توحید عملی | قسمت 8
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، مرز میان یک زندگی سراسر ناتوانی و یک زندگی سرشار از «خالق شرایط بودن» را ترسیم میکند. استاد عباسمنش در این قسمت، با نگاهی توحیدی و متفاوت به مفهوم شرک و توحید، پرده از دامهای پنهانی برمیدارند که ذهن، همواره از آن طریق ما را از تجربه زندگیای سراسر خوشبختی محروم میکند.
مفهوم اصلی و کلیدی این فایل، بازتعریف واژه شرک در دنیای مدرن است. برخلاف تصور رایج، شرک تنها بتپرستی سنتی نیست؛ بلکه شرک یعنی قدرت دادن به هر عاملی بیرون از خودتان. هر زمان که تصور کنید عواملی مانند ژنتیک، دولت، شرایط اقتصادی، خانواده، تربیت دوران کودکی یا حتی گروههای مخفی و مافیا قدرت دارند که خوشبختی، سلامتی یا ثروت شما را تعیین کنند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. این نگاه، قدرت را از دستان خداوند (که قدرت مطلق است و این قدرت را بهواسطه قوانینش به شما تفویض کرده) میگیرد و به عوامل بیرونی میدهد.
استاد با اشاره به بحثهای علمی رایج درباره تأثیر ژنتیک بر شادی یا سلامتی، این نکته حیاتی را آموزش میدهند که:
مهم نیست دانشمندان یا اخبار چه میگویند، مهم این است که مواظب باشید تنها آنچه را باور کنید که به شما قدرت میدهد.
اگر درباره ناخواسته ای در زندگی خود، باور کنید ژنتیک عامل اصلی در تغییر آن ناخواسته است در حالیکه به قول دانشمندان ژنتیک شما متفاوت است، یعنی پذیرفتهاید که قربانی هستید و هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارید. از آنجا که جهان، آینه باورهای شماست، مغز شما بلافاصله تمام شواهد را برای اثبات ناتوانیتان از تغییر آن شرایط را جمعآوری میکند و به این شکل مخفی، شما قدرت تغییر شرایط را از خودت می گیری و قربانی شرایط می شوی.
در این مسیر، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت به شما کمک شایانی میکند تا به جای قربانی شرایط بودن، خالق شرایط دلخواه در زندگی خود شوید.
دوره احساس لیاقت ذهن شما را برنامه ریزی می کند تا درک کنید که فارغ از هر عامل بیرونی یا شرایطی که بیرون از شما در جریان است، شما بهواسطه ذات الهی خود، لایق تجربه زندگیای سراسر سلامتی، آرامش و ثروت هستید و فارغ از اینکه شرایط کنونی شما چیست، به اندازه ترمیم احساس لیاقت درونی خود، شرایط زندگیتان سریعاً بهبود پیدا میکند.
در ادامه، استاد عباسمنش با واکاوی دقیق کارکرد مغز، توضیح میدهند که چرا ذهن ما عاشق پیدا کردن مقصر بیرونی است.
ذهن برای فرار از مسئولیت تغییر و حرکت، بهدنبال بهانه میگردد. اگر شما ثروتمند نیستید، ذهنتان میگوید «تقصیر دولت است»؛ اگر بیمارید، میگوید «تقصیر ژنتیک است»؛ اگر عصبی هستید، میگوید «تقصیر اخلاق موروثی خانواده است». استاد با بیان تجربیات عمیق از زندگی شخصی خود، این درس بزرگ را منتقل میکنند که شرایط گذشته، هرچقدر هم سخت یا متفاوت باشد، دلیل بر آینده شما نیست. ایشان توضیح میدهند که چگونه برخی افراد، سختگیری والدین را عامل بدبختی میدانند، درحالیکه برخی دیگر رفاه و آسانگیری بیشازحد والدین را مانع پیشرفت خود معرفی میکنند. این نشان میدهد که شرایط بیرونی خنثی هستند و این نوع نگاه و باور ماست که به آنها معنا میدهد. تا زمانی که شما بهدنبال توجیه وضعیت خود با عوامل بیرونی هستید، در مدار شرک قرار دارید و راه هدایت به سمت تغییر شرایط نادلخواه را بر خود بستهاید.
در بحث سلامتی و تناسب اندام نیز، ایشان به زیبایی نشان میدهند که چگونه شکستن بُتی به نام «ژنتیک» و پذیرش مسئولیت سلامتی و تناسب اندام، میتواند نتایجی را رقم بزند که از نظر علم پزشکی یا باور عمومی، غیرممکن به نظر میرسد. درس بزرگ این است:
تنها زمانی نتایج تغییر میکنند که شما بپذیرید «من» عامل هستم، نه هیج عاملی بیرون از من.
برای درک عمیقتر اینکه چقدر لایق تجربه زندگی با کیفیت در تمام جنبه ها هستید و چقدر قدرت ایجاد این شرایط در دستان شماست، باز هم تأکید میشود که آگاهی های دوره احساس لیاقت را بارها مرور کنید، زیرا این دوره ریشههای شرک خفی (احساس بیارزشی، احساس قربانی بودن و ناتوانی در برابر تغییر عوامل بیرونی) را در وجودتان خشک میکند و قدرتی را در وجود شما بیدار میکند تا مسئولیت تمامیت شرایط زندگی خود را بپذیرید و به جای احساس قربانی داشتن، برای تغییر آن شرایط، با ایمانی شکستناپذیر، قدم بردارید.
بخش دیگری از این آموزش تکاندهنده، به موضوع توهم توطئه و قدرتهای پنهان (مانند ماتریکس) اختصاص دارد. باور به اینکه گروههای مخفی، خانوادههای خاص یا قدرتهای شیطانی جهان را کنترل میکنند و مانع موفقیت شما میشوند، یکی از بارزترین مصادیق شرک در دنیای امروز است. استاد عباسمنش هشدار میدهند که این باورها تنها شما را ضعیف، ترسو و محدود میکنند. تاریخ و سرنوشت کسانی که مروج این تفکرات بودهاند، نشان میدهد که باور به این قدرتهای پوشالی، جز زندان، انزوا و شکست نتیجهای نداشته است.
توحید یعنی باور به اینکه هیچ برگی بدون اذن خداوند (و قوانین او که به افکار شما پاسخ میدهند) از درخت نمیافتد. اگر باور کنید دنیا پر از کمبود است، کمبود را تجربه میکنید؛ اگر باور کنید دنیا تحت کنترل ظالمان است، ظلم را جذب میکنید. اما اگر همانند استاد، باور کنید که جهان پر از انسانهای شریف، فرصتهای بیپایان و خدایی است که تنها خیر و برکت را برای شما میخواهد، دقیقاً همان را تجربه خواهید کرد. جهان به فرکانسهای شما پاسخ میدهد، نه به واقعیتهای خبری. بنابراین، وظیفه شما این است که ورودیهای ذهن خود را کنترل کنید و تنها باورهایی را بپذیرید که به شما احساس قدرت، آرامش و امید میدهند، حتی اگر تمام دنیا خلاف آن را بگویند.
تمرین این قسمت:
انجام این تمرین میتواند نقطه عطفی در خودشناسی شما باشد. در بخش نظرات این قسمت، با صداقت و شجاعت بنویسید که:
الف) چه باورهای محدودکنندهای در ذهن دارید که قدرت را به عوامل بیرونی (مثل ژنتیک، خانواده، دولت یا قدرتهای جهانی) دادهاند؟
- این باورهای شرکآلود، چه موانع یا ناخواستههایی را در زندگی شما به وجود آورده است؟
- بهمحض اینکه اوضاع کمی سخت شده، چگونه این نوع باورهای شرکآلود (مثل تأثیر ژنتیک، قیمت دلار، اوضاع اقتصادی و…) شما را به احساس «ناتوانی از تغییر آن شرایط سخت» رسانده است؟
چگونه جسارت حرکت برای تغییر شرایط را از شما گرفتهاند؟ - چطور بهخاطر آن باورهای شرکآلود، قدرت خلق شرایط زندگی را از خودتان گرفتهاید و به آن عوامل محدودکننده بیرونی دادهاید؟
ب) وقتی آن باورهای شرکآلود را تغییر دادید، چه تغییرات مثبتی در نتایج شما ایجاد شد (در آرامش، ثروت و سلامتی و …؟)
- بنویسید به چه شکل توانستید باورهای توحیدی را جایگزین باورهای شرکآلود قبلی کنید؟
- و این نگاه توحیدی ایجاد شده، چه تغییراتی در رفتار، شخصیت، عملکرد، ایمان و جسارت شما ایجاد کرده است؟
نوشتن این تجربیات، نهتنها ردپایی ارزشمند برای آیندگان خواهد بود، بلکه به شما کمک میکند تا با شناسایی این ترمزهای مخفی، با سرعت و قدرت بیشتری به سمت خواستههایتان حرکت کنید. یادتان باشد، شما قربانی شرایط نیستید، شما خالق زندگی خود هستید.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت 8395MB31 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت 830MB31 دقیقه






به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند ..
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم .
امروزبین فایل هامیگشتم که ببینم باوضعیت کنونیم کدام فایل به دلم میشینه وبرام پررنگ میشه که گوش بدم ..
واین فایل برایم پررنگ شدوخیلی باحال الانم مرتبط بود ..
شرک به چه معناست ؟؟؟نقطه ی مقابل توحیداست ..
تعریف جامع وکوتاه شرک ؟قدرت دادن به عوامل بیرونی است
حالاقدرت دادن مردم بنی اسرائیل به مردم یا قدرت دادن هرشخص به مافوق یارییسش یاهمسرش یا….
هرچیزی که مافکرکنیم حالا چه ژنتیک یاشخص خاص که اون داره تعیین میکنه اتفاقات و برای ما ،اون خوشبختی یابدبختی مارورقم میزنه اونه که قدرت داره اون یعنی شرک ..
وشرک تنهاگناهیه که بخشیده نمیشه ..
متاسفانه بعدازگوش دادن به این فایل فهمیدم که این شرک هم درمن وجودداره ،من درصدخیلی بالایی قدرت ودادم به مردها ،فک میکنم همسرم میتونه باعث خوشبختی وبدبختی من باشه وهر بارکه بحثی بین مامیشه باخودم میگم که ایشون باعث بدبختی من میشه وچه قدرقدرت داره که زندگیم وتلخ میکنه و خیلی بهم میریزم واین باورم که بارها ازمردم واززن هاشنیدم که مردهاهمه شون بدن واتفاقاتی میوفته که این باورم قوی ترمیشه هرچندمن به خودم میگم نه من اینجوری فکرنمیکنم ولی درلایه های زیرین ذهنم به این شکله وباهراتفاقی محکم تربه این باورمیچسبم یا این که مردها ثروتمندتربشن آدم بدی میشن جدیدا رفتارهای همسرم ومیبینم که بااین که وضع مالیش خوب شده بداخلاق ترشده یا منت میزاره برای کارهاش که فلان کارو کردم ومن این باوروانقدر تکرارمیکنم که ایشون بارفتارهاش ثابت میکنه بهم وخیلی وقتاازخداهم دلخورمیشه که خدابا چرامردهاروانقدر قدرتمند آفریدی که میتونن به زنهازوربگن و همه کاره ی زندگی اونان .البته الگوهایی روهم دیدم مثلا همسایه مون که تازه ازدواج کرده وراًی به این ازدواج نبوده وحالاکه میخادطلاق بگیره طلاقش ونمیدن واذیتش میکنن یازندانیش میکنن یا الان که گذاشته رفته که کسی ندونه کجان بازدارن دنبالش میکردن وفک میکنم هیچ کس به فکراحساسات زنهانیست وفقط زورو قدرت حرف خودش ومیزنه چرامردهامیتونن کتک بزنن وزنهاباید تحمل کنن و…جامعه ماواقعاحق بامردهاست ..
یافک میکنم خانه داری وبچه بزرگ کردن زنهابه چشم نمیادولی پول درآوردن مردهابه چشم میاد.
وچندتاالگوی دیگه که تامردهاپولدارمیشن شلوارشون دوتامیشه وکلی باورهای مذخرف که اذیتم میکنن البته فک میکنم عدم احساس لیاقت هم هیت دروجودم .
تووضعیت های سخت تصمیم گرفتم که باورمخالف این هاروبسازم اماتااوضاع کمی خوب شده رهاکردم .
امروزفهمیدم که :بایدهرچیزی ونپذیرم وباورنکنم باوری وبپذیرم که به پیشرفتم کمک میکنه وامیدوارم روزی بیام بگم که این باورشکسته شده وباورهای جدید باعث پیشرفتم شده …یادمه قبلا یه باوری خیلی اذیتم میکردوبرای تغییرمقاومت میکرد امامن ساختمش وموفق میشوم انشالله به یاری ولطف خدا ..
مغزمادنبال مقصرمیگرده ،یادت باشه که داری به یه عاملی قدرت میدی یادت باشه شرک ورزیدنه خدای من من وببخش …
آرزودارم که یه روزی بشه من احتیاجی به توجه دیگران نداشته باشم وانسان قوی باشم .
مثل استادماهم میتونیم توشرایط سخت رشدکنیم استادیه الگوی واضحه وتحسین میکنم استادم و.
وقتی که مامیدونیم مغزچه جوری کارمیکنه نباید اجازه بدیم که هرچیزی وباورکنه واتفاقات نادلخواه بسازه برامون ،دیگه هیچی بدتراز بیماری که نیست که خیلیا پذیرفته بودن ولی با قانون سلامتی درست شده ..
نپذیریم باورهایی وکه باعث اوضاع بدمیشه ومخالفش وبسازیم ،همه باورهابهمون اثبات میشن وتجربشون میکنیم .
درهمه ابعادمیشه تغییرکردباتمرین وتکرار
خدای من واقعا معجزه س وقتی آدم هایی که بیماری لاعلاج داشتند بایه جوردیگه فکرکردن بیماریشون ازبین رفته ..
اگه باورهای مخرب وحتی نیم درصد هم باورکنیم درزمان سختی اون نیم درصدمیشه 500 درصد وتوباورش کردی وعوامل بیرونی ونمیتونی تغییربدی .
جهان داره پاسخ میده به افکارما وفرکانس های ما حالامن واقعا ذهنم توچیزای منفی واقعا برنامه ریزی میکنه پس خودمم که به وجودمیارمش .
امیدوارم باورنکنم جزخداوندکسی درزندگی ماکنترلی ندارد
راستی من بخش عقل کل ومیخونم امابلدنیستم چجوری سوالم وثبت کنم ودیگران جواب بدن اگه کسی میتونه راهنماییم کنه ممنون میشم …
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند ..
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم .
امروزبین فایل هامیگشتم که ببینم باوضعیت کنونیم کدام فایل به دلم میشینه وبرام پررنگ میشه که گوش بدم ..
واین فایل برایم پررنگ شدوخیلی باحال الانم مرتبط بود ..
شرک به چه معناست ؟؟؟نقطه ی مقابل توحیداست ..
تعریف جامع وکوتاه شرک ؟قدرت دادن به عوامل بیرونی است
حالاقدرت دادن مردم بنی اسرائیل به مردم یا قدرت دادن هرشخص به مافوق یارییسش یاهمسرش یا….
هرچیزی که مافکرکنیم حالا چه ژنتیک یاشخص خاص که اون داره تعیین میکنه اتفاقات و برای ما ،اون خوشبختی یابدبختی مارورقم میزنه اونه که قدرت داره اون یعنی شرک ..
وشرک تنهاگناهیه که بخشیده نمیشه ..
متاسفانه بعدازگوش دادن به این فایل فهمیدم که این شرک هم درمن وجودداره ،من درصدخیلی بالایی قدرت ودادم به مردها ،فک میکنم همسرم میتونه باعث خوشبختی وبدبختی من باشه وهر بارکه بحثی بین مامیشه باخودم میگم که ایشون باعث بدبختی من میشه وچه قدرقدرت داره که زندگیم وتلخ میکنه و خیلی بهم میریزم واین باورم که بارها ازمردم واززن هاشنیدم که مردهاهمه شون بدن واتفاقاتی میوفته که این باورم قوی ترمیشه هرچندمن به خودم میگم نه من اینجوری فکرنمیکنم ولی درلایه های زیرین ذهنم به این شکله وباهراتفاقی محکم تربه این باورمیچسبم یا این که مردها ثروتمندتربشن آدم بدی میشن جدیدا رفتارهای همسرم ومیبینم که بااین که وضع مالیش خوب شده بداخلاق ترشده یا منت میزاره برای کارهاش که فلان کارو کردم ومن این باوروانقدر تکرارمیکنم که ایشون بارفتارهاش ثابت میکنه بهم وخیلی وقتاازخداهم دلخورمیشه که خدابا چرامردهاروانقدر قدرتمند آفریدی که میتونن به زنهازوربگن و همه کاره ی زندگی اونان .البته الگوهایی روهم دیدم مثلا همسایه مون که تازه ازدواج کرده وراًی به این ازدواج نبوده وحالاکه میخادطلاق بگیره طلاقش ونمیدن واذیتش میکنن یازندانیش میکنن یا الان که گذاشته رفته که کسی ندونه کجان بازدارن دنبالش میکردن وفک میکنم هیچ کس به فکراحساسات زنهانیست وفقط زورو قدرت حرف خودش ومیزنه چرامردهامیتونن کتک بزنن وزنهاباید تحمل کنن و…جامعه ماواقعاحق بامردهاست ..
یافک میکنم خانه داری وبچه بزرگ کردن زنهابه چشم نمیادولی پول درآوردن مردهابه چشم میاد.
وچندتاالگوی دیگه که تامردهاپولدارمیشن شلوارشون دوتامیشه وکلی باورهای مذخرف که اذیتم میکنن البته فک میکنم عدم احساس لیاقت هم هیت دروجودم .
تووضعیت های سخت تصمیم گرفتم که باورمخالف این هاروبسازم اماتااوضاع کمی خوب شده رهاکردم .
امروزفهمیدم که :بایدهرچیزی ونپذیرم وباورنکنم باوری وبپذیرم که به پیشرفتم کمک میکنه وامیدوارم روزی بیام بگم که این باورشکسته شده وباورهای جدید باعث پیشرفتم شده …یادمه قبلا یه باوری خیلی اذیتم میکردوبرای تغییرمقاومت میکرد امامن ساختمش وموفق میشوم انشالله به یاری ولطف خدا ..
مغزمادنبال مقصرمیگرده ،یادت باشه که داری به یه عاملی قدرت میدی یادت باشه شرک ورزیدنه خدای من من وببخش …
آرزودارم که یه روزی بشه من احتیاجی به توجه دیگران نداشته باشم وانسان قوی باشم .
مثل استادماهم میتونیم توشرایط سخت رشدکنیم استادیه الگوی واضحه وتحسین میکنم استادم و.
وقتی که مامیدونیم مغزچه جوری کارمیکنه نباید اجازه بدیم که هرچیزی وباورکنه واتفاقات نادلخواه بسازه برامون ،دیگه هیچی بدتراز بیماری که نیست که خیلیا پذیرفته بودن ولی با قانون سلامتی درست شده ..
نپذیریم باورهایی وکه باعث اوضاع بدمیشه ومخالفش وبسازیم ،همه باورهابهمون اثبات میشن وتجربشون میکنیم .
درهمه ابعادمیشه تغییرکردباتمرین وتکرار
خدای من واقعا معجزه س وقتی آدم هایی که بیماری لاعلاج داشتند بایه جوردیگه فکرکردن بیماریشون ازبین رفته ..
اگه باورهای مخرب وحتی نیم درصد هم باورکنیم درزمان سختی اون نیم درصدمیشه 500 درصد وتوباورش کردی وعوامل بیرونی ونمیتونی تغییربدی .
جهان داره پاسخ میده به افکارما وفرکانس های ما حالامن واقعا ذهنم توچیزای منفی واقعا برنامه ریزی میکنه پس خودمم که به وجودمیارمش .
امیدوارم باورنکنم جزخداوندکسی درزندگی ماکنترلی ندارد
راستی من بخش عقل کل ومیخونم امابلدنیستم چجوری سوالم وثبت کنم ودیگران جواب بدن تگه کسی میتونه راهنماییم کنه ممنون میشم …
به نام خدای مهربان که هرلحظه مراهدایت وحمایت میکند…
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم …
زمانی که باور به عوامل بیرونی داشتید چه نتایجی گرفتید ؟؟؟
قبل ازاینکه بااستادآشنابشم ترس این وداشتم که دیگران درزندگی من دخالت داشته باشند وآنهانفوذبالایی دارند وباعث میشوند که آنطوری که بخواهیم زندگی نکنیم ،باعث ایجاداختلاف من وهمسرم میشوند،سد معبرمیشوندبرای موفقیت هاوپیشرفت ما..
دقیقا این هم شد وآنها باعث اختلاف وپیشرفت ماشدند ،آنهاباکلام وعمل شان درزندگی ما تاثیرگذاشتند و باعث تجربه ی تلخ من شد .
زمانی که بااستادآشناشدم وآگاه شدم به خودم گفتم ای دل غافل استادراست میگن نه تنهامن بااین باور به خودم زجردادم وزندگی وتلخ کردم وکارخودم وسخت کردم وباعث تجربه های بدشدم ،بلکه ندانسته گناه بزرگی به نام شرک هم میکردم ..
امابه جرات میتونم بگم من بااین باوربمباران شده به ذهنم بزرگ شده بودم واون وپذیرفته بودم چندین ولاس درس خوانده بودم امابه من اصل رویاد نداده بودند نمازو تک تک کلمه هاشو وحرکاتش وبلد بودم وبه جامیاوردم وضوروبلد چندین سوره و …..بلدبودم واما نمیدانستم شرک تنهاگناهیه که بخشیده نمیشه .
اماالان واقعا شکرت خداجانم که دراین مسیرتوحیدی ام الان سعیم ومیکنم که توحیدی باشم ومشرک نباشم .
استادفرمودند که پیامبرعزیزمون فرمودن :شرک مثل راه رفتن مورچه سیاه توتاریکی دل شب روی سنگ سیاهه دردل مومن ..
اونم دردل مومن حالا ماکه دیگه ……
یعنی انقدرمخفیه ،مرموزه ،حتی خودمون هم متوجهش نمیشیم ..
خیلب خودم وبهبود بخشیدم نسبت به قبل .
اما این موضوع پاشنه ی آشیلمه ..
دیروز محل کارم بین من وهمسرم یه شخصی هست وه همش کارش سخن چینی ودخالت و فوضولی وتیکه پرونی هست ….
یه جورایی حرف میزد وزخم زبان میزد وحرف هایی میزد که واقعا من ونگران میکرد (شگردشم اینه که به شوخی )….
آشوب میشدم واونجوری که باید نمیتونستم احساساتم وکنترل کنم .
ذهنم نجواکنان میگفت :(نکنه تاثیربزاره این حرفاش توزندگی من ،نکنه باهمسرم بحث مون بشه ،نکنه همسرم ازمن ناراحت بشه ،یابه هم بزنه میونمون و)
بعد یادحرف استادمیوفتادم که میگفت اگه توجه کنیم و بهش قدرت بدیم توزندگیمون تاثیرمیزاره ..
به خودم گفتم مگه من باور :تنهاقدرت جهان هستی خداونده که خلق زندگی هرکس وبه خودش داده روتکرارنمیکنم؟ باورکردم ؟؟؟
دیدم نه هنوز جزیی ازوجودم نشده هنوزپاشنه آشیلمه .
درسته من هنوز نگران حرف ودیدگاه مردمم نگران غیبت کردن وآشوب به پاکردنای مردمم من خیلی بهترایزایناباید روخودم کارکنم ،باید فقط خودم وخدام وتوزندگیم تاثیرگذاربدونم ..
اومدم وباعجز ازخدانشونه خواستم گفتم خدایاچه کنم ؟مشکلم کجاست چرابهم میریزم ؟این فایل نشونه اومدبرام بنده ی من تومشرکی ،زندگیت دست من ودست خودته ازآدم هانترس ،نترس نترس ….
استغفارکردم وگفتم خدایا من وببخش من شرک میورزم ،سرنمازم گریه کردم دلم سبک شد ،آروم شدم چه قدر نزدیکه به من ،چه قدر جوابم ومیده ،چه قدر دلم وآروم میکنه ،حرفام وگوش میده ولبخندمیزنه واجابت میکنه ،بعضی جاهاهم بهم میگه عزیزم بنده ی نازنینم درخواست توپذیرفته س منتهاتوباید بعضی درساروبگیری ،ظرفت ویکم بزرگ ترکنی ،بهم میگه بنده ی من توجزئی ازمنی خودت ودرگیر حرفای ناروا نکن ،درگیرحرفای پوچ مردم نکن ،بیا این جا به پشت سرت نگاه نکن اگه هرکی بهت بدکرد ،خودش زجرمیکشه درسته توروهم زجرمیده ولی اگه بزرگترشی وتوحیدی زجرنمبینی ،بیاعوضش هرچی میخای ازمن بخواه من بهت میدم ،
پول وثروت میخوای ؟؟
آرامش میخوای ؟؟
شهرت میخوای؟؟
نورصورت میخوای ؟
دل بزرگ میخوای ؟؟
هدایت به مکان بهترمیخوای ؟
پیشرفت میخوای ؟؟
توجه ومهرومحبت میخوای ؟
سلامتی میخوای ؟
همه شون ومن دارم من خالق کل کیهان وفراترازاون چیزی که توبفهمی هستم ،فقط باورکن ،چیززیادی ازت نمیخام فقط باورکن ،،به خودم قسم که من خیرت ومیخام ،به خودم قسم ازهمه مهربان ترم بهت ،ازمادرتم مهربونترم برات ،هرلحظه کنارتم ،هواتو دارم ،مبینی که دارم هدایتت میکنم ،میبینی که دارم بهت الهام میکنم ،حمایتت میکنم ،کمکت میکنم ،عاشقتم ،دوست دارم ،تورو جاودانه آفریدم ،جاودانه توازمنی وبه سوی من برمیگردی خودت و درگیراصل کن نه فرعیات ..
این نوشته هاازکجااومد وچشمای من پرازاشکه من نمیدونم ولی حس خوبیه .
امیدوارم به همه ی اینها عمل کنم باوجود تمام تلاش های شیطان که من و دربند وسوسه میکنه ،آزارمیده تمام سعیش ومیکنه امایه حقیقتی وبگم حیفم میاداین وجودخداگونه رو درگیر چیزا وحرفای بیهوده و دعواها کنم ،،بعد که این تصمیم ومیگیرم ،ازیه راه دیگه واردمیشه برمیگرده بهم میگه:(چیه ترسو ترسیدی ،تو ضعیفی توآب نداری وگرنه شناگرماهری هستی ،توازاون شخص هایی که بهت بدی میکنن وغیبت وتهمت وحرفای ناروامیزنن میترسی ،وگرنه جوری ادبش میکردی که دیگه تکرارنکنه ،آره تومیترسی عرضه نداری ،بزارهرکارباهات میکنن بکنن حقته …
بعدجواب میدم بهش:میگم همه چیزباوره من نمیخام بهشون توجه کنم استادمیگه احساس بد “اتفاقات بد ،
هرچی تمرکزوتوجه کنی بیشتروبیشترمیشه ،نمیخام خودم ودرگیر ناخواسته ها کنم میخام توجهم وبزارم روی خواسته ها تاخلق شن .
میخام به خداوصل شم حرفای ناروا بحث ودعوا که درنزد خداشایسته نیست .اگه من فرکانسم تغییرکنه محیطمم تغییرمیکنه باهمون آدما خداوند من وبه جای بهتر هدایت میکنه با آدم اای خداگونه درارتباط باشم ..
مومنان دردل نه ترسی دارند ونه اندوهگین میشوند ..
باهمه این نجواها ذهنم باعملم نمیخونه دست ودلم به کاربد وحرف بدنمیره …
میخام بگم آهای اونی که داری کامنتم ومیخونی من این هاروواسه حال خوب خودم نوشتم ،میخام بهت بگم اگه ذهنت همش نجوامیکنه توشرایط سختی وتودلت میگی وای من چه قدربدم این هاهم افکارمنه ،اینهادیگه چه فکری ان من اگه خوب بودم که این فکرهارونمیکردم بدون که نه عزیزم اگه توهم مثل من درعمل مخالف ذهنتی بدون اون ذهنت حرفای شیطانه چقدر مایوس میشه که موفق نمیشه …
یه چیزدیگه بگم ..
من وخواهرم همیشه دوست داشتیم یه کم وزن مون بره بالاتر و لاغرتربودیم اما آبجیم همیشه میگفت دیگه مااینجوری م دیدی بعضیا آبم بخورن چاق میشن خب مابرعکسیم نمیشیم هرچه قدرم بخوریم اما من این باوروشکستم وبعد اون وزنم خیلی بهترازقبل شده وقتی باورت وتغییرمیدی ایده هاو اتفاقت میان که کمکت کنن …
ایاک نعبد وایاک نستعین
اهدناالصراط المستقیم ،
صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغذوب علیهم والضالین.
خدایاسپاسگذارم ازت ..
استادمیدونم تودستی ازدستان خداوندی که برای یاری وپیشرفت من آمدی ومن آماده ی تغییربودم وباتمام وجودم ،استاد اگه این سایت نبود من گمراه ودیوانه بودیم ..
پیامبرزمان من مرسی که توجه وتمرکزت وگذاشتی روی این سایت توحیدی ،،،،
عاشقتم خدا عاشقتم استاد
عاشقتم مریم عزیزم فرشته ی مهربونم ..
میبوسم تون ..
سلام عزیزم ،
من درمورد وزنم تجسم کردم ونوشتم وباور؛خدایاشکرت من به وزن ایده آلم رسیدم ..
دکترتغذیه هم میتونه کمکت کنه ..
درضمن ورزش هم خیلی به من کمک میکنه وخیلی تاثیرخوبی رواشتهاوزن وعضلات موردنظرم میگذاره ..
وهمین طور قرص ب کمپلکس .
وقتی به این باورمیرسیم که همه چی امکان پذیره ،باورمیسازم واحساس مون وخوب نگه میداریم واونجاس که همه چی شروع میشه ..وباورهای قبلیمون شکسته میشن ..
کاش بشه توی سایت پاسخ کوتاه هم داد چو
ن فعلا نمیشه