اجرای توکّل در عمل


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل نقشه‌ی راهی است برای درک اینکه چرا نتایج (به‌ویژه مالی) برای برخی افراد دیرتر از سایر جنبه‌ها در زندگی پدیدار می‌شوند و چگونه می‌توان با درک و اجرای صحیح قوانین ثروت، مسیر ساختن آزادی مالی را هموارتر و نتایج را پایدارتر کرد. تمرکز اصلی این آموزه ها بر ساختن باورهای توحیدی مرجع به عنوان زیربنای تمام موفقیت‌هاست که اساس آموزه های استاد عباس منش در دوره های روانشناسی ثروت است.

استاد با الهام از مسیر حضرت ابراهیم (ع)، این حقیقت را یادآور می‌شوند که تمام تلاش‌ها، آموزش‌ها و حتی تلاش برای کسب ثروت، تنها یک هدف غایی دارد: درک عمیق‌تر خداوند و تکیه بر او به عنوان تنها قدرت مطلق جهان. وقتی داستان‌های موفقیت افراد را بررسی می کنیم، به این نقطه مشترک می رسیم که وقتی انسان شرک خفی را در وجودش شناسایی کرده و قدرت را از عوامل بیرونی (رئیس، دولت، شرایط بازار و…) گرفته و تنها به خداوند می‌سپارد، آرامشی وصف‌ناپذیر تمام وجودش را فرا می‌گیرد. این ایمانِ توحیدی است که باعث می‌شود در تندبادهای حوادث، اخراج شدن‌ها، یا بحران‌های عاطفی، فرد متزلزل نشود و بداند که دستان خداوند از راه‌های بی‌نهایت، حمایت و هدایتش خواهند کرد. در واقع، ثروت، اعتبار، نفوذ کلام و سلامتی، همگی میوه‌هایی هستند که بر شاخسارِ درختِ ارتباط با خدا می‌رویند. پیام کلیدی این است که اگر می‌خواهید جهان در برابر شما تعظیم کند، باید تنها در برابر پروردگار تعظیم کنید و غیر از او را هیچ بپندارید.

نکته راهگشایی که استاد برای آن دسته از دوستانی که هنوز نتایج مالی بزرگ نگرفته‌اند، بسیار قابل تامل است. ابشان از تجربه شخصی خود می‌گویند که چگونه با وجود تغییرات سریع در آرامش و معنویت، شکستنِ سدِ مقاومت‌های ذهنی در مورد پول، زمان‌برترین بخش پروسه تغییر بود. دلیل این امر، ریشه دواندنِ باورهای محدودکننده و مخرب در مورد پول، خصوصا باورهای محدودکننده درباره رابطه پول و خداوند در اعماق ناخودآگاه ماست که در طی نسل‌های متمادی ذهن را برای دور شدن از ثروت و رفاه، برنامه ریزی کرده است؛ باورهایی که همچون سیمان به ذهن چسبیده‌اند.

استاد عباس منش به شما این اطمینان می‌دهد که اگر آرامش دارید، اگر روابطتان بهتر شده و نشانه‌های کوچک را می‌بینید، مسیرتان درست است. تاخیر در نتایج مالی نباید باعث ناامیدی شود، بلکه باید انگیزه‌ای باشد برای تلاشی جهادگونه‌تر جهت احاطه ذهن با باورهای ثروت‌ساز. ثروت و فراوانی، پاداش طبیعیِ ذهنی است که باورهای محدودکننده قبلی درباره ثروت را اصلاح می کند و این اتفاق با پایداری و ادامه دادن مسیر، قطعاً رخ خواهد داد.

نکته اصلی آگاهی های این فایل، مفهوم رابطه مستقیم ثروت و گسترش جهان است. ثروت، نتیجه حل مسائل است. میزان ثروت افراد به میزان توانایی آنها در حل مسائل جامعه اطراف شان و در نتیجه رشد جهان است. چیزی که اساس آموزه های استاد عباس منش در دوره های روانشناسی ثروت است به همین دلیل بخش اصلی آموزه های استاد در این جنبه، به تواناشدن در حل مسائل و بزرگتر شدن از مسائل تمرکز دارد.

رازِ رشد کمپانی‌های بزرگ این است که آن‌ها توانسته‌اند مسائل بیشتری را از آدمهای بیشتری حل کنند در نتیجه به تعداد بیشتری از انسان‌ها خدمت کنند و جهان در پاسخ به این گسترش، به آنها پاداش می دهد. زیرا جهان حسابداری دقیق است که بیشترین پاداش ها را به افرادی می دهد که مسائل بیشتری را حل می کنند.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

740 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سپیده آقایاری» در این صفحه: 1
  1. -
    سپیده آقایاری گفته:
    مدت عضویت: 2100 روز

    با نام و یاد فرمانروای مطلق جهان

    تعهد روز چهاردم، 25 مرداد 1404

    سلام به همه دوستان عزیزم در این سایت الهی

    استاد خوبم

    زمانی بود که تو زندگیم خودم رو اسیر میدونستم.

    زندگی بی معنا بود برام.

    من خودم رو یک فرد معمولی میدونستم که اصلا توان پیشرفت بیش از جایگاه فعلیش رو نداره.

    من برای ثروتمند شدن به این سایت اومدم و یادمه اوایل از بحثهای توحیدی بیزار بودم.

    هر وقت فایلی با این موضوع میشنیدم میزدم فایل بعدی که یه تکنیک موفقیت یا ثروتمند شدن رو یاد بگیرم.

    اون زمان تو ذهنم هیچ ارتباطی بین خداوند و ثروت نبود.

    اصلا این 2 تا موضوع مگه ربطی دارن به هم؟

    خدا چرا اصلا باید به ما کمک میکرد که زندگی بهتری داشته باشیم؟ به آرزوهامون برسیم؟ ثروتمند بشیم؟

    ارتباط با خدا تو ذهن من فقط با نماز خوندن برقرار میشد که اونم نمیخوندم.

    نهایتش هر از چند گاهی یه خواسته ای داشتم و با نذر و توسل به صد نفر شاید جواب میداد و خواسته ام اجابت میشد.

    تا کم کم با شنیدن صحبتهای استاد شناخت متفاوتی از خداوند پیدا کردم.

    اولین بار بود که ارتباط بین خدا و ثروت رو میشنیدم.

    شنیدم که خداوند منبع ثروته.

    شنیدم که ثروت معنویه.

    شنیدم خداوند بیشتر از ما میخواد ثروتمند بشیم چون با ثروتمند شدن به گسترش جهان کمک میکنیم.

    شنیدم که من تکه ای از خداوندم و لایق استفاده از بهترین نعمتهای این جهانم.

    شنیدم خداوند میتونه پارتی من باشه.

    شنیدم خداوند از هر کسی که به گسترش دنیا کمک کنه حمایت میکنه.

    شنیدم به خدا وصل بشی همه چیز میشه برات.

    شنیدم برای شروع کسب و کار شریک نمیخواد و خداوند شریک میشه برات.

    و کم کم خدا رو تو زندگیم دیدم.

    خداوند ایده شد برای من.

    خداوند سرمایه شد برای من.

    خداوند دلها رو نرم کرد.

    خداوند بهم امید و انگیزه داد.

    خداوند قدمها رو برام هموار کرد.

    خداوند مشتری ها رو آورد به سمت من.

    خداوند تبلیغ شد برام.

    خداوند دستانش رو آورد برام.

    خداوند قوانین رو به نفع من تغییر داد.

    خداوند قدم اول و بعدش دوم و بعدش سوم و … بهم گفت.

    خداوند مسایل رو حل کرد.

    و اینطوریه که این ارتباط داغونی که با خدا داشتم کم کم بهبود پیدا کرد.

    با بهبود اون، ارتباطاتم خود به خود بهبود پیدا کرد.

    کم کم جرات و جسارت پیدا کردم.

    کم کم فهمیدم من میتونم متوسط نباشم و عالی باشم.

    کم کم فهمیدم اگه به خدا وصل باشم همیشه برای مسائل و چالشهای زندگی راه حلی هست.

    کم کم فهمیدم من توان یادگیری کارهای جدید رو دارم.

    کم کم فهمیدم میشه به اهدافی که برام زمانی دور از ذهن بود فکر کنم.

    کم کم فهمیدم میشه بگم باش و بشود.

    کم کم فهمیدم من نه به خدا وصلم، بلکه من تکه ای از خدا هستم.

    کم کم فهمیدم بابا زندگی من هیچ ربطی به گذشته ام نداره.

    و در یک روند آرام من فردی شدم که ظاهرش شبیه سپیده آقایاری هست اما باطنا هیچ شباهتی بهش ندارم.

    من عاشق این سپیده شدم چون خدای درونش و گنج درونش رو داره هر روز بیشتر پیدا میکنه.

    این سپیده الان داره گامهای کسب و کارش رو بر میداره.

    و شریکش خداونده.

    و خداوند بهش گفته تو فقط تو این مسیر باش و من در این مسیر به هر چیزی که بخوای میرسونمت. چون تو با کارت به گسترش جهان کمک میکنی و این رسالت تو در این جهانه.

    استاد بی نهایت دوستتون دارم و از اینکه زمانی خواستید مسیری چنین متفاوت رو طی کنید، ازتون ممنونم. تنتون سلامت و مسیرتون پر از نور الهی.

    در پناه رب العالمین باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: