اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام پروردگار یکتا که هر چه در عالم هست و نیست در سیطره فرمانروایی اوست
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان سپاسگزارم از این فایل قوی و توحیدی
خانواده پدریم اکثرشون دیابت دارن و معتقد هستن ژنتیکه و از اونجایی که نه خودم با وجود اینکه پزشک هستم و نه خواهر برادرهام باوری به این موضوع نداریم همگی صحیح و سالم هستیم و هر چه بیشتر دقت میکنیم بیشتر متوجه میشیم که این بنده خداها خودشون رو تسلیم باور ژنتیک کردن و تو درداشون موندن و خو کردن
هر چه در زندگی به دست آوردم با باور توحیدی بود حتی شغلم درآمدم و روابط عالی ام با خانواده همکاران و انسانهای اطرافم و بابت این باور از خداوند بسیار سپاسگزارم
چقدر زیبا و چقدر دلنشین مسیر یکتاپرستی رو میشه از صحبت های استاد پیدا کرد. هر بار که از فایل های استاد استفاده میکنم قوانین هستی عمیق تر و روشن تر تو عمق وجودم نمایان میشه و انگار همه اصول و حقایق تو وجود ما به زیبایی و درستی ثبت شده فقط باید ذهنمون رو از نادرستی ها پاک کنیم تا جریان خوشبختی وارد زندگیمون بشه.
استاد عزیزم من هم مثل خیلی ها باورهای غلط زیادی داشتم و دارم و در تلاشم که باورهای غلطم رو پیدا کنم و اونها رو از بین ببرم تا تو سفر زندگیم تو جاده خوشبختی برونم و بمونم.
از تجربه چندوقت اخیرم بگم با این باور پیش رفتم که ” هر آنچه که نیاز دارم به راحتی میتونم تهیه کنم.” ظاهرا این باور یکی از تبرهایی بود که باید میساختم تا ریشه باورهای غلطم که نمیذاشت جریان پول وارد زندگیم بشه یا خیلی ضعیف و منقطع بود رو از بین ببره. بعد از اینکه این باور رو بهش قدرت دادم شاهد نتایجی بودم که تمام محاسبات ذهنیم رو زیر سوال برد و بدون اینکه من برای کسب و کارم تبلیغ کنم و هزینه کنم یعنی کاری که همیشه انجام میدادم، مشتری های من هرروز با من تماس میگرفتن و سفارش میدادن و جریانی از درآمد برام ایجاد شد که مهر تاییدی به تاثیر باور درست من زد.
باور محدود که باید حتما سرمایه باشه تا بشه کار کرد و حتما باید محصول یا کالا رو داشته باشم تا بتونم بفروشم رو بعد از سالهای سال توی ذهنم شکست و به راحتی تونستم محصولم رو پیش فروش کنم. و جالبتر اینکه محصولاتی رو به این شکل فروختم که به نظر همکاران من تو حوزه کاری خودم فروش این محصولات خیلی کار سختی هست و مشتری خیلی کم سراغ این محصول میاد.
یه نکته جالب دیگه ای که توی چندوقت اخیر برام اتفاق افتاد این بود که از زمانی که به جای اینکه روی پیج اینستاگرامم کار خاصی انجام بدم روی ذهنم کار کردم بازدیدهای پیج و مشتری های پیجم بیشتر شدن.
به خودم میگم واقعا خدا دیگه چجوری باید بهم بگه که باورتو درست کن تا زندگیت درست بشه.
توی پلتفرمی مثل اینستاگرام که قاعده و قانون خود سازنده اش هم بر اساس اینه که هرچی بیشتر روی پیج کار کنی نتیجه بهتری میگیری من با درست کردن باورهام نسبت به کارم نتیجه گرفتم و تاثیر مثبت باورهام بسیار چشمگیر تر از تاثیر کارهایی بود که منطقی انجام میدادم.
بااینکه سالها در ظاهر مسلمان و مومن بودم اما خدا میدونه چقدر مشرک بودم و در این چهارصد و اندی روز که عضوسایت هستم چقدررررر روحم صیقل داده شده و چقدر خدا رو به خدایی پذیرفتم من چون از اهل سنت هستم و مساله شفاعت رو در مذهبم نشنیده بودم هروقت مبحث شرک مطرح میشد فکر میکردم در این مورد هیچچچچ مشکلی ندارم و مسائل و مشکلات هم جبر روزگار است (شرک )و تورم که حکومت مقصر است و این برای من یک امتحان الهی است (شرک) و … اولین باری که با قطعیت قدرت رو از غیر خدا گرفتم مساله شغلم بود که بایستی کلی مدرک و سند ارائه میدادم در حالی که کار بی موردی بود و اصلااا و ابدااا ضرورتی نداشت و من به خدا گفتم روزی من فقطططط دست تو است و به راحتی افزایش حقوقم اتفاق افتاد بدون آنکه من هیچچچچ کار فیزیکی برایش انجام دهم
مورد دوم هم مشابه مورد اول رییس بخش از ما کاری میخواست که قانونا وظیفه ما نبود و من به خدا گفتم رییس من تو هستی من دلم نمیخواهد این کاررا انجام دهم و هفته بعد از من فقط فقط من بودم که لازم نشد کاری انجام دهم حالا با خدای درونم به هماهنگی رسیده ام بی قرار نیستم و نمیترسم استاد من دیگه نمی ترسم و اگه کاری. و دوست نداشته باشم انجامش نمیدم به همین راحتی چقدر من قبلا برای رضایت این و آن به خودم سخت میگرفتم حالا میفهمم چرا شما عزت نفس رو پایه موفقیت میدانید و چرا توحید را تنها راه موفقیت انسان میبینید
من میخواستم راجب به بیماری پوستی پسوریازیس که چند ساله من این بیماری را دارم صحبت کنم
من تقریبا 20ساله این بیماری را در موهای سرم دارم وهمیشه پدر ومادرم به من گفتند که این مریضی ارثیه وکاریش نمیشه کرد ولی الان من به لطف الله و راهنماییهای استاد عزیزم متوجه شودم که فقط باورهای خود منه که این بیماری تا الان در من وجود داره ومیتونم با باورهای جدید ی که استاد فرمودند این بیماری رو از بین ببرم وحتما به لطف الله ان را از بین خواهم برد
ممنونم استاد عزیزم که انقدر به فکر ما هستید وممنونم از راهنمایی هاتون
امیدوارم همیشه شاد و پیروز و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
دیشب درحال کارکردن رو سوالات کشف قوانین بودم که این فایل رو دیدمو منتظر بودم صبح بشه سریع گوش کنم این فایل رو
چون فایل های توحید عملی جزء تاثیر گزارترین فایل هایی بود که تو سایت گوش دادم اون اوایل و چقدر باور های من رو عوض کرد
اما الان میخوام راجب زمانی صحبت کنم که با برنامه های استاد هیچ آشنایی نداشتم
علاوه بر اینکه از کودکی تو مغز ما کردن دولت بسیار تاثیر گزاره تو زندگی شما و ما باور کردیم
یکسری حرفا و باور های مسخره دیگه ایم بود
که به نظر من باز واسه آدمی که با این مفاهیم شرک و توحید آشنا نیست حداقل اینکه باور کنه دولت تاثیر تو زندگیش از نظر من عقلانیتره حالا از بچگی یچیز گفتنو باور کرده و…
ولی اینکه چطور به دعا و بخت بستن اعتقاد داره !!!!!
و جالبه این حرف رو از کسانی میشنوی که قاری قرآنو نمیدونممذهبی سفت و سختن
و به قول استاد نتایج زندگیشونم واضحه که تو اطرافیان من هستن و میبینم چقدر زندگیشون رنج آور تحت کنترل این حرف هاست
که خداروشکر من به خاطر خرافاتی نبودن مادرم این باور رو نداشتم اما این باور دعانویسی به شدت تو افراد مذهبی و غیر مذهبی زیاده
حالا یچیزی هست راجب همون خانواده های یهودی
من دوست پسر سابقم ( این ماجرا واسه مثلا چهار یا پنج سال پیشه ) به شدت به این موضوع اعتقاد داشت بعد من خودم یه باوری داشتم که دوتا پارتنر خوبه که مثل هم فکر کنن شروع کردم رفتن تو خط فکری اون آدم که نتیجه اش نابودی بود قشنگ
یادمه یه مستندی به من داد به اسم ظهور خیلیم خودش عاشق این مستند بود و فکر میکرد یه راضی رو کشف کرده
اقا نگمچه چرت و پرتایی تو این مستند بود نگمممم
اولا که میگفت امام زمان میخواد ظهور کنه تا این خرابیارو درست کنه حق مارو از این یهودیا بگیره نشانه های ظهور رو میگفت جالبه کلا چند قسمتشم بیشتر ندیدم و اصلا نمیدونم چیشد که انقدر قوی این باورا تو من شکل گرفت
یادمه تو اون مستند میگفت که این یهودیا مارو با خرید و تبلیغات و شعار های شاد بودن گول میزنن و هرکی الکی خوش باشه یعنی بازیچه اینا شده و احمقه
اقا همین یه باور واسه نابودی من کافی بود!!!!!!
چون پارتنر منم به این شکل فکرمیکرد که اره این ادمای الکی خوش عقب افتادن خودشم به شدت افسرده بود
اقا من نابود شدم….
یعنی یک سال رنگ شادی ندیدم
کلا غم افسردگی حس مردم دوستی و این دری وریا….
وای اصلا چه روزای وحشتناکی بود بعد جالبه که من نمیفهمم اون مستند و فیلما و حرفا و آدمای چرت و پرت چه کمکی به من کرد!!!!!!!!!
اقا من خداروشکر میکنم تضاده اونقدر پررنگ بوده که الان وظیفه خودم میدونم شاد بودن رو ولی
جالبه الان یسری ویدیو ها تو یوتوب مد شده که چقدرم من بدم میاد اصلانم نمیبینم از این و اون تعریفش رو شنیدم
و شیطان اونارو موفق کرده ولی در عوضش از اینا کلی کارای بد و وحشتناک میخواد که واسش بکنن
بعد چون به قول استاد این باورشونه از این افراد چیزایی رو پیدا میکنن که اینو ثابت کنه
و وقتی مثلا این ویدیو هارو ببینی میبینی واقعا فکت میارن حالا جالبه که من خودم تا همین یک سال پیش اینو باور کردم متاستفانه واسه همین اصلا نمیتونستم موفقیت رو باور کنم !!!!!
جالبه که اون آدما تمام توانایی استعداد تلاش ها باورهای این افرادو گذاشتن کنار چسبیدن به چهار تا فکت چرت و پرت بی اساس
و جالبه همون بازیگرای هالیوود که ایلومانتی رو باور کردن هی بلا سرشون میاد به خاطر قانون
حالا دلیل اینکه من با اینکه اصلا نه ویدیو هاش رو میدیدم نه خیلی راجبش مطالعه میکردم ولی باور کردم چی بود؟؟؟
چون من نمیتونستم بپذیرم حجمه موفقیت این افراد رو و چون از فرکانسی که من توش بودم خیلی دور بود سریع این دلیل رو اوردم که اهان پس اینهههههه
بعد من خودم از وقتی این باور رو تغییر دادم
چقدر احساس قدرت بهم دست میده
چقدر لذت میبرم
چقدر الگو میگیرم !!!!!!
چقدر احساس خوب بهم میده !!!
که اقااگه این دختر این ادمتونسته به این حد از موفقیت برسه تواممیتونی بی شک
و یکی از چیزایی که باعث از بین رفتن اون باور مخرب شد حرفای استاد راجب ایلان ماسک و افراد بزرگ و دلیل موفقیتشون بود
بعد از طرفی چون این رو باور کردم جهان هم هی داره بهم ثابت میکنه آره دیلل موفقیت هاشون این باور ها بوده
بعد دیگه اصلا با نکات منفی اون آدم موفق کار ندارم فقط واسم اون نقطه قوته بُلده
و خب کدوم باور به من کمک کرد واقعا !!!!
و من تو این بحث الگو برداری چقدر دنبال کمک گرفتن از باور های افراد رفتم
مثلا یادمه که پاییز یه سریال هشت قسمتی اومد که بهههه شدت معروف شد به اسم ونزدی آدامز که یه رمانه که ازش فیلم زیاد ساختن
شخصیت اصلی سریال یه دختر 20 ساله هست بازیگرش که تو این سریال خیلی زیاد معروف شد
اسمش ام Jenna Ortega هست
همه میگفتنکه این آدمبه خاطر چهره خاصش تو این زمان کممعروف شد
بعد من رفتم دیدم که این دختر یه قیافه به شدتتتتت معمولی قد کوتاه و اندام بسیار معمولی
و خب من این رو انقدر با خودم تکرارکردمکه اینآدم قبل شهرتش هیچ یک از فاکتور های معروف شدن رو نداشته اما ببین باور هاش چی ساخت ازش
من انقدرتکرار کردم تا باور کردم با خود باوری میتونمبرسم به هرجا !!!!!
حالا چی به من کمک کرد !
اینکه هزارتا دلیل چرت پرت و عامل خارجی بیارمواسه شهرت این آدم یا که این حرفای قدرت مند کننده رو باور کنم !!!
مورد بعدی که من قدرت رو داده بود به عامل بیرونی
این بود که من چون پدر مادرم بچه که بودم باهم دعوا میکردن من عصبی شدم
من با همین باور چقدر خطاها که نکردم و چقدر عاجز شده بودم در برابر تغییر
ولی منممثل استاد اومدم گفتم نه ربطی نداره منم میتونم انسان آرامی باشم خیلیا تو اون محیط بودن ولی بچه های عصبی ای نیستن
و چقدرررر من قدرت گرفتم و چقدر این عصبانیت من کمتر و کمتر شد
مورد بعدی درمورد اینکه ژنتیک منه مشکل داره که لاغر نمیشم من آبم بخورم چاق میشم
تا اینکه بحث قانون سلامتی جابه جا کرد این باور رو
مورد بعدی دقیقا همون چیزیه که استادگفتن
منفکر میکنمچون پدر مادرم سخت گیر نبودن من درآمد ندارم
و خب تغییرش دادم و گفتم این خیلی خوبه که تو فضایی اروم و تو ارامش دارم وقت میزارم رو مهارتم
و این کمک کننده اس و قطعا همه چیز به نفع منه تهش
یکی دیگه از نگاه های شرک آلودم در مورد روابط که فکر میکنم عامل تنهایی من آدمایی بودن که تو رابطه بهم ضربه زدن
یا مثلا فکرمیکنم من هرچقدرم آدم خوبی باشم باز طرف مقابلم به شکل دیگه رفتار میکنه و میتونه رو من تاثیر بد بزاره
کلا تو روابط نگاه شرک آلود زیاد دارم
و خب ایمان دارم هرجا دارم پیشرفت میکنم و بهبود دادم به خاطر نگاه توحیدیم بوده
و هرجا هیچ اتفاق خوبی نیوفتاده به خاطر شرک بوده
و جدیدا نشانه های جدید از توحید رو در خودم دارم پیدا میکنم
اونم اعتماد به ربّ هست
واقعا انگار قبل از این نمیدونستم توحید چیه
یا داشتم حرفش رو میزدم فقط
اما الان با تکامل
به تضاد بخورد کردم تو نگرانی شدید بودم
اما انقدر من دیگه نمیتونم تو اون احساس بمونم برعکس قبل
که بعد از مدتی تسلیم شدم و گفتم خدایا دیگه از دست من خارجه
و جوری باتمام وجود اعتمادکردم
و گفتم خدایا من فقط کارهای مربوط به خودم رو انجام میدم و به کارهایی که تو واسمباید انجام بدی هیچ کاری ندارم
کارایی که خودم باید انجام بدم همون کارهایی که عاشقشون هستم همون اقدمات عملی یادگیریا کسب مهارت ها
و کارهایی که خدا باید انجام بدم همونایی که نمیدنم چطوری نمیدونم به چه شکل نمیدونم از چه طریقی از چه مسیری و اگر که بخوام دخالت کنم نگرانی ها میاد و اصلا اجازه حرکت نمیده
ولی تا سپردم به خدا عین گوگل مپ دونه به دونه نشونه هارو میده و من تا ته اون نشونه هارو میرمو دونه به دونه جواب هایی که بهشون میرسم مهمترین باور هان مهمترین فایل ها وچیزایی که واسه رسیدن به این هدف نیاز دارم هستن
و حالا منی که همیشه میگفتم خدا هدایتم میکنه
انگارتو این مدت تازه دوباره دارم میفهمم هدایت خدا به چه شکله
و مطمعنم سال دیگه یا ماه دیگه یا حتی فردا از امروز ایمانم به این موضوع بیشر میشه
سلام به استاد عباشمنش عزیز.واقعا هر چقدر که میگزره و شمارو بیشتر میشناسم به اینکه چقدر کار کردین و در مسیر درست بودین و چقدر خدا زیبا هدایتتون کرده شگفت زده تر میشم.
هر وقت به مشگل بر میخورم که هیچ راه حلی پیدا نمیکنم … از تمام اموزه هایی که یاد گرفتم و و و بر میخورم به همین موضوع توحید که قدرتو به جز خدا و خودت دادی دست خرافاتو عامل بیرونی و باور هایی ک در جهت رشدت نبودن. با اینکه با این موضوع هزاران بار مواجه شدم و دلیلشو فهمیدم ولی باز هم به چالش های مشابه بر میخورم چون به صورت بنیادین این باور ها در اعماق ذهنم عوض نشدن. و خب به نظر من این یکی از مهم ترین باور ها است و اطلاعات خلاف بر این توحید در جهان بسیار است که دوستان خیلی رو این موضوع با باور های قوی باید پیش بروند
Lord! You Alone We Worship, and You Alone We Ask For Help.
فایل انقدر عالی!!! عشقِ من، توحیده! چه مبحث خوشمزهای! خیلی موضوعِ جذابیه برای من!
استاد یه چیز جالبی توی صحبتهاشون کردن که برام فوق العاده زیبا بود و اون این بود که: اگر ما تنها یک درصد هم عاملی بیرونی مثل ژنتیک رو دخیل بدونیم، در هنگامِ برآورده نشدنِ آرزومون، همون یک درصده میشه 500 درصد!
و این حرفِ استاد، عینِ واقعیته.
خیلی استاد قشنگ مثال میزنن همممیییشه! و خیلی خوب هم مثالهاشون رو آنالیز میکنن… آفرین استاد.
خداروشکر میکنم که توی این گروه هستم و از حرف های استاد استفاده میکنم…
برمیگردم به جمله طلاییِ استاد: ما خالق شرایطمون هستیم، نه قربانیِ شرایطمون!
ما در هر لحظه از طریقِ مغزمون که یک فرستندهی قوی است، امواجی رو به جهان هستی ارسال میکنیم و این امواج میرن و میرن تا بالاخره برمیگردن به مرکزِ پیدایششون که ما هستیم؛ ولی موقع برگشت دیگه شکل موج خالی نیستن…! بلکه میرن و میرن همه چیزهای مادی و معنویِ همسنگ با خودشونو از جهان (با حجم بزرگتر) جمع میکنن و برامون میارن! اسم اون چیزهایی که برامون میارن، سرنوشته!
توحید یعنی فقط و فقط افکارِ منن که جهانِ منو خلق میکنن و نه خدا و نه هیچ چیزِ دیگهای!
البته، خدا این قدرت رو دارهها! ولی هیییچ زمان نه دخالتی میکنه و نه قضاوتی! هر کی میره پیِ لیاقتش!
« شرک خفی در دل مومن همچون راه رفتن مورچه ای بر سنگ سیاه در دل تاریکی شب، پنهان است.»
استاد من بایه بار گوش دادن ب این فایل، دوتا از باورهای شرک الودم رو پیدا کردم که اصلا فکرشو نمیکردم…
من تو ته ذهنم، مامان و بابام، بخصوص مامانم رو تاحدی مقصر میدونستم ک خیلی دیگ بما راحت گرفتن… چون من مامانم خیلی حساس هست رو بچه هاش کلا خیلی احساس مسئولیت میکنه بیش از حد و میخواد اب تو دلمون تکون نخوره
من میگفتم همیشه ک اگ مامان اینا یکم ب ما سخت میگرفتن ما مستقل میشدیم.. مقصر اونان…
و واقعا استاد این ته ته ذهنم بود همیشه..
البته ک من هر نتیجه ای دارم از وقتیه ک سعی میکنم هر اتفاقی میفته فقط خودمو مسئول بدونم. و قدرت رو فقط ب خدا بدم…
یعنی واقعااا که همه چی توحیده..
ولی من فهمیدم انقدرر باورهای شرک الود تو ذهنم هست که خودمم نمیدونم…فقط باید خدا کمکم کنه که پیداشون کنم.
من وقتی نتایجم بهتر میشه که باورهای شرک الود بیشتری تو ذهنم بفهمم و باورتوحیدی رو جایگزینش کنم.
یه مورد دیگ متوجهش شدم دررابطه با بحث ژنتیک هست..
من و همسرم برا بارداری تصمیم داریم ازمایشات ژنتیک بدیم و منتظر هستیم ک بگن کی بریم..
و چون برادرزاده همسرم یه مشکل ژنتیکی داشتن.
و استاد من همیشه میگفتم ک من مطمئنم که بچه من سالمه حتما ولی این ازمایشا برا اینک خیالم راحت باشه…
استاد این جمله شما ک گفتین اگ باور کنی ژنتیک نمیزاره بارداری سالم داشته باشی همین میشه..
این جمله منو تکون داد…
من چرا میخام برا اینک خیالم راحت باشه ازمایش بدم؟ چون خیالم راحت نیس دیگ … یعنی من ژنتیک رو موثر میدونم پس.. یعنی من یه عامل بیرونی رو موثر دونستم و باورم شرک الوده..
استاد دررابطه با باوری که راجب سید ها هم گفتین.. ..همسرمن سید هستن و بسیااااار صبور و مهربانن
واقعا ک همه چی باوره…. و اصلا رو همه صدق نمیکنه کسی که باورش کنه براش اتفاق میفته.
استاد جان سپاسگزارم بابت این فایل بینظیررررر
از خدا میخوام کمکم کنه تا باورهای شرک الود رو پیدا کنم و توحیدی عمل کنم.
سلام به استاد اعظم و مریم بانوی زیبا و همه عزیزان همفرکانس و همراه .
دیشب که سر نماز با خدا راز و نیاز میکردم و خودم رو تسلیم اعلام کردم و ازش هدایت طلبیدم همون آن بهم این فایل و کلا شنیدن فایلهای توحیدی الهام شد و تمرین نوشتن توانمندیهام .
امروز این فایل فوق العاده رو برای چندمین بار اما اینبار با جان و دل گوش کردم چون الهام خداوند بود و میخواستم ببینم چه پیامی توش واسم داره و مشکل من کجاست .
من از کودکی عین استاد خیلی سختی کشیدم وروزگار بسیار بدی داشتم همیشه فکر میکردم خدا واسه ما نخواسته و نخواهد خواست .روی حرفای بقیه باور کرده بودم که اگه این دنیا سختی بکشم بجاش اون دنیا واسم خیر و خوشی و بهشت برین خواهد بود . همیشه قناعت پیشه میکردم و به رزق و روزی کم قانع بودم . همیشه باورم این بود که ثروت اندازه مشخصی وجود داره و دست آدمهای محدودیه ،تا اینکه با استاد و دوره فوق العاده 12 قدم آشنا شدم و فایلهای متفرقه سایت رو گوش کردم . من وقتی برای دومین بار ازدواج کردم فکر کردم خدا بهترین آدمشو سر راهم قرار داده تا آدم مومنی بشم و گناهانم بخشیده بشه چون همسر دومم بسیار آدم مذهبی و مومن ونماز خون بود که منو به حجاب و نماز و روضه و این مسائل بیشتر دعوت و تشویقم میکرد حتی به زور منو کربلا برد و به نظر خودش دین و ایمان منو قوی تر کرد .با محبتها و احترامی که بهم میزاشت منو وابسته خودش کرد و من به تمام معنی مشرک شدم . همه هم و غمم خوشحالی و رفاه اون شد و من فکر میکردم رضایت همسر یعنی راه مستقیم به بهشت . تا اینکه توی زندگیمون مسائلی پیش اومد که من همیشه ازش میترسیدم . ترس من از کودکی خیانت و از دست دادن همسرم بود که یکبار دیگه همچین ضربه ای از همسر اولم خورده بودم . بعد همچین مسائلی برای بهبود زندگیم دوره 12 قدم و چند ماه بعد عزت نفس رو خریدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم افکارم و باورهام . بعد شنیدن چند فایل دیدم ای داد بی داد حسابی مشرک شدم و تمام وجودم وقف رضایت همسرم شده .عزت نفسم زیر سوال رفته و من در اصل وجود خارجی ندارم ،دقیقا شده بودم عروسک خیمه شب بازی که اگه همسرم میگفت بمیر من میمردم . از زندگیم و کارم و خودم و خانواده از همه چیز گذشته بودم . تازه متوجه شدم اون دینی که همسرم ازش دم میزد خود شرک واقعی بود چون اعتقاد بسیار زیادی به چشم زخم و دعا و طلسم و این حرفها داشت . خدا رو فراموش کرده بود و چسبیده بود به نذر و دخیل و وابستگی به ائمه و همه چیزو از اونا میخواست . بعد مدتی متوجه شدم من نمیتونم اونو تغییر بدم پس به توصیه استاد گوش کردم و وقت و انرژی رو گذاشتم روی خودم ،دوباره سعی کردم بشم همون آدم سابق آدم با اعتماد به نفسی که توی کارش موفق بود و نمازش رو با خلوص نیت میخوند از روی عشق نه از روی ترس. سعی کردم خودم باشم اظهار نظر کنم برای زندگیم و نوع پوششم خودم تصمیم بگیرم و تمام قدرت رو بدم دست خدای خودم که روزی منو اون میداد نه آدمها و وسیله ها و مدت یکسال بیشتر طول نکشید که جهان به زیبایی و راحتی ما رو از هم جدا کرد .
بعد جدایی درهای رحمت الهی به روی من باز شد و از طریق راه های مختلف ثروت و خوشبختی به سوی من سرازیر شد . و من میدونستم اینا از کجا آب میخوره هر روزه سجده شکر میزاشتم و سپاسگذار خدای مهربونم بودم . تا اینکه یهو همه چیز ثابت شد و یه مبلغ مشخصی وارد زندگیم میشد اونم از شغل دخترم ،یهو گیج شدم که چی شد ؟ منکه شکر گذار بودم و همچنان روی خودم کار میکردم ،وقتی بیشتر علت رو جویا شدم دیدم توی خواسته هام نوشتم خدایا من میخوام از شغل و کار خودم ورودی داشته باشم و به ثروت برسم . حالا میفهمم من راه ورود ثروت رو بسته بودم با این حرف و باورم . از دیشب به این نتیجه رسیدم چون هدایتی یه فایل از استاد شنیدم فایلی که عنوانش این بود چرا با وجود اینکه تلاش میکنم به خواسته هام نمیرسم ؟ و بعد شنیدن این فایل زنگها به صدا دراومد و متوجه افکار اشتباهم و باورهایی که باعث ثابت موندنم شدن رو فهمیدم .
به لطف اللله مهربونم سریع باورهای درست رو جایگزین کردم و در پی افکار اشتباه دیگم هستم تا درستشون کنم .که توی این فایل هم متوجه چندتا باور اشتباه دیگه شدم و متوجه شدم بی اختیار قدرت رو دادم به وضع خراب بازار و نداشتن وسایل و ترس از شروع کار ،به لطف الله این باورها رو هم درست میکنم و مطمئنم بهمنی از ثروت پشت این درهای بسته منتظر منه که بزودی به سوی من روانه میشه به لطف الله مهربونم چون سابقه و نتایج باورهای خوب قبلیمو دیدم .
اینبار اعتماد و اطمینانم بیشتره .
خدا رو هزاران بار شکر میکنم بابت این آگاهیها و بابت وجود پیامبر زمانه که درست ترین راه ها رو به ما نشون میده . استاد عزیزم به قول کامنت یکی از بچه ها ما که نمیتونیم اینهمه لطف شما رو جبران کنیم از خدا میخوام واستون جبران کنه و بهترینها همیشه نصیبتون بشه . دوستتون داریم بهترینهای دنیا .
استاد جان سلام، مریم خانم مهربان سلام ، دوستان هم فرکانسی عزیزم سلام.
خدا رو شاکرم که بازم هدایتم شدیم به سمت زیبایی ها و بهترینها رو آرزو میکنم برای همه خانواده صمیمی عباس منش.
خدایا تنها و تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجویم.
استاد جان بسیار سپاسگزارم از خداوند مهربان که بعد از سالها که در اعتقادات مذهبی اشتباه بودم و به قول معروف پشت به خورشید حرکت میگردم، و شرک خفی داشتم ، مرا به سمت نور و توحید هدایت کرد و با شما آشنایم کرد،
از شما هم ممنونم که دستی شدید از دستان خداوند، برای هدایت به سمت نوحید.
استاد جان ، باور همه چیز انسان میشود، و باور هست که نتایج را به دست میآورد، وقتی این باور شرک آلود را در ذهنت درست میکنی ، که افرادی هستن که میتوانند تو را به خواسته هایت برسانند، به راحتی مشرک میشوی و قدرت را از صاحب اختیار عالم یعنی خداوند میگیری و به اشخاص دیگری این قدرت را میدهی، این اقسام باورهای شرک آلود در افراد مذهبی که من هم تا مدت ها قبل بودم ، بسیار است ، و میدیدم و میبینم که چه جور این باورهای غلط باعث شده که افراد از زندگی لذت نبرن و دائما در خرافات و فکرهای شرک آلود زندگی کنن، و زندگی را برای خودشان و اطرافیانشان در آور کنن.
توحید و یکتا پرستی ، سر آغاز لذت بردن از نعمتهای خداوند مهربان میباشد، همانطور که در قرآن فرموده که (من همه چیز را مسخر شما کردم )
من قبلا به واسطه این افکار شرک آلود که بسیار ریز بودن و به ظاهر دیده نمیشدن ، خیلی ضربه خوردم.
در اغلب موارد در زمینه مالی بود که اگر این افکار شرک آلود را نداشتم ، تحولات بزرگی را میتوانستم در زمینه مالی در زندگیم ایجاد کنم.
مثلا به واسطه شغلم قرار بود معامله بزرگی را ترتیب دهم و سود بسیاری بدست بیاورم، آمدم و شروع کردم روی افرادی که در این معامله نقش داشتن حساب باز کردم و به قول استاد ، قدرت را دادم به عوامل بیرونی ،و نتیجه معامله به شکست انجامید ، و این قانون خداوند است ، که اگر شرک بورزید دچار ناراحتی و گرفتاری میشوید.
شکر خدا دارم روی خودم کار میکنم و با تمام وجود خودم رو سپردم به دست صاحب اختیار عالم یعنی خداوند مهربان و به قول معروف تسلیم شدم، و مطمئن هستم که اتفاقات خوبی در راه است.
در آخر برای همه آرزوی سلامتی، شادی و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت را خواستارم، آمین
به نام پروردگار یکتا که هر چه در عالم هست و نیست در سیطره فرمانروایی اوست
سلام خدمت استاد عزیز و مریم جان سپاسگزارم از این فایل قوی و توحیدی
خانواده پدریم اکثرشون دیابت دارن و معتقد هستن ژنتیکه و از اونجایی که نه خودم با وجود اینکه پزشک هستم و نه خواهر برادرهام باوری به این موضوع نداریم همگی صحیح و سالم هستیم و هر چه بیشتر دقت میکنیم بیشتر متوجه میشیم که این بنده خداها خودشون رو تسلیم باور ژنتیک کردن و تو درداشون موندن و خو کردن
هر چه در زندگی به دست آوردم با باور توحیدی بود حتی شغلم درآمدم و روابط عالی ام با خانواده همکاران و انسانهای اطرافم و بابت این باور از خداوند بسیار سپاسگزارم
به نام خدای عشق و مهربانی
استاد عزیزم چقدر استفاده کردم و چقدر لذت بردم
چقدر زیبا و چقدر دلنشین مسیر یکتاپرستی رو میشه از صحبت های استاد پیدا کرد. هر بار که از فایل های استاد استفاده میکنم قوانین هستی عمیق تر و روشن تر تو عمق وجودم نمایان میشه و انگار همه اصول و حقایق تو وجود ما به زیبایی و درستی ثبت شده فقط باید ذهنمون رو از نادرستی ها پاک کنیم تا جریان خوشبختی وارد زندگیمون بشه.
استاد عزیزم من هم مثل خیلی ها باورهای غلط زیادی داشتم و دارم و در تلاشم که باورهای غلطم رو پیدا کنم و اونها رو از بین ببرم تا تو سفر زندگیم تو جاده خوشبختی برونم و بمونم.
از تجربه چندوقت اخیرم بگم با این باور پیش رفتم که ” هر آنچه که نیاز دارم به راحتی میتونم تهیه کنم.” ظاهرا این باور یکی از تبرهایی بود که باید میساختم تا ریشه باورهای غلطم که نمیذاشت جریان پول وارد زندگیم بشه یا خیلی ضعیف و منقطع بود رو از بین ببره. بعد از اینکه این باور رو بهش قدرت دادم شاهد نتایجی بودم که تمام محاسبات ذهنیم رو زیر سوال برد و بدون اینکه من برای کسب و کارم تبلیغ کنم و هزینه کنم یعنی کاری که همیشه انجام میدادم، مشتری های من هرروز با من تماس میگرفتن و سفارش میدادن و جریانی از درآمد برام ایجاد شد که مهر تاییدی به تاثیر باور درست من زد.
باور محدود که باید حتما سرمایه باشه تا بشه کار کرد و حتما باید محصول یا کالا رو داشته باشم تا بتونم بفروشم رو بعد از سالهای سال توی ذهنم شکست و به راحتی تونستم محصولم رو پیش فروش کنم. و جالبتر اینکه محصولاتی رو به این شکل فروختم که به نظر همکاران من تو حوزه کاری خودم فروش این محصولات خیلی کار سختی هست و مشتری خیلی کم سراغ این محصول میاد.
یه نکته جالب دیگه ای که توی چندوقت اخیر برام اتفاق افتاد این بود که از زمانی که به جای اینکه روی پیج اینستاگرامم کار خاصی انجام بدم روی ذهنم کار کردم بازدیدهای پیج و مشتری های پیجم بیشتر شدن.
به خودم میگم واقعا خدا دیگه چجوری باید بهم بگه که باورتو درست کن تا زندگیت درست بشه.
توی پلتفرمی مثل اینستاگرام که قاعده و قانون خود سازنده اش هم بر اساس اینه که هرچی بیشتر روی پیج کار کنی نتیجه بهتری میگیری من با درست کردن باورهام نسبت به کارم نتیجه گرفتم و تاثیر مثبت باورهام بسیار چشمگیر تر از تاثیر کارهایی بود که منطقی انجام میدادم.
خدایا شکرت
از استاد عزیزم و تیم بی نظیرش همیشه سپاسگزارم
هدایت خداوند در زندگی هممون پایدار باشه
سلام
بااینکه سالها در ظاهر مسلمان و مومن بودم اما خدا میدونه چقدر مشرک بودم و در این چهارصد و اندی روز که عضوسایت هستم چقدررررر روحم صیقل داده شده و چقدر خدا رو به خدایی پذیرفتم من چون از اهل سنت هستم و مساله شفاعت رو در مذهبم نشنیده بودم هروقت مبحث شرک مطرح میشد فکر میکردم در این مورد هیچچچچ مشکلی ندارم و مسائل و مشکلات هم جبر روزگار است (شرک )و تورم که حکومت مقصر است و این برای من یک امتحان الهی است (شرک) و … اولین باری که با قطعیت قدرت رو از غیر خدا گرفتم مساله شغلم بود که بایستی کلی مدرک و سند ارائه میدادم در حالی که کار بی موردی بود و اصلااا و ابدااا ضرورتی نداشت و من به خدا گفتم روزی من فقطططط دست تو است و به راحتی افزایش حقوقم اتفاق افتاد بدون آنکه من هیچچچچ کار فیزیکی برایش انجام دهم
مورد دوم هم مشابه مورد اول رییس بخش از ما کاری میخواست که قانونا وظیفه ما نبود و من به خدا گفتم رییس من تو هستی من دلم نمیخواهد این کاررا انجام دهم و هفته بعد از من فقط فقط من بودم که لازم نشد کاری انجام دهم حالا با خدای درونم به هماهنگی رسیده ام بی قرار نیستم و نمیترسم استاد من دیگه نمی ترسم و اگه کاری. و دوست نداشته باشم انجامش نمیدم به همین راحتی چقدر من قبلا برای رضایت این و آن به خودم سخت میگرفتم حالا میفهمم چرا شما عزت نفس رو پایه موفقیت میدانید و چرا توحید را تنها راه موفقیت انسان میبینید
پایدار باشید
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی زحمت کش
من میخواستم راجب به بیماری پوستی پسوریازیس که چند ساله من این بیماری را دارم صحبت کنم
من تقریبا 20ساله این بیماری را در موهای سرم دارم وهمیشه پدر ومادرم به من گفتند که این مریضی ارثیه وکاریش نمیشه کرد ولی الان من به لطف الله و راهنماییهای استاد عزیزم متوجه شودم که فقط باورهای خود منه که این بیماری تا الان در من وجود داره ومیتونم با باورهای جدید ی که استاد فرمودند این بیماری رو از بین ببرم وحتما به لطف الله ان را از بین خواهم برد
ممنونم استاد عزیزم که انقدر به فکر ما هستید وممنونم از راهنمایی هاتون
امیدوارم همیشه شاد و پیروز و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید
به نام خداوند یکتا و مهربان
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته
دیشب درحال کارکردن رو سوالات کشف قوانین بودم که این فایل رو دیدمو منتظر بودم صبح بشه سریع گوش کنم این فایل رو
چون فایل های توحید عملی جزء تاثیر گزارترین فایل هایی بود که تو سایت گوش دادم اون اوایل و چقدر باور های من رو عوض کرد
اما الان میخوام راجب زمانی صحبت کنم که با برنامه های استاد هیچ آشنایی نداشتم
علاوه بر اینکه از کودکی تو مغز ما کردن دولت بسیار تاثیر گزاره تو زندگی شما و ما باور کردیم
یکسری حرفا و باور های مسخره دیگه ایم بود
که به نظر من باز واسه آدمی که با این مفاهیم شرک و توحید آشنا نیست حداقل اینکه باور کنه دولت تاثیر تو زندگیش از نظر من عقلانیتره حالا از بچگی یچیز گفتنو باور کرده و…
ولی اینکه چطور به دعا و بخت بستن اعتقاد داره !!!!!
و جالبه این حرف رو از کسانی میشنوی که قاری قرآنو نمیدونممذهبی سفت و سختن
و به قول استاد نتایج زندگیشونم واضحه که تو اطرافیان من هستن و میبینم چقدر زندگیشون رنج آور تحت کنترل این حرف هاست
که خداروشکر من به خاطر خرافاتی نبودن مادرم این باور رو نداشتم اما این باور دعانویسی به شدت تو افراد مذهبی و غیر مذهبی زیاده
حالا یچیزی هست راجب همون خانواده های یهودی
من دوست پسر سابقم ( این ماجرا واسه مثلا چهار یا پنج سال پیشه ) به شدت به این موضوع اعتقاد داشت بعد من خودم یه باوری داشتم که دوتا پارتنر خوبه که مثل هم فکر کنن شروع کردم رفتن تو خط فکری اون آدم که نتیجه اش نابودی بود قشنگ
یادمه یه مستندی به من داد به اسم ظهور خیلیم خودش عاشق این مستند بود و فکر میکرد یه راضی رو کشف کرده
اقا نگمچه چرت و پرتایی تو این مستند بود نگمممم
اولا که میگفت امام زمان میخواد ظهور کنه تا این خرابیارو درست کنه حق مارو از این یهودیا بگیره نشانه های ظهور رو میگفت جالبه کلا چند قسمتشم بیشتر ندیدم و اصلا نمیدونم چیشد که انقدر قوی این باورا تو من شکل گرفت
یادمه تو اون مستند میگفت که این یهودیا مارو با خرید و تبلیغات و شعار های شاد بودن گول میزنن و هرکی الکی خوش باشه یعنی بازیچه اینا شده و احمقه
اقا همین یه باور واسه نابودی من کافی بود!!!!!!
چون پارتنر منم به این شکل فکرمیکرد که اره این ادمای الکی خوش عقب افتادن خودشم به شدت افسرده بود
اقا من نابود شدم….
یعنی یک سال رنگ شادی ندیدم
کلا غم افسردگی حس مردم دوستی و این دری وریا….
وای اصلا چه روزای وحشتناکی بود بعد جالبه که من نمیفهمم اون مستند و فیلما و حرفا و آدمای چرت و پرت چه کمکی به من کرد!!!!!!!!!
اقا من خداروشکر میکنم تضاده اونقدر پررنگ بوده که الان وظیفه خودم میدونم شاد بودن رو ولی
جالبه الان یسری ویدیو ها تو یوتوب مد شده که چقدرم من بدم میاد اصلانم نمیبینم از این و اون تعریفش رو شنیدم
که یه چرت و پرتیه به اسم ایلومانتی :/
که میگه مثلا آدما خیلی موفق مشهور
مثل : ایلا ماسک ، بیانسه ، تیلور سوئیفت ، بیلی آیلیش ، کتی پری ، لیدی گاگا ، تام هنکس و …..
روحشون رو به شیطان فروختن :/
و شیطان اونارو موفق کرده ولی در عوضش از اینا کلی کارای بد و وحشتناک میخواد که واسش بکنن
بعد چون به قول استاد این باورشونه از این افراد چیزایی رو پیدا میکنن که اینو ثابت کنه
و وقتی مثلا این ویدیو هارو ببینی میبینی واقعا فکت میارن حالا جالبه که من خودم تا همین یک سال پیش اینو باور کردم متاستفانه واسه همین اصلا نمیتونستم موفقیت رو باور کنم !!!!!
جالبه که اون آدما تمام توانایی استعداد تلاش ها باورهای این افرادو گذاشتن کنار چسبیدن به چهار تا فکت چرت و پرت بی اساس
و جالبه همون بازیگرای هالیوود که ایلومانتی رو باور کردن هی بلا سرشون میاد به خاطر قانون
حالا دلیل اینکه من با اینکه اصلا نه ویدیو هاش رو میدیدم نه خیلی راجبش مطالعه میکردم ولی باور کردم چی بود؟؟؟
چون من نمیتونستم بپذیرم حجمه موفقیت این افراد رو و چون از فرکانسی که من توش بودم خیلی دور بود سریع این دلیل رو اوردم که اهان پس اینهههههه
بعد من خودم از وقتی این باور رو تغییر دادم
چقدر احساس قدرت بهم دست میده
چقدر لذت میبرم
چقدر الگو میگیرم !!!!!!
چقدر احساس خوب بهم میده !!!
که اقااگه این دختر این ادمتونسته به این حد از موفقیت برسه تواممیتونی بی شک
و یکی از چیزایی که باعث از بین رفتن اون باور مخرب شد حرفای استاد راجب ایلان ماسک و افراد بزرگ و دلیل موفقیتشون بود
بعد از طرفی چون این رو باور کردم جهان هم هی داره بهم ثابت میکنه آره دیلل موفقیت هاشون این باور ها بوده
بعد دیگه اصلا با نکات منفی اون آدم موفق کار ندارم فقط واسم اون نقطه قوته بُلده
و خب کدوم باور به من کمک کرد واقعا !!!!
و من تو این بحث الگو برداری چقدر دنبال کمک گرفتن از باور های افراد رفتم
مثلا یادمه که پاییز یه سریال هشت قسمتی اومد که بهههه شدت معروف شد به اسم ونزدی آدامز که یه رمانه که ازش فیلم زیاد ساختن
شخصیت اصلی سریال یه دختر 20 ساله هست بازیگرش که تو این سریال خیلی زیاد معروف شد
اسمش ام Jenna Ortega هست
همه میگفتنکه این آدمبه خاطر چهره خاصش تو این زمان کممعروف شد
بعد من رفتم دیدم که این دختر یه قیافه به شدتتتتت معمولی قد کوتاه و اندام بسیار معمولی
و خب من این رو انقدر با خودم تکرارکردمکه اینآدم قبل شهرتش هیچ یک از فاکتور های معروف شدن رو نداشته اما ببین باور هاش چی ساخت ازش
من انقدرتکرار کردم تا باور کردم با خود باوری میتونمبرسم به هرجا !!!!!
حالا چی به من کمک کرد !
اینکه هزارتا دلیل چرت پرت و عامل خارجی بیارمواسه شهرت این آدم یا که این حرفای قدرت مند کننده رو باور کنم !!!
مورد بعدی که من قدرت رو داده بود به عامل بیرونی
این بود که من چون پدر مادرم بچه که بودم باهم دعوا میکردن من عصبی شدم
من با همین باور چقدر خطاها که نکردم و چقدر عاجز شده بودم در برابر تغییر
ولی منممثل استاد اومدم گفتم نه ربطی نداره منم میتونم انسان آرامی باشم خیلیا تو اون محیط بودن ولی بچه های عصبی ای نیستن
و چقدرررر من قدرت گرفتم و چقدر این عصبانیت من کمتر و کمتر شد
مورد بعدی درمورد اینکه ژنتیک منه مشکل داره که لاغر نمیشم من آبم بخورم چاق میشم
تا اینکه بحث قانون سلامتی جابه جا کرد این باور رو
مورد بعدی دقیقا همون چیزیه که استادگفتن
منفکر میکنمچون پدر مادرم سخت گیر نبودن من درآمد ندارم
و خب تغییرش دادم و گفتم این خیلی خوبه که تو فضایی اروم و تو ارامش دارم وقت میزارم رو مهارتم
و این کمک کننده اس و قطعا همه چیز به نفع منه تهش
یکی دیگه از نگاه های شرک آلودم در مورد روابط که فکر میکنم عامل تنهایی من آدمایی بودن که تو رابطه بهم ضربه زدن
یا مثلا فکرمیکنم من هرچقدرم آدم خوبی باشم باز طرف مقابلم به شکل دیگه رفتار میکنه و میتونه رو من تاثیر بد بزاره
کلا تو روابط نگاه شرک آلود زیاد دارم
و خب ایمان دارم هرجا دارم پیشرفت میکنم و بهبود دادم به خاطر نگاه توحیدیم بوده
و هرجا هیچ اتفاق خوبی نیوفتاده به خاطر شرک بوده
و جدیدا نشانه های جدید از توحید رو در خودم دارم پیدا میکنم
اونم اعتماد به ربّ هست
واقعا انگار قبل از این نمیدونستم توحید چیه
یا داشتم حرفش رو میزدم فقط
اما الان با تکامل
به تضاد بخورد کردم تو نگرانی شدید بودم
اما انقدر من دیگه نمیتونم تو اون احساس بمونم برعکس قبل
که بعد از مدتی تسلیم شدم و گفتم خدایا دیگه از دست من خارجه
و جوری باتمام وجود اعتمادکردم
و گفتم خدایا من فقط کارهای مربوط به خودم رو انجام میدم و به کارهایی که تو واسمباید انجام بدی هیچ کاری ندارم
کارایی که خودم باید انجام بدم همون کارهایی که عاشقشون هستم همون اقدمات عملی یادگیریا کسب مهارت ها
و کارهایی که خدا باید انجام بدم همونایی که نمیدنم چطوری نمیدونم به چه شکل نمیدونم از چه طریقی از چه مسیری و اگر که بخوام دخالت کنم نگرانی ها میاد و اصلا اجازه حرکت نمیده
ولی تا سپردم به خدا عین گوگل مپ دونه به دونه نشونه هارو میده و من تا ته اون نشونه هارو میرمو دونه به دونه جواب هایی که بهشون میرسم مهمترین باور هان مهمترین فایل ها وچیزایی که واسه رسیدن به این هدف نیاز دارم هستن
و حالا منی که همیشه میگفتم خدا هدایتم میکنه
انگارتو این مدت تازه دوباره دارم میفهمم هدایت خدا به چه شکله
و مطمعنم سال دیگه یا ماه دیگه یا حتی فردا از امروز ایمانم به این موضوع بیشر میشه
و توحیدی تر میشم با رعایت تکامل
خداروشکر به خاطر این فایل توحیدی فوق العاده
سلام به استاد عباشمنش عزیز.واقعا هر چقدر که میگزره و شمارو بیشتر میشناسم به اینکه چقدر کار کردین و در مسیر درست بودین و چقدر خدا زیبا هدایتتون کرده شگفت زده تر میشم.
هر وقت به مشگل بر میخورم که هیچ راه حلی پیدا نمیکنم … از تمام اموزه هایی که یاد گرفتم و و و بر میخورم به همین موضوع توحید که قدرتو به جز خدا و خودت دادی دست خرافاتو عامل بیرونی و باور هایی ک در جهت رشدت نبودن. با اینکه با این موضوع هزاران بار مواجه شدم و دلیلشو فهمیدم ولی باز هم به چالش های مشابه بر میخورم چون به صورت بنیادین این باور ها در اعماق ذهنم عوض نشدن. و خب به نظر من این یکی از مهم ترین باور ها است و اطلاعات خلاف بر این توحید در جهان بسیار است که دوستان خیلی رو این موضوع با باور های قوی باید پیش بروند
Lord! You Alone We Worship, and You Alone We Ask For Help.
فایل انقدر عالی!!! عشقِ من، توحیده! چه مبحث خوشمزهای! خیلی موضوعِ جذابیه برای من!
استاد یه چیز جالبی توی صحبتهاشون کردن که برام فوق العاده زیبا بود و اون این بود که: اگر ما تنها یک درصد هم عاملی بیرونی مثل ژنتیک رو دخیل بدونیم، در هنگامِ برآورده نشدنِ آرزومون، همون یک درصده میشه 500 درصد!
و این حرفِ استاد، عینِ واقعیته.
خیلی استاد قشنگ مثال میزنن همممیییشه! و خیلی خوب هم مثالهاشون رو آنالیز میکنن… آفرین استاد.
خداروشکر میکنم که توی این گروه هستم و از حرف های استاد استفاده میکنم…
برمیگردم به جمله طلاییِ استاد: ما خالق شرایطمون هستیم، نه قربانیِ شرایطمون!
ما در هر لحظه از طریقِ مغزمون که یک فرستندهی قوی است، امواجی رو به جهان هستی ارسال میکنیم و این امواج میرن و میرن تا بالاخره برمیگردن به مرکزِ پیدایششون که ما هستیم؛ ولی موقع برگشت دیگه شکل موج خالی نیستن…! بلکه میرن و میرن همه چیزهای مادی و معنویِ همسنگ با خودشونو از جهان (با حجم بزرگتر) جمع میکنن و برامون میارن! اسم اون چیزهایی که برامون میارن، سرنوشته!
توحید یعنی فقط و فقط افکارِ منن که جهانِ منو خلق میکنن و نه خدا و نه هیچ چیزِ دیگهای!
البته، خدا این قدرت رو دارهها! ولی هیییچ زمان نه دخالتی میکنه و نه قضاوتی! هر کی میره پیِ لیاقتش!
به نام رب مقتدر
درود به استاد عزیزم مریم جان زیبا و همه خوبان
« شرک خفی در دل مومن همچون راه رفتن مورچه ای بر سنگ سیاه در دل تاریکی شب، پنهان است.»
استاد من بایه بار گوش دادن ب این فایل، دوتا از باورهای شرک الودم رو پیدا کردم که اصلا فکرشو نمیکردم…
من تو ته ذهنم، مامان و بابام، بخصوص مامانم رو تاحدی مقصر میدونستم ک خیلی دیگ بما راحت گرفتن… چون من مامانم خیلی حساس هست رو بچه هاش کلا خیلی احساس مسئولیت میکنه بیش از حد و میخواد اب تو دلمون تکون نخوره
من میگفتم همیشه ک اگ مامان اینا یکم ب ما سخت میگرفتن ما مستقل میشدیم.. مقصر اونان…
و واقعا استاد این ته ته ذهنم بود همیشه..
البته ک من هر نتیجه ای دارم از وقتیه ک سعی میکنم هر اتفاقی میفته فقط خودمو مسئول بدونم. و قدرت رو فقط ب خدا بدم…
یعنی واقعااا که همه چی توحیده..
ولی من فهمیدم انقدرر باورهای شرک الود تو ذهنم هست که خودمم نمیدونم…فقط باید خدا کمکم کنه که پیداشون کنم.
من وقتی نتایجم بهتر میشه که باورهای شرک الود بیشتری تو ذهنم بفهمم و باورتوحیدی رو جایگزینش کنم.
یه مورد دیگ متوجهش شدم دررابطه با بحث ژنتیک هست..
من و همسرم برا بارداری تصمیم داریم ازمایشات ژنتیک بدیم و منتظر هستیم ک بگن کی بریم..
و چون برادرزاده همسرم یه مشکل ژنتیکی داشتن.
و استاد من همیشه میگفتم ک من مطمئنم که بچه من سالمه حتما ولی این ازمایشا برا اینک خیالم راحت باشه…
استاد این جمله شما ک گفتین اگ باور کنی ژنتیک نمیزاره بارداری سالم داشته باشی همین میشه..
این جمله منو تکون داد…
من چرا میخام برا اینک خیالم راحت باشه ازمایش بدم؟ چون خیالم راحت نیس دیگ … یعنی من ژنتیک رو موثر میدونم پس.. یعنی من یه عامل بیرونی رو موثر دونستم و باورم شرک الوده..
استاد دررابطه با باوری که راجب سید ها هم گفتین.. ..همسرمن سید هستن و بسیااااار صبور و مهربانن
واقعا ک همه چی باوره…. و اصلا رو همه صدق نمیکنه کسی که باورش کنه براش اتفاق میفته.
استاد جان سپاسگزارم بابت این فایل بینظیررررر
از خدا میخوام کمکم کنه تا باورهای شرک الود رو پیدا کنم و توحیدی عمل کنم.
بقول دوستمون اقا ابراهیم
خدایا اگ کمکم نکنی چجوری از شرک بیام بیرون؟
من منتظر هدایت های بی نظیرتم.
خدایاشکرت
سلام به استاد اعظم و مریم بانوی زیبا و همه عزیزان همفرکانس و همراه .
دیشب که سر نماز با خدا راز و نیاز میکردم و خودم رو تسلیم اعلام کردم و ازش هدایت طلبیدم همون آن بهم این فایل و کلا شنیدن فایلهای توحیدی الهام شد و تمرین نوشتن توانمندیهام .
امروز این فایل فوق العاده رو برای چندمین بار اما اینبار با جان و دل گوش کردم چون الهام خداوند بود و میخواستم ببینم چه پیامی توش واسم داره و مشکل من کجاست .
من از کودکی عین استاد خیلی سختی کشیدم وروزگار بسیار بدی داشتم همیشه فکر میکردم خدا واسه ما نخواسته و نخواهد خواست .روی حرفای بقیه باور کرده بودم که اگه این دنیا سختی بکشم بجاش اون دنیا واسم خیر و خوشی و بهشت برین خواهد بود . همیشه قناعت پیشه میکردم و به رزق و روزی کم قانع بودم . همیشه باورم این بود که ثروت اندازه مشخصی وجود داره و دست آدمهای محدودیه ،تا اینکه با استاد و دوره فوق العاده 12 قدم آشنا شدم و فایلهای متفرقه سایت رو گوش کردم . من وقتی برای دومین بار ازدواج کردم فکر کردم خدا بهترین آدمشو سر راهم قرار داده تا آدم مومنی بشم و گناهانم بخشیده بشه چون همسر دومم بسیار آدم مذهبی و مومن ونماز خون بود که منو به حجاب و نماز و روضه و این مسائل بیشتر دعوت و تشویقم میکرد حتی به زور منو کربلا برد و به نظر خودش دین و ایمان منو قوی تر کرد .با محبتها و احترامی که بهم میزاشت منو وابسته خودش کرد و من به تمام معنی مشرک شدم . همه هم و غمم خوشحالی و رفاه اون شد و من فکر میکردم رضایت همسر یعنی راه مستقیم به بهشت . تا اینکه توی زندگیمون مسائلی پیش اومد که من همیشه ازش میترسیدم . ترس من از کودکی خیانت و از دست دادن همسرم بود که یکبار دیگه همچین ضربه ای از همسر اولم خورده بودم . بعد همچین مسائلی برای بهبود زندگیم دوره 12 قدم و چند ماه بعد عزت نفس رو خریدم و شروع کردم به کار کردن روی خودم افکارم و باورهام . بعد شنیدن چند فایل دیدم ای داد بی داد حسابی مشرک شدم و تمام وجودم وقف رضایت همسرم شده .عزت نفسم زیر سوال رفته و من در اصل وجود خارجی ندارم ،دقیقا شده بودم عروسک خیمه شب بازی که اگه همسرم میگفت بمیر من میمردم . از زندگیم و کارم و خودم و خانواده از همه چیز گذشته بودم . تازه متوجه شدم اون دینی که همسرم ازش دم میزد خود شرک واقعی بود چون اعتقاد بسیار زیادی به چشم زخم و دعا و طلسم و این حرفها داشت . خدا رو فراموش کرده بود و چسبیده بود به نذر و دخیل و وابستگی به ائمه و همه چیزو از اونا میخواست . بعد مدتی متوجه شدم من نمیتونم اونو تغییر بدم پس به توصیه استاد گوش کردم و وقت و انرژی رو گذاشتم روی خودم ،دوباره سعی کردم بشم همون آدم سابق آدم با اعتماد به نفسی که توی کارش موفق بود و نمازش رو با خلوص نیت میخوند از روی عشق نه از روی ترس. سعی کردم خودم باشم اظهار نظر کنم برای زندگیم و نوع پوششم خودم تصمیم بگیرم و تمام قدرت رو بدم دست خدای خودم که روزی منو اون میداد نه آدمها و وسیله ها و مدت یکسال بیشتر طول نکشید که جهان به زیبایی و راحتی ما رو از هم جدا کرد .
بعد جدایی درهای رحمت الهی به روی من باز شد و از طریق راه های مختلف ثروت و خوشبختی به سوی من سرازیر شد . و من میدونستم اینا از کجا آب میخوره هر روزه سجده شکر میزاشتم و سپاسگذار خدای مهربونم بودم . تا اینکه یهو همه چیز ثابت شد و یه مبلغ مشخصی وارد زندگیم میشد اونم از شغل دخترم ،یهو گیج شدم که چی شد ؟ منکه شکر گذار بودم و همچنان روی خودم کار میکردم ،وقتی بیشتر علت رو جویا شدم دیدم توی خواسته هام نوشتم خدایا من میخوام از شغل و کار خودم ورودی داشته باشم و به ثروت برسم . حالا میفهمم من راه ورود ثروت رو بسته بودم با این حرف و باورم . از دیشب به این نتیجه رسیدم چون هدایتی یه فایل از استاد شنیدم فایلی که عنوانش این بود چرا با وجود اینکه تلاش میکنم به خواسته هام نمیرسم ؟ و بعد شنیدن این فایل زنگها به صدا دراومد و متوجه افکار اشتباهم و باورهایی که باعث ثابت موندنم شدن رو فهمیدم .
به لطف اللله مهربونم سریع باورهای درست رو جایگزین کردم و در پی افکار اشتباه دیگم هستم تا درستشون کنم .که توی این فایل هم متوجه چندتا باور اشتباه دیگه شدم و متوجه شدم بی اختیار قدرت رو دادم به وضع خراب بازار و نداشتن وسایل و ترس از شروع کار ،به لطف الله این باورها رو هم درست میکنم و مطمئنم بهمنی از ثروت پشت این درهای بسته منتظر منه که بزودی به سوی من روانه میشه به لطف الله مهربونم چون سابقه و نتایج باورهای خوب قبلیمو دیدم .
اینبار اعتماد و اطمینانم بیشتره .
خدا رو هزاران بار شکر میکنم بابت این آگاهیها و بابت وجود پیامبر زمانه که درست ترین راه ها رو به ما نشون میده . استاد عزیزم به قول کامنت یکی از بچه ها ما که نمیتونیم اینهمه لطف شما رو جبران کنیم از خدا میخوام واستون جبران کنه و بهترینها همیشه نصیبتون بشه . دوستتون داریم بهترینهای دنیا .
به نام خداوند مهربان
استاد جان سلام، مریم خانم مهربان سلام ، دوستان هم فرکانسی عزیزم سلام.
خدا رو شاکرم که بازم هدایتم شدیم به سمت زیبایی ها و بهترینها رو آرزو میکنم برای همه خانواده صمیمی عباس منش.
خدایا تنها و تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجویم.
استاد جان بسیار سپاسگزارم از خداوند مهربان که بعد از سالها که در اعتقادات مذهبی اشتباه بودم و به قول معروف پشت به خورشید حرکت میگردم، و شرک خفی داشتم ، مرا به سمت نور و توحید هدایت کرد و با شما آشنایم کرد،
از شما هم ممنونم که دستی شدید از دستان خداوند، برای هدایت به سمت نوحید.
استاد جان ، باور همه چیز انسان میشود، و باور هست که نتایج را به دست میآورد، وقتی این باور شرک آلود را در ذهنت درست میکنی ، که افرادی هستن که میتوانند تو را به خواسته هایت برسانند، به راحتی مشرک میشوی و قدرت را از صاحب اختیار عالم یعنی خداوند میگیری و به اشخاص دیگری این قدرت را میدهی، این اقسام باورهای شرک آلود در افراد مذهبی که من هم تا مدت ها قبل بودم ، بسیار است ، و میدیدم و میبینم که چه جور این باورهای غلط باعث شده که افراد از زندگی لذت نبرن و دائما در خرافات و فکرهای شرک آلود زندگی کنن، و زندگی را برای خودشان و اطرافیانشان در آور کنن.
توحید و یکتا پرستی ، سر آغاز لذت بردن از نعمتهای خداوند مهربان میباشد، همانطور که در قرآن فرموده که (من همه چیز را مسخر شما کردم )
من قبلا به واسطه این افکار شرک آلود که بسیار ریز بودن و به ظاهر دیده نمیشدن ، خیلی ضربه خوردم.
در اغلب موارد در زمینه مالی بود که اگر این افکار شرک آلود را نداشتم ، تحولات بزرگی را میتوانستم در زمینه مالی در زندگیم ایجاد کنم.
مثلا به واسطه شغلم قرار بود معامله بزرگی را ترتیب دهم و سود بسیاری بدست بیاورم، آمدم و شروع کردم روی افرادی که در این معامله نقش داشتن حساب باز کردم و به قول استاد ، قدرت را دادم به عوامل بیرونی ،و نتیجه معامله به شکست انجامید ، و این قانون خداوند است ، که اگر شرک بورزید دچار ناراحتی و گرفتاری میشوید.
شکر خدا دارم روی خودم کار میکنم و با تمام وجود خودم رو سپردم به دست صاحب اختیار عالم یعنی خداوند مهربان و به قول معروف تسلیم شدم، و مطمئن هستم که اتفاقات خوبی در راه است.
در آخر برای همه آرزوی سلامتی، شادی و ثروت و سعادت در دنیا و آخرت را خواستارم، آمین