توحید عملی | قسمت 9 - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1087 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام اقایی گفته:
    مدت عضویت: 435 روز

    به نام خدایی که هرچه دارم از اوست

    سلام‌ به خدایی که هرچه دارم ازاوست سلام به خدایی که صبح قشنگ جمعه منا آورد به این فایل زبیا

    سلام به استاد عزیزم واستاد خانم شایسته که وقتی میبینمش احساس آرامش میگیرم

    خدایا شکرت

    چقدر صبح جمعه خوبی ؛ازاین فایل توحیدی شروع شد؛کامنت دوست عزیزم که رفته بود کوه وچه اتقات قشنگی براش افتاده بود؛کامنت عزیزم روشا جان؛خدایاشکرت

    دیروز باخودم عهد کردم که چله توحیدی بردارم وبه لطف خداوند دیروز همین فایل امد برام وامروز هم همین امد گفتم برم بعدی بعد انگار یکی بهم گفت نه همینا گوش بده؛وگوش دادم ونت برداری کردم؛انگار نصف این حرفها را دیروز اصلا نشنیده بودم بااین که من این فایل را چندین بار گوش داده بودم ؛خیلی عالی بود ؛ممنونم استاد عزیزبرای این فایلهای ارزشمند ؛من خیلی فایلهای هدیه بهم میچسبد؛خدایا شکرت؛اولا میگفتم کاش منم بتونم دوره بخرم تا نتیجه بگیرم من ازفایلهای هدیه نتیجه گرفته بودم اما ازبس بچه میگفتن از فلان دوره نتیجه گرفتم خیلی ذوق میکردم که من هم دوره بخرم تااینکه دوره 12 قدم را دوتا قدمشا خریدم؛دیدم همه حرفهایی که توی فایلهای هدیه هست همون حرفها توی دوره هاهم گفته میشه؛من چسبیدم به فایلهای هدیه ؛اما میخوام اینقدر داشته باشم که بتونم دوره را همشا بخرم به خصوص دوره سلامت وعشق و مودت را

    میدونم که این اتفاق می افتد چون میدونم خداخیلی بامرام است؛میدونم که وقتی روی خودش حساب کنم درهایی رابرام بازمیکنه دلهایی رابرام نرم میکنه که به هرکی میگم باور نمیکنه؛خداجونم این مسیر راادامه میدم وازنتیجه های بزرگم میام مینویسم،می‌شود؛میتوانم؛ سپاسگزارم از خدای خوبم واستادان گلم وهمه دوستان توحیدم که از صمیم قلبم دوستشون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    هایده عبدپناه گفته:
    مدت عضویت: 1339 روز

    بنام ایزد یکتا

    سلام خدمت خانواده عزیز عباس منشی

    این فایل زیبا و پرمعنا امروز به عنوان نشانه روزانه واسم اومد فایلی که امروزلازم بود من بشنوم

    جریان از این قراره کاملا اتفاقی پدرم بخاطر خونریزی مغزی دچار سکته مغزی شده و چند روزه بیمارستان در حالت کماست با اوضاع کاملا نامناسب جوریکه تمومیه دکترا ازش قطع امید کردن برای بهبودی و برگشت

    صبح این خبر قطعی رو دادن و به شدت پریشان و غمگین شدم اومدم سراغ سایت و از خدا کمک خواستم تا هدایتم کنه به یه جوابی یا نشانه ای و این فایل توحیدی و زیبا واسم بالا اومد

    چقد بهم امید داد در جواب این ناامیدی و نگرانی ها و ترسها میگه بهم توکل کن و از رحمتم نامید نشو این وعده ها از آن شیطان هستند و خداوند وعده نعمت و رحمت و فراوانی و تحقق خواسته هارو میده ، مثل مادر موسی از عزیزترین کسم بگذرم رهاش کنم بسپارمش بخدا ولی با ایمان ولی با توکل که هرچه پیش بیاد اون خیره تا دوباره بهم برگرده اگه خودش در مدارش باشه دوباره برمیگرده من فقط جای ترس و نگرانی و غم رو با ایمان ، توکل و فروتنی در برابر رب العالمین عوض کنم خدا سمت خودشو به بهترین نحو انجام میده

    استاد عزیزم این چند روز تو شرایط خیلی سخت و ناخوشایندی هستم ولی اگه این آموزه های شما نبود اگه این آگاهیارو نمی‌دونستم و درک نمی‌کردم خدا می‌دونه الان تو چه حال و روزی می‌بودم چقد دارم خدارو شکر میکنم بابت این نعمت بزرگش چقد خوبه که تونستم تا حد خوبی که بتونم نکات مثبت اطرافم رو ببینم ذهنمو کنترل کنم همش حرفاتون یادم میاد که میگین ایمان و توکل قلبیتون وقتی مشخص میشه که تو سختی‌ها زمانیکه اوضاع یکم بد شد بتونین دذهنتون و کنترل کنین خالتونو بهتر نگهدارین ، باید از قانون رهایی استفاده کنم اگه مال من باشه برمیگرده سمت من خدایی که منو به این فایل هدایت کرده می‌تونه خیلی از نعمت هاشم به سمتم هدایت کنه خیلی شاکرم که منی که وابسته به پدرم بودم به نسبت بقیه منی که کوچکترین عضو خانواده ام خیلی بهتر از بقیه دارم کنترل میکنم ذهنمو و حتی به بقیه هم امید میدم

    شاید پدرم دوباره برگرده و حالش خوب بشه نمیدونم ولی الان همون لحظات سختیه که باید ایمانمو بسنجم و ببینم چقدر شاگرد خوبی بودم چقد میتونم این آموزه هارو بیارم تو زندگی خودم اجراشون کنم چقد از این امتحان سر بلند بیرون میام الاناس که نعمت ها میرسه …..

    نتیجه هرچی شد بازم زیر همین کامنت ان شاءالله نتیجه رو می‌نویسم

    ممنون بابت حضورتون بابت آگاهیای نابتون بابت خدایی که تو شمارو سر راهم قرار داد شکرت

    هوالشافی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    به نام خدای بزرگ

    سلام به همه ی عزیزانم

    خداروشکر که دراین مسیر زیباهستم

    خدایا چه بگویم ازتو

    ازعشق تو اززیبایی تو

    خدایی که نمیبینمش ولی دیوونشم

    ازهمه ی اونایی که میبینم بهم نزدیکتره

    خدایی اوووونقد به من بنده ش مهربونه که میگه زینب جانم عزیز دلم نیاز نیست هیچ کاری انجام بدی نیازنیست دس به هیچی بزنی

    فقط یه کاروانجام بده ببین چطور برات کن فیکون میکنم

    اون یه کار چیه..

    احساستو خوب کن

    فقط یه کاری کن حالت خوب باشه، جوری به اطرافت نگاه کن که احساس بهتری داشته باشی بقیه روبسپر به من.

    فک نکن چطوری میخواد اتفاق بیفته من برات انجامش میدم،قدرت منو باور کن بزرگیه منو باور کن باورکن همه چی دست منه.

    باورکن به راحتی کارهاروبرات انجام میدم من میتونم توازخودم هستی بخشی ازمن هستی، توهرگز تنها نبودی وایستی.

    نگاه کن به تپش های قلبت منو حس میکنی، نگاه کن به قدرت انگشتانت منو حس میکنی، نگاه کن به قدرت ذهنت منو حس میکنی،نگاه کن به بزرگی آسمون، نگاه کن به بارش بارون،نگاه کن به زیبایی یه گل کوچک دردل خاک

    تنها تورا میپرستم وتنها ازتویاری میخواهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    هادی اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1696 روز

    سلام درود خداوند بر شما

    واقعا در تمام عمرم آدمی رو مثل شما ندیدم که انقدر زیبا موضوع توحید رو درک کرده باشه و انقدر زیبا در موردش صحبت بکنه الحق والانصاف که در یکتا پرستی رسوخ کردید و هر آنچه که خداوند بهتون عطا کرده بی چون و چرا لیاقتش رو داشتید.خوشا به سعادتتون که لیاقتتون رو به خداوند نشون دادید و این کلام زیبا رو به گوش بندگان خداوند میرسونید.خداوند رو با جان و دل سپاسگزارم که از طریق زبان شما من رو هم جذب خودش کرد و من رو هم لایق هدایت و شاکر بودن دونست.

    قطعا هر کس در مسیر اوست هر لحظه ی عمرش از بس شاد است و سعادتمند که شکرگزار است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ریحانه گفته:
    مدت عضویت: 2330 روز

    به نام خدایی که درست کردن رابطم باهاش و اعتماد کردن بهش زندگی من را متحول کرد

    سلام

    میخوام از چگونگی رشد قدرت خلقم بواسطه ی باور کردن خداوند و خالق بودن خودم بگم

    بگم که وقتی رابطم با خداوند درست تر شد و اعتمادم بهش بیشتر شد چطور خوشبین تر و الخیر فی ما وقع تر شدم

    چطور عزت نفسم در مقابل دیگران بیشتر شد

    چقدددد قائم به ذات تر و ارام تر و خوشحال تر و قدرت خلقم کن فیکون ترشد

    البته چیزی که متوجهش شدم همش همه ی بازی یک روند و ادامه دادن یه مسیر درست هست نه یک فایل و کامنت و و و خاص

    از مثال اول شروع میکنم من طی درخواست برای افزایش انرژیم و تنظیم خوابم که توی دفترم مینوشتم نمیدونم چی شد که سر از قانون سلامتی در اوردم و با اجرای اون تا جلسه ی پنج و از همون روز اول هم خوابم و هم انرژیم درست شد من راحت 5/5 یا 4 صبح بیدار میشم و 10-11 میخوابم البته کلی نتیجه که به این کامنت مریوط نیس ولی جالبیش اینه چون من باورام درمورد سلامتی خوب بود خیلی قبل تر بدون اینکه بدونم شروع به کم کردن وعده های غذاییم از تایم کرونا یعنی سال 99 کرده بودم البته نا خواسته بوده ها چون شب تا صبح فایل گوش میدادم چون اون تایم ساکت تر و خلوت تر بود عملانمیتونستم خیلی چیزی بخورم صبحم که خواب بودم و طی این روند باعث شده بود من خیلی بی میل بشم به غذا و فک میکنم برای همینه که خدارو شکر تمااااام ازمایشات من نرمال بود همش اما خوب اون بی انرژی بودن و عدم تمرکز بود که چون نصفه به قانون سلامتی بدون اینکه بدونم عمل میکردم یعنی وعده هام کم بود اما موادی که میخوردم خوب نبود یه سری از نتایج خوب بود یه سریش نه این اولین اجابت شدنم

    مورد بعد که این اتفاق شبیهش برای فاطمه خانم که اکانت فاطمه و رسول را دارند سر خرید یه وسیله خانگی افتاده بود برای من سر غذا خوردن افتاد

    قضیه این بود که من میخواستم برم رستوران شاندیز جردن و غذا بخورم بعد که تو ماشین نشستم و تو مپ زدم دیدم زده ساعت 4 بسته میشه و ساعت3:45 بود حسم گفت ببین نباید بری من گفتم اوکی میرم اگه شد که باید برم اگرم نه که هیچی از اسنپم نخواستم سفارش بگیرم خلاصه رفتم اونجا دیدم چه صف طولانی هست برای یه رستوران و دربونش بهم گفت اسم مینویسی و ساعت 18:30 به ترتیب نوبت صدا میکنیم شمارو و سفارش انلاینم بسته شده بود دیگه من اومدم تو ماشین گفتم بزار استیک سوییس و بزنم اونم بسته بود که قشنگ خدا بهم گفت نباید بری تقلا نکن جریان همزمان هم از این قرار بود که پدرم دعوت شده بود به شاندیز نیاوران برای یه مهمونی کاری و معمولا پدرم اگه تو هتل مهمونی باشه مارم میبرد ولی وقتایی که رستوران هست خصوصی تره و خودش میره و بازم این در حالی بود که من از دیروز قبل همش تو فکر شیشلیک بودم خلاصه به مامانم گفتم بابا نمیره مامانم گفت نمیدونم خوابه شاید شب باشه مهمونیش ولی من که نمیدونستم اما خدا میدونست به خدا گفتم خدایا خیلیی گشنمه من میرم خونه به چیزی درست میکنم اما شبم بازم میخورم البته اگه 3 ساعت بیشتر تحمل میکردم همون یه وعده در روز میشد و صبح دیر تر بیدار نمیشدم خلاصه من دیدم هی داره هرجایی که میزنم و من میخوام بستس کفتم اکی نباید غذا بگیرم میرم خونه رفتم خونه دیدم اع اره بابام شب قرار داره و ماهم اماده شدبم رفتیم بعد بابام پرسید مهمونی خصوصیه گفتن اره و دیگه من و دادشمو و مامانم نرفتیم تو بجاش رفتیم اطراف چرخ زدیم تا اینکه به یه رستوران طبقه ی بالای شاندیز رفتیم اینم بگم قبلش بخدا گفتم خدایت یه جای باحال و جالب منو ببر رفتیم اونجا دی جی داشتن و حالت بار طور بود ماهم رفتیم نشستیم و خیلی جالبه مامانم و داداشم که اهل اینچیزا نیستن گفتن ریحانه بیا بریم اینجا و واقعا یکی از خوشمزه ترین استیکای عمرمو اونجا خوردم و واقعا دم خدا گرم البته شیشلیک نبود ولی احتمالا هرموقع بدنم اون گوشتو بخواد خدا هدایتم میکنه

    مورد بعدی من یه جایی بودم و در ماگم باز نمیشد بعد به مسئول ابدار خونه گفتم شما میتونید اینو باز کنید نتونست بعد چاقو اورد بندازه که اونو باز کنه و بعد من لفظ اینکه خش میفته رو اوردم و طرف گفت نبابا چیزی نمیشه و دقیقا خش افتاد و اخرم نشد باز کنه یعنی قدرت خلق تا این حد بعدشم داشتم میرفتم که اونجا یه پسری بود خودش گفت باز نمیشه گفتم نه اومد باز کرد برام درشو بعد گفتم چه خشی انداخته رو ماگم با همین بزنم تو سر ابدارچیه که سعی کرد پاکش کنه گفت فدای سرتون اصلا الان دارم کف میکنم از تغییر رفتار ادما با خودم

    مورد بعدی من ماشینمو دم بانک نزدیک خونمون گذاشته بودم و یک گاوچرونی مالونده بود به ماشینم خلاصه ایده به ذهنم اومد که از دوربین بانک چک کنم اولش یکم اینجوری‌بودم که به مامانم بگم که ریس بانکم دوستشه بعد کفتم بیخیاال خودم میرم میگم خلاصه رفتن به یه اقایی توی بانک گفتم که بعد فهمیدم معاون بانکه من فکر میکردم کارمنده و اون بهم گفت نامه قضایی میخواد خلاصه مامانمم رفت عصرش به ریس بانک گفت اونم گفت یکمشو دیدم ولی حوصلم دیگه نمیشه نامه بیارید فیلم و تو فلش میرزم بهتون میدم خلاصه من بیخیال شدم که یهو چند روز بعد معاون بانکه منو دید خودش بهم گفت اون روز جلو ارباب رجوعا اینجوری گفتمو خودم برات نگاه میکنمو بعدشم بنده خدا نگاه کرد اما چیزی‌ پیدا نکرد ولی مهم این بود که چجوری خدا دلا رو نرم میکنه برات وقتی که تو یه کوچول بیشتر فقط روی خودش حساب میکنی

    یه مورد دیگه ام هست که نمیخوام بگم

    مورد بعدی دیدن افرادی که شاید صد در هزار احتمالش باشه اما تا فک کردم بهشون دیدمشون یا دفتر شکرگزاریم اخراشه فایل سفر به دور امریکا شو دیدم که مریم جون دفتر نو خریده چون دفتر اونم تمام شده و هدیه گرفتن یه سر رسید هدیه گرفتن فلش چون این مدت همش میشنیدم یه فلش بیار فیلم دوربین بانک بریزم توش

    مورد دیگه توی‌پمپ بنزین تا وارد شدم خدا هدایتم کرد به لاینی که یهو خالی شد رفتم و بنزین زدم جوری که کسایی که جلو تر از من بودن هنوز تو صف لاین خودشون بودن

    رفتار مامان و بابام چقددددددد خوب شده ادما چقد بهتر برخورد میکنم

    دیشب بعد غذا. رفتیم بستنی اینا بخوریم که من نخوردم و مامانم چقد قربون دخترم برم بخور عزیزم کرد

    و جالبه از وقتی نون و شکولات و برنج نمیخورم مامانم پاشو کرده تو یه کفش که تووورو خدا بیا یه شوکلات با چاییت بخور. اینجور افراد لجبازی هستیم ما

    مورد دیگه من یه کتاب خونه رو خیلی دوست داشتم برم ولی حسش نبود تا اینکه تا استاد تو اخر جلسه 3. قانون سلامتی بود گفت بیکار نشنید تو خونه اره اگه منم بشینم هوس هی میکنم گفتم پاشو ریحانه باید بری بیرون شاید تو نتونی غذای های بد و بریزی دور اما خودت که میتونی بری بیرون و خونه نباشی و این شد که رفتم کتابخونه

    و نکته ی جالب اینه همون جور که استادم میکه جهان تعهدتو میسنجه از وقتی شروع کردم به قانون سلامتی انقدددددخوراکی های خوشمزه اومده تو خونه که نگو داداشم کیک براونی درست کرد مامانم باقلوا براش اوردن و قرمه سبزی درست کرد پدرم پسته خام گرفت و اجیل و داداش کوچیکم بیسکوییت نوتلا و بستنی گرفت الانم دلم داره اب میفته اما چون نتیجه دارم میبینم و هی با خودم تکرار میکنم سعی میکنم خودمو کنترل کنم

    خلاصه که اسان شدم برای اسانی ها

    یه نکته ای رو هم بگم اینکه قدرت خلق ما میره بالا و ممکنه خوب چیزای ناخواسته رو هم بیشتر خلق کنیم ولی هیچ جای نگرانی نیست چون وقتی در مسیر درستی یعنی در مسیر توحید اون اتفاقم برات خیر میشه چون نتایج اتفاقات متناسب با مدار و جهتیه که داریم پس اگر من در جهت توحید باشم و در مدار خوب اون اتفاق ناخواسته ای رو هم که خلق کردم مثل یه اتفاقی میشه که ظاهرش جالب نیست اما خیره و تازه باور من خالق صدرصد زندگیم هستم رو قوی میکنه که این قضیه چیزیه که زندگی منو متحول میکنه

    و دارم به چشم میبینم که تو وقتی میتونی تا این حد خوش بین باشی که توحیدی تر باشی

    خدایا شکرت دوباره هم باهات دوست شدم و هم دارم بهت اعتماد میکنم

    خدایا واقعا ازت میخوام منو از موحدین قرار بدی نه مشرکین

    خدایا ازت میخوام که خاشع و خاضع و فروتن باشم در برابر تو نه طغیان گر

    چون وقتی هرچقدر از شرک میگذری و این نکبت از وجودت پاک میشه اون قدرت و احترام و خوشبتی و عشق که بواسطه ی اون توحیدی تر شدن و کمتر شدن شرک برات اتفاق میفته این تله هست که تورو به طغیان مثل فرعون و منم منم برسونه که ماشالاه این رو هم من دست نخورده نزاشتم و دچارش شدم

    خدایا خودت هدایتم کن چقدددد ارام گرفتم واقعا خدایا شکرت

    واقعا به میزانی که خواسته هات و هر چیز دیگه ای در برابر خدا اهمیتشونو از دست میدن با همون سرعت بهت میچسبن و به سمتت میان

    من خیلی به تفاوت دیدگاه مادر موسی و پدر یوسف فکر میکنم اینکه چی باعث تفاوت در عملکرد و درنهایت نتیجه شون شد و واقعا ایمان و اعتماد به هدتوند و توحید هست که باعث میشه ترساتو به حدی کم کنی که عمل کنی حتی نترسی و عمل کنی چون مطمئنی باعث میشه که عزیزترین خواسته ات یا ادم زندگیت اونقدرااا مهم نباشه که تو بخوای در برابر خدا قرارش بدی یا از قوانین تخطی کنی

    چقد قشنگ که خدا به مادر موسی مگه تو مادری اما من طبق قوانینم عمل میکنم و فرقی نداره که تو مادری یا نه و تو باید خودتو با من هماهنگ کنی اونوقت من همممممه ی چیزای دیگه را همه رو باهم برات هماهنگ میکنم که این فقط قدرت خداست که تو همون لحظه ی خاص اون شخص خاص ببینی و فلان درخواست و بکنی یا فلان کارو بکنی یا نه کنی این هماهنگیا فقط میتونه قدرت خدا باشه و اگه اون نباشه فقط کافیه یه تیکه کوچیک از پاز مجموعه ی اجابت خواستت کج بشه همه چی باهم کنسل میشه

    پس تو فقط خودتو با خدا هماهنگ کن تو با قوانین و خواسته هات هماهنگ میشی چقد اسون و راحت

    باز میخواستم بگم لقمه دلم اب افتاد

    از استادم سپاس گزارم که واقعا یکی از بزرگترین وسیله های خداوند توی زندگیمه که هر موقع سوالی داشتم و یا اگاهی میخواستم اکثرا با شما این هدایت اتفاق افتاده

    ازتون سپاس گزارم

    از مریم عزیزم چقد سپاس گزارم که هر بار این تعهدشو در این مسیر میبینم خود به خود من رو هم مجاب میکنه که دقیق تر و عمیق تر کارکنم و میگم ببین ریحانه این حد از خو‌استن برای رشد و درک اگاهی های مریم چقد قشنگ اجابت شده

    الان تو حالتیم که از همه میخوام تشکر کنم واقعا که ادم هر چقد بیشتر فقط روی خداوند حساب میکنه اتفاقا مهربان تر میشه با بقیه کم توقع تر میشه ازشون و بیشتر دوسشون داره

    مثلا من قبلا سر غذا درست کردن مامانمو موظف به این کار میدونستم و میگفتم چرا غذا درست نکردی یا دیر درست کردی و همیشه یه باری روی دوشم بود که وای من غذا درست نمیکنم من ظرفا رو نمیشورم اما الان اینم برطرف شده من خودم برای خودم غذا درست میکنم و ظرفامم خودم میشورم و چقدددد خلاق شدم توی درست کردن غذا

    خدای قندولی من ازت خیلی خیلی ممنونم

    همه ی بازی همین بوده و ادامه ی همین قضیه

    تو موحد باشی عزت نفست بالاس

    تو موحد باشی روابطتت عالیه

    تو موحد باشی سلامتی

    تو موحد باشی ثروتمندی

    تو موحد باشی به هر خواسته ای که تو خودت میخوای میرسی

    چون اون همه رو بهت میگه هر جا لازم باشه میبرتت هر کار لازم باشه من که میگم ببر منو که انجامش بدم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    پارسا اژدهاکش پور گفته:
    مدت عضویت: 1570 روز

    به نام فرمانروای جهان هستی

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و گرامی و خانم شایسته و تمامی دوستان..

    شیراز تاریخ 1404/06/29 ساعت 12:35

    نشانه امروز من..

    خدایا شکرت امروز از زبان استاد گرانقدر با من که مدتی است هم مهاجرت کردم به تهران هم اینکه فعلا کار و در آمدی ندارم ولی هر لحظه که از تو جون دلم درخواست کمک کردم با من صحبت کردی و من رو به آرامش و ادامه راه الهام و آرام کردی…

    خدا جونم شکرت که به من گفتی آرام باش و آرامش و ثروت رو به روی تو و خانواده ات میگشایم و ناراحت نباش. و آرام باش این روز ها هم می‌گذرد…

    خدا جونم شکرت که هیچ چیزی بدون اذن خداوند انجام میشود و من را آرام تر خوشحال تر کردی…

    خدایا شکرت که بی پناه و بی کسان را پناه و پشتیبانی سربلندم کن در ایران و جهان….

    به زودی می‌بینمتون استاد گرانقدر فلوریدا آمریکا..

    (In God we trust)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    فریبرز اصغری گفته:
    مدت عضویت: 3523 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته زحمتکش

    ممنونم از فایلهای بسیار زیباتون خصوصا فایلهای توحیدیتون

    مرز بین اعتماد به نفس اینکه من میتونم و توانمندم و اینکه همه چیز ما از خداست و ما هیچ چیزی از خودمون نداریم همه چیز ما از خداست بسیار نزدیکه و میشه گفت اصلا نیست.

    استاد اگه بتونید یه فایلی زحمت بکشید که این مرزو توصیف کنید بسیار ممنون میشم فکر کنم میتونه به همه ما کمک کنه

    بازهم از شما ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2003 روز

    سلام استاد عزیزم.

    بینهایت ازتون سپاسگزارم که این فایل عالی را آماده کردید.

    استاد جایی نداره من چیزی بگویم برای این فایل بی نظیر. خداراشکر بی نهایت. بینهایت خداروشکر بی نهایت خداروشکر، بی نهایت خدایا شکرت. گریه ام میگیره که چقدر اینخدا زیباست، چقدر این رب العالمین غفوررحیمِ، چقدر این خداوند رحمان رحیمِ، چقدر سپاسگزارش بشم که ذره ای این همه نعمت را جبران کنه. چند روزی بود که سپاسگزاری نمیکردم اونجوری که دلم میخواد، خدارشکر که شما این فایل را گذاشتید، چقدر احساسم خوب شد.

    چقدر الان که یکم نجواهای ذهنی میومد سراغم به دردم میخورد. وحی آمد کین چه فکر باطل است؛ رهروی ما اینک اندر منزل است!!! وای خدای من، خداروشکر، خدارشکر، خدارشکر.

    واقعا استاد که می فرمایید شک و تردید بزرگترین دشمنان توکل و ایمان است واقعا همینه، واقعا من اینو با پوست و گوشت و استخوانم درک کرده ام.

    استاد عزیزم چه موضوع مهمی بو، چقدر زیبا وحی شده به پروین و ایشان چقدر خوب هدایت شدند، چقدر زیبا درک کرده اند قوانین حاکم بر جهان را.

    استاد چه دعای زیبایی. خدایا قدرت سپاسگزاری بیشتر را به من بده… روی قلب من نشست این دعا. خداروشکر خداروشکر، خداروشکر میلیاردها بار شکر و سپاس.

    استاد چقدر خدای عزیزم فراوانی هاشو توی این فایل به رخ من کشید و من بی نهایت به خاطر این باران رحمت خودش سپاسگزار تر شدم.

    جمله ی ی طلایی که می فرمایید به اندازه ایکه در مقابل خداوند فروتن هستیم به همون اندازه سرمون را بالا نگه میداره در مقابل غیرخداوند.

    عاشقتونم استاد عزیزم، عاشقتونم مریم خانم عزیزم.

    ان شاءالله هر کجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    مصطفی پوری گفته:
    مدت عضویت: 2220 روز

    با یادخدا

    دلم تنگشده برای اینکه بتونم کامنت بنویسم

    خدایا برقلبم ببار آنچه باید نوشته شود وبر انگشتانم جاری برای بیان

    این چند روز بسیار حس و حالم متحول از همیشه و دلم میخواهد آنقدر شکرگزاری کنم تا آرام شوم ،اما افسوس که ازدست زبان که برآید ،،کز عهده شکرش به درآید

    خدایا آرامشی دارم که دوست دارم فقط ازتو بشنوم و بفهمم که بی تونمیشه ،،

    خدابا من اگر ازتو جداشوم چه هستم و چه میتوانم انجام دهم واگر نفَسی که بهم مرحمت داری را اجازه ندی درون یا برون رود چه میتوانم بکنم

    تنها تورا میپرستم وتنها از تویاری میجویم

    خدابا ماازشاکرین ومخلصین درگاهت قرار ده

    خدابا آن ده که آن به

    استادم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    حسنعلی سوختانلو گفته:
    مدت عضویت: 1336 روز

    بنام الله

    با سلام و عرض ادب و خسته نباشید خدمت استاد عزیزم

    استاد میدونم الان تو سفرهستین،واستون آرزوی سلامتی، سعادت، ودیدن و درک بیشتر زیبایی های خداوند را دارم.

    خداوندا شکرت بابت مسیر هدایتم.

    استاد جان در فایل توحید عملی 9 بعضی از قسمت های شعر پروین اعتصامی شما اشاره ای داشتی به ضمیر جمع که خداوند هم در قرآن در اکثر مواقع از آن استفاده کرده..

    استاد جان شما فرمودید خداوند زمانی از ضمیر جمع استفاده میکنه که بر میگرده به مشیت و سنت یا همان قوانین ثابت و زیبایی اللهی

    استاد جان در این شعر پروین اعتصامی دو بار اشاره داره به فرمان خداوند به (دریا)، (موج)، (سیل)،…

    یک بار با ضمیر جمع

    یک بار با ضمیر متکلم وحده

    استاد جان اگه میشه بیشتر راهنمایی کنید بیشتر در مورد ضمیر جمع یا متکلم وحید که در قران آمده توضیح بدید…

    سپاس فراوان از زحمات شما و خانوم شایسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: