توحید عملی | قسمت 9

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


استاد عباس‌منش در این قسمت، درس‌هایی عمیق در باب توحید، توکل و مهمتر از همه، تواضع در برابر خداوند به ما می‌آموزد. نخستین و محوری‌ترین آموزه، درسی است که از ماجرای هدایت مادر موسی (ع) به‌دست می‌آید: اهمیت بی‌نظیر ایمان در لحظات ترس و تردید.

زمانی که خداوند به مادر موسی وحی می‌کند که فرزندش را به نیل بسپارد، واژه کلیدی «نترس و غمگین مباش» بیانگر این حقیقت است که ترس و غم منشأ تمام تصمیمات اشتباه هستند و تصمیمات ما تنها زمانی می‌توانند مسیر هدایت را دنبال کنند که از سر ایمان و توکل مطلق گرفته شده باشند.

توکل، تنها یک کلمه نیست، یک عمل است؛ عملی که در اوج نگرانی، به ما آرامش خاطر می‌دهد که خداوند هوایم را دارد، حتی اگر هیچ نشانه‌ای از امنیت در ظاهر دیده نشود. این همان گامی است که دروازه‌های رزق و فزونی را در مقابل ما می‌گشاید.

درسی عمیق‌تر که در بطن این توکل نهفته است، قانون و وعده تحقق قطعی خواسته است که در شعر پروین با این بیت زیبا حضور یافته است: «رهرو ما اینک در منزل است»

از دیدگاه خداوند، لحظه‌ای که شما قدم اول را با ایمان برمی‌دارید، نتیجه مطلوب و دلخواه شما از قبل محقق شده و کار انجام‌یافته است. تردید و شک، همان «پرده‌ای» است که ما را از دیدن این حقیقت محروم می‌سازد. تردید همواره نجواهای شیطان است که وعده فقر و ناکامی می‌دهد، درحالی‌که خداوند وعده فراوانی و رحمت. بنابراین، بزرگ‌ترین دشمن ما در مسیر موفقیت، شک و تردیدی است که ما را وامی‌دارد دست حق را ببینیم اما نشناسیم.

باید همواره به یاد داشته باشیم که شیوه خداوند، عدل و بنده‌پروری است. هرگز نباید این گمان کفرآمیز را به ذهن راه داد که خداوند ما را فراموش می‌کند یا از وعده‌ای که داده غافل می‌شود. بلکه هر آنچه دریافت می‌کنیم، نتیجه اعمال و باورهای خود ماست.

سپس شعر پروین به درس عظیم ناسپاسی و عُجب انسان می‌رسد و حکایت نمرود را به‌عنوان تمثیلی برای وضعیت همه ما به کار می‌گیرد. پروردگار با مهربانی مطلق، از کودکی خردسال و بی‌پناه، در میان امواج هولناک دریا محافظت می‌کند و تمام عوامل هستی — از سنگ و قطره و باد گرفته تا گرگ و دزد — را فرمان می‌دهد تا محافظ و مربی او باشند. اما پیام معنوی اینجاست: پس از آنکه بنده در امنیت و آسایش قرار می‌گیرد، به‌جای سپاس و فروتنی، دچار عُجب و خودپسندی می‌شود. این همان لحظه خطرناکی است که بسیاری از ما، پس از حل مشکلات و دستیابی به موفقیت، ناخواسته تجربه می‌کنیم و با خود می‌گوییم:

«نمی‌خواد، خودم پیداش کردم.»

این خودبینی، ریشه تمام ناسپاسی‌ها و تبدیل نعمت به نقمت است. هر فردی که فراموش می‌کند که دست قدرتمند پروردگار بوده که در ضعف ناجی‌اش بوده است، به‌سرعت به فردی چون نمرود تبدیل می‌شود که لاف خداوندی می‌زند و موفقیت خود را به «علم، نفوذ، ژنتیک یا شرایط» نسبت می‌دهد. اینجاست که متواضع بودن و متواضع ماندن در برابر خداوند، کلید اصلی باز نگه‌داشتن درهای نعمت است. این نکته ظریفی است که در دوره احساس لیاقت می‌آموزیم تا ضمن اینکه احساس لیاقت بی‌قیدوشرطی درباره تجربه نعمت‌های خداوند در وجود خود پرورش دهیم، هم‌زمان در برابر خداوند بسیار متواضع و فروتن بمانیم و اعتبار آنچه خداوند به ما ارزانی داشته را نه به عقل خود، بلکه به فضل خداوندی بدهیم که ذات ما را لایق نعمت‌ها آفریده است.

درک و اجرای این نکته ظریف در مبحث احساس لیاقت، ما را از افتادن در دام غرور مخربی نجات می‌دهد که ما را ناسپاس می‌کند و اتصال ما را با خداوند قطع می‌کند. زیرا وقتی در پیشگاه خداوند، غرور جایگزین تواضع می‌شود، آن‌وقت خداوند ما را به عقل خودمان واگذار می‌کند.

در داستان نمرود می‌بینیم که غرور و ناسپاسی این بنده در برابر رَبّ به آنجا ختم شد که خداوند به سادگی و با کوچک‌ترین مخلوقش یعنی یک پشه، قدرت مطلق خود را به رخ کسانی می‌کشد که تواضع در برابر رَبّ را فراموش می‌کنند و اعتبار آنچه خداوند از فضل خود به آنها داده را به عقل انسانی خود می‌دهند. این یک کلید است که: «به اندازه‌ای که در مقابل خداوند فروتن هستیم، به همان اندازه نعمت‌های خداوند را در زندگی خود پایدار می‌کنیم.» سطح سربلندی و عزت ما در مقابل «غیر خدا» (مسائل، افراد، شرایط و…)، دقیقاً متناسب است با میزان فروتنی، درک نعمت و سپاسگزاری ما در محضر پروردگار. هرچه سر ما در مقابل خداوند پایین‌تر باشد، سرمان در برابر جهان بالاتر خواهد بود.


تمرین این قسمت:

با توجه به مفاهیم این قسمت، به این پرسش‌ها فکر کنید و در بخش نظرات این قسمت به آنها پاسخ دهید:

۱. لحظه نجات الهی: به یاد بیاورید زمانی را در زندگی‌تان که با یک مشکل بزرگ، یک طوفان مالی، عاطفی یا جسمی روبه‌رو بودید و پس از ناامیدی از راه‌های انسانی، با تمام وجود رو به درگاه خداوند آوردید و مسئله به شکلی معجزه‌آسا حل شد. آن اتفاق چه بود؟ لطف خداوند در حق شما چگونه تجلی یافت؟

۲. لحظه فراموشی فضل خداوند: آیا می‌توانید لحظه‌ای را به‌خاطر بیاورید که پس از آن نجات معجزه‌آسا یا موفقیت بزرگ، دچار غرور شدید و ناخودآگاه فکر کردید که: «من خودم این کار را انجام دادم» یا موفقیت را به عوامل بیرونی (مثل زرنگی یا شانس) نسبت دادید؟ این «نمرودِ درون‌تان» در آن لحظه چه گفت و این غرور و منیت چه عواقبی برای شما داشت؟

بررسی این دو تجربه به ما یاد می‌دهد، همان‌طور که به عوامل بیرونی باج نمی‌دهیم و آنها را خدای خود قرار نمی‌دهیم، در برابر خداوند همواره نهایت فروتنی را داشته باشیم تا جریان فضل خداوند به زندگی‌مان باز بماند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1087 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اصغر و پرسیلا» در این صفحه: 5
  1. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1770 روز

    ما سرخوشانِ مستِ دل از دست داده‌ایم

    همرازِ عشق و همنفسِ جامِ باده‌ایم

    سلام صدسلام ودرود بی کران برشمابانوی محترم وتوحیدی سرکار سعیده خانم شهریاری نازنین

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که دراین جمع الهی ولبریز ازعشق خودت میباشدحضوردارم

    خانم شهریاری تاکنون سه مرتبه این کامنت سراسر توحیدی وپرازراگاهی روخوندم واقعا ازش سیرنمیشم دروصف این کامنت دوستان به تفسیر گفته اند واگه بخوام جملاتی بیان کنم مصداق ضرب المثل معروف “زیره به کرمان بردنه ” فقط میتونم بگم بی نظیر وفوق العاده بود مثل سایر نوشته هاتون ودرادامه پاسخها وکامنتهای دوستان گلم رو که روی کامنت شما آمده بودنیزخوندم وکلی لذت بردم ازدیالوگهای ردبدل شده شما ودوستان نازنین که بعضی ازآنها همراه باجملات واژه های طنز امیزبود وکیف کردم ازاین بستری که استادنازنینمون فراهم کرده تاهم درسها بگیرم وهم لحظات شادی روباهم داشته باشیم من ازسال 98 که خدادوستم داشت وبه این مسیرزیبا پرخیربرکت هدایتم کرد اولین اقدام عملی که انجام دادم حدف رسانه‌ها اززندگی ام بود وچنان به این اصل مهم متعهد وپایبند بودم وهستم که درحال حاضر به غیراز فوتبال که آنهم خلاصه بازی‌هاست رومبینم وبقیه اوقاتم رودرسایت الهی عباسمنش می‌گذرانم

    خدایا شکرت که تورودارم بااین دستان نازنینت که دورهم هستیم

    باآرزوی بهترینها برای اساتید گرانقدرمون استادعباسمنش وخانم شایسته نازنین وشماوهمه دوستان عزیزم درسایت عباسمنش وخودم

    خدانگهدارمون باد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1770 روز

    هر کجا نوری است، ز انوار خداست

    سلام وصدسلام برعزیزان دلم استادعشقم عباسمنش عزیزم خانم شایسته به حق شایسته وهمه دوستانم گلم دراین فضای ملکوتی که استادگرانقدرم بسترش رافراهم کرده تابندگان برگزیده خدارادورهم گرداورد ولحظات بی نظیری روباهم تجربه کنیم

    خدایا چطور وباچه ادبیات وزبانی باید سپاسگزارت باشم که دوستم داشتی ومنو به این مسیرزیبا وپرخیربرکت تغیر هدایت کردی و ازسال 98 اززبان استادعباسمنش خودواقعی توبه من شناساندی خدایا چی بگم از این مسیر سرتاسر بهشتی وروحانی فقط میتونم بگم خدایا بینهایت ازسپاسگزارم که منولایق دونستی تاعضوی ازاین خانواده الهی وتوحیدی باشم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    دوستان عزیزم بارها درکامنتهایم  اشاره کردم که خداچقدردوستم داشت ودستمو گرفت وازسال 98 که واقعا ازشیوه زندگی ام به ستوه آمده بودم  ومثل اکثریت جامعه درجهل ونادانی زندگی میکردم مبتلا به انواع بیماری سردردهای مزمن میگرن، بی خوابی،زندگی توام بااضطراب ونگرانی ، زندگی کردن برای مردم تابرای خودم داشتن ذهنی وسواس گونه همراه بااحساسی مفرط که روزهای آغازین سال 98 تنها فکروذکرم  این بود که خدایا من باید چکارکنم دیگه توانی برام نمونده یه کاری برام بکن نجاتم بده دستمو بگیر و علیرغم اینکه ازقوانین هیچ اگاهی نداشتم وواقعا صفرکیلومتر بودم ودراون سالها فقط تکیه ام روی آدما بود وازطرفی خداروهم باویژیگیهای انسانی می‌شناختم که اونجا نشسته فقط مواظب منه که غفلتی کنم وگناهی مرتکب شوم تا به شدیدترین وجه ممکن منو مجازت کنه چونکه خدارواینجوری به من معرفی کرده بودند ومنم خدارو به همین شکل باورکرده بودم تااینکه اواسط سال 98 فرارسید وخدابه فریادم رسید ودستموگرفت گفت بیا پیش خودم من که توروخلق کردم وخلیفه خودم درزمین قراردادم  تنهات نمیزارم اگرتواراده کنی ویک قدم برداری وحسن نیت خودتو  نشون بدی من هزاران قدم برات برمیدارم و چنین شد که قدم دراین راه پرخیربرکت گذاشتم

    خدایاشکرت که خودواقعی تو اززبان استاد بی بدیل توحیدی عصرحاضراستادعباسمنش عزیز شناساندی وازسال 98 دارم طعم واقعی زندگی رو همراه باارامش ،سلامتی ،خوشبختی ،شادی ،سلامتی ازهمه مهمتر خدایی بودن رودارم میچشم وروز به روزدارم آگاه ترمیشم

    اونجایی که استاددربخشی ازفایل اشاره میکنن که انجاهایکه  که ماازمسیرخارج شدیم وقدرت روبه غیرخدادادیدم و هدایتها وپیامهای خدارادریافت نکردیم وبارها مرتکب این خطاشدیم و اگرخدا میخواست سخت بگیره  ومجازتمون کنه همه مون درهمان دوره نوجوانی بارها بایدمی مردیم ولی من به خودم اشاره می‌کنم که اگردراین مسیرقرارنداشتم واقعا تاحالا قطعا چندبارمرده بودم

    استادعباسمنش عزیزخانم شایسته نازنین دوستان گل گلابم درسایت بسیارازتون تشکرمیکنم وخداروبینهایت شکرمیکنم که باشما عزیزان توحیدی همراه هستم

    دوستان عزیزم من صبح پنچنشنبه که فایل امدروی سایت بلافاصله دوبارتصویری ویکبارصوتی گوش کردم وباتوجه به درکم کامنت گذاشتم وبعدازظهر همان روز باخانواده رفتیم دردل طبیعت ومنطقه کوهستانی شهرمون که خیلی  هم همه چی عالی بود وکلی هم خوش گذشت ازهوای خنک ونم نم بارون گرفته  تاپیاده  روی ودورهم بودن ولی دوستان عزیزم من دراین مدت تقریبا 24 ساعت که اونجابودم یه چیز کم داشتم وباور نمیکردم که اینقدرها به سایت وابسته باشم ودرهمین مدت یکروزه درفرصت مناسب  همین فایل جدیدو که غوغایی درمن بوجوداورده ازطریق گوشی تماشاکردم ولی به علت عدم دسترسی به اینترنت از نعمت سایت بی بهره بودم انگارگمشده ای داشتم تااینکه علیرغم اینکه همراهان من اصرارداشتن که شب دوم هم آنجا بخوابیم ولی ترجیح دادم که فوری برگردم خونه وقتی رسیدم خونه سریع اومدم سایت وشروع به خوندن کامنتهای دوستان کردم من عاشق کامنتهای فایلهای توحیدعملی هستم همینجور باحرص ولع میخوندم وحال میکردم وگاهی هم اشک درچشمانم حلقه میزدوبقض میکردم واحساس فوق العاده عجیبی داشتم وبارها همینطور که میخوندم خدارو شکرمیکردم که دراین مسیرالهی هستم وبه خودم افتخارمیکردم که خدادوستم داشت تادر این جمع صمیمی وتوحیدی باشم وچقدر لذت بردم ازنوشته های باارزش که دوستانم که سرشارازاگاهی وتجربه بودوبازم  ازصبح امروز تاکنون که هر فرصتی بدست آوردم  کامنت خوندم تااینکه خداوند هدایتم کردتا به رسم ادب مجددا تشکرویژه ای داشته باشم ازاساتید عزیزم وسایرعوامل ودوستان نازنینم درسایت توحیدی عباسمنش

    بهترینها روبرایتان آرزودارم

    فعلا خدانگهدار

    ،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1770 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    به نام خداوند رحمتگر وبخشایشگر

    سلام درودبراساتید گرانقدار استادعباسمنش عشق ” عزیزدلها “وسرکارخانم شایسته نازنین وسایرعوامل ودوستان همسفر درسایت توحیدی والهی عباسمنش

    روزروزرگارتان عالییییی باد ودرهرلحظه لحظه زندگیتون نفس گرم خداوند همراهتان باد

    استادعزیزم من عاشق فایلهای باموضوع خداوند هستم وقتی صبح که ازخواب نازبلند شدم وسریع اومدم سایت وبنرفایل رودیدم باعنوان

    “توحیدعملی9″ ازشدت خوشحالی نمیدونستم که اول باید کدوم کارروانجام بدم و طاقت نیاوردم  سریع فایلو دانلود کردم  وباتوجه به اینکه من فایلهای تصویری سایت رو ازطریق lcdمیبینم  ولی ازآنجاکه اول صبح بود وخانواده هنوز خواب بودند ازطریق گوشی باهندس فری فایلو پلی کردم  ابتدا بسیار تحسین کردم استادنازنین رو بابت حسن سلیقه ای که داشتن درانتخاب موضوع  بامضمون شعربی نظیر وتوحیدی  پروین اعتصامی این شاعرتوانای کشورمون  وبعد دیوانه ان استایل استاد شدم با اون تیشرت  فوق العاده خوش رنگ واون فضای روحانی  وبسیازیبای مسیر واون فضای  ارام  داخل ماشین انگارنه انگار که ماشین درحرکت بود وبسیارتحسین کردم خانم شایسته عزیزرو باچه  مهارتی رانندگی میکرند که درطول مدت فیلم به غیراز صدای نم نم باران که درادامه شدت گرفت  وکلی لذت بردم ازبارش باران این رحمت الهی که من عاشقش هستم شاهدهیچ صدای اضافه ولرزشی درفیلم نبودیم

    خدایاشکرت بابت این همه زیبایی شکوه وجلال

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که منو لایق دونستی

    وبه من فرصت دادی تاباتماشای فایل شگفت انگیزدیگری ازاستادنازنینم لحظات زیبایی روتجربه کنم وآگاهی های تازه ای دریافت کنم

    آخه چی بگم ازاین شعرزیبا وشاهکار باآن تفسیر جذاب وفوق العاده استادگرانقدر

    استادعزیزم وقتی درباره موضوع خداوند صحبت میکنین یه بقضی درصداتون هست انگارازخودبیخود میشوید وتوجه کردین  وقتی کسی داره درموردیه موضوع خاص صحبت میکنه ازشدت هیجان صداش میلرزه واین لرزش درصدای شمازمانی که دارین درباره خداصحبت میکنین کاملا محسوسه (البته من اینطورفکرمیکنم)واین نشون دهنده اینه که انگار شمادراون لحظه  باخدایکی هستین واین صحبتاداره ازقلبتون جاری میشه

    مباحث مطرح شده درفایل همراه بود باکلی یاداوری ازاموزه های استاد  وکلی برامون درس تازه ونکات ارزشمند داشت  و من شخصه امروز ازمحتوای این فایل ودیگرفایلهای توحیدعملی شناختم  نسبت به خدا خدایی که استادعباسمنش معرفش میباشد هرروز داره بیشتر بیشتر میشه و درکم نسبت به خداوند که خداوند انرژی است وجهان رو داره به وسیله  یک سری قوانین ثابت وبدون تغیر و به صورت سیستمی اداره میکنه و همچنین عدالت خداوند خیلی بالاتررفته

    امیدوارم خداوند قدرت سپاسگزاری بیشتری رو به من عطا کند تا شایستگی ولیاقت آن راداشته باشم تا یکی ازبندگان سپاسگزار واقعی اش باشم

    واما شعرزیبای” لطف حق”ازسرودهاوشاهکار شاعرتوانای کشور بانو پروین اعتصامی

    در این شعر خداوند با بازگو کردن داستان لطف خود به بشر و یادآوری توانایی های خود به مادر موسی میگوید به خدا اطمینان کرده و کودکش را به رودخانه نیل بسپارد که او حافظ کودک خواهد بود.

    پیش از تولد حضرت موسی، منجمان به فرعون خبر دادند که فرزندی از بنی‌اسراعیل متولد خواهد شد که تهدیدی برای حکومت و شخص فرعون خواهد بود. فرعون برای جلوگیری از تولد او، دستور داد که تمام فرزندان پسر بنی‌اسراعیل را بکشند.

    موسی به دور از چشم ماموران حکومتی فرعون به دنیا آمد. یوکابد، مادر حضرت موسی (ع) نگران‌ بود و به این فکر می‌کرد که چگونه پسرش را از جلادان فرعون محافظت کند. خداوند به مادر حضرت موسی (یوکابد) الهام کرد که:

    «او را شیر بده و هنگامی که ترسیدی که برای او خطری پیش آید، وی را در نیل بینداز»

    یوکابد، موسی را درون یک سبد چوبی قرار داد و او را در رود نیل رها کرد.

    و اینک ادامه‌ی داستان از زبان پروین اعتصامی:

    هنگامی که مادر موسی از فرمان خدا اطاعت کرد و پسرش را به رودخانه‌ی بزرگ نیل انداخت، با حسرت و ناامیدی به فرزند خود که ظاهراً تک و تنها و بی‌یاور بر روی سطح آب شناور بود، نگاه کرد و به او گفت:3

    اگر لطف و مهربانی خداوند همراه تو نباشد هرگز نخواهی توانست با این صندوقچه‌ی بی‌ناخدا، خودت را نجات دهی. اگر خداوند تو را فراموش کند، نابود خواهی شد.

    در این هنگام از سوی خداوند به یوکابد پیغام رسید که

    چرا اینقدر افکار پوچ و باطل را در سرت پرورش می‌دهی؟ به خداوند ایمان داشته باش و بدان که پسرت هم اکنون در دستان خداوند راه می‌سپارد و چون او را به خدا سپردی، هم اکنون پروردگار، همراه و نگهبان او خواهد بود. شک و تردید را کنار بگذار تا با چشم دل ببینی که با این کارت چقدر سود کردی. اگر در وجود تو تنها مهر مادری وجود دارد، آگاه باش که ما از بندگانمان محافظت می‌کنیم و در حق آنها عدالت و انصاف را رعایت خواهیم کرد.

    آیا فراموش کرده‌ای که همه‌ی رودخانه‌ها تنها به دستور و خواست ما طغیان می‌کنند؟ آیا نمی‌دانی که این ما هستیم که امواج خروشان دریاها را تولید می‌کنیم؟

    تو با افکار باطلت، به خداوند کفر می‌ورزی چرا که با این افکار داری می‌گویی که خداوند نمی‌تواند از بنده‌اش محافظت نماید. پس این فکر و خیالات را کنار بگذار و امیدت به خداوند باشد.

    نوزاد بر روی آب سرگردان بود و امواج رودخانه او را به هوا پرتاب کردند. خداوند به نیل دستور داد که آرام شود تا کودک جان سالم به در ببرد. پروردگار به صخره‌ها دستور داد که مراقب سبد چوبی او باشند تا مبادا این سبد شکسته شود و کودک در آب غرق گردد.

    سپس خداوند به باد امر کرد که نوزاد را بغل کند و او را از آب بیرون آورد و در کنار ساحل رها کند. به سنگ‌های کناره‌ی آب دستور داد که در جایی که سبد می‌خواهد فرود بیاید، نرم شوند تا ضربه‌ای به کودک وارد نشود. به برف‌های کنار او دستور داد که گرم شوند تا کودک سرما نخورد و به خورشید صبحگاهی گفت که بروی کودک بتابد و او را گرم کند. به ژاله‌ی صبحگاهی دستور داد که صورت کودک را شستشو دهد. به خار امر کرد که مبادا پوست ظریف کودک را زخمی کند و مار را از نیش زدن نوزاد نهی کرد. گرگ را از دریدن بدن او نهی کرد و از دستبرد دزد ممانعت نمود. خلاصه آنکه خداوند از این نوازاد به طور کامل محافظت نمود تا اینکه بزرگ شد و به درجه پیامبری نائل آمد.

    لطف و احسان خداوند، تنها شامل بندگان خاص و مقربش نیست؛ بلکه خداوند حتی به ستمگران و سرکشان هم مهربانی ورزیده است همانگونه که به نمرود در کودکی محبت کرد هرچند که نمرود سپاس لطف خداوند را به جا نیاورد و در برابر خداوند سرکشی نمود. هنگامی که خداوند به شخصی همچون نمرود لطف می‌کند، طبیعی است که هرگز به کسی همچون موسی ستم نخواهد کرد.

    عاشقتونم ودوستتان دارم خیلیییییی زیاد

    همواره درپناه الله یکتا شادسلامت وسعاتمند دردنیا وآخرت باشید خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  4. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1770 روز

    بانام خدای مهربانیها

    سلام ودرود برشما دوست همفرکانسی جناب خسروی عزیز

    بسیارتابسیارلذت بردم ازدل نوشته تون من ازعصر پنجشنبه تاشب جمعه جایی بودم وبه سایت دسترسی نداشتم و باورم نمیشد که اینقدربه سایت الهی عباسمنش وابسته باشم وشب گذشته به محض اینکه رسیدم خونه رفتم سراغ کامنتهای دوستانم وقتی به کامنت شمارسیدم وفکر میکنم اولین باربود که کامنت شمارومیخوندم وحس حال عجیبی به من دست داد وبسیارتابسیارشمارو تحسین کردم جناب مهندس بعداز برخورد بااون تضاد ایمان وتوکلتون رو به نحواحسن نشون دادین وهمه چیزو به خداسپردین واقدام به مهاجرت کردین ولذت بردم ازاین قلم شیوایتان که رابطه تون روباخدای وهاب ودریافت پیام‌ها والهامتش رو به این شکل زیبا بیان کردین وچقدرخوب وروان این کاررو انجام دادین به طوریکه صبح امروز که ازخواب بلند شدم مجددا کامنتتون روباعشق خوندم وکلی به احساس خوب رسیدم ودرس گرفتم ودرانتهابسیارخوشحال شدم وذوق کردم که به خواسته هاتون رسیدین وزندگی موفقی دارین خدایابی نهایت ازت سپاسگزارم که دراین جمع توحیدی وصمیمی هستم خدایا سپاس سپاس سپاس

    همواره درپناه الله یکتا شاد سلامت وپیروز باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1770 روز

    ما سرخوشانِ مستِ دل از دست داده‌ایم

    همرازِ عشق و همنفسِ جامِ باده‌ایم

    سلام صدسلام ودرود بی کران برشمابانوی محترم وتوحیدی سرکار سعیده خانم شهریاری نازنین

    خدایا بی نهایت ازت سپاسگزارم که دراین جمع الهی ولبریز ازعشق خودت میباشدحضوردارم

    خانم شهریاری تاکنون سه مرتبه این کامنت سراسر توحیدی وپرازراگاهی روخوندم واقعا ازش سیرنمیشم دروصف این کامنت دوستان به تفسیر گفته اند واگه بخوام جملاتی بیان کنم مصداق ضرب المثل معروف “زیره به کرمان بردنه ” فقط میتونم بگم بی نظیر وفوق العاده بود مثل سایر نوشته هاتون ودرادامه پاسخها وکامنتهای دوستان گلم رو که روی کامنت شما آمده بودنیزخوندم وکلی لذت بردم ازدیالوگهای ردبدل شده شما ودوستان نازنین که بعضی ازآنها همراه باجملات واژه های طنز امیزبود وکیف کردم ازاین بستری که استادنازنینمون فراهم کرده تاهم درسها بگیرم وهم لحظات شادی روباهم داشته باشیم من ازسال 98 که خدادوستم داشت وبه این مسیرزیبا پرخیربرکت هدایتم کرد اولین اقدام عملی که انجام دادم حدف رسانه‌ها اززندگی ام بود وچنان به این اصل مهم متعهد وپایبند بودم وهستم که درحال حاضر به غیراز فوتبال که آنهم خلاصه بازی‌هاست رومبینم وبقیه اوقاتم رودرسایت الهی عباسمنش می‌گذرانم

    خدایا شکرت که تورودارم بااین دستان نازنینت که دورهم هستیم

    باآرزوی بهترینها برای اساتید گرانقدرمون استادعباسمنش وخانم شایسته نازنین وشماوهمه دوستان عزیزم درسایت عباسمنش وخودم

    خدانگهدارمون باد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: