توحید عملی | قسمت 8
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، مرز میان یک زندگی سراسر ناتوانی و یک زندگی سرشار از «خالق شرایط بودن» را ترسیم میکند. استاد عباسمنش در این قسمت، با نگاهی توحیدی و متفاوت به مفهوم شرک و توحید، پرده از دامهای پنهانی برمیدارند که ذهن، همواره از آن طریق ما را از تجربه زندگیای سراسر خوشبختی محروم میکند.
مفهوم اصلی و کلیدی این فایل، بازتعریف واژه شرک در دنیای مدرن است. برخلاف تصور رایج، شرک تنها بتپرستی سنتی نیست؛ بلکه شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی بیرون از خودتان. هر زمان که تصور کنید عواملی مانند ژنتیک، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده، تربیت دوران کودکی یا حتی گروههای مخفی و مافیا قدرت دارند که خوشبختی، سلامتی یا ثروت شما را تعیین کنند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. این نگاه، قدرت را از دستان خداوند (که قدرت مطلق است و این قدرت را بهواسطه قوانینش به شما تفویض کرده) میگیرد و به عوامل بیرونی میدهد.
استاد با اشاره به بحثهای علمی رایج درباره تأثیر ژنتیک بر شادی یا سلامتی، این نکته حیاتی را آموزش میدهند که:
مهم نیست دانشمندان یا اخبار چه میگویند، مهم این است که مواظب باشید تنها آنچه را باور کنید که به شما قدرت میدهد.
اگر درباره ناخواسته ای در زندگی خود، باور کنید ژنتیک عامل اصلی در تغییر آن ناخواسته است در حالیکه به قول دانشمندان ژنتیک شما متفاوت است، یعنی پذیرفتهاید که قربانی هستید و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارید. از آنجا که جهان، آینه باورهای شماست، مغز شما بلافاصله تمام شواهد را برای اثبات ناتوانیتان از تغییر آن شرایط را جمعآوری میکند و به این شکل مخفی، شما قدرت تغییر شرایط را از خودت می گیری و قربانی شرایط می شوی.
در این مسیر، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی میکند تا به جای قربانی شرایط بودن، خالق شرایط دلخواه در زندگی خود شوید.
دوره احساس لیاقت ذهن شما را برنامه ریزی می کند تا درک کنید که فارغ از هر عامل بیرونی یا شرایطی که بیرون از شما در جریان است، شما بهواسطه ذات الهی خود، لایق تجربه زندگیای سراسر سلامتی، آرامش و ثروت هستید و فارغ از اینکه شرایط کنونی شما چیست، به اندازه ترمیم احساس لیاقت درونی خود، شرایط زندگیتان سریعاً بهبود پیدا میکند.
در ادامه، استاد عباسمنش با واکاوی دقیق کارکرد مغز، توضیح میدهند که چرا ذهن ما عاشق پیدا کردن مقصر بیرونی است.
ذهن برای فرار از مسئولیت تغییر و حرکت، بهدنبال بهانه میگردد. اگر شما ثروتمند نیستید، ذهنتان میگوید «تقصیر دولت است»؛ اگر بیمارید، میگوید «تقصیر ژنتیک است»؛ اگر عصبی هستید، میگوید «تقصیر اخلاق موروثی خانواده است». استاد با بیان تجربیات عمیق از زندگی شخصی خود، این درس بزرگ را منتقل میکنند که شرایط گذشته، هرچقدر هم سخت یا متفاوت باشد، دلیل بر آینده شما نیست. ایشان توضیح میدهند که چگونه برخی افراد، سختگیری والدین را عامل بدبختی میدانند، درحالیکه برخی دیگر رفاه و آسانگیری بیشازحد والدین را مانع پیشرفت خود معرفی میکنند. این نشان میدهد که شرایط بیرونی خنثی هستند و این نوع نگاه و باور ماست که به آنها معنا میدهد. تا زمانی که شما بهدنبال توجیه وضعیت خود با عوامل بیرونی هستید، در مدار شرک قرار دارید و راه هدایت به سمت تغییر شرایط نادلخواه را بر خود بستهاید.
در بحث سلامتی و تناسب اندام نیز، ایشان به زیبایی نشان میدهند که چگونه شکستن بُتی به نام «ژنتیک» و پذیرش مسئولیت سلامتی و تناسب اندام، میتواند نتایجی را رقم بزند که از نظر علم پزشکی یا باور عمومی، غیرممکن به نظر میرسد. درس بزرگ این است:
تنها زمانی نتایج تغییر میکنند که شما بپذیرید «من» عامل هستم، نه هیج عاملی بیرون از من.
برای درک عمیقتر اینکه چقدر لایق تجربه زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها هستید و چقدر قدرت ایجاد این شرایط در دستان شماست، باز هم تأکید میشود که آگاهی های دوره احساس لیاقت را بارها مرور کنید، زیرا این دوره ریشههای شرک خفی (احساس بیارزشی، احساس قربانی بودن و ناتوانی در برابر تغییر عوامل بیرونی) را در وجودتان خشک میکند و قدرتی را در وجود شما بیدار میکند تا مسئولیت تمامیت شرایط زندگی خود را بپذیرید و به جای احساس قربانی داشتن، برای تغییر آن شرایط، با ایمانی شکستناپذیر، قدم بردارید.
بخش دیگری از این آموزش تکاندهنده، به موضوع توهم توطئه و قدرتهای پنهان (مانند ماتریکس) اختصاص دارد. باور به اینکه گروههای مخفی، خانوادههای خاص یا قدرتهای شیطانی جهان را کنترل میکنند و مانع موفقیت شما میشوند، یکی از بارزترین مصادیق شرک در دنیای امروز است. استاد عباسمنش هشدار میدهند که این باورها تنها شما را ضعیف، ترسو و محدود میکنند. تاریخ و سرنوشت کسانی که مروج این تفکرات بودهاند، نشان میدهد که باور به این قدرتهای پوشالی، جز زندان، انزوا و شکست نتیجهای نداشته است.
توحید یعنی باور به اینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند (و قوانین او که به افکار شما پاسخ میدهند) از درخت نمیافتد. اگر باور کنید دنیا پر از کمبود است، کمبود را تجربه میکنید؛ اگر باور کنید دنیا تحت کنترل ظالمان است، ظلم را جذب میکنید. اما اگر همانند استاد، باور کنید که جهان پر از انسانهای شریف، فرصتهای بیپایان و خدایی است که تنها خیر و برکت را برای شما میخواهد، دقیقاً همان را تجربه خواهید کرد. جهان به فرکانسهای شما پاسخ میدهد، نه به واقعیتهای خبری. بنابراین، وظیفه شما این است که ورودیهای ذهن خود را کنترل کنید و تنها باورهایی را بپذیرید که به شما احساس قدرت، آرامش و امید میدهند، حتی اگر تمام دنیا خلاف آن را بگویند.
تمرین این قسمت:
انجام این تمرین میتواند نقطه عطفی در خودشناسی شما باشد. در بخش نظرات این قسمت، با صداقت و شجاعت بنویسید که:
الف) چه باورهای محدودکنندهای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرتهای جهانی) دادهاند؟
- این باورهای شرکآلود، چه موانع یا ناخواستههایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟
- بهمحض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرکآلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟
چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفتهاند؟ - چطور بهخاطر آن باورهای شرکآلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفتهاید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی دادهاید؟
ب) وقتی آن باورهای شرکآلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)
- بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرکآلود قبلی کنید؟
- و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟
نوشتن این تجربیات، نهتنها ردپایی ارزشمند برای آیندگان خواهد بود، بلکه به شما کمک میکند تا با شناسایی این ترمزهای مخفی، با سرعت و قدرت بیشتری به سمت خواستههایتان حرکت کنید. یادتان باشد، شما قربانی شرایط نیستید، شما خالق زندگی خود هستید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت 8395MB31 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت 830MB31 دقیقه






سلام استاد عزیزم ممنونم از تصاویر زیبایی که مریم جان در ابتدای صحبت هاتون گذاشتن و چقدر لذت بخش همین تصاویر حاکی از این هستند که آیا کسی جز قدرت پروردگار میتونه این همه زیبایی رو خلق بکنه اونوقت با علم و آگاهی از اینکه این جهان هستی و همه چیز رو و خود مارو از کوچکترین قسمت بدنمون تا کل اون رو همین خدای بزرگ آفریده به سراغ خرافاتی که برچسب علم روش میزارن برای اینکه مردم راحت تر باور کنند میبرند ممکنه دوستان بگند که خوب اگر ژنتیک دروغه ونمیتونه روی زندگی ما تاثیر بزاره پس همین که ما بر اساس ژنتیک پدر ومادر و اجدادمون بدنیا میایم از لحاظ شباهت این رو چی میتونید کتمان کنید پس اینکه میتونه مسایل دیگه هم ژنتیک باشه میشه درست باشه اما من میخوام بگم نه دوستان عزیزم خداوند هر کدوم از ما انسان هارو با خلق و خوی متفاوت و در نهایت خواسته های متفاوت و با اراده بدنیا آورده و هیچ چیز نمیتونه بالاتر از این باشه که خداوند برای هر کدام از ما سرنوشتی رو قرار میده که خودمون بر اساس اراده انتخاب بکنیم همین طور که از یکپدرو مادر ناشنوا فرزند سالم بدنیا میاد ژنتیک آخرین و جزیی ترین مساله میتونه باشه در زندگی ما دوستان وقتی ما انسانها خلق میشیم بر اساس شرایط اجتماعی و فرهنگی که پرورش پیدا میکنیم باورهایی رو چه با گفتار در خانواده چه با دیدن اون در بیشتر اوقات به خورد ما میدهند و ما به این باور میرسیم که این ژنتیک هست و قبول میکنیم در صورتیکه اگر آگاهانه فکر کنیم و هر چیزی رو که باور کردیم اجازه ندهیم در ذهنمان باقی بماند و آنها را از ذهنمان بیرون ببریم به وسیله قدرتمندترین و با ارزشترین چیزی که خداوند به همه ما انسانها عطا کرده قدرت ذهن و تخیل میتوانیم باور کنیم آنها. را تصور کنیم و به آنها برسیم هر چیزی رو اگه بخوای باور کنی دقیقا همون موضوع وارد زندگی شما میشه و دقیقا حق باشماست درسته و اتفاق میفته من از زمانیکه اون صحبت های استاد که در مورد چشم زخم هست رو شنیدم که حدودا پنج سال پیش میشه از کانال تلگرامیشون به این نتیجه رسیدم که هیچ وقت خدای بزرگ اراده زندگی ما رو بدست آدمهای دیگه نمیده که به راحتی بتونند با نگاه کردن به زیبایی های زندگی ما خوشبختی مون اون رو چشم بزنند و از بین ببرند و از همون موقع به بعد هم هر اتفاقی رو ربط ندادم به این موضوع که فلانی چشم کرد فلانی دید و اتفاقا چقدر کم و معدود اتفاق های عجیب غریب برام میفته و هر چیزی هم که بشه دلیل اصلیش روخودم میدونم و کوتاهی خودم ولی متاسفانه تقریبا نود و نه درصد آدمهایی که میبینم کاملا به این موضوع اعتقاد دارند و ترس دارند یعنی شرک مطلق هر چقدر براشون دلیل و استدلال میاری نمیتونن باور کنند و هر روز زندگیشون درگیر چنین مسایل خرافی و احمقانه ای هست از دکتر مهندس استاد دانشگاه تا یک آدم بی سواد هیچ فرق نمیکنه و چقدر اصرار میکنند به اینکه نه ما درست میگیم و چقدر دلیل میارند که همه دلیل هاشون به راحتی نقض میشه و من به این نتیجه رسیدم که بیشتر آدمها دوست دارند خرافاتی باشند و لذت میبرند از این موضوع از اینکه مسایل زندگیشون رو بندازن گردن دیگران خوب ژنتیک هم همینه هیچ فرقی نمیکنه من تمام خصوصیاتی که در وجودم هست نه در خانواده پدری و نه مادری میبینم ولی بشدت بعضی از افراد اصرار دارند به من بقبولونند که این رفتارت این استعدادت به پدرت رفته به داییات رفته در صورتیکه این طور نیست من یک سری از این خصوصیات رو در خودم پرورش دادم آگاهانه قبلا خبری از این خصوصیات نبود ولی اطرافیان بشدت دوست دارن ما رو به ژنتیک ربط بدن و هر چیزدیکه ای که ثابت بکنند ربطی به اراده و خواست خودت نداره و مربوط به دیگرانه و تو فقط یه کپی کننده هستی حالا این میتونه هم خصوصیات بد باشه هم خصوصیات خوب فرقی نمیکنه و چقدر راحت ذهن همون لحظه میخواد این حرف و باور کنه و چقدر راحت تو رو قانع میکنه اما دوستان بیاید از این نعمت ارزشمند در جهت سود و منفعتمون بهره مند بشیم نه در جهت ضررمون بیاید هر چیزی روکه حتی اگه هزارم نفر هم ثابت کردن اگه به ضررمون بود قبول نکنیم و فقط به راه خودمون ادامه بدیم همون طور که ناپلئون هیل هیچ وقت باور نکرد که پسرش ناشنواست از همون لحظه تولد با اون مثل یک آدم عادی رفتار کرد اونو مدرسه عادی فرستاد یعنی دیگه از این خارق العاده تر میتونه باشه و بعد از سالها به راحتی پسرش تونست بشنوه و چونکه از اول پدرش روی قدرت تکلمش کار کرده بود مثل انسان های عادی تونست صحبت کنه و کلی کارهای ارزشمند کرد انقد راحت روضه هایی که براتون با هر برچسبی میخونند رو باور نکنید و خودتون رو بی تاثیر ندونید شما تاثیر گذارترین فرد در زندگیتون هستید طوری که میتونید یک انسان دیگه از خودتون بسازید که همه بگن این به کی رفته چقدر همه چیش خوبه بدرود