توحید عملی | قسمت 8
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، مرز میان یک زندگی سراسر ناتوانی و یک زندگی سرشار از «خالق شرایط بودن» را ترسیم میکند. استاد عباسمنش در این قسمت، با نگاهی توحیدی و متفاوت به مفهوم شرک و توحید، پرده از دامهای پنهانی برمیدارند که ذهن، همواره از آن طریق ما را از تجربه زندگیای سراسر خوشبختی محروم میکند.
مفهوم اصلی و کلیدی این فایل، بازتعریف واژه شرک در دنیای مدرن است. برخلاف تصور رایج، شرک تنها بتپرستی سنتی نیست؛ بلکه شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی بیرون از خودتان. هر زمان که تصور کنید عواملی مانند ژنتیک، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده، تربیت دوران کودکی یا حتی گروههای مخفی و مافیا قدرت دارند که خوشبختی، سلامتی یا ثروت شما را تعیین کنند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. این نگاه، قدرت را از دستان خداوند (که قدرت مطلق است و این قدرت را بهواسطه قوانینش به شما تفویض کرده) میگیرد و به عوامل بیرونی میدهد.
استاد با اشاره به بحثهای علمی رایج درباره تأثیر ژنتیک بر شادی یا سلامتی، این نکته حیاتی را آموزش میدهند که:
مهم نیست دانشمندان یا اخبار چه میگویند، مهم این است که مواظب باشید تنها آنچه را باور کنید که به شما قدرت میدهد.
اگر درباره ناخواسته ای در زندگی خود، باور کنید ژنتیک عامل اصلی در تغییر آن ناخواسته است در حالیکه به قول دانشمندان ژنتیک شما متفاوت است، یعنی پذیرفتهاید که قربانی هستید و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارید. از آنجا که جهان، آینه باورهای شماست، مغز شما بلافاصله تمام شواهد را برای اثبات ناتوانیتان از تغییر آن شرایط را جمعآوری میکند و به این شکل مخفی، شما قدرت تغییر شرایط را از خودت می گیری و قربانی شرایط می شوی.
در این مسیر، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی میکند تا به جای قربانی شرایط بودن، خالق شرایط دلخواه در زندگی خود شوید.
دوره احساس لیاقت ذهن شما را برنامه ریزی می کند تا درک کنید که فارغ از هر عامل بیرونی یا شرایطی که بیرون از شما در جریان است، شما بهواسطه ذات الهی خود، لایق تجربه زندگیای سراسر سلامتی، آرامش و ثروت هستید و فارغ از اینکه شرایط کنونی شما چیست، به اندازه ترمیم احساس لیاقت درونی خود، شرایط زندگیتان سریعاً بهبود پیدا میکند.
در ادامه، استاد عباسمنش با واکاوی دقیق کارکرد مغز، توضیح میدهند که چرا ذهن ما عاشق پیدا کردن مقصر بیرونی است.
ذهن برای فرار از مسئولیت تغییر و حرکت، بهدنبال بهانه میگردد. اگر شما ثروتمند نیستید، ذهنتان میگوید «تقصیر دولت است»؛ اگر بیمارید، میگوید «تقصیر ژنتیک است»؛ اگر عصبی هستید، میگوید «تقصیر اخلاق موروثی خانواده است». استاد با بیان تجربیات عمیق از زندگی شخصی خود، این درس بزرگ را منتقل میکنند که شرایط گذشته، هرچقدر هم سخت یا متفاوت باشد، دلیل بر آینده شما نیست. ایشان توضیح میدهند که چگونه برخی افراد، سختگیری والدین را عامل بدبختی میدانند، درحالیکه برخی دیگر رفاه و آسانگیری بیشازحد والدین را مانع پیشرفت خود معرفی میکنند. این نشان میدهد که شرایط بیرونی خنثی هستند و این نوع نگاه و باور ماست که به آنها معنا میدهد. تا زمانی که شما بهدنبال توجیه وضعیت خود با عوامل بیرونی هستید، در مدار شرک قرار دارید و راه هدایت به سمت تغییر شرایط نادلخواه را بر خود بستهاید.
در بحث سلامتی و تناسب اندام نیز، ایشان به زیبایی نشان میدهند که چگونه شکستن بُتی به نام «ژنتیک» و پذیرش مسئولیت سلامتی و تناسب اندام، میتواند نتایجی را رقم بزند که از نظر علم پزشکی یا باور عمومی، غیرممکن به نظر میرسد. درس بزرگ این است:
تنها زمانی نتایج تغییر میکنند که شما بپذیرید «من» عامل هستم، نه هیج عاملی بیرون از من.
برای درک عمیقتر اینکه چقدر لایق تجربه زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها هستید و چقدر قدرت ایجاد این شرایط در دستان شماست، باز هم تأکید میشود که آگاهی های دوره احساس لیاقت را بارها مرور کنید، زیرا این دوره ریشههای شرک خفی (احساس بیارزشی، احساس قربانی بودن و ناتوانی در برابر تغییر عوامل بیرونی) را در وجودتان خشک میکند و قدرتی را در وجود شما بیدار میکند تا مسئولیت تمامیت شرایط زندگی خود را بپذیرید و به جای احساس قربانی داشتن، برای تغییر آن شرایط، با ایمانی شکستناپذیر، قدم بردارید.
بخش دیگری از این آموزش تکاندهنده، به موضوع توهم توطئه و قدرتهای پنهان (مانند ماتریکس) اختصاص دارد. باور به اینکه گروههای مخفی، خانوادههای خاص یا قدرتهای شیطانی جهان را کنترل میکنند و مانع موفقیت شما میشوند، یکی از بارزترین مصادیق شرک در دنیای امروز است. استاد عباسمنش هشدار میدهند که این باورها تنها شما را ضعیف، ترسو و محدود میکنند. تاریخ و سرنوشت کسانی که مروج این تفکرات بودهاند، نشان میدهد که باور به این قدرتهای پوشالی، جز زندان، انزوا و شکست نتیجهای نداشته است.
توحید یعنی باور به اینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند (و قوانین او که به افکار شما پاسخ میدهند) از درخت نمیافتد. اگر باور کنید دنیا پر از کمبود است، کمبود را تجربه میکنید؛ اگر باور کنید دنیا تحت کنترل ظالمان است، ظلم را جذب میکنید. اما اگر همانند استاد، باور کنید که جهان پر از انسانهای شریف، فرصتهای بیپایان و خدایی است که تنها خیر و برکت را برای شما میخواهد، دقیقاً همان را تجربه خواهید کرد. جهان به فرکانسهای شما پاسخ میدهد، نه به واقعیتهای خبری. بنابراین، وظیفه شما این است که ورودیهای ذهن خود را کنترل کنید و تنها باورهایی را بپذیرید که به شما احساس قدرت، آرامش و امید میدهند، حتی اگر تمام دنیا خلاف آن را بگویند.
تمرین این قسمت:
انجام این تمرین میتواند نقطه عطفی در خودشناسی شما باشد. در بخش نظرات این قسمت، با صداقت و شجاعت بنویسید که:
الف) چه باورهای محدودکنندهای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرتهای جهانی) دادهاند؟
- این باورهای شرکآلود، چه موانع یا ناخواستههایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟
- بهمحض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرکآلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟
چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفتهاند؟ - چطور بهخاطر آن باورهای شرکآلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفتهاید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی دادهاید؟
ب) وقتی آن باورهای شرکآلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)
- بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرکآلود قبلی کنید؟
- و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟
نوشتن این تجربیات، نهتنها ردپایی ارزشمند برای آیندگان خواهد بود، بلکه به شما کمک میکند تا با شناسایی این ترمزهای مخفی، با سرعت و قدرت بیشتری به سمت خواستههایتان حرکت کنید. یادتان باشد، شما قربانی شرایط نیستید، شما خالق زندگی خود هستید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت 8395MB31 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت 830MB31 دقیقه






به نام انرژی معجزهکننده و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیکتر است و به خوشبختی، آرامش، آسایش، آزادی، سلامتی، ثروتمندی، داشتن زندگی سرشار از عشق و راستی و درستی و وفاداری و تجربه لذتهای شیرین، ناب و وصفنشدنی، بیشتر از خودم مشتاق و مصر است
به نام سیستم قانونمندی که جهانی زیبا، سرشار از نعمت و فرصت و ثروت و برکت و فراوانی و آدمهای خوب و هر چیز خوبی را به بینهایت مقدار خلق کرده
و من را نیز از ابتدای تولد، موجودی بسیار ارزشمند و بالیاقت آفریده، که لیاقت تجربه بهترین نوع زندگی و بهرهمندی از تمام نعمتهایش را دارم
و همچنین من را بهواسطه افکار و باورهایم، خالق زندگی خودم قرار داده، تا بتوانم از راههای آسان و لذتبخش به تمام خواستهها، آرزوها و شرایط دلخواه و ایدهآلم برسم
به نام خدای غفور و رحیمی که من را بسیار دوست دارد، هر لحظه در حال هدایت من است، میخواهد که چرخ زندگی برای من روان بچرخد و تمام رویاهایم به تجربه زندگیم تبدیل شوند.
سلام به تمام نعمتها، خوبیها، زیباییها و همه آدمهای خوب جهان
—————————————————————————————————————————————————————————————————————-
شرک مساوی است با قدرت دادن به عوامل بیرونی است.
از اونجایی که دانشمندان هر روز ی چیزی میگن، من باید به دنبال افکار و باورهای قدرتمندکننده باشم.
من باید مراقب چیزهایی که میپذیرم، باور میکنم و به خورد مغزم میدم باشم؛ یعنی هر چیزی رو به راحتی نپذیرم چون ممکنه شرک باشه.
همونطور که وقتی میرم میوهفروشی، میوههای سالم رو انتخاب میکنم نه هر چیزی که دم دستم میاد، من باید این حساسیت رو روی انتخاب ورودیهای ذهنم هم داشته باشم؛ یعنی مراقب این باشم که چه چیزهایی رو قرارِ ببینم، بشنوم و یا بپذیرم.
من باید مراقب ورودیهای ذهنم باشم؛ برای مثال، نباید به اخبار یا حرفهایی گوش بدم که قدرت رو از من میگیرن.
بنابراین:
من مراقب ورودیهای ذهنم هستم و باورهای قدرتمندکنندهای رو برای خودم میسازم؛ باورهایی که قدرت تغییر شرایط زندگیم رو (بهگونهای که کیفیتش بیشتر بشه) فقط و فقط به وجود خودم میدن.
چون عوامل بیرونی در تعیین چگونگی شرایط زندگی من دخالتی ندارند و فقط و فقط افکار و باورهای صحیح و قدرتمندکننده خودم، این توانایی رو به خودِ خودِ من میدن.
یعنی همه چیز همونطور که من میخوام تغییر میکنه، اگر و تنها اگر به چیزهای زیر باور داشته باشم:
–قدرت ذهن
–کانون توجه
–افکار و باورهای قدرتمندکننده
–احساس خوب
جهان به فرکانسها و افکار من پاسخ میده و اونها را به شکل آدمها، اتفاقات، ایدهها، موقعیتها و… وارد زندگیم میکنه.
یعنی هر چیزی که در زندگی دارم دریافت میکنم، آینه تمامنمای باورهای خودمه؛ بنابراین باز هم به اهمیت این موضوع که باید مراقب ورودیهای ذهنم، کانون توجه، افکار و باورهام باشم، پی میبرم.
مهمه که حواسم باشه، هر باوری که قدرت رو از من میگیره و میده به عوامل بیرونی رو اصلا باور نکنم؛ حتی اگر افراد زیادی مثل دانشمندان اون باور رو دارن و همش تکرارش میکنن.
مهم اینه که من بیام قدرت را تماما به خداوند بزرگ و هدایتگری که تمام جهان رو خلق کرده بدم.
و یادم بمونه که به خواست و اراده همین خدای قدرتمند و بخشنده، هر چیزی رو که من باور کنم، قطعا اتفاق میافته؛ بله، هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافته.
—————————————————————————————————————————————————————————————————————-
خدایا برای اینکه امروز هم من رو به سمت زندگی بهتر و شرایط دلخواهم هدایت کردی، هزاران بار تو را سپاس.
خدایا من آمادگی دریافت برکات، نعمات، هدایتها و هر چیز خوبی که از جانب تو بخواد به من برسه رو دارم و پیشاپیش برای همه اونها ازت ممنونم.
خدایا برای تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که از اولین روز زندگیم تا لحظه کنونی به من دادی و در آینده نزدیک باز هم خواهی، تو را سپاس.
خدایا ممنون که خوشبخت بودن و ثروتمند بودن رو روند طبیعی زندگی من قرار دادی؛ خدایا ممنون که من رو از بدو تولد ارزشمند آفریدی.
خدایا ممنون که قراره زندگی عاشقانه فوقالعاده رویایی و پاک و نابی رو تجربه کنم؛
خدایا ممنون که قراره نقشی در گسترش این جهان زیبا داشته باشم؛
خدایا ممنون که قراره اثر خوبی از خودم به جا بزارم؛
خدایا ممنون که قراره آخر کار وقتی وقتش میرسه، هم من از خودم خیلی راضی باشم و هم تو از من خیلی بیشتر راضی باشی.
به نام انرژی معجزهکننده و قدرتمند:
که از رگ گردن به من نزدیکتر است
و به خوشبختی، سعادتمندی، آرامش، سلامتی، ثروتمندی
و داشتن زندگی سرشار از عشق و وفاداری
و تجربه لذت های ناب و وصف نشدنی
و بودن در آسایش و رفاه برای من،
بیشتر از خودم مشتاق و مصر است
به نام سیستمی قانونمند:
که جهانی سرشار از نعمت و ثروت و برکت و فرصت و آدم های خوب و هر چیز خوبی را به بی نهایت مقدار خلق کرده
و من را خالق زندگی خودم آفریده
تا بتوانم از راه های ساده و لذت بخش
به تمام خواسته ها، آرزوهای کوچک و بزرگ و زندگی دلخواه و رویاییام برسم
به نام خدایی که مرا بسیار دوست دارد
و من را موجودی بالیاقت، ارزشمند، عزتمند، شایسته و لایق نعمت هایش خلق کرده
و هر روز بر عزت نفس و میزان لیاقتم برای دریافت نعمت هایش میافزاید.
*
سلام به خوبیها و زیباییها
سلام به هر ذره و جریانی از خوبی که در جهان زیبا و غنی ما در جریان هست
سلام به تمام آدم های خوب و باوجدان در همه جای جهان، از گذشته های دور تا همین حال حاضر و آینده
سلام به تمام افراد و عوامل و راههای هموار و لذتبخشی که به فرمان خداوند برای رسیدن من به خواستهها و آرزوها و شرایط دلخواه و رویایی ام برایم مهیا میشوند
سلام به:
خوشبختی و آرامش
موفقیت و ثروتمندی
سلامتی و زیبایی
امنیت و ایمنی
عزتمندی و آبرومندی
لیاقت و شایستگی
آسایش و رفاه
مهربانی و محبت
عاشقی و وفاداری
فراوانی و ثروت
نعمت و فرصت
راهنمایی و هدایت خداوند
احساس ارزشمندی و اعتمادبهنفس
زندگی سرشار از عشق و محبت و وفاداری
زندگی مملو از تجربههای ناب و لذتهای وصفنشدنی
سعادتمندی و عاقبت به خیری
*
نکات و باورهای این جلسه:
1- من دنبال فکرها و باورهای قدرتمندکننده و کمککننده هستم. (یعنی دانشمندان هم هر چی گفتن قبول نکن.)
2- من مراقب چیزهایی که میپذیرم و به خورد مغزم میدهم هستم. (یعنی هر چیزی رو به راحتی نپذیر چون ممکنه شرک باشه.)
3- من مراقب ورودیهای ذهنم هستم.
4- نباید چیز نامناسبی به خورد مغز داد یا باوری را ساخت با اخبار و حرفی را گوش داد که قدرت را از وجود ما بگیرد. (بنابراین من مراقب ورودیهای ذهنم خواهم بود و باورهای قدرتمندکننده خواهم ساخت که قدرت تغییر شرایط زندگیام به گونهای که کیفیتش بیشتر شود را فقط به وجود خودم بدهد.)
5- عوامل بیرونی در تعیین چگونگی شرایط زندگی من دخالت ندارند و فقط افکار و باورهای صحیح و قدرتمندکننده و کمککننده در ذهن خودم، این توانایی را به شخص خودم میدهند.
6- همه چیز همانطور که میخواهم تغییر خواهد کرد اگر و تنها اگر به قدرت ذهن و کانون توجه، افکار و باورهای قدرتمندکننده و احساس خوب، باور داشته باشم.
7- من مراقب هستم چه چیزهایی را انتخاب میکنم که ببینم، بشنوم و یا بپذیرم.
8- جهان به فرکانسها و افکار ما پاسخ میدهد و آنها را به شکل آدمها، اتفاقات، ایدهها، موقعیتها و… وارد زندگیمان میکند.
9- آن چیزی که در زندگی داریم دریافت میکنیم آینه تمامنمای باورهای خودمان است. (پس من مراقب ورودیهای ذهنم، کانون توجه، افکار و باورهای خودم هستم.)
10- هر باوری که قدرت را از تو میگیرد و به عوامل بیرونی میدهد و اصلا قرار نیست به تو کمک کند را باور نکن، حتی اگر افراد زیادی آن را تکرار کرده و یا دانشمندان بر آن باور باشند.
11- من قدرت را تماما به خداوند سخاوتمندی نسبت میدهم که جهانی زیبا را برای خوشبختی و سعادتمندی من خلق کرده و نه هیچ چیز دیگری.
12- قانون: «هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافتد.»
دوباره تکرارش میکنم:
هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافتد.
یکبار دیگه:
هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافتد.
چندبار دیگه:
هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافتد.
هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافتد.
هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافتد.
*
بخش تمرین
سوال اول:
زمانی که باور به تاثیر عوامل بیرونی مثل: ژنتیک، سیاست، قدرت یک فرد خاص و… داشتید، چه نتایجی در زندگیتان گرفتید؟
پاسخ 1:
وقتی تصور میکردم که چون دخترم، چون تو ایرانم، چون دلار بالا میره، چون فلان ژن رو دارم… پس مقابله و تغییر شرایط، خیلی سخت و با بعضا غیرممکنه،
رسما احساس فلجشدگی و پوچی داشتم. انگار تلاش کردن معنایی نداره و سرنوشتت از پیش مشخصه.
اینکه اون جبر رو قبول داشتم، رسما اجازه و فرصت تحرک و پویایی به من نمیداد. علاوهبر همه اینها، احسای یاس و ناامیدی و شاید حتی ترس و غم و اندوه هم همیشه وجود داشت که یا روند تلاش کردن رو کند میکرد و یا اصلا نمیزاشت نتیجهای مطلوب حاصل بشه.
سوال 2:
به این فکر کنید که به محض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چطور این نوع باورهای شرک آلود مثل (تاثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و… ) شما را به احساس ” ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت ” رسانده است؟ و چطور به خاطر آن باورهای شرک آلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفته اید و به آن عوامل محدود کننده بیرونی داده اید؟
پاسخ 2:
وقتی بعد از بارها تلاش برای کاهش وزن، دیگه خسته شدم، تقریبا قبول کرده بودم که من ژن چاقی رو دارم، که آدمی که از اول تپل بوده تا اخرش تپل میمونه، یا کسی که عاشق شیرینیجات هست نمیدونم هیچوقت دست ازشون برداره و خلاصه اینکه من از لحاظ مغزی نمیتونم لاغر بشم چون عاشق خوردن و فلان و بهمانم.
یا وقتی شرایط اقتصادی کشور رو میدیدم، اینکه فقط ی عده دارن توش میخورن و میبرن و قیمت دلار هم دستشونه و… باعث شد وقتی به میزان درآمدم نگاه میکردم اینو به خودم بقبولونم که شرایط همیشه همینطوره و یا دست کم باید معجزه رخ بده تا شرایط کمی به نفع من بشه. یعنی باور به کمبود پررنگتر از باور به فراوانی بود.
بله به همین راحتی اون زمان تسلیم ی جبر بودم که اره نمیشه، سخته، نداریم، تموم شده، محاله، تو خیالاته، در واقعیت نیست، نشدنیه و…
سوال 3:
وقتی آن باورهای شرک آلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد؟ به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین این باورهای شرک آلود کنید؟ این نگاه توحیدی چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟
پاسخ 3:
وقتی اون باورهای شرکآلود و مسمومکننده رو کنار گذاشتم و کمکم متوجه شدم که همه چیز توی ذهن و مغز منه، همه چیز بستگی به نوع تفکرات و باورهای من داره و نه عوامل بیرونی، انقلابی در وجود من شکل گرفت. اون باورهای شرکآلود و نامناسب رو تغییر دادم و به جاش باورهای قدرتمندکنندهای رو در ذهنم ساختم که موجب حرکت و پویایی من شدند.
ترس و غم و ناامیدی از بین رفتند و جاشونو به عزم و اراده و امید دادند. انگار که زندگی تازه برام معنا پیدا کرده باشه. تازه همه چیز داشت سر جای خودش قرار میگرفت که بله با تلاش کردن و امید داشتن، میشه موفق شد و به همه چیز رسید.
قبول کردم که هر چیزی رو بتونم به خودم بقبولونم و باورش کنم، دستیافتنی و شدنیه. دیگه جهان جای زیباتری بود و من از زندگی کردن در این جهان فراوانیها لذت میبردم.
دیگه اینکه کدوم دسته از زنها در بدن من بیان شدن یا کدوم دسته فعال نیستن مهم نیست، چون من دارم میبینم که افرادی با بیماریهای ارثی و حتی خیلی خطرناک، به سلامتی رسیدن، و کاهش وزن چیزی نیست که نشه تغییرش داد.
وقتی قبول کردم دنیای من دسته یک عده از آدمها که به ظاهر قدرت و ثروت رو در اختیار گرفتند نیست، وقتی باور کردم دنیای من، دنیای فراوانی نعمت و برکت و ثروت و فرصته، دیگه از آینده نترسیدم، به احساس آرامش رسیدم، خیالم راحت شد، شجاع شدم یکجورایی، و باور کردم و تا همین لحظه باور دارم که دنیا، فرصت و جا برای خوشبخت شدن و ثروتمندی و موفقیت و کامیابی همه آدمها دارد، البته به شرطی که خود آن مردم به این باور نسبت به خودشان برسند.
من تا همین چند ماه پیش، قیمت دلار و طلا و وسایل مهم و گرونی که باید میخریدم رو هر روز با استرس و تشویش زیاد چک میکردم، اما الان هر چند روز یکبار و البته بدون استرس و حتی گاهی با لبخند به اونها نگاه میکنم و باور دارم که دلار و طلا چه بالا برن و یا پایین، همه به نفع منه. اینکه الان کار کساده اشکالی نداره چون به زودی فرصتها و موقعیتهای خیلی خوبی نصیبم میشه و ثروت زیادی وارد زندگیم میشه.
استاد یاد ی چیزی افتادم که نمیدونم تو کدوم دوره بهش اشاره کرده بودین: فک کنم گفته بودین سال 88 بود که میخواستین همایش برگزار کنین ولی بخاطر شرایط نابسامان کشور به مردم اجازه تجمع حتی در حد کم را هم نمیدادن ولی شما چون واقعا میخواستین و باور داشتین به خودتون، همایشها رو به خوبی هر چه تمامتر برگزار میکردید. پس نتیجه میگیریم اگر بخوایم و شجاع باشیم و تلاش کنیم و باور داشته باشیم، شدنیه، میشه، هست، ممکنه، محال نیست، وجود داره، میتونه بشه و…
اصلا برای همینه که الان، فارغ از سن و سالم و اینکه الان کجای این دنیای بزرگ و زیبا قرار دارم و چه موقعیت و شرایطی دارم،
باز هم باور دارم که آدمهای خوب و باوجدان توی دنیا خیلی زیاد هستن، آدمهای عاشقی که وفاداری به عشقشون براشون کاری نداره و خیلی محترم و ارزشمند هستن زیاد هستن،
باور دارم آدمهایی که از من خوششون میاد هم خیلی زیاد هستن و
باور دارم فارغ از اشتباهاتی که کردم، باز هم من یک انسان خوب، خوشرفتار، دوستداشتنی، عزتمند و ارزشمند هستم
که از طرف خدا مورد لطف و مرحمت قرار گرفته
و لیاقت همون فرد ایدهآل و زندگی فوقالعاده عاشقانه و رویایی و
همچنین شرایط دلخواه و خوشبختی بیحدوحصر و سلامتی و آسایش بیانتها
و رفاه و موفقیت و ثروت و نعمت بیشمار
و لذتهای گوناگون و وصفنشدنی رو داره.
بله، دوری از باورهای مسمومکننده و شرکآلود و ساخت باورهای قدرتمندکننده، میتونه یه آدم جدید از من بسازه که هیچ ربطی با آدم قبلی نداشته باشم و به لطف خداوند، قدرت تغییر شرایط زندگیم در همه جنبهها را تنها در خودم جستوجو کنم و هر روز بهتر از دیروز و هر روز موفقتر از دیروز و هر روز خوشبختتر از دیروز باشم.
برای همین خداوند را هزاران بار شکر میکنم که بوسیله استاد عباسمنش، پیوسته داره من رو هدایت میکنه به سمت رسیدن به خواستهها و آرزوهام. چراکه این استاد بود که نقش و اهمیت کانون توجه، افکار، باورها و احساس خوب رو به من شناسوند و کمک کرد تا باورهای نامناسب
رو کنار بزارم و باورهای قدرتمندکننده رو جایگزینشون کنم. اونقدر استاد عباسمنش هنگام صحبت کردن صادق و قاطع هستن و اونقدر مباحث رو با شفافیت و مثالها و تمرینات زیبا آموزش میدن، که من کاملا پذیرای تمام حرفهاشون هستم و نشانههای بودن در مسیر تکاملی خودم و احسای بهتری که نسبت به خودم، خدای خودم و زندگی و جهان پیرامونم دارم را به وضوح میبینم.
در آخر باید بگم که این نگاه توحیدی، هر چیز خوبی رو برای من به همراه داشته. به عبارتی، آرامش داشتن و آرام بودن نسبت به دنیای پیرامون و اتفافات اطراف، اولین میوه این نگاه زیبا بوده
و در مراحل بعدی، شجاعت، جسارت، ثابت قدم بودن، روحیه تلاشگری و پویایی، احساس هویت و ارزشمندی، ایمان و اعتماد به خداوند و امید داشتن، از دیگر ثمرات این نگرش توحیدی است.
*
من باور دارم که در جهانی بسیار زیبا، غنی و سخاوتمند زندگی میکنم که
در آن بیشمار نعمت و فرصت و ثروت و آدمهای خوب وجود دارد و
من قرار است سفری بسیار لذتبخش و عاشقانه را در این جهان داشته باشم و
در کمال خوشبختی و سعادتمندی، پیوسته شکرگزار خالق بخشنده و مهربانش باشم.
خدایا، خداوندا
من فقط و فقط به تو ایمان دارم
و تنها به تو توکل میکنم
و فقط از تو یاری میجویم
خدای بزرگ و زیبای من، برای اینکه امروز هم مرا به سمت زندگی بهتر و شرایط ایدهآل و رویاییام هدایت کردی، ازت هزاران بار ممنونم.
خدای سخاوتمند من، من آمادگی دریافت برکات، نعمات، آگاهیها و هر خیر و برکتی رو از جانب تو دارم و پیشاپیش برای همشون ازت هزاران بار ممنونم.
ای خدای بخشنده، به خاطر همه شرایط و عوامل ریز و درشتی که در مسیر رسیدن من به خوشبختی و داشتن زندگی ایدهال و رویاییم ترتیب میدی، هزاران بار ممنونم.
خدای قدرتمند و عادل من، بخاطر تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که به من عطا کردی، از اولین روز زندگیم تا حال حاضر و همچنین اونهایی که در آینده دور و نزدیک به من خواهی داد، هزاران هزار بار متشکرم.
خدایا، به خاطر همه چیزهای ریز و درشت خوبی که من عطا کردی، ولی من هیچوقت متوجه اونها نشدم،
یا اون دسته از نعمتهایی که بهم بخشیدی ولی فراموش کرده و از یاد بردم،
حتی اون خوبیهایی که الان هم متوجه اونها نیستم
و اون نعمتهایی که در آینده به من خواهی داد و ممکنه متوجهشون نشم یا باز هم از یاد ببرم
هزاران هزار هزار بار شکرت.
خدایا
بخاطر سلامتی و امنیتی که برایم مهیا کردی و میکنی،
بخاطر آدمهای خوبی که وارد زندگیم کردی و همچنان میکنی،
بخاطر همسر فوق العادهای که نصیبم میکنی،
بخاطر موفقیتهای گذشته و آیندهام،
بخاطر فرصتهای خوبی که جلوی پاهام گذاشتی و میگذاری،
به خاطر وضع مالی خوبم و نیز ثروت عظیمی که نصیبم میکنی،
به خاطر عزت و احترام و ارزش و لیاقت و آبرویی که بهم بخشیدی و میبخشی،
بخاطر تمام تجربههای شیرین و ناب گذشته و
لذتهای وصفنشدنی و فوقالعادهای که به من عطا خواهی کرد،
به خاطر رفاه و آسایشی که به من بخشیدی و همچنان میبخشی،
بخاطر خیر و برکتی که به زندگیم دادی و همچنان ازم دریغ نمیکنی،
بخاطر احساس خوب و آرامش و خوشبختی که برایم فراهم کردی و میکنی،
بخاطر داشتن شرایط دلخواه و زندگی رویایی و ایدهآلم،
بخاطر رسیدن به خواستهها و رویاهای کوچک و بزرگم،
برای تکتک این خوبیها، زیباییها و نعمتها
پیوسته و پیشاپیش، میلیونها بار سپاسگزار و ممنون تو هستم.
خدایا شکرت