توحید عملی | قسمت 8
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، مرز میان یک زندگی سراسر ناتوانی و یک زندگی سرشار از «خالق شرایط بودن» را ترسیم میکند. استاد عباسمنش در این قسمت، با نگاهی توحیدی و متفاوت به مفهوم شرک و توحید، پرده از دامهای پنهانی برمیدارند که ذهن، همواره از آن طریق ما را از تجربه زندگیای سراسر خوشبختی محروم میکند.
مفهوم اصلی و کلیدی این فایل، بازتعریف واژه شرک در دنیای مدرن است. برخلاف تصور رایج، شرک تنها بتپرستی سنتی نیست؛ بلکه شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی بیرون از خودتان. هر زمان که تصور کنید عواملی مانند ژنتیک، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده، تربیت دوران کودکی یا حتی گروههای مخفی و مافیا قدرت دارند که خوشبختی، سلامتی یا ثروت شما را تعیین کنند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. این نگاه، قدرت را از دستان خداوند (که قدرت مطلق است و این قدرت را بهواسطه قوانینش به شما تفویض کرده) میگیرد و به عوامل بیرونی میدهد.
استاد با اشاره به بحثهای علمی رایج درباره تأثیر ژنتیک بر شادی یا سلامتی، این نکته حیاتی را آموزش میدهند که:
مهم نیست دانشمندان یا اخبار چه میگویند، مهم این است که مواظب باشید تنها آنچه را باور کنید که به شما قدرت میدهد.
اگر درباره ناخواسته ای در زندگی خود، باور کنید ژنتیک عامل اصلی در تغییر آن ناخواسته است در حالیکه به قول دانشمندان ژنتیک شما متفاوت است، یعنی پذیرفتهاید که قربانی هستید و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارید. از آنجا که جهان، آینه باورهای شماست، مغز شما بلافاصله تمام شواهد را برای اثبات ناتوانیتان از تغییر آن شرایط را جمعآوری میکند و به این شکل مخفی، شما قدرت تغییر شرایط را از خودت می گیری و قربانی شرایط می شوی.
در این مسیر، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی میکند تا به جای قربانی شرایط بودن، خالق شرایط دلخواه در زندگی خود شوید.
دوره احساس لیاقت ذهن شما را برنامه ریزی می کند تا درک کنید که فارغ از هر عامل بیرونی یا شرایطی که بیرون از شما در جریان است، شما بهواسطه ذات الهی خود، لایق تجربه زندگیای سراسر سلامتی، آرامش و ثروت هستید و فارغ از اینکه شرایط کنونی شما چیست، به اندازه ترمیم احساس لیاقت درونی خود، شرایط زندگیتان سریعاً بهبود پیدا میکند.
در ادامه، استاد عباسمنش با واکاوی دقیق کارکرد مغز، توضیح میدهند که چرا ذهن ما عاشق پیدا کردن مقصر بیرونی است.
ذهن برای فرار از مسئولیت تغییر و حرکت، بهدنبال بهانه میگردد. اگر شما ثروتمند نیستید، ذهنتان میگوید «تقصیر دولت است»؛ اگر بیمارید، میگوید «تقصیر ژنتیک است»؛ اگر عصبی هستید، میگوید «تقصیر اخلاق موروثی خانواده است». استاد با بیان تجربیات عمیق از زندگی شخصی خود، این درس بزرگ را منتقل میکنند که شرایط گذشته، هرچقدر هم سخت یا متفاوت باشد، دلیل بر آینده شما نیست. ایشان توضیح میدهند که چگونه برخی افراد، سختگیری والدین را عامل بدبختی میدانند، درحالیکه برخی دیگر رفاه و آسانگیری بیشازحد والدین را مانع پیشرفت خود معرفی میکنند. این نشان میدهد که شرایط بیرونی خنثی هستند و این نوع نگاه و باور ماست که به آنها معنا میدهد. تا زمانی که شما بهدنبال توجیه وضعیت خود با عوامل بیرونی هستید، در مدار شرک قرار دارید و راه هدایت به سمت تغییر شرایط نادلخواه را بر خود بستهاید.
در بحث سلامتی و تناسب اندام نیز، ایشان به زیبایی نشان میدهند که چگونه شکستن بُتی به نام «ژنتیک» و پذیرش مسئولیت سلامتی و تناسب اندام، میتواند نتایجی را رقم بزند که از نظر علم پزشکی یا باور عمومی، غیرممکن به نظر میرسد. درس بزرگ این است:
تنها زمانی نتایج تغییر میکنند که شما بپذیرید «من» عامل هستم، نه هیج عاملی بیرون از من.
برای درک عمیقتر اینکه چقدر لایق تجربه زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها هستید و چقدر قدرت ایجاد این شرایط در دستان شماست، باز هم تأکید میشود که آگاهی های دوره احساس لیاقت را بارها مرور کنید، زیرا این دوره ریشههای شرک خفی (احساس بیارزشی، احساس قربانی بودن و ناتوانی در برابر تغییر عوامل بیرونی) را در وجودتان خشک میکند و قدرتی را در وجود شما بیدار میکند تا مسئولیت تمامیت شرایط زندگی خود را بپذیرید و به جای احساس قربانی داشتن، برای تغییر آن شرایط، با ایمانی شکستناپذیر، قدم بردارید.
بخش دیگری از این آموزش تکاندهنده، به موضوع توهم توطئه و قدرتهای پنهان (مانند ماتریکس) اختصاص دارد. باور به اینکه گروههای مخفی، خانوادههای خاص یا قدرتهای شیطانی جهان را کنترل میکنند و مانع موفقیت شما میشوند، یکی از بارزترین مصادیق شرک در دنیای امروز است. استاد عباسمنش هشدار میدهند که این باورها تنها شما را ضعیف، ترسو و محدود میکنند. تاریخ و سرنوشت کسانی که مروج این تفکرات بودهاند، نشان میدهد که باور به این قدرتهای پوشالی، جز زندان، انزوا و شکست نتیجهای نداشته است.
توحید یعنی باور به اینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند (و قوانین او که به افکار شما پاسخ میدهند) از درخت نمیافتد. اگر باور کنید دنیا پر از کمبود است، کمبود را تجربه میکنید؛ اگر باور کنید دنیا تحت کنترل ظالمان است، ظلم را جذب میکنید. اما اگر همانند استاد، باور کنید که جهان پر از انسانهای شریف، فرصتهای بیپایان و خدایی است که تنها خیر و برکت را برای شما میخواهد، دقیقاً همان را تجربه خواهید کرد. جهان به فرکانسهای شما پاسخ میدهد، نه به واقعیتهای خبری. بنابراین، وظیفه شما این است که ورودیهای ذهن خود را کنترل کنید و تنها باورهایی را بپذیرید که به شما احساس قدرت، آرامش و امید میدهند، حتی اگر تمام دنیا خلاف آن را بگویند.
تمرین این قسمت:
انجام این تمرین میتواند نقطه عطفی در خودشناسی شما باشد. در بخش نظرات این قسمت، با صداقت و شجاعت بنویسید که:
الف) چه باورهای محدودکنندهای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرتهای جهانی) دادهاند؟
- این باورهای شرکآلود، چه موانع یا ناخواستههایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟
- بهمحض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرکآلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟
چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفتهاند؟ - چطور بهخاطر آن باورهای شرکآلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفتهاید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی دادهاید؟
ب) وقتی آن باورهای شرکآلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)
- بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرکآلود قبلی کنید؟
- و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟
نوشتن این تجربیات، نهتنها ردپایی ارزشمند برای آیندگان خواهد بود، بلکه به شما کمک میکند تا با شناسایی این ترمزهای مخفی، با سرعت و قدرت بیشتری به سمت خواستههایتان حرکت کنید. یادتان باشد، شما قربانی شرایط نیستید، شما خالق زندگی خود هستید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت 8395MB31 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت 830MB31 دقیقه






بنام خالق یکتا ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست
وَتَبَارَکَ الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَهِ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ
بلند مرتبه است، آن که حکومت آسمان ها و زمین و آنچه میان آنهاست براى اوست و آگاهى از قیامت مخصوص اوست و به سوى او باز گردانده مى شوید
خدایا سپاسگزارم بخاطر شب که مایه آرامشم قرار دادی ،سپاسگزارم بخاطر ماه وستارگان درخشان که نه تنها زیبنده آسمانند، بلکه جلوه ای از عظمت وقدرت توائند
خدایا سپاسگزارم که مراخالق زندگی ام وارزشمند آفریدی ،سپاسگزارم بخاطر قوانین ثابتی که بر جهان حاکم کردی
خدایا سپاسگزارم بخاطر قدرتی که به من میدی تا این قدمهای کوچیک رو بردارم وزندگی ام رو بهبود ببخشم
خدایا سپاسگزارم بخاطر وجود هرلحظه خودت در زندگی ام ،بخاطر آرامش وآسایشی که دارم
سلام به استاد عزیزم، به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام
خدایا تنها تورا میپرستم وتنها از تو یاری میجویم مرابه راه راست راه کسانیکه به آنان نعمت داده ای ونه غضب شدگان وگمراهان هدایت کن .آمین
شرک نقطه مقابل توحید است
شرک یعنی قدرت دادن به عوامل بیرونی
شرک یعنی قدرت دادن به افراد دیگه ،یعنی قدرت دادن به ژنیتیک
شرک یعنی قدرت دادن به شرایط، افراد ..که میتونه برای ما تصمیم بگیرد وخوشبختی وبدبختی مارو رقم بزند
تنها گناهی که در قرآن بخشیده نمیشه ،شرک هست
اگر من بپذیرم که شادی وخوشبختی هم به ژنتیک ربط دارد آنوقت اگر من نتونم شادی وخوشبختی رو تجربه کنم یا در خودم ایجاد کنم ،میگم من تلاشم رو کردم ولی ژنتیکم جواب نداد
مواظب باشیم که چه چیزهایی رو میپذیریم، چه چیزهایی رو باور میکنیم چون مغز ما در شرایط سخت همیشه دنبال پیدا کردن مقصر هست ،دنبالِ اینه که بگه من مشکلی ندارم ،دیگران مشکل دارند ژنتیک مشکل داره
وقتی که میخواهیم به یک عامل بیرونی قدرت بدیم یادمون باشه که داریم شرک میورزیم ،یادمون باشه که داریم قدرت رو از خدا میگیریم و
به کس دیگری میدیم
درخیلی از مسائل ما برای اینکه خودمون حرکت نکنیم ،برای اینکه خودمون تغییر نکنیم دنبال یه عامل بیرونی میگردیم که بگیم تقصیر ما نیست
خدایا شکرت که هرچقدر من این آگاهیها رو بیشتر درک کنم وطبق آن عمل کنم آرامش واحساس خوب بیشتری دارم
استاد،در خانواده ما پدرم وهمه عموهام ناراحتی قلبی دارند ،با اینکه همه میگفتند این ارثی هست من خودم هیچ وقت نپذیرفتم ولی دخترعموهام وآبجیم همیشه اینو می گفتند واونا دقیقا چیزی رو تجربه کردند که باور کرده بودند وپذیرفته بودند ،ولی من چون هیچ وقت اینو باور نکردم حتی یک روز که دستم به شدت درد گرفت همه به من گفتند آره مربوط به قلبت هست این ارثی هست من گفتم ربطی نداره به اصرار خانواده رفتم دکتر ووقتی نوار قلبم گرفت ،گفت قلبش هیچ مشکلی نداره وبه احتمال زیاد به خاطر استرس هست وبعد از اون مشخص شد به خاطر آبله مرغان بوده
تجربه بعدی ام مربوط به قدرت دادن به دیگران هست
من زمانی که از همسر سابقم جدا شدم ایشون وپدرشون به بهانه های مختلف از من شاکی شدند ،استاد تنها جلسه ای که من بخاطر گوش دادن به حرف یکی ازآشناهامون که گفتند نمیتونی خودت از حقت دفاع کنی وکیل بگیر ومن وکیل گرفتم اون جلسه رای دادگاه به نفع همسرم صادر شد هرچند من متوجه اشتباهم شدم ودر دادگاه تجدید نظر با توکل به خداوند از حقم دفاع کردم ونتیجه برعکس شد ولی همانطور که شما همیشه می فرمایید
شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه ،بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب مخفی وپنهان است
خدایا شکرت که در مدار شنیدن این آگاهیها قرار داشتم ،شکرت هرروز دارم سعی میکنم توحیدی تر عمل کنم
عاشقتونم …..
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام به استاد گرانقدر وبانو شایسته عزیز
وسلامی به دوستان الهی ام در این سایت الهی
استاد جان من قبلاکامنت گذاشتم ولی الان که نماز خواندم ومشغول قرآن خواندن بودم به طرز شگفت آوری مچ ذهنم را گرفتم ویادم این حرف شما آمد که در یکی ازفایلها فرمودید به گفته پیامبر اکرم کفر دردل مؤمن مثل راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ سیاه در دل تاریکی شب هست استاد من تازه فهمیدم که این شرک چقدر میتونه خفی باشه سارای عزیز تو کامنتش اشاره کرده که شرک نفس کارها را زیبا میکنه دقیقا درسته خیلی باید حواست باشه
شرح ماوقعه :من قبل از عید بخاطر شرایطم چند ماهی میشد که خونه مامانم بودم به همسرم میگفتم میخوام عید خونه خودم باشم ایشون هم قبول نمیکردند به خاطر شرایط من یه روز بخدا گفتم این خواسته را تو بدلم انداختی من به دکتر وبقیه کار ندارم خودت هم نشونه ها رو بهم بگو تا بدونم مسیر وخواسته ام درسته یانه، همون بعدازظهر از صحبتهای دونفر از نزدیکانم که دقیقا در مورد جابجایی به منزل شخصی خودشون بود من جوابم رو گرفتم شبش بخدا گفتم حالا که درسته خودت راهش رو برام باز کن خانم صاحبخانه تماس میگرفت بهم میگفت بیا خونه من هستم ایشان طبقه بالا هستند بلاخره روزی دوسه بارمیام بهت سر میزنم وکاری داری انجام میدم ویا خواهر همسرم میگفت آره بیا من صبح تا ظهر تنهام میام دو سه ساعت پیشت منم حواسم نبودکه دارم بجای حساب کردن رو خودش رو بنده هاش حساب میکنم همسرم موافقت کرد آمدیم خونه همه حرف همسرم این بود که چون پله داریم سخته برات ولی خدا برام جوری درست کرد که راحت ترین کار شده بود برام واستاد نشون به آن نشون که خانم صاحب خانه که اصرار داشت در حد یکی دوبار آنهم ده دقیقه آمد به من سر زدو خواهر همسرم فقط در حد سرکشی با مامانش آمدند ولی خدا برامن جوری برنامه چید بدون اینکه به خواهردیگه همسرم حرفی بزنیم خودش پیشنهاد میده به همسرم که من روزا میام پیش فهیمه تنها نباشه این آبجیش که میگم یعنی اصلا از خونه بیرون نمیره برا من باور کردنی نبود والان وقتی خانم صاحبخانه درب باز کرد من متوجه شدم (صدا پایین میاد )هنوز داشتم به توحید وشرک فکر میکردم گفتم آهان فهیمه حالا فهمیدی چرا میگن شرک بصورت زیبا ظاهر میشه تا بجای حساب کردن رو خدا رو بنده اش حساب کنی درست خانم صاحبخانه وخواهر همسرم از روخیرخواهی بود ولی چون من رو حرف آنها حساب کردم هیچ کدام نیومدند واز آنجا که خدا همیشه هوای بنده هاش را داره راههای بهتری براشون باز میکنه وناخودآگاه من در یه لحظه خفی بودن شرک در این حد در ذهنم تجلی شد
خدایا ازت ممنونم که هرلحظه منو هدایت میکنی تا لایه های زیرین ذهنم را شخم بزنم ومنو متوجه رفتار وگفتار اشتباهم میکنی
استادجان از شما ومریم بانو بی نهایت سپاسگزارم با این سوالات واین فایلها فقط دنبال جستجو در درون خودمون هستیم یعنی من وقتی هنگام قرآن خواندم یه لحظه متوجه این موضوع شدم چقدر گریه کردم واز خدا طلب بخشش کردم چون داشتم سوره ص
در مورد قضاوت حضرت داود را میخواندم که بدون اینکه حرف دو طرف دعوی رابشنوه قضاوت میکنه وبعد از خدا طلب مغفرت کرد منم در آن لحظه حسی بهم گفت استغفار کن فهیمه وبعد هم آمدم سایت تا این تجربه را به اشتراک بزارم تا رد پایی بماند از خودم که همیشه یادم باشه توحید به عمل کردنه نه حرف زدن های زیبا
دوستتون دارم
در پناه حق شاد وسلامت وثروتمند وسعادتمند باشید در دنیا وآخرت
بنام خداوند جان وخرد
سلام به استاد خوش تیپ وخوش سلیقه وبانوشایسته خوشرو وخوش صحبت وسلامی به دوستان الهی ام در این سایت الهی
خداروشکر بخاطر یه روز دیگه ویه فرصت دیگه
شرک:قدرت دادن به هر عامل بیرونی ژنتیک،مدیر،مافوق،پدر ،مادر،جامعه،دولت
وماباید حواسمون باشه اگر حتی 1درصد قدرت را بدیم عامل بیرونی در مواقع سختی وروزهای که شرایط سخت میشه ذهن ما این 1 درصد رو میکنه 100
استاد جان باوری که از اول آشنایی من با شما وسایت خیلی به من کمک کرد والان هم تو زندگیم پررنگ تر شده این است که باور کردم قدرتمندترین فرمانروای جهان خداونده
(ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ
سپس از نطفه، لخته خونى آفریدیم، آن گاه لخته خون را پاره گوشتى ساختیم وپاره گوشت را به صورت استخوان هایى در آوردیم، و استخوان ها را با گوشت پوشاندیم، سپس آن را آفرینش تازه اى دادیم، پس شایسته ى تکریم و تعظیم است خداوندى که بهترین آفرینندگان است .
وخیلی هم نتایجش رو دیدم در زندگیم سابقم پدرهمسرم یه زمینی را به ایشون داده بودند تا خونه کنند وقتی ازدواج کردیم چون من با حقوق خودم آن خانه را ساختم سه دانگ آن خانه را کردند به اسم من بعد که دیگه مشکلات ومسائل مختلف پیش آمد ایشون وپدرشون به هر ترفندی متوسل شدند تا سه دانگ را از من پس بگیرند هروقت تو تنهایی خودم میگفتم خدایا یعنی چی میشه من اصلا پس اندازی ندارم هرچه پول وطلا داشتم دادم معمار تا سقف بالا سر داشته باشم ولی همیشه این حرف شما تو گوشم زنگ میزد قدرتی بالاتراز قدرت الله نیست تو فایلهای مختلف میگفتید این جمله ،بپذیر وباور کن اگرهم عالم جمع بشن وبخوان تورا زمین زنند تااو اراده نکنه نمیتونند اگر همه عالم جمع بشن وبخواهند تورا بالا هم ببرند تا اواراده نکنه باز هم نمیتونند، برگی بدون اذن خداوند بر زمین نمی افته
بادی بدون اراده او به جنبش در نمیاد چقدر آن روزها دلگرم این حرفها واین باورها بودم هردفعه آنها با وکیل میومدند ومن تنها میرفتم میگفتم وکیلم خداست وهر دفعه رای به نفع من صادر میشد آنها یا اعتراض میکردند یا ادعای خود را یجوری وتحت عنوان دیگه ای از دادگاه درخواست میکردند تا سری آخر که حتی دوتا وکیل از تهران گرفتند من به همسرم میگفتم آنها دوتا وکیل از تهران گرفتند من با دو وکیل گردن کلفت چطوری از حقم دفاع کنم همسرم همیشه بهم میگفت اصلا فرض کن همچین ملکی نداری بعد هم مگه خودت نمیگی خدا را داری پس ترس به دلت راه نده استاد من تو جلسه دادگاه فقط دم اتاق قاضی که خواستم وارد بشم گفتم خدایا باور دارم قدرت مطلق تویی پس خودت بشو زبان من یا مهر سکوتی بزن بردهان اینا باورتون نمیشه یکی از آن وکیلها که اصلا صحبت نکرد وآن یکی هم هرچی گفت من از عهده اش بر آمدم بازم رای به نفع من وآن هم رای قطعی صادر شد ودست وپازدنهای آنها وطولانی کردن پرونده سبب شد قیمت آن ملک روز به روز بالاتر بره این باور دررمن نهادینه شد که قدرتی بالاتراز قدرت خداوند نیست
مورد دوم هم وقتی از لحاظ سلامتی حال خوبی نداشتم (البته میدونم این شرایط جسمانیم چک ولگدی بود که بخاطر رعایت نکردن قوانین حاکم برجهان خوردم تا برگردم به مسیر درست به همین خاطر برخلاف بقیه که دلشون به حال من میسوخت خودم خوشحال بودم که این تضاد سبب شد نعمتها وداشته هام را ببینم سبب شد این فهیمه امروز با فهیمه پارسال 180 درجه تفاوت داشته باشه از لحاظ معنویت ونزدیکی بخدا)آبجیم رفته بود پیش این دعا نویس ودوتا دعا گرفته بود آورد برام گفت یکیش رو همراه خود کن ویکی بزار تو بالشت هر دوتاش گرفتم دادم همسرم گفتم بنداز دوریعنی قدرت خدایی که من باور دارم از قدرت این دعا نویس کمتره نه غیر ممکن هست
حتی بارها شده تو خونه تنها بودم خواستم کاری بکنم گفتم بزار زنگ بزنم رضا بیاد من تنهایی نمیتونم یه چیزی از درون بهم نهیب زده یعنی رضای تو از خدای تو قویتره و چقدر عالی که خدا بهم نیرو وقدرت میده وآن کار وحتی بیشتر از آن کار را به نحو احسن انجام دادم
دومین باور باور اینکه من سیستم ایمنی فوق العاده قوی ای دارم اینکه من جسم قدرتمندی دارم یکی دیگه از آن باورهایی بود که من با تمام وجودم پذیرفته بودم ودر اوج آن بیماری به اصطلاح همه گیر با اینکه همسرم سه دفعه مبتلا شد همچنین مادرم وهردفعه من ازشون پرستاری میکردم ومحیط کارم هم در هرلحظه با افرادی روبرو میشدم که درگیر این بیماری بودند کوچکترین ناراحتی تجربه نکردم وهرروز بخودم میگفتم سیستم ایمنی بدن من خیلی قدرتمنده وحتی تو این چند سال که با شما آشنا شدم شاید در حد یکی سرماخوردگی ساده دیگه هیچی که آنهم با بخور وعسل وابلیمو حل میشه واین سری آخر که قضیه اش را داخل پرانتز توضیح دادم چون نمیخوام وارد جزئیات ناخوشایند بشم برام ثابت شده که جسمم قدرت بهسازی وپاکسازی خودش را از هرنوع ویروس وبیماری رو داره
ویه تجربه هم دارم وقتی قدرت رو دادم به غیر خدا
آنوقت بود که تازه فارغالتحصیل شده بودم ودر به در دنبال کار میگشتم به هرکسی متوسل شدم همه فقط وعده میدادند ولی روزی که گفتم خدایا توکل میکنم بخودت تو برام بساز بواسطه یکی از آشنایان که نه من ایشون را میشناختم نه ایشون منو فقط چون پسوند فامیلم مثل پسوند فامیل ایشون بود اینجور که خودشون برام تعریف کردند وبعد مشخص شد ایشون پسرخاله زن داییم هستند شماره تماس من رو از مرکز بهداشت میگیره وبا من تماس گرفت برا کار مشاوره تو شرکتی که ایشون پزشک مشاور آن شرکت بودند هر چند با تمام تلاشی که ایشون کردند چون شرایط کاری آن شرکت با شرایط من جور نبود قبول نکردم ولی بعد از آن ایده ها بهم گفته شد اول بصورت مشاور در چند شرکت کوچیک سه روز تو هفته مشاوره میرفتم وهمین جور که رشد کردم به شرکتهای بزرگتر وتمام وقت با حقوق ومزایای عالی هدایت شدم ومطمئنم استاد اگر باورهام در مورد ثروت هم درست کرده بودم وپذیرفته بودم وبه آنچه که از قبل به من یاد داده بودند باورهای مخربی چون :برو خداروشکر کن خیلی ها همین درآمد هم ندارند ،آدم باید قانع باشه وخیلی باورهای دیگه وعزت نفس کافی وهمچنین خودم لایق زندگی ورفاه بیشترمیدانستم بسنده نکرده بودم هنوز هم جایگاه بالاتری داشتم
اقرار میکنم الان هم با درک وعمل کردن به آموزها وفایلهای شما از هر لحاظ به مدارهای بالاتری رسیدم ولی میدونم که هنوز جای کار دارم وهر روز تلاش میکنم 1درصد از روز قبلم بهتر عمل کنم
استاد صمیمانه ازتون سپاسگزارم
در پناه حق شاد وسلامت وثروتمند وسعادتمند باشید در دنیا وآخرت
سلام به سارای دوست داشتنی وپرانرژی
ممنون از کامنت عالیت درست گفتی توحید همه چی میشه بشرط ایمان ممنون از اینکه تجربه ات را از سلامتی چشمان دخترت به اشتراک گذاشتی از وقتی بطور جدی تصمیم گرفتم رو توحید کار کردم چقدر خدا را در نزدیکی وکنار خودم حس میکنم وقتی میخوام یکاری بکنم یه حسی بهم میگه من هستم ومن این حس وحال با هیچ چیز تودنیا عوض نمیکنم
مرسی که هستی ونوشتی
دوستت دارم سارای دوست داشتنی وروی ماهت رو میبوسم
در پناه حق شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت
سلام رضوان خوش ذوق وخوش سلیقه
چقدر لذت بردم از کامنتت مثل خودت بی نظیر بود
مردم آمریکا و اسرائیل و اروپا و روسیه و … همه مشرک و رانده شده از درگاه خدا که جایگاهی غیر از خُلد در جهنم ندارند و ما که خم و راست می شویم در صدر جنت فردوس و هم کلام با اولیا و بهشتیان خواهیم بود.
خدا را آفرینده ای می دیدم که ما را خلق کرده و فرستاده تو این دنیا که ما را به جون هم بندازه، و هر کس در این نبرد حق علیه باطل پیروز شود او را به بهشت برین رهنما شود و الباقی باید در آتش بسوزند بلکه گناهانشان پاک گردد و اجازه ورود به بهشت. و پارتی بازی میکند و فقط با پیامبرانش صحبت می کند.
و ما می مانیم و رئیس کشور و صاحبان قدرت و پدر و مادر و همسر و… که هر کدام یه جورایی افسار ما را گرفته و این سو و آن سومی برند و ما مانند پر کاهی در باد رقصانیم.!
سپاسگزار وجود ارزشمندتم مرسی که هستی ونوشتی
بهترین بهترینها را برات آرزو میکنم
میبوسمت حق نگهدارت
بنام الله مهربان
سلام اسداله عزیز
سپاسگزار خداوندم که منو به کامنت عالی وبی نظیرت هدایت کرد
البته بگم با اینکه لینک دیدگاهتون را فعال کردم الان متوجه شدم که کامنت گذاشتی نمیدونم چرا اینقدر دیدگاه دوستان با تاخیر دریافت میکنم
تحسینت میکنم با حد از عملگرایی احسنت به شما چقدر دقیق ومنظم کلمه به کلمه ،جمله به جمله دسته بندی کردید و هر چیزی رو در جای خودش گنجاندی چی بگم که حق مطلب را ادا کرده باشم به قول رضوان عزیزم حجم آگاهی دوستان خیلی بالاست
اسداله عزیز باید بگم این روزها منم دارم همزمانیهای خیلی نابی را تجربه میکنم
خدایا چقدر این فرکانس ها و این همزمانی ها، داره قانونمندی هات رو در زندگیم بولد میکنه! قبل از اینکه کامنتم رو شروع کنم لینک کامنت دیشبم رو که هنوز تائید نشده اینجا قرار میدم تا اگه دوستان خواستند ببینند و ردپایی بشه برای خودم برای تقویت باورها و قانونمدیهای جهان.
وقتی به این قسمت رسیدم یه حسی بهم گفت کامنتی هست که برا من نوشتی زدمرو لینک دیدم آره خودش حالا من براتون بگم من بعد از نماز یه شرک خفی رو در لباس خیلی زیبا در خودم کشف کردم همون لحظه قرآن را باز کردم سوره ص آیه 21 تا 25 اصلا ناخودآگاه به یاد شما افتادم من دوباره رو این فایل کامنت گذاشتم وایمان آوردم که فرکانسها چقدر دقیق عمل میکنه سپاسگزار وجود ارزشمندت هستم واز خدا میخوام که روز به روز توحیدی تر عمل کنیم در زندگی ودر افکارمون
بهترین بهترینها را برای تو بنده توحیدی خدا آرزو میکنم
درپناه رب العالمین شاد وسلامت وثروتمند وسعادتمند باشید در دنیا وآخرت
سلام نجمه عزیز
الله اکبر از هدایت خدا دیشب درمورد موضوعی فکر میکردم وگفتم خدایا دیگه نمیدونم چه جوری بگم پس می سپارم به خودت با اینکه قبلا کامنت سارای عزیز رو خوانده بودم ولی به کامنتی که شما گذاشتید نرسیدم والان با خواندن کامنتت نشانه رو گرفتمفقط خدا را نعم الوکیل قرار دادم
سپاسگزار وجود ارزشمندتم
دوستت دارم ومیبوسمت
وخود خدارا برات آرزو میکنم که در زندگیت داشته باشی وحضور همیشگی باشه چون به این باور رسیدم که اگر خود خدا را داشته باشی از همه لحاظ تامینی
یا حق
سلام به سعیده زیبا
ممنونم که وقت گذاشتی وکامنتم را خواندی وبرام نوشتی تا بقول دوستان اول صبحی چشم خدا رو داشته باشم چراغ آبی وکامنت خودم هم دوباره برام مرور بشه خداروشکر استفاده بردی یعنی سعیده هر چی از حال واحساسم آن لحظه بگم کمه خوشحالی همراه با تاسف
الان هم که دارم برات مینویسم چند تا گنجشک مشغول صحبت کردن چه حس خوبی میمیگرم این حس رو خوب را باهزاران عشق تقدیم سعیده عزیزم میکنم امروز روز معجزه الهی است ممنون از دعای خوبت
در پناه حق