجور با افراد برخورد کنی ، وقتی توی مسیر قرار بگیری ، خود به خود ، افراد به سمتت میان و ازشون عشق و احترام دریافت میکنی.
وقتی خودتو دوست داشته باشی ، جهان اطرافت تورو دوست دارن.
وقتی برای خودت ارزش قائل باشی ، جهان برای تو ارزش قائله.
وقتی به خودت احترام بذاری ، جهان برای تو احترام قائله.
وقتی خودت رو لایق داشتن امکانات خوب بدونی ، مسیر دریافت امکانات عالی برات فراهم میشه.
وقتی تو ، توانایی هات رو بشناسی و خودت رو توانمند بدونی ، دیگران جور دیگه ای به تو و قدرتت نگاه میکنن.
وقتی تو ، کاری که داری انجام میدی رو با عشق ، انجام بدی و در مسیر حرکت کنی ، لاجرم ، موفقیت به سمت تو میاد.
وقتی تو قدرت خلقی که خداوند بهت داده رو باور میکنی و آگاهانه برای خلق زندگی دلخواهت تلاش میکنی ، و ذهنت رو کنترل میکنی ، احساس امید و اشتیاق داری ، حالت خوبه ، و وقتی قدرت خداوند رو در اجابت خواسته هات باور داری ، و فقط از خداوند میخوای و دیگه توی کارش دخالت نمیکنی و تسلیم هستی ، موفقیت و ثروت و نعمت رو دریافت میکنی.
به اندازه باورت ، به اندازه شجاعتی که به خرج میدی ، به اندازه عمل کردن به قانون.
هیچ کس نمیتونه ، توی زندگی ما اثر بذاره ، اگر بخواد بد ما رو بگه ، با ما دشمنی کنه ، یا هرچیز دیگه ، اگر ما بهش قدرت ندیم ، در نهایت به نفع ما عمل میکنه.
اگر کسی بد مارو بگه ، داره به نفع ما عمل میکنه و کاری میکنه که بقیه مارو بشناسن.
اگر کسی بخواد با ما دشمنی کنه ، انرژی و وقت و هزینه خودش رو تلف میکنه.
اما اگر ، من بهش قدرت ندم ، و منبع قدرت رو تنها و تنها خداوندی بدونم که قدرت خلق زندگی منو به من داده.
اصلا وقتی من باورامو درست کنم ، همه منو دوست دارن ، همه از من تعریف میکنن ، همه به من احترام میذارن.
(و باز هم این تعریف و تمجید و احترام ، از طرف خداوندیه که اینطور از طریق افراد داره به من عشق میده.)
خدایا شکرت.
من باور دارم که :
هرکاری که برای من انجام میشه رو خدا داره برای من انجام میده ، از طریق دستان خودش.
باور و افکار من ، دنیای منو میسازه.
هر نفر ، یه دنیای مجزا داره ، که با افکار ، باورها ، کانون توجه خودش ساخته میشه.
موضوع توحید یه امر کاملا درونیه ، و هیچکس توحیدی کامل و یا مشرک کامل نیست.
یچیزی بین این موارده ،
من باید این موضوع رو برای باورسازی و ایمان و توکلم در مورد خداوند جا بندازم توی درونم که حتی این مسئله توحید هم باید آرام آرام ساخته بشه ، باید تکاملش طی بشه.
حتی ابراهیم هم به خدا میگه برای اینکه قلبم مطمئن بشه ، نشونم بده که چطور مرده هارو زنده میکنی.
وقتی باورهای توحیدی رو توی وجودت ساختی و در عمل هم اجراشون کردی ، حتی اگر با حرکت توی مسیر ، یک سری اتفاق هایی که دوست داری بیفته ، رخ نده ، نمیگی عوامل بیرونی باعث میشه این اتفاق نیفته ، من چون تبلیغ نمیکنم ، اون تعداد مشتری که میخوام رو ندارم ، یا محل کارم ، کارم ، افرادی که دارم باهاشون کار میکنم ، چون فلانی از من اسمی نمیبره ، چون اینقد ساعت بیشتر تایم نمیذارم و … این خواسته من محقق نشده.
نه ، وقتی باورات درست باشه ، این رخ ندادن رو به صورت یه تضاد میبینی ، و با باور به اینکه : من مسئول 100 درصد اتفاقات زندگیم هستم ، و یجای باورای من در این مورد ایراد داره ، من یه سری مقاومت در این باره دارم که نمیذارم این خواسته من وارد زندگیم بشه ،
و با باور ( انّ مع العسر یسری ) و توجه به ( بما کسبت ایدیهم ، بما قدمت ایدیهم ) و با تغییر کانون توجهم به سمتی که دوست دارم رخ بده ، آرام آرام شاهد رخ دادن اتفاقات دلخواهم هستم.
نگاه توحیدی ، فارغ از هرگونه دین و مذهب و جنسیت و نژاد و سن و موقعیت جغرافیاییه.
اگر نگاه توحیدی درست بشه ، ثروت و سلامتی و عشق و روابط و خوشبختی و شادی و لذت و هرچیزی که بشه اسمشو نعمت گذاشت ، در مسیر طبیعی جهان به ما داده میشه ، این ها به صورت طبیعی در جهان وجود داره ، مثل اکسیژن ، جنگل انبوه ، چرخه آب ،
خورشید ، باران ، رشد گیاهان و … همه به صورت طبیعی داره انجام میشه.
عوامل بیرونی و فرعی :
دلار ، کسب و کار رقیب ، قیمت بازار ، تحصیلات ، شرایط آب و هوایی ، دیدگاه جامعه ، میزان اطلاعات جامعه از کسب کار من ، مقبولیت یا عدم مقبولیت توسط جامعه ، شرایط خانوادگی ، حرف مردم ، نظر مردم ، حمایت مردم ، نداشتن مدرک مناسب و مورد تایید ، قوانین من درآوردی جوامع ، روش های دیگه ، قیمت ، کیفیت ، برند های موجود ، تعداد فالورا ، توقع و خواسته اطرافیان ، وضعیت مالی کنونی ، نداشتن اطلاعات و دانش کافی و یا مهارت کافی نسبت به دیگران ، روش های بازاریابی ، روش های تبلیغات ، روش های غیر اصل برای موفقیت، نداشتن ارتباطات زیاد ،روش انجام و اجرای کار ، … .
وقتی توی مسیر درست قرار میگیری ، هدایت میشی به سمت خواسته هات ، شرایط مناسب اتفاق میفته تا تورو به سمت خواسته هات برسونه.
یادمه ، همیشه هرکاری میکردم ، وزنم کم نمیشد ، یا برای مدت کمی چند کیلو کم میکردم و باز برمیگشت به حالت قبل و یا حتی بدتر هم میشد.تا زمانی که در مسیر گوش دادن به فایلای استاد ، یه روز رفتم روی وزنه ، 99 کیلو و 800 ، و خداروشکر 100 کیلو نبودم.
همیشه تیشرت میپوشیدم و یا یه پیراهنی که اندازم بود ، و بقیه پیراهن هایی که توی کمد لباس بود رو نمیپوشیدم به هزار دلیل.
بعد از این ماجرا ، رفتم و لباس هامو پوشیدم تک به تک ، و یه تکونی خوردم ، گفتم من میخوام جوری لاغر بشم که همه این لباسا رو بتونم بپوشم. شرایطی پیش اومد که من سبک غذایی رو پیش بردم که هم انرژیم به مراتب بیشتر شد ، و هم اون مواد نامناسبی که نباید میخوردم رو کاملا ترک کردم ، و حتی جوری بود که هوس نمیکردم که بخورم.
روزی یکبار غذا میخوردم و به راحتی و بعد از حدود فکر کنم 4 ماه ، به هدفی که در نظر گرفته بودم رسیدم. و الان که بهش فکر میکنم ، همش هدایتی بود ، و اگر غذایی که نباید میخوردم ، جلوم هم بود ، میلی بهش نداشتم.
خدا رو هزار مرتبه شکر .
تله های شرک آمیز :
پیگیری رقبا ، پیگیری روند فعالیت کسب و کارهای موفق در حوزه کاریت ، ساختن یه محصولی که به فکر خودم الان اکثریت بهش نیاز دارن ، فعالیت توی رشته ای از کسب و کارم که به فکر خودم خیلیا بهش نیاز دارن ، درخواست کردن از فلانی برای فعالیت توی اون مرکز (با این ذهنیت که هم مهارتم بیشتر بشه و هم شناخته بشوم “از اون طریق”) ،
بگم به فلانی که تو به اون دوستت یا آشنایی که داری بگو تا اصلا شده حتی درصدی کارای منو به مشتری هاش بگه ، یکاری رو انجام بده برای فلانی تا مسئلش حل بشه شاید و این بشه برات تبلیغ و … .
خدایا شکرت که دارم کم کم با خودم رو راست میشم ، خودافشایی میکنم ، برای خودم ، که این کار من ، این رفتار من ، این درخواست من ، ناشی شده از شرک بوده ، و طبیعتا نتیجش جالب نیست و از قبل مشخصه.
فاکتور اصلی توحیده ، من با افکار و باورای توحیدی ، با افکار خودم ، با قدرتی که خداوند برای خلق زندگی دلخواهم بهم داده ، با حساب کردن روی قدرت خداوند ، و بی تاثیر دونستن قدرت و تاثیر دیگران در زندگیم ، زندگی دلخواهم رو میسازم.
خداوند برای من تصمیم نمیگیره ، یا به من میده به اون نمیده ، خداوند یکسری قوانین بدون تغییر داره که هرکسی ، فارغ از مذهب ، جنسیت ، تحصیلات ، سن ، نژاد ، ازش استفاده کنه ، به سعادت در دنیا و آخرت میرسه.
ربنّا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه ،
فتوکل علی الله ، والله یحبّ المتوکلین.
.
.
.
آدمهایی که قدرتی برای رساندن من به خواستههایم ندارند، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمتها به زندگیام ندارند. پس همانگونه که روی آنها حساب نمیکنم، از گزندشان هم بیمناک نمیشوم. مجموع این دو نگاه، توحید را برایم معنا کردو به من یاد داد تا روی چه نیرویی باید حساب کنم.
سپس هرچه بیشتر قرآن را خواندم، بیشتر ارتباط میان «توحید» و آنچه خداوند «سعادت دنیا و آخرت» میداند را درک کردم و فهمیدم، «توحید»، تنها اصل و اساس قوانین زندگی است.
به یقین، دلیل تمام موفقیتهای زندگیام، اجرای توحید در عمل بوده است. به همین دلیل رسالت من با اشاعه توحید در جهان آغاز شد و تمام آموزشهایم بر «درک و اجرای این اصل در تمام جنبههای زندگی» استوار گردیده است.
توحید یک اصلی درونی است. توحید نگاهی جدا از هر دین و مذهب است که میگوید: زندگی ما، تماماً توسط باورهای خودمان رقم میخورد.
توحید، منطق ابراهیم برای شکستن بتهاست تا نشان دهد آنها حتی قادر به نجات خودشان از گزند یک تبر نیستند، چه برسد به نجات آدمها.
توحید، یقین ابراهیم است که میتواند درک کند هاجر و اسماعیل به اندازهی او به ربّ متصلاند. پس با خیال راحت آنها را در بیابان میگذارد.
توحید، توکل، سرسپردگی، تسلیم و اعتماد ابراهیم به درستی الهاماتش است که، میتواند اسماعیل را به قربانگاه ببرد.
نگاه توحیدی، ایمان ابراهیم به عدم تأثیر هرگونه عوامل بیرونی است که خود را در عمل، هنگام ورود به آتش نشان میدهد. چون میداند حتی آتش قدرتی برای صدمه زدن به او ندارد، اگر قدرتش را باور نکند
ما که انتظار نعمتهای بیشمار را داریم، باید از خود بپرسیم چقدر توانستهایم این نگاه توحیدی را داشته باشیم؟!
و اگر این نگاه را ساختهایم، چرا دست از نگرانی درباره عوامل بیرونی برنداشته ایم؟!
چرا میترسیم حتی اگر مسیر درست را برویم، کار درست را انجام دهیم و باورهای خوبی بسازیم، ممکن است یک حادثه غیر مترقبه یا قدرت بیرونی مثل قانون دولتی، رأی یک سیاستمدار، لغو یک قانون، قیمت دلار، سیل و زلزله و … ریشه بنایی را ویران کند که، در تمام این سالها ساختهایم؟
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
این نگرانیها همان بخشهای ساخته نشدهی توحید در نگاهمان است.
نگرانی ها و ترس هات رو پیدا کن ، باید سرکوبش کنی ، باید ازشون بگذری . اگه برات مهمه ، اگه برات مهمه که به چی برسی ، چیو تجربه کنی .
همان منافذی است که برای ورود شیطان به عنوان نماد کمبود و ترس، باز گذاشتهایم و همان بخشهای ساخته نشدهی باورهای قدرت مندکننده و ثروت آفرین است.
میزان ورود نعمتها به زندگی ما، به اندازه باورهای توحیدیمان است.
به اندازهی یقین به این قانون که: «فرکانسهای خودمان زندگیمان را خلق میکند»، توحیدی میشویم و به همان اندازه نیز، در آرامش میمانیم، از خطرها مصون میمانیم، آتش برایمان گلستان میشود، عدو سبب خیر میشود و برکتها راهشان را به سوی زندگیما پیدا میکنند.
تمام نتایج زندگی من، حاصل تلاش برای قدرت دادن به باورهای توحیدیام بوده است. تا روی آدمها حساب نکنم و روی قدرتی حساب کنم که، قدرت خلق هر خواستهای را به من بخشیده و هدایتگر من در مسیر هر خواستهای گشته.
این نگاه توحیدی است که، هر روز نعمتهای بیشتری را روانه زندگیام میسازد و عزّت، ثروت، عشق و سلامتی بیشتری به من میبخشد. نه به این دلیل که من فردی خاص هستم، بلکه اصل فقط توحید است و آدمهای زیادی درباره درک این اصل مهم، دچار سوء تفاهم شده و به فرعیات بیهوده چسبیدهاند.
اساسی ترین تلاشهای بشر در تمام اعصار تاریخ، صرف تأمین خوراک، پوشاک و مسکن بوده است. یعنی همیشه این موضوعات را اصل دانسته و به خاطرش اینهمه جنگ به راه انداختهاند. اما وقتی وارد قرآن میشویم و داستان زندگی پیامبران را میخوانیم، هیچ اثری از این دغدغهها که کل بشریت درگیرش بوده، نمیبینیم. دغدغه زندگی هیچ پیامبری تأمین سقف بالای سر، امرار معاش یا یافتن شغلی برای پرداخت هزینههایش نیست، چون اصل چیز دیگری است.
قرآن یکصدا توحید را فریاد میزند، آن را اصل میداند و خداوند همه چیز، جز شرک به خودش را میبخشد. چون امکان ندارد شرک بورزیم و تجربه خوبی از زندگی داشته باشیم. اما اگر توحید را درک و اجرا کنیم، قطعاً به مسیر راهکارهای ثروتآفرین هدایت میشویم و ثروت به صورت طبیعی راهش را به زندگیمان مییابد.
با این حال، آدمهای زیادی اصل را رها و درگیر فرعیاتاند. تداوم کسب و کارشان را درعوامل بیرونی میبینند و نه باورهای خودشان. برای همین هر دلیلی را بررسی میکنند الّا باورهایشان و روی هر عاملی حساب میکنند الّا خداوند.
به جای ساختن باورهای قدرتمندکننده و توحیدی، به دنبال آموختن روشهای بازاریابی، شیوه جلب مشتری، تبلیغات و … اند.
به جای ساختن باور احساس لیاقتِ تجربه عشق، به دنبال جراحی زیباییاند.
به جای ساختن باور فراوانی، به دنبال یافتن دنبالکنندگان و لایکهای بیشترند.
به جای ساختن باور توانایی بدن در ساختن سلامتی، به دنبال یک پزشک و داروی بهتراند.
آنها هزاران عامل را، به عنوان عامل اصلی لحاظ میکنند، الّا توحید و توکل را، که اصل است و این وعده را میدهد:
تو به عنوان بخشی از نیرویی که ذاتش فراوانی، سلامتی، ثروت و عشق است، میتوانی با باور کردن رابطهات با این نیرو و باور کردن فراوانی نعمتها، سلامتی و عشق، راه ورود آنها را به زندگیات را باز نگه داری و به شکلی طبیعی تجربهشان کنی.
وقتی در مسیر توحید قرار میگیری، مشتریها پیدایت میکنند، ایدههای ثروتساز سراغت میآیند، قلبهای مهربان اطرافت جمع میشوند و به تو عشق میورزند و بدنت ساختن سلولهای سلامت را آغاز میکند.
وقتی در مورد سلامتی و عملکرد سیستم بدن میخونم و این موضوع رو با TCM مطابقت میدم ، درک میکنم که استاد میگه دیدگاه توحیدی ، مذهب نمیشناسه.نژاد نمیشناسه.
سیستمی که انرژی حیاتی بدن رو ناشی از انرژی ماورایی میدونه که همه پدیده های مادی (بدن، گیاهان) و غیر مادی (ذهن ، روح ، هوا) رو خلق کرده و بدن انسان با نفس کشیدن ، غذا خوردن و نوشیدن ، انرژی حیاتی ذخیره شده در این پدیده ها رو فرآوری میکنه و در جهت بقا ، سلامتی ، بازسازی و حتی انتقال به نسل بعدی ازش استفاده میکنه.
خدایا شکرت ، هرچی بیشتر بهش فکر میکنم ، بیشتر درک میکنم که چرا؟
خدایا شکرت.
در پناه ذات لایموت رب العالمین ، مورد رحمت و برکت نعمت های خداوند در دنیا و آخرت باشید.
سلام به خداوند یکتا و قدرتمند. سلام به استادان دانشگاه توحیدی و همه دوستان این سایت عالی. عاشق این فایلهای توحیدی هستم به نظرم درک همین موضوع کافی هست برای موفقیت در هر زمینه از زندگی خیلی خوشحالم که تو این مسیر قرارگرفتم وهدایت شدم که گوش کنم وببینم و درک کنم وروی باورهایم کار کنم منی که از دید بقیه توی خانواده و همه فامیل فرد خیلی باایمان نمازشب خون خیلی باخدا ینی دیگه همه میگفتن تو جات ته ته بهشته دیگه نمیدونین استاد عزیزم اما الانکه به این آگاهیها رسیده ام اعتراف میکنم که باورهای شرک آلودی داشتم و مسیرم اشتباهی میرفتم داستان هدایت منم جالبه حالا میگم براتون با تضادهایی که بهش برخورد کردم از لحاظ سلامتی و روابط دیگه کلا وضعیت خرااااااااب دیگه نگم براتون استادجانم با نماز و دعا واین چیزا دیگه یکم خودمو آروم میکردم اما کلا بهم ریخته بودم دیگه یروز که با خدا صحبت کردم گفتم خدا دیگه خسته شدم بعدش با شما آشنا شدم چیزایی میشنیدم که تاحالا نشنیده بودم هم برام جالب بود هم عجیب خیلی به دلم نشستین وهر روز آرومتر میشدم بعد از چند روز که همینطور گوش میکردم وحالم هی بهتر میشد یه شب توی خواب دیدم که یه موجود خیلی وحشتناک وزشت دنبالم میومد ومن میخواستم فرار کنم اما نمیتونستم یه نفر منو گرفته بود نمیذاشت برم در حین اینکه تلاش میکردم فرار کنم گفتم خدایا این کیه این چیه که افتاده دنبال من ویه صدایی بلند گفت شیطان گفتم وای چقدر زشته وبه اون کسیکه منو گرفته بود گفتم تو اگه میخوای بمونی بمون ولی منو رها کن من میخوام برم و یهو خودمو رها کردم و رفتم ویه لحظه برگشتم ببینم که دنبالم میاد یا نه دیدم شیطان ایستاد و اون شخصی که منو گرفته بود داشت به شیطان لبخند میزد وبعد از خواب پریدم خیلی خیلی ترسیده بودم و تصویر خیلی برام واضح بود انگار که تو واقیعت دیده بودم خلاصه فهمیدم توی مسیر ایمان افتادم وشیطان نمیخواد بذاره و جلوی منو میخاد بگیره ولی من که عاشق خدا بودم و هستم به راهم ادامه دادم و دارم سعی میکنم موفق و موفقتر بشم خداروشکر میکنم بخاطر اینکه به درخواست من پاسخ داد ومنو هدایت کرد سپاسگذارم از شما استاد عزیزم و مریم جانم به امید الله همیشه سلامت وشاد وآرام وثروتمند وخوشبخت سعادتمند در دنیا وآخرت باشید به امید دیدار
سلام و درود به دوستان عزیز و کسانی که دوست دارن توحیدی فکر کنن ،عمل کنن ،و باور دارن که خداوند مالک همه ماست و اون به من قدرت خلق داده و وظیفه خودش کرده هدایت کردن رو…
توی این روزهای به ظاهر نازیبا کنترل ذهن ،عمل کردن به دانسته ها،کنترل کانون توجه و احساس خوب داشتن ،وظیفه ماست .استاد عباسمنش عزیزم یه سلام و درود مخصوص هم به شما دارم که با اشتراک گزاشتن الهامات و هدایت هاتون در همه این سالها باعث هدایت انسان هایی شدید که طالب هدایت شدن بودن،به قول خودتون ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است،شما در همه ی این سالها گفتید که جهان هر فرد مجزا با هر فردی هست و هر کسی پاسخ فرکانس های خودش میگیره و هیچوقت تر و خشک باهم نمیسوزن با استناد به کلام خداوند،هر وقت که میخواست عذابی نازل بشه کسانی که در فرکانس عذاب نباشه قبل از عذاب هدایت میشد به خروج از منطقه عذاب،نشانه امروزم توحید بود من به نشانه هام ایمان دارم من ایمان دارم که توحید اصل و اساس جهان هستی و در این شرایط هم باید به زیبایی ها توجه کرد این وظیفه من به عنوان بنده است توکل کردن به خدا و امید و ایمان داشتن تنها وظیفه و کاری هست که من میتونم انجام بدم ،همین و بس.
1404/3/26روز345
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد و مریم عزیز ودوستان گل
خدایا شکرت که امروز هم بیدارشدم و میتونم نفس بکشم
این روزا دارم تمرین توحید میکنم و ازخدای مهربونم میخوام که ایمانم و قوی کنه امروز خداروشکر خیلی خیلی بهتر از روزای قبل تونستم ذهنمو کنترل کنم خداروشکر و سعی میکنم احساس بهتری داشته باشم
البته یادمه استاد عزیزم بارها توی فایلهای مختلف مخصوصا توی عشق و مودت میگید که وقتی شرایط جوری نیست که بتونیم احساسمون و خوب نگه داریم باید بریم سراغ کارهای که حواسمون حداقل پرت کنه تا کمی احساسمون تغییر کنه
خوب خداروشکر امروز سعی کردم ورزش هوازی کنم و بعد با خوانواده برم بیرون و هدایت شدم که امروز برای خودم یک کتونی زیبا به مبلغ 3میلیون بخرم خداروشکر و دیدم که افرادی که توحیدی هستن دارن زندگیشون و خیلی طبیعی و دارن طی میکنن حتی فروش هم دارن و من هم یکی از مشتری هاشون بودم خداروشکر. اومدم رفتم دوش گرفتم و خداروشکر میکنم که امروز احساسم و تونستم بهتر کنترل کنم خدایا خودت کمک کن که در راه درست و بمونیم خدایا خودت هدایتمون کن
بسم الله الرحمن الرحیم
اشهدُ ان لا اله الا الله
تا حالا چند بار این جمله را شنیدم؟ چندبار گفتم ؟ چند بار با قلبم پذیرفتم؟
هیچ خدایی جز او نیست یعنی چی ؟
اصلا معنی خدا تو ذهن ما چیه ؟
مثلا می گوییم فلانی خدای ریاضی است فلانی خدای
دیزاین است
یعنی کسی را بالاتر از اون ، در اون زمینه نمیدونیم.
هیچ کی غیر اون را قبول نداریم .
حالا چقدر قبول دارم خدا تنها قدرت و تنها مالک جهان هستی است؟
میزان ورود نعمت ها به زندگیم نشان دهنده اندازه باور من به قدرت و مالکیت یگانه الله است.
به میزانی که قبول دارم این تنها قدرتِ عالم وجود، در عین عدالت ، سرنوشت و شرایط زندگی من را دست خودم داده است . من را مالک و خالق اتفاقات دنیای خودم کرده . اختیار داده روی زمین هر کدوم از ما دنیاهای خودمون را با افکارمون بسازیم، به همون میزان از نعمت ها بهره مندم و خوشبخت.
زندگی ما تو حوضچه خوشبختی بنا بوده باشد این حوضچه تنها منبع ورودی آبش از مجرای توحید است.
حالا ما با باورهای شرک آلود هر بار یک سنگی جلوی ورود آب را به این حوضچه می گیریم و بسته به بزرگی سنگ که از بزرگی اون باور تو ذهنون درست شده ورود آب به حوضچه را کم و کمتر کردیم
امکان ندارد شرک بوزی و تجربه خوبی از زندگی داشته باشی.
شرک یعنی قدرت دادن به غیر خدا
قدرت دادن به هر عاملی غیر خدا
وقتی نگرانی وقتی ترسیدی آرامش نداری یعنی داری شرک می ورزی یعنی ایمانت متزلزل شده یعنی ایمانت مریض شده
کل داستان همینه.
آدمهایی که قدرتی برای رساندن من به خواستههایم ندارند، قدرتی هم برای مانع شدن در برابر ورود نعمتها به زندگیام ندارند.
وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلَا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
﴿107﴾ یونس
و اگر خداوند زیانی به تو رساند، هیچکس جز او آنرا بر طرف نمیسازد، و اگر اراده خیری برای تو کند هیچکس مانع فضل او نخواهد شد، آنرا به هر کس از بندگانش بخواهد میرساند و او غفور و رحیم است.
اگر حوضچه زندگیم پر آب و تر وتازه نیست یعنی هنوز به این ایمان نرسیدم که من خودم و تنها خودم خالق 100 درصد شرایط زندگیم هستم
این باور به جملات تاکیدی گفتن نیست .
وقتی این باور درونی و قلبی شده که من شخصیتم تغییر کرده باشد نه حرف هایم.
نشانه تغییر شخصیت تغییر عملکرد است
یک رفتار متناسب با اون باور باید از من سر بزند .
هرچند کوچک باشد
مثل اینکه از خدا بپرسم الان چکار کنم ،عوض از دوست و آشناها که همیشه ازشون می پرسیدم .
این یعنی تغییر هرچند کوچک
این باور اصل تمام زندگیست
بقیه باورها تحت الشعاع این باور قرار می گیرند
حتی باور فراوانی
وقتی توحید درست باشد می گویی خدایی که این همه موجودات تو دریا و صحرا و دشت و کوه را روزی میدهد به منم روزی میرساند
اون خدایی که این میلیاردرها سال زمین را ثابت تو مدارش نگه داشته نور خورشید بهش رسونده
میلیون ها سال خاک زمین استفاده شده باز هم معادن دارد باز هم حاصل خیز است
همون خدا همون خدا همون خدا از خزانه گنجش روزی من را میدهد
خداوندا ایمانم را قوی، اتصالم را دائمی، توکلم را زیاد و بند اعتمادم را به خودت محکم کن.
به نام هدایت الله
سلام خدمت خواهر عزیزم نفس دوست ارزشمند و توحیدی وفعال سایت
از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما میتوانم حس کنم ولذت ببرم
آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را در زندگی خود داشته باشید
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام به نفیسه جانِ جانانم.
دلم برات تنگ شده بود و این کامنتِ قشنگ، بهانه ای شد برای نوشتن برات.
بسیار لذت بردم از این قسمت و برام یادآوری زیبایی بود:
وقتی این باور درونی و قلبی شده که من شخصیتم تغییر کرده باشد نه حرف هایم.
نشانه تغییر شخصیت تغییر عملکرد است
یک رفتار متناسب با اون باور باید از من سر بزند .
این دومین بار برای امروز هست که این جمله برخوردم:
مثل اینکه از خدا بپرسم الان چکار کنم ،عوض از دوست و آشناها که همیشه ازشون می پرسیدم .
اولین بار تو فایل استاد شنیدم، الانم تو کامنت شما خوندم.
گاهی یادم میره میشه از خدا پرسید.
از خدا راهنمایی و هدایت خواست.
فرقی نداره برای چه چیزی، از یه سوال ساده و غیر ضروری بگیر تا یه سوال مهم و ضروری.
برای خدا که فرقی نداره.
کوچک و بزرگ فرقی نداره.
چون همه چیز ارزشمنده و به همون میزان با عشق به درخواست ها پاسخ میده.
حالا چی میشه که من یادم میده برای همه چیز، همه چیز، از کوچک تا بزرگ ذهن خودم، رو از خدا بپرسم، بخوام، برمی گرده به میزان باور من به خدا.
خیلی زیبا نوشتی از اینکه به میزان باور من به خدا، همون میزان تو زندگیم نعمتها شاملِ حالم میشه.
مرحبا برای استمرارت در نوشتنِ کامنت.
مرحبا برای کامنت های قشنگ و دلی و عمیقی که مینویسی.
ماچ به روی ماهت.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت