اجرای توکّل در عمل
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل نقشهی راهی است برای درک اینکه چرا نتایج (بهویژه مالی) برای برخی افراد دیرتر از سایر جنبهها در زندگی پدیدار میشوند و چگونه میتوان با درک و اجرای صحیح قوانین ثروت، مسیر ساختن آزادی مالی را هموارتر و نتایج را پایدارتر کرد. تمرکز اصلی این آموزه ها بر ساختن باورهای توحیدی مرجع به عنوان زیربنای تمام موفقیتهاست که اساس آموزه های استاد عباس منش در دوره های روانشناسی ثروت است.
استاد با الهام از مسیر حضرت ابراهیم (ع)، این حقیقت را یادآور میشوند که تمام تلاشها، آموزشها و حتی تلاش برای کسب ثروت، تنها یک هدف غایی دارد: درک عمیقتر خداوند و تکیه بر او به عنوان تنها قدرت مطلق جهان. وقتی داستانهای موفقیت افراد را بررسی می کنیم، به این نقطه مشترک می رسیم که وقتی انسان شرک خفی را در وجودش شناسایی کرده و قدرت را از عوامل بیرونی (رئیس، دولت، شرایط بازار و…) گرفته و تنها به خداوند میسپارد، آرامشی وصفناپذیر تمام وجودش را فرا میگیرد. این ایمانِ توحیدی است که باعث میشود در تندبادهای حوادث، اخراج شدنها، یا بحرانهای عاطفی، فرد متزلزل نشود و بداند که دستان خداوند از راههای بینهایت، حمایت و هدایتش خواهند کرد. در واقع، ثروت، اعتبار، نفوذ کلام و سلامتی، همگی میوههایی هستند که بر شاخسارِ درختِ ارتباط با خدا میرویند. پیام کلیدی این است که اگر میخواهید جهان در برابر شما تعظیم کند، باید تنها در برابر پروردگار تعظیم کنید و غیر از او را هیچ بپندارید.
نکته راهگشایی که استاد برای آن دسته از دوستانی که هنوز نتایج مالی بزرگ نگرفتهاند، بسیار قابل تامل است. ابشان از تجربه شخصی خود میگویند که چگونه با وجود تغییرات سریع در آرامش و معنویت، شکستنِ سدِ مقاومتهای ذهنی در مورد پول، زمانبرترین بخش پروسه تغییر بود. دلیل این امر، ریشه دواندنِ باورهای محدودکننده و مخرب در مورد پول، خصوصا باورهای محدودکننده درباره رابطه پول و خداوند در اعماق ناخودآگاه ماست که در طی نسلهای متمادی ذهن را برای دور شدن از ثروت و رفاه، برنامه ریزی کرده است؛ باورهایی که همچون سیمان به ذهن چسبیدهاند.
استاد عباس منش به شما این اطمینان میدهد که اگر آرامش دارید، اگر روابطتان بهتر شده و نشانههای کوچک را میبینید، مسیرتان درست است. تاخیر در نتایج مالی نباید باعث ناامیدی شود، بلکه باید انگیزهای باشد برای تلاشی جهادگونهتر جهت احاطه ذهن با باورهای ثروتساز. ثروت و فراوانی، پاداش طبیعیِ ذهنی است که باورهای محدودکننده قبلی درباره ثروت را اصلاح می کند و این اتفاق با پایداری و ادامه دادن مسیر، قطعاً رخ خواهد داد.
نکته اصلی آگاهی های این فایل، مفهوم رابطه مستقیم ثروت و گسترش جهان است. ثروت، نتیجه حل مسائل است. میزان ثروت افراد به میزان توانایی آنها در حل مسائل جامعه اطراف شان و در نتیجه رشد جهان است. چیزی که اساس آموزه های استاد عباس منش در دوره های روانشناسی ثروت است به همین دلیل بخش اصلی آموزه های استاد در این جنبه، به تواناشدن در حل مسائل و بزرگتر شدن از مسائل تمرکز دارد.
رازِ رشد کمپانیهای بزرگ این است که آنها توانستهاند مسائل بیشتری را از آدمهای بیشتری حل کنند در نتیجه به تعداد بیشتری از انسانها خدمت کنند و جهان در پاسخ به این گسترش، به آنها پاداش می دهد. زیرا جهان حسابداری دقیق است که بیشترین پاداش ها را به افرادی می دهد که مسائل بیشتری را حل می کنند.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری اجرای توکّل در عمل292MB24 دقیقه
- فایل صوتی اجرای توکّل در عمل22MB24 دقیقه














بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
سلام به استاد عباسمنش و دوستان گل گلاب
از حدود یکی دو هفته پیش یک الگویی توی قرآن که بسیار شبیه به الگوی رفتاری من با خداوند بود نظرمو جلب کرد
نمیدونم چرا…یهویی هم به ذهنم خطور کرد
اینم حتماً هدایت خداوند برای درک و عمل بهتر من هستش
تا الان موقعیتش ایجاد نشده بود در موردش بنویسم ولی امروز که از خدا هدایت خواستم و زدم روی نشونه روزانه ام، دیدم این فایل برام امد که بی ربط به چیزی که خداوند هدایتم کرده بود نیست
داستان از این قراره که من متوجه یک الگوی خیلی مشخص توی قرآن شدم که مربوط به رابطه بین مهارت و هدایت خدا میشه
من متوجه شدم خدا کسی رو که مهارت توی یک حرفه ای داره به سمت استفاده درست از اون مهارت هدایتش میکنه یعنی اگر کسی مهارت چیزی رو نداشته باشه عملاً هیچ هدایتی در مسیر کاری دریافت نمیکنه مگر اینکه هدایت خداوند در وحله اول برای فهمیدن مهارت و علاقه باشه و بعد در مسیرش حرکت کردن و هدایت شدن برای استفاده درست از اون مهارت
یعنی خداوند انسانها رو نهتنها به ایمان و اخلاق، بلکه در مسیر مهارتها و کارهای دنیاییشون هم هدایت میکنه — تا اون استعداد و مهارت در مسیر درست به کار بره، مثل ارتباط آدم ها با همدیگه، که آدم هایی که با همدیگه همفرکانس هستند خداوند اونا رو بهم میرسونه یا همزمانی هایی که فقط میتونه توسط خداوند برای آدم انجام بشه
توی آیه 27 سوره مؤمنون، خداوند به حضرت نوح میگه که کشتی بساز:
فَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا فَإِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ ۙ فَاسْلُکْ فِیهَا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَأَهْلَکَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ مِنْهُمْ ۖ وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا ۖ إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
(ما به نوح وحی کردیم که: «کشتی را در حضور ما، و مطابق وحی ما بساز. و هنگامی که فرمان ما فرا رسد، و آب از تنور بجوشد، از هر یک از انواع حیوانات یک جفت در کشتی سوار کن؛ و همچنین خانوادهات را، مگر آنانی که قبلاً وعده هلاکشان داده شده؛ و دیگر درباره ستمگران با من سخن مگو، که آنان همگی هلاک خواهند شد)
این قسمت از آیه:
فَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا…
«پس به او (نوح) وحی کردیم که کشتی را زیر نظر ما و طبق وحی ما بساز…»
شاید خنده دار باشه ولی سوالی که برای من پیش امد این بودش که چرا خداوند به حضرت نوح نگفت که بیا هواپیما بساز!!!!!
خدا که علم و آگاهیشو از اول داشته
تازه حضرت نوح شرایط پرواز هواپیما هم احتمالاً داشته چون مثل اینکه حضرت نوح بالای کوهی یا جایی در ارتفاعی بوده و میتونسته طبق هدایت های خدا، حتی هواپیمایی بسازه که نیازی به موتور هم نداشته باشه مثل هواپیماهای پاراگلایدری که همین الانش هست
دقیقاً همین الان توی اینترنت سرچ زدم سایت ویکیپدیا همینو نوشته بود:
هواپیماهای بدون موتور میتوانند برای مدت زمان قابل توجهی بدون نیروی محرکه در هوا باقی بمانند. آنها را میتوان به عنوان گلایدرها، بالنهای سبکتر از هوا و کایتهای مهار شده طبقهبندی کرد
پس با این حساب حضرت نوح هم میتونست طبق هدایت های خدا به جای کشتی توی کوه…! یک هواپیمای شیک و مجلسی میساخت ولی چرا خدا بهش گفت کشتی بساز؟!
مثل آیه 37 سوره هود:
وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِی فِی الَّذِینَ ظَلَمُوا ۚ إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ
(و زیر نظر ما و وحى ما کِشتى را بساز، و در باره کسانى که ستم کردهاند با من سخن مگوى، چرا که آنان غرق شدنىاند)
بازهم این قسمت از آیه:
وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَوَحْیِنَا…
«و کشتی را زیر نظر ما و طبق وحی ما بساز…»
در هر صورت حضرت نوح باید طبق هدایت های خدا یه چیزی میساخت، خب این هدایت که بود برای هر چیزی که باید آدم بدونه
داستان اینجاست خدا فقط و فقط کسی رو هدایت میکنه به انجام یه کاری که مهارت و آگاهی اون کار رو داشته باشه و براساس اون چیزی که آدم میتونه و میدونه خداوند هدایتش میکنه
مثلاً توی این آیات، داره اینو ثابت میکنه حضرت نوح مهارت کشتی سازی و قایق سازی داشته بابت همین طبق مهارتی که حضرت نوح داشته خدا هم هدایتش کرده که اون زمان یک کشتی عظیم مهندسی شده بسازه که تا اون موقع حضرت نوح نساخته بود چون قرار بود چیزی رو بسازه که تا حالا نساخته بود
حضرت نوح مهارتشو داشته ولی برای اینکه بخواد از اون مهارت استفاده کنه نیاز به یک راهنمایی داشته که بتونه انجامش بده یعنی مهارت نوح (در ساخت کشتی) بدون هدایت خدا به مسیر نجات منجر نمیشد…!
حالا اگر حضرت نوح به جای مهارت کشتی سازی، میدونست هوایپما چیه و مهارتشو داشت قطعاً خداوند هدایتش میکرد که یک هواپیمای خوب تا اون موقعی که حضرت نوح نساخته بود رو بسازه حتی شده هوایپمای بدون موتور
در مورد حضرت داود و پسرش هم به همین شکل بوده که توی آیه 11 سوره سبأ گفته شده:
أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِی السَّرْدِ ۖ وَاعْمَلُوا صَالِحًا ۖ إِنِّی بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
(زرههاى فراخ بساز و حلقهها را درست اندازهگیرى کن. و کار شایسته کنید، زیرا من به آنچه انجام مىدهید بینایم)
این قسمت از آیه:
أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِی السَّرْدِ…
«زرههاى فراخ بساز و حلقهها را درست اندازهگیرى کن…»
دقیقاً اینجا هم داره اینو میرسونه که چون حضرت داود مهارت زره سازی داشته هدایت خدا توی زمینه کاری حضرت داود برای ساخت زره های جنگی بوده و اینکه یه کسی در مسیر کاریش زیر نظر هدایت های خدا حرکت میکنه، از نظر خداوند این یک عمل صالح محسوب میشه
و البته اینم هستش که همون مهارتی که آدم در زندگیش کسب میکنه بازهم طبق هدایت های خداست
چون دقیقاً همینو خداوند در آیه 80 سوره انبیاء در مورد حضرت داود میگه:
وَعَلَّمْنَاهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَکُمْ لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ ۖ فَهَلْ أَنْتُمْ شَاکِرُونَ
(و ساختن زره را بخاطر شما به او تعلیم دادیم، تا شما را در جنگهایتان حفظ کند؛ آیا شکرگزار هستید؟)
دیگه صراحتاً خداوند توی همین آیه داره یک نمونه از فردی رو میگه که هر مهارتی کسب کرده خداوند هدایتش کرده تا یادش بگیره
وقتی که به خودم نگاه میکنم، میبینم که اون زمانیکه هیچ حرفه و مهارتی نداشتم خدا به من گفتش که به چی علاقه دارم و بعد خودش هم هدایتم کرد تا مهارت های لازمشو کسب کنم و بعد خودِ خدا هم هدایتم کرد تا از این مهارتی که به من داده در جهت درست و مفید استفاده کنم یعنی حتی اگر من مهارت چیزی رو داشته باشم ولی هدایت خدارو ننپذیرم، عملاً این مهارت منفعل میمونه و باهاش هیچ کاری نمیتونم کنم چون نیاز به خداوند در دریافت ایده ها و اجرایی کردن ایده ها دارم
این موضوع در مورد همه آدم ها صدق میکنه، نمونه بارزش یه کسی مثل مولانا که شاعر بوده و شعر میسروده ولی مولانا چی شد که شد معروف ترین شاعر دنیا در حدی که همین الانش هم اکثر خواننده ها از شعرهای مولانا توی آهنگ سازی هاشون استفاده میکنند؟؟؟؟!!!!!
جواب خیلی سادهست…مولانا تمام اشعارش بلااستثناء براساس الهاماتی بوده که بهش میشده یعنی مولانا یک عشق و علاقه و مهارتی در شعر و شاعری داشته ولی برای اینکه بتونه از این عشق و علاقه در مسیر درست استفاده کنه از هدایت های خدا استفاده میکرده بابت همین هم هستش که هر کسی اشعار مولانا رو بخونه میتونه حس کنه این شعرها از یک آگاهی بالاتر امده
همینم باعث شد یک شاعری مثل مولانا بشه مشهورترین و ثروتمندترین شاعر زمانه خودش
حالا اگر یه کسی مهارت و علاقه چیزی رو داشته باشه ولی نخواد طبق هدایت های خدا پیش بره، اون مهارت نتنها به کارش نمیاد حتی ممکنه در جهت نادرست هم ازش استفاده کنه مثل ساحرانی که فرعون دستور داده بود برای موسی جادوگری کنند ولی بعدش چه اتفاقی افتاد؟
خداوند حضرت موسی رو هدایت کرد همشونو جمع کرد
عملاً هیچی به هیچی
در مورد حضرت یوسف هم در آیه 22 سوره یوسف گفته شده:
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا ۚ وَکَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ
(و چون به حد رشد رسید، او را حکمت و دانش عطا کردیم، و نیکوکاران را چنین پاداش مىدهیم)
بابت همین هم هستش که حضرت یوسف هم پادشاه کشور مصر میشه!
بخاطر مهارتی که توی رهبری و مدیریتی داشته
بابت همین حتی به پادشاه مصر پیشنهاد داده بود که منو خزانه دار مصر کنید چون این مهارت رو داشته خدا هم هدایتش کرده به همون چیزی میتونسته ازش در جهت درست استفاده کنه
حتی خیلی جالبه که در مورد زنبور عسل هم خداوند توی آیه 68 سوره نحل میفرماید:
وَأَوْحَىٰ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ
(و پروردگار تو به زنبور عسل وحى کرد که از کوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست مىکنند، خانههایى براى خود درست کن)
حتی موجودی کوچک مثل زنبور، الهام میگیرد تا بهدرستی از غریزه و مهارتش استفاده کنه
این نمونهای طبیعی از هدایت در مهارت زیستی هستش
در مورد حضرت موسی هم خداوند در آیه 26 سوره قصص میفرماید:
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ ۖ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ
(یکی از آن دو (دختر) گفت: «پدرم! او را استخدام کن، زیرا بهترین کسی را که میتوانی استخدام کنی آن کسی است که قویّ و امین باشد)
این آیه درباره حضرت موسی هستش که مهارت و امانتداریاش، سبب هدایتش به مسیر ازدواج و زندگی تازه شد
خدا این مسیر رو از طریق همان مهارت عملیاش فراهم کرد
این آیات با هم نشون میدن که:
مهارت نعمتی الهی هست، اما جهت و نتیجهاش به هدایت خدا وابسته هستش
خداوند حتی «تخصص» و «کار روزمره» آدم ها رو زیر نظر داره
موفقیت در کار و زندگی، ترکیبی از «مهارت + هدایت الهی» هستش
واقعاً هر چیزی که گفته شد رو من نوشتم که برای خودِ من خیلی کمک کننده بود
از خدا میخوام خودش منو همواره هدایتم کنه به مسیرهایی که به آسونی از مهارت و علاقه ای که به من داده در جهت درست و پیشرفتم استفاده کنم
در پناه خدای هدایتگر باشید
سلام به استاد عباسمنش بزرگوار و همه خانواده بزرگ عباسمنش
به چه نکته ی اساسی شما توی حرف هاتون اشاره کردین ، اینکه ما با خدمات رسانیمون به آدم ها باعث گسترش و پیشرفت جهان میشیم واقعا یک باور جدید توی من ایجاد کرد خیلی خوب بود
دقیقا من وقتی توی کار خودم به کسی که دنبال یک خونه ی بزرگ تر یا با امکانات بیشتری هستش در اصل دارم کمکش میکنم تا توی خرید خونه پیشرفت کنه و نسبت به قبلش یک خونه ی بهتری رو بخره و این هم جزئی از همون گسترش و پیشرفت جهانه چون دقیقا انسان ها جزو همین جهان هستند از طرفی هم وقتی که من به یک مالکی کمک میکنم تا خونه شو بفروشه و با پول خونه اش بتونه بره یک محله ی بالاتر یا یک خونه ی با متراژ بزرگتر یا اینکه کلاً با پولی که از فروش ملکش به دست میاره میره به کسب و کارش میزنه و باعث رونق بخشیدن به تجارتش میشه که همه اینا به واسطه کمکی بودش که من انجام دادم الان فهمیدم خداروشکر
پس دیگه نباید نگران این باشم که چرا قرارداد ننوشتم وقتی من کلاً دنبال این باشم که آدم ها به دارایی هاشون اضافه کنند یا کلاً توی تمام زمینه ها پیشرفت کنند من ثروتم رو به دست میارم
دقیقا زمانی که به یه کسی که یه خونه ۶۰متری داشت کمک کردم خونه شو به یک زوج جوان بفروشه از طرفی برای خودشون هم یه خونه ۷۵متری پیدا کردم که باعث شد اونو بخرن و با پولی که به اون مالک ۷۵متریه دادن اونا هم رفتن یک منطقه ی بالاتر و خونه ی با متراژ بیشتر و سن و سال کمتر خونه بخرند و من این وسط به صورت مستقیم و غیر مستقیم به گسترش خونه ی این خانواده کمک کردم ، چه جالب تازه الان که استاد فرمودن فهمیدم بخاطر همین هم پول بیشتری به دست اوردم یا اینکه همین دیدگاههایی که می نویسم کافیه فقط یک نفر باورش تقویت بشه این یعنی اینکه من الان دارم به پیشرفت همه جانبه اون شخص کمک میکنم و همین باعث میشه جهان هم به پیشرفت من کمک کنه
خدایاشکرت بخاطر این آگاهی و باوری که در من ایجاد شد خداروشکر
شاد و ثروتمند باشید