اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
61. شصت و یکمین روز از روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
من دیشب خواستم بخوابم قبل خواب تعهد نوشتم، رفتم سراغ کتاب رویاهایی که رویا نیستند از صفحه 11 که مونده بود شروع کردم وقتی به نوشته آبی پر رنگ تو کتاب رسیدم
گفتم وای خدای من
نوشته این بود :
نقش باور ها در تحقق یا عدم تحقق رویا ها
آخه من قبلش تو دفترم نوشتم که ببین طیبه جهان هستی کاری نداره که تو چی میخوای جهان هستی فقط و فقط به فرکانسایی که میفرستی جواب میده و دیروز من بارها به خودم این قسمت از حرفای استاد عباس منش رو تکرار کردم ونوشتم که همیشه یادم باشه
من تا صفحه 20 خوندم و بعد نوشتم و گفتم خدای من تعهد میدم از همین لحظه بیشتر مراقب رفتار خودم باشم تو هم کمکم کن
و یه سر رسید برداشتم و تمام تمریناتی که بود رو نوشتم و متعهد شدم که هر روز انجامشون بدم
آخه یه جا از استاد عباسمنش که میگفتن شنیدم یا خوندم که باید تمریناتو هر روز انجام بدین نه اینکه یه بار تمرین رو انجام بدین و تموم بشه
و من تعهد دادم و 6 تا تمرین نوشتم که هر روز انجامشون بدم
و تاریخ نوشتم و بعد میخواستم بخوابم تو تعهدم از خدا خواستم که کمکم کنه قرآن رو هم بخونم اینبار دیگه از اول که شروع کردم ادامه بدم و بخونم با معنی
خواستم که بخوابم دیر وقت بود ،یه صدایی گفت قرآن رو شروع کن تعهد دادی ولی ذهنم میخواست تنبلی کنم و بهم گفت که حالا فردا میخونی معنیاشو منم نذاشتم ذهنم حرف بزنه و زود قرآن و برداشتم و از سوره بقره که شروع کرده بودم ادامه دادم خوندم و خوابیدم
صبح یهویی بیدار شدم فقط داشتم سوره انشراح رو آیه اول رو تکرار میکردم
خواب دیدم من داشتم سوره انشراح رو مینوشتم و انگار بهم گفته میشد که این سوره رو دقت کن
من اصلا معنی سوره رو یادم نبود چون قبلا خونده بودمش و حتی یه فایلی از استاد عباسمنش بود که درمورد سوره انشراح میگفتن قبلا گوش داده بودم ولی اسم فایل یادم نبود
همین که از خواب بیدار شدم فقط میگفتم سوره انشراح و آیه اولشو تکرار میکردم
رفتم از اینترنت ترجمه شو نگاه کنم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴿1﴾
آیا براى تو سینه ات را نگشاده ایم (1)
وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ ﴿2﴾
و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتیم (2)
الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ ﴿3﴾
[بارى] که [گویى] پشت تو را شکست (3)
وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ﴿4﴾
و نامت را براى تو بلند گردانیدیم (4)
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿5﴾
پس [بدان که] با دشوارى آسانى است (5)
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿6﴾
آرى با دشوارى آسانى است (6)
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿7﴾
پس چون فراغت یافتى به طاعت درکوش (7)
وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ ﴿8﴾
و با اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور (8)
بلند شدم گفتم من باید فایل استاد عباسمنش رو بشنوم وفتی داشتم میگشتم اصلا اسم فایل رو نمیتونستم که پیدا کنم
گفتم خدا من هیچی نمیدونم تو بهم بگو کدوم فایل بود
رفتم از گالری گوشیم پایین تر یکم بالا پایین کردم نگاه کردم یهویی یه فایل نظرمو جلب کرد روش زدم دیدم خودشه
همه کار خدا بود که نشونم داد فایل رو
قلبی که به سوی خداوند باز میشود
باز کردم گوش دادم
داشتم فکر میکردم که خدا چی میخواد از این سوره بهم بگه
یهویی پارسالم اومد جلوی چشمم و اون گریه هایی که میکردم سرنماز و اصلا آرامش نداشتم با اینکه نماز میخوندم و غمی تو وجودم بود و آرامش نداشتم
و یهویی فهمیدم که من چقدر تغییر کردم که دارم الان با آرامش کامل با خدا حرف میزنم در صلح با خودم شدم از خیلی جهات
خیلی فرق کرده حالم
یاد خواسته ام از خدا افتادم و دیدم که چقدر منو آروم کرده در مورد خواسته ام
و همه این ها آرامش عجیبی بهم داد
و بعد اومدم که بنویسم داشتم به این فکر میکردم که 60 روز از روز شمار تحول زندگیم گذشته و من هر روز متعهد بودم تا هم عمل کنم و هم از آگاهی ها استفاده کنم و یاد بگیرم
و خوشحال بودم از اینکه تونستم متعهد باشم
بعد که اومدم روز شمار 61 رو ببینم دیدم قشنگ درمورد تعهد هست و من دقیقا قبل دیدنش تعهدم رو نوشتم و از خدا خواستم که کمکم کنه تعهدم قوی تر بشه
و این متن توضیحات فایل :
زیرا شروع وقوع اتفاقات عالی از همین جاست. دلیل تغییر زندگی من نیز، متعهد ماندن به ادامه این شیوه بوده است
و آغار فصل سوم از روز شمار تحول زندگیم با تعهدم شروع شد که مصمم تر از قبل باشم
و عمل کنم
و عمل کنم
و عمل کنم
چون تا وقتی عمل نکنم قدم های بعدی بهم گفته نمیشه
بعد من صبحش رفتم کلاس رنگ روغنم ،تابلوم که پاره اش کرده بودن تو نمایشگاه رو هم با خودم بردم که به استادم بگم یاد بده که خودم ترمیمش کنم
وقتی کلاس تموم شد وقتی نشونش دادم نقاشی پاره شدمو عصبانی شد گفت چیکار کردی ؟؟؟
جریانو توضیح دادم و گفت تو نباید خودت ترمیم کنی و اونا تعهد دادن باید به تعهدشون عمل کنن
بعد جوری باهام حرف زد احساس ناتوانی کردم ،بهم گفت تو نمیتونی حقت رو بگیری و بعد به خدا گفتم خدایا تو همه کس من هستی تو کمکم کن حقم رو بگیرم و ضعیف بودن از حرفای استادم که از حرفاش اینو بهم رسوند که تو نتونستی حقت رو بگیری و قبول کردی که به راحتی میتونه هر کسی از این به بعد تابلو نقاشیتو پاره کنه و جوابتو نده و تو همینجوری بمونی و کاری نکنی ،تابلوتو پاره کردن اونم این تابلو پر کاری که درسته با اکریلیک کشیدی ولی زحمت کشیدی
من یه لحظه بغضم گرفت گفتم خدایا چیکار کنم ،اونروز تو نشونه هات بهم گفتی که پاشو برو خونه وقتی منتظر بودم صاحب گالری بیاد و بهم گفتی که من کمکت میکنم ،ولی اینجا هم فهمیدم که من احساس بی لیاقتی داشتم نسبت به کارم و بی ارزشش کردم و درست پیگیری نکردم
شاید خدا اونروز گفته برو تا امروز متوجه این موضوع بشم که ارزشمندی و لیاقتم رو نسبت به کارم پیگیر باشم و باور هام رو تقویت کنم
واقعا نمیدونم چیکار کنم
بعد استادم گفت که ببر بگو تعهد دادین باید درستش کنید و عمل کنید به تعهدتون
من تو راه همه اش داشتم با خدا حرف میزدم میگفتم خدایا هدایتم کن بگو جیکار کنم ،زنگ زدم باز جوابی نگرفتم پیام دادم که یک ماه و نیم شده به تعهدتون عمل نکردید اگر جواب ندید با پلیس میام گالریتون
و سپررمش به خدا گفتم خدایا هدایتم کن
حرف استادم خیلی باعث شد به چند تا چیز فکر کنم
اینکه یادم اومد استاد عباس منش گفته بودن که یه بار با یه موتوری طی کرده بودن مبلغ مسیر رو موتوری وقتی رسیده بود به مقصد مبلغ رو زیاد گفته بود و استاد بهش باج ندادن و همون مبلغی که طی کردن رو داده بودن
یادم اومد این موضوع و به خدا گفتم خدایا من ضعیف نیستم حقم هست این ترمیم تابلوم که پاره اش کردن و تعهد دادن و امضاش کردن من ضعیف نیستم تو نیروی قدرتمند در درون من هستی تو همه کس من هستی تو کمکم کن بگو چیکار کنم
ضمن تبریک به دوستان که برنده شدند استاد ممنون که خرید قایق تفریحی را اعلام میکنید و باور ما را به فراوانی این جهان قویتر میکنید و باعث میشود که ما هم نیرو بگیریم وقتی زندگی قبلی شما را مقایسه میکنم به خودم میگم من که الان زندگی خیلی بهتری از زندگی قبلی استاد دارم میتونم نسبت به استاد زمان کمتری به خواسته هام برسم استاد خیللللللی دوستون دارم به امید روزی که در ایران شما را ببینیم بهترینها را برایتان آرزو دارم
سلام به دوستان گرامی آقای سید رهام آقای سید کاظم فلاح و ستاره عزیز تبریک میگم خدمتتون و بسیار خوشحالم از موفقیتتون امیدوارم هر روز از هر جهت موفق تر از روز قبل باشین .
استاد عزیزم چند وقتی بود خیلی ازشرایط خودم راضی نبودم البته تمام اون ایتم هایی که در صحبت هاتون بهش اشاره کردید در زندگی ام جاریه ارامش عمیق و درونی شادی روابط بسیار
عالی و صدها مورد دیگه که بعد از صحبت هاتون پیدا کردم برای من عالی بود تلنگری بود که نیم نگاهی به گذشته داشته باشم و ببینم از کجا به کجا رسیدم و خدا رو هزاران بار شکر که در مسیرم و تمرکزم رو بیشتر روی خواسته ها وشرایطی که دوست دارم بوجود بیارم گذاشتم خدا رو شکر میکنم که هستید .
ضمن تشکر از فایل بسیار خالص و فرکانس پاکتان که کاملا ملموس و محسوس بود، با توجه به اینکه قایق تفریحیتون رو بیشتر برای اینکه ما ایمانمون به قوانین قوی تر بشه گرفتید، خواهشا فایلی درباره آن ضبط کرده و قسمت های مختلفش را نشانمان دهید. خیلی خیلی ممنون استاد عزیزم.
سلام به استاد عزیز، و خانم شایسته ی گرامی و همه ی هم فرکانسی های محترم
چیزی که میخوام بنویسم برداشتم از این فایل نیست،ولی مربوط میشه به این فایل:
سه ساله که دارم ورودی هامو کنترل میکنم،و پیش خودم میگفتم : تو محشری،… دفتر تمرینهامو می بینم از بهمن ماه جدیتم در تمرینها کم شد و بعد در اسفند ماه دیگه خیلی افت کرد و وقتی وارد روزهای قرنطینه شدیم دیگه من آدم قبلی نبودم.خیلی خشم داشتم…تا دیروز که دیدم اینطوری نمیشه و باید دوباره تجدید عهد کنم.دیدم من خیلی راحت از مسیر منحرف شدم. میدانم که چه چیزهایی باعث شد که حواسم پرت شود. بابت خشمم سپاسگزارم. چون استاد میگن هر وقت حالت بده بدان که در مسیر درست نیستی ، یک علامته ، پس اول شکرگذار باش و بعد بیا در مسیر.خدا رو شکر که به قول استاد: “خیلی زود بیدار شدم”
الان میفهمم وقتی استاد میگن این آگاهی ها فرّارن یعنی چه. مثل الکل می پرن زود، و چقدر اهمیت داره که با جدیت این کنترل انجام بشه و به مغزمان اطلاعات زیبا بدیم. از خدا خواستم منو ببخشه بخاطر کج رویم.خودم رو بخشیدم با مهربانی بیشتر. ازش خواستم هدایتم کنه به راه راست.
شاید این تلنگر برای من لازم بود که مغرور نشم به خودم و بدانم که اگه قانون را جدی نگیرم سریع میرم توی جاده خاکی.
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
خدارا هزاران بار شکر که بعد از یک هفته استراحت فصل سوم رو شروع کردم و متعهدانه ردپای شصت و یکم سفرنامم رو می نویسم…
فکر می کنم این وقفه به جا بود..برای اینکه بفهمم چقدر به نوشتن این روزشمار و تکرار باورهام نیاز دارم…با اینکه هر روز فایل گوش میکردم اما این تعهد یه چیز دیگه اس…
این فایل رو بارها گوش کردم و حتی از پیشنهاداتی که استاد دادن هم استفاده کردم….واقعا در کنترل ورودی ها موثر بود و به طبع روی حالم و ساختن باورهام هم تاثیر داشت…
واقعا خوشحالم…چون الان توی این یک هفته ای ک استپ کردم فهمیدم این تمرینات چیزی نیس ک متوقف بشه…چون فرکانس های تو در هر لحظه داره ارسال میشه
واقعا فهمیدم برای ساختن باورهام اول باید ورودی هام رو کنترل کنم …من الان تقریبا ٣ ماه هستش ک تلویزیون نمی بینم و اخبار رو دنبال نمی کنم ولی هم چنان در اینستا چرخ میزنم …اما باز ه سعی می کنم فقط فوکوسم بر نکات مثبتش باشه..
چقدر برام جالب بود ک استاد گفتند یکی از راه های توجه بر نکات مثبت اینه که توانایی ها و زیایی های خودت رو یادآوری کنی و خودمون و افکارمون رو با باورهای درست و ورودی های مناسب بمب باران کنیم.. و وقتی این کار رو بکنی روند زندگیت تغییر می کنه
خوشحالم ک منم الان تقریبا جز اون آدم هایی هستم ک اگر از مسیر بیرون برم فوری متوجه میشم و سعی می کنم ک احساسم رو خوب نگه دارم
ولی الان میدونم اگه خواسته ای دارم خیلی متهدانه و مترکز باید براش و ساختن باورهام تلاش کنم و زمان بگذارم
به موقع همه چیز داده میشه ..فقط کافیه ایمانم رو حفظ بکنم و توی این مسیر بمونم..
ای خدای بزرگ بهدخاطر این همه آگاهی و استاد عزیزم سپاسگزارم
خدایا به خاطر تضادها که منو به تفکر وامیداره سپاسگزارم
خدایا هدایتم کن…خدایا به سمت بهترین اناخاب ها هدایتم کن…خدایا کمکم کن که در مسیر درست بمونم
خدایا احساس های گناهی عبث و نادرستی که باعث میشه من از خواسته هام دست بکشم رو از من دور کن
انسانهای مناسب رو به زندگی من هدایت کن
خدایا من روزی به غیر حساب می خوام و می خوام به غیر از زیبایی هیچ چیز نبینم
بنام مهربان پروردگاریاسخاوتم که جهان هستی رو پراز فراوانی آفرید
باید اتفاقات خوب را ببینی، تایید و تحسین شان کنی و آگاه باشی که، همین قانونی که اتفاقات کوچک را برایت رقم زده، اتفاقات بزرگتر را هم رقم می زند اگر با همین احساس رضایتمندی، ادامه داده و اجازه دهی باورهایت قوی تر و تکامل ات طی شودهدایت میشوی به خالق عامدانه ی خواسته هایت بودن👍👍👍👍
سپاسگزارم استاد عزیزم که هربار قوانین رو به زبان ساده و با مثالهای عینی برامون توضیح میدید
عاشقتونم و عشق برای همه ی دوستان عزیزم در سرزمین عباسمنش💚❤️
خیلی خوشحالم که تا امروز قدم هارو برداشتم و همچنان اینجا در کنار شما هستم
استاد همیشه تو همه فایل ها شما تاکید زیاد دارید بر کنترل ورودی ها که باورهای مارو میسازه و باعث میشه که اتفاقاتی از جنس همون ورودی ها و باورها وارد زندگیمون بشه
و این فایل دوباره بمن یادآوری کرد که چقدرررر ورودی ها مهم هستن
و من همچنان باید خیلی بیشتر حواسم باشه
منم تو این مدت سعی کردم که این کنترل داشته باشم که خداروشکر تا به الان تونستم یسری از دوستان رو آگاهانه ازشون دوری کنم و بعضی ها هم خودشون رفتن که همه اینا نشون از تغییر من بود، بیشتر وقتا سعی کردم که نکته های مثبت ببینم
اما بعضی وقتا تو شرایطی گیر میکنم که اون حرفا و باورهای منفی رو میشنوم که باز برمیگردم به خودم میگم، آوا، کدوم ذهنیت و باور توئه که تو رو تو این شرایط قرار داده که این فرد بخواد با تو حرف بزنه ..!!
هنوز خیلی جای کار دارم
ولی خداروشکر میکنم که با این آگاهی ها با این آموزش های استاد با کامنت های شما عزیزان میتونم خودم شرایطمو تغییر بدم و اونطوری بسازمش که خودم میخوام
در واقع
حالا که ورودی هامو کنترل میکنم احساس میکنم بهتر میتونم باورهایی رو تشخیص بدم که مثل ترمز یجاهایی منو متوقف کرده و یا شرایط نادلخواه رو برام میاره
همین دید مثبت یعنی بهتر شدن و بهتر شدن
حتی اگه جایی یه اشتباهی کنم دیگه خودمو سرزنش نمیکنم و درسشو میگیرم، به خودم میگم آفرین فهمیدی که باید چکار کنی فهمیدی که چی میخوای، حالا ورودی هارو انتخاب کن، باورهارو بساز، بذار دستان خدا کارهارو برات انجام بده، بذار خدا هدایتگرت باشه، تا به خواسته ات برسی
استادجان، شما با دوره هاتون با این فایل هاتون چیزی رو بمن دادی که هیچوقت فکر نمیکردم که خدای من یه سیستمی باشه که بگه تو بخواه، تو باور کن، تو شاد باش تا زندگیتو بسازی
وقتی میبینی که من چقدر الان با بقیه فرق دارم، چه چیزهایی رو میدونم که خیلی ها حتی بهش فکرم نمیکنن، چقدر از نگرانی هام کم شده
فقط سپاسگزاری میکنم و میخوام که هر روز بهتر و بهتر این قانون یاد بگیرم و خیلی بهتر ازش استفاده کنم و انقدر آگاهانه پیش برم که اصلا به افراد و اتفاقاتی برخورد نکنم که بخوان ورودی نامناسب بمن بدن!
چقدر این مسیر با این فکر با این قانون تغییر ناپذیر خدا زیباس
استاد عزیز دلم میخواد بخاطر همه چیز هر لحظه ازتون سپاسگزاری کنم ️
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم
اما در این فایل زیبا و ارزشمند بهترین راه کنترل ورودیهای ذهن برای من قرآن خواندن است و یا ارتباط نداشتن شبکههای اجتماعی و یا به زیباییها توجه کردن است که خودمون هستیم که اتفاقات خودمان را رقم میزنیم چون قانون اینجوری عمل میکنه
با توجه به افکار و نکات خوب و تمرکز به کانون توجهمون اگه بتوانیم آن را کنترل کنیم باورهامونو اونجوری که دوست داریم ایجاد میکنیم در مورد همه چیز این تعهد باید در ما ایجاد شود تا شرایط ما را به خواستههایمان برسونه اگر افراد ناجالب را در زندگی خود نبینیم این باعث میشود که در زندگی اتفاقات خوبی برای ما رخ بدهد یعنی در مسیر درست زندگی قرار میگیریم
احساس نزدیکی به خداوند و با دیدن زیباییها و سپاسگزاری کردن برای من انرژی و حال خوبی دارد چون از خداوند سپاسگزارم که در مسیر درست هستم وکنترل ذهن میکنم زندگیمان قشنگتر میشود وقتی یه چیزی یاد میگیریم خیلی خوبه خودمون اول عمل کنیم و استفاده کنیم تو این مسیر خدا عشق و باور خودمون رو بایستی باور کنیم که جهان سیستمی داره عمل میکنه
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
ممنونم از این همه عشقی که خداوند از زبان شما به ما میده
استاد عزیزم من از میان کلام شما پاشنه آشیل و دلیل عدم موفقیت های بزرگ و نتیجه گیری از آموزش های شما پیدا کردم…
خیلی خوشحالم
من از روزی که با شما آشنا شدم این فکر تو سرم بود که این آموزش های شما رو به دیگران انتقال بدم و تدریس کنم و ازین راه زندگی دیگران رو خوب کنم و اصلا این هدفم نبوده که بیام آموزش ببینم تا موفقیت بیشتر کسب کنم واسه همین هم تا الان کلی هزینه بابت آموزش کردم اما خودم نتایجی که میخواستم رو نگرفتم البته زندگیم بهتر شده آرامشم بیشتر شده اما من در مواجهه با افراد سعی میکردم حرفهای قشنگ بگم نصیحت کنم و به نوعی نقش یک تاثیر گذار رو داشته باشم ولی خودم زیاد بهش عمل نکنم من کلی کتاب خریدم که مطالعه کنم و در آموزش های آینده و در کلاسهام ازش استفاده کنم و حرفهای قلمبه سلمبه بگم که چی که یعنی من استادم و تدریس رو دوست دارم و خیلی حالیمه و میخوام زندگی دیگران رو تغییر بدم حتی از الان دارم فیلمهایی رو تهیه میکنم به عنوان سند که در آموزش هام به افراد نشون بدم که ببینید چی بودم چی شدم ….
میبینی استاااااد چقدر من به فکر تغییر زندگی دیگران بودم ولی خودم حاضر به تغییر نبودم به خاطر دیگران دارم هزینه میکنم نه بخاطر خودم ؟؟؟!!!!
خب حالا همچین فردی به نظرت میشه نتایج بزرگی هم بگیره ؟؟؟ معلومه که نه
اولین هدفم این بوده زندگی دیگران رو تغییر بدم نه خودم واسه همین بعد از گذشت سه سال دارم حسرت میخورم که از آشنایی من با شما گذشته ولی دوستانی که دیرتر از من شما رو پیدا کردند نتایج عظیم تری از من گرفتند…
من برا دیگران آموزش دیدم نه خودم اینم پاشنه اشیلم
خدایا شکرت که این آفت رو بهم نشون دادی ….
استاد ممنونم از شما بهت قول میدم از این لحظه به بعد نتایج بیشتری و بزرگتری رو خواهم گرفت….
امروز در مدرسه ازم درخواست کردند تا کلاسهای فوق برنامه برای دانش آموزانم برگزار کنم و حق الزحمه اونم دریافت کنم.
دومین نشانه شاید خنده دار این باشه که بعد از مدت های مدید من در بازی pes تمام بازیهام رو در برابر رئال با بردهای پرگل به پایان رساندم واقعا برام خیلی جالب بود قبلا میشستم تا نمیبردم بلند نمی شدم اما امروز بخاطر اینکه همشو میبردم چندین بار بازی کردم??????
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق
61. شصت و یکمین روز از روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا
من دیشب خواستم بخوابم قبل خواب تعهد نوشتم، رفتم سراغ کتاب رویاهایی که رویا نیستند از صفحه 11 که مونده بود شروع کردم وقتی به نوشته آبی پر رنگ تو کتاب رسیدم
گفتم وای خدای من
نوشته این بود :
نقش باور ها در تحقق یا عدم تحقق رویا ها
آخه من قبلش تو دفترم نوشتم که ببین طیبه جهان هستی کاری نداره که تو چی میخوای جهان هستی فقط و فقط به فرکانسایی که میفرستی جواب میده و دیروز من بارها به خودم این قسمت از حرفای استاد عباس منش رو تکرار کردم ونوشتم که همیشه یادم باشه
من تا صفحه 20 خوندم و بعد نوشتم و گفتم خدای من تعهد میدم از همین لحظه بیشتر مراقب رفتار خودم باشم تو هم کمکم کن
و یه سر رسید برداشتم و تمام تمریناتی که بود رو نوشتم و متعهد شدم که هر روز انجامشون بدم
آخه یه جا از استاد عباسمنش که میگفتن شنیدم یا خوندم که باید تمریناتو هر روز انجام بدین نه اینکه یه بار تمرین رو انجام بدین و تموم بشه
و من تعهد دادم و 6 تا تمرین نوشتم که هر روز انجامشون بدم
و تاریخ نوشتم و بعد میخواستم بخوابم تو تعهدم از خدا خواستم که کمکم کنه قرآن رو هم بخونم اینبار دیگه از اول که شروع کردم ادامه بدم و بخونم با معنی
خواستم که بخوابم دیر وقت بود ،یه صدایی گفت قرآن رو شروع کن تعهد دادی ولی ذهنم میخواست تنبلی کنم و بهم گفت که حالا فردا میخونی معنیاشو منم نذاشتم ذهنم حرف بزنه و زود قرآن و برداشتم و از سوره بقره که شروع کرده بودم ادامه دادم خوندم و خوابیدم
صبح یهویی بیدار شدم فقط داشتم سوره انشراح رو آیه اول رو تکرار میکردم
خواب دیدم من داشتم سوره انشراح رو مینوشتم و انگار بهم گفته میشد که این سوره رو دقت کن
من اصلا معنی سوره رو یادم نبود چون قبلا خونده بودمش و حتی یه فایلی از استاد عباسمنش بود که درمورد سوره انشراح میگفتن قبلا گوش داده بودم ولی اسم فایل یادم نبود
همین که از خواب بیدار شدم فقط میگفتم سوره انشراح و آیه اولشو تکرار میکردم
رفتم از اینترنت ترجمه شو نگاه کنم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴿1﴾
آیا براى تو سینه ات را نگشاده ایم (1)
وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ ﴿2﴾
و بار گرانت را از [دوش] تو برنداشتیم (2)
الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ ﴿3﴾
[بارى] که [گویى] پشت تو را شکست (3)
وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ﴿4﴾
و نامت را براى تو بلند گردانیدیم (4)
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿5﴾
پس [بدان که] با دشوارى آسانى است (5)
إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿6﴾
آرى با دشوارى آسانى است (6)
فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿7﴾
پس چون فراغت یافتى به طاعت درکوش (7)
وَإِلَى رَبِّکَ فَارْغَبْ ﴿8﴾
و با اشتیاق به سوى پروردگارت روى آور (8)
بلند شدم گفتم من باید فایل استاد عباسمنش رو بشنوم وفتی داشتم میگشتم اصلا اسم فایل رو نمیتونستم که پیدا کنم
گفتم خدا من هیچی نمیدونم تو بهم بگو کدوم فایل بود
رفتم از گالری گوشیم پایین تر یکم بالا پایین کردم نگاه کردم یهویی یه فایل نظرمو جلب کرد روش زدم دیدم خودشه
همه کار خدا بود که نشونم داد فایل رو
قلبی که به سوی خداوند باز میشود
باز کردم گوش دادم
داشتم فکر میکردم که خدا چی میخواد از این سوره بهم بگه
یهویی پارسالم اومد جلوی چشمم و اون گریه هایی که میکردم سرنماز و اصلا آرامش نداشتم با اینکه نماز میخوندم و غمی تو وجودم بود و آرامش نداشتم
و یهویی فهمیدم که من چقدر تغییر کردم که دارم الان با آرامش کامل با خدا حرف میزنم در صلح با خودم شدم از خیلی جهات
خیلی فرق کرده حالم
یاد خواسته ام از خدا افتادم و دیدم که چقدر منو آروم کرده در مورد خواسته ام
و همه این ها آرامش عجیبی بهم داد
و بعد اومدم که بنویسم داشتم به این فکر میکردم که 60 روز از روز شمار تحول زندگیم گذشته و من هر روز متعهد بودم تا هم عمل کنم و هم از آگاهی ها استفاده کنم و یاد بگیرم
و خوشحال بودم از اینکه تونستم متعهد باشم
بعد که اومدم روز شمار 61 رو ببینم دیدم قشنگ درمورد تعهد هست و من دقیقا قبل دیدنش تعهدم رو نوشتم و از خدا خواستم که کمکم کنه تعهدم قوی تر بشه
و این متن توضیحات فایل :
زیرا شروع وقوع اتفاقات عالی از همین جاست. دلیل تغییر زندگی من نیز، متعهد ماندن به ادامه این شیوه بوده است
و آغار فصل سوم از روز شمار تحول زندگیم با تعهدم شروع شد که مصمم تر از قبل باشم
و عمل کنم
و عمل کنم
و عمل کنم
چون تا وقتی عمل نکنم قدم های بعدی بهم گفته نمیشه
بعد من صبحش رفتم کلاس رنگ روغنم ،تابلوم که پاره اش کرده بودن تو نمایشگاه رو هم با خودم بردم که به استادم بگم یاد بده که خودم ترمیمش کنم
وقتی کلاس تموم شد وقتی نشونش دادم نقاشی پاره شدمو عصبانی شد گفت چیکار کردی ؟؟؟
جریانو توضیح دادم و گفت تو نباید خودت ترمیم کنی و اونا تعهد دادن باید به تعهدشون عمل کنن
بعد جوری باهام حرف زد احساس ناتوانی کردم ،بهم گفت تو نمیتونی حقت رو بگیری و بعد به خدا گفتم خدایا تو همه کس من هستی تو کمکم کن حقم رو بگیرم و ضعیف بودن از حرفای استادم که از حرفاش اینو بهم رسوند که تو نتونستی حقت رو بگیری و قبول کردی که به راحتی میتونه هر کسی از این به بعد تابلو نقاشیتو پاره کنه و جوابتو نده و تو همینجوری بمونی و کاری نکنی ،تابلوتو پاره کردن اونم این تابلو پر کاری که درسته با اکریلیک کشیدی ولی زحمت کشیدی
من یه لحظه بغضم گرفت گفتم خدایا چیکار کنم ،اونروز تو نشونه هات بهم گفتی که پاشو برو خونه وقتی منتظر بودم صاحب گالری بیاد و بهم گفتی که من کمکت میکنم ،ولی اینجا هم فهمیدم که من احساس بی لیاقتی داشتم نسبت به کارم و بی ارزشش کردم و درست پیگیری نکردم
شاید خدا اونروز گفته برو تا امروز متوجه این موضوع بشم که ارزشمندی و لیاقتم رو نسبت به کارم پیگیر باشم و باور هام رو تقویت کنم
واقعا نمیدونم چیکار کنم
بعد استادم گفت که ببر بگو تعهد دادین باید درستش کنید و عمل کنید به تعهدتون
من تو راه همه اش داشتم با خدا حرف میزدم میگفتم خدایا هدایتم کن بگو جیکار کنم ،زنگ زدم باز جوابی نگرفتم پیام دادم که یک ماه و نیم شده به تعهدتون عمل نکردید اگر جواب ندید با پلیس میام گالریتون
و سپررمش به خدا گفتم خدایا هدایتم کن
حرف استادم خیلی باعث شد به چند تا چیز فکر کنم
اینکه یادم اومد استاد عباس منش گفته بودن که یه بار با یه موتوری طی کرده بودن مبلغ مسیر رو موتوری وقتی رسیده بود به مقصد مبلغ رو زیاد گفته بود و استاد بهش باج ندادن و همون مبلغی که طی کردن رو داده بودن
یادم اومد این موضوع و به خدا گفتم خدایا من ضعیف نیستم حقم هست این ترمیم تابلوم که پاره اش کردن و تعهد دادن و امضاش کردن من ضعیف نیستم تو نیروی قدرتمند در درون من هستی تو همه کس من هستی تو کمکم کن بگو چیکار کنم
بعد دوباره آیه 7 سوره قصص و همون آیه که
خداوند فرمود دعای شما پذیرفته شد
رو نشونه گرفتم از خدا
پیام دادم و باقی شو به خدا سپردم
با سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی
ضمن تبریک به دوستان که برنده شدند استاد ممنون که خرید قایق تفریحی را اعلام میکنید و باور ما را به فراوانی این جهان قویتر میکنید و باعث میشود که ما هم نیرو بگیریم وقتی زندگی قبلی شما را مقایسه میکنم به خودم میگم من که الان زندگی خیلی بهتری از زندگی قبلی استاد دارم میتونم نسبت به استاد زمان کمتری به خواسته هام برسم استاد خیللللللی دوستون دارم به امید روزی که در ایران شما را ببینیم بهترینها را برایتان آرزو دارم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان گرامی آقای سید رهام آقای سید کاظم فلاح و ستاره عزیز تبریک میگم خدمتتون و بسیار خوشحالم از موفقیتتون امیدوارم هر روز از هر جهت موفق تر از روز قبل باشین .
استاد عزیزم چند وقتی بود خیلی ازشرایط خودم راضی نبودم البته تمام اون ایتم هایی که در صحبت هاتون بهش اشاره کردید در زندگی ام جاریه ارامش عمیق و درونی شادی روابط بسیار
عالی و صدها مورد دیگه که بعد از صحبت هاتون پیدا کردم برای من عالی بود تلنگری بود که نیم نگاهی به گذشته داشته باشم و ببینم از کجا به کجا رسیدم و خدا رو هزاران بار شکر که در مسیرم و تمرکزم رو بیشتر روی خواسته ها وشرایطی که دوست دارم بوجود بیارم گذاشتم خدا رو شکر میکنم که هستید .
سلام
ضمن تشکر از فایل بسیار خالص و فرکانس پاکتان که کاملا ملموس و محسوس بود، با توجه به اینکه قایق تفریحیتون رو بیشتر برای اینکه ما ایمانمون به قوانین قوی تر بشه گرفتید، خواهشا فایلی درباره آن ضبط کرده و قسمت های مختلفش را نشانمان دهید. خیلی خیلی ممنون استاد عزیزم.
سلام به استاد عزیز، و خانم شایسته ی گرامی و همه ی هم فرکانسی های محترم
چیزی که میخوام بنویسم برداشتم از این فایل نیست،ولی مربوط میشه به این فایل:
سه ساله که دارم ورودی هامو کنترل میکنم،و پیش خودم میگفتم : تو محشری،… دفتر تمرینهامو می بینم از بهمن ماه جدیتم در تمرینها کم شد و بعد در اسفند ماه دیگه خیلی افت کرد و وقتی وارد روزهای قرنطینه شدیم دیگه من آدم قبلی نبودم.خیلی خشم داشتم…تا دیروز که دیدم اینطوری نمیشه و باید دوباره تجدید عهد کنم.دیدم من خیلی راحت از مسیر منحرف شدم. میدانم که چه چیزهایی باعث شد که حواسم پرت شود. بابت خشمم سپاسگزارم. چون استاد میگن هر وقت حالت بده بدان که در مسیر درست نیستی ، یک علامته ، پس اول شکرگذار باش و بعد بیا در مسیر.خدا رو شکر که به قول استاد: “خیلی زود بیدار شدم”
الان میفهمم وقتی استاد میگن این آگاهی ها فرّارن یعنی چه. مثل الکل می پرن زود، و چقدر اهمیت داره که با جدیت این کنترل انجام بشه و به مغزمان اطلاعات زیبا بدیم. از خدا خواستم منو ببخشه بخاطر کج رویم.خودم رو بخشیدم با مهربانی بیشتر. ازش خواستم هدایتم کنه به راه راست.
شاید این تلنگر برای من لازم بود که مغرور نشم به خودم و بدانم که اگه قانون را جدی نگیرم سریع میرم توی جاده خاکی.
در پناه فرمانروای جهان هستی شاد و سلامت باشید.
به نام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون
خدارا هزاران بار شکر که بعد از یک هفته استراحت فصل سوم رو شروع کردم و متعهدانه ردپای شصت و یکم سفرنامم رو می نویسم…
فکر می کنم این وقفه به جا بود..برای اینکه بفهمم چقدر به نوشتن این روزشمار و تکرار باورهام نیاز دارم…با اینکه هر روز فایل گوش میکردم اما این تعهد یه چیز دیگه اس…
این فایل رو بارها گوش کردم و حتی از پیشنهاداتی که استاد دادن هم استفاده کردم….واقعا در کنترل ورودی ها موثر بود و به طبع روی حالم و ساختن باورهام هم تاثیر داشت…
واقعا خوشحالم…چون الان توی این یک هفته ای ک استپ کردم فهمیدم این تمرینات چیزی نیس ک متوقف بشه…چون فرکانس های تو در هر لحظه داره ارسال میشه
واقعا فهمیدم برای ساختن باورهام اول باید ورودی هام رو کنترل کنم …من الان تقریبا ٣ ماه هستش ک تلویزیون نمی بینم و اخبار رو دنبال نمی کنم ولی هم چنان در اینستا چرخ میزنم …اما باز ه سعی می کنم فقط فوکوسم بر نکات مثبتش باشه..
چقدر برام جالب بود ک استاد گفتند یکی از راه های توجه بر نکات مثبت اینه که توانایی ها و زیایی های خودت رو یادآوری کنی و خودمون و افکارمون رو با باورهای درست و ورودی های مناسب بمب باران کنیم.. و وقتی این کار رو بکنی روند زندگیت تغییر می کنه
خوشحالم ک منم الان تقریبا جز اون آدم هایی هستم ک اگر از مسیر بیرون برم فوری متوجه میشم و سعی می کنم ک احساسم رو خوب نگه دارم
ولی الان میدونم اگه خواسته ای دارم خیلی متهدانه و مترکز باید براش و ساختن باورهام تلاش کنم و زمان بگذارم
به موقع همه چیز داده میشه ..فقط کافیه ایمانم رو حفظ بکنم و توی این مسیر بمونم..
ای خدای بزرگ بهدخاطر این همه آگاهی و استاد عزیزم سپاسگزارم
خدایا به خاطر تضادها که منو به تفکر وامیداره سپاسگزارم
خدایا هدایتم کن…خدایا به سمت بهترین اناخاب ها هدایتم کن…خدایا کمکم کن که در مسیر درست بمونم
خدایا احساس های گناهی عبث و نادرستی که باعث میشه من از خواسته هام دست بکشم رو از من دور کن
انسانهای مناسب رو به زندگی من هدایت کن
خدایا من روزی به غیر حساب می خوام و می خوام به غیر از زیبایی هیچ چیز نبینم
خدایا سپاسگزارم
به نام مهربان پروردگار هدایت گرم
بنام مهربان پروردگاریاسخاوتم که جهان هستی رو پراز فراوانی آفرید
باید اتفاقات خوب را ببینی، تایید و تحسین شان کنی و آگاه باشی که، همین قانونی که اتفاقات کوچک را برایت رقم زده، اتفاقات بزرگتر را هم رقم می زند اگر با همین احساس رضایتمندی، ادامه داده و اجازه دهی باورهایت قوی تر و تکامل ات طی شودهدایت میشوی به خالق عامدانه ی خواسته هایت بودن👍👍👍👍
سپاسگزارم استاد عزیزم که هربار قوانین رو به زبان ساده و با مثالهای عینی برامون توضیح میدید
عاشقتونم و عشق برای همه ی دوستان عزیزم در سرزمین عباسمنش💚❤️
سلام به همگی و استاد عزیزم
روز شصت و یکم از سفرنامه من
خیلی خوشحالم که تا امروز قدم هارو برداشتم و همچنان اینجا در کنار شما هستم
استاد همیشه تو همه فایل ها شما تاکید زیاد دارید بر کنترل ورودی ها که باورهای مارو میسازه و باعث میشه که اتفاقاتی از جنس همون ورودی ها و باورها وارد زندگیمون بشه
و این فایل دوباره بمن یادآوری کرد که چقدرررر ورودی ها مهم هستن
و من همچنان باید خیلی بیشتر حواسم باشه
منم تو این مدت سعی کردم که این کنترل داشته باشم که خداروشکر تا به الان تونستم یسری از دوستان رو آگاهانه ازشون دوری کنم و بعضی ها هم خودشون رفتن که همه اینا نشون از تغییر من بود، بیشتر وقتا سعی کردم که نکته های مثبت ببینم
اما بعضی وقتا تو شرایطی گیر میکنم که اون حرفا و باورهای منفی رو میشنوم که باز برمیگردم به خودم میگم، آوا، کدوم ذهنیت و باور توئه که تو رو تو این شرایط قرار داده که این فرد بخواد با تو حرف بزنه ..!!
هنوز خیلی جای کار دارم
ولی خداروشکر میکنم که با این آگاهی ها با این آموزش های استاد با کامنت های شما عزیزان میتونم خودم شرایطمو تغییر بدم و اونطوری بسازمش که خودم میخوام
در واقع
حالا که ورودی هامو کنترل میکنم احساس میکنم بهتر میتونم باورهایی رو تشخیص بدم که مثل ترمز یجاهایی منو متوقف کرده و یا شرایط نادلخواه رو برام میاره
همین دید مثبت یعنی بهتر شدن و بهتر شدن
حتی اگه جایی یه اشتباهی کنم دیگه خودمو سرزنش نمیکنم و درسشو میگیرم، به خودم میگم آفرین فهمیدی که باید چکار کنی فهمیدی که چی میخوای، حالا ورودی هارو انتخاب کن، باورهارو بساز، بذار دستان خدا کارهارو برات انجام بده، بذار خدا هدایتگرت باشه، تا به خواسته ات برسی
استادجان، شما با دوره هاتون با این فایل هاتون چیزی رو بمن دادی که هیچوقت فکر نمیکردم که خدای من یه سیستمی باشه که بگه تو بخواه، تو باور کن، تو شاد باش تا زندگیتو بسازی
وقتی میبینی که من چقدر الان با بقیه فرق دارم، چه چیزهایی رو میدونم که خیلی ها حتی بهش فکرم نمیکنن، چقدر از نگرانی هام کم شده
فقط سپاسگزاری میکنم و میخوام که هر روز بهتر و بهتر این قانون یاد بگیرم و خیلی بهتر ازش استفاده کنم و انقدر آگاهانه پیش برم که اصلا به افراد و اتفاقاتی برخورد نکنم که بخوان ورودی نامناسب بمن بدن!
چقدر این مسیر با این فکر با این قانون تغییر ناپذیر خدا زیباس
استاد عزیز دلم میخواد بخاطر همه چیز هر لحظه ازتون سپاسگزاری کنم ️
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان خوبم
اما در این فایل زیبا و ارزشمند بهترین راه کنترل ورودیهای ذهن برای من قرآن خواندن است و یا ارتباط نداشتن شبکههای اجتماعی و یا به زیباییها توجه کردن است که خودمون هستیم که اتفاقات خودمان را رقم میزنیم چون قانون اینجوری عمل میکنه
با توجه به افکار و نکات خوب و تمرکز به کانون توجهمون اگه بتوانیم آن را کنترل کنیم باورهامونو اونجوری که دوست داریم ایجاد میکنیم در مورد همه چیز این تعهد باید در ما ایجاد شود تا شرایط ما را به خواستههایمان برسونه اگر افراد ناجالب را در زندگی خود نبینیم این باعث میشود که در زندگی اتفاقات خوبی برای ما رخ بدهد یعنی در مسیر درست زندگی قرار میگیریم
احساس نزدیکی به خداوند و با دیدن زیباییها و سپاسگزاری کردن برای من انرژی و حال خوبی دارد چون از خداوند سپاسگزارم که در مسیر درست هستم وکنترل ذهن میکنم زندگیمان قشنگتر میشود وقتی یه چیزی یاد میگیریم خیلی خوبه خودمون اول عمل کنیم و استفاده کنیم تو این مسیر خدا عشق و باور خودمون رو بایستی باور کنیم که جهان سیستمی داره عمل میکنه
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
استاد جانم سلام
ممنونم از این همه عشقی که خداوند از زبان شما به ما میده
استاد عزیزم من از میان کلام شما پاشنه آشیل و دلیل عدم موفقیت های بزرگ و نتیجه گیری از آموزش های شما پیدا کردم…
خیلی خوشحالم
من از روزی که با شما آشنا شدم این فکر تو سرم بود که این آموزش های شما رو به دیگران انتقال بدم و تدریس کنم و ازین راه زندگی دیگران رو خوب کنم و اصلا این هدفم نبوده که بیام آموزش ببینم تا موفقیت بیشتر کسب کنم واسه همین هم تا الان کلی هزینه بابت آموزش کردم اما خودم نتایجی که میخواستم رو نگرفتم البته زندگیم بهتر شده آرامشم بیشتر شده اما من در مواجهه با افراد سعی میکردم حرفهای قشنگ بگم نصیحت کنم و به نوعی نقش یک تاثیر گذار رو داشته باشم ولی خودم زیاد بهش عمل نکنم من کلی کتاب خریدم که مطالعه کنم و در آموزش های آینده و در کلاسهام ازش استفاده کنم و حرفهای قلمبه سلمبه بگم که چی که یعنی من استادم و تدریس رو دوست دارم و خیلی حالیمه و میخوام زندگی دیگران رو تغییر بدم حتی از الان دارم فیلمهایی رو تهیه میکنم به عنوان سند که در آموزش هام به افراد نشون بدم که ببینید چی بودم چی شدم ….
میبینی استاااااد چقدر من به فکر تغییر زندگی دیگران بودم ولی خودم حاضر به تغییر نبودم به خاطر دیگران دارم هزینه میکنم نه بخاطر خودم ؟؟؟!!!!
خب حالا همچین فردی به نظرت میشه نتایج بزرگی هم بگیره ؟؟؟ معلومه که نه
اولین هدفم این بوده زندگی دیگران رو تغییر بدم نه خودم واسه همین بعد از گذشت سه سال دارم حسرت میخورم که از آشنایی من با شما گذشته ولی دوستانی که دیرتر از من شما رو پیدا کردند نتایج عظیم تری از من گرفتند…
من برا دیگران آموزش دیدم نه خودم اینم پاشنه اشیلم
خدایا شکرت که این آفت رو بهم نشون دادی ….
استاد ممنونم از شما بهت قول میدم از این لحظه به بعد نتایج بیشتری و بزرگتری رو خواهم گرفت….
دوستت دارم استاد
دوستت دارم خداااااااااااااا
سلام مجدد استاد
اولین نشانه بعد از شناسایی پاشنه آشیلم:
امروز در مدرسه ازم درخواست کردند تا کلاسهای فوق برنامه برای دانش آموزانم برگزار کنم و حق الزحمه اونم دریافت کنم.
دومین نشانه شاید خنده دار این باشه که بعد از مدت های مدید من در بازی pes تمام بازیهام رو در برابر رئال با بردهای پرگل به پایان رساندم واقعا برام خیلی جالب بود قبلا میشستم تا نمیبردم بلند نمی شدم اما امروز بخاطر اینکه همشو میبردم چندین بار بازی کردم??????