اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد گرانقدر و خانم شایسته دوست داشتنی و دوستان تلاشگرم
از استاد عزیزم سپاس گذارم این شعر بی نظیر رو خوندن و توضیحات پشت این شعر بسی لذت بردم
وقتی داشتم فایل میشنیدم به لین فکر میکردم که خدا چطور مادر موسی قبول کرد بچشو بندازه تو آب؟!قبلا این داستان شنیدع بودم ولی صرفا به این فکر کردم که داستانه دیگه لابد یکی بش خبر داده در ادامه فایل استاد گفتن که خدا هدایت میکنه الان میفهمم که هرچقدر قلبتو آزاد کنی رها باشی راحت تر میتونی هدایت ها رو متوجه بشی من چند وقته حس میکنم هدایت ها رو نمیفهمم نشانه میبینم ولی درکشون نمیکنم یعنی نمیدونم تو چه حالیم که نشانه خیلی واضحه ولی بازم میگه این راه برم یا اون راه بعدشم اصن حرکت نمیکنم بااینکه آدم واقعا پر انرژی هستم همیشه پر انرژی بودم ولی تو حرکت زدن برای خودم برای زندگیم کندم وقتی بش فک میکنم میبینم بحث نداشتن ایمانه تو هدایت رو واضح میبینی دریافت میکنی ولی بقول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته ، الان میدونم ایمانم ضعیفه من جاهای با وجود ترسهام ولی به ندای قلبم به هدایت الله گوش دادم انقدر اتفاقات بینظیر رقم خورد که انگشت به دهن موندم ولی ما آدما فراموشکاریم نمیبینیم که عزیزم نگاه کن یکم برگرد عقب ببین کجا خدا سفت بغلت کرد محکم دستت گرفت مگه کم بودن هر جا با ترس رفتی با دلی پر از شادی و آرامش برگشتی چرا اون زمانا رو نمیبینی ؟!
خیلی دوست دارم یک روزی برسه من انقدر رو خودم کار کرده باشم انقدر عالی باشم که بیام همش از نتایج بینظیر حرف بزنم از کارهای که برای پیشرفت زندگیم انجام دادم از گوش دادن به ندای قلبم و هدایت ها و عمل کردنم حرف بزنم این کامنت رو از امروز بعنوان رد پایی از خودم میزارم تا بتونم عالی تر عمل کنم .
سلام و درود خدا بر شما؛ چه زیبا توصیف کردید و چه به جا شعرهایی رو در متنتون گنجانید؛ اینجاییم چون دعوت شده ایم با هدایتی از طرف خدا برای بازیابی انسانیت شریف و توانایی که در میان هیاهوی این دنیا گم کرده ایم ، درود بر استاد بزرگوار
با سلام بر خداوند بیکران دوست وبا سلام خدمت استاد بزرگوار وخانم مریم شایسته عزیز واقعاً پیامبر زمان ما استاد عباسمنش وخانم مریم فرشته هم فرشته هم معاون پیامبر ما ممنون از زحمات بی وقفه ی شما بزرگواران وسلام خدمت روشا ی عزیز که العان هم دارم با جواب دادن به کامنت شون با گریه وباهق هق اشک ریختن مینویسم این نوشته رو من که از سال 68و69 وارد زندگی خودم شده بودم از اون زمان تا حالا من یک روز توی دنیا ندیده بودم از دست شوهرم زمین و زمان میدونستم که من اشرف اصلا یه روز خوش ندیدم از دست شوهرم ومن هی دنبال راه کار بودم فقط خیلی سخت بود برام طلاق و سه فرزند واز دست شوهرم اعضای بدنم شکسته به خدا اونقدر بدبین مریض طول میکشه اگر بیام اکتکها داغون شدنهام بگم ولی با خدایان به این سایت دیگه آرام آرام شدمویواش یواش اون شوهر فرعون هم داره نرم تر میشه ومن مینوسم ومینویسم وفایل هارو میبینم نتایج هارو میبینم اشک میریزم شکرمیکنم وصبح ها هم شکر گزارم مفصل 3.4بعضی وقتها 5,6
سه یاچهارص بعضی وقتها به هفت صفحه هم میرسد روشا جانم نمی دونمشما خانم هستین یا نه ولی عین خواهر ویا برادر هستین سلامت باشین که باعث شدین من کمی در این حرف بزنم ودع برای جان روح جسم استاد عزیز وخانم مریم شایسته بکنم دوره کشف قوانین داره مرا معا لجه میکنه ومن دارم شوهرم رو معالجه میکنم جون خالق بودم و هستم ولی نمی فهمیدم واستاد به من آموختند واین راه تا قیامت من ادامه دارد ومن دعاگوی استاد عزیز تر جانم هستنوسپاس گزار الله یکتا به استادم هستمو روشا سلامت وسعادتمن وثروتمند وهقشنگی ها تقدیشما انشاالله میبخشید واز همه ی دوستان متشکرم وخداحافظ
روح شاعرگرانقدرپروین شادچقداین اشعارزیبا ودلنشینن وهمچنین تبیین وتوضیح زیبای استادعباس منش واقعا عالی بودمخصوصا برای ماکه هرلحظه ممکنه یادمون بره که همه کاره خداست وهمه چی به دستان قدرتمندومهربان اوست وهموست که درهرلحظه ماروهدایت می کنه البته اگرمادرفرکانس هدایتش باشیم.
حمدوسپاس خدای عزیزمهربان را که این اگاهی های ناب نصیب گردید خدایا شکرت
سلام ودرود به خداوند ،هر وقت این فایل برای من باز میشه من قبلش یه نگرانی در مورد فرزندم داشتم وفکر میکردم این من بودم که تا الان از او مراقبت کردم آنقدر وابسته او شده بودم که دیگر فکر میکردم خدای اوشدم
همین چند ثانیه قبل از باز کردن این فایل پسرم وهمسرم میخواستن به فروشگاه برن واز خیابان شلوغ رد بشن من میخواستم بگم نرو ولی یکی بهم گفت سکوت کن
وقتی رفتن خیابان به طرز عجیبی خلوت شدوهردو رد شدن گفتم وای خدای من چه کردی هر لحظه داری خودتو به من نشون میدی ولی من نمیدیم
چند روزی هست که صدای هدایت رو میشنوم چقدر خداوند مارو راحت هدایت میکنه اگر دل به بدهیم وبه او اجازه هدایت بدیم
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته نازنین و دوستان خوبم در سایت توحیدی عباسمنش
امروز وقتی دیدم فایل جدید توحید عملی 9 هست حس عجیبی داشتم منتظر بودم هرچه سریعتر فایل دانلود بشه تا حرفهای استاد رو بشنوم و مثل همیشه توحید و تفکر. تفکر در مورد ذات خداوند، در مورد قوآنین خداوند، در مورد مشیت خداوند و در مورد فرمآنروایی خداوند.
استاد جانم مدتی است با گوش دادن به فایلهای مختلف در مورد قوانین خداوند و نگاه سیستمی به خداوند ذهنم درگیر یک نوع شآید بشه ناهماهنگی در مورد موضوعی شده و خوشحال میشم اگر امکان داشته باشه در موردش صحبت کنید و خوشحالترم که مثل زمآنی که سوالی در مورد خداوند داشتم و جرأت نداشتم حتی مطرحش کنم که متهم به کفر و بی ایمانی نشم نیست و اینجا به راحتی و بدون قضاوت میتونم سؤالم رو بپرسم.
یادمه شما گفته بودین بر اساس ایه قران خداوند حتی ازمایش میکنه تا دروغگویان و راستگویان رو بشناسد و توضیح دادین تا زمانیکه که هرکسی راهش رو مشخص نکنه خداوند نمیدونه که شخص میخاد چه مسیری رو انتخاب کنه و خداوند هم هیچ دخالتی نمیکنه.
چیزی که ذهنم رو درگیر کرده اینه که وقتی به ما الهام میشه تا کاری رو انجام بدیم مثل همین انداختن نوزآد به آب توسط مادر موسی، یعنی قبل از اینکه به مادر موسی وحی بشه جریان اتفاقات مشخص شده و قدمها مشخصه و با وحی اولین قدم و اقدام کردن در مورد اون قدمهای بعدی روشن میشه یا اینکه مراحل مشخص نیست و تنها قدم اول وحی میشه و در صورت اقدام قدمهای بعدی رو خداوند با توجه به اوضاع و شرایط مشخص و مدیریت و سپس روشن میکنه و وحی میکنه؟ و اگر معجزه ای وجود نداره این جریانات با توجه به چه قانون و اصولی انجام میشه؟
و دیگه اینکه وقتی خداوند یک سیستمه و احساسی نداره ، عیب پوشی کردن و نادیده گرفتن اشتباهات با توجه به اینکه جهان صرفا به فرکانسها پاسخ میده چطور اتفاق میفته؟
اینا رو واسه خودم مینویسم که یادم بمونه چه درگیریهای ذهنی داشتم .نمیدونم شاید وارد حواشی شدم. ذهنم بدجوری داره اذیتم میکنه. نمیدونم این شرک و بی ایمانیه یا وارد چگونگی جریانات و اتفاقات شدم. ی مدته انگار مسیر رو گم کردم .گیجم ،سردرگمم ،نمیدونم باید چیکار کنم باید چه چیزی رو درست کنم. امیددارم خدا کمکم کنه
سلام دوست خوبم در مورد سوالی که مطرح کردی اگر درست متوجه شدم منظورتون رو منظور شما این هست که اگر فرکانس های ما هستند که همه ی کارها رو انجام میدهند پس چطور اینجا خداوند اومده و خلاف قوانین عمل کرده وخودش شخصا از موسی مواظبت کرده
اما خداوند همون انرژی هست که همه ی کارها رو اون انجام میده از گردش سیاره ها به دور خورشید بدون کوچکترین نقصی تا هذم غذا در معده ما و رسوندن رزق به لارو مورچه در زیز زمین و و و و
اون ایمان اون تعهد و اون توکل و اون احساس ارامشی که مادر موسی واطمینانی که داشت باعث شده که فرزندش با اون ماجرای عجیب و غریب دوباره به اغوش مادرش برگرده
و به جای فراری بودن از دست ماموران فرعون در کاخ فرعون بزرگ بشه درناز و نعمت ..این جواب خداوند به اون حد از ایمان و توکل هست …
من خودم رو مثال که اگر به جای مادر موسی بودم هرگز اون کار رو نمیتونستم انجام بدهم چون برای من منطقی نیست که فرزندم رو به رودی بندازم که معلوم نیست سرنوشتش چه میشود
ایمان هم نیاز داره به تکامل که هرچه قدر ما بیشتر عمل کنیم به الهامات لولمون میره بالاتر یک پله رشد میکنیم
برای مثال اگر استاد تونسته که از بندر عباس با دست خالی مهاجرت کنه به تهران مطمئنا استاد یک ایمان قلبی داشته یک نیرویی پشت اون مهاجرتش بوده ..
امیدوارم تونسته باشم به درک بهتر این موضوع کمکی کرده باشم
سلام دوست عزیز ممنونم از اینکه وقت گذاشتین و پاسخ دادین. منظور من اینه ما میگیم تقدیر کسی از قبل مشخص نشده حالا طبق این داستان من میخوام تقدیر موسی از قبل مشخص شده بود یا بعد از اقدام مادرش اتفاقات بعدی رقم خورد. یعنی چون همون قدم اول برداشته شد قدمهای بعدی به تبع اون مشخص شدن یا قدمها از قبل مشخص بوده ؤلی برای مادر موسی بعدا واضح شد
بنام خدایی زیبایی ها
سلام خدمت استاد گرانقدر و خانم شایسته دوست داشتنی و دوستان تلاشگرم
از استاد عزیزم سپاس گذارم این شعر بی نظیر رو خوندن و توضیحات پشت این شعر بسی لذت بردم
وقتی داشتم فایل میشنیدم به لین فکر میکردم که خدا چطور مادر موسی قبول کرد بچشو بندازه تو آب؟!قبلا این داستان شنیدع بودم ولی صرفا به این فکر کردم که داستانه دیگه لابد یکی بش خبر داده در ادامه فایل استاد گفتن که خدا هدایت میکنه الان میفهمم که هرچقدر قلبتو آزاد کنی رها باشی راحت تر میتونی هدایت ها رو متوجه بشی من چند وقته حس میکنم هدایت ها رو نمیفهمم نشانه میبینم ولی درکشون نمیکنم یعنی نمیدونم تو چه حالیم که نشانه خیلی واضحه ولی بازم میگه این راه برم یا اون راه بعدشم اصن حرکت نمیکنم بااینکه آدم واقعا پر انرژی هستم همیشه پر انرژی بودم ولی تو حرکت زدن برای خودم برای زندگیم کندم وقتی بش فک میکنم میبینم بحث نداشتن ایمانه تو هدایت رو واضح میبینی دریافت میکنی ولی بقول استاد ایمانی که عمل نیاورد حرف مفته ، الان میدونم ایمانم ضعیفه من جاهای با وجود ترسهام ولی به ندای قلبم به هدایت الله گوش دادم انقدر اتفاقات بینظیر رقم خورد که انگشت به دهن موندم ولی ما آدما فراموشکاریم نمیبینیم که عزیزم نگاه کن یکم برگرد عقب ببین کجا خدا سفت بغلت کرد محکم دستت گرفت مگه کم بودن هر جا با ترس رفتی با دلی پر از شادی و آرامش برگشتی چرا اون زمانا رو نمیبینی ؟!
خیلی دوست دارم یک روزی برسه من انقدر رو خودم کار کرده باشم انقدر عالی باشم که بیام همش از نتایج بینظیر حرف بزنم از کارهای که برای پیشرفت زندگیم انجام دادم از گوش دادن به ندای قلبم و هدایت ها و عمل کردنم حرف بزنم این کامنت رو از امروز بعنوان رد پایی از خودم میزارم تا بتونم عالی تر عمل کنم .
درپناه الله شاد باشید
سلام و درود خدا بر شما؛ چه زیبا توصیف کردید و چه به جا شعرهایی رو در متنتون گنجانید؛ اینجاییم چون دعوت شده ایم با هدایتی از طرف خدا برای بازیابی انسانیت شریف و توانایی که در میان هیاهوی این دنیا گم کرده ایم ، درود بر استاد بزرگوار
با سلام بر خداوند بیکران دوست وبا سلام خدمت استاد بزرگوار وخانم مریم شایسته عزیز واقعاً پیامبر زمان ما استاد عباسمنش وخانم مریم فرشته هم فرشته هم معاون پیامبر ما ممنون از زحمات بی وقفه ی شما بزرگواران وسلام خدمت روشا ی عزیز که العان هم دارم با جواب دادن به کامنت شون با گریه وباهق هق اشک ریختن مینویسم این نوشته رو من که از سال 68و69 وارد زندگی خودم شده بودم از اون زمان تا حالا من یک روز توی دنیا ندیده بودم از دست شوهرم زمین و زمان میدونستم که من اشرف اصلا یه روز خوش ندیدم از دست شوهرم ومن هی دنبال راه کار بودم فقط خیلی سخت بود برام طلاق و سه فرزند واز دست شوهرم اعضای بدنم شکسته به خدا اونقدر بدبین مریض طول میکشه اگر بیام اکتکها داغون شدنهام بگم ولی با خدایان به این سایت دیگه آرام آرام شدمویواش یواش اون شوهر فرعون هم داره نرم تر میشه ومن مینوسم ومینویسم وفایل هارو میبینم نتایج هارو میبینم اشک میریزم شکرمیکنم وصبح ها هم شکر گزارم مفصل 3.4بعضی وقتها 5,6
سه یاچهارص بعضی وقتها به هفت صفحه هم میرسد روشا جانم نمی دونمشما خانم هستین یا نه ولی عین خواهر ویا برادر هستین سلامت باشین که باعث شدین من کمی در این حرف بزنم ودع برای جان روح جسم استاد عزیز وخانم مریم شایسته بکنم دوره کشف قوانین داره مرا معا لجه میکنه ومن دارم شوهرم رو معالجه میکنم جون خالق بودم و هستم ولی نمی فهمیدم واستاد به من آموختند واین راه تا قیامت من ادامه دارد ومن دعاگوی استاد عزیز تر جانم هستنوسپاس گزار الله یکتا به استادم هستمو روشا سلامت وسعادتمن وثروتمند وهقشنگی ها تقدیشما انشاالله میبخشید واز همه ی دوستان متشکرم وخداحافظ
ه
سلام وارادت استادعزیز
بارالهی دیده هامان پاک غول دیوکبرمارا خاک کن
چشم دل بگشا ببینیم راه را
راه حق پوییم نیفتیم چاه را
روح شاعرگرانقدرپروین شادچقداین اشعارزیبا ودلنشینن وهمچنین تبیین وتوضیح زیبای استادعباس منش واقعا عالی بودمخصوصا برای ماکه هرلحظه ممکنه یادمون بره که همه کاره خداست وهمه چی به دستان قدرتمندومهربان اوست وهموست که درهرلحظه ماروهدایت می کنه البته اگرمادرفرکانس هدایتش باشیم.
حمدوسپاس خدای عزیزمهربان را که این اگاهی های ناب نصیب گردید خدایا شکرت
بنام آنکه هرچی دارم از آن اوست
سلام استاد عزیزم خانم شایسته و همفرکانسی های نازم .
خدایاا تو آنقدر بزرگی که من نمیتوانم از بزرگی تو چشم پوشی کنم !
خدایا تو آنقدر حفیظ که مرا هیچکس حفظ کرده نمیتواند !
خدایا تو آنقدر صابر هستی که من حیرانم به صبرتو !
خدایا تو آنقدر هدایتگرامم هستی که هیچ جایی چنین هدایت کننده پیدا نتوانستم !
خدایا تو آنقدر مهربان استی که من هیچ جایی مهر ورزیدن ندیدم مثل تو !
خدایا تو آنقدر آغوش پر امید داری که من هرگاه رفتم در آغوش کسی دیگر (ناخودآگاه) مرا دوباره در آغوش پر مهر خودت گرفتی !
خدایا توآنقدر مهربان استی که گاهی دلم میل تنهایی با تو را دارد !
خدایا شکرگذار هستممم بابت همه چی !
خدایا شکرت بخاطر خانه که هستیمم !
خدایا شکرت بخاطر سال بعدی که رمضان را توانستم سپری کنم !
خدایا شکرت بخاطر روابط بهتر که دارمم با همه ….. !
خدایا شکرت بخاطر همه دارایی که دارم !
خدایا شکرت همه عزیزانم !
خدایا شکرت بخاطر آرامش بیشترررر در قلبم !
خدایا مرا هدایت بکن که بهترین تو باشم !
خدایا مرا هدایت بکن که مسیر خود را ادامه بدهم !
خدایا مرا هدایت بکن که کینه را از قلبم دور کنم !
خدایا مرا هدایت بکن که بنده خوب تو باشم !
خدایا جز تو امیدی ندارمم ناامیدم نکن !
خدایا در بهترین و بدترین لحظات خودت را شاهد خود قرار میدهم .
سلام ودرود به خداوند ،هر وقت این فایل برای من باز میشه من قبلش یه نگرانی در مورد فرزندم داشتم وفکر میکردم این من بودم که تا الان از او مراقبت کردم آنقدر وابسته او شده بودم که دیگر فکر میکردم خدای اوشدم
همین چند ثانیه قبل از باز کردن این فایل پسرم وهمسرم میخواستن به فروشگاه برن واز خیابان شلوغ رد بشن من میخواستم بگم نرو ولی یکی بهم گفت سکوت کن
وقتی رفتن خیابان به طرز عجیبی خلوت شدوهردو رد شدن گفتم وای خدای من چه کردی هر لحظه داری خودتو به من نشون میدی ولی من نمیدیم
چند روزی هست که صدای هدایت رو میشنوم چقدر خداوند مارو راحت هدایت میکنه اگر دل به بدهیم وبه او اجازه هدایت بدیم
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصهای از آنچه در این فایل آموختم:
• نترس و غمگین مباش از جملات مهمی است که باید رعایت شود.
• ایمان و قدرت نقطه مقابل ترس و غم است.
• وقتی خداوند ما را به مسیر هدایت میکند، افکار شیطانی و نجواهای منفی هم هستند.
• شیطان وعده فقر و فحشا میدهد.
• چیزی که خدا وعده داده است، همین الان هم اتفاق افتاده است. شاید به ظاهر مشخص نباشد اما از دیدگاه خدا کار انجام شده و نتیجه مشخص شده است.
• شک و تردید از بزرگترین دشمنان توکل و ایمان است.
• وقتی تردید داریم که نکنه نرسیم، اگر نشه چی میشه؟! اینها نجوای شیطان است.
• خداوند عادل است. عدل خدا بینقص است. یعنی هرچیزی که در زندگی دریافت میکنیم بخاطر آن چیزی است که از پیش فرستادیم.
• کار حق بر اساس قانون است و شانسی اتفاقی نمیافتد.
• همهچیز بر اساس برنامه است و تحت کنترل ماست.
• تمام آنچه در جهان رخ میدهد تحت کنترل ماست، وقتی به تو وحی میکنیم که فلان کار را انجام بده، بقیهش رو هم کنترل میکنیم.
• قرآن وقتی بحث درباره توکل است از «من» استفاده میکند و زمانی که درباره سیستم صحبت میکند از «ما» استفاده میکند.
• بهتره است که کارت رو انجام بدی و نتیجه رو بسپاری به ما.
• خداوند همان چیزی میشود که ما به آن نیاز داریم.
• خداوند هدایت ما را بر خود واجب کرده است.
• ما بر خلاف تمام اجزای هستی که بر اساس غریزه رفتار میکنند قدرت انتخاب داریم و میتوانیم درخواست خدا را رد کنیم یا بپذیریم.
• خدا همواره درحال عیبپوشی است، دیگه چییییی بشه که عذاب اعمال خودمون دامنمون رو بگیره.
• آن کشتی که خداوند سکاندارش باشد هرگز غرق نمیشود.
• سپاسگزارترین افراد تاریخ هم نمیتوانند ذرهای از لطف و نعمتهای خدا را سپاس گویند.
• به میزانی که سپاسگزار واقعی باشیم، همهچیز درست میشود.
• غرور و خودپسندی و منم منم کردن، انسان را به تباهی میکشاند.
• تسلیم بودن، کلید بازشدن درهاست.
• به اندازهای که در مقابل خداوند فروتن هستیم و نعمتهای خدا را میبینیم و درک میکنیم، به همان اندازه در مقابل غیرخدا سرمون بالاست.
پینوشت:
چقدر این شعر قشنگ بود خدای من :)))
واقعا لذت بردم، متن شعر رو از توی اینترنت کپی کردم و برای خودم نگهداشتم تا هروقت دیدمش بخونم و کیف کنم.
خدایا صد هزار مرتبه شکر بابت این آگاهی خوشگل.
به نام خدایی که جان آفرید
زمین و زمان و مکان آفرید
خداوند روزی ده عیب پوش
خدایی که داراست ،علم غیوب
توانای مطلق بپوشد غیوب
خدایی که در خلقت این جهان
نبودست محتاج، بر این و آن
خدایی که بخشید هستی به ما
خدای رحمان ،خدای رحیم
که هم قهر و هم عفو او شد عظیم
امید همه بندگان ،عفو اوست
نشاید که نومید گشتن ز دوست
و من هم امیدم ، به بخشایش است
که از لطف یزدان در آسایش است
اگر کسی این نیرو را که تمام هستی رو خلق
کرده و در سطح ریزترین عناصر هستی، با این
دقت و براحتی داره هدایت میکنه،بشناسه و
از این شناخت در جهت خلق تمام خواسته
هاش استفاده کنه ،براستی که چه اتفاقات
بزرگی میتونه رقم بزنه برای اون فرد .
واقعا خیلی سخته که با باورهای مخربی که در
ذهنمون شکل گرفته، با دانسته های قبلی که
داریم ،بتونیم این شناخت را در خودمون
نهادینه کنیم .اما هر چقدر که در این مسیر قدم
برداریم ،و بتونیم مسیر رو طی کنیم ،همون قدر
این مسیر ما رو به کمال و پیشرفت و خلق
خواسته ها هدایت میکنه.
زندگی با خلق همه خواسته هایی که داریم
چقدر لذت بخش است .
در ذهن ما یعنی اونطور که ما تصور کردیم ،
خدا موجودیتی داره که فکر میکنیم فقط در
مکان های خاصی هست ، در زمان های
خاصی به بندگان خودش بیشتر توجه میکنه ،
و این درک نادرست ، ما رو غرق در باورهای
نادرستی میکنه که همیشه ما رو محدود میکنه.
و تعجب میکنیم از اینکه چرا زندگیمون
اونجور که خواسته ماست پیش نمیره و
همش داریم به سختی زندگی میکنیم و زندگی
برامون خوشایند نیست.
خداوند انسان را موجودی با قدرت انتخاب
آفریده و او را اشرف مخلوقات معرفی کرده
است .خدای بزرگی که تمام نعمت های خود را
در این عالم به آدمی ارزانی میکند و او را در
انتخاب راه و مسیر زندگیش مختار
میداند.معبودی ،بس حکیم ،توانا و مهربان که
هر انسانی باید وظیفه بندگی خود را در قبال
خداوند باری تعالی به طور شایسته انجام دهد
و از فرمان الهی که بدون شک بهترین و
مناسب ترین دستورهاست اطاعت امر کند و در
مقابل بزرگی ، عظمت و مهربانی خداوند یکتا
سر تعظیم فرود آورد، همچنین معیشت الهی را
در زندگی کوتاه دنیوی خود بپذیرد تا در سرای
باقی در پیشگاه خالق خویش سربلند و پیروز
باشد.
خدایا به قلب کوچکم وسعت ده تا
بتوانم بزرگیت را درک کنم
و در دریای بزرگی و پاکی و
مهربانی تو غرق شوم
و به بالهایم توانی ده تا
بتوانم به سوی تو پرواز کنم
تو که آشنا ترین آشنایی
سپاسگزارم استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان
بابت این فایل
سپاسگزارم از همه اعضای سایت بابت کامنت
های زیبا و توحیدی که نوشتین و من بی
نهایت لذت بردم خدا را شکر گزارم بابت وجود
ارزشمند شما عزیزان بهترین ها رو براتون آرزو
میکنم. در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید.
به نام خدای یکتا
سلام استاد عزیزم و خانوم شایسته نازنین و دوستان خوبم در سایت توحیدی عباسمنش
امروز وقتی دیدم فایل جدید توحید عملی 9 هست حس عجیبی داشتم منتظر بودم هرچه سریعتر فایل دانلود بشه تا حرفهای استاد رو بشنوم و مثل همیشه توحید و تفکر. تفکر در مورد ذات خداوند، در مورد قوآنین خداوند، در مورد مشیت خداوند و در مورد فرمآنروایی خداوند.
استاد جانم مدتی است با گوش دادن به فایلهای مختلف در مورد قوانین خداوند و نگاه سیستمی به خداوند ذهنم درگیر یک نوع شآید بشه ناهماهنگی در مورد موضوعی شده و خوشحال میشم اگر امکان داشته باشه در موردش صحبت کنید و خوشحالترم که مثل زمآنی که سوالی در مورد خداوند داشتم و جرأت نداشتم حتی مطرحش کنم که متهم به کفر و بی ایمانی نشم نیست و اینجا به راحتی و بدون قضاوت میتونم سؤالم رو بپرسم.
یادمه شما گفته بودین بر اساس ایه قران خداوند حتی ازمایش میکنه تا دروغگویان و راستگویان رو بشناسد و توضیح دادین تا زمانیکه که هرکسی راهش رو مشخص نکنه خداوند نمیدونه که شخص میخاد چه مسیری رو انتخاب کنه و خداوند هم هیچ دخالتی نمیکنه.
چیزی که ذهنم رو درگیر کرده اینه که وقتی به ما الهام میشه تا کاری رو انجام بدیم مثل همین انداختن نوزآد به آب توسط مادر موسی، یعنی قبل از اینکه به مادر موسی وحی بشه جریان اتفاقات مشخص شده و قدمها مشخصه و با وحی اولین قدم و اقدام کردن در مورد اون قدمهای بعدی روشن میشه یا اینکه مراحل مشخص نیست و تنها قدم اول وحی میشه و در صورت اقدام قدمهای بعدی رو خداوند با توجه به اوضاع و شرایط مشخص و مدیریت و سپس روشن میکنه و وحی میکنه؟ و اگر معجزه ای وجود نداره این جریانات با توجه به چه قانون و اصولی انجام میشه؟
و دیگه اینکه وقتی خداوند یک سیستمه و احساسی نداره ، عیب پوشی کردن و نادیده گرفتن اشتباهات با توجه به اینکه جهان صرفا به فرکانسها پاسخ میده چطور اتفاق میفته؟
ممنون میشم اگر سوالاتم رو پاسخ بدین.
بی نهایت ازتون سپاسگذارم
اینا رو واسه خودم مینویسم که یادم بمونه چه درگیریهای ذهنی داشتم .نمیدونم شاید وارد حواشی شدم. ذهنم بدجوری داره اذیتم میکنه. نمیدونم این شرک و بی ایمانیه یا وارد چگونگی جریانات و اتفاقات شدم. ی مدته انگار مسیر رو گم کردم .گیجم ،سردرگمم ،نمیدونم باید چیکار کنم باید چه چیزی رو درست کنم. امیددارم خدا کمکم کنه
به نام خدا
سلام دوست خوبم در مورد سوالی که مطرح کردی اگر درست متوجه شدم منظورتون رو منظور شما این هست که اگر فرکانس های ما هستند که همه ی کارها رو انجام میدهند پس چطور اینجا خداوند اومده و خلاف قوانین عمل کرده وخودش شخصا از موسی مواظبت کرده
اما خداوند همون انرژی هست که همه ی کارها رو اون انجام میده از گردش سیاره ها به دور خورشید بدون کوچکترین نقصی تا هذم غذا در معده ما و رسوندن رزق به لارو مورچه در زیز زمین و و و و
اون ایمان اون تعهد و اون توکل و اون احساس ارامشی که مادر موسی واطمینانی که داشت باعث شده که فرزندش با اون ماجرای عجیب و غریب دوباره به اغوش مادرش برگرده
و به جای فراری بودن از دست ماموران فرعون در کاخ فرعون بزرگ بشه درناز و نعمت ..این جواب خداوند به اون حد از ایمان و توکل هست …
من خودم رو مثال که اگر به جای مادر موسی بودم هرگز اون کار رو نمیتونستم انجام بدهم چون برای من منطقی نیست که فرزندم رو به رودی بندازم که معلوم نیست سرنوشتش چه میشود
ایمان هم نیاز داره به تکامل که هرچه قدر ما بیشتر عمل کنیم به الهامات لولمون میره بالاتر یک پله رشد میکنیم
برای مثال اگر استاد تونسته که از بندر عباس با دست خالی مهاجرت کنه به تهران مطمئنا استاد یک ایمان قلبی داشته یک نیرویی پشت اون مهاجرتش بوده ..
امیدوارم تونسته باشم به درک بهتر این موضوع کمکی کرده باشم
توحیدی باشید
یاحق
سلام دوست عزیز ممنونم از اینکه وقت گذاشتین و پاسخ دادین. منظور من اینه ما میگیم تقدیر کسی از قبل مشخص نشده حالا طبق این داستان من میخوام تقدیر موسی از قبل مشخص شده بود یا بعد از اقدام مادرش اتفاقات بعدی رقم خورد. یعنی چون همون قدم اول برداشته شد قدمهای بعدی به تبع اون مشخص شدن یا قدمها از قبل مشخص بوده ؤلی برای مادر موسی بعدا واضح شد
سلام استاد عباس منش عزیز
چقدر زیباااااااس اونجا
چه جاده تمیز و زیبایی
چه طراوت دوست داشتنی
ماشینا همه سالم و شیک هستن
همه چی با نظم و برنامه چیده شده
ماشین شماهم عالیه با خیال راحت دارین رانندگی میکنین تو جاده صاف و بزرگ تو این بارون
نگران لیز خوردن ماشین و خراب شدنش و تصادف نیستین
همین خودش یه نعمت بزرگه استاد
خدایا شکرت بخاطر زیبایی و آرامشی که تو جهان جاری و شکرت بخاطر اینکه من این زیبایی هارو دیدم و لمسشون کردم و خواستمشون
خوب بریم سر اصل مطلب اینقدر آخر فایل قشنگ بود من از آخرش شروع کردم
به قول معروف شنیدن کی بود مانند دیدن
واقعا خدا خیلی بزرگه و تو این فایل قشنگ ترین باورا درباره خدا زده شد
خدا بی نهایت مهربونه و عادل و صادق و بزرگه
ممنونم بابت حرفاتون که از دل میاد و بر دل میشینه
ممنونم بابت دعاهای خیرتون
ممنون که اینقدر خوبی استاد خدا حفظت کنه