توحید عملی | قسمت 8
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، مرز میان یک زندگی سراسر ناتوانی و یک زندگی سرشار از «خالق شرایط بودن» را ترسیم میکند. استاد عباسمنش در این قسمت، با نگاهی توحیدی و متفاوت به مفهوم شرک و توحید، پرده از دامهای پنهانی برمیدارند که ذهن، همواره از آن طریق ما را از تجربه زندگیای سراسر خوشبختی محروم میکند.
مفهوم اصلی و کلیدی این فایل، بازتعریف واژه شرک در دنیای مدرن است. برخلاف تصور رایج، شرک تنها بتپرستی سنتی نیست؛ بلکه شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی بیرون از خودتان. هر زمان که تصور کنید عواملی مانند ژنتیک، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده، تربیت دوران کودکی یا حتی گروههای مخفی و مافیا قدرت دارند که خوشبختی، سلامتی یا ثروت شما را تعیین کنند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. این نگاه، قدرت را از دستان خداوند (که قدرت مطلق است و این قدرت را بهواسطه قوانینش به شما تفویض کرده) میگیرد و به عوامل بیرونی میدهد.
استاد با اشاره به بحثهای علمی رایج درباره تأثیر ژنتیک بر شادی یا سلامتی، این نکته حیاتی را آموزش میدهند که:
مهم نیست دانشمندان یا اخبار چه میگویند، مهم این است که مواظب باشید تنها آنچه را باور کنید که به شما قدرت میدهد.
اگر درباره ناخواسته ای در زندگی خود، باور کنید ژنتیک عامل اصلی در تغییر آن ناخواسته است در حالیکه به قول دانشمندان ژنتیک شما متفاوت است، یعنی پذیرفتهاید که قربانی هستید و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارید. از آنجا که جهان، آینه باورهای شماست، مغز شما بلافاصله تمام شواهد را برای اثبات ناتوانیتان از تغییر آن شرایط را جمعآوری میکند و به این شکل مخفی، شما قدرت تغییر شرایط را از خودت می گیری و قربانی شرایط می شوی.
در این مسیر، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی میکند تا به جای قربانی شرایط بودن، خالق شرایط دلخواه در زندگی خود شوید.
دوره احساس لیاقت ذهن شما را برنامه ریزی می کند تا درک کنید که فارغ از هر عامل بیرونی یا شرایطی که بیرون از شما در جریان است، شما بهواسطه ذات الهی خود، لایق تجربه زندگیای سراسر سلامتی، آرامش و ثروت هستید و فارغ از اینکه شرایط کنونی شما چیست، به اندازه ترمیم احساس لیاقت درونی خود، شرایط زندگیتان سریعاً بهبود پیدا میکند.
در ادامه، استاد عباسمنش با واکاوی دقیق کارکرد مغز، توضیح میدهند که چرا ذهن ما عاشق پیدا کردن مقصر بیرونی است.
ذهن برای فرار از مسئولیت تغییر و حرکت، بهدنبال بهانه میگردد. اگر شما ثروتمند نیستید، ذهنتان میگوید «تقصیر دولت است»؛ اگر بیمارید، میگوید «تقصیر ژنتیک است»؛ اگر عصبی هستید، میگوید «تقصیر اخلاق موروثی خانواده است». استاد با بیان تجربیات عمیق از زندگی شخصی خود، این درس بزرگ را منتقل میکنند که شرایط گذشته، هرچقدر هم سخت یا متفاوت باشد، دلیل بر آینده شما نیست. ایشان توضیح میدهند که چگونه برخی افراد، سختگیری والدین را عامل بدبختی میدانند، درحالیکه برخی دیگر رفاه و آسانگیری بیشازحد والدین را مانع پیشرفت خود معرفی میکنند. این نشان میدهد که شرایط بیرونی خنثی هستند و این نوع نگاه و باور ماست که به آنها معنا میدهد. تا زمانی که شما بهدنبال توجیه وضعیت خود با عوامل بیرونی هستید، در مدار شرک قرار دارید و راه هدایت به سمت تغییر شرایط نادلخواه را بر خود بستهاید.
در بحث سلامتی و تناسب اندام نیز، ایشان به زیبایی نشان میدهند که چگونه شکستن بُتی به نام «ژنتیک» و پذیرش مسئولیت سلامتی و تناسب اندام، میتواند نتایجی را رقم بزند که از نظر علم پزشکی یا باور عمومی، غیرممکن به نظر میرسد. درس بزرگ این است:
تنها زمانی نتایج تغییر میکنند که شما بپذیرید «من» عامل هستم، نه هیج عاملی بیرون از من.
برای درک عمیقتر اینکه چقدر لایق تجربه زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها هستید و چقدر قدرت ایجاد این شرایط در دستان شماست، باز هم تأکید میشود که آگاهی های دوره احساس لیاقت را بارها مرور کنید، زیرا این دوره ریشههای شرک خفی (احساس بیارزشی، احساس قربانی بودن و ناتوانی در برابر تغییر عوامل بیرونی) را در وجودتان خشک میکند و قدرتی را در وجود شما بیدار میکند تا مسئولیت تمامیت شرایط زندگی خود را بپذیرید و به جای احساس قربانی داشتن، برای تغییر آن شرایط، با ایمانی شکستناپذیر، قدم بردارید.
بخش دیگری از این آموزش تکاندهنده، به موضوع توهم توطئه و قدرتهای پنهان (مانند ماتریکس) اختصاص دارد. باور به اینکه گروههای مخفی، خانوادههای خاص یا قدرتهای شیطانی جهان را کنترل میکنند و مانع موفقیت شما میشوند، یکی از بارزترین مصادیق شرک در دنیای امروز است. استاد عباسمنش هشدار میدهند که این باورها تنها شما را ضعیف، ترسو و محدود میکنند. تاریخ و سرنوشت کسانی که مروج این تفکرات بودهاند، نشان میدهد که باور به این قدرتهای پوشالی، جز زندان، انزوا و شکست نتیجهای نداشته است.
توحید یعنی باور به اینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند (و قوانین او که به افکار شما پاسخ میدهند) از درخت نمیافتد. اگر باور کنید دنیا پر از کمبود است، کمبود را تجربه میکنید؛ اگر باور کنید دنیا تحت کنترل ظالمان است، ظلم را جذب میکنید. اما اگر همانند استاد، باور کنید که جهان پر از انسانهای شریف، فرصتهای بیپایان و خدایی است که تنها خیر و برکت را برای شما میخواهد، دقیقاً همان را تجربه خواهید کرد. جهان به فرکانسهای شما پاسخ میدهد، نه به واقعیتهای خبری. بنابراین، وظیفه شما این است که ورودیهای ذهن خود را کنترل کنید و تنها باورهایی را بپذیرید که به شما احساس قدرت، آرامش و امید میدهند، حتی اگر تمام دنیا خلاف آن را بگویند.
تمرین این قسمت:
انجام این تمرین میتواند نقطه عطفی در خودشناسی شما باشد. در بخش نظرات این قسمت، با صداقت و شجاعت بنویسید که:
الف) چه باورهای محدودکنندهای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرتهای جهانی) دادهاند؟
- این باورهای شرکآلود، چه موانع یا ناخواستههایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟
- بهمحض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرکآلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟
چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفتهاند؟ - چطور بهخاطر آن باورهای شرکآلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفتهاید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی دادهاید؟
ب) وقتی آن باورهای شرکآلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)
- بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرکآلود قبلی کنید؟
- و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟
نوشتن این تجربیات، نهتنها ردپایی ارزشمند برای آیندگان خواهد بود، بلکه به شما کمک میکند تا با شناسایی این ترمزهای مخفی، با سرعت و قدرت بیشتری به سمت خواستههایتان حرکت کنید. یادتان باشد، شما قربانی شرایط نیستید، شما خالق زندگی خود هستید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت 8395MB31 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت 830MB31 دقیقه






سلام دوست نوبت تحسین برانگیز هستی .سپاسگذارم
هستی
ممنون وسپاسگذارم بابت کامنت
و با خواهر کوچیکم دائم از ویژگی های خوب مامانم بابام صحبت میکنیم و خیلی احساس عالی بهمون میده
و گاهی خواهرای بزرگترم جدیدا بهم میگن خدا شانس بده اون موقع ک ما مجرد بودیم این محدودیت و اون محدودیت رو داشتین ولی الان تو هیچکدومو نداری
و گاهی ب مامانم شکایت میکنند
و منم گ بلند توی دلم میگم آره اره اینه نشونه ها
و کلی اتفاقات ریز درشت عالی در این زمینه داشتم و دارم و خواهم داشت چون راهش رو پیدا کردم
و اینو بخوام راحت بگم زندگی من سراسر شرک بوده تا قبل از آشنایی با سایت و استاد عزیزم
ولی فرقش با قبل از آشنایی با استاد اینک من
قبلا فک میکردم شرک اینه حالا یه بت سنگی چیزی رو ب جای خدا نپرستم
ک برای مث زمان حضرت ابراهیم بود
ولی کم کم استاد مفهوم شرک رو برام باز کرد
ک بابا شرک اینه قدرت از خدا بگیری بدی ب خانواده ب صاحب کار ب رئیس بانک ب ترس هات ب غم هات ب تضادهای زندگیت ب گذشته و ب ترس ها و توهم های آینده ت
این عالیه ک من اول فهمیدم شرک چیه و نقطه مقابلش توحید چیه
الان اصل مطلب رو میدونم حالا باید یه لیست بزرگ و کوچیک از شرک های زندگی خودم درست کنم و یکی یکی کار کنم و کم رنگ و کم رنگ کنم و این خیلی مهمه ک هیچ وقت دست از کار کردن روشون برندارم
و ادامه بدم ک این رمز محو شدنشون هست
من همین جا ب خودم تعهد میدم ک قوی تر و وقوی ادامه بدم و شرک هم رو حالا مفهومش رو فهمیدم در قدم دوم شناسایی کنم
و همونطور ک موفق شدم خانواده رو این قدر کم رنگ کنم قدرتشون رو
از همون روش برای شرک های دیگ هم استفاده کنم
خدارو سپاس گزارم ک تونستم کامنت بزارم
و فکر کنم راجع ب این موضوع مهم
عاشقتونم استاد عزیزم و مریم جونم
سپاسگذارم
سلام بدونی دوست داشتنی .سپاسگذارم
سلام به استاد خوش تیپ وخوش سلیقه وبانوشایسته خوشرو وخوش صحبت وسلامی به دوستان الهی ام در این سایت الهی
خداروشکر بخاطر یه روز دیگه ویه فرصت دیگه
شرک:قدرت دادن به هر عامل بیرونی ژنتیک،مدیر،مافوق،پدر ،مادر،جامعه،دولت
وماباید حواسمون باشه اگر حتی 1درصد قدرت را بدیم عامل بیرونی در مواقع سختی وروزهای که شرایط سخت میشه ذهن ما این 1 درصد رو میکنه 100
استاد جان باوری که از اول آشنایی من با شما وسایت خیلی به من کمک کرد والان هم تو زندگیم پررنگ تر شده این است که باور کردم قدرتمندترین فرمانروای جهان خداونده
(ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَاماً فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ
سپس از نطفه، لخته خونى آفریدیم، آن گاه لخته خون را پاره گوشتى ساختیم وپاره گوشت را به صورت استخوان هایى در آوردیم، و استخوان ها را با گوشت پوشاندیم، سپس آن را آفرینش تازه اى دادیم، پس شایسته ى تکریم و تعظیم است خداوندى که بهترین آفرینندگان است .
وخیلی هم نتایجش رو دیدم در زندگیم سابقم پدرهمسرم یه زمینی را به ایشون داده بودند تا خونه کنند وقتی ازدواج کردیم چون من با حقوق خودم آن خانه را ساختم سه دانگ آن خانه را کردند به اسم من بعد که دیگه مشکلات ومسائل مختلف پیش آمد ایشون وپدرشون به هر ترفندی متوسل شدند تا سه دانگ را از من پس بگیرند هروقت تو تنهایی خودم میگفتم خدایا یعنی چی میشه من اصلا پس اندازی ندارم هرچه پول وطلا داشتم دادم معمار تا سقف بالا سر داشته باشم ولی همیشه این حرف شما تو گوشم زنگ میزد قدرتی بالاتراز قدرت الله نیست تو فایلهای مختلف میگفتید این جمله ،بپذیر وباور کن اگرهم عالم جمع بشن وبخوان تورا زمین زنند تااو اراده نکنه نمیتونند اگر همه عالم جمع بشن وبخواهند تورا بالا هم ببرند تا اواراده نکنه باز هم نمیتونند، برگی بدون اذن خداوند بر زمین نمی افته
بادی بدون اراده او به جنبش در نمیاد چقدر آن روزها دلگرم این حرفها واین باورها بودم هردفعه آنها با وکیل میومدند ومن تنها میرفتم میگفتم وکیلم خداست وهر دفعه رای به نفع من صادر میشد آنها یا اعتراض میکردند یا ادعای خود را یجوری وتحت عنوان دیگه ای از دادگاه درخواست میکردند تا سری آخر که حتی دوتا وکیل از تهران گرفتند من به همسرم میگفتم آنها دوتا وکیل از تهران گرفتند من با دو وکیل گردن کلفت چطوری از حقم دفاع کنم همسرم همیشه بهم میگفت اصلا فرض کن همچین ملکی نداری بعد هم مگه خودت نمیگی خدا را داری پس ترس به دلت راه نده استاد من تو جلسه دادگاه فقط دم اتاق قاضی که خواستم وارد بشم گفتم خدایا باور دارم قدرت مطلق تویی پس خودت بشو زبان من یا مهر سکوتی بزن بردهان اینا باورتون نمیشه یکی از آن وکیلها که اصلا صحبت نکرد وآن یکی هم هرچی گفت من از عهده اش بر آمدم بازم رای به نفع من وآن هم رای قطعی صادر شد ودست وپازدنهای آنها وطولانی کردن پرونده سبب شد قیمت آن ملک روز به روز بالاتر بره این باور دررمن نهادینه شد که قدرتی بالاتراز قدرت خداوند نیست
مورد دوم هم وقتی از لحاظ سلامتی حال خوبی نداشتم (البته میدونم این شرایط جسمانیم چک ولگدی بود که بخاطر رعایت نکردن قوانین حاکم برجهان خوردم تا برگردم به مسیر درست به همین خاطر برخلاف بقیه که دلشون به حال من میسوخت خودم خوشحال بودم که این تضاد سبب شد نعمتها وداشته هام را ببینم سبب شد این فهیمه امروز با فهیمه پارسال 180 درجه تفاوت داشته باشه از لحاظ معنویت ونزدیکی بخدا)آبجیم رفته بود پیش این دعا نویس ودوتا دعا گرفته بود آورد برام گفت یکیش رو همراه خود کن ویکی بزار تو بالشت هر دوتاش گرفتم دادم همسرم گفتم بنداز دوریعنی قدرت خدایی که من باور دارم از قدرت این دعا نویس کمتره نه غیر ممکن هست
حتی بارها شده تو خونه تنها بودم خواستم کاری بکنم گفتم بزار زنگ بزنم رضا بیاد من تنهایی نمیتونم یه چیزی از درون بهم نهیب زده یعنی رضای تو از خدای تو قویتره و چقدر عالی که خدا بهم نیرو وقدرت میده وآن کار وحتی بیشتر از آن کار را به نحو احسن انجام دادم
دومین باور باور اینکه من سیستم ایمنی فوق العاده قوی ای دارم اینکه من جسم قدرتمندی دارم یکی دیگه از آن باورهایی بود که من با تمام وجودم پذیرفته بودم ودر اوج آن بیماری به اصطلاح همه گیر با اینکه همسرم سه دفعه مبتلا شد همچنین مادرم وهردفعه من ازشون پرستاری میکردم ومحیط کارم هم در هرلحظه با افرادی روبرو میشدم که درگیر این بیماری بودند کوچکترین ناراحتی تجربه نکردم وهرروز بخودم میگفتم سیستم ایمنی بدن من خیلی قدرتمنده وحتی تو این چند سال که با شما آشنا شدم شاید در حد یکی سرماخوردگی ساده دیگه هیچی که آنهم با بخور وعسل وابلیمو حل میشه واین سری آخر که قضیه اش را داخل پرانتز توضیح دادم چون نمیخوام وارد جزئیات ناخوشایند بشم برام ثابت شده که جسمم قدرت بهسازی وپاکسازی خودش را از هرنوع ویروس وبیماری رو داره
ویه تجربه هم دارم وقتی قدرت رو دادم به غیر خدا
آنوقت بود که تازه فارغالتحصیل شده بودم ودر به در دنبال کار میگشتم به هرکسی متوسل شدم همه فقط وعده میدادند ولی روزی که گفتم خدایا توکل میکنم بخودت تو برام بساز بواسطه یکی از آشنایان که نه من ایشون را میشناختم نه ایشون منو فقط چون پسوند فامیلم مثل پسوند فامیل ایشون بود اینجور که خودشون برام تعریف کردند وبعد مشخص شد ایشون پسرخاله زن داییم هستند شماره تماس من رو از مرکز بهداشت میگیره وبا من تماس گرفت برا کار مشاوره تو شرکتی که ایشون پزشک مشاور آن شرکت بودند هر چند با تمام تلاشی که ایشون کردند چون شرایط کاری آن شرکت با شرایط من جور نبود قبول نکردم ولی بعد از آن ایده ها بهم گفته شد اول بصورت مشاور در چند شرکت کوچیک سه روز تو هفته مشاوره میرفتم وهمین جور که رشد کردم به شرکتهای بزرگتر وتمام وقت با حقوق ومزایای عالی هدایت شدم ومطمئنم استاد اگر باورهام در مورد ثروت هم درست کرده بودم وپذیرفته بودم وبه آنچه که از قبل به من یاد داده بودند باورهای مخربی چون :برو خداروشکر کن خیلی ها همین درآمد هم ندارند ،آدم باید قانع باشه وخیلی باورهای دیگه وعزت نفس کافی وهمچنین خودم لایق زندگی ورفاه بیشترمیدانستم بسنده نکرده بودم هنوز هم جایگاه بالاتری داشتم
اقرار میکنم الان هم با درک وعمل کردن به آموزها وفایلهای شما از هر لحاظ به مدارهای بالاتری رسیدم ولی میدونم که هنوز جای کار دارم وهر روز تلاش میکنم 1درصد از روز قبلم بهتر عمل کنم
استاد صمیمانه ازتون سپاسگزارم
در پناه حق شاد وسلامت وثروتمند وسعادتمند باشید در دنیا وآخرت
سپاسگذارم
سلام
سپاسگذارم
ممنون هستین دوست بزرگوارم سپاسگذارم
تشکر
استاد عباس منش عزیز همیشه جلسات توحیدی شما مسیر زندگی منو تغییر داده
در فایل های قبلی توحید عملی هم در کامنت ها اینو نوشتم که این جلسه من وبه خودم آورد که کجاها حواسم به مورچه ها نبوده
این بار هم بعد از حدود یک دهه همراهی باشما باز هم یک جلسه توحید عملی دیگر منو به خودم آوردم که گرفتار مورچه های سیاه شدم و حواسم نیست
خدا رو شکر
یکی از خوشحالی های امشبم اینه که هدایت خدا رو دریافت کردم و بهش عمل کردم
صدایی که بهم گفت برو سایت استاد یه سر بزن رو به وضوح شنیدم و همون لحظه اقدام کردم و با این شگفتی روبرو شدم
خدا رو شکر که در هر لحظه مراقب منه و به این وضوح داره منو هدایت میکنه که حواسم به مورچه ها باشه
امشب برای من شب قدر شد
در این شب مقدس بازم باید تجدید عهد کنم با خودم، خداوند و استاد عباس منش عزیز که بهتر از قبل باید عمل کنم.
باید لشکر یک نفره توحیدی خودم رو دوباره به پا کنم، تجهیزش کنم و مهارت های مقابله با شرک رو در وجودم افزایش بدم
استاد عزیز سپاسگزارم برای نجات من از آن زندگی
سپاسگزارم برای اینکه احساس خوشبختی می کنم
اینکه من توانستم شرایط خودم رو تغییر بدم
سپاسگزارم که به من یاد دادی بزرگ تر از شرایط زندگی باشم
به من یاد دادی که این من هستم که باید بر دنیا تاثیر بذارم نه اینکه دنیا بر من تاثیر بذاره
سپاسگزارم برای همه آنچه که تا همین چند سال قبل نداشتم و امروز به لطف آموزش های شما و خداوند در زندگی و شخصیت من وجود داره.
آموزش های شما استاد عزیز را بر لطف خدا برتر می دانم به این دلیل که لطف خدا تغییر نکرده است بلکه این من بودم که با استفاده از آموزش های شما تغییر کردم و از لطف خدا بهره بردم
سپاسگذارم
سلام وسپاسگذارم هستی
بودنت مرا با بودنم آشناتر میکند
سپاسگذارم
سپاس فروان
بابت مکتوب کردنت
سپاسگذارم
قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا ۖ فَصَبْرٌ جَمِیلٌ ۖ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَىٰ مَا تَصِفُونَ
وقتی مشرک میشیم ،نفس کارها رو زیبا میکنه و صبر زیباست و خداوند به آنچه ما باور داریم ،یاری مون میکنه .
سلام استاد جان شب و روزتون بخیر و شادی
الله اکبر از این فرکانس و اجابت
من چند روز میشه ریشه حل مسائل ام رو در ساختنِ توحید پیدا کردم و در حالِ اجراش بودم و چقدر اسم این فایل برام حرف داشت
خدایا بینهایت سپاسگزارم
تمامِ دردهای من از عدم توحید بوده
توحید یعنی قدرت به عوامل بیرونی و خودم و برگی در باد دیدن
من به تک تک حرفهای شما ایمان دارم و با تمامِ توانم در حالِ ساختن خودم هستم
اول از عامل ژنتیک بگم
من همون ماه اول که با شما آشنا شدم سعی کردم هر آنچه که میفهمم و عمل کنم
دخترم از سه سالگی عینکی شد و چون پدرش همیشه میگفت ما ژنتیکی عینکی هستیم و چشمهامون آستیک ماته و منم باور کردم و دخترم هم مهد کودک گفتن چشم پزشک بعد از معاینه گفته نیکسا نیاز به عینک داره چون چشمش آستیک ماته و طبق باور ،نتیجه این شد که بچه عینکی بشه و پارسال من با آموزه های شما چون ایمان داشتم گفتم نیکسا بدن تو خودش و درمان میکنه و تو نیازی به عینک نداری و عینک و دیگه نزد و چشم هاش خوب شد
بچه ایی که تا هفته ی قبلش بدون عینک حتی دوچرخه سواری نمیکرد چون میگفت دور رو خوب نمیبینیم اما باور من که با ایمان بهش گفتم باعث شد طی یک هفته چشمش سالم بشه
بچه ها واقعا لوح پاک هستن و هیچ ترمزی ندارن این ما هستیم که با حرفهامون براشون ترمز میسازیم
من ایمان دارم هیچ هیچ هیچ عامل بیرونی ذره یی روی زندگی من تاثیر نداره و من خالقِ 100٪ ثانیه به ثانیه زندگی ام هستم
چند روز پیش وقتی داشتم به توحید فکر میکردم تا بهتر درکش کنم یاد بچه گی ام ، نوجوانی ام افتادم که فقط خودم و صاحبِ قدرت میدونستم و هر کاری که میخواستم میکردم و اصلا ذره یی از پدرم که بسیار سختگیر بود حساب نمیبردم
و همیشه همه بهم میگفتن تو یاغی هستی و اره بودم چون قدرت و به عامل بیرونی که پدرم بود نمیدادم و به راحتی به همه خواسته هام میرسیدم
اما از زمانیکه ترس رخنه کرد تو وجودم هر روز ضعیفتر شدم و در واقع به خودم ظلم کردم اما اشکالی نداره من از تجربه هایی که بدست آوردم استفاده میکنم و میسازم زندگی مو اون مدلی که دوست دارم
توحید یعنی خودباوری
توحید یعنی احساس لیاقت
توحید یعنی احساس ارزشمندی
توحید یعنی عزت نفس
توحید یعنی قوانین جهان
توحید یعنی عشق و مودت
توحید یعنی جلسه 6 روانشناسی ثروت
توحید یعنی جلسه 9 و 10 راهنمای عملی دستیابی به رویاها
توحید یعنی ایمانی که منجر به عمل میشه
توحید یعنی ایمان به غیب
توحید همه چیه
توحید همه کَس را همه چیز میشود به شرط ایمان
استادِ توحیدی ام سپاسگزارتم
سپاسگذارم
سپاسگذارم وسلام وسپاسگذارم
سپاس فروان
وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَـٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ یَعِظُهُۥ یَـٰبُنَیَّ لَا تُشۡرِکۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡکَ لَظُلۡمٌ عَظِیمࣱ)
[سوره لقمان ١٣]
این شرک چیه که میگه ظلم بسیار بسیار بزرگی است؟
(یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ إِنَّمَا ٱلۡمُشۡرِکُونَ نَجَسࣱ …)
[سوره التوبه 28]
این شرک چیه که میگه مشرکان نجس هستند؟
تصور کنید پدری را که بسیار ثروتمند و قدرتمند و دارای اعتبار بالایی در نزد مردم است و این پدر تنها یک پسر دارد که خیلی دوستش دارد و به او گفته که هر وقت ؛ هر چیزی که خواستی بیا پیش خودم تا به تو آن چیز را بدهم
حالا یک روز به این پدر خبر میدهند که پسرت رفته در خانه همسایه و از همسایه تقاضا کرده که هزینه یک آدامس نعنایی را به او بدهد تا آن را تهیه کند و مصرف کند…
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است…
چه حالتی به این پدر داستان ما دست میدهد؟
حتما پدر داستان ما با خودش میگوید که ایکاش فرش خانه ام را آتش میزدی ولی چنین کاری با من نمیکردی…
پدر داستان ما با خود میگوید که من بروی پسرم غیرت داشتم و حاضر نبودم که خواری درخواست از غیر خودم را در چهره او ببینم اما او چه کرد؟…
این فقط یک مثال بود تا کمی مفهوم شرک را درک کنیم
و گرنه خدا کجا و این پدر کجا….
شرکی از جنس اینکه من قدرت خدای خودم را نادیده بگیرم و به هر چیزی روی آورم غیر خودش
شرکی از جنس اینکه خدا با خودش میگوید
نگاه کن اینو ؛ چه قدرت عظیمی درونش گذاشتم ولی او چه کرد با خودش؟
حرف برای گفتن زیاد است…
حضرت داوود سوالی برایش پیش آمد که خدایا چرا خلق را آفریدی؟
و خدا به او گفت که
کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاُِعرَف
گنجی نهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ، برای همین خلق را آفریدم تا شناخته شوم
و چه زیبا مولانا این حقیقت را درک کرده بود
مولانایی که در روزگاری زندگی میکرده که نه اینستایی بود و نه اینترنتی و…
ولی چنان غرق در توحید بوده که اکنون ما میبینیم که اشعارش در و دیوارهای شهرمان و این سایت و… را پر کرده
حقیقتا که او در الله یکتا فانی شده بود و یَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّکَ ذُو ٱلۡجَلَـٰلِ وَٱلۡإِکۡرَامِ شده بود
اما او چه هدیه ای از ملکوت خدا برای ما دارد؟
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
وی آینهٔ جمال شاهی که توئی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
ما آینه جمال خدا هستیم
ما یک نسخه از تجلی عظمت خدا هستیم
حال آیا واقعا اینگونه است؟
سپاسگذارم
سلام نازنینم
سپاسگذارم
چقدر کامنت رت دوست دارم تشکر میکنم دستت را میبوسم عزیزم ممنون
عالی رود سپاسگذارم
وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَـٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ یَعِظُهُۥ یَـٰبُنَیَّ لَا تُشۡرِکۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡکَ لَظُلۡمٌ عَظِیمࣱ)
[سوره لقمان ١٣]
این شرک چیه که میگه ظلم بسیار بسیار بزرگی است؟
(یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوۤا۟ إِنَّمَا ٱلۡمُشۡرِکُونَ نَجَسࣱ …)
[سوره التوبه 28]
این شرک چیه که میگه مشرکان نجس هستند؟
تصور کنید پدری را که بسیار ثروتمند و قدرتمند و دارای اعتبار بالایی در نزد مردم است و این پدر تنها یک پسر دارد که خیلی دوستش دارد و به او گفته که هر وقت ؛ هر چیزی که خواستی بیا پیش خودم تا به تو آن چیز را بدهم
حالا یک روز به این پدر خبر میدهند که پسرت رفته در خانه همسایه و از همسایه تقاضا کرده که هزینه یک آدامس نعنایی را به او بدهد تا آن را تهیه کند و مصرف کند…
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است…
چه حالتی به این پدر داستان ما دست میدهد؟
حتما پدر داستان ما با خودش میگوید که ایکاش فرش خانه ام را آتش میزدی ولی چنین کاری با من نمیکردی…
پدر داستان ما با خود میگوید که من بروی پسرم غیرت داشتم و حاضر نبودم که خواری درخواست از غیر خودم را در چهره او ببینم اما او چه کرد؟…
این فقط یک مثال بود تا کمی مفهوم شرک را درک کنیم
و گرنه خدا کجا و این پدر کجا….
شرکی از جنس اینکه من قدرت خدای خودم را نادیده بگیرم و به هر چیزی روی آورم غیر خودش
شرکی از جنس اینکه خدا با خودش میگوید
نگاه کن اینو ؛ چه قدرت عظیمی درونش گذاشتم ولی او چه کرد با خودش؟
حرف برای گفتن زیاد است…
حضرت داوود سوالی برایش پیش آمد که خدایا چرا خلق را آفریدی؟
و خدا به او گفت که
کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاُِعرَف
گنجی نهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ، برای همین خلق را آفریدم تا شناخته شوم
و چه زیبا مولانا این حقیقت را درک کرده بود
مولانایی که در روزگاری زندگی میکرده که نه اینستایی بود و نه اینترنتی و…
ولی چنان غرق در توحید بوده که اکنون ما میبینیم که اشعارش در و دیوارهای شهرمان و این سایت و… را پر کرده
حقیقتا که او در الله یکتا فانی شده بود و یَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّکَ ذُو ٱلۡجَلَـٰلِ وَٱلۡإِکۡرَامِ شده بود
اما او چه هدیه ای از ملکوت خدا برای ما دارد؟
ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
وی آینهٔ جمال شاهی که توئی
بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
ما آینه جمال خدا هستیم
ما یک نسخه از تجلی عظمت خدا هستیم
حال آیا واقعا اینگونه است؟
سپاسگذارم
یلام سعید جان
سلام وصد سلام سپاسگذارم هستی
سپاسگذارم دوست عزیزم کامنت شما حالم رو بسیار خوب کرد وسپاسگذارم تشکر …
همیشه سلامت وسعادتمند باشی
دنیا پر از فراوانی هست، تو همین شهرما تند و تند در حال ساخت و سازن و آپارتمان میسازن مثل کاخ، همه افراد ماشین دارن نه یکی، دو تا و بیشتر، الان بچه های کم سن و سال موتور و ماشین دارن، تو روستا خونه های کاگلی شده مثل قصر ، کل منطقه های شهر در حال ساخت و سازن. پول دراوردن راحت تر شده و کارها گسترش پیدا کرده و میبینم که همه گوشی هوشمند دارن و زدن تو کسب و کارانلاین، درامد دلاری در میارن. از سایت های خارجی میتونی خرید کنی و میارن تحویلت میدن و خیلی راحتی شده و کسب و کارها گسترش پیدا کرده و پول دراوردن راحت تر شده و بخاطر اینه باورها عوض شده، کسب و کارهای جدید و ایده های جدید زیاد شده، خانوما به خودشون متکی شدن و میرن سر کار، مسافرت های خارجی بیشتر شده، بچه ها میرن کلاس زبان،همینطور اینترنت گسترش پیدا کرده، تلویزیون های led مردم خریدن حتا تو روستاها، انتقال پول راحت تر شده، سرعت انتقال اطلاعات بالاست، جاده ها اسفالت و بیشتر شدن، بهداشت بهتر شده، ماشین های جدید، غذاهای متنوع، زمینه های ارتباطی بازتر شده ، دیدگاه خانواده ها عوض شده و خلاصه همه چی پیشرفت کرده و راحت تر شده و دنیا خداروشکر در حال پیشرفت سریعه، این دنیا پر از نعمته،
سلام ابراهیم عزیز
خوبی
سپاسگذارم هستی رودنت خیلی زیباست آرامش داری ممنون دوست ارجمندم ..
چه خوشحالم هستی وبودنت را درک میکنم …
جملات شما از دل بر میآید..
وبر دل مینشیند ..
.
تنها چیزی که باعث میشه ما ارتباطمون با خدا ضعیف بشه حاشیه هاست
حاشیه یعنی تو ذهنمون هر روز حساب کتاب کنیم که این ماه چقدر حقوق میگیریم،چقدرشو پس انداز کنیم، اگه ماشینم رو بفروشم چقدر سود میکنم و…
خدا شاهده خیلی وقتها دلم برا خدا میسوزه
واقعا احساس میکنم خدا مظلومه!
آخه چطوره که با این همه قدرتش خودش رو به منی که بنده ی خودشم ثابت میکنه،اما دوباره من رهاش میکنم تا زمانی که دوباره لنگش بشم و با تمامه وجود صداش کنم!
تنها راه ارتباط با خدا،دوری از حاشیه هاست
تنها چیزی که باعث میشه ما ارتباطمون با خدا ضعیف بشه حاشیه هاست
حاشیه یعنی تو ذهنمون هر روز حساب کتاب کنیم که این ماه چقدر حقوق میگیریم،چقدرشو پس انداز کنیم، اگه ماشینم رو بفروشم چقدر سود میکنم و…
خدا شاهده خیلی وقتها دلم برا خدا میسوزه
واقعا احساس میکنم خدا مظلومه!
آخه چطوره که با این همه قدرتش خودش رو به منی که بنده ی خودشم ثابت میکنه،اما دوباره من رهاش میکنم تا زمانی که دوباره لنگش بشم و با تمامه وجود صداش کنم!
تنها راه ارتباط با خدا،دوری از حاشیه هاست